نتایج پست ها برای عبارت :

از این ادما دورم کن بد خوب نداره خستم تا وقتی کارشون گیره همشون دورمون هستند این روزا تشنه یکم مردونگیم اما که هیف نیست لاغر تو بام بمون نزار بشن چشمای من خیس

دانلود آهنگ از اين آدما دورم کن مسعود صادقلو
masoud sadeghloo - az in adama dooram kon
 
از اين آدما دورم کن بدو خوب نداره خستم
اونا که دست مردونه دادن فهمیدیم چقدر پستن
از اين آدما دورم کن نمیخوام هیشکیو اصلا
تا وقتي کارشون گيره همشون دورمون هستن
اين روزا تشنه ی يکم مردونگيم اما که حیف نيست
لااقل تو بام بمون نزار بشه چشماي من خيس
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
دانلود آهنگ تیتراژ سریال عطرعشق علی پارسا بمون واسم
در ادامه می توانید آهنگ سریال ترکی عطر عشق با صدای علی پارسا را دانلود کنید.
عشقت دنیامه؛ همه جا باهامه مهربونم هستم تا تهش با توبذار دستاتو روی شونمبارون بزنه نم نم؛ من و تو کم کم بشیم دیوونهحسم به تو بی اندازه ست یه امید تازه ست با تو توو خونه تو بمون واسم اگه روی تو حساسم
 دست من نيست که به تو پرته حواسمتو یه دنیایی؛ با اون چشماي رؤیایی تو بمون واسم اگه روی تو حساسمدست من نيست که به تو پر
همیشه عادت داشتم اوضاع رو تحلیل کنم و سعی کنم کنترلش رو دست بگیرم ولی اين روزا اونقدر همه‌چیز درهمه و اونقدر شکننده شدم و اونقدر دورم که دلم می‌خواد بشینم یه گوشه و دیگه داد نزنم من نیازی به مراقبت ندارم، بذارم هر چیزی که قراره بشه بشه.
تو خونه ای که مادر مریضه

همه جای اون بهم می ریزهدیگه نداره تحملش رومرگ براش راه گریزهای که تمام حاصل حیدریدل حیدریبمون که نیم ِ کامل حیدریدل حیدریبسته گره دلش رو به موی توبه ابروی توحقیقتا شمایل حیدریدل حیدریتو رو خدابمون بمون مادرمبازم نمازبخون بخون مادرم::مدینه شده شبیه زندونچشای علی (ع) می باره بارونبعد شبی که در شکستهندیده کسی علی (ع) رو خندونخدا چرا حُرمت مادر شکستچون در شکستتو کوچه ها دل پیمبر شکستکوثر شکستدستای حیدر و همین که بستند
دانلود اهنگ علی پارسا عشقت دنیامه

حسم به تو بی اندازست یه امید تازست
دانلود آهنگ جدید علی پارسا به نام میشه

بمون واسم علی پارسا دانلود

دانلود اهنگ علی پارسا قلبم

متن اهنگ تو بمون واسم علی پارسا
دانلود اهنگ علی پارسا بمون واسم

متن اهنگ علی پارسا بمون واسم
دانلود آهنگ معین (  با من بمون که شادی بباره توی خونه )
♫♫ Download Ahang  ♫♫
دانلود آهنگ با من بمون با صدای معین از سایت
♫♫ مای تهران موزیک ♫♫

آهنگ معین با من بمون که میتوانید با دوستان خود به اشتراک بزارید؛ ممنون
همچنین میتوانید برای درج نظرات خود مربوط به با من بمون در پایین صفحه نظر خود را ارسال فرمایید.
آهنگ با من بمون رو میتونید از سایت مای تهران موزیک با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ بصورت رایگان دانلود کنید

ادامه مطلب
یه وقتایی میشینم آرشیو و موضوعات وبلاگ رو میخونم. چه حسی داره، گذشته، گذشتن. اصلا انگار یه کس دیگه ای نوشته از حس و حالش. اينقد که برام دوره، اينقدر که همشون تموم شده ان. عجیب تر اين که بعدا هم همین حس رو پیدا میکنم نسبت به حال اين روزا.
هم شگفت انگیزه، هم عجیب و هم ترسناک!
نمیدونم چی شد.چرا؟واقعا عاشقش شدم.از اين موضوع خوشحال نيستمنمیخوام طرد شماز همه.نمیخوام وقتي حس مو میفهمه پرتم کنه بیرون و  واسه همیشه ازم متنفر شهالبته الانم فکر کنم دیگه دوستم نداشته باشه و ازم خوشش نیاد:/از بس وقتي می‌بینمش به هول و ولا میرفتم و هیزی میکنم.دست خودم نيست:/یک بار مچ خودمو گرفتم که به سینه هاش زل زده بودمبعد همش عذاب می کشم که چند نفر دیگه منو تو همچین حالتایی دیدنواقعا هیچ تحریکی نسبت به پسر جماعت حس نمیکنم:/او
بسم الله الرحمن الرحیم./
بابا از خودت یاد گرفتم محبت به پدر رو ، از خودت یاد گرفتم عشق به همسر رو ، از تو یاد گرفتم بخشندگی رو ، تلاش رو ، شوخ طبعی در عین متانت رو . بابا فدای اون چشماي عسلیت بشم ! قربون خستگیات برم .
بابا جوونیت رو به پامون ریختی و حالا که چند تا خط کوچیک افتاده رو پیشونیت ، هنوزم حواست به تک تکمون هست . که کم نداشته باشیم ، که کم نیاریم . بابا شما خیلی بزرگی ! و من شاید خیلی دیر فهمیدم چقدر عاشقتم .
اما شما
بابا هنوز و تا همیش
سلام خودم
هوا گرگ و میشه و ساعت حوالی 6 صبح  پروژه تحلیل همین الان تموم شد
دلم یجوریه نمیدونم چرا آخه .
اين روز هارو با سال پیش مقایسه میکنم میبینم همه چی عوض شده  وای چقدر تقییرات داشتیم خیلی ادما از زندگیم رفتن و خیلی اندک وارد شدن
جدا خیلی زمان همه چیزو درست میکنه  گذر زمان حوبه کی گفته بده واقعا خیلی خستم ولی خوابم نمیاد نمیدونم چرا
فکرم درگیر بود خیلی الان اروم شده خدارو شکر
خدا خودش کمک کنه  کارام به روال پیش بره تا همه چیز حل بشه
خدا
وقت هایی که پیشم نيستی عزیزم به سختی همین طور میگذره و چه برسه ببینم ناراحت هم هستیناراحت از اين نظر که فلان احمق که دوست اسمش را گذاشتی باعث اعصاب خوردی هر 2 ما میشه راسش عزیزم بهت گفته بودم پرو دپ را اصلا باهاش میونه خوبی ندارم متاسفانه از اونجایی که داخل اين خراب شده به دنیا اومدیم نمی تونیم توقع زیادی از ادمهایی داشته باشیم که سراسر عقده و کینه اند پس چه کاری داخل گروه موجودات زنده حسابشون کنیم؟؟؟خیلی راحت باید بتونیم بزاریم کنار ک
یادمه یكی بهم میگفت تو خیلی صبوری هر كی دیگه ای بود اينطوری ریكشن نشون نمیداد یادمه همون ادم كاری كرد كه خرد شدم اما بازم صبور بودم مثه خودش نتونستم رفتار كنم یادمه وقتي عذر خواهی كرد ازم بابت هر چیزی كه سرم اورده بود وقتي منتظر كلمه ی بخشیدم بود حرفی نزدم تنها ادمی كه هنوز نبخشیدم همون ادمه ادم كینه ای نيستم ولی نمیتونم ببخشمش یادمه ی نَفَر دیگه هم میگفت هر اتفاقی كه بیوفته من فقط تو رو باور دارم یادمه اونم گذاشتو رفت باورت نداشت به من همون
بهترین) خواهرم:
تولدت یه روزه مثل بقیه ی روزا و هیچ ارزش بخصوصی نداره جز اينکه به بعضیا وجودتو یادآوری کنه ،‌ البته اگهه یادشون بمونه
تمشک‌ترین) ”در من خری هست که همچنان تو را دوست می دارد،
 و در تو چیی هست که هیچ‌وقت نمیفهمد.
تولدت مبارک
+جواب دومی رو چون نمی‌تونم به صاحبش برسونم، همین‌جا تخلیه می‌کنم دور هم باشیم:
 شما انقدر صاف و شفافی که درون و بیرونت هیچ فرقی باهم نداره مهندس.✋
* مثل همونی که به بعضی فیلما می‌دادن.
از تو خبر هست ولی خیلی کم. گاهی تو خواب میبینمت و خیلی هم شبیه خودمی اتفاقا. صداهایی که از تو حرف میزنن رو اگرچه دوست دارم ولی گوشمو میگیرم تا نشنوم. وقتي گوشمو میگیرم صداها رنگ میبازن. میدونی؟ فکر کردن به تو و عواقب بعد از تو، بهم استرس میده. واسه همین دارم جاخالی میدم. اين روزا روزای خوبی نيست واسه ورود شکوهمندت. روزای من رنگش مدام بین نارنجی و سبز و بنفش در نوسانه. روزای هیجان و آرامش و ترس من قاطی شده و اصلا موقع خوبی برای پاشیدن یه رنگ جدید ن
 دارم به اين فکر میکنم که من دقیقا چند بار اومدم اينجا نوشتم که دیگه درباره ی کاف صحبت نمیکنم !حتی نوشته بودم که خطش زدم . اره نوشتم دیگه . خیلی . اما خب نمیدونم چرا باز یکی دو شبه به اين فکر میکنم که عجب دوره و زمونه ای اِ!به کسایی گفتیم دوست . که الان هر چقدر چشم بگردونیم نمیتونیم پیداشون کنیم . نيستن . دیگه تو قلبمون نيستن .دارم به اين فکر میکنم که چطوری میشه که ادما اينطوری میشن! اصلا چه بلایی سر خودمون میاد .که دیگه نمیتونیم منعطف باشی
Alireza Fateh
Ye Shab Bishtar Bemon (Ft Cy)
#AlirezaFateh
بعد من که اون بوس که اروم رفتی سمت فرودگاه
بغضم قورت دادم که نگيره دلش تو راه
دستام یخ میزد بی اون چشام خط بی جون
میخواستم بهش بگم بمون چاره ایی نبود
میگفتی دیوونمی میگفتم عاشقم شو
مگفتی عشق چیه بمون  دارم باور عشقو
ولی وقتي داشت میرفت خودم میدیدم اشکاشو پاک میکرد
ولی وقتي داشت میرفت دلش نمیذاشت بره هی برمیگشت
دیروز باید شمواد رو رد میگردم و میرفتم رو شپلی.گاف دادم،امروز توی منفی مطلق دادم رفت و بعد كه برگشت خرید زدم .15 درصد حداقل ضرر بودخیلی اشتباه بزرگی كردم.دورم شلوغ بود ،حرف و سر و صدا و تمركز بر فنا  رفت و اين اشتباه رو كردم.راه برگشتی نيست و تمام.چه روزی بود امروز.خسته ام و كلافهتوكل به خدا. 
عاشق روزایی هستم که برف گوله گوله میباره. اين روزا بخاطر سال نو میلادی کارتنای با تم کریسمس که توش از برفه نشون میده و من مست میشم. برفم که میباره پرده ها رو میزنم کنار که لحظه به لحظه تماشاش کنم. ظهر برگشتنی برف تموم شد. بچه ها رفتن آهن ربا بخرن که بعدش هوس کردن برف بازی کنن. سه تایی بازی میکردن و من تو ماشین بودم و مست صدای خنده و شادی جوجه ها. چیزی که میدیدم کل زندگی من بود سریع گوشیمو برداشتم و فیلم گرفتم از کل زندگیم. اين فیلم شده شارژر من. الا
سلام
احتمالا شما هم بارها و بارها شنیدید که برای لاغر شدن و چربی سوزی میگن عسل و دارچین بخور، فلفل به غذات اضافه کن، سرکه سیب بخور، زیاد آب بخور و . .
نمیگم اين ها تاثیر نداره اما تاثیرشون معجزه آسا نيست. اين طور نيست که شما هر چی دل تون بخواد بخورید و بعد بگید سرکه سیب می خورم مشکلی پیش نمیاد!
کاهش وزن یه اصل ثابت داره؛
بدن شما در طول روز به مقدار مشخصی غذا نیاز داره، اگه میزان غذایی که می خورید از مقدار مورد نیاز بدن بیشتر باشه، شما چاق تر، و ا
خدایا از ما چاق ها بردار بده به خیلی لاغر ها .خدایا مارا به درجه باربی طوری برسان.+آیا میدانستید چاق ها مهربون تر هستند؟ نمیدونستی؟ واه نیمه ی مفید عمرت بر فناست که :اا بله ما بدلیل ترشح هورمون لپتین مهربون تر از شما خوشگلای لاغر هستیم :))) برید بوسوزید برید دیگه .  +اينقدم اين جمله ی آیا از چاقی خود رنج  می برید رو اول تبلیغاتون نگید . ما خییلی هم با چاقیمون حال میکنیم .رنج کوجا بود؟؟-سرعت تردمیل را روی 5.0کیلومتر تنظیم میکند!+راستی من واقعا فکر م
حالم کمی گرفته، خشم دارم از عین و چس کلاس‌هاش. چیا هربار و هربار میشینه واسه ما کلاس میذاره و باید بشینم و تماشا کنم و گوش بدم. امیدوارم کارشون درست نشه هیچ‌وقت حالا یا برن یا بمونن دیگه فرقی برام نداره.
حالم کمی گرفته، خواب س رو دیدم که باهاش در رابطه‌ام و دوسم داره ولی بهم خیانت می‌کنه و من رنج می‌برم و سکوت می‌کنم. خواب ش رو دیدم و مادرجون و گربه.
حالم کمی گرفته ولی باید امروز هرجور شده کار پایان‌نامه‌ام رو تموم کنم.
حالم کمی که چه عرض کن
سلام
روزها اينقدر گرمه ولی باید وایساد باید با تمام حرف و حدیثا جنگید باید ربات تموم بشه باید پرینتر ساخته بشه باید کانال تحویل گرفته بشه و
اين روزا کارم فقط دویدنه  فقط دارم میدوم امروز به خودم اومدم دیدم صبح تا ظهره نشستم بگذرم
ولی تا روتخت بیمارستان بودم به اين فکر کردم که دیدی حاج ممد دیدی مردنم زیاد سخت نيست یهو یه بشکن  و یاعلی  ولی کاری که عوض داره گله  چی چی نداره مام گله نداریم شکری خدا
تا چن وقت مجبورم شبا تنها باشم ولی خب  یاد
از روی بی حرفی اين صفحه رو باز کردم تا شاید کمی بتونم حرف بزنم
یه ادم پر حرفی مثل من وقتي انقد بی حرفی پیشه میکنه یه چیزیشه نه؟
وقتي با تقریب خوبی هر شب کابوس میبینه!
هی نیگا میکنم میبینم همه چی سرجاشه!همه چی درسته!استراحت کافی به موقع هم درس و دانشگاه!تقریحات خوب!همه چی دارم!
همه چیزایی که میخواستم!ولی بی حرفم!ولی تو فکرم!ولی تمرکز ندارم!ولی خستم!ولی حوصله ندارم!ولی .
خیلی فکر کردم که چمه!که چرا پنجشنبه شبیه جمعه شده برام!یا حتی شنبه
حتی دیگ
یک از همه: قضیه اينجوریه که دوست دارم اينجا از همه‌یِ چیزایی که اين مدت با گیانک از سر گذروندیمشون و همه‌‌یِ چیزایی که برام اتفاق افتاده و همه‌یِ شک و تردیدایی که ردشون کردم و همه‌یِ اينا بنویسم ولی نمی‌شه. یه‌جوریه انگار بخوام همه‌شون برای خودم بمونن. یه‌جوریه که انگار می‌ترسم کسی بیشتر از من دوسشون داشته باشه. خودخواهم بس که‌. سخته ولی حرف نزدن. نگفتن.
دو از همه: که چی می‌تونه برام قشنگ‌تر از بغل کردنت پشت قفسه‌های کتابفروشی باشه؟ ک
 سلام به هرکی حرفام رو خوند:) یک کوچولو دیر امدم .
یسری ادما هستن واقعا نیاز به روان درمانگر دارن روان کاوه یا هرچیز دیگه ای که هست آخه چرا تا کی میخوان اين اخلاقاشونو تو خودشون نگه دارن .
دلم میخواست حرفام رو بزنم باهاشون خیلیییی محترمانه و مودبانه ولی متاسفانه وقتي حرفای من با اون همه ارزشی که داره یکی ک شعورشم پایینه بیاد سرت بخاطرش داد بزنه قطعا ک نتیجه خوبی نمیده و ارزشی نداره خودمو خراب کنم .
سختی کشیدن در گرو موفقیت می ارزه تو بدترین
+به قاعده ی یک دست که پیچک میشه دور شونم
در امن ترین کنج جهان جا میگیرم
و خداروشکر 
++اشکام قطره قطره میریزه و شعر میشم.
+++عشق اگه شکل داشت
مثل مرد پیرهن نارنجی امشب بود
یه ظرف برنج حضرت داشت قاشق قاشق بین تک تک ادما پخش کرد
پوست افتاب سوخته ای داشت و لاغر بود
وقتي به زائرا ادرس میداد و اشاره میکرد به صحن ازادی
حس میکردم داره عشق بازی میکنه.
کف دست دوستم برنج ریخت،
دوستم عطرشو بو کشید و شیرین گفتـ
:"شدیم مثل کبوتراش " و لبخند زد

++++پیر نشید!شما مسئ
هی فشار پشت فشار، گریه و درس و دوری، دلم میخواست وسط همه ی اينا تو بودی، تو بودی تا به جای اين بالشو پتو سرمو بذارم رو بازوتو تو بغلت اروم بگیرم، دلم میخواست تو بودی وسط همه اين شلوغیا، وسط بود و نبود ادما، تو بودی که صبح چشمام رو به تو باز شه نه دیوار زرد بی روح، دلم میخواست تو بودی و بغلم میکردی دستتو میبردی لای موهام و میذاشتی تو بغلت اروم بگیرم تو بغلت گریه کنم حتی شده بمیرمدلم میخواد باز بهم بگی دوستم داری بهم بگی خواستن تو چشماتو الکی نمی
هستم ولی خستم:)
عجیب دلم نوشتن میخواد و عجیب تر دستم به نوشتن نمیره!
فصل دوست داشتنی ام سر رسیده و من همچنان گنگم!
توی عصرای دل انگیز زمستونی دفترم رو باز میکنم و با یک لیوان چای هل دار و خودکارای دوست داشتنیم میشینم سر نوشتن ولی دریغ از یک کلمه!
میدونی حتی رو کتابام هم نمیتونم تمرکز کنم و اين برای عشق کتابی مثل من یعنی فاجعه!یعنی یه چیز بی سابقه!میدونی اگه الیور تویست نصفه بمونه یعنی چی؟!
دلم اين روزا بیشتر سکوت میخواد.مثل خود خود زمستون.دلم
از یه جهت راضیم داره میگذره ،،، بذار بگذره مهم نيست ،، از یه جهتم میگم حیف اين روزا که داره الکی میگذره !
اما با اين وجود ترجیح اينکه بگذره کلا اين 5 سال اخیر جز زندگیم نيست،،،
#
1-وای  زنگ زده به مامانش میگه مامان من لاغر شدم ،،،،سه برابر منه !
اگه مامانت منو ببینه چی میگه  
از بس لاغر شده بودم فکر کرده بودن سرطان دارم
2-جالبه برام که چرا همه فکر میکنن من فقط باید تو خونه باشم و وقتي منو بیرون میبینن تعجب میکنند :|شایدم فکر کردن با مهرداد سوم  اوم
دردا که گشت با من، بیگانه یار جانیبا دست خود مرا کشت، لب تشنه در جوانیمن از نفس فتادم، بر خاک رخ نهادماو می‌زند به مرگم، لبخند شادمانیای بلبلان بنالید ای لاله‌ها بریزیدشد باغبان دل را گار جان خزائیغم‌‌ها بدل نهفتم، در دم بکس نگفتمبردم بگور با خود صد غصة نهانیلب تشنه‌ام ثوابی، ای امّ فضل آبیبالله اين نباشد، پاداش مهربانیبر دیده‌ام ستاره، در سینه‌ام شرارهبا قلب پاره پاره، رفتم ز دار فانیعمرم چو عمر یک آه، کوتاه بود کوتاهشد اول حیاتم
دو ساعت پیش میخواستم حمله کنم اينجا و کلی غر بزنم و از اين بگم‌که چقد از دست ادمای به ظاهر دوست عصبانیم!
ولی به جاش فرندز دیدم :)))
بعد سنتور زدم بعد از دو ماه!و بعد دوباره فرندز دیدم!
خوشحالم که خودم بالاخره میتونم واسه همین چیزای کوچولو حال خودمو خوب کنم و نشینم غر بزنم!
خیلی وقته تلگرام نيستم!میدونی حس‌خوب میده بهم!یه حس تونستنی طور :)
امروز داشتم اينستا رو یه نیگا مینداختم یهو یه جوریم شد!انگار اينجوری شده که به جا اينکه رمان بخونیم و داستان
- چند وقته که ننوشتم ؟ خودم حسابش از دستم در رفته ! اين روزا درگیر یه چیزی ام که به من مربوط هم نيست ولی خب از فکرم بیرون نمیره و همه دارم پیش خودم حساب و کتاب میکنم که اين دفعه اگه دیدمش اينو بهش میگم ، فلان حرف رو میزنم فلان مساله رو میگم و هربار که میبینمش به خودم میگم " سرت به کار خودت باشه و توی حریم شخصی دیگران فضولی نکن " . درسته که اين دیگران موجود خیلی مهمیه برای من ولی اگه پیش ما هم معذب باشه دیگه کسی براش نمی مونه که بخواد پیششون راحت باشه
من فقط بک بار اشتباه کردمفقط یک بار.اما اونا حاضر نشدن منو ببخشنمن فقط یکبار اشتباه فهمیدمشون ولی اونا حاضر نشدن توضیح من رو گوش کننمن فقط یک بار زود قضاوت کردم و بدون مکث،از کار خودم پشیمون شدم،اما اون همین یک بار رو هم ندیدناونا هر بار بد شدن،هربار ناراحتم کردن،هربار اشتباه کردن،ولی هیچ وقت نفهمیدن!اونا هر بار یه چیزیو تو وجود من نابود کردن اما،تنها و اولین و اخرین اشتباه منو چند برابر بزرگترش کردنو من نمیدونم.در برابر اين جماعتی که تن
+سلام. 
اگر مشکلات بندگان خدا اومد پیش شما پسش نزنید!  استقبال کنید ازش. تحویلش بگیرید. براش وقت بذارید. اين گرفتاری هایی که خدا ارجاع میده به ما، همش نعمته. گره گشایی هنره. دلسوزی شرافته. غصه خوردن برا درد مردم نشان آدمیته. ربطی به پول داشتن و نداشتن نداره. گیرم که تو بضاعت نداری، خب زبون که داری، اعتبار و آبرو که داری. برا خودت نه اما برا دیگران که میتونی گدایی کنی. 
آه 
برای یکی دو تا گرفتار و زمین خورده ی شریف و باآبرو  تو اين روزا شاید به 50
دلم واسش تنگ شدهالان داشتم آنلاين حکم بازی میکردم از تو تلگرامیاد اون روزا افتادم همون دو روز که رفتیم خونه دوستش و حکم بازی میکردن تا صبحو من نگاشون میکردم و هیچی سر در نمیاوردمحتی اسم کارتا هم بلد نبودمقول داد بهم یاد بده و چقدر ذوق داشتمخودم یاد گرفتم ولی خوب دلم واس اون روزا تنگ شدهحکم و بلک جک و.دلم واسه پیاده رفتنمون به خوابگاه سر صبح تنگ شدهلست سینش بستس و تلگرام زده 1 هفته انلاين نیسنگرانشم
اين ترمو 100% مشروطم . شکی ندارم . نمیدونم برنامه نویسی پیشرفته پاس میشم یا نه البته مهم نيست چون اهمیتی نداره .
خب بگم که بالاخره سایت لومیر (www.Loomir.com) رو بردم روی سرور . مشتری کاملا راضی بود میگفت انتظار چنین چیزی رو نداشتم .
در حال حاضر دارم ادامه آموزشا جاوا اسکریپتو میبینم . اين روزا اعتیاد خیلی خاصی به کُد پیدا کردم . هر چی کد میبینم یا میزنم سیر نمیشم دوست دارم بیشتر کد ببینم و کد بزنم . اعتیاد خیلی جالب و باحالیه :)
 
 
دنیای پیچیده ایست
آنقدررررر با باید و نباید ها بزرگ میشیم
که تازه بعد از ۳۰-۴۰ سال زندگی متوجه میشیم :
کل زندگیمون اشتباهه
باورهامون غلطه
آدم‌های دورمون رو کاش جور دیگه ای انتخاب میکردیم
آنقدرررررر بنده شرایط و کاندیشن های ثابت و از قبل فراهم شده ای هستیم که بعد از ۵۰-۶۰ سال متوجه میشیم :
من مال اين زندگی نيستم
من شاید حتی هیچی نيستم و تا حالا خبر نداشتم 
کار و شغلی که سالهاست دارم رو دوست ندارم
مهارتهایی دارم که خودم تا به حال (که دیگه دیر
احسان یه پسر لاغر و سبزه بود که نمی‌دونست با زندگیش چیکار کنه. وضعیت مالی خانواده‌ش اصلاً خوب نبود. تازه توی مصاحبه‌ی دکترا رد شده بود و وضعیت جامعه‌ش هم اصلاً طوری نبود که بتونه دلش رو به چیزی خوش کنه. با چشماي خودش می‌دید کسایی که اصلاً استحقاق ندارند از پله‌های موفقیت بالا می‌رن و توی جامعه‌ش روابط بیش از ضوابط تعیین‌کننده‌ست و به طور خلاصه، آینده‌ی روشنی پیش روی خودش نمی‌دید. دکتری که توی آزمایشگاهش احسان رو پذیرفته بود، بهش پیشن
بچه که بودم حسرت یه برادر بزرگتر رو داشتم. به نظرم یه برادر برای اينکه حامی باشه، باید بچه ی اول باشه یا حداقل چند سالی بزرگتر.
اما کم کم بهم ثابت شد برادر برای حامی بودن، نیازی به بچه ی اول یا بزرگتر بودن نداره . برادر تو هر سنی و هر شرایطی، میتونه یه حامی و دوست خوب باشه.
نمیدونم کی اين موضوع رو فهمیدمشاید وقتي تو اولین اردوی دانش آموزیش برام کتاب خرید یا شایدم روزی که گوشواره های گل رو خرید یا روزی که باهم گل گفتیم و گل شنفتیم
عید ام
نمیدونم میدونی چقد سخته یا نهولی خوندن معماری کامپیوتر و همزمان فکر کردن به اينکه چجوری بهش بگم ازش دلخورم چجوری بگم دارم از حسودی میترکم چجوری بگم دلم میخواد یکی محکم بزنم تو صورتش و علاوه بر همه ی اينا حواسم باشه اشکم نریزه چون حوصله جواب پس دادن ندارم، باعث میشه احساس کنم سلول های قلبم داره دونه دونه از هم جدا میشه.
.
.
به تک تک آدمایی که هرروز میبیننش حسودیم میشه.
به هم کلاسیاش، به هم اتاقیاش، به استاداش، به همشون.
از همشون سخت تر اينکه هی
بعضی وقتها واقعا دلم میخواد تو زمان و مکان دیگه ای باشم. بعضی وقتها با تمام اين که از جمع ها فراریم دلم میخواد دورم شلوغ باشه و کسایی باشن که حرفمو میفهمنو منم میفهممشون. بعضی وقتها خسته میشم از راهی که پیش گرفتم. از آینده ای که فعلا فقط میتونم امیدوار باشم اونجوری بشه که من میخوام. نمیدونم چمه. دوباره احساس میکنم ممکن همه اينا بیهوده باشه. اين سخت گرفتن اين سخت کار کردن اين امیدوار بودن. بعضی وقتها هیچ دلخوشیی نيست. من باید از خیلی چیزام بزن
چگونه لاغر شویم؟ اگر می خواهید یک بار برای همیشه لاغری سریع ⚡️را امتحان کنید حتما اين مطلب را بخوانید ✅ با نکات مهم از منابع معتبر در خدمت شما هستیم.
 
چگونه لاغر شویم؟
 
یکی از مهم ترین عوامل چاق شدن خوردن کربوهیدارت است! بنابرین به جای اينکه بروید از هرشخصی بپرسید چگونه لاغر شویم یا از او رژیم لاغری بگیرید, فقط کافیست میزان کربوهیدارت را کمتر کنید! شاید ساده بنظر برسد اما حتما اين مطلب را تا آخر بخوانید تا دیگر از خود نپرسید چگ
یافتن یک رژیم لاغری سریع و درعین حال موفق برای لاغر شدن ، تقریبا همیشه دغدغه ی بسیاری از افراد بوده و هست . اما سوال اينجاست ، در بین ده ها رژیم غذایی که هر کدام ویژگی های منحصر به فرد خودشان را دارند ، کدام رژیم برای  لاغر شدن مناسب است ؟ در کدام یک از انواع رژیم ها احتمال بازگشت وزن کمتر است ؟  کدام برنامه لاغری ،  عوارض جانبی کمتری  نسبت به بقیه رژیم ها به همراه دارد؟rashid
نمیدونم توی وبلاگ قبلیم گفته بودم یا نه.احتمالا کسایی که اونجا بودن در جریان کشمکش های من و استاد موسیقیم بودن.سرانجام اين کشمکش ها اين شد که من از گروه کنار گذاشته شدمهمیشه فکر میکردم اينکه از گروه خط بخورم و توی کنسرت ها نباشم خیلی برام سخت باشه و به نوعی ضعف و افت محسوب شه برام ولی به خاطر رفتار سنگین استادم اون اواخر، وقتي پیشنهاد حذف شدن از گروه رو بهم داد کاملا قبول کردم و یه نفس راحت کشیدم تقریبا میشه گفت شیش ماه یا بیشتره که از گروه
سرما خوردم درد دارم دردمو به کی بگم بتونه درک کنه بعد سال ها یکی رو پیدا کردم که بتونم حرفتمو بهش بزنم بتونه درکم کنه حالا چی هی بهونه ی کار دارم کار دارم میاره نمیتونم باهاش حرف بزنم زنگش هم میزنم جواب نمیده داره کاراشو میکنهبعضی وقتا سکوت بهترین راه حله ولی بعضی ادما نمیزارن که سکوت کنی هی می خوان ازت حرف بکشنکیه که درد منو بفهمه کیه اخه کیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دلم یه نفر میخواد همیشه پیشم باشه یکی که همه ی حرفام رو بفهمه یکی که درک کنه من چی میگ
نزدیک دو ساعت بلکه بیشتره که حرف زدیم . حرف زد از ناراحتی هاش . از همه چی ! دل و زدم به دریا و ازش پرسیدم هنوز هم باهاش ارتباطی داری ؟! منتظر نه بودم اما گفت اره هر از گاهی سلام احوال پرسی داریم . بهش گفتم پس نرفته ! گفت چرا رفته . خیلی وقته که رفته . بهش میگم اين سبد گل های خشک شده توی اين اتاق . اون تلفن هایی که میگی هر از گاهی هست . اين میشه بودن !گفت بودن ؟نه !نه!گفتم پس میشه نصفه نیمه رفتن . نصفه نیمه رفتن هم به درد لای جرز دیوار میخوره !ا
سلام :) حالتون چطوره ؟ 
اين روزا اينقدر درگیرم که اومدنم به اينجا از اولویتام خارج شده 
پسر مدتیه سینه خیز میره و اين روزا تبدیل به سینه خیز سرعتی شده 
مدام باید دنبالش اين ور اون ور برم 
راستش خیلی خسته کننده است 
مخصوصا اين که دست تنهام :( 
چقدر بده اين تنهاییِ لعنتی !

همین پسر شیطون گاهی اينقدر خودشو لوس میکنه که میگم خدایا من چندتا دیگه ازین بچه ها میخوام
ولی باید حواسم باشه احساسی تصمیم نگیرم :))))
دیشب که از خونه مامان با عصبانیت تمام برگشتم و داشتم حساب میکردم گذاشتن دخترک پیش مامان چه فایده ای میتونه داشته باشه و هر چی فکر می کردم به نتیجه ای نمیرسیدم و از طرفی فکر میکردم چطور به شوهر بگم اين قضیه رو وارد خونه شدم که دیدم رو تخته وایت برد دخترک با ماژیک یه متن برامون نوشته به اين مضمون که من و دخترک گل های بغ زندگیش هستیم و دوستمون داره و دورمون میگرده و فلان و آره و اينا
عصبانیت رو دادم پس ذهنم و شادی کل قلب و ذهنم  رو پر کرد 
ایده ش قر
"چطور می شود به زندگی اعتماد کرد وقتي گاهی اينهمه وقیحانه بیرحم می شود؟"
_سمت آبی آتش
وقتي بحث اعتماد به زندگی یا دنیا پیش میاد، به اين فکر میکنم که طرف مقابل ما دقیقا چه کسی قرار داره. اين زندگی‌ای که ازش حرف میزنیم کیه؟ خب واضحه یه شخص نيست، جاندار نيست، هیچ اختیاری نداره، حتی اختیار خودش. چون اصلاً وجود خارجی نداره
زندگی‌ای که ازش حرف میزنیم شاید چیزی جز خود ما نيست. و البته مربوط به گذشته‌ست. شاید ترکیبی از عملکرد ما و خدا باشه. ولی فکر م
بسم الله الرحمن الرحیم
سعی کردم بپذیرم همه چیز رو و خوشبختی رو بسازم
همه چیز داشت خوب پیش میرفت حالم عالی بود
اما انگار امتحان ها تمومی نداره و حس خوشبختی دوامی نداره.
اشکالی نداره اين دنیا پایان داره ولی زندگی انسان نه
میدونین ترسم از اينه که به خاطر اين نارضایتی ها زندگی ابدیم تحت الشعاع قرار بگيره
+ازاينکه قصه های سرگذشت رو کامل نکردم عذر میخوام اصلا مرور خاطرات برام جذاب نيست
خدایا نذار امید هامون ناامید بشه
امشب به خاطر جمله ی یه کسی خیلی .
به اوضاع احوالمون دلسوزای انقلاب سوخت.
که دارن یه جور هدر میرین میسوزن و کسی هم نيست از نیت های پاکشون  از درستکاریشون استفاده کنه !
وسط فیلم ایستاده در غبار پاشد رفت خونشون
حین رفتن حس منو دید و میدونست دغدغ هی منم چیه یه جور غریبی داشت گلایه میکرد
انگار که هنوز هم با اين سن امید داره یه جا به کار گرفته شه یه گوشه ی کار رو بگيره زیر لب با خودش میگفت
خب که چی داره میگه که یه هم
هر سال همین تکرار هرسال همین تکرار هر سال خودمونو گول میزنیم که سال نو و فلان و اينا واقعیت اينه همه اين چیزی نيست جز مشتی خزعبلات که ما برا خودمون ساختیم . ما همه اش برای خودمون چارچوب ساختیم . هیچ چیزی جذاب نيست حتی لحظه مزخرف تحویل سال یعنی چه آخه ؟؟ سال رو تحویل میدیم خودمون اصن تغییری میکنیم ؟؟؟ یه نگاه به اين جامعه تخمی بندازیم . همه ما مصرفی شدیم همه امون از عرف پیروی میکنیم نیازی نيست به جامعه نگاه بندازیم همین استوری های مسخره اينس
بعضا دلم میخواد ذهنمو از سرم بکشم بیرون و باهاش یه گفت و گوی مسالمت آمیز داشته باشمبپرسمکه چرا اين قدر درهمو برهمهچرا اينقدر چیزای ریزو بی محتوارو تو خودش جا میده و درگیرشون میشهبپرسمحتی دعوا کنمشبگم که خستم از دستتاز اين درگیری های بی وقت و بی مناسبتتولی آیا واقعا مشکلم اونه؟!نه.مشکلم خودمممنی که اين روزا به شدت درگیر کردم خودمومن که به طرز عجیبی تلاش میکنم از تنهایی فاصله بگیرم اما،هرچی بیشتر دستو پا میزنم،بیشتر خودمو تنها حس می
شهید آوینی میگه یه زمانی واسه اينکه خودم رو روشن فکر جلوه بودم، کتاب های فلسفی غربی میزدم زیر بغل و می چرخیدم. اون روزا نشانه ی روشن فکر بودن دور دور کردن با کتاب فلسفی بود. امروز اما نشانه ی روشن فکر بودن یه مریضی خطرناک هست یعنی نق زدن، آه و ناله کردن، غر زدن، داد و بیداد کردن، آه و فغان و واویلا گفتن از دست تمام مخلوقات.

خواستم بگم اين روشن فکری نيست، اين یه مریضیه که اول از همه دودش تو چشم خودت میره و خودت از لحاظ روحی زندگی تلخ تری رو تجربه
چرا اون موقع ها که من به کسی نیاز داشتم همه ولم کردن ؟ :/ چرا من حس ترحمشو با دوست داشتن اشتباه گرفتم اين همه درگیرش شدم  چرا نفهمیدم چرا نمیخواستم بفهمم یکیم بهم نگفت :(چرا انقد تو سرم دوباره شده پر از چرا از اينکه بخوام غصه ها و ناراحتیا و فکرا و خیالامو با قرص فراموش کنم خستم :/ چرا به حالت عادی همه حل نمیشه .
بعضیا از تنفر حرف میزنند اما نمیدونند نفرت از کجا میاد 
و عده ای از عشق میگن که نمیفهمن عشق چیه ؟
 وقتي شدت و صمیمیت عشق، بیش ازاندازه میشه، عشق میتونه بستری مناسب برای بروز تنفر باشه. 
در چنین موقعیت هایی که همه درها و راه ها بسته میشن، تنفر کانالی ارتباطی میشه برای حفظ نزدیکی قوی رابطه که هم وصال و هم جدایی در آن غیرممکن میشه، 
 بدون تردید، عشق می تونه بی اندازه خطرناک باشه  
و عشق و نفرت می تونند به صورت همزمان وجود داشته باشند، 
کمی سخته
دانلود آهنگ سیروان خسروی به نام تنها نزار + متن + کد پخش آنلاين

مرورگر شما از Player ساپورت نمی کند






دانلود آهنگ و دیگر امکانات در ادامه مطلب .

 

پرتال جامع ترولیا | سرگرمی، طنز، کلیپ، دانلود، فونت، سلامت، عکس، آشپزی
Fereshteh
#BabakMafi
اسم ترانه هام هر اسمی که بشه 
منظور من تویی منظور خواهشه
اسمت برای من چه خواستنی شده 
دلم کنار تو شکستنی شده
فرشته نبودی ولی واسه من بهترینی 
واسه اخلاقای بد و خاص من بهترینی
هنوزم مث تو توی زندگیم پا نذاشته 
کسی مثل تو مهرشو تو دلم جا نذاشته
واسه ی من بمون واسه ی من بخون 
تو هنوزم برای من مثل گذشته ها دیوونگی کن
واسه من فکر تنهایی نباش و باز کنار من 
بمون و زندگی کن زندگی کن
فرشته نبودی ولی واسه من بهترینی 
واسه اخلاقای بد و خاص من
20 اشتباه بزرگ که مانع کاهش وزن تان می شود



20 اشتباه بزرگ که مانع کاهش وزن تان می شودبسیارند کسانی که از اضافه وزن رنج می برند و به دنبال راهی برای کم کردن وزن خود هستند اما اکثر اين افراد پس از انتخاب رژیم غذایی به نتیجه مطلوب که فکرش را کرده بودند نمی رسند ، اين موضوع باعث می شود که با نا امیدی رژیم غذایی خود را رها کنند.
من که ورزش می کنم، من که رژیم می گیرم، من که همیشه نیمی از غذایم را نمی خورم، پس چرا لاغر نمی شوم؟ در حقیقت اينها سؤالاتی است
سال بعد کنکور دارم. کنکور یه هدف نيست بیشتر شبیه یک سرگرمیه یه سرگرمی هیجان انگیز و رکوردی که تلاش و تمرکز روزانه می خواد. چی بهتر از اينکه یک سال رو میتونی بهش فکر کنی و باهاش سرگرم باشی؟ به همین سادگی یک سال از اين زندگی رو که رفته توی پاچه ات سپری میکنی!
هر چقدر فکر میکنم جایی برای من در اين دنیا وجود نداره. باید کوله پشتی ام را بردارم و برم. 
یکی از معلم های دبیرستان بهم میگفت: سال بعد کنکور میدی؟ 
_ آره
رشتت چیه؟
_ ریاضی
به نظرت آینده داره؟
_ آ
خیلی وقته اينجا ننوشتم. اولین دلیلم حال خیلی خیلی بد روحی اون روزا یعنی ۴ماه اخیر بود دوست ندارم چیزی بنویسم که توش گله و شکایت و غم و غصه اس بعدم کنکور و بعدشم فعالیت اينستایی (فعالیت کاری) باعث شد دور بشم ازینجا
بشدت دارم کار میکنم تا جایی که مدت طولانی و چندین بار سخت مریض شدم و الانم اثرات کلر کماکان پابرجاست خدا رو شکر که کاری هست برای انجام دادن
اگر گفتنی مفیدی بود میام مینویسم فعلا اين روزا همش خسته و خوابالودم وگرنه همچنان وبلاگ
سرم رو برمی‌گردونم و اون گوشه می‌بینمش. خیلی دوره، خیلی‌خیلی دور و حالا حالاها مونده تا به اين نزدیکی‌ها برسه؛البته هرقدر نزدیک شه بازم اندازۀ یه دنیا ازش دورم. مثل اونایی که تا چند لحظه پیش می‌دیدم تو چشم نيست. دیگه به بقیه توجهی ندارم، سر تا پا چشم می‌شم و نگاه و حسرت. از اينجا نمی‌شه درست تشخیص داد داره گریه می‌کنه یا می‌خنده؛ اما معلومه داره می‌سوزه تا ستاره بمونه. خب خودزنی مدل‌های مختلف داره دیگه؛ ولی همه‌اش از عمق وجودمون نشئت
دیشب بعد از افطار همسرم رفت يکم خرید کنه،تو آشپزخونه بودم که یک دفعه همه جا تاریک شد.
از ترس زبونم بند اومد و حتی نتونستم جیغ بزنم، فقط خودمو سریع رسوندم پذیرایی و چراغ قوه ی گوشیم رو روشن کردم و تند تند به همسرم زنگ زدم و گفتم: برقا رفته،فقط بیا. و گوشیو قطع کردم.
تمام اون ده دقیقه ای که تنها بودم وحشت زده زل زدم به دیوار روبروم و لرزیدم.
همسرم که اومد دیگه چیزی نفهمیدم، بغضم ترکید و گریه کردم. سرم گیج رفت، دیدم دنیا داره دور سرم می گرده و از حال
با ح به تفاهم رسیدیم که من خودم رو کنترل کنم، کمتر باهاش ارتباط داشته باشم و فقط یه رفیق معمولی برای هم باشیم. حالا رفتم تو توییترش و دیدم دوباره اون دختره هی لایکش کرده و اون هم حالم خراب شده خیلی. چرا انقدر حسودم؟ چرا نمی‌تونم ببینم کسی رو دوست داره یا کسی اونو دوست داره؟ چرا با من اينجور نيست که با اون هست؟ چون من می‌خوام گریه کنم . لعنت به من. لعنت به اين زندگی. هی دارم می‌گم گند نزن خودتو نگهدار هی می‌گم آدم باش نمی‌تونم الان
بغ کرده بودم ک چرا از خواب بیدارم کرده عاخه؟بعد کظم غیظ نمودمک زشته بداخلاق باشی ـ
و اينگونه بود ک سعی نمودم بداخلاق نباشم و
 از خویش راضی گشتم:))
#بداخلاق_نباشا
الله اکبر از اين همه برکت
ماشاالله،
یعنی همینطور خیره که داره به لطف خدا میریزه
#داره_میریزه
گف من روت خیلی حساب میکنما!
گفتم چرا؟
گفت چهره ی ادما باهات حرف میزنه.
حالا بیا ثابت کن نه باو،چهره ی من پرچونه اس توجه نکن
بعدترش حاج خانوم سپردنم دست خدا
 گفتن مراقب خوبیام باشم
حالا درسته ح
آدمی رو در نظر بگیرین که داره همزمان روی سه چهارتا پروژه نسبتا سنگین دانشگاهش کار میکنه و هی امتحان نیم ترمه که یکی یکی از سر میگذرونه و روزه و ماه رمضون و اينا هم مزید بر علت شده و حسابی رمقش رو کشیده. یعنی بعضی روزا که از خواب پا میشه میبینه حتی حال نداره دستش رو ت بده، چه برسه به اينکه بلند بشه و دوباره فعالیت های روزانه اش رو از سر بگيره.
اينا رو با چاشنی استرس جنگ و اينکه حالا چی میشه و چه غلطی بکنیم، چه گلی به سر بگیریم و  همچنین یک دعوای
اگه خسته شدی بازم بخون از مناگه کهنه شدم بازم بمون با منمنم که حجم تنهایی تو پر کردممنم که عاشقونه با تو سر کردممنم که خاطراتم از تو رد میشهچه خوبه با تو حالم بی تو بد میشهمنم که آسمونم با تو قسمت شدتویی که گرمی دستات یه عادت شد+گذری بزنیم به اين آهنگ ! 
حس میکنم زمان داره ازم انتقام میگيره. میدونه میخوام چه کارایی انجام بدم و نمیذاره. میخواد خسته م کنه. زود میگذره. منو تنهاتر میکنه و کاری میکنه من بی عرضه به نظر بیام. روزا از پی هم میگذرن بدون اينکه کاری انجام داده باشم. و بسیار خسته ام. دارم میدوام. با همه ی توان. اما اين مسیر ته نداره. یه مسیر دایره ایه واسه تماشا کردن دیگرون. حتی دور هامم کسی نمیشمره و شمارش معکوسی در کار نيست که امید داشته باشم تموم شه. قرار نيست به جایی برسم، ولی وظیفه مه که
از دیشب همش بی اختیار اين جمله رو میگم
"داغ رو دلمه" دارم میسوزم انگار یه تکه ذغال داغ گذاشتن رو جگرم
آه میکشم و نفسم بالا نمیاد
خدایا خدایا حرفم بزنم میزنی تو دهنم
باشه من بد ولی بگو کی خوب بود؟ کدومشون عزیز دردونت بودن؟ کدومشون دل مارو نشدن
خستم از نفس کشیدن 
 هر کی دیگه ای بود اينطوری ریکشن
نشون نمیداد یادمه همون ادم کاری کرد که خرد شدم اما بازم صبور بودم مثه
خودش نتونستم رفتار کنم یادمه وقتي عذر خواهی کرد ازم بابت هر چیزی که سرم
اورده بود وقتي منتظر کلمه ی بخشیدم بود حرفی نزدم تنها ادمی که هنوز
نبخشیدم همون ادمه ادم کینه ای نيستم ولی نمیتونم ببخشمش یادمه ی نَفَر
دیگه هم میگفت هر اتفاقی که بیوفته من فقط تو رو باور دارم یادمه اونم
گذاشتو رفت باورت نداشت به من همون فرد وقتي ازم معذرت خواهی کرد د
دیشب خواب دیدم.
گویا مامانم با همه فامیل برنامه شام چیده بود ب منم قول داده بود داداشتم هست، من هرچی نگاه می‌کردم نبود. عصبانی شدم و با همشون دعوا‌کردم که کو داداشم؟ چرا نيست» بعد مامانم گفت تو اتاق خوابه، رفتم بیدارش کردم و سفت بغل کردیم همدیگر رو.
چقد دلم برا بغلش تنگ شده!
- خرید داروی لاغری
اسلیمینگ سبز
اسلیمینگ سبز اصل
خرید اسلیمینگ سبز
خرید اينترنتی داروی گیاهی لاغری
خرید بهترین کپسول لاغری
خرید قرص لاغری
خرید قرص های لاغری و چربی سوز-
خرید قرص چربی سوز برای کاهش وزن
خرید پستی داروی گیاهی لاغری
در زمان کم- لاغری اسان و سریع با کپسول لاغری
فروش پستی قرص‌های چربی سوز-
قرص لاغری
قرص های لاغری و چربی سوز
لاغر کننده قوی
لاغری- فروش کپسول لاغری
محصولات لاغری
چربی سوز برای کاهش وزن
چربی سوز غیره ورزشی
از همین تریبون یه سلامی میکنم به اون آقایونی که تا وقتي میبینن یه خانومی در حال تعلیم رانندگیه از عمد یکاری میکنن اونو بترسونن بعد میان تو صورتش نگا میکنن
هی اقا صدامو داری؟؟ چند وقت بعد منتظرم باش چنان راهتو سد کنم که پشت فرمون اونقد بوق بزنی جونت دراد،اها شبم منتظرم باش نور بالا رو بزنم صاف بیوفته تو چشات کور شی به حول و قوه ی الهی که برا یه نابلد زورتو به رخ میکشی مریض بازی درمیاری. با یک انسان فوق کینه ای طرفی!
منتظرم باش داداچ ☺
امروز م
دانلود مداحی محمود کریمی ای علمدار من ای سپهدار من
عزاداری شب دهم محرم الحرام 92هیئت رایة العباسنوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیای علمدار من ای سپهدار منبیا بریم به خیمه ها با منای علمدار منای سپه دار منبیا بریم خیمه ها با منساقی تشنه هاای یله کربلابیا بریم خیمه ها با منای علمدار منای سپه دار من بیا بریم خیمه ها با منمتن مداحی ای علمدار من ای سپهدار من محمود کریمیساقی تشنه هاای یله کربلابیا بریم خیمه ها با منای علمدا
خبرسیدیم به مسئله ای به اسم خواستگارغالبا تصور عموم مردم اينه که دختر ها با شنیدن اين واژه باید در پوست خودشون نگنجن،شرم و حیایی توام با شادمانی نامحسوس داشته باشن!و خب همین تفکر همگانی محدودکنندست که ذهن و روح منو بهم ریختهمن.یه دختر هیجده ساله که پر از فکرم.پر از دغدغه های کوچیک و بزرگم که شاید تنها برای خودم مهم باشنبه ازدواج فکر  میکنمانکارش دروغ محضهحتی شاید صحنه های خواستگاریو بارها تو ذهنم مجسم کنماما چیزی که يکم توضیحش برای ب
مهدی کوچولو تیزهوشان قبول شده و من جون میدم برای دیدن خوشحالیش. دیروز داشته والیبال بازی میکرده که میخوره به میله (!) بینیش و زیر چشش جمعا هفتا بخیه میخوره و من دل دل میزنم برای دیدنش. برای دیدنشون و تسکین دادن نگرانیشون. همه عکس ها و آزمایش هارو از همونجا برام میفرستن. سه بار بالا آورده و سی تی گرفتن و شکر خدا هیچی نبوده. میگم خون سردیتونو حفظ کنین و دنبال جراح زیبایی باشین برای بخیه زدن. با تک تکشون حرف میزنم و تهش بهم میگن خدارو شکر دکتری! میگ
بر من ببخش اين سکوتم را. اگرچه مرده باشی یا ک زنده اما جنازه وار، افتاده در کنجِ تاریکِ دست نیافتنی ـت و بی صدا بقا می کنی و بر جهان دورت هیچ از خود اثر نمی گذاری. بر من ببخش اگر اين بار بی تفاوتم. ک دنبالت نمی گردم، نامت را توی صورت آدم ها فریاد نمی زنم. ببخش اگر فکر می کنی، آن چنان با هم غریبه ایم ک دیگر تحریک نمی شوم. باید بدانی ک من پیش تر، برای شنیدنِ کوچک ترین نجوا از جانبت، از تمامِ وجود و احساسم و هر آنچه ک می شود آن را کلمه کرد، پیش تر به تو گ
دیروز شنبه ۱۷ فروردین بود . مثل اون قدیما که بعد از عید تشنه دیدارت بودم بهت زنگ زدم . گفتی دندون عقلت رو کشیدی با بیهوشی کامل . هی ناز کردی، هی نازت رو کشیدم . هی سر به سرت گذاشتم . خیلی خندیدیم. اونقدر که گونه هام درد گرفت. گفتی استرس نداشتی. بالاخره دکتر دندون پزشک کار خودشو بلده . نگرانی نداره که . مثل اينه که قورمه سبزی نگران باشه من خوب می پزمش یا نه. کلی خندیدم به حرفهات. گفتی لپت ورم کرده و قلمبه شده . قربون صدقه ی لپ قلمبه ات هم ر
با مامان زیاد سره دانشگاه حرف میزنیم رابطه م با مامان روز به روز داره بهتر میشه نمیدونم چه اتفاقی داره میوفته!تا قبل از بهبود روابطمون پیش خودم میگفتم اگر چندین سال هم نبینمشون اصلا اهمیتی نداره اما اين روزا دارم میفهمم که چقدر ته دلم خانوادم دوست دارم،شاید بد موقعی داره خوب میشه.باید بنویسم که یادم بمونه شرایط دقیقا چطوری بود!از طرفی دانشگاهِ همینجا و خب درکنار خانواده بودن و راحتی برای رفت و امد!از طرف دیگه کسایی که دوست ندارم مثل اين روز
متن آهنگ اخماتو وا کن بهنام بانی
نه نمیشه از تو دست کشید و بدون تو نفس کشید و نمیشه بی تو زندگی کردمگه کسی هست با عشقشم بتونه بد شه از اين همه علاقه رد شه نمیشه آخه بچگی کردمگه دسته توئه دیوونه دیگه اخماتو واکن منو عشقم صدا کن توی چشمام نگاه کندیوونه دیگه دارم هواتو دلم آرومه با تو نبینم گریه هاتودیوونه دیگه اخماتو واکن منو عشقم صدا کن دیوونه دیگه دارم هواتو دلم آرومه با تو نبینم گریه هاتو فقط یادت نره شدی عشق کسی که از همه عاشق ترهاينو یادت ن
دانلود مداحی حسین سیب سرخی دلم بی تابه واسه محرمت5 مرداد 98هیئت روضة العباس علیه السلامنوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیدلم بی تابه واسه محرمتدلم بی تابه با خیال حرمتدلم بی تابه بمیرم برا غمتدلم بی تابهدلم میگيره همه شب برای تودلم میگيره واسه کربلای تودلم میگيره توی روضه های تودلم میگيره دلم نگرون شب اولمنزار بیوفته اسمم از قلمتموم سالو مثل اربعینت کنار مقتلمالسلام علی یا سید الشهدا یا سید الشهدا یا سید الشهد
بعد دو هفته موندن کنار خانواده، اين دو سه روز رو که به خاطر یه سری کارهای اداری برگشتم تهران، خیلی بهم سخت می گذره.
انگار نه انگار که دو سال توی اين خونه و پنج سال توی اين شهر زندگی کردم.
عده ای می گن به خاطر پول بیشتر و زندگی بهتر توی همون تهران بمون.
اما من می گم تمام دنیا به دوری از خانواده نمی ارزه.
نمیدونم.
1-همونطور که قبلا گفتم یه مدت پیش شروع کردم به خوردن دمنوش لاغری نیوشا، هفته اول تغییر محسوس بود و خودم احساس سبکی میکردم، ولی بعدش دیگه خیلی تغییری نکردم و بیست روز اول که سایز و وزن اندازه گرفتم، تقریبا ثابت بودن ارقام. با خودم گفتم خب احتمالا 20 روز دوم بهتر بشه ، پایان 40 روز حدود 1.5 کیلو وزن و یه مقدار کم هم سایزم کم شده بود. به توصیه‌ی مشاور اين محصول، ده روز استفاده نکردم و بعد از ده روز دوره جدید شروع شد با کمی تغییر در دمنوش ها ولی عجیب ای
چند روزه خوابم بهم ریخته و شبا بیدارم و روزا خواب.
هر کاری میکنم نمیتونم درستش کنم.
از دیشب تا الان تو خونه تنهام،ساعت ۲و نیم بود که زله اومد و انقدر ترسیدم لباس پوشیدم و آماده نشستم تا اگه بازم زله اومد فرار کنم.
فشارم افتاد و دست و پام می لرزید، هیچی دیگه،کلا خوابم پرید.
هر کاری کردم حتی نتونستم ۵ دقیقه بخوابم، همش می ترسیدم بخوابم و زله بیاد.
حالا من موندم و چشماي پف کرده از خواب و آزمونی که ساعت ۸ شروع میشه:(
۷ و نیم باید از خونه حرکت کن
امروز صبح تصمیم گرفتم نخوابم و ساعت هفت و نیم برم لاگ بوکمو تحویل منشی بخش قلب بدم و بعدش بیام خونه و بگیرم یک دل سیر بخوابم.کلاس رادیو هم ساعت ۱۰ داشتم که اون رو هم نمیرم چون عموما تا به الان ندیدم حضورغیابی در کار باشه. ناهار هم که رزرو نکردم پس ههمه چی طبق روال بود تا اينکه سر صبحی منشی گروه قلب رو دیدم گفت نصف بیشترتون افتادین.منم دهنم باز موند تا اومدم خونه. اما نگفت من افتادم یا نه.همینجور با بدجنسی یک استرسی بهم داد و رفت . یک غیبت هم جلسه
بابا امروز یه کلیپ برام فرستاده بود از گناه حرف زدن با نامحرم .غیر مستقیم داره بهم میگه حواسم خیلی به خودم باشه ، اينکه دورم ازش شاید نگرانش کرده باشه ، پدره دیگه ، خواستم بگم کسی با ما هم کلام نمیشه ، کلا نیروی دافعه ی ما قویه ، جای نگرانی نيست نازنین پدر .خخخخ ، البته شایدم بدون منظور فرستاده باشه چون تا الان که ماه دختری بودم برای پدر خخخخقربون اون دل نگرانت بشم مهربان پدرم .
سلام سلام.
خوب روال پستهای اخیرم رو دوست داشتم.هر روز مینوشتم.هر شب مینوشتم و کاهی در لحظه مینوشتم و اين باعث میشد خوب به خودم و هر روزم نگاه کنم.بفهمم هر روز دارم با چه روندی جلو میرم یا عقب میفتم.
نمیدونم چی شد بعد از آخرین پست یهو نوشتنه هی روز به روز عقب افتاد تا اينکه امروز اين پست زاده بشه!
خیلی هم حالم گل و بلبل نيست اما میخوام از چیزای خوب بنویسم.
امروز و دیروز دو تا دوچرخه سواری خفن رفتم.یکی تا جنگل یکی تا دریا. یکی وقت غروب یکی وقت طلوع.ع
بدتون نمیومده از زندگی؟شما چقده قوی اين!من خودمم نمیدونم دارم چه غلطی میکنم اصلا چمه چی میخوام چرا اينطوری ام میخواين بگم مثلا توی یه روزم چیکار میکنم؟کاش حوصله داشتم واستون الگوریتمشو میکشیدم.اگر روز تعطیل باشه که یا خیلی میخوابم یا نمیذارن خیلی بخوابم و خب کل روز رو یا روی مبل دو نفره میشینم و میخوابم و تلفن به دست چت میکنم و وول میخورم توی اپلیکیشن ها و غر میزنم و اگرم حالم خوب باشه شاید یه غذایی هم درست کنم اين روزا به علت کاروبارای هنرس
اينروزا از هرچیزی که بخاطرش ایستادم متنفرم. از دوره و هر مدالی که ممکنه بگیرم متنفرم. جلوی آینه وایمیسم و خودمو نگاه می‌کنم و می‌پرسم ارزششو داشتی؟ تو خونه فریادا می‌ره تا آسمون و من زیر پتو می‌لرزم که بخاطر اينا اين بلا رو سر زندگیم آوردم؟
پاهام جون راه رفتن نداره. دویست‌کیلو وزنه رو سینمه. همه زندگیم می‌لرزه. دنیا به گریه‌ی بزرگِ بی‌فایده‌ست. چون که همه‌ش بی‌فایده‌ست.  دیگه راهی واسه درست شدنِ هیچی وجود نداره.
روزی هزاربار آرزو می
بعضی روزا انگار با آدم سر لج دارن. امروز از اون روزا بود؛ برنامه‌ها پشت هم کنسل می‌شدن یا درست پیش نمی‌رفتن. تیر خلاص چی بود؟ عصر اس‌ام‌اس اومد که سفر فردا لغو شده.
شما شاهد باشین، من اين دفعه بدون اين که دیگه منتظر دوستام بمونم تنهایی ثبت نام کرده بودم با تور دانشگاه برم یه طرفی، خودشون کنسل کردن :(


پ.ن. عوضش خوب شد نمایشگاه الکامپ رو رفتم. برام جذابه! اين که سر چند تا از غرفه‌ها (که یه کم به رشته‌م و چیزایی که بلدم نزدیک بودن) بیشتر وایس
خوابام هر چی باشن دوسشون داشتم. ترسناک بودن دوسشون داشتم برام الهام میشدن برای نوشته های ترسناکم. هر چی بودن دوسشون داشتم. رویایی , غم انگیز و.
 ولی اين خوابای اين روزامو اصلا نمیتونم تحمل کنم. تنها حسی که بهم تحمیل میشه ازشون محدودیت هست و محدودیت.
تکرارین. حداقل هر کدوم از اين خوابامو سه بار دیدم در زمان مختلف. منظورم قدمتشونه حداقل میتونم بگم یکی از خوابام اولین باری که دیدم پنج سال پیش بود. نمیدونم چرا باز دارن برام تکرار میشن فقط میدونم
میگفت اگه قراره وقتي حالم بده شعر بگم، حاضرم همه ی عمرم رو تو اين وضعیت روحی نکبت بگذرونم.
من شاعر نيستم ولی واسه نوشتن دو خط متن هم یه حالی لازمه که تهش به اشک برسه.
اتفاقا یکی دو شب پیش داشتم به آخر قصه امون فکر میکردم، انقد تلخ واسه خودم تمومش کردم که گریه تنها چاره اش بود.
ولی فرق داره. حال نوشتن فرق داره. حال تلخ نوشتن فرق داره.
تلخ نيستم اين روزا.
همین.
.
.
بماند که گاهی امیدی به اين زندگی نيست
سلام.
عادت به سلام کردن ندارم کلن ولی به نظرم بعد اين سی و چند روز غیبت صغری لازمه دیگه :) چقدر دلم واسه اين صفحه تنگ شده بود. چقدر الان عوض شده م. بهتره جو گیر نشم، در واقع اين حسیه که هرروز صبح درمورد خودم دارم. چقدر همه چی تغییر کرده :/
از اين يکماه بگم که حیف نتونستم با جزییات تعریف کنم. خلاصه که ما کوچ کرده بودیم خونه خواهرم، صبح به جای صدای خروس یا آلارم گوشی با گریه بچه بیدار می شدیم و شب هم همون گریه بچه واسمون لالایی بود، چقدر اين مامان
دانلود مداحی محمود کریمی دیگه واسه چی بمونم
محرم 92نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیدیگه واسه چی بمونم حالا که تو بی سپاهیتو رگام می جوشه خونم حالا که تو قتله گاهیمن عازم میدونم نمی تونم که بمونمخودمو تو گودال به عمو جونم می رسونمضربان قلب من یا حسن یا حسینآسمونا هم میگن یا حسن یا حسینعمو حسین عمو حسین ببین بریده نفسمعمو حسین عمو حسین زنده بمون تا برسممتن مداحی دیگه واسه چی بمونم محمود کریمییه تنه زدی به میدون پسر تو
نمیدونم چرا ، چرا یهو دلم از عالم و ادم گرفت گرمم شد قلبم تند تند زد ! 
چه اشتباهی کردم من ! ولی اشتباه نکردم یه نوع اعتماد بنفسه بذار بدونه منم دارم تلاش میکنم منم میخوام اونی بشم ک میخوام .
نمیدونم چرا اينجوری شدم یهو *_*
خیلی بده از ی سری ادما بدت بیاد خیلییییی خیلییی بده ! کاش اصلا اينجور نشه واقعا ! ولی عجیب از ی سریا بدم امد چراشو خودمم نمیدونم 
نمیدونم چرا دلم نمیخواد دیگه پر مفهوم بنویسمش!
قد بلندها چی بپوشن؟؟؟؟؟؟؟ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:قد بلندها چی بپوشن؟؟؟؟؟؟؟ - aparat.comقد بلندها چی بپوشن؟؟؟؟؟؟؟ 125 Farzaneh.yusefi.ir 67 دنبال‌ کننده . نکاتی برای افراد کوتاه قد : چطور قد بلند به نظر برسیم - مردماننکاتی برای افراد کوتاه قد : چطور قد بلند به نظر برسیم .خوب، من اينجا هستم که به شما کمک کنم که لباس اندازه خود را پیدا کرده و بلندقدتر بنظر برسید. . همه چیز برای قد بلند شدن ، تغذیه کدام خواب چقدر؟علت کوتاهی قد چیست و چگونه ب
دانلود آهنگ جدید شایان میر تو بمون
Download New Music Shayan Mir To Bemoon
آهنگ جدید شایان میر بنام تو بمون
تو بمون بزار همه برن تورو میخوامت واسه خودم
نباشی اصلا همه نباشن هیشکی و نمیخوام دوروبرم بزار بگن هرچی میخوان منو تو که همو میخوایم

ادامه مطلب
الان کهداشتم نظرات قدیمیمو نگاه میگردم ( ماله اواخر سال ۹۵،۹۶) وقتي وارد سایت چند نفر از قدیمیا شدم به طرز عجیبی همشون تبلیغاتی شده بودن !!! 
 گردشگری ، بازاریابی ، کامپیوتر ، جالبتر اونیه که نوشته بود برنج مرغوب!! 
مگه میشه یهو چند تا اينطوری بشه ؟ نکنه بلاگایی که بعد یه مدت خاک میخورن خود به خود میشن صفحه تبلیغاتی ؟:/ 
+ اعصابم خورده چون سهیل و برهان تو سریال بوی باران مردن + لیورپول باخت + فردا ساعت ۶ صبح کلاس دارم ! 
بای  
 ﻋﺴﻞ ﺑﺎﻧﻮ
 
 ﺳﻴﺎوش ﻗﻤﻴﺸﻲ 6/8 سنگین        
 Dm                                                C                     Dm 
عسل بانو هنوزم پیش مائی         اگر چه دست تو تو دست من نيست
Dm                                                      C               Dm هنوزم با تو ام تا آخرین شعر         نگو وقتي واسه عاشق شدن نيست
Dm      C       Gm                        F       C               Gm  Dm
 حالا هر جا که هستی باورم کن                بدون با یاد تو تنها ترینم
Dm   C          Gm           
چه طوری چاق بشم _ چون لاغر مردنی هستید مسخره تان میکنند؟ خسته شده اید از بس بهتان گفته اند لاغر مردنی ؟ همش بهت میگن يکم غذا بخور چاق بشی… اينقدر از اين حرفا بهت زدند که تو هم همیشه بهشون میگی:
خب بابا چیکار کنم استعداد چاقی ندارم … ولی بعدش میری توی اينترنت و کلی سرچ میکنی که بفهمی چطوری چاق بشیم … بعد میبنی اونجا کلی کامنت ملتمسانه هست که
خیلی لاغرم چیکار کنم سریع چاق بشممیخوام یک هفته ای چاق بشمچه قرصی بخورم چاق بشمچه غذایی بخورم چا
داشتم صفحه ی "الی"رو میخوندم اخرین پستش جالب بود.
وقتي از دل یه تجربه ی تلخ تجربه ی جذاب بیرون میاد!
اگر بخوام اتفاقای خیلی تلخ رو بنویسم که باعث شدن پخته و بزرگ شم خیلی خیلی طولانی و احساسی میشه و خب حس میکنم خوب نيست چیزای خیلی شخصی رو اينطوری بیان کرد!
همه مون توی زندگیامون به اندازه ی خودمون سختی کشیدیم هرکسی در حد خودش؛
اولین و سخت ترین تجربه ی بد زندگیم تنهایی بود!سختم بود که کسی توی خونه منتظرم نباشه,وقتي دیر برمیگردم بهم بگه تو اين هوای
اينکه کسی توی دنیای واقعی نفوذ کنه به وجود مجازیتو بخواد نوشته هاتو بخونه بد نباشه.ولی وقتي اون ادم تو رو از قبل بشناسه و شروع کنه مدام درباره نوشته هات حرف بزنه یا با اونا تو روقضاوت کنه یا دربارشون ازت سوال بپرسه رقت انگیزه.من مینویسم تا مغزمو خالی کنم از فکر و حرفایی که نمیتونم به کسی بزنم.کسایی تو رو میخونن که نظرشونو بهت اعلام نمیکنن یا اگه حرفی بزنن که ناراحتت کنه یا قضاوتت کنن یا هرچی برای ادم مهم نیس.چون ادمهای مجازی نقشی تو زندگی
 به اسم حی داور .
ما تشنه زخمیم ، بزن تا که توانی
ما کوه صبوریم ، تو فرهاد جوانی
در آینه ی صیقلی از سوء تفاهم
ما باطل و کفریم ، تو خود حق عیانی
رفتست ز یاد من وتو مستی دیشب
ورنه قدح خرد شده ، هست نشانی
ما تشنه خون هم وگرگان به تماشا
بیچاره غریبی که کند گله ، شبانی
امروز ، نه اين قصه تلخ از تو شنیدم 
زخمیست تمام تنم، از نیش لسانی
                                                        "ع.شیرخانی(ابر)"
هیچ راه فراری هم نداریداشتم با میم حرف میزدم و میخندیدم و برای تولدش برنامه میچیدم که گفت بره و برگرده
میدونی چی شد؟واسه رفتنش از جمله ای استفاده کرد که اون روز شوم من خودم استفاده کردم و رفتم و وقتي برگشتم دیگه یه چیزایی سر جاش نبود! و از همه مهمتر دیگه حالم خوب نبود
دارم بهتر میشم اين روزا اما خوب نمیشم تا وقتي که کاری که میم گفت رو انجام بدم
برم و یه جورایی انتقامم رو بگیرم.اما به روش خودم.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: بر شما باد حفظ آرامش و وقار؛ بر شما باد آرام راه رفتن با جنازه هایتان.
صبح رفتیم تشییع جنازه یکی
پیرمرد بود داشتم به رفتن تو اين موقعیت ها فکر میکردم که برای خودم نسبت به زمان های نوجوانی بیشتر شده نمیدونم هم انتظار ها هست که باشیم  هم اينکه خودم اگه از طرف ما هم چند نفر برن اگه برسم باز خودم حضور پیدا میکنم دلایلش متعدده اما یکیش که مهمه برام به خاطر بستگان درجه یک فوت شده هست که فکر میکنم  نباید احساس غم و اندو
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب