نتایج پست ها برای عبارت :

ای اهل حرم میرعلمدار نیامد

مراسم شب عاشوراي سال ۱۳۸۹ هیأت
انصار ولايت دارالعباده یزد با محد سرايی حجت الاسلام مهدی مهدوی نژاد سايت
رسمی هیأت انصار ولايت دارالعبده یزد www.darozzekr.com
براي دانلود کلیپ به ادامه مطلب مراجعه کنید
بهترین ها
محرم آمد.
بوی بغض می ايد.
بوی پیراهن مشکی.
بوی فریاد یا حسین.
دیگرنزدیک است که فریاد بزنیم:
اي اهل حرم میر و علمدار نيامد
سقاي حسین،سید و سالار نيامد.
خدايا کمکان کن تا در اين ماه یا حسین »گفتنمان سبب با حسین بودنمان » شود
فرا رسیدن ماه عزاي حسینی را به همه عاشقان حسین(ع) تسلیت می گوییم.
با دايی اين ها رفته بودیم سراب کهمان. بهشتی بود براي خودش.  در جهنم اين روزها، دماي بیست و خرده اي را چشیدیم. آبش انقدری سرد بود که نمیشد پنج دقیقه ی متوالی تحملش کرد. جاي به شدت دیدنی که پیشنهادش می‌دهم.
دختردايی پنج ساله ام وقت برگشت به دايی گفت می‌خواهد با عمه ( که می‌شود مادر من ) برگردد. در نتیجه با برادرم معاوضه شد. ساعت حوالی نه و نیم - ده شب بود که برمی‌گشتیم . آتاناز از آنجايی که در آب بازی زیاده روی کرده بود سردش شده بود. نشاندمش روی پ
اهنگ اي خداي عالم چگونه باورم شد آن که روزگاری پناه و یاورم شد با کیفیت عالی دانلود اهنگ رفتی و ندیدی که بی تو شکسته بال و خسته ام آهنگ بسیار زیباي رفته با صداي خانم الهه
اهنگ اي خداي عالم چگونه باورم شد
اهنگ اي خداي عالم چگونه باورم شد 
اي که رفته با خود دلی شکسته بردی
اينچنین به طوفان تن مرا سپردی
اي که مهر باطل زدی به دفتر من
بعد تو نيامد چه ها که بر سر من
بعد تو نيامد چه ها که بر سر من
اي خداي عالم چگونه باورم بود
آن که روزگاری پناه و یاورم من
که آفتاب بیايد، نيامد.
که سبزه قبا شود دشت خیال، نشد.
که شکوفه کند درخت رویا، نشد.
که گل کند بوته‌ی آرزو، نشد.
که بهار بماند، آن هم نشد.
آفتاب که نيامد هیچ، گویا میشد در دل بهار پايیز شد، خشک شد، برگریزان شد، ولی حتی نفهمید.
انقدر بهار باشی که از پايیز درونت بی‌خبر باشی! اين بدیع‌ترین اکتشاف من از من، زیباترین اکتشاف تاریخ بشریت هم که نباشد، اسمش را همین میگذارم چون تاریخِ بشریتِ من چیزی جز همین وجودِ شه‌ی شگفتی‌آفرینم نبوده و نیست.
پاي
پیرمردی وسط روضه‌ی ما گفت حسین
من‌ نگفتم ولی ارباب مرا هم بخشید
پ‌ن۱: اي اهل حرم میر و علمدار نيامد. ابالفضل نيامد .
پ‌ن۲: چند شب پیش مداحِ هیئت سر کوچه داشت شادمهر می‌خوند " تو میگی یه وقت‌ها گاهی پیش میاد یه اشتباهی." البته با کمی‌ تفاوت!
 درسته که باز اهنگ‌هاي شادمهر صد شرف داره به اون‌ عُسین عُسین‌هايی که انگار تو دیسکوان ولی به هر حال یه خرده تغییر و تنوع تو ریتم‌ آهنگ‌ خواننده‌ها بد نیست :|
پ‌ن۳: امسال، بعد از سی و خرده‌اي سال، ا
کم پیش آمده که حرف از سختی و تنگنايی باشد و آخرش یک نفر نگوید خدا فقط امام زمان را برساند. اکثر اوقات که سوار بی‌آرتی‌هاي ولیعصر می‌شوم بحث‌هاي ی داغ‌تر است. هرچیز باربط و بی‌ربطی به ت می‌رسد. از ت خسته‌ام. در دلم به استدلال‌هايشان می‌خندم. پیرزن هشتاد سالش بود. خودش گفت. گفت معلم بوده است. یعنی حرف را می فهمید. چتری‌هاي پرکلاغی اش را از کلاه ریخته بود بیرون. از وضع کشور می‌نالید. حق داشت. خانم سن دار سانتی‌مانتالی گفت خدا فق
دختر معنی مشخصی ندارد
هر سال در اين روز ها هر کس معنی اي به آن میدهد، تبریک میگوید و به زندگی خویش ادامه میدهد. همین
و بعد فراموشی.
نمیدانم حالا معنی دختر چیست؟
شايد دختر همانی ست که در شادی رفیق است و در ناراحتی شریک.
شايد هم همانی که وقتی رنجید صدايش در نيامد بلکه محکوم نشود به دوست داشتنی نبودن.
شايد هم یعنی مهربانی هاي بی دلیل.
دختر میتواند در آن واحد رفتارش را تغییر دهد
چه کسی میداند در سر او چه میگذرد؟
به نظر من نمی توان معنی مشخصی بر
سلطان محمود غزنوی شبی هر چه کرد خوابش نبرد. غلامان را گفت: حکما به کسی ظلم شده او را بیابید. پس از کمی جستجو غلامان باز گشتند و گفتند: سلطان به سلامت باشد دادخواهی نیافتیم. اما سلطان را دوباره خواب نيامد. خود برخاست و با جامه مبدل بیرون شد. در پشت قصر و در کنار حرمسرا ناله اي شنید که خدايا ! محمود اينک با ندیمان خود در حرمسرا نشسته و نزدیکی قصرش اينچنین ستم می شود.سلطان گفت: چه می گویی؟ اينک من محمودم و از پی تو آمده ام . بگو قصه چیست؟آن مرد گفت:
به نظرم یکی از خوب ترین دعاهاي زیارت عاشورا آنجايی ست که می‌گوید : اللهم اجعلنی عندک وجیها بالحسین علیه السلام فی الدنیا و الآخره .
یعنی که حسین وجهه ی دنیا و آخرتت باشد .  یعنی که آبروی دنیا و آخرتت باشد . یعنی که به واسطه اش براي خدا موجه باشی .

پی‌نوشت:
توی یادداشت هاي موبايلم بود. گذاشته بودمش که به وقت ادیتش کنم و ازش یک نوشته ی خوب درآورم. وقتی نوشته بودمش که اشک نمی‌گذاشت خوب صفحه ی موبايلم را ببینم. نه که فکر کنید از خوبیِ حال.  از ب
داشتم به بچه‌مارمولک آن‌شب فکر می‌کردم که توی تاریکی راه‌رو دیدم‌اش؛ خسته و خواب‌آلود بودم؛آن‌قدری که یادم نمی‌آید آن‌ جسم سنگین چه بود؛ فقط می‌دانم گذاشتمش روی مارمولک تا به درک واصل شود که نشد. صبح آمدیم و دیدیم بچه‌مارمولک دم‌اش را جا گذاشته و رفته! یا سوسک آن روز عصر که یک‌هو رفت زیر تخت و در نيامد؛ یا عنکبوتی که ماه‌ها روی سقف هال زندگی می‌کرد و حالا نیست. کجا رفتند؟ شايد از یه سوراخی به دنیاي زیرزمین. به اين فکر می‌کنم که اگر ز
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ روزى حضرت امیرالمؤمنین
علیه السلام براى انجام کارى ، یکى از غلامان خود را صدا زد. شیطان او را
وسوسه کرد که جواب آن حضرت را ندهد. چندین بار او را صدا کرد، جواب نيامد!
حضرت به جست و جو پرداخت . دید آن غلام پشت دیوارى دراز کشیده و مشغول خرما
خوردن است .آن حضرت فرمود: اى غلام ! مگر صداى مرا نمى شنیدى که جواب
نمى دادى ؟ غلام عرض کرد: چرا. فرمود: چرا جواب نمى دادى ؟ عرض ‍ کرد: یا
على ! مى خواستم تو را به غضب آورم ؟!ح
رسما اعتراف می کنم کم آورده ام! چرا تمام نمی شود اين سال سیاه؟
اعتراف تری هم دارم!
بدان که سر به زیر و شرمنده اعتراف می کنم به ضعف ايمانم. به اينکه گاهی نمی توان بار اندوه نبودنش و نرسیدن را تنها به دوش کشید به اينکه امسال سخت بود و تلخ. به اينکه هنوز باورم نمی شود نیست. به اينکه.
 اعتراف می کنم به شب هاي سیاه و چشمهاي بی خواب. به پايان شادی و آغاز اندوه دنیا. به اينکه چقدر حقیرم.
بلا تشبیه؛ مرا قیاسی نیست با خورشید بر نی و خواهر صبورش. ا
آقاي حمید عسگری فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان همدان: 
در موقع عملیات مرصاد فرمانده سپاه همدان بودم، دستور گرفتیم که تجهیز شده و به مرصاد برویم. یادم می‌آید زنگ زدم به آقاي دانش‌منفرد استاندار وقت همدان که تجهیزات به ما بدهند. آقاي دانش‌منفرد به من گفت شما در جنگ رس استان را کشیدید و من چیزی ندارم به شما بدهم. زنگ زدم به حاج‌آقاي همدانی، شب بود از خواب بیدارش کردم، ماوقع را گفتم. گفت پیگیری می‌کنم. صحبت کرد و آقاي دان
خود می خور نبودیم قلیان
تنباکو
زغال
قیمت تنباکو
لیکن ز می ندانیممی با دود عوض گشتجز دود هیچ نخواهیمجام می ام زغال گشتساقی دگر نداریمقلیان مثال می گشتاز می خبر نداریمدودی به جاي معجونکی اينچنین توان شد؟سراي میخانه هاگویند که قلیان شداز غم ها گریزیگر با دود نشینیآثار عشق هویداتنباکو چو بینیدر گوشه اي نشستنکس رانصیب نيامدبا ما هم نشین شودیدی که یار بیامددودی به دل دمیدنبه ز هزار شراب استاز غم خوری حذر کندنیا همی سراب است
پدربزرگ بودی. رفتی. آرام و نجیب و باعزت. همان‌طوری که همیشه دوست داشتی. خداحافظی‌ات را همان روز اول فروردین کردی که وصیت‌نامه را درآورده بودی براي اصلاح. می‌رفتم و می‌آمدم و مشغولت می‌کردم که دست از نوشتنش بکشی. برايت یک لیوان شیر گرم آوردم؛ ولی حتا متوجه حضورم نشدی. چهره‌ات آشفته بود. بعد از خواندن وصیت‌نامه، چرايی آشفتگی‌ات را فهمیدم. روز آخر گفتی:رقیق‌القلب شدم» آن‌قدری که قلبت نا نداشت بتپد؛ و یک‌هو، دم ظهر یکشنبه ايستاد.
شب اول
صبح ها بنویس هرچه به ذهنت می آید
میگویند براي تقویت نویسندگی بايد صبح ها یک برگه و مداد یا خودکار یا قلم برداری و شروع کنی به نوشتن و اصلا توقفی نداشته باشی و هرچه به ذهنت می ايد را بنویسی و اگر چیزی به ذهنت نيامد همان را تکرار کن همان را تکرار کن همان را تکرار کن تا چیزی یادت بیايد خب من هم دارم همینگونه مینویسم و اصلا هدفم اينه در سلسه مراتب صبح ها اين را بدانید که فقط می نویسم و شما نیز با تراوشات ذهن یک آدم ساده که خودش را گرگ تنها معرفی میکن
بسم الله الرحمن الرحیم
قرآن کریم درسوره ملک آیه هاي 8 الی 12 ازیک خبرغیبی عجیبی پرده برمیدارد ومی فرمايد { درقیامت زمانیکه جمعی را به جهنم وارد میکنند وجهنم ازخشم نزدیک است پاره شود نگهبانان آن ازآنان سؤال می کنند آیا کسی نيامد ؟ وشما را ازامروزآگاه نکرد ؟ ونترسانید ؟ می گویند بله آمدند وما را ازامروزترساندند ولی تکذیب شان کردیم ودروغگویشان خواندیم !! ومی گویند اگرما شنیده بودیم ویا تعقل میکردیم امروزازدوزخیان نبودیم !! وبه تقصیروگناه خودا
همه چیز سرجاي خودش هست:لباسها،استکانها،قندان،سماور،اجاق گاز،پتوهاو بالشها اما اویی که بايدباشد نیست،گلهاي گلدانهازردوپژمرده هستن و یک هفته اي میشود سماور به جوش نیومده تاچايی تازه دم خانه را عطراگین کند،قناریهاگوشه قفس کز کرده اند ونمیخوانند گویی اوازشان را گم کرده اند،هیچ قابلمه اي رو اجاق نیست وغذايی پخته نشده و همه چیز گویی در یک مه صبحگاهیی ان هم ازنوع پايیزی پنهان شده،سجاده اش بعد از خوانده اخرین نماز_نمازصبح_بازنشده و نجواي دعا
همه چیز سرجاي خودش هست:لباسها،استکانها،قندان،سماور،اجاق گاز،پتوهاو بالشها اما اویی که بايدباشد نیست،گلهاي گلدانهازردوپژمرده هستن و یک هفته اي میشود سماور به جوش نیومده تاچايی تازه دم خانه را عطراگین کند،قناریهاگوشه قفس کز کرده اند ونمیخوانند گویی اوازشان را گم کرده اند،هیچ قابلمه اي رو اجاق نیست وغذايی پخته نشده و همه چیز گویی در یک مه صبحگاهیی ان هم ازنوع پايیزی پنهان شده،سجاده اش بعد از خوانده اخرین نماز_نمازصبح_بازنشده و نجواي دعا
1) ۵ یا ۶ ساله بودم که برادر بزرگم‌ راهی سربازی شد، آن‌ روزها هر سربازی را در هر کجا می‌دیدم با ذوق فریاد می‌کشیدم "دوستِ عباس" آخر در خیال‌هاي کودکانه‌ام همه‌ی سربازها همدیگر را می‌شناختند و با هم رفیق‌‌ بودند،‌ چندین سال بعد برادر دیگرم راهی سربازی شد،‌با وجود اينکه بزرگتر شده بودم ولی گویا ضمیر‌ ناخودآگاهم نمی‌خواست واقعیت را بپذیرد. حالا ۱۴، ۱۵ سال از آن روزها می‌گذرد ولی انگار‌ هنوز هم در ضمیر ناخود‌آگاهم ثبت است که همه‌ی سرب
هوا ابری بود. شیطان کوه در لايه اي از مه فرو رفته بود. ترمینال خلوت بود. به جز چند سربازی که منتظر اتوبوس کرمانشاه بودند کسی نبود. تلویزیون سالن انتظار ترمینال براي خودش تصاویری از سیل ها را نشان می داد. دور ساختمان ترمینال راه می رفتم. مجید کنار کیسه خواب و کوله ی سربازی اش ايستاده بود. مرخصی وسط آموزشی اش تمام شده بود و بايد برمی گشت. مسافر کرمانشاه بود.
دلم یک چیزی مثل سیگار می خواست. چیزی که حجم اندوه آسمان ابری و انتظار براي اتوبوس کرمانشاه
امروز یک مرداد است :) تاریخی که در قلب من جاي دارد نمیدانم براي اينکه یک روز خاص شود دقیقا چه اتفاقی بايد بیفتد بايد عاشق شد یا نمیدانم!
اما میدانم خاصی اين روز براي من در زیباترین پارادوکس دنیا نهفته است!امروز من با یک گریه سرشار از زندگی خاص میشود:)❤همان روزی که زندگی را به بهانه ی گریه اي اغاز کردی :)گاهی وقتا خود را سرزنش میکنی و میگویی کاش پسر میشدم!اما نمیدانی که با دختر شدنت چه دنیايی را براي من بنا کردی:) 
شاعر نیستم که زیبا ترین شعر
روزها و شبهاي زیادی را سپری کردیم و به
انتظار نشستیم تا کسی وارد شود و ما را از اين دردسرها، گرفتاری ها و نامهربانی ها
نجات دهد و زندگی گرم و پُر از مهر و محبتی را برايمان فراهم کند.


اما چشممان به در خشک شد و آن که بايد بیايد،
نيامد.


اکنون که به اين روزها و شب هاي گذشته می
نگرم، تاسف می خورم که چرا بی حرکت نشسته و فقط به راه خیره شده ايم تا خدا کسی را
براي حل مسائل و مشکلاتمان بفرستد!


مگر می شود؟!. و مگر داریم؟!.


از قدیم گفته اند: از تو حرکت،
تشنگی ام در علوم مختلف مرا به وادی سعی و مطالعه کشانده بود.
از پس سالها مطالعه، دانايی ام در بسیاری از زمینه ها بد نبود. و خوش صحبت هم بودم. طوری که وقتی فرد جدیدی وارد بچه هاي درس و بحث میشد و خیلی پیشینه مذهبی نداشت آقا مهدی سعی میکرد اون شخص رو با من آشنا کنه. چون مدتی در فلسفه غرب غرق بودم و با ادبیات آنها آشنا بودم. در هنرهاي مختلف به لحاظ عملی و نظری چند سالی وقت جدی گذاشته بودم. دانش عمومی ام در مزاج شناسی و مبانی طب سنتی بد نبود، از م
عکس دندونی کودک در آتلیه نوزاد
به دنیا آمدن کودکی در خانواده مصادف است با تجربه ها و چالش هاي جدید براي پدر و مادر اين تجربه ها و چالش ها آنقدری شیرین هستند که رفته رفته آلبوم رشد کودک را میسازند .
بیشتر بدانید: آتلیه کودک
داشتن عکس دندونی در آلبوم نوزاد نیز یکی از همین تجربه هاي شیرین و خاص است که دیگر تکرار نمیشود و فقط همان یک بار است .
آلبوم عکس دندونی زمانی گرفته و ساخته میشود که کودک شما اولین دندونش را در بیاورد آنوقت است که شما بايد ب
نگهداری صحیح از پکیج بوتان
 میزان نبودن فشار کاری پکیج دیواری باعث لطمه دیدن ساير قطعات دستگاه خواهد شد. پس در برنامه روزانه دقت به فشار کاری پکیج را مد نظر بگیرید.
صافی ها:
نکته اي که بايد حداقل دو الی سه ماه یکبار بازدید شود صافی‌هاي پکیج دیواری است.
البته اگر پکیج دیواری به تازگی راه اندازی شده سیستم لوله کشی حتما داراي سنگ ریزه و… هست که اگر پشت صافی جمع شود گرما دهی و کار کرد کلی پکیج دیواری به هم می‌ریزد. پس توجه داشته باشید که سیستم‌ه
آقاي کلاوسن اخیرا رفتارهاي غریبی از خود بروز می‌داد. مثلا یک شب، بی آنکه کسی را از جزئیات احوال خود مطلع کند، پا به تهران گذاشت. دو روز بعد از اين اقدام و درست ساعاتی پس از یک اتفاقِ بی‌نهايت دلسردکننده، دوستانش در کافه مینروا در حومه پاریس دور میزی گرد و بزرگ نشسته بودند. اينکه استفاده از واژه "دوست" تا چه حد رابطه آقاي کلاوسن و اين افراد را به درستی تصویر می‌کند، براي نگارنده هم روشن نیست. اما خواننده عزیز! اين موضوع آن‌قدری اهمیت ندارد که
فکر می‌کنم آن‌قدری که مهم است جان آدم جور باشد، مهم نیست
جسم آدم چقدر دارد رنج می‌کشد.

دیروز سخت بود. و فقط ذوق ذوق بخیه‌ها نبود که سختش می‌کرد،
یا درد یک سوراخ کوچک که افقی پخش می‌شد. یا بی‌خوابی.

دیروز سخت بود چون من اجازه داده بودم یوسف ده ساعت
تلویزیون تماشا کند. و اين دو واژه ده ساعت» ذهنم را رها نمی‌کرد و اشک به چشمانم
می‌آورد. ناهار هم خوب نخورد. عصر هم نخوابید و چشم‌هايش دودو می‌زد. خسته و کلافه‌
هم شده بود و اين یعنی بايد منتظر ر
با صداي کلاغ که توی حیاط به دنبال جفتش می گشت از خواب بیدار شد. کمی همانطور روی تختش دراز کشید و به خوابی که دیده بود فکر کرد. خواب سیاوش را دیده بود. تقریبا هفته اي دو سه شب خواب او را می دید. خواب می دید که رو تخت یکدیگر را بغل کرده اند. همیشه وقتی اين کار را می کردند چشمانش را می بست، ولی توی خواب هايش چشمانش را باز نگه می داشت تا صورت سیاوش را بیشتر ببیند. اينبار هم همین خواب را دیده بود. نمی دانست معنی اين خواب چیست. آیا به خاطر دلتنگی هايش است ی
شارژ گاز کولر گازی یکی از خدماتی که تهران تهویه با دقت به کیفیت و برند  گاز تزریقی به انجام میرساند
سرویسکاران ما موظف به حمل گاز ۱۴ کیلویی هندی هستند .
ثبت سفارش تعمیر کولر گازی                 ۰۹۱۲۲۸۰۵۵۶۴
تلفن دفتر مرکزی شمال                    ۳۶ ۵۷ ۹۸ ۸۸ _ ۰۲۱  
دفتر شرق تهران                              ۷۱ ۴۵ ۳۲ ۳۳ _ ۰۲۱
شارژ گاز کولر گازی چند نکته دارد
مقدمه پارکت چوبی
چوب در ابتدا ماده ی حیاتی براي ساختن ابزار هاي اولیه ، خانه ، کشتی و قايق بود ، ولی با پیشرفت فناوری ، از چوب (به انگلیسی Wood) در صنايع مختلف با کاربرد هاي وسیع استفاده میشود.
استفاده هايی همچون : پارکت چوبی، نماي چوبی ساختمان، استفاده از چوب خصوصا چوب ترمووود در محوطه سازی، استفاده از چوب ترموود در ساخت پرگولا و آلاچیق به خاطر مزايا و زییايی که به ارمغان می آورند و همچین به علت طبیعی بودن چوب، جايگاه همی
تولد :
ابن ابی عقیل عمانی(1)،گفته اند یمنی است،عمان از سواحل دریاي یمن
است،تاریخ وفاتش معلوم نیست.در آغاز غیبت کبری می زیسته است. کنیه اش ابو علی »،از فقهاي بزرگ و از بزرگان امامیه و از متکلمین
وارسته اي است که معاصر با ثقة الاسلام کلینی(متوفی 329)بوده،و از اساتید
شیخ مفید به شمار می آید.
بحر العلوم
»گفته است که او استاد جعفر بن قولویه بوده است و جعفر بن قولویه استاد شیخ
مفید بوده است.اين قول از قول بالا که جعفر بن قولویه را همدوره علی بن
ب
آیا نام کوین ترودو» را شنیده‌ايد؟ درباره رازهاي موفقیت گروه‌هاي مخفی ثروتمندان آمریکا، نظیر برادرهود» چقدر می‌دانید؟ آیا کتاب بخواه تا برآورده شود» کوین ترودو را خوانده‌ايد؟ آیا شما هم تصور می‌کنید فیلم یا کتاب راز دروغی بیش نیست و قانون جذبی در کار نیست؟
آیا می‌دانستید مهم‌ترین بخش کتاب و فیلم راز با عنوان قانون ارتعاش» توسط صاحبان قدرت حذف شد، چون نمی‌خواستند راز بزرگ آشکارسازی رؤیاها را همه بدانند تا اينکه کوین ترودو، اين ر
واردات بی رویه و عدم صادرات، موانع اصلی رونق
تولید هستند. تحلیل گران اقتصادی  براي
اينکه اصل موضوع دیده نشود، آن را به عوامل دیگر نسبت می دهند. ايران داراي همه
امکانات براي تولید هست، دربرخی موارد بهترین شرايط را دارد. رونق هم انجام شده.
ولی در همان نظفه خفه شده است. زیرا سوداگران بین المللی، براي دریافت پورسانت هاي
دلاری، و به جیب زدن میلیاردها پول بی زبان، فوری دست به کار یک اشوب، یا کمبود شده،
با احتکار یا گرانفروشی، دولت را وادار به وارد
به گواه تاریخ در هر نقطه اي که استعمارگران به غارت و چپاول مشغول شدند در کنارخود میسیونرهاي مسیحی هم در کنار آنها حضور داشتند، در زمان حکومت قاجاریه اسلام به عنوان دین رسمی کشور شناخته می شد که در همین اثنا شاهد حضور گسترده هیأت میسیونری مسیحی در کنار استعمارگران در کشور هستیم.
رهپویان هدايت: در برهه زمانی قرن نوزدهم میلادی مصادف با
اوايل حکومت فتحعلیشاه قاجار، در کشورمان کشمکش هاي درونی در میان میسیونرهاي
مسیحی، براي تبلیغات میسیونری ب
حالا عصر است و استخوان کتفم تیر می‌کشد. بابا رفته بیرون تا براي شام، آش بوشهری بخرد با نان داغ . مستر خواب است و خرناس می‌کشد. نشسته‌ام گوشه‌ی هال و تکیه داده‌ام به دیوار سرد و نم‌دار. دارم سوهان می‌خورم و براي مامان که توی بالکن ايستاده و رخت آویزان می‌کند ماجراي شیطنت‌هاي صبحِ مستر و فحشی که به دکتر داد را تعریف می‌‌کنم . درِ بالکن نیمه‌باز است و سوز سردی درز می‌کند توی خانه. من جوراب و لباس گرم نمی‌پوشم و کم پیش می‌آید آستینِ مانتو و
هنوز هم دیدن موتور ماشین ها و لکوموتیو قطار و توربین هواپیما برايم هیجان انگیز است. فرسنگ ها و گره هاي دریايی زیادی از مهندسی مکانیک دور شده ام و حتی جزئیات چرخه ی تبرید یک یخچال معمولی را هم فراموش کرده ام؛ ولی وقتی رسیدم به ايستگاه راه آهن رشت، اولین چیزی که سراغش رفتم لکوموتیو قطار بود. لکوموتیوی که قرار بود سه تا واگن دو طبقه را از رشت به تهران برساند. 
باران شدیدی می بارید. حالم زیاد خوش نبود. امسال کلا حالم خوش نبود. خستگی چیزی است که انگ
نحوه
مصرف گرده گل: گرده گل یا گرده زنبور همان اسپرم گیاهی است که فوايد زیادی
دارد. از جمله منابع ویتامین هاي با ارزش محسوب می شود که میتوان از آن به
عنوان یک رژیم غذايی کامل یاد کرد. گرده زنبور داراي خواص درمانی بسیار
بالايی است و شما می توانید گرده مرغوب را از عسل فروشی ها و مراکز تولید
کننده ی عسل، تهیه کنید.
طریقه مصرف گرده گل
۱٫ می توان از طریق جویدن یا بصورت پودر مخلوط با یک لیوان آب قبل یا بعد از غذا نوشید (ناشتا ارجحیت دارد ) ۲٫ افرادی ک
زنان در تاریخ بیهقی
چرا تاریخ بیهقی، تاریخ مذکر قلمداد می شود؟
  به‌تازگی دوره هاي شیرین بیهقی‌خوانی» در مرکز فرهنگی هنری رویش مهر» برپاشده است. در نخستین  جلسه آن، منیر سلطان‌پور، پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی درباره جايگاه زن در تاریخ بیهقی سخن گفته است که خلاصه گفته هاي اين پژوهشگر  را می خوانید. در دوره تسلط ترکان غزنوی، وضعیت دوگانه‌اي درباره زنان مشاهده می‌شود؛ از یک سو، غزنویان در سرزمین‌هاي خود و براساس آداب و رسومشان، به زن
نحوه مصرف گرده گل: گرده گل یا گرده زنبور همان اسپرم گیاهی است که فوايد زیادی دارد. از جمله منابع ویتامین هاي با ارزش محسوب می شود که میتوان از آن به عنوان یک رژیم غذايی کامل یاد کرد. گرده زنبور داراي خواص درمانی بسیار بالايی است و شما می توانید گرده مرغوب را از عسل فروشی ها و مراکز تولید کننده ی عسل، تهیه کنید.

طریقه مصرف گرده گل
1. می توان از طریق جویدن یا بصورت پودر مخلوط با یک لیوان آب قبل یا بعد از غذا نوشید (ناشتا ارجحیت دارد )2. افرادی که از ط
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب