نتایج پست ها برای عبارت :

افسون امینیان

امتحان میان ترم ریاضی داشتیم ، خداییش یه فصلشو خونده بودم ، تقلبم طبق معمول نوشته بودم. اول جلسه مراقب بصورت خیلی جدی تذکر داد و تهدید کرد ، منم پشت بندش گفتم بچه ها اصلا نترسید کار خودتونو بکنید و فلان که همه یهو پوکیدن از خنده ، وسط امتحانم که دوباره تذکر دادن و من حین تذکر برگمو کرفته بودم واسه بغل دستیم تا بنویسه اونم هی طرف مارو نگاه میکرد (یعنی دل شیر دارما ).
بعد امتحان خواستیم بریم که مرغ عاشق حالش خوب نبود پس گفتم تا نزدیک خونشون برسون
اهنگ مریم چرا با ناز متن کیفیت بالا 320 و لینک مستقیم : مریم چرا با ناز و با افسون و لبخندی به جانم شعله افکندی مرا دیوانه کردی امشب چه با ناله غم از هر دیده می بارد دلم در سینه می نالد مرا دیوانه کردی مرا دیوانه .
اهنگ مریم چرا با ناز متن کیفیت بالا 320 و لینک مستقیم 
مریم چرا با ناز و با افسون و لبخندی
به جانم شعله افکندی مرا دیوانه کردی
امشب چه با ناله
غم از هر دیده می بارد
دلم در سینه می نالد
مرا دیوانه کردی مرا دیوانه کردی
رفتی مرا تنها به دست غم
نمیدونم چی شد که حس کردم باید وبو یه مدت بزارمش کنار ، البته یجورایی حس میکردم کسی اینجارو بخونه که اشنا باشه .یه مدتم درستش کردم کد قالب مشکل داشت و من اونقدر بی حوصله بودم و ذهنم درگیر بود که نگاهشم ننداختم فکر میکردم بیان مشکل بهم زده .
خب خاطره های خوب و بد قبل هنوز کم و بیش دارم برا نوشتن .
اکیپمون که رسما نابود شد ، با رفیق صمیمی هام کات کردم البته از طرف اوناست ، مرغ و خروس عاشق رابطشون بعد کش و قوس های فراوون داره جدی میشه ! کلی براشون دعا
کار مانیست شناسایی "راز"گل سرخ.
کار ما شاید این است
که در "افسون"گل سرخ شناور باشیم.
پشت دانایی اردو بزنیم.
دست در جذبه یک برگ بشوییم وسر خوان برویم!
صبح ها وقتی خورشید.در میاید متولد بشویم.
هیجان را پرواز دهیم
بوی ادراک فضا .رنگ.صدا.پنجره گل نم بزنیم.
ریه را از ابدیت پر وخالی بکنیم.
بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم.
نام را باز ستانیم از ابر.
از چنار.از پشه.از تابستان!!
روی پای تر باران به بلندی محبت برویم.
در به روی بشر ونور وگیاه وح
دیشب یه طوری حالم بد بود که فک میکردم هرگز خوب نمیشم. یه سیاهی بزرگی قلبم رو فرا گرفته بود. به هر چیزی فکر میکردم حس بدی داشت. حتی چیزها و آدم هایی که دوست دارم‌. یه کینه ای که روی هم انباشته شده در طی سال ها دوباره زبونه می کشید. از خودم بدم میومد. کِی تبدیل شده بودم به این هیولایی که هستم؟ با این قلب سیاه؟ این هیولایی که دوستاش رو از دست داده و همچنان میده. این هیولایی که از خوشحال بودن کسایی که دوست داره خوشحال نمیشه. این هیولایی که بی اعتمادی د
  در بهار پر گل این بوستاندست من تک ساقه پاییز ماندبرگهای خشک عشقی سوختهبر فراز شاخه ها آویز ماندگرچه دیگر آسمان ها تیره استشب ز دامان افق سر می کشدباز با پرواز مرغان بهارآرزویی در دلم پر می کشدمی فریبد دل به افسون ها مرامی سراید بر من این آواز هابال دارد بال دارد مرغ عشقباز خواهد کرد او پروازها((سیاوش کسرایی))
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخکار ما شاید این استکه در افسون گل سرخ شناور باشیمپشت دانایی اردو بزنیمدست در جذبه یک برگ بشوییم و سر خوان برویمصبح ها وقتی خورشید در میاید متولد بشویمهیجان ها را پرواز دهیمروی ادرک؛ فضا؛ رنگ؛ صدا؛ پنجره؛ گل؛ نم بزنیمآسمان را بنشانیم میان دو هجای هستیریه را از ابدیت پر و خالی بکنیمبار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریمنام را باز ستانیم از ابراز چنار؛ از پشه؛ از تابستانروی پای تر باران به بلندی محبت برویمدر به
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم


بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم



الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد

مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم


جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریاد

که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم


ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل

بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینم


جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی

که سلطانی عالم را طفیل عشق می‌بینم


اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست

حرامم باد اگر من ج
ترکی.
هر چقدر از شیرینیه این زبان بگم کمه،شب تا صبح از حلاوتش بگم،قطره ای از دریا گفتم.
ترکی،شهریار رو داره،شهریاری که وقتی میخونیش،مست میشی،انگار دری از بهشت به روت باز میشه.
شهریاری که عشق رو برات معنا می کنه. حیدر بابای شهریار، حقیقتِ دنیا رو بهت میگه.
            حیدربابا،دونیا یالان دونیادی/سلیماننان،نوح دان قالان دونیادی
_حیدر بابا،دنیا همه افسون و دروغ و افسانه است/کشتیِ عمر نوح و سلمیان روانه شد( این دنیا،از نوح و سلیمان،باقی مونده
از نون نوشتن دولت ابادی
از بیهقی تا دولت
آبادی راهی نیست مگر همین رنج نوشتن که همواره اهل قلم در این سرزمین با خود حمل
کرده اند بعد از نوشتن مقاله ای مفصل از اینجانب  در شرح زندگی و بعضی آثار
دولت آبادی بزرگ باز هم به یادداشت های وزین ایشان در کتاب نون نوشتن که سالهای
بسیاری را در بر میگیرد برگشتی زدم .
کتاب حاصل رنج و مصائب نویسنده ای ست به لسان  گویای آدمیت مهجورکه از سمت خرد به  آزادی می رسد.
در نون نوشتن دولت آبادی از افسانه و افسون کلیدر م
سلام
ادامه سفرنامه بنیامین جانم رو از زبان چنور میخونید .
خب داشتم می گفتم رفتیم بازار طلا فروشی ها و شاید بگم بالای 30 تا مغازه رو نگاه کردم و از تقریبا از هر مغازه ای از یه سرویس خوشم اومده بود .
یه سرویس بود خیلی قشنگ بود و یه دختر و یه مادر هم اونجا بودن که همزمان با هم به سرویسی که انتخاب کردم گفتن خیلی قشنگه ولی قیمتش زیاد بود و منم به بنی قول داده بودم جوری طلا بردارم که بهش فشار نیاد و تقریبا مشابه همون سرویس خیلی شیک تر و ساده ترش و خی
دانلود
کتاب سر المستتر شیخ بهایی pdf نسخه کامل, برای نخستین بار نسخه کامل کتاب
ارزشمند و کمیاب سرالمستتر شیخ بهایی در علوم غریبه و طلسم نویسی و
دعانویسی خدمت شما ارائه می شود

برای دیدن جزئیات تصاویر روی آنها کلیک کنید



دانلود کتاب سر المستتر شیخ بهایی، در علوم غریبه، جفر و خوابنامه



نام کتاب: سِرُ المٌستَتِر (در علوم غریبه و جفر و خوابنامه شیخ بهانی در خواص اسماء الله و دانستن بعضی مطالب مجهوله)

نام نویسنده: شیخ بهائی

به قلم: حض
با واسطه کوه و سواحل شهری، شهر ونکوور شهرت خوبی به دست آورده است که یکی از زیباترین شهرهای جهان است. مرکز شهر ونکوور فوق العاده در شبه جزیره ای در تنگه گرجستان واقع شده است، به وسیله دلتا رودخانه فرسر و به سمت شمال با دریای عمیق که به داخل دره دور افتاده است، در جنوب قرار دارد. همچنین به شمال، درخشش اغلب پوشش های برف پوشش کوه های ساحلی. با داشتن پارک های وسیع و نسبتا مقرون به صرفه نگه داشتن آب و هوا در تمام طول سال، Vancouver بهشت برای فعالیت های تف
عبدالکریم سروش می‌نویسد:


قرن
نوزدهم قرن غرور علم تجربی است. پیروزی‌های علوم در این قرن به خوبی مکشوف بود. اما
نارسایی‌های آن هنوز برای همه مشهود نبود. خصومت با طبیعت و تسلط بر آن، که محرک و
هدف کاوش‌های تجربی است، برای چشم‌های ظاهربین به شکوفایی و ثمر نشسته بود. می‌پنداشتند
که چندان چیزی نمانده است که کشف شود و تا مدت کوتاهی پرده از راز همهٔ معماهای
جهان برداشته خواهد شد و همهٔ مجهولات به سوهان علم تراش خواهد یافت. و بلور شفاف
و پرتوخیز
به هر بیزنسی که فکر کنید راحت‌ترین بخشش، تولید محصول است. واقعیت این است که همه‌ی متخصصین، می‌توانند تولیدکننده باشند. اما در بازار، بیزنسی پا بر جا می‌ماند که محصولش فروش کند. در این پست می‌خواهم درباره چطور ماندن در بازار حرف بزنم. بازاریابی، بیش از هرچیز هنر و دانش شناخت مشتری است؛ آن هم قبل از تولید محصول.  اولین و مهمترین کار در بازاریابی شناخت مشتریان است. باید بدانید مشتریان‌تان چه کسانی‌اند، و نیازشان چیست. برای اینکه محصولی که
اگر شما هم از طرفداران عطر و ادکلن هستید، حتما برند محبوب و معروف کلوین کلاین را می شناسید. این برند با نام اختصاری c.k شناخته می شود که یکی از برندهای محبوب و برتر در دنیا است که از سال 1960 در زمینه مد، لباسریال اکسسوری و عطر فعالیت خود را آغاز کرده است و تا به امروز بهترین ها را ارمغان آورده اند. خانم های خوش سلیقه حتما عطرهای کلوین کلاین را به خوبی می شناسند. مخصوصا عطر ایفوریا که یکی از خوشبو ترین و ماندگاری ترین محصولات کلوین کلاین می باشد. ا
بخشی از فصل سوم :
برای کوهن معنی واژه‌ها
به طور بی‌وقفه در حال تغییر است. شما به مجموعه‌ای از معانی کاملا متفاوت دست می‌یابید،
اما از این تغییر آگاه نمی‌شوید. چون معانی در دسترس شما نیستند. برای من این یک کابوس
است، یک کابوس واقعی. مثل یکی از نمونه‌های دوزخی در آثار جورج لوئیس بورگس است. در
واقع، کوهن شبیه یک نمونة معیوب از نمونه‌های بورگس است: نمونه‌ای بدون افسون، بدون
طنز، بدون بازیگری.


بورگس در "کتابخانة
بابل[1]"،
در مورد "کتابخانة تب‌
امروز جلوی آینه : باشه، دیگه کوتاهتون نمیکنم، میذارم بلندشید، موهای سفید عزیز :)
این دو مرگی که این ماه اتفاق افتاد باعث شده بیشتر از همیشه به مرگ فکر کنم. و به زندگی. و به مفهومشان و به زیبایی هاشان‌. فوت ناگهانی آن دختر هنرستانی.
نمی دانم اعتراف بهش تاسف آور است یا مسخره، ولی خیلی به مرگ خودم فکر کرده ام. نه اینکه بعد از مرگ چه‌م می شود یا آن جور چیزها. به واکنش اطرافیانم. اینکه میایند توی صف اعلام کنند که پرنیان نامی مرده است؟ یا برای حفظ روح
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب