نتایج پست ها برای عبارت :

اینان ما عشق یالاندی

متن آهنگ اينانما عشق يالاندي
دانلود اهنگ عاشق اودا يالاندي
دانلود آهنگ اينانما عشق يالاندي عاشق اودا يالاندي هرکیم عاشق اولسا
دانلود اهنگ ترکی عشق يالاندي

اهنگ پیمان تبریزی اينانما عشق يالاندي
اهنگ ترکی عاشق اودا يالاندي
اهنگ ترکی اينانما عشق يالاندي عاشق اودا يالاندي
دانلود آهنگ آذری اينانما عشق يالاندي
سلام این ماه رمضون که گذشت  به شدت کسل کننده بود یک امتحانم توش بود. امتحاناش توش بود. خلاصه تشنه گشنه بودیم. و غیره و ذالک. 
از یه جایی خوب بود پیش خانوادم بودم. پارسال که با برو بچ زده بودیم ددر. ولی امسال ور دل مادر. خوب این خوبه ولی بدیش اینه اونی که باید باشه نیست. 
نمیگم کی فضول نشید. 
یه چیزایی خیلی رو مخ بود. از بستنی خودن بعضیا تو خیابون. از روزه خوری بعضیا از دندون درد لعنتی تا گرما و دوری و این کتابای کثافط. 
خوب چرا کصافط چون جا ندارم نگه
کاروانی در زمین یونان بزدند و نعمت بی قیاس ببردند. بازرگانان گریه و زاری کردند و خدا و پیمبر شفیع آوردند و فایده ای نبود. 
چو پیروز شد دزد تیره روان // چه غم دارد از گریه کاروان؟
لقمان حکیم اندر آن کاروان بود، یکی گفتش از کاروانیان مگر اينان را نصیحتی کنی و موعظه ای گویی تا طرفی از مال ما دست بدارند که دریغ باشد چندین نعمت که ضایع شود. گفت دریغ کلمه حکمت با ایشان گفتن.
آهنی را که موریانه بخورد// نتوان برد ازو بصیقل زنگ
با سیه دل چه سود گفتن وعظ؟// ن
 
 آنان که به من بدی کردند، مرا هوشیار کردند آنان که به من انتقاد کردند، به من راه و رسم زندگی آموختند آنان که به من بی اعتنایی کردند ، به من صبر و تحمل آموختند آنان که به من خوبی کردند ، ب من مهر و وفا آموختند پس خدایا ب همه اينان که باعث تعالی دنیوی و اخروی من شدند ، خیر و نیکی دنیا و آخرت عطا کن. شهید چمران
به دیدارم بیا هر شب
در این تنهایی تنهاوتاریک خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن،ای روشن تر از لبخند
شبم راروز کن در زیر سرپوش سیاهی ها
دلم تنگ است
بیا بنگر چه غمگین وغریبانه
در این ایوان سرپوشیده
وین تالاب مالامال
دلی خوش کرده ام با این پرستو ها وماهی ها
واین نیلوفر آبی واین تالاب مهتابی
بیا ،ای هم گناه من در این برزخ
بهشتم نیزو هم دوزخ
به دیدارم بیا ،ای هم گناه ، ای مهربان بامن
که اينان زود میپوشندرودر خواب های بی گناهی ها
ومن می مانم و بیداد
شعر : رضا کاظمی #اردبیلی 
#محاوره ای 
#یولداش 
بیر زامان دا گوز آچیب سان 
اوردا  اولماز   سَنه  یولداش
پولا   خاطیر  گوزل  اوغلان
اولدورور  قارداشی  قارداش
دوستا  بئل  باغلاما دای سن
یوخدو دای قدیمکی یولداش
اولا    فَردین    سَنه   خاطیر 
کِچَه   جان نان  اولا  قارداش
خوش گونون اولان دا اوغلان
دوره  وَردَه چوخ دی یولداش
دار  گون ده  یاخشی  بیلَرسن
هِش   بیری   اولمادو  قارداش
روزیگار    وِردی    مَنه    درس 
مَن   ده  یازدیم   سَنه  قا
انسان و فرشته دو ستایشگر خالق هستند و به ستایشگری معروف اند.ولی ایا جز انسان و فرشته ستایشگران دیگری هستند؟ایا ما انها را می بینیم؟می شناسیم؟حکایت زیر ایینه ای برای دیدن و شناختن اينان است:((یاد دارم که شبی در کاروانی همه شب رفته بودم و سحر در کنار بیشه ای خفته.شوریده ای که در ان سفر همراه ما بود.نعره براورد و راه بیابان گرفت و یک نفس ارام نبافت.چون روز شدگفتم:((این چه حالت بود؟))گفت:((بلبلان را شنیدم که به نالش در امده بودند از درخت و کبکان در کو
خب دیگه. از بس پیش‌نویس ردیف کردم و وقت و ناوقت اومدم تو بیان، آخرش یکی از پست‌های بی‌سر و ته از دستم در رفت و واستون دست ت داد. خواب بودم نمی‌دونم چرا همچین شد.
ولی حداقل بهانه‌ای شد یه مشت دیگه دری وری بنویسم :دی
یکی از موضوعاتی که من خیلی راحت ازش رد می‌شم حرف دیگرانه. نمیدونم کار خوب یا بدی می‌کنم، ولی حس خوبی دارم. مثلا فک و فامیل گیر می‌دن در مورد تغییر رشته و بیکاری و ازدواج و از این‌جور چیزها که از فاکتورهایی که روشون تاثیر داره
راههای زیادی را طی کرده اند همین تحریم ها در زمان پیامبر هم بود ولی یاران پیامبر وفاددار بودند و باصبر و استقامت آنان بود که که خ80 درصد ظلم و فشار از طرف داخل است تازمانی که ما شیوه بر خورد و قانون اسلام را یاد نگیریم  فضداوند هم از طریق امداد های غیبی به یاری آنان شتافت اگر ما وضعیت کنونی را با آن زمان مقایسه کنیم متاسفانه فشار دشمن  از طریق اقتصاد معنا دار است احتکار ، کم فروشی ، غش در معامله ، ربا از مصادیق شیطان است که توسط دشمن با نفوذ
 رمان عاشقانه، خود محصول دوره و زمانه و جامعه‌ای هستند که در آن زندگی می‌کنند.» این گفته روشن می‌کند که با تغییرات جامعه، رمان نیز تغییر می‌کند و شکل تازه‌ای به خود می‌گیرد.
کارلوس فوئنتس در آغاز مقاله‌ی سروانتس و نقد خواندن می‌گوید:

اگر از من بپرسند عصر جدید از چه زمانی آغاز شد، می‌گویم از آن زمانی که دن کیشوت لامانچا در سال 1605 میلادی دهکده‌ی خود را ترک گفت، به میان دنیا رفت و کشف کرد که دنیا به آنچه او درباره‌اش خوانده، شباهتی ندار
راهزنان دین !!!
ثقة الاسلام کلینی رضوان الله علیه روایت کرده است:
۳- علی بن إبراهیم، عن صالح بن السندی، عن جعفر بن بشیر، ومحمد بن یحیى، عن أحمد بن محمد بن عیسى، عن ابن فضال جمیعا، عن أبی جمیلة، عن خالد بن عمار، عن سدیر قال: سمعت أبا جعفر علیه السلام وهو داخل وأنا خارج وأخذ بیدی، ثم استقبل البیت فقال: یا سدیر إنما أمر الناس أن یأتوا هذه الأحجار فیطوفوا بها ثم یأتونا فیعلمونا ولایتهم لنا وهو قول الله: " وإنی لغفار لمن تاب وآمن وعمل صالحا ثم اهتدى "
کویری با
خورشیدی کبود و آسمانی به رنگ شرم و صحرائی افق در افق،پوشیده از خون،و
شبحی روئیده از دریای سرخ،سینهء صحرائی بی کس،و در زیر ابر دردبار،شبحی یا
مجسمه ای،تندیسی در خون ایستاده،سندانی در زیر ضربه های دشمن و
دوست،مجروح،خون آلود،شکسته،خاموش،با دستی بر قبضهء شمشیری که با همهء
تعصبش،می کوشید تا همچنان نگه اش دارد و دستی دیگر،همچنان بلاتکلیف!

نه
می جنگد،که با چه؟ نه سخن می گوید،که با که؟نه می رود،که به کجا؟نه باز
می گردد،که چگون
وِی را اعتقاد می‌نوازد که محتوای اندیشه و افکار آدمی را منشاءای بیرونی نگار می‌کند. محیط، خانواده، دوستان، اطرافیان و مَزار بزرگ‌تر آن‌ها که جامعه باشد، جهت و شکل اندیشه آدمیان را سامان، بانک می‌خواند. صحیح است که حس نیاز به خورندگی از بدو تولّد نهادینه است امّا نحوه خوردن و آن‌چه شکم می‌شود، دیگر وابسته به محیط و جامعه زنجیر شده است. آن‌طور که فکر و اندیشه محتوا می‌آید و در موازات آن، نحوه رفتار عمده انسان‌ها با جریان‌های حاکم بر جا
خیری که ز آشنا ندیده این مردای کاش غریبه ای به دادش برسدآهسته خبر کنید بابایش راتا لحظه ی آخرِ جوادش برسد**گویید به آقای خراسان از پاانگار عصای دستتان افتادهنه مادر و خواهری، کسی اینجا نیستمظلوم تر از خود شما جان داده**ای کاش که خواهری بیاید از قمزیر بغل تو را بگیرد آقاآبی به لب خشک جوادت ریزدتا که پسرت تشنه نمیرد آقا**این زهر چه با دل جوانش کردهدارد ز لبش جرعه ی غم می ریزدفرموده ای اشک ماهی دریا همدر این عزای عمر کم می ریزد**یک مشت لبی که هلهله
افلاطون یک فیلسوف شاعر است و آثار وی قبل از آنکه خردمندانه باشد، شاعرانه است. امّا در اندیشه او شعر تنها وسیله ای برای بیان زیبایی حقیقت است. افلاطون از این جنون الهی (شعر) بهره می برد تا حالات، صحنه ها و شخصیتها را در مکالمات خود به زیباترین صورت بیافریند و تجسم بخشد. بنابر گزارش دیوگنس لائرتیوس، افلاطون در ابتدا، خود را به مطالعه نقاشی و گفتن شعر، نخست شعر ثنائی و سپس شعر غنایی و نوشتن تراژدی مشغول می داشته است.(1) ولی زمانی که با سقراط آشنا
به بهانه پایان مطالعه‌ی کتاب ادبیات نوین ایران پیش از نهضت مشروطه»، نوشته‌ی هدایت الله بهبودی
زاده در روسیه که آن سال‌ها (1250 ق) آیینه‌ی تمام‌نما ولی تارِ ادبیات اروپا به ویژه فرانسه بود، هنر رومَن و نمایش‌نامه نویسی را متضمن فواید ملت و مرغوب طبایع خوانندگان می‌یابد و بدین شکل برای ایرانیان اولین پل بین ادبیات کهن و ادبیات نوین مقتبس از غرب می‌شود. به راستی زاده چه‌طور تئاتر را متضمن فواید ملت می‌دانست و فن دراما را مهذب
مانند
پرومتهء اساطیری است که به خاطر انسان،آتش مقدس خدایان را از ملکوت الهی
به زمین آورد،و به شب سیاه و زمستان سرد زمین و زندگی انسان نابینای فسرده
افکند؛و محکوم ابدی تنهائی و زنجیر و غربت و وحشی گری و شکنجهء جانوری گشت؟

ابراهیم
در آتش؟اسماعیل در منی؟یحیی در دربار هیرودیس؟موسی در غربت صحرای آوارگی و
هراس فرعون؟مسیح بر صلیب جنایت و جبّاریّت یهود و قیصر،به چهار میخ کشیده؟
 
 محمد(ص) در بلندی طائف،تنها و خون آلود و گرسنه و رانده شده و سنگ
نام کتاب:جنگ خیابانی

نویسنده: سید نظام مولا هویزه

ناشر: حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی

موضوع: قیام مردم عراق پس از جنگ نفت در تاریخ 13 اسفند 1369  "

 

درباره کتاب:

جنگ خیابانی، تلاش محدودی است که در حد توان به شرح و بیان جوانب گوناگون
یک حادثه پیچیده و ریشه دار پرداخته است.مجموعه مصاحبه هایی که با عده ای بسیاری از
پناهندگان عراقی، درباره قیام مردم عراق پس از جنگ نفت شده، کتاب جنگ خیابانی را تشکیل
داده است.سید نظام مولا هویزه در کتابش به قیام
رمان نویسان، خود محصول دوره و زمانه و جامعه‌ای هستند که در آن زندگی می‌کنند.» این گفته روشن می‌کند که با تغییرات جامعه، رمان نیز تغییر می‌کند و شکل تازه‌ای به خود می‌گیرد.
کارلوس فوئنتس در آغاز مقاله‌ی سروانتس و نقد خواندن می‌گوید:
اگر از من بپرسند عصر جدید از چه زمانی آغاز شد، می‌گویم از آن زمانی که دن کیشوت لامانچا در سال 1605 میلادی دهکده‌ی خود را ترک گفت، به میان دنیا رفت و کشف کرد که دنیا به آنچه او درباره‌اش خوانده، شباهتی ندارد.
ب
بسمه تعالیالسلام علیک یا ابا عبد ا. الحسینچون محرم ماه مردان خداست کربلا هم جای تسبیح خداستسخن اول با مردم مؤمن: امام حسین (ع) و اصحاب باوفایش جان در راه اسلام نثار کردند تا دنیا به آرمان بلند آن بزرگواران تکیه کند و سعادت دنیا و آخرت انسان تامین گردد.تاریخ اسلام پراست از اینگونه جانفشانیهای عاشقانه که از پیامبر عظیم الشأن(ص) تا به امروز با مجاهدت مردان خدا ادامه دارد. انحراف و بدعت در اسلام عزیز از بدو رسالت نبی مکرم (ص) همیشه دوشا دوش رشد و
قبل از شروعِ خواندنِ نوشته، هفت دقیقه و سی ثانیه وقت بگذارید و این استندآپ کمدی با مزه را ببینید (دستِ کم لبخندی روی چهره‌تان می‌نشیند) من چند بار قبلا این استندآپ را دیده بودم اما حالا که با سارا کلی راجع به معنی خوشبختی حرف زده‌ایم، این استندآپ به گونه‌ای دیگر برایم نمایان شده.
به نظرِ من این روایت را می‌توان چیزی بیش از یک روایت ساده برای خنداندن دید، چیزی عمیق‌تر (حتی اگر خودِ روایتگر چنین منظوری نداشته باشد*) خانم زیگلری انسانِ مدرنِ
در دانشگاه گوتانگوشیسانگ‌مانگ داشتم برای خود همی راه می‌رفتم که تنی چند از بانوان مرا شناختند و به زور مرا وارد سالن همایش کردند تا سخنرانی کنم.​پشت بلندگو رفتم و بلند داد زدم دوستان توجه کنید.مراقب به سمت من حرکت کرد و با مشت آنچنان به پس کله‌ام زد که با کله رفتم اندرون میز.​مراقب: حتما می‌خواهی بپرسی چرا؟من: آری.مراقب: آخر این بانوان محترم دوستان تو هستند؟ نه واقعا می‌خواهم بدانم اينان دوستان شمایند که می‌گویید دوستان توجه کنید.​من:
عبدالکریم سروش می‌نویسد:


قرن
نوزدهم قرن غرور علم تجربی است. پیروزی‌های علوم در این قرن به خوبی مکشوف بود. اما
نارسایی‌های آن هنوز برای همه مشهود نبود. خصومت با طبیعت و تسلط بر آن، که محرک و
هدف کاوش‌های تجربی است، برای چشم‌های ظاهربین به شکوفایی و ثمر نشسته بود. می‌پنداشتند
که چندان چیزی نمانده است که کشف شود و تا مدت کوتاهی پرده از راز همهٔ معماهای
جهان برداشته خواهد شد و همهٔ مجهولات به سوهان علم تراش خواهد یافت. و بلور شفاف
و پرتوخیز
من و استادالعلما در راه می‌رفتیم که ناگهان گروهی از مغولان به سمت ما حمله کردند و توسط آن‌ها محاصره شدیم.استادالعلما: حالا به نظرت چه کار کنیم؟آهسته گفتم: استاد! جیغ بزنیم؟استادالعلما: خجالت بکش.من: نه استاد فکر بد نکنید. جیغ بزنیم و موهای هم را بکشیم، فکر کنند ما دیوانه هستیم. مثل بهلول که همه فکر می‌کردند دیوانه است و کسی با او کار نداشت.استادالعلما: جلوی خوانندگان زشت است.من: استاد! یا مرگ یا جیغ. ناگهان استاد موهای مرا گرفت و من هم موهای
از این همه خودناباوری دلم می‌گیرد. هیچ چیز به اندازه‌ی حس ضعف حالم را بد نمی‌کند. به معنای واقعی کلمه عذاب می‌کشم وقتی می‌بینم یک دختر خود را ضعیف و ناتوان می‌داند. دائما در پی کسی است که باشد تا به او تکیه کند، باشد تا خوشحال شود، باشد تا قوی شود، باشد تا خوشبخت باشد، باشد تا دیده شود، باشد تا هویت یابد. گویی از همان ابتدا موجودیتش به بودن دیگری گره خورده.
 خود را به در و دیوار می‌کوبد تا آن دیگری را بیابد. جالب‌تر اینجاست که در این راه اصل
 قتل میترا استاد به دست همسر ت­مدارش سوژه­ای شد برای بسیاری از واکاوی­ها و تحلیل­ها و حتی تسویه حساب­های ی. صرف نظر از تحلیل­های ی و واکاوی­های اطلاعاتی و جنایی این قضیه، آنچه که بایسته است پیشتر از این دست تحلیل­ها بدان توجه شود فروپاشی معنویت در سبک زندگی­های سکولار است.
 
زندگی که در آن تربیت دینی رنگ باخته، حدود و ثغور حجاب و عفاف در آن فرسنگها با یک خانواده مذهبی فاصله دارد و هیچ سنخیتی با یک رجل ی در حکومت اسلامی ندار
از عَوْف پسر مالک روایت شده است که رسول
خدا(صلّى الله علیه و سلّم) فرمود: چگونه می باشی تو ای عوف، هنگامی که این
گروه مردم (مسلمانان) بر هفتاد و سه دسته جدا شوند، یکی در بهشت و
دیگرانشان در آتش؟!گفتم: و آن کی خاهد بود، ای رسول خدا؟ فرمود: هر گاه
پاسبانان فراوان شوند، کنیزان سروری کنند، پسران نوجوان(1) بر منبرها
بنشینند و قرآن را ابزارهای نوازندگی دمیدنیِ خُد کنند، مسجدها آراسته
گردند، منبرها بلند شوند، مالیات چیز دست به دست شونده(2) و امانت د
نام مهدی (ع) در قران کریم
وقایع ظهور

آیا خداوند متعال در قرآن کریم به حضرت مهدی (عج) اشاره کرده است و برخی آیات ناظر به قیام امام زمان (عج) هستند؟
به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ در این روزها به این سوال برمی‌خوریم که آیا خدا در قرآن کریم به حضرت مهدی (عج) اشاره کرده است یا نه؟ آیا نامی از امام زمان (عج) در قرآن آمده است؟ در جواب باید گفت؛ خداوند در کتاب الهی به طور مستقیم به نام حضرت مهدی و یا ظهور امام زمان
زندگی و سیره امام جواد علیه السلام
سوال - لطفا درباره زندگی و سیره
امام جواد علیه السلام به طور مختصر توضیح بفرمایید .
 
پاسخ - امام نهم شیعیان حضرت جواد علیه السلام
در سال 195 ه.ق در مدینه ولادت یافت .
نامش محمد ومعروف به جواد و تقى است
.
القاب دیگرى مانند : رضى و مقتى نیز داشته ,
ولى تقى از همه معروفترمیباشد .
مادر گرامی اش سبیکه یا خیزران است که این هر
دو نام در تاریخ زندگى آن حضرت ثبت است .
امام محمد تقى علیه السلام هنگام وفات پدر حدود
8 ساله بود .
پ
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب