نتایج پست ها برای عبارت :

ای علمرارحرم به عشق رهبرم

بسمه تعالی( تقدیم به شهید مدافع حرم مهدی اسحاقیان و رزمندگان جبهه مقاومت )قسم به خون تازه ات - به جسم پاره پاره ات –به فیض جاودانه ات –شدی حبیب قلب ما –ستاره ی قریب ما –كجا رود به دین ما –ستم شود به مثل ما – حزین شود ولیِ ما-جز اين كه ما فدا شویم –شریفه ی فنا شویم – لايق مصطفی شویم – اگر به غیر اين كنیم –شیعه او نمی شویم – منجی ما بیا بیا –صاحب امر (عج) ما بیا – عاقبت ختم رسول –اشرف خلق انبیاء - قاصد رهبرم شدم – عشق اگر طلب كند –بنده به س
 
غروب پايیز سال 1391 بود. جلوی خانه نشسته بودم. همیشه توی مهر ماه دلم می گرفت. یاد روزهاي سخت جنگ می افتادم اما یادم افتاد که رهبرمان به کرمانشاه آمده. خوشحال شدم. تلویزیون را روشن کردم و رو به روی تلویزیون نشستم. با خوشحالی به تلویزیون خیره شدم. رهبرم توی ماشینی سفید نشسته بود و مردم دور تا دورش حلقه زدنده بودند. ماشین نمی توانست از میان جمعیت عبور کند. مردم مثل پروانه بال بال می زدند. به سهیلا گفتم: روله، بیا فیلم ورود رهبر را به کرمانشاه نشا
یک»
به پرسش از چشمان شما آمده بودیم .
پاسخی جز اشک براي ما . صفر بود!
دو:
شايد دیگر نویسنده ها پولدار نباشند .
یا توی خانه هايشان . طلا کجا بود؟
ولی ايده هايشان براي دزدیدن .هنوز جاذبه دارد .
سه:
مردن توی تابلوی چشم تو ابد دارد .
می میرم!تا ابد بگیرم از .چشم هاي تو!
چهار:
می آئی بالاخره.حتی با دستهاي بسته .براي مجازات!
مثل تابلوی نقد و نسیه . می نشینم تا که . نگات کنم!
پنج:
پوره سیب زمینی . نان تست .کمی پنیر ویلی .
خوراک انسان نیست !دربرابر
یک:
تمرین بردباری تو . از حد مرگ من .گذشت!
بس است!شروع کن مسابقه ی وفاداری!.
دو:
هنوز بوسیدن روی تو . تلاش من است .
حتی اگر چهار پايه ی زیر پاي من .خالی شود .بمیرم!
سه:
دوختی قلبم را به سینه ات ده سال پیش!
با پیرهن فرم!درکارخانه ی عشق . رئیسی!
چهار:
اندام روح تو .روی دریاچه وحشتم بود!
سپید نورانی .رقصنده .مثل ماه!
پنج:
پیچ کن!دستهايم را به دیوار مثل قاب عکس .
تا نگهدارم .خودم را میان دیوارهاي تو.
شش:
مزار شش گوشه ات .به گرمی مکه!.
خداي را می شو
یک:
پر روی پر . پرنده نمی شوم .
تنها یک بالشم . براي خواب هاي تو .
دو:
سیاهی می خورد مرا با سکوت و درد .
درشب مراقب باشید . توی توهمات خود . گم نشوید .
سه:
دوستت داشتم .
ورفته بودم پی فرد دیگری.
چون نمی خواستم اصلا بدانی .
که من . دوستت دارم!
 
چهار:
تختخواب اندوه می خورد .
و.
دنده هاي من!
اشک روی اشک تاصبح .
مرگ نمی آمد .
تمام زندگی دور تختخواب من .گلوله بود!
ولی .
به پیشانیم .نمی رسید!
پنج:
بالخره فراموشت کردم .
ده سال زیاد نیست!
آنقدر عادی
یک:
فروشنده ی سیب توی خواب من !.
گفت:
نخور!می فرستندت .بیداری!
دو:
کلوچه هاي داغ و فنجان چاي انگلیسی .
من انتخاب مب کنم .
کمر باریک ناصرالدین شاهی .چاي لاهیجان!
سه:
قدیم .
دوستم داشتی .
میان جمله هاي کوتاه .
امیدم می دادی به عشق!
جدید.
هی حرف می زنی .هی حرف می زنی .
مردم.
کو؟
جمله اي درباره ی عشق!
چهار:
دستت را بریده ام و پسبانده ام .به مغز سپیدم!.
نوازش و داشتن و دست .
همه با هم . توی شادی من . دست دارند!
پنج:
به زور وادارم کرده اي به خداحافظی .
یک:
می رقصیدم روی یخ قلب تو . با یک پا .
پاي دگرم توی قلب خودم . می لنگید!
دو:
کندم !موی سیاه تورا از روی پیشانی خود.
آه از گندم موی تو . فصل برداشت!
سه:
فروختی دنیا دنیا قلب طلائی . سه تومن!
سال مرگ شاه. شغلت طلا فروشی بود!
 
چهار:
کبود شد زندگی من . ولی سیاه نشد!
می شود تا خفگی روی دار رفت . ولی برگشت!
پنج:
به اعتبار غمت .تا خداي رفته ام .سپید .
اين غم که نیست .
پاکیزگی جسم و جان من!
شش:
مزار شش گوشه ات را می شویم با گلاب .
بوی عشق ايرانی . عراق را
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب