نتایج پست ها برای عبارت :

انشایی در مورد من از حاج قاسم یاد گرفتم که.

عسل می بارد از لب ها، چه شیرین ست مردن ها
دعا می جوشد از خیمه، میان چادر زن ها
تنی تب کرده در خیمه، سری بی تن شده آن سو
و قاسم میل میدان کرد که مولایش تک و تن ها
خلاصه بی زره آمد شبیه حضرت حیدر
به بابای حسن رفته، چه شیرین ست رفتن ها
میان رفت و آمد ها کسی ورد زبانش من
و قاسم بر زمینش زد، امان از کبر دشمن ها
خود ازرق به میدان شد که من جنگ آورِ رزمم
ذبیح دست قاسم شد، اسیر آن همه فن ها
دم میدان علمدار و صدای آفرین قاسم
همه محو تماشایش، چه شیرین ست دیدن ها
اسامی سی وشش تن ازفرزندان ونوادگان ائمه واقع در کوه سفید که روی زیارت نامه نوشته شده بود
قاسم بن
امیرالمومنین.محمدوابراهیم وجعفر وعبدالله وسیدشرف الدین امام زین
العابدین.ومحمد وابراهیم ابن امام جعفرصادق.سلطان حاذق ابن امام محمد
باقر.زکریا ابنامام موسی کاظم.سلطان شاه فضل ابن علی بن موسی.زکریا وحسین
وعبدالله ونجم الدین ابن امام محمد تقی.عبداللع شعیب انباءعلی النقی 
اسمعیل ومحمد وحسین انباءامام حسن عسگری.سید شرف الدین ابن علی.قاسم بن
سلام
يادمه تو دوران راهنمایی انشا داشتیم و من همش 17 اینا میگرفتم. پسر همسایمون که پنج سال ازم بزرگتر بود برام یه بار نوشت تا نمره بهتری بگیرم اینبار 13 گرفتم. اصلا شاخ دراوردم چون واقعا زیبا بود. چند ماه پیش گفتم بهش که اون انشايي که برام نوشتی 13 شدم گفت دبیرش کی بود گفتم فلانی. گفت اون به انشاهای خوب نمره خوب نمیده. یه روز که باهاش کلاس داشتیم من تو موقع درس داددنش یه کم حرف زدم منو کشید بیرون و من فهمیدم که الان تو گوشی بهم میزنه سرمو انداختم زی
دکتر مشهور و موفقی که سه تا زن گرفته بود مورد سرزنش زن مسنی که مریضش بود قرار گرفت:
زن مسن گفت تو که دکتری با فرهنگ و روشنفکری پس چرا سه تا زن گرفته ای؟
دکتر در پاسخش گفت اولی دختر عمویم بود و آنرا بخاطر رضایت پدرم گرفتم.
دومی هم دختر دائیم بود و آنرا بخاطر رضایت مادرم گرفتم.
سومی را خودم خواستم و برای رضایت دل خودم گرفتم.
پیرزنه گفت بیا منو هم بخاطر رضای خدا بگیر 

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
سد معبر
سد معبر
کارگردان: محسن قرایی
تهیه کننده: بهمن کامیار

داستان فیلم

سد معبر» داستان مردی به نام  قاسم را روایت می‌کند که کارمند اداره سد معبر شهرداری است. قاسم به هر دری می‌زند تا وضعیت زندگی خود را بهبود ببخشد. در این راه با نرگس همسرش اختلافِ نظر دارد. .

1) دانلود با کیفیت 480
2) دانلود با کیفیت 720
3) دانلود با کیفیت 1080
4) دانلود با کیفیت HQ-1080
داشت فیلم می دید. پسره زل زده بود به دختره. دختره دید انگار یکی داره نگاهش میکنه. سرش رو آورد بالا. دلش ریخت فکر کنم. دو ساعت و نیم بعدش ازش پرسیدم "چی شد؟ پسره نگاهش رو دزدید؟"گفت "نه. نگاهش کرد همچنان."نتونستم لبخند نزنم. از پنج موردی که تووی فیلم ها پیدا کردم، تووی سه تاشون پسره نگاهش رو کج نکرد یه طرف دیگه. و اینکه واقعا دوست داشت دختره رو هربار.يادته؟ اون روز. سرمو گرفتم بالا. دلم ریخت. مچت رو گرفتم. ولی تو عین خیالت نبود. نگاهت رو نگرفتی ازم. به
دانلود فیلم خوب بد جلف
دانلود فیلم ایرانی خوب بد جلف با لینک مستقیم و کیفیت عالی (اچ دی)
شما عزیزان میتوانید فیلم خوب بد جلف را از رسانه مجاز تب مووی با سرعت بالا دریافت نمایید.
کارگردان : پیمان قاسم خانی
نویسنده : پیمان قاسم خانی
تهیه کننده : محسن چگینی , عبدالله اسکندری
ژانر : کمدی / اجتماعی
مدت زمان فیلم : ۱۰۷ دقیقه
نمونه کیفیت : کلیک کنید
بازیگران
: حمید فرخ نژاد , پژمان جمشیدی , سام درخشانی , ویشکا آسایش , مانی حقیقی
, نسیم ادبی , نیوشا ضیغمی , آز
خب امروز اخرین روز سال نود و هفت هست و من به شدت از عملکردم در سال نود و هفت راضی بودم. امتحان زبانم رو انداختم هفده فروردین و فارغ از نتیجه امتحان هر چی که باشه شروع سالم رو میزارم بعد از ۱۷. کل عیدم مرخصی گرفتم تا کمی منسجم تر رو چیزایی که ياد گرفتم تمرکز کنم و برم برای امتحان. اهداف امسال و دستاوردهای سال پیش کاملا مشخصن و میزارم بعد ۱۷ با فکر باز بنویسم.  
شب واقعه
قاسم بن حسن در آن جمع نورانی حضور داشت و از گفت و شنودهای آن شب بین عمو و اصحابش بر خود می بالید و شور و التهاب سراسر وجودش را فرا گرفت. با خود نجوا کرد. آیا من هم مشمول این وصال خواهم شد؟ امکان دارد چون نابالغ هستم مقصود امام نباشم. ازجای برخاست و از میان صفوف خدادوستان و حق باوران گذشت زبانش به سختی او را یاری می داد. رو به ابا عبد الله علیه السلام کرده عرض کرد عموجانم آیا من هم در زمره کشته شدگان خواهم بود؟
 
همه چشم ها به طواف این قامت
در یکی از روزهای تلخ زندگانی ام وقتی  برای خفه کردن صدای هق هق هایم سر آستینم را گاز میگرفتم، فکری به سرم زد که شاید به ظاهر احمقانه بیاید‌. 
از خودم عکس گرفتم و در گوشه ای پنهانش کردم تا احدی جز خودم به آن دسترسی نداشته باشد . امروز اتفاقی به آن عکس رسیدم . 
هزاران بار بوسیدمش، موبایل را در آغوشم گرفتم، سپس دوباره عکس را بوسیدم. چشمهایش را، اشک هایش را، چین های پیشانی اش را، دهانش را که از هق هق نیمه باز بود، موهای پسرانه ی آشفته اش را . همه اش ر
اغا هفت ماهه تو این کمپ از شر موش یه روز خوش نداریم،خدایا واس چی موشو خلق کردی،قبل ازینکه با موش مستقیم روبرو بشم همیشه موش و همستر و خوکچه هندی رو خوشگل میدونستم،اما حالا بیشتر از هرچیزی تو دنیا ازشون بدم مياد.چن وقت پیشا یه تله دستی ساختم که موش بگیرم اتفاقا تله کار کرد و تو این مدت چهارتا موش گرفتم(البته موش که چه عرض کنم هیکلشون اندازه گربه بود)هردفه با خودم گفتم ک ایندفه گرفتم به بدترین نحو ممکن میکشمش اما دلم نیومد.
یه مدت داشتم آموزشا Bootstrap و Javascript رو با هم میدیدم . یکم برنامم جالب پیش نرفت تصمیم گرفتم فعلا bootstrap رو همینجا نگه دارم . دوره جاوا اسکریپت تقریبا تمومه . امروز ياد گرفتم چجور خودم یه کتابخونه جاوااسکریپت بنویسم . با یه سری چالش ها مواجه شدم که خیلی جالب بود از جمله یه رفع اروری که خیلی وقتمو گرفتم ولی باحال بود . فردا هم نحوه پلاگین نویسی برای Jquery رو ياد میگیرم . دیگه میشه گفت فردا آموزشا تمومه . فقط میمونه 7 تا پروژه که باید انجام بدم . بع
آدمیزاد باید در طول زندگی‌اش تا می‌تواند تجربه کند. آدم نباید به خودش گل بزند، بلکه باید بگذارد دیگران به او گل بزنند. این کار باعث افزایش عزت نفس می‌شود. من اگر مثل خیلی دخترهای دیگر از همان دوران راهنمایی دوستی با پسرها را تجربه کرده بودم، امروز زندگی‌ام طور دیگری می‌بود. اگر از همان سن پایین ياد می‌گرفتم که آدم‌ها چگونه دروغ می‌گویند و ياد می‌گرفتم که دروغگوها و ریاکاران چه شکلی هستند، آن وقت در 27 سالگی طور دیگری به آدم‌ها اعتماد می
خب بالاخره یکی از لیسانسامو گرفتم (علوم کامپیوتر) و انشاالله از ترم آینده دانشجوی ارشد میشم که از فردا شروع میشه:) البته 19 واحد از رشته دومم(ریاضی) مونده که این ترم، ترم آخرم هست.
از آنجایی که منابع خوب و کاملی برای الگوریتم FFT وجود نداشت تصمیم گرفتم که پروژه کارشناسی مو منتشر کنم تا اگر کسی دنبال ياد گرفتن الگوریتم FFT بود مثل من زياد به زحمت نیفته :))
خیلی کوتاه بگم که الگوریتم FFT دوتا چندجمله ای با درجه n رو میگیره و حاصل ضربشون رو تحویلتون میده
فقط برقصید.
امروز به طرز وحشتناکی ناامید بودم بعد تصمیم گرفتم کمک مادرم کنم یکم حالم بهتر شد ولی آخرش مثل تمام شب هایی که توی خوابگاه دلتنگی و حال بد من رو میکشوند وسط سالن ورزشی و اهنگی کوردی میزاشتم و با تمام وجودم می رقصیدم می رقصیدم می رقصیدم تا آدم جدیدی متولد می شد زهرایی آرام انسانی که تمام درد ها و غصه هایش با تمام حرکاتش ریخته بود و من بودم یک دختر نورانی.
امشبم رقصیدم بعد آرام گرفتم نمازم رو خواندم و بعد دعا کردم حالا حالم خوبه و وقتش
دانلود سریال هیولا با کیفیت Full HD و لینک مستقیمدانلود
رایگان سریال هیولا ، دانلود کامل هیولا ،
دانلود سریال هیولا ، دانلود سریال هیولا با
کیفیت عالی
قسمت 14 (قسمت چهاردهم) اضافه شد
 
کارگردان: مهران مدیری | بازیگرها: مهران مدیری ، فرهاد اصلانی ، شبنم مقدمی ، گوهر خیراندیش ، شیلا خداداد ، محمد بحرانی
 
درباره فیلم:
  هیولا » جدیدترین ساخته مهران مدیری، به نویسندگی پیمان قاسم خانی» و
تهیه کنندگی سید مصطفی » است که بازیگرا
.
موهام بلند شدن.چن روزی میشی ک عادت کندنشونو ع سر گرفتم:)باید برم دوباره کچل کنم تولد دلاراس فردا .شاید براش تولد گرفتم .قلبم پره خونه و نمیتونم حتی یه لبخند بزنممن اشتباه کردم.تو رابطه رفتنم اشتباه بود.راه برگشتنی نیس و خودمم دیگه فقد میخوام بگذرم.من همینم همیشه ادم بده منم .همیشه بدترین کارا رو من میکنم :)حقمه:)مدارا کردنمه ک بم ضربه میزنهباید صگ شم .خیلی بدتر ع ادمای دورم :)باید صگ شم ک بفمی صگا ن تنا زوزه میکشن حتی ادم میدرن :) م
عروسی الف و الف در راهه و همچنین سین ولی خب من تصمیم گرفتم نرم . ظهر پدر الف بهم زنگ زد و گفت بیاین عروسی حتما  .
من واقعا تصمیم گرفتم هر دو عروسی رو نرم چون من وقتی تصمیم گرفتم بخونم پس اگه بخوام از الان هی عروسی و مهمونی و فلان برم که هیچی قبول نمیشم . باید به خودم سخت بگیرم . خانواده از الان اصرار که برو و هنوز فکر میکنن من میرم ولی گفتم نه نمیرم . هر دو عروسی سر جمع 1 هفته از وقت منو تلف میکنه . خب ارزش نداره بخاطر عروسی 1 هفته طلایی رو از دست بدم . 
چن روزی میشی ک عادت کندنشونو ع سر گرفتم:)
باید برم دوباره کچل کنم
تولد دلاراس فردا .
شاید براش تولد گرفتم .
قلبم پره خونه و نمیتونم حتی یه لبخند بزنم
من اشتباه کردم.
تو رابطه رفتنم اشتباه بود.
راه برگشتنی نیس و خودمم دیگه فقد میخوام بگذرم.
من همینم
همیشه ادم بده منم .
همیشه بدترین کارا رو من میکنم :)
حقمه:)
مدارا کردنمه ک بم ضربه میزنه
باید صگ شم .خیلی بدتر ع ادمای دورم :)
باید صگ شم ک بفمی صگا ن تنا زوزه میکشن 
حتی ادم میدرن :)
 
متنفرم ع
دانشجویان زیر هر چه سریعتر به امور فارغ التحصیلان مراجعه نمایند.
سید سجاد فقیه
عاطفه قاسم خانی
سیده زهرا میرسالاری
فرحنوش جهانگیری
عاطفه سلامات
سحر نواصری
گلشن احمدپور
عباس بالدی
نجمه حمیدزاده
سیده زینب پورفرجی
افروز درزی
فاطمه دلفی اهوازی
فرزاد چرخاب
محمد عمرانی
سودابه غلامیان
آتنا آتشی
سحر داودی
هیام نواصر
تولد دخترم نزدیک بود و نمی دونستم براش کادو چی بخرم؟ باسایتی به اسم  دوزلی بوک» آشنا شدم که چند قصه‌ ی کودکانه ی جذاب دارد و می شود اسامی قهرمان های اونها رو به سلیقه ی خودت انتخاب کنی.
مشخصات، علایق و کاراکتر مورد علاقه دخترم را ثبت کردم و کتاب‌ داستانی تحویل گرفتم که قهرمان آن دخترم بود. 
فعل می‌بینه» در گۊیش‌های مختلف زبان گیلکی:
پیلارۊدبار: وینه
رشت: دینه
لاجؤن: اینه
کلأچئه: ینه
سیاکؤلؤرۊد: إینه
قاسم‌آباد: دینه
سختسر: وینه
آمل: وینه
ساری: وینده
مثال در جمله
آمل: اۊنتا تره وینه.
لاجؤن: اۊ تأ اینه.
کلأچئه: اۊن تره ینه.
رشت: اۊن ترا دینه.
(فارسی: اۊن تؤ رؤ می‌بینه)
من در شهرستان بودم و حدود دوتا مدرس ایتالیایی عوض کردم. یکبار با آگهی استاد آشنا شدم و مشکلم رو به ایشون گفتم. در کنار سایر راهنمایی هاشون شرکت در کلاس های آنلاین رو به من پیشنهاد دادن. چون دیدن من خیلی روی کلاس هام وسواس دارم شرکت در جلسه آنلاین رو به من پیشنهاد دادن. بازخورد خوبی از کلاس گرفتم و تصمیم گرفتم در جلسات بعدیش هم شرکت کنم. البته خود استاد واقعا خوب درس میدادن و منم دیگه اصلا مدرس عوض نکردم. جالبه بدونین که آزمون استرنی رو با نمره 80
بذارین بگم چی از هرچیز دیگه ای میتونه گیج کننده تر باشه، گم کردن هدف!وقتی که کلاس پنجم بودم و مامانم منو برد و کلاس زبان ثبت نامم کرد فکر نمیکردم که داره بهم هدف میده، داره یکی از مسیر های مهم زندگیمو برام درست میکنه. اگه به غر غرای من گوش میکرد و ثبت نامم نمد الان من شاغل نبودم، الان احتمالا هیچی از زبان بارم نبود و فقط یه مسیر رو به روم داشتم و احتمالا حسابی ناامید بودم با وجود وضع الان مملکت.
وقتی مامانم دست منو گرفت و منو برد که ثبت نامم ک
بسم الله الرحمن الرحیم./
بابا از خودت ياد گرفتم محبت به پدر رو ، از خودت ياد گرفتم عشق به همسر رو ، از تو ياد گرفتم بخشندگی رو ، تلاش رو ، شوخ طبعی در عین متانت رو . بابا فدای اون چشمای عسلیت بشم ! قربون خستگیات برم .
بابا جوونیت رو به پامون ریختی و حالا که چند تا خط کوچیک افتاده رو پیشونیت ، هنوزم حواست به تک تکمون هست . که کم نداشته باشیم ، که کم نیاریم . بابا شما خیلی بزرگی ! و من شاید خیلی دیر فهمیدم چقدر عاشقتم .
اما شما
بابا هنوز و تا همیش
فرهنگ و هنر | معرفی کامل فیلم سینمایی ایستگاه اتمسفر + نقد فیلم
توضیحات: «ایستگاه اتمسفر» نام فیلمی است محصول موسسه تصویر شهر سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران که در سال 1395 ساخته شده است و تا امروز تکلیف زمان اکران آن مشخص نیست!
«ایستگاه اتمسفر» توسط مهدی جعفری کارگردانی شده است و تهیه‌کننده آن علیرضا قاسم‌خان است.
در ادامه مطلب بخوانید .
پرتال جامع ترولیا | سرگرمی، طنز، کلیپ، دانلود، فونت، سلامت، عکس، آشپزی
مثل همیشه دارم طبق آموزشا پیش میرم . Jquery رو هم هم شروع کردم خیلی کدنویسی جاوا اسکریپت رو راحت و البته جادویی کرده . حدود یکی دو روز زياد خوب پیش نرفتم یکم ذهنم درگیر یه سری مسائل بود که حل شد . دوباره ادامه آموزشا رو از سر گرفتم . تصمیم گرفتم در کنار آموزشا JQuery آموزشا Bootstrap رو هم شروع کنم تا یکم جلوتر بیافتم .
دیشب داشتم با رفیقم از دفتر بر میگشتم . بهم گفت‌ : چت شده ؟ بعضی اوقات در حین کار یا در حین قدم زدنا یهو یه چی میگی ؟ بعد میپرسم چی ؟ میگ
اسامی دانشجویانی که گواهی نامه موقت آنان آماده تحویل می باشد.
فاطمه حیدری آل کثیر
مهرناز باستی
بنفشه عزیزی
فرخنده طیبی
مریم عسگری
سیدمحمد
علیرضا فلاح مقدم
محسن مینایی
سعید آرین نیا
عبدالرضا محمدیان
مسعود امام
عاطفه قاسم خانی
فاطمه صفی خانی
فرشید بهرامی حموله
 گویند که ازدل برود هر آنکه از دیده برفت.عمریست از دیده برفته است و در دل مانده.باز نشستم رو بروی همه ی خاطراتم. روبروی یک دنیا زندگی، اما فقط توی قاب پیام های شیشه ای.زنده ی زنده.این روزها حس میکنم عقربه های ساعتِ زمان افتاده انگار روی دورِ تند. ساعت را که نگاه میکنم زود میگذره، ثانیه هاش تند تند جابجا میشن و دقیقه هاش چشم به هم میزنی رفتن روی عدد بعدی. و ساعتشو که دیگه نگو! عین برق و باد میگذره ، اما موندم چه حکمتی داره که عمر من تموم نم
امروز صبح تصمیم گرفتم نخوابم و ساعت هفت و نیم برم لاگ بوکمو تحویل منشی بخش قلب بدم و بعدش بیام خونه و بگیرم یک دل سیر بخوابم.کلاس رادیو هم ساعت ۱۰ داشتم که اون رو هم نمیرم چون عموما تا به الان ندیدم حضورغیابی در کار باشه. ناهار هم که رزرو نکردم پس ههمه چی طبق روال بود تا اینکه سر صبحی منشی گروه قلب رو دیدم گفت نصف بیشترتون افتادین.منم دهنم باز موند تا اومدم خونه. اما نگفت من افتادم یا نه.همینجور با بدجنسی یک استرسی بهم داد و رفت . یک غیبت هم جلسه
به بهانه فراگیر شدن تب کوییز گذاشتن از سایت grandedesafio.com در داخل اینستاگرام ، تصمیم گرفتم در مورد عصری که داده (Data) در آستانه تبدیل شدن به گران بها ترین کالای دنیاست، چند خطی بنویسم!
قبل از آن توضیح مختصری در مورد این سایت بدهم! شما در این سایت ۲۰ سوال را انتخاب می کنید و جواب آن ها را نیز مشخص می کنید ۲۰ سوالی که در مورد سلایق و علایق شما می باشند، که از سوالات ساده ای نظیر ترجیح شما بین قهوه و چای تا سوالاتی نظیر ترجیح عشق یا ثروت، علاقه تان به شب
الان داشتم ی مقاله میخوندم و فیلم مربوظ بهش رو تو یوتیوب میدیدمکه مربوط به رژسم غذایی بود و مقاله هم برای پزشکا و دانشگاهای پزشکی امریکا بوددر مورد قند و این که چجوری هر سال مصرفش زياد میشه و تاثیرشی نگاه به خودم کردم از چند سال پیش هرروز دارم قند بیشتری میخورم خوب ی تصمیم گرفتمبه جای این که بگم تا فلان زمان باید فلان قدر کم کرده باشم به آینده اینجوری نگاه نکنممثلا من هفتع پیش شاید 3 لیتر نوشابه خوردم!من قبلا نوشابه نمیخوردم و حتی بدم میومد ا
چند سا ل پیش دوستم یه دفتر کاهی خوشگل بهم هدیه داد که صفحاتش خط کشی نبود و روی جلدش هم طرح ساده و زیبایی داشت
تصمیم گرفتم چیزایی توی اون بنویسم که هرگز از نوشتن اونا و بعدا اگر احیانا موند بعد از مرگم از افشا شدنش، شرمنده و یا پشیمان نشم.
این شد که دفتر دوسال خالی موند
دیدم اوراق زیبا دارن به بطالت می گذرونن
اومدم و نوشتم
گاهی خوشگل
گاهی خرچنگ قورباغه
گاهی قطرات اشک روش چکید
گاهی چیزایی نوشتم که پشیمان شدم
این دفتر عمرم که الآن اییییینهمه از ا
لیوان گرفتم زیر شیر اب .بعد بلند بلند گریه کردم  .
باید قوی تر از این باشم
امتحانم که تمام شد .رفتممنتظرم بود.قدم اول.
نوشتم که يادم نره ۴ خرداد چی کشیدم .تب کرده ام .از غم 
و هیچ کس نمی دونه من تنهایی درد میکشم .دلم داد زدن میخواهد .
دانلود سریال هیولا با لینک مستقیم
دانلود سریال هیولا
سریال هیولا جدیدترین ساخته مهران مدیری می باشد این سریال هم مثل سریال های قبلی آقای مدیری با موضوع کمدی (طنز) است. سرپرست فیلمنامه برعهده پیمان قاسم خانی. شما می توانید این سریال جذاب و دیدنی را از سایت پیشگام مووی بصورت کامل (تمام قسمت ها) دریافت و دانلود کنید.
قسمت اول تا سیزدهم اضافه شد
 
کارگردان : مهران مدیری
 
موضوع : کمدی
 
سال ساخت : 1397
 
سال پخش : 1398
 
محصول : ایران
 
چرا اون موقع ها که من به کسی نیاز داشتم همه ولم کردن ؟ :/ چرا من حس ترحمشو با دوست داشتن اشتباه گرفتم این همه درگیرش شدم  چرا نفهمیدم چرا نمیخواستم بفهمم یکیم بهم نگفت :(چرا انقد تو سرم دوباره شده پر از چرا از اینکه بخوام غصه ها و ناراحتیا و فکرا و خیالامو با قرص فراموش کنم خستم :/ چرا به حالت عادی همه حل نمیشه .
این روزا تنهام ساکت و بی انگیزهاشکای گرمم به مژه هام آویزهآخه تو چجوری میری ولی میمونیبیچارت میشم تو هوای بارونیمونده تو ياد چقدر خاطره دارم از تو ای دادوای از این دل گرفتم در احساساتمو گلمیدونی رفت همه فکر و خیالت خاطرت تختدنیا نامرد تورو گرفت منو تنها ترم کرد
یه دونه از این سورت ها گرفتم که میزنی به جای هندفری گوشی و میتونی دو تا هدفون رو بش وصل کنی که با دو تا هندزفری مختلف بتونی همزمان یه اهنگ رو بشنوی:))))))))
الان اینقدر ذوق دارم باش با یکی اهنگ گوش بدم و راه برم که نمیتونم تا شنبه وایستم و الان حتی دلم میخواد با یه غریبه یا باغبون محل راه برم و اهنگ گوش بدم:)))))))
اصلا با این سورت و اهنگ های درست و حسابی میتونم تو این خیابون بنفش پرواز کنم
هر چند که باید یا با یه دوست صمیمی بری یا اون شخص مورد نظر که بتو
میدانم چقدر سخت است زندگی برایت در این جامعه امروزی .
میدانم برای فرار چشمانت دست به هرکاری میزنی
میدانم که وقتی با خانواده داخل مغازه میروی یک راست سرت را در گوشی میکنی تا چشمت به هیچکس نیفتد و مردم نادان می گویند خیر سرش مذهبیه همش سرش تو گوشیه .




آنان نمیفهمند ولی من میدانم .
میدانم قلبت چه دردی می کشد وقتی مردان جامعه ات را میبینی که مردانگی از تن دریده و همه فقط نر شده اند .

برادرم چه عذابی میکشی وقتی زنانی با صدها رنگ و لعاب برایت
-چرا وقتی ثبت نام مدرسه رو يادآوری کردم گفت برگشتی با هم میریم در حالی که وقتی قبلا تو اون مدرسه باشی حضور دانش آموز لازم نیست؟
-چرا وقتی اینو بهش گفتم باز گفت حالا عجله ای نیست برگشتی بعد؟
-چرا وقتی هروقت میپرسم بلیط گرفتید یا نه میگه نه؟
-چرا موقع اومدن از دو هفته قبل میشد بلیط گرفت ولی الان برای هفته دیگه نمیشه؟
-چرا بلیط نمیگیره که اونقد بپرسم که دیگه بره رو مغزش عصبی شه بگه هروقت گرفتم خبرت می کنم و من دیگه نتونم بپرسم که نره رو مغزش؟
-چرا م
شهید بهمن بهاروند ساتیاروند
فرزند: قاسمتاریخ تولد: 1327/12/10محل زندگی: شهر خرم آباد روستای ناصروند تحصیلات: دیپلم کارمند آموزش پرورشتاریخ شهادت: 1365/10/23محل شهادت: بم باران شهر خرم آباد گار شهید: گار شهدای ناصروند توابع خرم اباد
ادامه مطلب
 
نام سریال : هیولا
نام انگلیسی : Hayoula
نوع : سریال شبکه نمایش خانگی
تعداد قسمت : 17 قسمت
دسته بندی : سریال ایرانی نمایش خانگی
موضوع : کمدی و خانوادگی
محصول کشور : ایران
کارگردان : مهران مدیری
تهیه کننده : سید مصطفی
نویسنده : پیمان قاسم خانی
سال انتشار :1398
 فیلمودین
با عرض سلام خدمت دوستان و بازدیدکنندگان سایت فرامتره
از امروز تصمیم گرفتم که دوباره وبلاگ فرامتره رو بروزرسانی کنم و با مطالب آموزشی و جدید در خدمت دوستان باشم.
با توجه به نیاز شرکت های عمرانی به نیروی دفتر فنی و کمبود آن در جامعه تصمیم گرفتم قرمی هرچند کوچک در راستای آموزش دوستان انجام دهم.در این راستا اقدام به جمع آوری و دسته بندی فایل هایی کردم که در طی این سالها اقدام به ساخت و استفاده نموده ام.
با توجه به این که زمان زيادی را صرف جمع آوری
بر اثر زندگی توی شهرها و کشورهای مختلف،
یه چیز بزرگ رو ياد گرفتم،
اینکه آدمها رو مستقل از نژاد، ملیت، جنسیت، رنگ، مو، بو، شهر و کشوری که ازش اومدن و نظارت و قضاوت کنم.
 
این دستاوردم جدید هست، مال همین اواخره،
و فکر میکنم که یکی از بزرگترین دستاوردهام باشه.
 
ترکیب تیم فوتبال ذوب آهن ایران در دیدار با الاتحاد عربستان در مرحله یک هشتم لیگ قهرمانان آسیا اعلام شد.


 
بخش ورزشی مجله خبری ورزشی اسپورت‌استار
 
به گزارش خبرگزاری فارس، ذوب آهن در این مسابقه که از ساعت 20:30 در امارات برگزار می شود به شرح زیر است:
محمد باقر صادقی، وحید محمد زاده، محمد نژاد مهدی، میلاد فخرالدینی، مسعود ابراهیم زاده، حمید بوحمدان، قاسم حدادی فر، رضا حبیب زاده، زبیر نیک نفس، دانیال اسماعیلی فر و حمید مطهری
 
انتهـــــــــــ
دارم میرم امتحان کنکور بدم! صبح ساعت ۰۵:۳۰ با صدای موبایل که مامان خانم زنگ زده بود بیدار شدم!!!! و رفتم دوش گرفتم نمیدونم چرا هی دور اتاق های خونه راه میرفتم و با خودم حرف میزدم!!!! چرا توی دنیایی خیالی ام هستم من. دنیایی خیالی دست از سرمن برنمیداره یا من ول ش کنش نیستم
چیزی که هنوز بهش عادت نکردم، واژه ی "خانم مهندس" ه.
تازه داشتم با فامیلیم کنار میومدم.
"مهندس" و "محدثه" شبیه هم هستش. ولی من با دومی راحت ترم

*مامان و بابا اومدن تهران. واسه اولین بار فردا مرخصی گرفتم که باهاشون برم بیرون :)
من ۳۳ سال دارم و ۳ ساله که متاهلم و بچه نداریم. باشگاه رشته فوتسال ثبت نام کردم اما میترسم که پیشرفت نکنم. چون عینکی هستم و نمیشه با عینک دنبال توپ دوید. تازه عینک جدید گرفته ام و برای عمل لیزیک باید حداقل یک سال عینک بزنم تا شماره چشمم ثابت بشه. ضمنا میترسم در این مدت باردار بشم و مجبور بشم ورزش رو بذارم به کنار و افسرده بشم.
کمی ناامید شده ام بهم روحیه بدهید تو رو خدا.، مجرد که بودم برادر معتاد داشتم نمیذاشت سراغ چیزی برم، اذیتم میکرد، اذیت ها
امروز صبح خواب موندم نمیدونم چرا ساعت 05:15 که بابا خان صدام زد برای نماز صبح خوابیدم با اینکه تا 6 هم بیدار موندم !!! بهرحال تاپ سی گرفتم و ساعت 08:13 دقیقه خودمو رسوندم شرکت چار !!! توی راه هم چند صفحه ی از کتاب زندگی بی حد و مرز رو خوندم !!!
اینقدر امروز روز خوبی بود، ک عکس هایی ک از شان و کامیلا در میامی پخش شده و در حال کیسینگ هستن هم نمیتونه حالمو بد کنه:)) الحمدُ الله!
و اینقدر عکس هایی ک توی مغازه فرش فروشی گرفتم رو دوست دارم. اینقدر دوسشون دارم ک حتی نمیتونم بگم چ قدر. عاشقشونم!
امروز اول ذیحجه س ، تصمیم گرفتم نه روز اول ماه رو روزه بگیرم ، ان شاءالله که خدا این توفیق رو بهم بده .هر روز استوریای آقای حامد عسکری ( شاعر ) از مدینه و مکه رو نیگا میکنم و غبطه میخورم ، حس خوبش رو منتقل میکنه به مخاطب .ای خدا یعنی روزی ما هم میشه مکه و مدینه ؟ .چه ماه پر خیر و برکتی ، ازدواج دو نور ، عرفه ، قربان ، غدیر .
امروز داره تموم میشه
امروز على رغم یه داستان ناراحت کننده، چیزى ياد گرفتم که درونم رو شاد و آرام کرد.
دیر پاشدم به خاطر خستگیه جسمیم؛ ١٢ . از روى ذوق و شوق لباساى خریده شده رو پوشیدم . اون تیشرته که با مامان خریدم و اون شلوار توخونه اى و دمپایى اى که با علیرضا پریروز خریدم. یک عدد نونوار شدم.
عصربابا زنگ زد که اگه تنهایى و خونه اى براى یه مشورت کارى بیام پیشت. اومد و حرف زدیم و نتیجه گرفتیم. و من ياد اون حرف عموم افتادم که وقتى ازش میپرسى دوستت چى
دیروز به بچه ها گفتم پاشین بریم نمایشگاه کتاب، گفتن نه. گفتم پاشین بریم بیرون از الان که کاری نداریم، بمونیم خوابگاه می پوسیم؛ بازم گفتن نه :| 
منم دست خودمو گرفتم، گفتم عزیزم بیا، خودم میبرمت بیرون؛ ولشون کن این بی ذوقا رو. خودم میبرمت نمایشگاه. رفتم. اولش دلم نخواست برم؛ با خودم بد اخلاق تر شدم. گفتم پااااشو، پاشو بریم. همیشه اینجور وقتا اولش مقاومت می کنم ولی واقعا خوش میگذره. حس بعدش رو دوس دارم:)
خلاصه راضی شدم رفتم، بنم رو گرفتم و راهی نما
خوب این ی حقیقت ک من چاقمبه شدت چاقماوووم باید ی فکر براش بکنمیعنی ی فکر اساسی چون تا الان 100 باز باشگاه ثبت نام کردم یا رژیم گرفتم و ول کردم قبل این که نتیجه بگیرمباید ی حرکتی بزنم که ول نکنم:)44 کیلو باید کم بشه-_-نمیدونم حس میکنم شاید لازم از لاغر شدن شروع کنم واس خوب کردن حالم
1. آقا من بعد راه افتادن کارگاه علاقه مو به غذا پختن، غذا خوردن، ظرف شستن و سایر موارد خونه داری از دست دادم!!! و دست پختم به طرز فاجعه ای بد شده :(
2.خانمای شاغل! شماها واسه شام چی درست میکنید؟!! من وقتی برمیگردم اونقدرخسته م که جمله همیشگیم اینه: "خیییلی خسته م. حوصله ندارم شام درست کنم! نون و پنیر بخوریم؟!!"
3. گفتم خواهرزاده همسر منتقل شده یه شهری نزدیک اینجا. البته نزدیک از اون جهت که ما تا شیراز 1400 کیلومتر راه داریم! وگرنه 300 کیلومتر اصولا نزدیک
حالا که سازمان سنجش اطلاعیه زده که نتایج رو چهارشنبه اعلام میکنه (که البته هم خودشون و هم ما میدونیم که سه شنبه شب نتایج رو سایته دی: ) ، بیاید حداقل خسرو رو بهتون معرفی کنم.
من بالاخره برای کارهای ویترایم پیج زدم و بذارین همینجا اعتراف کنم سخت تر از اون چیزیه که فکر میکردم. اسمش هم از نم نم تغییر پیدا کرد به خسرو دی: متاسفانه هر اسم دیگه ای که پیدا میکردم، یکی قبل از من اشغال کرده بود و این شد که بالاخره از بین هوشنگ، خسرو، جمشید و اسکندر، خسرو ر
بعد از شش روز گوشی رو تحویل گرفتم . مشکل از باطریش بود ولی متاسفانه موقع تعویض باطری تاچ گوشی خراب شد . دیگه با تعویض باطری و تاچ 700 تومنی هزینه گذاشتن رو دستم . اومدم خونه کمی با گوشی ور رفتم دیدم ای داد گوشه ی چپ بالای ال سی دی لک افتاده . تا صبح رنگش بیشتر و بیشتر شد . ظهر با یارو تماس گرفتم گفت  دلم خوش بود ال سی دیش سالمه . بیار درستش کنم . هیچی دیگه قرار شد فرداش ببرم . شب با گوشی کار میکردم که دیدم گوشی مثل یه تیکه آجر داغ تو دستم حرارت میده . حرا
در جستجویی که برای مطالب عمومی مربوط به آبزی پروری در اینترنت انجام می دادم، به یک جزوه اینترنتی در سایت فائو برخوردم که متاسفانه فرمت PDF نداشت و از آنجا که مطالبی به ویژه در زمینه احداث استخرهای خاکی پرورش در اون دیده می شد که هنوز هم به کار بهره برداران عزیز می خوره، تصمیم گرفتم یک نسخه پی دی اف از اون تهیه و در وبلاگ قرار بدم. البته تاریخ نگارش این جزوه(کتاب) به 1989 میلادی بر می گرده و امیدوارم مطالبش مورد توجه عزیزان قرار بگیره.لینک دانلود ک
عاااااخ شیشم تولد حانیس و این سومیم تولدیه که باهمیم و من تا حالا نه تولد گرفتم براش نه کادو -_- چون توی تابستون بود و هر کدوم شهرای خودمون نمیشد ! این دفه تصمیم داشتم برم مشهد و سورپرایزش کنم چون میدونم همین که من برم پیشش خودش کلی خوشحال میشه ولی يادم افتاد چهارم اجاره خونه باس بدم و پول ممکنه کم بیاااااارم >_< واااات شود عای دو ؟؟؟؟؟؟ 
تصمیم گرفتم  بنویسم،این چند روز که نمینوشتم خیلی سخت گذشت،دوست نداشتم زیر حرفم بزنم ولی انگار تا ننویسم آروم نمیشم:(
ناراحتم برگشتم،حس میکنم ارادم ضعیفه:/
ولی نمیتونم از وسوسه ی نوشتن بگذرم،شایدم کامنت ها رو ببندم که اینحا مثل دفتر خاطرات بشه فقط بنویسم و آروم شم .
دیشب خواب پدربزرگم رو دیدم بهم گفت وسایلت رو جمع کن میام میبرمت 
ینی دارم میمیرم؟؟؟؟ :/
جمعه کنکور دارم بعد امروز سرما خوردم در صورتی که یکساله سرما نخوردم آخه الان وقت سرما خوردن بود (حالم بده سر درد گرفتم نمیتونم بخونم) :/
دعا کنید کنکورمو خوب بدم
از این سفر درس گرفتم. نه درسایی که قبلا نگرفته بودم، اما این همه نتیجه‌گیری گهربار در یک سفر چند روزه؟ واعجبا!
یک، دخترک دیوانه، ترکی رو ياد بگیر! ترکی رو ياد بگیر که وقتی همه تو جمع دارن قهقهه می‌زنن لبخندای احمقانه نزنی و آویزون فافا نشی که: چی دارن می‌گن؟
دو، به تو ربطی نداره. لازم نیست بری به عمو بگی اون پرستویی که تو تلگرامه، پرستو نیست. چی کاره حسنی اصلا؟ 
سه، توی سرت کاه رو کوه نکن. هر فکر مسخره‌ای رو اون قدر گنده نکن که اشکت رو در بیاره
سلام.
می خوام در مورد فانتزی هام صحبت کنم.نمی دونم شاید روزی به واقعیت تبدیل شد.من تو وبلاگ قبلیم در مورد چادر مطلبی نوشته بودم دوستانی که وبلاگ قبلی من رو دیده بودن حتما يادشون هست.نوشته بودم که من دوست دارم چادر سر کنم ولی می خوام اول در مورد چادر و حجاب مطالعه کنم که وقتی تصمیمم رو گرفتم دوباره چادر رو کنار نذارم چون سال قبل چادر رو گذاشتم کنار.
حالا فانتزی من اینه که بعد از مطالعه چادر سر کنم و محجبه هم که هستم.بعضی از دخترها رو که می بینم حج
از شدت خوردن شکلات و کیک و اینجور چیزا دچار تنفر از کاکائو و شیرینی‌جات شدم و اگه کسی منو بشناسه و اینو بفهمه قطعا از تعجب دهنش باز میمونه.حالت تهوع گرفتم و انگار خود درسا هم روش اثر داره!یه مشت جزوه میریزم دورم از خوندن هرکدوم که خسته شدم میرم سراغ یکی دیگه و هی عوضشون میکنم.یه تبعیض خیلی مسخره هم بین دستام قائلم که همه کارا رو میسپرم به دست راستم و الانم چون واسه همه درسا خلاصه مینویسم شدیدا دست‌درد گرفتم و لعنت بهش!
جلد ۵ آتش بدون دود رو تم
بالاخره با همه خوبی ها و بدی ها این ترم هم هر چند که مثل ترم اول باحال نبود ولی داره تموم میشه الان فرجه ها هم که شروع شده . کلاسامون دیروز تموم شد .
دیگه این ترمو که هیچی درس نخوندم باید تو این چند هفته درسامو بخونم تا حد اقل مشروط نشم :D
تصمیم گرفتم برای این 2 ، 3 هفته از حجم کارام کم کنم و بیشتر درس بخونم تا پاس بشم .
تا ببینیم چی میشه :)
سلام
اسم من مریم است. اردیبهشت امسال 34 سالم شد.
من مهندس کامپیوترم و کارم برنامه نویسیه. حدودا 10 ساله دارم کار میکنم.
فوق لیسانس کامیپوتر ، عاشق درس خوندن (البته 3-4 ساله عاشقش شدم :D )
  واسه سرگرمی تصمیم گرفتم این وبلاگ را درست کنم.
و بعضی روزها بیام حرف دلم را بنویسم.
امیدوارم 100000000 تا دوست مجازی خوب اینجا پیدا کنم.
از اونجایی که خیلیا اطلاعاتمو میپرسیدن تصمیم گرفتم تو این مطلب همه چیو بگم.

همه من رو یه اسمarmy میشناسین من اولین بار این اسمو روز تولد شوگ تو سایت جیسوگ استفاده کردم .البته قبل از اون اسمی نداشتم.من چهارده سالمه  وتو یکی از شهرستانای کرمانشاه به اسم جوانرود زندگی میکنم.یه ارمی بوی متعصبم.به جز بی تی اس طرفدار هیچ گروهی نیستم.اسمم رامتینه.ممنون
اول کلام واجبه که بگم.
خیلی سرد بود. :| منِ جنوبی جنبه‌ی اون همه سردی تو زل تابستون رو نداشتم. برا همینه که آب‌ریزش بینی و عطسه‌های پی‌درپی چند روزیه بهم دهن‌کجی می‌کنن.
دوم این‌که با توجه به صحبت‌های چارلی توی یکی از پستاش، ترغیب به عکاسی با سبکی شدم که جزوِ یکی از فانتزی‌های دست‌نیافتنیم بود. هرچند که. من از اون دسته‌ از آدمام که عکاسی رو دوست دارم اما تبحر خاصی در موردش ندارم. ولی با کمی لجاجت انجامش دادم.
۱. یک بار تصمیم گرفتم از بین
چند وقتی بود که ذهنم درگیر این بود که این شبکه های مزخرف عجتماعی رو حذف کنم یا نه بالاخره دیروز تصمیمم رو گرفتم . اینستاگرام و تلگرام از روی گوشی حذف شد . تلگرام هم فقط روی لپ تاپم دارم اونم فقط و فقط بخاطر آنیف . البته مشخص نیس احتمالش هست اونم حذفش کنم .
این مدت خوب بوده . درگیر برنامه نویسی PHP هستم . خیلی دارم باهاش حال میکنم . تصمیم گرفتم جدای از خود برنامه نویسی سمت سرور ، طراحی رابط کاربری و برنامه نویسی سمت کاربر رو هم جدی دنبال کنم چ
سلام
امروز رفته بودم لپ‌تاپ بخرم (قبلی دیگه داشت دار فانی رو وداع می‌گفت :( )، تو اون مدتی که منتظر بودم ویندوزشو بریزه مشتری‌هایی رو دیدم که شاید بشه برا هر کدوم یه داستان نوشت.
یه آقای میانسال اومد پرسید ساعت پشت ویترین هم asus‍ـه؟ صاحب مغازه گفت آره ولی فروشی نیست. نمی‌دونم چرا دلم سوخت برا آقاهه :(
دو مورد پدر و مادر و پسر احتمالا دبستانی‌شون بودن که می‌خواستن برا بچه‌شون لپ‌تاپ خفن بگیرن. دومی که عالی بود. داشتن دنبال لپ تاپ گیم می‌گشتن
دانلود فیلم دم سرخ ها با کیفیت 1080P
دانلود فیلم ایرانی دم سرخ ها
انتخابی کاربر
https://www.salamcinama.ir/download/PYBq/jKYqQ
کیفیت 1080hq
https://www.salamcinama.ir/downloadf/PYBq/1080hq/jKYqQ
کیفیت 1080p
https://www.salamcinama.ir/downloadf/PYBq/1080p/jKYqQ
کیفیت 720p
https://www.salamcinama.ir/downloadf/PYBq/720p/jKYqQ
کیفیت 480p
https://www.salamcinama.ir/downloadf/PYBq/480p/jKYqQ
نام فیلم : دم سرخ ها ژانر : کمدی
سال انتشار : ---
مدت زمان : --- دقیقهکارگردان : آرش معیریان بازیگران : جواد رضویان، بهنوش بختیاری، اندیشه فولادوند، رضا شفیعی جم، علی صادقی، رضا ناجی
 
سى سالمه
تازه ياد گرفتم تختمو مرتب کنم اکثر اوقات
تازه چندسالیه مسواک زدن رو ياد گرفتم انجام بدم اکثر اوقات
تازه یکى دو سالیه میفهمم باید چطور لباس پوشید و مرتب بود 
تازه چندسالیه مرتب حموم میرم 
تازه چندماهیه به پوستم و موهام رسیدگى میکنم
تازه یک سالیه مرتب موهامو کوتاه مى کنم و مرتبشون میکنم
تازه چند روزیه لوازم آرایش خریدم
تازه مدتیه تمام دوستهامو از دست دادم و داروى خوش طعمِ تنهایى رو دارم مینوشم.
 
تازه دارم کم کم بزرگ میشم.
و حالم از
 ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﻠﻔﺎ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﮔﺎﻩ ﺍﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﮔﻤﺎﺭﺩﻩ ﺷﻮﺩ.

ﺧﻠﯿﻔﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﻗﺮﺁﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ؟


ﺍﻭ ﮔﻔﺖ: ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﻭ ﻧﯿﺎﻣﻮﺧﺘﻪ ﺍﻡ.


ﺧﻠﯿﻔﻪ ﮔﻔﺖ: ﺍﺯ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﮔﻤﺎﺭﺩﻥ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻧﯿﺎﻣﻮﺧﺘﻪ، ﻣﻌﺬﻭﺭﯾﻢ.


ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﺧﻮﺩ، ﺑﻪ ﺁﻣﻮﺧﺘﻦ ﻗﺮﺁﻥ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ. ﻣﺪﺗﯽ ﮔﺬﺷﺖ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑ
یکی از ویژگی های خوابگاهی بودن اینه که تنوع مواد غذایی تو خوابگاه کمهمثلا یه شب که صبحونه فردامو گرفتم دیدم شیر کاکائو داره داخل پکبیصبرانه منتظر بودم صبح بشه جای صبحونه بخورمش :)))از ذوق خوابم نمیبرد به خدا :|شنبه و یکشنبه دو تا امتحان دارم سه واحدیو به شدتتتت استرس دارم :(یه چند تا توصیه بکنم شما رو خخخبچه هااااا شب امتحان کافئین نخوریدددد!!به هیچ وجه قهوه نسکافه و حتی چایی پررنگ نخورید!!علاوه بر اینکه خوابتون نمیپره،باعث میشه تپش قلب و است
چند روزی بود ارتش مورچه‌ها به اتاق من بینوا هجوم آورده بودند. اوایل فقط اطراف دیوار رژه می‌رفتند، من هم کاری به کارشان نداشتم و اطرافشان نمی‌نشستم. اما از دیروز و امروز به سمت کتابخانه‌ام هجوم برده بودند و نزدیک کتاب‌هایم کشیک می‌دادند. خب من هم احساس خطر کردم و علیرغم میل باطنی‌ام جاروبرقی را برداشتم و به سمتشان گرفتم. خدا شاهد است همین الان که دارم برایتان این ماجرا را تعریف می‌کنم گریه‌ام گرفته. با چه سنگدلی لوله‌ی جاروبرقی را به س
آوریلجلو شومینه، تلفن دم دستم است. سمت راست، دری که به سالن و راهرو باز می‌شود؛ و در انتهای راهرو، در ورودی. او ممکن است یکراست بیاید و زنگ ورودی را بزند. کی است؟» و بگوید منم.» و یا به محض ورود به دایرهء ترانزیت تلفن بکند: من برگشته‌ام، و حالا برای انجام برخی تشریفات در هتل لوتسیا هستم.» از علائمی هم که نشانهء ورودش باشد خبری نیست. ممکن است تلفن کند، یا سرزده برسد. احتمال همین چیزها می‌رود. به هر جهت می‌آید. او یک مورد استثناء نیست. دلیل خ
چشم آلوده کجا،دیدن دلدار کجا؟
دل سرگشته کجا وصف رخ یار کجا؟
قصه ی عشق من و زلف تو دیدن دارد
نرگس مست کجا همدمیِ خار کجا
سر عاشق شدنم لطف طبیبانه توست
ورنه عشق تو کجا این دل بیمار کجا؟
منتی بود نهادی که خریدی ما را؛
رو سیه برده کجا میل خریدار کجا؟
هرکسی را که پسندی بشود خادم تو
 خدمت شاه کجا نوکر سربار کجا؟
کاش در نافله ات نام مرا هم ببری
که دعای تو کجا عبد گنهکار کجا؟
مهر من گر که فتد در دل تو میفهمم؛
شهد دیدار کجا دوری دلدار کجا؟
به خدا چون دل زه
تو درمانگاه رفتم شرح حال بگیرم؛ پدر یه بچه شیر خوار ۱ ماهه بغلش بود ، شرح حال گرفتم؛ بعد گفت ما این یکی رو آوردیم برای نمونه ! 
گفتم نمونه ی چی ؟؟؟ ادرار ؟؟؟ خون ؟؟؟؟ 
گفت نه ! 
اینها ۴ قلوان ! همشون یه مشکل دارن ! نمیتونستیم هر ۴ تا رو بیاریم ، برای همین ، این یکی رو برای نمونه آوردم :))) 
همونجا اینقدر خندیدیم با پدر و مادربزرگ بچه که از گوشه ی چشمهامون اشک میومد ! :)) 
دلم واسش تنگ شدهالان داشتم آنلاین حکم بازی میکردم از تو تلگرامياد اون روزا افتادم همون دو روز که رفتیم خونه دوستش و حکم بازی میکردن تا صبحو من نگاشون میکردم و هیچی سر در نمیاوردمحتی اسم کارتا هم بلد نبودمقول داد بهم ياد بده و چقدر ذوق داشتمخودم ياد گرفتم ولی خوب دلم واس اون روزا تنگ شدهحکم و بلک جک و.دلم واسه پياده رفتنمون به خوابگاه سر صبح تنگ شدهلست سینش بستس و تلگرام زده 1 هفته انلاین نیسنگرانشم
 ۱.قطعا مسخره است  ولی می دونید من یه گوشه از ذهنم خوشحاله چون از چیزی که فکر می کردم  بهتر نتیجه گرفتم.این نتیجه هیچ تاثیری به جز کمی ضرر مالی برام نداشته.
۲.مامان بابای بی سواد هم خیلی باحالن نه؟مامانم منتظر بود برام زنگ بزنن از سازمان سنجشدر صورتی که من حتی کتابای هنرم ندارم!حالا امروز به مامانم گفتم رتبمو بعد نمی دونه چی بگه چون نمی دونه خوبه یا نه می گم باید رتبه ام زیر فلان عدد می شدبعد می فهمه قضیه از چه قراره سینه میزنه :))
۳.ولی خیلی
پیِ نشستنی به انتخابِ بختپائیده سایه‌ها به رهگذار و در هوای ما-که بسته‌ایم به مرگ چنان که بسته‌ایم به سایه‌هایمان-بال می‌گشاید این بازِ شوخ‌میان دو پرواز جا می‌کند اکنون به شانه‌امآری، خلافِ نوشته، قصه آغاز و پایان ندارد؛ برین خاکدان هر چه بینی کهنه‌ست‌(قاسم هاشمی‌نژاد) ‌پ.ن: 
- حالا که مرگمان را، مرگ مردم را انتظار می‌کشند، به قول گلسرخی باید که قلب ما، سرود و پرچم باشد». برای سیل نود‌وهشت چیزی نمی‌شود نوشت، ما چه می‌دانیم، ما
ساعت هیفده دقیقه بامداداز آدمی که دو ساله ندیدمش و قبلنم همکلاسی عادیم بوده
توی تلگرام پیام تبریک گرفتم
در حالی که اصلا تولدم نیست
و اصلا آیدی یا شمارمو از کجا آورده
و اصلا از کجا این وقت شب يادش افتاده که به من تبریک بگه؟
قضیه از ریشه و اساس مشکوکه-__-
پ.ن:تازه برام آرزو کرده یه عالمه ساله ام بشم:///!!!
چیزی که خیلی توی متن‌های من مشخصه، ایده‌ی عدم اعتماد به نوع بشر»ست. اعتقادی که با هر ثانیه زندگی بیشتر در مورد صحت‌ش مطمئن می‌شم. 
سال گذشته از یکی از دوستانم که دانشجوی سال آخر حقوقه خواستم یک وکیل درست‌درمون به‌م معرفی کنه. اون یکی از اساتیدش ُ معرفی کرد و ما هم پرونده رو سپردیم دست‌ش. وکیل به‌مون گفت که این پرونده 90 درصد برنده‌ست و اون 10 درصد هم می‌ذاره پای این که مامور به انجامه و نه نتیجه و ال‌وبل. 
حالا به هرحال مبلغ نسبتاً قابل ت
گلی خوشبوی در حمام روزی - رسید از دست محبوبی به دستم- گرفتم آن گل و کردم خمیری _ خمیری نرم و نیکو چون حریری- معطر بود و خوب و دلپذیری _ به او گفتم که مشکی یا عبیری_ که از بوی دلاویز تو مستم_ بگفتا من گلی ناچیز بودم - ولیکن مدتی با گل نشستم- گل اندر زیر پا گسترده پر کرد - مرا با همنشینی مفتخر کرد- چو عمرم مدتی با گل گذر کرد- کمال همنشین در من اثر کرد- وگرنه من همان خاکم که هستم
ترس این را داشتم که در غربت، دست از پا خطا کنم یا مال و دارایی اندکی که با خودم داشتم را از کف بدهم. اما همه چیز خیلی خوب بر مدار قرار و آرامش چرخید و سفر دلپذیری را برای من رقم زد.
صبح زود، تیغ آفتاب، به همدان رسیدم و در مرکز شهر اتاقی گرفتم و چند دقیقه ای استراحت کردم. نتوانستم بیشتر در اتاق بمانم و میخواستم هرچه زودتر، شهر را ببینم و به اصطلاح سرپری زده باشم. 
ادامه مطلب
خانوادم قراره هام و مادربزرگم برن مشهد،به منم اصرار می کنن که برم.دو دلم نمیدونم چی کنم،میخوام برم خونه مادرشوهرم بمونم نرم.همسرم میگه برو ولی نمیدونم چرا تنهایی سختمه.شایدم امام رضا(ع) منو نطلبیده.
همسرم میگه برو،من نمیتونم اون دنیا به امام جواب پس بدم که چرا نذاشتم زائرش بره زیارتش.
به نظرتون چیکار کنم؟فک کنم قراره ۴ روز مشهد بمونن.
+ استخاره گرفتم بد اومد:(
مغزم با سرعت وحشتناکی کار میکنه
باید خیییلی بنویسم این روزها خیلی خیلی اما نمیشه تا میام بنویسم پریده یا اینقدر میگذره که يادم میره نوشتن و موضوع.
الان که در یه وضعیت عجیبی نسبت به مصطفی قرار گرفتم قشنگ حس میکنم ترسم رو از نزدیک شدن آدمها بهم، از اینکه تو چشمشون بزرگ دیده بشم آدم مهم پرثمر اثرگذار خفن ال و بل
ترسم از کم آوردن تو دوستی
میخوام حرف بزنم،راجب آدمایی که اومدن تو زندگیم،بعضیاشون موندن،بعضیاشون رفتن،بعضیاشون با دروغ منو شکستن،به هرحال.حالا میخوام حرف بزنم
میخوام بگم که چقدر از تعداد آدمایی که برام مهم بودم کاسته شده،آدمی که عاشقش بودم و اولین عشق واقعی زندگیمو باهاش تجربه کردم،و حالا اثری ازش تو زندگیم نیست.شاید حتی خودم خواستم که نباشه.اینجوری بهتره،انتظار آدما رو پیر میکنه.میخوام بگم ياد گرفتم دیگه بهش فکر نکنم.ياد گرفتم هروقت لازم باشه فراموش کنم
سلوم 
کنکور چه خبر !!!؟ 
امیدوارم که وقتی صفحه روز باز کرده باشین اشک ریخته باشین البته از نوع شوقش 
_ زنگ زدم به یکی از دخترا بگم نتایجو زدن اونم مثل من کنکور داده بود ! از صحبتاش خواهر کوچیکش که کنکور اولش بود فهمید که نتایجو زدن و اون لحظه من فقط صدای جیغ شنیدم 
خودمم کنکور رو یه شارژ هدیه گرفتم
پ ن : برام ویس داده با صدای پره بغض از نتیجش ناراضی بود
امروز زنگ زدم ب آبجی گفت طبقه بالا نشسته،دختر عمه مامانم سرزده اومده بود و برا اینکه نمی‌خواد تا ورم بینیش نخوابیده کسی ببینتش ،رفته بالا 
بهش گفتم قرص جوشان ویتامین سی و امگا سه بخر 
بعد با خودم فکر کردم ،الان من باید اینا رو براش می‌خریدم نه این‌ک بهش بکم بخر و بخور برات خوبه 
الان عذاب وجدان گرفتم از طرفی ته حسابم بیت تومن بیشتر نیس و یه ماه دیگه حقوق می‌گیرم
:\
دیروز عصر در حالی‌که روی کاناپه دراز کشیده‌بودم و تبلت به دست تو اینترنت می‌چرخیدم، آن خبر خوش آمد! نوتیفیکیشن ایمیل رو دیدم و وقتی باز کردم دیدم یه متن فرانسوی روبروم هست. اسکرول کردم و آخرش زبان آشنا دیدم، من ادمیشن گرفته‌بودم! از پروگرم خفنی که یکی از دانشجوهای PhD بهم پیشنهاد داده‌بود براش اپلای کنم، می‌گفت این رو اگه بگیری دنیا و آخرت‌ت تامینه.
وقتی فرم پروگرم رو تکمیل کردم و انگیزه‌نامه رو فرستادم، دیدم بعد از فرم اول باید برای دان
بشدت حس میکنم اختلال دوقطبی گرفتم.
گاهی انقد غمگین و تنهام ک هیچی نمیتونه حالمو خوب کنه.
و گاهی انقد سرخوش ک بقیه رو هم میخندونم با خل بازی طورها م.
انقدر زودرنج و حساس و شکستنی ک اشکم دم مشکم منتظره .
و هیچکس نمیدونه.
و همه میگن چرا انقد خسته ای.
انقد میخوابی؟
انقد سردرد.
چرا من از یه سوراخ دو و حتی سه بار گزیده شدم؟
چرا اجازه دادم؟


+حال آوا:
#حاصل عمر #همایون شجریان
#کجا باید برم #روزبه بمانی
مریض شدم. تا همین حالا که از دوازده شب گذشته مهمون داشتیم، سرسام گرفتم. یه خروار تست و درد و مرض و کوفت و زهرمارم مونده، هر غلطی میکنم ساعت مطالعه م بیشتر از 5 ساعت نمیشه و حس کند ذهن بودن بهم دست داده، رشته ریاضی "فیزیکه" و فیزیکم از همه چیم داغونتره همچنان، کتابی که قد کلیه م پولشو دادم جر خورد، الان فهمیدم امتحان شیمی داریم، صبح ساعت 5 باید پاشم، بعد از ظهر دندون پزشکی.
شب بخیر. یه کم برام دعا می کنید؟
دانلود قسمت سیزدهم 13 سریال هیولا Hayoola با کیفیت 1080p Full HD

قسمت سیزدهم ۱۳ سریال هیولا به کارگردانی مهران مدیری



کارگردان: مهران مدیری | ژانر: کمدی، خانوادگی | تاریخ انتشار قسمت سیزدهم: 7 مرداد 1398


تعداد قسمت ها: 15 اپیزود | مدت زمان هر قسمت: یک ساعت | کیفیت: WEB-DL

نویسنده: پیمان قاسم‌خانی | حجم: متفاوت | تهیه‌کننده: مصطفی

خلاصه داستان:
با مرور افتخارات یک خانواده‌ی اصیل و شریف به زمان حال و زندگی یکی از
نوادگان آنها می‌رسیم. هوشنگ ش
 چند روزی بود که حالم اصلا خوب نبود احساس گنگی داشتم و حوصله هیچ کاری را نداشتم حتی برایم سخت بود که از جایم روی تخت بلند شوم اما امروز که در همان حالات بودم بالاخره مجبور شدم برای اینکه خواهرم را به کلاس تئاتر ببرم از جایم بلند شوم و بعد از اینکه او را رساندم به کلاس تصمیم گرفتم به مرکز مشاوره دانشگاه بروم - خیلی وقت بود که تصمیم داشتم پیش یک مشاور بروم اما این حال بد اجازه نمیداد- وقتی رسیدم به مرکز مشاوره دیدم که آنجا تعطیل بود چرایش را خودم
به خودم میگم رو چه حسابی من صرف این که به این دنیا اومدم باید تصور کنم از نظر علمی تو بدنی باهوش، تاثیرگذار و استثنایی قرار گرفتم؟ چه ومی داره حضورم در این دنیا حتما در چنین موقعیتی اتفاق افتاده باشه؟ میفهمید؟ چه ومی داره فکر کنم حالا که هستم لابد اتفاق خاصیه برای دنیا و باید کار مهمی انجام بدم؟
هر ادمی ظرفیتی دارد لبریز که شود دیگری جایی برا پر کردن نمی ماند.ظرف منم از سراوان پر شده بود.دیدن نخلستانهای ناهوگ و چشمه های کلپورگان جوابگو نبود.باید از این شهر و از این خانه حتی برای روزی و ساعتی میرفتم.با انکه میدانستم مادرم در نبودم ناراحت میشود اما باز راه رفتن را در پیش گرفتم.بیش از یک سال بود که رنگ چابهار و دریایش را ندیده بودم.پس راه چابهار را در پیش گرفتم.بی انکه به ماندن و نرفتن بیندیشم.از مرز مهرستان که گذشتیم و وارد سرباز شدیم.حا
دانلود قسمت چهاردهم 14 سریال هیولا Hayoola با کیفیت 1080p Full HD

قسمت چهاردهم ۱۴ سریال هیولا به کارگردانی مهران مدیری



کارگردان: مهران مدیری | ژانر: کمدی، خانوادگی | تاریخ انتشار قسمت چهاردهم: 14 مرداد 1398


تعداد قسمت ها: 15 اپیزود | مدت زمان هر قسمت: یک ساعت | کیفیت: WEB-DL

نویسنده: پیمان قاسم‌خانی | حجم: متفاوت | تهیه‌کننده: مصطفی

خلاصه داستان:
با مرور افتخارات یک خانواده‌ی اصیل و شریف به زمان حال و زندگی یکی از
نوادگان آنها می‌رسیم. هوش
اسمش برایم جذاب بود، ساندویچی سرِ خیابان را می‌گویم جلب اسمش شده بودم و تصمیم‌ گرفتم ساندویچ مورد علاقه‌ام (بندری) را آنجا هم امتحان کنم شاید به چیزی شبیه ساندویچ‌های عمو حسین برسم.ساندویچ را خریدم و راهی خانه شدم، گاز اول را زدم، گاز دوم را هم ولی خبری از بندری نبود، مشتی ریحان وسط نان ریخته بود و داده بود دستِ مردم، نمیدانم گازِ چندم بود که خدا بخواهد به بندری رسیدم، مزه‌اش را درست يادم نیست چون تا خواستم مزه‌اش را بچشم دوباره مشتی ریح
دانلود قسمت یازدهم 11 سریال هیولا Hayoola با کیفیت 1080p Full HD

قسمت یازدهم ۱۱ سریال هیولا به کارگردانی مهران مدیری

 

کارگردان: مهران مدیری | ژانر: اجتماعی، کمدی، خانوادگی | تاریخ انتشار قسمت یازدهم: 24 تیر 1398

تعداد قسمت ها: 15 اپیزود | مدت زمان هر قسمت: یک ساعت | کیفیت: WEB-DL

نویسنده: پیمان قاسم‌خانی | حجم: متفاوت | تهیه‌کننده: مصطفی

خلاصه داستان:
با مرور افتخارات یک خانواده‌ی اصیل و شریف به زمان حال و زندگی یکی از
نوادگان آنها می‌رسیم.
وقتی یک کتابی که کلی گشتی و نبود رو پیدا میکنی :)))))

و وقتی این شاهکار چهار  جلدی رو میگیری :)))))

جیغغغ امروز دقیقا ۴۲۰ هزار تومان پول کتاب دادم :)))))
این دو ناناز و چندی دیگر :)))
اصلا امروز خیلی روز خوبی بود :)))
کلاس طراحیمو رفتم خیلی خوب بود امروز :))))
بعدم چندی لباس خونگی و کفش و کیف گرفتم :))))
یعنی قصد من فقط کتاب بود که مامانم گفت از دست این لباسات خسته شدیم
گفتم من از بازار و خرید بدم مياد ؟؟؟ 
مگه اینکه به قصد خرید کتاب باشه لباس و اینا به عنوان اش
روزها مثل فشنگ از اسلحه خارج و سپری میشن.اومدم عسلویه و الان حدود ۷ روز هست که سر کار هستم.همون کار قبلیه البته یه خورده چالش های عجیب تر.در کل بدک پیش نمیره.از خیلی از مشکلات هم از نظر مکانی فاصله گرفتم ولی از نظر ذهنی نه.!
الان یه پام توی بازرسی هست و یه پام توی دفتر فنی!!!دارم به هر دو واحد کمک میکنم.
ته دلم ناراحت نیست.حس میکنم آخرش آینده منو به طرف روشناییش میکشه.خبری نیستا!!!همینجوری الکی حس میکنم.
اصلا دوست دارم حس کنم.فضولی؟؟؟!!!!
بسم‌الله.
سلام!
+

زائرِ رند حاجت‌ش این است:
مرده آید، شهید برگردد.
-آقای احمد بابایی-
پ.ن:عکس را به وقتِ چهلمین روز از آخرین زیارت بچه‌های هیئت گرفتم در نمازخانه‌ی فرزانگان یک. الحمدلله بابت این که خدا به‌مان لطف می‌کند و اجازه می‌دهد که هر از گاهی از این مراسم‌ها راه بیندازیم توی مدرسه. لا موثر فی الوجود الا خودِ تو خداوند. تاثیر بده به کارِ ما :)
تو یه لحظه تصمیم گرفتم php رو شروع کنم اون انیمیشن و پروژه ها جاوا اسکریپت رو کنسل کردم به نظر بسه . خیلی رو قسمت سمت کاربر وقت گذاشتم باید برم سمت سرور دیگه داشتم کلافه میشدم . از طرفی خیلی ذوق دارم شی گرایی رو با php ياد بگیرم . فریم ورک های جاوااسکریپت رو هم میزارم برای بعد اگه نیاز داشتم برم سمتش . 
دانلود فیلم سینمایی نازلی Nazli با کیفیت فول اچ دی 1080p Full HD
فیلم نازلی به کارگردانی محمود معظمی با لینک مستقیم
دانلود فیلم نازلی
کارگردان: محمود معظمی | ژانر: خانوادگی، درام | سال تولید: 1394 | تاریخ انتشار: سال 1397
مدت زمان: 82 دقیقه | نوع: ویدئویی | مخاطب: خانواده | کیفیت ویدئو: WEB-DL
حجم: متفاوت | تهیه کننده: جمشید سهرابی زاده و محمد شهبازی
خلاصه داستان: داستانی از یک عشق، دیرینه و اتفاقات کهنه است که با برگشت نازلی به خانه باغ پدری اش، دوباره دستخو
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب