نتایج پست ها برای عبارت :

ازچیزی نمیترسیدم

حالت الانم اینه که کلی حرف دارم بزنم، یه پست دراز! خیلی دراز. ولی حال و حوصله تایپ کردن و یا حتی گفتنشونم ندارم. :/ چطوری دیروز سه هزار تا نمایش داشتم؟ چطوری؟ سه هزار تا؟ اصن نمیگنجه تو مخیلم. چیشده؟ -_-
اینقد پست گذاشتم، اینقد دری وری نوشتم، کراشم آنفالوم کرد. . :/ البته عقایدمون بهم نمیخورد ولی این چیزا برا من مهم نیست! .
یهو یادم اومد وقتی خیلی بچه بودم برا یکی ک برام خیلی مهم بود یه نقاشی سخت رو انتخاب کردم و شروع کردم ب کشیدن و بعدشم رنگش کردم
تمام انسانهابه نوعی بامفهوم زورگویی آشنابودند.اماکاخ سفیدنشینان دلشان تابع زورگفتن بود.این زورگفتن شمایل مختلفی داشت ویک جورشعبده بازی وباج گیری وحقه بازی وریختن معادلات برروی افرادی بودکه اززورگویی متنفربودندودلشان نمیخواست ولایت فردی رابپذیرندکه مداوم دروغ میگویدوزیرقول خودمیزندوهمه رادرگیرسنگ افتاده درچاهی میکندکه خودش عمدادرآن چاه انداخته ودرکائنات به چنین فرداستعمارگرروح انسان شیطان میگفتند.
آمریکاوایادی آن درنگاه خمینی
لای کاغذ پاره ها و خرت و پرت ها داشتم دنبال چیزی میگشتم.نمیدونستم کجا گذاشتمشتازه از حموم اومده بودم بیرون.دستمال معطری بود که عطرشو دوستداشتم .زنگ آیفون خورد لباس نپوشیده
بودم.همینطور که تندی یه بلوز برداشتم و تندی یه شلوار پام کردم با موهای خیس پریدم پایین که برم ببینم آیفون کیه.
دیدم دوست همیشگی که گاهی سوالای درسی و حتی کاری خودمو ازش میپرسیدم اومده و برام یه نامه ای که قرار بود ویرایش و اداری بودنش رو بهم یاد بده،اورده بود با هم کار
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب