نتایج پست ها برای عبارت :

بعضیا فکر میکنن زرنگن

شهداء اینجا حتا معنای شهادت رو هم دارن خراب ميکنن اینقدر دورو شدن که از شهادت هم واسه پیش بردن هدف شون استفاده ميکنن!! لابد فکر ميکنن ما بهم برسیم از شهادت جا میمونیم هه! این که دیگه ثابت شده اس که شما دلسوز ما نیستید! و ثابت شده اس که معنای شهادت رو هم نمیدونید! حالا اگر خیلی نگران عاقبت بخیر شدن ما هستید مثل همیشه! محض اطلاعتون باید بگم که ما با هم شهید میشیم تا شما بعضيا بفهمین که همین که خدا هست کافیه تا شما بعضيا بفهمین خداوند محبت است ، م
با عرض تاسف برای کسانی که دلمو شکستن.از بعضی ها واقعا انتظار نداشتم که اینطوری برخورد کنن.بعضيا یه جوری رفتار ميکنن انگار مثلا من دارم  بهشون پز میدم.چرا؟واقعا از من همچی چیزی دیدین؟از من چی دیدین که این حرفا رو میزنین؟چرا کاری میکنین که خوش حالیم تبدیل بشه به غم و عصبانیت و تنفر؟؟؟بله.مثل اینکه بعضيا اونجوری که تظاهر ميکنن نیستن :/و مثل همیشه از کسانی بیشتر از همه عاشقشونیم ضربه میخوریم :(آهای بعضيای بی معرفت.کاری نکنین که ازتون متنفر
اوایا فکر میکردم بعضيا چجوری چند نفرو تو قلبشون جا میدن. بعد با خودم گفتم تو چقدر ساده‌ای دختر! اصلا کسی رو تو قلبشون جا نمیدن که. فقط برای هرکدومشون نقش بازی ميکنن. حالا سوالم اینه که چجوری وقت ميکنن؟ فکر کنم خیلی دقیق باید برنامه ریزی کرد براش. و صد البته باید دروغگوی خوبی باشی.
به نام یزدان پاک 
ماه مبارک رمضان درمان روح و جسم امت انور اسلام است
بعضی از پزشکها ایمان ضعیفی دارن بر بیماران خود می گویند شما چربی خون داری یا قند خون و زخم معده داری 
و مسلمانان را از گرفتن روزه منع ميکنن من به این نوع پزشکان میگویم خودشان روح بیماری دارن
 و ایمان ضعیف خداوند انسان را از خاک افرید و 124 هزار پیامبر فرستاد خاتم پیامبران محمد امین رحمت اللعالمین قران کریم را بر انسان های ازاد اندیش و مومن هدیه از طرف خداوند اورده اس
فکر کردن سخته. درد داره. کار هرکس نیست. بعضيا فکر ميکنن فکر ميکنن اما همش خیاله. فکر کردن کیلومتر شمار آدم رو صفر میکنه باعث میشه همه پل های پشت سرت خراب شه. باعث میشه گذشته ی خودت رو زیر سوال ببری باعث میشه تازه متولد شی. واسه همینه بعضيا میترسن فکر کنن فقط میگذرونن با باورهای دیروزشون با باور های سال و دهه قبلشون.
گاهی وقتا فکر می کنم این بود چیزی که میخواستم. چقدر تو مسیرم کج شدم. چقدر خودمو گم کردم. چرا اینقدر عجله می کنم با این عجله ها قراره چ
بعضی وقتا دلم پر میشه ها، واقعا تا خرخره پر میشه. احساس می کنم دور و برم پر شده از آدما ی اشتباهی. نمی دونم، شایدم زود رنجیم عود کرده بازم:(
نحوه ی برخوردا، بعضی از حرفا، بعضی از رفتارا میخوره تو ذوقم واقعا.
وقتی که میبینم بعضيا با بی چشم و رویی تمام در مورد همه چی نظر میدن، از مدل رفتاری خودشون تعریف می کنن، وسط هر حرفی نپرن روزشون شب نمیشه؛ بقیه هم بره بدست آوردن دلشون شروع ميکنن به تعریف کردن ازشون و هر حرفی که از دهان مبارکشون بیرون میادم تای
هو الرحمن الرحیم
بعضی آدم ها خیلی زرنگن 
زود خودشون رو میرسونن
هرکجا باشن !
میدونن محرم زود خودشون رو میرسونن خیمه ارباب 
میدونن فاطمیه ست زود خودشون رو میرسونن پشت در سوخته 
میدونن رجب 
میدونن شعبان 
میدونن رمضان 
میدونن شب قدر 
در بسته باشه بازم اینقدر میشینن تا در باز بشه 
میدونن باید به مردم خدمت کنن بدون چشم داشتی خدمت ميکنن 
میدونن باید به پدر و مادر احترام کنن با جون دل احترام ميکنن












متاسفانه مر
این موضوع برام خیلی عجیب بود؟ روزه خطرش برای بشریت بیشتره یا  آموزش ساخت بمب دستی , آشنایی با سازمان سیا, صهیونیت و اسرائیل . یا؟
ولی توی دنیا همه یه جور فک نمی کنن! بعضيا فک ميکنن بمب اتم خطرناکتره و بعضيام میگن کرم ابریشم تهدیدیست برای بشریت!
تعجب نکنین, اگه گوینده آدم حسابی نباشه, مهم اینه که نفعش توی چیه؟
با هم بخوانیم:
همه فک ميکنن خودزنی کردم
همه میگن دیوونست
بعضيا میگن این زخمای رو دستش واسه جلب توجهه
هیچکس لمسش نمیکنه
اینا خلاصی از درده
دردی که زیر پوست من آتیشم میزنه
وقتی رگامو پاره میکنم انگار دارم یه درد عمیقو از زیر وجود سیاهم میکشمش بیرون میکشمش رو پوستم
یه درد غیر قابل تحمل رو به یه درد قابل دیدن تبدیل میکنم
بزار حداقل لمسش کنم
اینجوری سبک میشم وقتی دردشو حس میکنم حداقل این قابل لمسه
وقتی قابل لمس میشه قابل تحمل میشه
یوقتا باید با پشت دست بزنی تو دهن بعضيا -__- خب بیشعور اگه جوابتو نمیدم شاید حوصله ندارم چرا پیامتو پاک میکنی میخونم جواب میدم دیگ بعدم یه پشت دستی هم باید بزنی تو صورتشون و بگی بیشعور اون موقع که پیام دادم رید زدی جواب ندادی میخواستی التماست کنم و زر و زر پی ام بدم که الاغ چرا میخونی جواب نمیدی ؟ -__- خب باید بگم که الان مودم اینطوریه عصبانی نمیشم ینی میشما بیرون نمیتونم بریزم حوصله جنگ و دعوا ندارم وگرنه اگه مثه قبل بودم که هیچی .اصن من از ای
سلام این ماه رمضون که گذشت  به شدت کسل کننده بود یک امتحانم توش بود. امتحاناش توش بود. خلاصه تشنه گشنه بودیم. و غیره و ذالک. 
از یه جایی خوب بود پیش خانوادم بودم. پارسال که با برو بچ زده بودیم ددر. ولی امسال ور دل مادر. خوب این خوبه ولی بدیش اینه اونی که باید باشه نیست. 
نمیگم کی فضول نشید. 
یه چیزایی خیلی رو مخ بود. از بستنی خودن بعضيا تو خیابون. از روزه خوری بعضيا از دندون درد لعنتی تا گرما و دوری و این کتابای کثافط. 
خوب چرا کصافط چون جا ندارم نگه
سیلهگرد و خاکبی آبیقحطی و گرانیجالبه! نباید همزمان همه اینارو با هم داشته باشیماما اینجا ایرانه!طبیعت وحشی، اقتصاد وحشی، آدما وحشی!البته خیلیا وحشی نیستن ولی هنوزم نامتمدننوقتی بلد نیستیم ده نفری یه کار جمعی انجام بدیم، چه برسه کنش دسته جمعیاقتصاد وحشی یعنی همونجا که هم تورم هست هم رکود!اینجا آدمای وحشی اختلاس ميکنن، احتکار ميکنن، ریش و قیچی دست خودشونه، گوش ملت رو میبرن!اینا سطوح عالی مملکت بودن، مردم عادی ام یاد گرفتنمیزنن، فحاشی
‏-  چرا ا نمیرن کمک ‎سیل زده ها؟
- چرا ا با عمامه کمک ميکنن؟
- چرا عراق و سوریه و لبنان و افغانستان و پاکستان که ما سر سیل و جنگ رفتیم کمک، نمیان کمک کنن؟
- چرا کشورای همسایه دارن کمک ميکنن؟ مگه ما غیرت نداریم؟
- چرا چرا.؟
[یک شبانه روز از زندگی مغزهای کوچک زنگ زده!]
تصورم از خودم وقتی قضاوتم ميکنن بهم میگن واقعا خیلی بچه ای:) 
به این ناژی:) مگه بده؟:P 
یه مدت ذهنم درگیر قضاوتا شده بود.وبدجور بهم ریختم.ولی دارم این قضاوتایی که داشت باعث حس بد به خودم میشدو دونه به دونه برا خودم حلشون میکنم تا خودمو پیدا کنم.
عجیب بعضی قضاوتا وحرفا حال آدمو میگیرهاااا وبدجوربه مرور تاثیرمیذاره.
چارلی چاپلین میگه
نسبت به حرف‌هایی که میشنوی بی دقت باش، شاید از دهانی بیرون آمده که قبل از حرف زدن به آن فکر نکرده .!
من اینو
اونچه ک مسلمه همیشه سعی براینه که یه باری یا غمی رو از رو شونه کسی ک یتیم شده برمیدارن وبه قولی غمخوارش میشن .یا بهش سر میزنن و تنها نمی زارنش .بهش محبت ميکنن براش دلسوزی ميکنن و خلاصه کلام هواشو دارن

اما اینجا تودل خونه ما همه چیز جور دیگه اس باری رو ، رو دوشت میزارن غمهاشون رو باهات تقسیم ميکنن وگلایه پشت گلایه که چرا محبت نمیکنید!! وباید براشون دل سوزوند و همه جوره حمایتشون کرد.
پس من کجای این جهان ایستادم .نقش من تو زندگی چیه چرا نمیزاری
پنج مرد ناهارشون را خوردن و سر میز جلوی تخته وایت برد نشستن، یکیشون میگه اینجا قراره جلسات مهم برگزار بشه و نور باید بیشتر بشه و بقیه تایید ميکنن. همه ریش دارن و روی پیشونیشون یک خشکی و چروکیدگی هست. یکیشون بلند میشه و ماژیک را بر میداره و روی تخته مینویسه: 1- اصلاحات . و پقی میخنده! بقیه هم نگاهی ميکنن و میخندن. در ماژیک را میبنده و میشینه. 
اینجا کلیک کنید
این یوتیوب چنل یکی مثل اوشو هست که حرفای جالبی میزنی و میتونید یک بعد از ظهر رو باهاش سپری کنید.

"وقتی ملت دعا ميکنن و نگاه به آسمون ميکنن در 99 درصد مواقع به جهت اشتباهی نگاه ميکنن چون به هر حال بهشت در یک طرف این دنیا قرار داره. بعد میگه اصلا بالا و پایین چه معنی میده؟ به اصطلاح around اصلا مهم نیست چیزی که درون تو هست مهمه!" 
_با اندکی تغییر 

No body knows which is down, which is up it is just a assumption*. isn't it? isn't it so?
Assuption: a thing that is accepted as true or as certain to happen, w
من دیگه چشم هام رو نمی بستم
برای اینکه واقعیت های دنیام رو نبینم چشامو نمی بستم
دو دستی خودمو هل داده بودم وسط همه اتفاقا
هیچ چیزی تغییر نمی کرد ، هیچ چیزی تغییر نمی کنه اینکه هر روز چشمات تصویرایی رو ببینه که همشون منزجرت ميکننخفه میشی خفه ت ميکننپراتو می چینن، و هنوز خوب نشدی باز می چیننشونو تو میشی تاریک ترینِ خودت با کلی حسِ بد.
خونواده ی ایده آل من در آینده اونیه که توش همه با هم دووستیم. 
بچه هام با هم دوستن و با هم حرف میزنن و دعوا ميکنن. همدیگرو بغل ميکنن. حتا اگه بدونن زمین تا اسمون با هم فرق دارن. 
تو خونواده ی ایده ال من همسرم تحت هر شرایطی کنارمه تحت هر شرایطی کنارشم و اگه جایی برای هم فداکاری کردیم با رضایت همدیگه این کارو میکنیم. تو خونواده ایده آل من عشق هست و اولویت. 
آدما می تونن بین استقلال و وابستگیاشون مدیریت کنن. 
و من هنوز ندیدم همچین آدمایی رو .
اکثر آدما دچار نوعی مرضن
اصرار ميکنن بیان تو زندگیت
اصرار ميکنن که بمونن
و بعد مدام آزارت میدن
از مواضع خودشون بهیچ وجه حاضر نیستن پایین بیان اما انتظار دارن تو خیلی از ارزشهاتو زیر پا بذاری به خاطرشون!!
حالا این خاطر معلوم نیست تا کی قراره باشه اصلا؟؟!!
طوری وانمود ميکنن که فقط خودشون درد کشیدن یا گرفتاری دارن و اون گرفتاریا هم خیلی بزرگن و میخوان تمام غم و غصه هاشونو رو سر شما خراب کنن و شما هم باید هرطوری و به هر قیمتی شده حالشونو خوب کنین.
شب های قدر همیشه یاد آور لحظه های ناب تقرب به خداست .
همونطور که میدونین چن تا از دوستان خوبمون تو بیان شدیدا نیازمند دعای خیر شما هستن .
تو این شبا هرکس یه جوری احیا میگیره
بعضيا تو اماکن متبرکه ، مساجد و هیئات و بعضياهم تو خونه و در خلوت خودشون با خدا ارتباط برقرار ميکنن .
هرجا که بودین یاد همدیگه باشیم و برای همدیگه دعا کنیم .
خدایا به حقیقت شب قدر ، یعنی حضرت زهرا سلام الله علیها نظر لطفت رو از دوستان بیانی ما دریغ مفرما .
مسجد کوفه ز داغ رف
دلنوشته های بهنام زرگر رامهرمزی:
خدایاشما هم دیگه واسه ما طاقچه بالا میزاری.آخه چراخادمهای مساجدت فقط وقت نماز درخونتو باز ميکنن بعد از نمازهم قفلش ميکنن .شاید من بعدازنمازبخواهم تنهایی به کنارتوبنشینم وسرم راآرام روی شانه هایت بگذارم وسیردلم اشک بریزم ودردهای دلم رابه توبگویم،چرااینهای تو،اینجا،همه رابه چشم دزد میبینند./۱۱۷
Behnamzargar
داشتم شربت پرتقال میخوردم.شربتو غلیظ ریخته بودمهی آب بستم بهش که شیرینیش کم بشههی آب بستم هی آب بستم.به جایی رسید که دلم درد گرفت و این یعنی که دیگه بسّهبا خودم فکر کردم که رابطه هم همینطوره.اولش غلیظ و در شور شروعش میکنی، همه چیز رنگیه همه چیز قشنگهبعد یواش یواش اشتباها و اختلافا نمودار میشنهی آب میبندی به رابطه که از حجمش کم نشهاما شیرینیش کم میشه .و الخ تا جایی که میگی دیگه بسسسه».رابطه صحیح؟همونقدر که به آبِ شربت توجه میشه، ش
"بعضی آدمها دنیارو زیباميکنند"؛آدمایی که هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ میگن #خوبم. وقتی بهشون زنگ میزنی وبیدارشون میکنی! میگن بیداربودم !! یا میگن خوب شدزنگ زدیوقتی میبینن یه #گنجشک داره رو زمین غذا میخوره راهشون روکج ميکنن که اون نپرهاگه یخ ام بزنن،دستتو ول نميکنن بزارن تو جیبشونادم هایی که با صد تا #غصه تو دلشون بازم صبورانه پای درد دلات می شینن!همینها هستند که دنیارا جای بهتری ميکنند؛مثل آن راننده تاکسی که حتی اگردر ماشینش رامحکم ببندی بل
میدونی شهید زین الدین مرد با اخلاص خدا میدونی ما هر چی می کشیم از کسانیه که محرم و فاطمیه پیرهن مشکی میپوشن ریش بلند ميکنن تو دم و دستگاه اهل بیتن کربلا و راهیان و مشهدشون براهه ولی خدا گواهه خدا گواهه یه جو قد یه جو مردونگی تو وجودشون نیست یه عده ریشوی بی ریشه اند که هنرشون بی آبرو کردن بقیه اس و فخر فروختن با داشته هایی که از خودشون ندارن که مراسم ها تموم میشه بعدش میشینن پشت سر بقیه حرف میزنن تهمت میزنن غیبت ميکنن آبرو میبرن ظلم ميکنن ،
آلن دوباتن یه دیدگاه جالبی تو کتاب سیر عشقش نوشته بود. میگفت این اختلاف هایی که جوون ها با خانواده هاشون پیدا ميکنن، بخشی از برنامه ای هست که هدفش بقای نسل انسانه . یعنی بچه ها بزرگ که مشین و ادعای استقلال که ميکنن، در نهایت اختلاف با والدین و اون جمله معروفه "کی میشه من از این خراب شده برم؟! " همه  اینها، برای این تو وجود انسان گذاشته شده که به فکر تشکیل قلمرو و خونه زندگی مستقل خودش بیفته. بره تشکیل خانواده بده و بعد خودش فرمان روایی کنه!
آدما با 3حرف
ق
ل
ب
زندن
اما ما با3حرف
b
t
s
زنده ایم!
مردم با پول عشق ميکنن ما با پسرا
مردم نتشونو صرف خودشون ميکنن ما صرف پسرا
دقت کردین پسراى دیگه ادا در میارن میگیم.حالم بھم خورد
اما فرشتھ ھامون ميکنن میگیم عررررررررر کیوتاى جذاب و تاق واز رو زمین قھ قھھھ میرین تا با کتک بلند شید؟
راستی چنقدھ آرمیا باید عر بزنن؟؟؟؟؟آقای مدیر ى کاری بکن یدفعھ تلفات میدیما

اداھاشون

کیوتیاشون

بزرگشدناشون
خوشحالیاشون وچیزاى دیگھ

مثلا خشنن
 
۱۱ماه گذشت!!!!
 
بعضيا دلشون شکست.بعضيا دل شدن
 
خیلیا عاشق شدن. خیلیا تنها موندن
 
خیلیا از بینمون رفتن.خیلیا بینمون اومدن
 
گریه کردیم . خندیدیم
 
زندگی بر خلاف ارزو هامون گذشت
 
۳ روز مونده تا سال جدیدامید وارم روزهای سال ۹۲ بر خلاف ارزوهاتون نباشه
 
سال ۹۲ مبارک
احتمالا شده تا بحال شنیده باشین که "ما تجربمون بیشتره" یا اینکه " ما بهتر میدونیم" و یا "ما صلاح تورو میخوایم"! و با این بازی کلمات جوون تر ها رو مجبور به کاری ميکنن که بر خلاف میلشونه!!
چه استعدادهایی که تو این گرداب غرق نشده و چه سالهایی که برای لذت نبردن از زندگی اجباری تلف نشده!!
چی میشه که جبر خونواده ها انقدر زیاد میشه که آدما رو از عشق کردن با چیزی یا کسی که دوس دارن منع ميکنن؟!
تا دنیا دنیاس یه جای خالی تو قلب آدما باقی میمونه که جاش با هزارا
تو این مدتی که گذشت فهمیدم آدما راحت تر از اونی که فکرشو میکردم پشتمو خالی ميکنن راحت قضاوت ميکنن راحت محکوم ميکنن و راحت تر از اون طلبکارن و انتظار دارن حالا دیگه اما میدونم سکوتم از خریتم نیست فقط حرفم نمیاد وقتی این رفتار هارو میبینم آدمها خودخواه ترین و منفعت طلب ترین موجوداتین که ممکن بود به وجود بیاد و اومد اره دلم پره از همه میدونم کم کم بارکردم که برم میدونم دیگه نمیخوام حتی بگم که میرم میدونم به خودشونم بیان نمیفهمن تارایی بوده مید
دلم میخواد فقط ادمای منطقی و مهربونو بشناسم ادمایی که نگاهشون چشو نوازش میکنه ادمایی که خندشون قشنگ ترین حالت ممکنه. من دیوونه وار وجود همچین انسان هایی رو لازم میدونم در زندگیم،از وجود انسان های تکراری که فکر ميکنن همه چیز بهشون مربوطه بیزارم خیلی بیزار شدیدا بیزارم :)از موقعیت هایی که سواستفاده ميکنن وحشت دارم ؛خیلی وحشت. امیدوارم همه پرندها برینن رو سر همچین شغال های انسان نمایی|اطاق خودکشی|
Reza Shiri
Deli Mikhamet
#RezaShiri
من با دیگران فرق دارم 
من دلی میخوامت
من تورو فقط واسه خودت میخوام
عادت دارم بهت
اونا تورو دوست ندارن 
اونا لب و دهنن 
شک نکن یه لحظه به من 
دلت رو بدش به من 
دلت رو بدش به من
دلتو نده دستشون اونا بده رسمشون 
بازی ميکنن با احساست
دلتو نده دستشون اونا بده رسمشون 
آخه دل توام مث دل من با احساسه
دلتو نده دستشون اونا بده رسمشون 
بازی ميکنن با احساست
دلتو نده دستشون اونا بده رسمشون 
آخه دل توام مث دل من با احساسه
آروم دلم عشق خو
بعضيا از تنفر حرف میزنند اما نمیدونند نفرت از کجا میاد 
و عده ای از عشق میگن که نمیفهمن عشق چیه ؟
 وقتی شدت و صمیمیت عشق، بیش ازاندازه میشه، عشق میتونه بستری مناسب برای بروز تنفر باشه. 
در چنین موقعیت هایی که همه درها و راه ها بسته میشن، تنفر کانالی ارتباطی میشه برای حفظ نزدیکی قوی رابطه که هم وصال و هم جدایی در آن غیرممکن میشه، 
 بدون تردید، عشق می تونه بی اندازه خطرناک باشه  
و عشق و نفرت می تونند به صورت همزمان وجود داشته باشند، 
کمی سخته
از همین تریبون یه سلامی میکنم به اون آقایونی که تا وقتی میبینن یه خانومی در حال تعلیم رانندگیه از عمد یکاری ميکنن اونو بترسونن بعد میان تو صورتش نگا ميکنن
هی اقا صدامو داری؟؟ چند وقت بعد منتظرم باش چنان راهتو سد کنم که پشت فرمون اونقد بوق بزنی جونت دراد،اها شبم منتظرم باش نور بالا رو بزنم صاف بیوفته تو چشات کور شی به حول و قوه ی الهی که برا یه نابلد زورتو به رخ میکشی مریض بازی درمیاری. با یک انسان فوق کینه ای طرفی!
منتظرم باش داداچ ☺
امروز م
۳ ۴ روز قبل از اینکه دوچرخمو بدزدن نزدیک بود یه ماشین لهم کنه گاهی میگم حتما قسمت بوده که دیگه سواری نکنم چون خیلی وحشتناک رانندگی ميکنن، از فرعی به اصلی و از پارک در اومدن و چیزای دیگه رو رعایت نميکنن، حالا اگه با ماشین باشی و بهت بزنن نهایتش یه رنگ میذارن رو دستت اما با موتور یا دوچرخه پرتت ميکنن و به کشتنت میدن، گاهیم میگم به جای اینکه ۵ ۶ تومن بدم و یه دوچرخه بگیرم میتونم یه موتور خوشگل بگیرم که تقریبا ۳۰ تومنم بیشتر نمیشه، منتها از خودم ن
میدونی کلاس زبان که میرم خیلی اذیت میشم از یک لحاظ هایی. مثلا یکیش این که گوشم با این که سمعک استفاده میکنم بازم نمیشنوه یه چیزایی رو مثل وقتی که میرم پای تخته سوال میپرسن ازمو من واقعا حولم شده باشمو دیگه هیچی. ولی با تمام اینها یه ترم گذروندمو نمرمم خوب شد هرچند بودن تو جمع اذیتم میکنه که هیچ اینجوریم باشی که دیگه کلا عذاب برات. نمیدونم درک میکنی یا نه ولی الان که مینویسم به خاطرش بغض تو گلومه. خب من روابط اجتماعیمم مثل مثلا مها نیست بقیه با
لیست
گروهای تلگرام + عضو گیری رایگان, لینکدونی گروهای چت و دوستیابی تلگرام ,
لینکدونی رایگان لینک گروه های تلگرام, ثبت رایگان کانال و گروه شما
بهمراه معرفی رایگان گروه و کانال تلگرامی به گوگل

میدونی
چرا بعضيا اعضای گروه و کانالشون روز به روز میره بالا و تونستن منبع
مناسبی برای کسب درآمد تلگرامی بشن ولی تو هنوز موفق نشدی؟

اونا از لینکدونی تلگرام ونوس نت برای افزایش بازدید و اعضاشون استفاده ميکنن

بیا همین حالا عضو شو و لینک گروه تل
سلام
من نمیفهمم مشکل کار کجاست واقعا؟، ببینید دوستان اصلا بحث دوستی و آشنایی و ازدواج و دوست اجتماعی و این حرف ها توی سوالم مطرح نیست. بحث کاری و اجتماعیه.
هر وقت با پسری مراوده طولانی مدت دارم (منظورم مراودات شخصی و دوستی اجتماعی و مسائل اینجوری نیست. توی خط بالا هم گفتم خدمت تون)، مثلا توی دانشگاه یا مثلا توی محیط کار یا مثلا وقتی با یه آقایی مشترکا و اجبارا مقاله دو نفری بهمون میده، استاد توی یه همچین شرایطی همه اون آقایون معمولا از اول کار
روز دختر مبارک. مبارک دخترهایی که خیلی روزها متهم شدن به نازک نارنجی بودن، ضعف داشتن و ضعیف بودن، اما تو سختی‌ها بزرگ‌ترین و قوی‌ترین همدم خانواده‌شون بودن. مبارک دخترهایی که تو روستا یا خانواده‌ای محروم به دنیا اومدن و حسرت خیلی از آرزوهاشون ممکنه تو دلشون بمونه. مبارک همه‌ی دخترهایی که وقتی به آینه نگاه ميکنن، لبخند میزنن. مبارک دخترهایی که رانندگی ميکنن تو شهری که مردها فکر ميکنن اگه جلوی ماشین خانم‌ها بپیچن قوی‌ترن و درس میخونن ت
یکی از بدیهی ترین و ساده ترین اصولی که یک دانشجوی ریاضی، در بحث مدلسازی ریاضی یاد میگیره اینه که: "اضافه شدن هر محدودیت جدید، باعث میشه جواب مدل بهتر نشه"
-------------
جالبیش اینه که با اینکه این موضوع از نظر ریاضی کاملا بدیهیه، و در فصول ابتدایی بسیاری از کتاب های ریاضی مربوط به مدلسازی نوشته شده، مثلا در کتاب تحقیق درعملیات بازارا در تمرینات آخر فصل اول این سوال پرسیده شده که: با اضافه شدن یک محدودیت جدید چه اتفاقی برای جواب مدل میفته؟ که جوابش
گفتم رو کی کراش داری؟
سکوت کرده بود
تو صدام شیطنت ریختم و هی گفتم هان؟ هان؟ هان؟ :))
گفت کراش چیه من به کسی کراش ندارم این مسخره بازیا مال اوناس که با هم دوستن. 
گفتم خب به کی علاقه داری؟
گفت یکی!
یکیو تو دانشکده‌شون دوس داشت. ولی میگفت دوس ندارم به حسم پروبال بدم. حرف زدن از اون آدم بنظرش پروبال دادن بود.
یعنی یه روز اونم همینجوری ترک میکنه؟ گاهی فک میکنم واقعا چقدر خودخواه بودم که نذاشتم با پرهام ازدواج کنه :/  هرچند اشتباه بود بنظر من. ولی هیچ
حالا بعضيا یه جوری دارن خودشون رو میکشن که به همه بقولونن که صابر ابر و امیرعلی ق و عادل دانتیسم نویسنده نیستن که انگار کتاب امیرعلی ق کلی فروخته چه بلایی سر ادبیات اومده ! بابا جان این اتفاق قبلا با شعرهای مریم حیدرزاده سر ادبیات اومده بود حالا شهرام شپره آهنگ میده بیرون دنیای موسیقی نابود شده؟ یا وقتی هزارپا خداتونن فروخت سینما منفجر شد؟ هرچیزی که پر فروش میشه ااما خوب و ماندگار نیست اینا دو روز بعد فراموش میشن . این همه آهنگ بعد گلشن آش
بهترین) خواهرم:
”تولدت یه روزه مثل بقیه ی روزا و هیچ ارزش بخصوصی نداره جز اینکه به بعضيا وجودتو یادآوری کنه ،‌ البته اگهه یادشون بمونه
تمشک‌ترین) ”در من خری هست که همچنان تو را دوست می دارد،
 و در تو چیی هست که هیچ‌وقت نمیفهمد.
تولدت مبارک
+جواب دومی رو چون نمی‌تونم به صاحبش برسونم، همین‌جا تخلیه می‌کنم دور هم باشیم:
 شما انقدر صاف و شفافی که درون و بیرونت هیچ فرقی باهم نداره مهندس.✋
* مثل همونی که به بعضی فیلما می‌دادن.
من آدمیم که خودم گند می زنم، خودم هم ناراحت می شم. پشیمون می شم. حالا یا می گم پشیمونم یا می گم ولش کن بابا. آخه بعضيا اگر ازشون معذرت خواهی کنی، داغ دلشون تازه می شه و بدتر سوارت می شن. سمتشون نری بهتره.فقط اینو بگمگاهی حس می کنم گند زدنام تمومی نداره.
دلم واسه سالهایی که میگفتم اره، این کار رو میکنم و بعد میرفتم میکردم، تنگ شده. نه به کسی میگفتم نه استرسی داشتم و نه چیزی، چون میدونستم که اره میرم انجامش میدم
الان چی؟ به عالم و ادم خبر میدم اره تو فکر فلان و فلان و فلان کارم. انجامش میدم؟ نه. به این فکر میکنم که به کلی ادم گفتم و هی داره جلوشون بد میشه. نه اینکه برام مهم باشه اونا الان چه فکری ميکنن. بلکه واسه خودم ثابت میشه چقدر حرفام بی اعتبار شدن.
حالا اولین بخش برنامه، اواز خوندنه.
من صدای خ
فارکس یا forex از کلمه ی لاتین foreign exchange  اومده به معنی تبادل ارزهای خارجی یا به عبارت ساده تر تبدیل یک ارز در مقابل ارز دیگر که مقداری از این تبادل هزینه خرید و فروش کالا یا خدمات شرکت میشه. 
برخلاف بازار بورس، فارکس هیچ ماهیت فیزیکی نداره و شرکت ها و افراد از طریق platform خود در شبکه های الکترونیکی خرید و فروش ارز خارجی ميکنن. به این صورت که در نرخ بالا میفروشن و در نرخ پایین خرید ميکنن. اما به ترتیب در لندن، نیویورک و توکیو بانک ها در این معاملات ب
+صندلی عقب تاکسی نشسته بودم و به آرمان فکر میکردم. دلم شور میزد. امروز هم سر کلاس نیومده بود.
درحالی که از شیشه به بیرون خیره شده بودم، گوشه ذهنم صدای گفتگوی راننده و مسافر جلویی رو می شنیدم :مسافر : اونجا دارن چه کار ميکنن؟ راننده : دارن برای سیل زده ها پول جمع می‌کنند. همه اش مسخره بازیه! میلیارد میلیارد پول جمع ميکنن جلوی این مسجدها، و بعد هم همه اش رو میکشن بالا، کثافتا. اصلا چه معنی داره کمک جمع کنن؟ مسافر : آقا سیل زده منم، من!. پول رو باید ب
از اول بچگی تا حالا ماست و سالادو(سالاد شیرازی) و آب غوره رو با دَلار خوردیم(نمک سبز)،دوغو با کودکوته(کاکوتی) خوردیم و خیلی مخلفات دیگه که حالا تازه خیلی ها دارن مزشو تو دوغ های آماده امروزی ویا سفر به شمال تو غذاها میچشن.امروز که تو دوغم کودکوته ریختم به مامانم گفتم: مامان بقیه که این چیزا رو ندارن چطور زندگی ميکنن! آخه غذاهای شمالو به لطف گیاهان کاملا خود-رو که هرررر جایییی سبز نمیشن،کجای دنیا میشه خورد کجا! اونوقت دارن ویلا میسازن شهرک میسا
دیدین ایرانیا خیلی اهل پز دادن خیلی تابلو و نمیدونم فخر فروشی و پاچه خواری و چاچلوسی هستن ولی ممکنه در باطن از یارو حالشون به هم بخوره؟ خیلی شو آف دارن؟ این دو تا ایرانی از وقتی اومدن گروه قبلی من توی انتاریو، به فاک دادن دو تا از دخترا رو.
یعنی افتضاح شده همه چی.
از صبح تا شب این 4 تا دارن به هم پز میدن همه چی رو و شو آف ميکنن اوننم چیزای چرت و پرتو، مثلا: تولدت مبارک صفدر اقا، بعد اینو استوری ميکنن، بعد استوری رر دوباره پست ميکنن. این دو تا ایران
خیلی عجیبهانگار آدما با هم هرچی بدتر باشن بیشتر دلشون واسه هم میسوزه. البته این واسه همه صدق نمیکنه!!!!!!!!!!!!!بعضيا اصن تهوع آورنبیشتر از این  ک ب مرگ اون فکر کنم ب حال و روز خودمون فکر میکنمما آدما همیشه فک میکنیم این دنیا ابدیه در حالی ک نمیدونیم معلوم نیس تا چند ثانیه دیگه نفس میکشیم یا ن!!انسان بیشعور ترین فرد نسبت ب کسیه  ک کلی بهش خوبی کردهآخه ما چطو میتونی شکر گذار نباشیم در حالی ک میبینیم میشنویم میشیم میخندیم سلامتی و امنیت و.خیلی چی
تو فوتبال کشور خودمون خیلی از بازیکن ها هستن که نوید یه آینده درخشان رو میدن،بازیکن های با استعداد،اما معمولا خیلی زود فراموش میشن
یا درگیر حاشیه میشن یا انتخاب های اشتباهی ميکنن و خیلی راحت توانایی های خودشون رو نابود ميکنن
به خاطر همینه که یه سری از بازیکن ها سعی ميکنن مشاور داشته باشن و از حاشیه ها هم دوری کنن تا استعدادی که دارن نابود نشه
حاشیه و انتخاب غلط دو تا فاکتور مهمه که نه تنها برای فوتبالیست ها که برای زندگی ما هم میتونه دردسر س
یه دختر یعنی دامن بپوشه و رژ بزنه و برا خودش برقصه
یه دختر یعنی میره یه جا از خودش صد تا عکس بندازه
یه دختر یعنی وقتی از جلو آیینه رد میشه یا بیاد جلو و خودش رو نگاه کنه وتعریف کنه یا برقصه

یه دختر که باشی خوشی ها زیاد میشه و هیچ چیز نمیتونه جلو شادیتو بگیره
.

.
لایک کنین به افتخار دخترهایی که وقتی جدی هستی شوخی ميکنن
.

.
به افتخار دخترهایی که وقتی میبینن دوستشون داغون همش کاری ميکنن بخندع
.
.
.
به افتخار همشون لایک کنین و کامنت بزارین


نظرتـ
یه کتابی میخوندم از داستان های واقعی از زندگی کسانی که از فقر مطلق به ثروت مطلق رسیدن؛ بعضياشون انصافا شانسی و کاملا اتفاقی یه کار معمولی رو شروع ميکنن و پولدار میشن. البته کسی نبود یه شبه پولدار شده باشه؛ و خیلیاشونم با زحمت فراوان به ثروت رسیده بودن. برای من اونایی جالب بودن که با یه شغل معمولی ثروتمند شدن. اولین چیز اینه که خدا به هرکی بخاد روزی میرسونه حتا با شغل عادی. دومیش اینه که حتا تو شغل عادی هم آدم اگه انصاف داشته باشه و ناشکری نکنه
پازل تموم شد،تمومش کردیم!
یه اتفاقایی داره تو وجودم رخ میده که عجیبن شاید بعدا راجب شون نوشتم،تنهایی روم غلبه کرده،کلی خستم کلی.
چندین نفر که قبلا آدرس اینجارو نداشتن،حالا دارن.
من یه کراش دارم که با دنیا عوضش نمیکنم [از یکی بِدَره[البته از همینجا اعلام میکنم امیر توهم خیلی کراشی خیلی[امیدوارم این پست رو نخونی]]در کل کراش آدمو نابود میکنه سعی کنین کراش نداشته باشین]
واقعا خوش بحال بعضيا که وقتی روشون کراش داریم میتونیم بهشون بگیم،یعنی از او
یادمه قبلن، همین چن ماه پیش نوشتم که :
"میدونی؟ یه چیزی کشف کردم تازگیا، اینه که آدما، از یه جایی به بعد تو زندگیشون همه ی احساساتشون به یه سمت خاصی میل میکنه. بعضيا کلن خوشالن، بعضيا کلن دپن، بعضيا کلن خنثا!
مثلن من الان دیگه نمیتونم ناراحتی و دلتنگی و تنفر و خستگی و گشنگیمو از هم تشخیص بدم! همشون باهم تبدیل شدن به یه حالت: عصبانیت!"
حالا ولی حس میکنم فازمو پیدا کردم. من یه آدمه همیشه دلتنگه همیشه منتظرم. نوشتنش خیلی سخته. چون هزار بار هزار جا نو
آدم با بعضيا بزرگ میشه ، چطور میتونه فراموششون کنه .؟اصلا اونایی که ما کنارشون بزرگ شدیم چطور میتونن ما و قدم هامونو فراموش کنن ؟؟وقتی دنیا اومدم یه فرشته ای در گوشم زمزمه کرد : دنیا خیلی بی رحمِ کوچــولو.منم گریه افتادم اما هرگز نمی دونستم به این بی رحمیِ.دختری به تنهایی ماه + به قول شاعرررر : میییدووونم که دنیااا خیلی بییی رحمههههه :))روی قلب هر دیوووونه ایش یه زخمهههه :)))
با توجه به این حرکت اپیک گیمز ، باید منتظر یه تغییر بزرگ یا یه انقلاب گرافیکی در سیزن 10 باشیم.کنسول پلیرا در این رابطه هیچ مشکلی نخواهند داشت ولی انتظار میره که حجم آپدیتا بعد سیزن 10 به شدت بالا بره!!اکثر پیج ها دلیل این حرکت رو اومدن یک مپ جدید یا تغییرات کامل در مپ فعلی عنوان کردند ، بعضيا اونو به تغییر گرافیکی محیط بازی به صورت واقع گرایانه تر مرتبط دونستند .تنها حدود 30 روز تا اتمام سیزن باقی مانده و البته باید منتظر یک لایو ایونت در سیزن 9
من  فهمیدم مردهایی وجود دارن که مذهبی نیستن ولی با زنهای مذهبی ازدواج ميکنن تا خیالشون راحت باشه زنشون با مردی در ارتباط نیست و بعدخودشون…
یع عده مردهای مذهبی هم هستن که با زنهای غیر مذهبی ازدواج ميکنن چون میگن میخوان با کسی زندگی کنن که باهاش حال کنن  ولی احترامی برای زنشون قائل نیستن و با زنهای مذهبی دیگران دوست دارن صحبت کنن درددل کنن بهشون کمک کنن
یه سریها هستن هردو طرف مذهبی نیستن یک سریها هم هر دو طرف مذهبی هستن که بهترین نوع ازدواجه
پسرا  ایرانی همه
دنبال دختر سفید و تپل و در صورت امکان قدبلند هستن.
از دخترای مظلوم خوششون نمیاد
اگر بهشون نزدیک بشید مخصوصا اگر متاهل باشن فقط به کردنتون فکر ميکنن.
ببین ینی یه جوری که خودت هم دهنت باز میمونه. اینقد توله سگ و گرگ هستن.
پ ن: بوی بستنی پاک میاد
هییی
قرار نیست وقتی طرف مقابلتون یه چیزی میگه که باب میلتون نیست هر چی از دهنتون در میاد بگید!!!
من دختر کم ظرفیتیم به خاطر همین وارد رابطه نمیشم و تعداد دوستام سالهاست تغییر نکرده !!
وپایه بیرون رفتنم یه نفره!!
متنفرم از ادمایی که قضاوت ميکنن 
الان عصبانیم چون .
۲۴ ساعت وقت دارم! و فقط حدودا ۱.۵ ساعتشو میزارم برای زبانم! افتضاحههه افتضاح!فردا هرچیزی رو که مانع میشه رو برمیدارم! هرچیزی که میخواد باشه، اینترنت؟ بازی؟ وبم؟ مهم نیست! افتضاحه اینطوریتاپ لیسینینگ دانش‌اموزای ای‌جی ۱۸ ساعت ، ۱۵ ساعت ، ۱۴ ساعت انگلیسی فقط گوش ميکنن!من یک ساعت فقط؟نه نه نه!
و باز قصه ای دیگه از دلم 
که نه میتونم بهش بگم  باشه !
و نه بهش بگم بی خیال شو !
چند روز پیش کسی به من گفت مگه تو دلم داری ؟
از دلتنگیهاش میگفت 
میگفت شده تا حالا زار زار گریه کنی  و یا . . . . .
به گمانم او راست میگفت چرا که
هیچ وقت نذاشته بودم چشم خیسمو ببینه چه برسه به اشک 
که قطره قطره دلمو سوراخ سوراخ کرده .
آدم باید دل بزرگی داشته باشه تا برای  خواسته های دل کسی که دوسش داره ارزش قائل بشه و .
با اینکه از هم دوریم و هیچ خبری از همدیگه نداریم ولی
سلام
گاهی اینقدر  زمان دیر میگذره که بایدالتماسش و کرد که نگذره ولی گاهی  لحظات شیرین خیلی زود میگذره   یوقتایی ممکنه به پشت سر نگاه کنم و ببینم که چقدر راه اومدم و چقدر دیگ دارم
خیلی وقته وبلاگ نیومدم چون تابستونم خیلی شلوغه ذهنم خیلی مشغول همیشه اصرار دارم تنهایی یکاری و انجام بدم تنهایی فکر کنم ویجورایی دوسندارم بارم رو دوش کسی باشه واسه همین خیلی دورم شلوغه
خداروشکر که داره مشکلاتمون حل میشه
دلم لک زده برای اون وقتایی که خودکارو 
بعضی آدم‌ها برای من همیشه عجیب میمونن.همون‌هایی که بعد از اومدنِ یک آدمِ دیگه توی زندگی‌شون،خودِ واقعی‌شون رو میذارن کنار و شروع به تولید داخلی ميکنن و یک آدمِ جدید،با یک کیفیتِ دیگه و یک رنگ و‌ بویِ دیگه از خودشون میسازن تا به دلِ اون یک آدمِ جدیدِ‌ زندگی‌شون خوش و‌ پُررنگ و لعاب بنظر برسن و متاسفانه شیطونی‌ها،ذوق‌ کردن‌هاشون و از همه مهمتر خودِ قشنگِ زندگیِ خودشون بودن رو میذارن توی گونی و پرت ميکنن تهِ انبارِ ذهن‌شون و یک وقت‌ه
آدماییم که مثلا خیلی دوسمون دارن واقعا جالب و عجیبن!! کلا فکر نمیکنم خدا مخلوقی عجیبتر از انسان افریده باشه.
وقتی میبینن و میفهمن که حالت خوب نیست، اعصابت بهم ریخته اس یا بی حوصله ای. با تمام قوا به میدون میان و بدترت ميکنن تا میتونن به پرو پات میپیچن و اینقدر نیش و کنایه و بداخلاقی. اخرشم یه دعوایی راه میافته و قهر ميکنن!!
خب اگر من میتونستم به شما خانواده!!!! گرامی بگم چه مرگمه و میدونستم کمی ازتون ساخته اس قطعا اینکارو میکردم وقتی نگفتم و
بعضی وقتا برای فرار از یه موقعیتی میریم خودمونو میندازیم تو یه چاه دیگه!
بعد یهو وسط راه میبینیم چقدر سردرگمیم!
نه خوشحالیم از کاری ک کردیم نه مطمئن از درستیش!!
شاید یه چیزاییم از دست دادیم.
این حس خیلی بده
نمیدونم چرا یهو اینهمه متغیر میشم؟! یه لحظه تو نقطه ی جوش و لحظه ای بعد انجماد!!
انگار دوتا آدم در من دارن زندگی ميکنن همزمان.
ولی انصافا وقتی میرید هدفون میخرید تنها نرید، یه نفر رو با خودتون ببرید و امتحانش کنید، که اینجور نباشه که کله ی صبح تتلو تو گوش شما هوار بکشه "من در اختیار تو، بیا این تنو ببر تیمارش کن" ما هم فیض ببریم.
+ ولی سلیقه ی مردم تو مترو بهتر شده، به جای سریال ترکی this is us میبینن با گوشی، جای ملت عشق گاری کوپر و چشم‌هایش و جز از کل میخونن، ولی همچنان تتلو گوش ميکنن -_- :)))
بعضی خواسته‌ها هستن که با یه نیت درست و با همهٔ وجود براشون تلاش می‌کنم و تهش نمی‌شه، بعضی از این بعضيا رو کلا چند وقت بعد فراموش می‌کنم و می‌گم لابد خیر تو همین بوده» و بعضا معلوم می‌شه دقیقا هم خیر تو همین اتفاق نیفتادنه بوده؛ بعضيای دیگه رو ولی هر کاری می‌کنم نمی‌تونم فراموش کنم. هی با خودم می‌گم ببین شاید از دور، از بیرون، جذاب به نظر می‌رسه فقط» و خودم رو قانع می‌کنم در موردش، ولی به یکی دو هفته نکشیده، دوباره دلم هواشون رو می‌ک
دارم خودمو تیکه تیکه میکنم.
هزارتا برنامه چیدم نه برای زندگی ایده‌آل برای مهدیه‌ی ایده‌آل. اینایی رو دیدین که برای خوشگل شدن توی جراحی زیبایی افراط ميکنن؟ من دارم با روحم این کارو میکنم. دشمن شدم با خودم. همه رو میتونم راضی کنم خودمو نمیتونم. اینارو مهدیه‌ای مینویسه که زندانی شده توی خودش. شاید بگین دختر خوب تو غم نداری، غم‌سازی میکنی واسه خودت از سر دل خوشت. منم غم دارم. غم‌های کوچیکی که بزرگ میبینمشون و غم‌های بزرگی که باورم نمیاد بزرگ
هوالرئوف الرحیم
امروز به یکی گفتم که فسقلک خیلی زود داره بزرگ میشه و من انقدر کار دارم وقت نمی کنم ببینمش.
گفت بجای کوکی پختن و لباس دوختن به بچت نگاه کن.
فکر کردم که شاید بعضيا با نفس کشیدن زنده بمونن. ولی من با این کارها.
مخصوصا که کوکی پختن روشی بود برای وقت شپری کردن با رضوان. که بسیار مشتاقشه.
از کارهام نمی گذرم، اما اون زمانی که توی روز برای فسقلک و رضوان تخصص دادم رو با وسواس بیشتری سپری می کنم. لحظه هاش رو می بلعم و با چشمهام تمام ثانیه ها
آتش نشان ها 
چه قدر ساده و غریبانه رفتند نه، 
چه قدر زود داریم فراموش میکنیم، اتفاقات تلخ رو، 
باز روز از نو بی احتیاطی از نو  ! باز تقصیر ها رو انداختن گردن هم دیگه،  
بگذریم 
خیلی سخته شاید در تصوراتشون احتمال میدادند که ساختمان بریزه ولی 
ولی اینجا یه نکته خیلی ریز هست بین ترس و عشق بین احساس مسولیت و عادت 
واقعا کار هرکسی نیست از جون مایه گذاشتن از زندگی گذشتن 
شاید با خودش میگفت اینم خاموش میکنیم و برمیگردیم خونه 
برمیگردیم خون
بعضی وقتا که میبینم اونایی که یکم بهشون وابسته میشم
با یکی دیگه صحبت ميکنن و میخندن و خوشن، ناراحت میشم
.
یادم میره :(
یکم که فکر میکنم یادم میاد که یادم رفته من فقط سگشونم هاپ:(
یادم که میاد ،خوشحال میشم از اینکه اونا خوشحالن هاپ :)
هاپ هاپ:)
اول از همه بگم که این عنوان رو از خودم درآوردم و بعد برای اطمینان گوگلش کردم، دیدم به! این کلمه واقعا وجود داره و معناش هم همونیه که من فکر میکردم. به همین علت نقطه نقطه ایش کزدم
واقعا علم و تحقیقات و اینا یه جوری دچار شده که هر چقدر هم فک کنی خلاقیت به خرج دادی و اینا، ممکنه یکی یه جای دیگه دنیا در حال پرورش دادن ایده تو تو ذهنش باشه!
چی میخواستم بگم به چی رسیدم!!!
میخواستم بگم چرا من قبل از پرسیدن هر سوالی اکثرا تا مرز کشتن خودم اون موضوع
امروز سه مرداده. من تازه الان فهمیدم باورت میشه زمانو گم کرده بودم؟ تیر خیلی بد گذشت دلم میخواست کتابمو تموم میکردم. اما نشد دیگه حالا کاری ازم بر نمیاد جز خوندنش. خیلی از دست خودم ناراحتم این همه برنامه داشتم همش انگار نه انگار هیچی نشد. میدونم چشم به هم زدن شده اردیبهشت سال دیگه میترسم نتونم اما بهش فکر نمیکنم. نباید جا بزنم میدونم فقط با این فکره که ادامه میدم. دیروز داشتم فکر میکردم معیارای آدما برای زندگی چقدر متفاوت و بعضيا چه معیارای ک
یه جوریه که ترجیح میدم برم شرکت تا اینکه همش خوابگاه بمونم حیف که نمیشه. من واقعا آدمِ بیکار نشستن نیستم
بى حال و حوصله م.
کلا روزاى خوبى نیست
فکر زیاد میتونه هزار سال پیرت کنه حتى اگه همه فکر کنن ١٧،١٨ سالته. گاهى ترجیح میدم همون آدم کم سن و سالى باشم که بقیه فکر ميکنن. شاید اینجورى کمتر بفهمم، حس کنم دغدغه هام ساده تر بشه. 
میخوام بیشتر توضیح بدم اما در توانم نیس
فکر میکردم پسر هرچی بزرگتر شه من راحت تر میشم ولی کاملا اشتباه فکر میکردم الان داره سینه خیز میره و تلاش برای چهاردست وپا رفتن :) 
همش باید دنبالش باشیم مبادا اسیبی ببینه 
درواقع نگهبانش شدم بنده -_-
همه ی کارام یا نصفه میمونه یا کلا میمونه 
بقیه مامانا چیکار ميکنن ؟ 
تا میام ظرف بشورم گریه اش درمیاد و مجبورم برم ببینم چه خبره و . 
بعضی وقتا نفس‌های آدم به قدری سنگین می‌شن که صدای خراشی که به سینه‌ات وارد ميکنن رو می‌شنوی.
اونقدرا دنیا کثیف شده که میپذیرم باید ایستاد تا نمرد. تا جایی مه فقط بتونم ثابت کنم میشه نمرد و زنده موند. همین!غایت دنیا به همین خلاصه می‌شه.
داشتم از فرط بیکاری پستای وب قبلم میخوندم و خیلی خوب بود :) مخصوصا کامنت ها! بتونم کم کم اینجا انتقالشون میدم چون مطمینم روزایی که برگررم بخونمشون حالم خوب میشه و دلم میخواد نگهشون دارم :) 
دارم به کار فکر میکنم ینی میدونین چطوریه؟ من به عنوان حسابدار بخوام مشعول بشم با توجه به شرکت و محصولاتی که ارایه میدن باید سفته یا چک صمانت بدم از ۳۰ میلیون شروع میشه البته اگه شرکتها کوچک باشند ۱۰ میلیون و واقعا من یکم میترسم سفته ینی هروقت اراده کرد پولش
دنیای پسرا عجب دنیای سختیه! همش رقابت همش جنگ همش قدرت دارن منچ بازی ميکنن ، اما انگار جنگ جهانیه! دو ساعته دارن مهره های همدیگه رو میزنن :)) خخخخ خب چ کاریه صلح آمیز بازی کنین دیگه - برو بابا مثل شما دخترا خوبه که دلتون نمیاد مهره های همو بزنین وای اگه بزنی من دیگه بازی نمیکنم ماماااان این مهره ی منو زد باید بجنگی اینه بازی پسرا همچین دعا ميکنن سر منچ که تو عبادت شب قدر اینطور دعا نميکنن :| - خدایا نوکرتم ب مولا ی شیش بیاد شیش میاد خدایا شکررر
سلام
*اصلاح غلط املایی!*
یکی از کارایی که اخیرا انجام میدم، چک کردن اینه که چقدر فکرام فکرای اریجینال هست و چقدرش فکرای بقیه است؟ چند وقت پیش انجام دادم و به رقمی نزدیک 100 درصد فکر بقیه رسیدم. شاید بجز موضوع تزم که چیز چرندی هم هست، باحاله البته، و یکی دو تا چیز دیگه تو یک سال فکر جدید و نو نکرده بودم. فکری که ناشی از تفکرات بقیه یا فکر بقیه نبوده باشه.
از وقتی بهش آگاه تر شدم یکم جدی تر گرفتم خودمو که چرند بود هر فکری که تو ذهنم میاد رو بررسی کنم.
باز هم جمعه ای دیگر آمد و رفت و تمام انوار را در دلم دوباره ته نشین کرد 
چه شوقی دارم :))
نکته ای هست در این عالم که زیاد درسته واون اینه که اگه به یه چیز واقعا ایمان داشته باشی و از این شاخه به اون شاخه نپری شک نکن که در رسیدن به اون راه سختی نداره فقط باید مردد نبود 
مثلا میخوای حرفه ای رو یاد بگیری اگر کاملا و واقعا دنبالش بری شب و روز با عشق و فکر و دلت بیش حرفه و شاخه های دیگه نباشه در واقع یک مسیر رو ادامه بدی حتما متخصص در اون کار میشی همدم
+ هه
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


 
یادت نره شکستن دل تاوان داره یادت نره عمر و جوونیت پایان داره
 
 
پ ن
بعضی از آدما حمید هیراد رو نیومده بد ناک اوت کردن حقش نبود!
 
 
پ ن
چند روز پیش ناخودآگاه تو محل هر هم
یعنی تنها نقطه تردیدمو از بین بردی.حالا که فهمیدم با من مشکلی نداری و منو میخوای و دوسم داری حتما دیگه همینجا میمونم تا ابد.اصلا الان پاسپورتمو پاره میکنم:///
+بعضيا این همه اعتماد به نفس و از کجا میارن؟
++به آخرین چیزی که تو این دنیا نیاز داشتم انگیزه ها و نصیحت های آقای دکتر بود :|| یعنی قراره بمیرم امشب؟!!! :///
+++ به خدا خندم گرفته بودکشتم خودمو تا نخندمیعنی اولش که مامان منو کشوند پشت پیانو و بعد از زدن دیدم غیب شده و فقط منم و جناب دکتر مخم د
انصافا این پنیک من برای ابراز احساسات و اعلام وجود بی خود ترین ویژگیمه.
بعدش عصبانی بودنم
ی جایی از چهرازی میگه من ی مرد عصبانیم اما اهمیتش دیگه ب چپمم نیست. هروقت اون رو میشنوم میگم من ی زن عصبانیم اما .
تنگ کردن برای انجام کارایی ک داری از سخت ترین اعمال در سامرتایم هست. ملت هلو سامر ميکنن من باید ترجمه هامو برسونم و ب فکر پروژه و فلان باشم. 
اونی که دارن حقشو ناحق ميکنن
دوماه داره میدوئه باز اونا قویترن 
دیشب تا صب نخوابیده و از بی انصافی آدما شوکه اس و باورش نمیشه ذات آدم میتونه انقدر بد باشه
کیه؟؟کیه؟؟
مَنَم مَنَم مَن مَن
خلاصه که با ذکر خدایا جز تو کسی و ندارم حواست باشه یکمم سمت منو نگاه کن کفه ترازوی اینور سبکه سپردیمش دست خودش
دعا کنید برای عدم وجود اعتماد بنفس در وجود این جانب که بره بالا بلکه یه ذره کم بشه نا امیدیمون
الان جای خالی دوستای وبلاگیم کنارم حس میشه.
تو دنیای اطرافم دوست واقعی ندارم،فقط تظاهر به دوستی ميکنن.دوست داشتم الان یکی از دوستای وبلاگیم کنارم بود،کنارش می نشستم و باهاش درددل میکردم،اشک میریختم و سبک میشدم.
امروز فهمیدم چقدر تنهامتو لیست مخاطبین گوشیم نتونستم یه همدم پیدا کنم.
قهرمان هرکس تو زندگی اش خودشه! چه بخواد چه نخواد چون داره خودشو کنترل میکنه نه قهرمانای دیگه رو! امیدوارم رسما با قدرت قهرمان زندگی خودمون بشیم، چیزی که باید اتفاق بیفته!
فضای وبلاگ نویسی به طور محسوسی تو این گرمای تابستون داره سرد میشه؛ وبلاگ ها حذف میشن! نویسنده ها خداحافظی ميکنن!what's going on!?
+ من بی مایه که باشم که خریدار تو باشم؟!
- خسته است. شبها دیر میخوابه!
× آدم فقط تو آغوش مادرش تنها نیست!
+ حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم.
× دیالوگ حمید جبلی‌ـه!
- سرش شلوغه!
+ شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی.؟!
- ولی خدایی بیکاره! بی کار، بی عار، خسته، مشغول.!
× پ بده!
- حالا یهویی همین وسط؟! دارن نگامون ميکنن!
+ پروانه‌ی او باشم و او شمع جماعت.
~ استعاره است.
- پِ یا پَ ؟!
+ تو ز ما فارغ و 
ما از تو پریشان
تا چند؟!
~ تا نیمه‌ی شب!
- زدی تو کار نو
کاش هر چه زودتر برن از اینجا، راحت بشم ازشون ، راحت بشم از این آدمای عهد قجری و احمق . 
گلی به خودت قول بده روزی که قرار شد برن ، حتی واسه خداحافظی هم نری. 
این بند عاطفی رو پاره کن بنداز دور داری خفه میشی . حالم ازشون بهم میخوره 
از اون دخترای فامیلی هم که زود و توی سن کم نامزد ميکنن چندشم میشه و حالم بهم میخوره چون یک مشت احمق و بیشعورن که کل هنرشون شوهر کردن و باعث میشن پدر و مادر بی فرهنگ ما هی اونا رو بکوبن تو سرمون. حالم از همشون بهم میخوره عو
بعضيا آنقدر نکته منفی دارن، باید دو روز بخوابونیشون تو قدرمطلق! :))
سلام و درود. لحظتون بخیر. بعد مدتی به عرصه نویسندگی خوش برگشتم ( چه جمله خفن طوری :)
آقا دچار شدیم. دچار چی نمیدونم؛ دیگه نمیتونم بنویسم. یه مدته می نویسم اما وقتی برمیگردم و پست رو میخونم خیلی شیک و مجلسی دکمه انصراف رو می فشارم و تمام :| . تو مدتی که به ظاهر نبودم تیم والیبال سوم شد ( خدا آخه چرا؟ نه واقعا چرا؟ همیشه به سوما هم جایزه میدادن چرا امسال فقط به اول و دوم جایزه دادن :/ چ
خیلی وقت بود دلم میخواست تموم برنامه هایی که روزمو مشغول ميکنن و نمیزارن به هدفام برسم رو حذف کنم !
بالاخره حذف کردم تلگرام ، اینستاگرام ، توییتر ،پینترست و .
رفتم تو قسمت مدیریت برنامه ها دیدم بیشترین استفاده در روز رو همین اینستاگرام و تلگرام دارم !
مجموعا 9 ساعت در روز رتبه سوم هم برای اپ رادیوجوان بود !
چه وضعش بود ؟!
الان فقط میتونم بگم :
"آزاد شدم خوشحالم ننه 
ایشالله ازدی قسمت همه ."
ادامه مطلب
چند روز پیش اتفاقاتی افتاد که منو کلی ریخت بهم
درواقع شدیدا با حقیقت هایی رو به رو شدم
چیزایی که هی ادم میخواد بهش فکر نکنه و خودشو بزنه به اون راه، ولی اون مثل چی هی خودشو میندازه وسط و ابراز وجود میکنه که هی فلانی!خودتو گول نزن
من هستم 
خوبم هستم:)
الان که مینویسمش بنظرم چیز مهمی نیست اصلا 
واسه غر زدن گله کردن چیزایی وجود داره خب؟
ولی خب اکثرمون وجه مثبت زندگیمون بیشتر وجه دوست نداشتنیشه!!
مگه نیس؟
بیاین بشماریمشون دوست داشتنی های زندگیو 
هو الحکیم
قدیمی ها درسته یه سری حرف های بی اساس و خرافات گونه میزدن، اون هم بخاطر عدم اگاهی بود
اما یه سری حرف ها هم دارن که از صفای باطن و فطرت پاک و حکمت و درک بالاشون از زندگیِ
چیزی که این روزها خیلی نایاب شده!!!
دوتا مامان بزرگ خیلی مهربون داریم تو محل بهش میگن بُیگ ننه:)  بُیوگ ننه درسته! اما تلفظش سخت میشه مخفف میکنیم
نمیدونم اسمشون اینه یا این لقب و اهالی بهشون دادن!
اول صبح که میدیمشون همیشه برام دعای خیر میکردن
و با دعای خیر بدرقم میکردن
بذارین یه واقعیتی رو بگم
متاسفانه توو ایران اکثریت قریب به اتفاق پزشکای متخصص هم رشته به خصوص اگه سنشون بالاتر باشه کلا چشم ندارن همو ببینن
و همه تلاششونو ميکنن تا بقیه رو کله پا کنن
انقدر کثیف که اگه واسه یکیشون در حیطه کاریش مشکلی پیش بیاد نمیدونن از خوشی چکار کنن
اینجاست که میگن تحصیلات شعور و شخصیت نمیاره
که به بیشتر از ده سال پیش برمیگرده بعضی شبها قبل خواب وبلاگهای بروز شده بلاگفا رو میخونم .
اونقدر حس خاصی واسم داره که نمیتونم توصیحش بدم اصلا خیلی وقته که با حرفام نمیتونم احساسمو شرح بدم یه جورایی حوصلشو ندارم
توی
خیلی از وبلاگهای بروز شده کسایی رو میبینم که از جداییشون مینویسن با رنج
و درد شدید کاش میدونستن این روزها و این دعا کردن ها و این غمگین
بودنها میگذره و چند سال دیگه  این روزها واسشون مسخره هست همین روزایی که
فکر ميکنن اخ
برایان تریسی تو کتاب مدیریت بحرانش میگه در برابر بحران‌ها جوری رفتار کنید که انگار همه دارن نگاه‌تون ميکنن. انگار قراره نشون بدید واقعا کی هستید و چی هستید!
من اگه همه نگام کنن مطمئنا این همه شکننده نبودم!! این همه زود رنج.
برایان تریسی میگه هر آدمی به طور میانگین هر سه ماه یه بار با یه بحران روبه‌رو میشه. ما تو این دو ماه با چند تا بحران روبه‌رو شده باشیم خوبه؟!! :)))
یکی از این بحرانا بد بحرانی‌ه. خدا کنه اتفاق نیوفته.
یه دوستی داشتم هربار باهاش حرف میزدم یه جایی بود، خونه خواهر و برادرش، بیرون با بچه هاش، مهمونی،سینما،تفریح،خونه فک و فامیل،خرید و.نمیدونم چرا قسمت من تنهایی شد واقعا :(تنها سرگرمی و وقت گذرونیم کلا روزی ۲ ۳ ساعته که برم باشگاه یا خرید خوراکی و این چیزا :|احتمالا از اونایی میشم که چند هفته بعد از مرگم جنازمو پیدا ميکنن :( یه زمانی دورمو شلوغ کرده بودم خووب بود، یه انگیزه و دل و دماغی داشتم، الان شدم یه آدم شکمو بی انگیره که فقط میره هایپر خر
تقریبا سه ماه میشود به یوتیوب میروم. اگر فقط بگویند بین یوتیوب و اینستگرام یکی را انتاخاب کنم قطعا یوتیوب را انتخاب میکنم. اگرچه جنسشان خیلی متفاوت است. نمیدونم این ویژگی جدید اضافه شده یا نه ولی یوتیوب به کاربر از بین کسانی که دنبال میکنم و نمیکنم ویدیو پیشنهاد میدهد، امروز با یک نوتیفیکیشن به یوتیوب کشیده شدم و دو ساعت در آن گیر کردم. پیجی به نام Adam LZ. او یک یوتیوبر است و علاقمند به ماشین. ۱۲ ماشین دارد و اکثر آن ها تیون و بوست شده است. ۲۲ سال
فردی به نام 
@drbehrouz
پستی گذاشته بود و نوشته بود که وقتی با همسرتون قهرید، لباسای حریر و باز بپوشید تا کدورتاتون برطرف بشه»
.
در ظاهر این راه حل خیلی جذابه بدنت مشکلات زناشوییتونو حل میکنه»
.
اما در باطن:
مخاطب الان من شما خانمها هستید: فرض کنید با همسرتون جرو بحث کردید، اونقدر شدید ک به‌جایی نرسیدید و هردو سکوتی خشم آگین» دارید ک عامیانش میشه قهر».توی اون حالت فقط دارید به عصبانیتتون فکر میکنید و
 اینکه اشتباه کردید باهاش ازدواج کردید،
کلا زندگی دو روزه،
فردا ممکنه نباشیم.
قدر هم رو بدونیم.
درباره بقیه اون قسمت پیر درون، که هر روز بیشتر کشف میکنم،
این افراد،
معمولا همه ش به اینو اون گیر میدن (میپرن و پاچه میگیرن) که اینکارت غلطه اونکارت غلطه، اینکارت فضولیه، زیاد حرف نزن، و. توهین ميکنن، و.
ولی دقیقا خودشون همه این خصوصیات رو دارن.
این افراد تنها میمونن.
4 نفر رو تا الان مشابه این افراد دیدم (با خصوصیات اینها، که کاملا تنها موندن).
راستی بچه ها،
من تا حالا با 16 تا مصاحبه ای گر
شنیده ها حاکی از اونه که همه فک ميکنن من از مرز ازدواج گذشتم و در واقع خیلی وقته که رد کردم.دلم به حال خودم میسوزه از اینکه اینجا تو چنبن فرهنگی بزرگ شدم .آخه ببخشید ها قرار نیست هر .از اون ور اومد باهاش وصلت کرد که.به جهنم که هم خونه داره هم ماشین هم شغل پر درامد !!!دیوانه شدم از دست این زندگی. دم خدا گرم که تنهایی رو برا خودش پسندید.اقا ایهاالمردم!! منو به حال خودم بزاریدشما ول کنید من زندگی میکنم .یه خورده به کار خودتون رسیدگی کنید به خدا اون دن
ده دوازده سالم بود
سر پله هاى خونه داییم نشسته بودم و یواشکى گریه میکردم
دختر داییم که از من کوچیکتر بود توى راه مدرسه با یه پسره دوست شده بود و کلا روى ابرا سیر میکرد، منم داشتم خودمو سرزنش میکردم که خاک بر سرت کنن اونى که داره قاه قاه میخنده عاشق شده،تو غلط میکنى بخندى،واسه چى بخندى اصلا!
بعدها فکر کردم اونایى که اهنگ عاشقانه گوش ميکنن حتما عاشقن
اما الان مث وقتى شدم که کلى غذا خوردى و حالت از هرچى غذاس به هم میخوره
عشق تا وقتى عشقه که دوره
ن
شنیدی که میگن تو اعماق دریاها هیولاهایی زندگی ميکنن که از نسل دایناسورها هستن!؟ حالا اگه کلی از اونا رو توی دریا و نزدیک ساحل ببینی چکار میکنی!؟ سلاحها و تجهیزاتت رو آماده کن و پیشرفته تر کن و به جنگ هیولا های دریایی بامزه برو. بازی ایرانی بتلفیش» یک بازی به سبک دفاع از قلعه فانتزی است که از منطقه خود با سلاحها و تجهیزات قدرتمند و پیشرفته ای در برابر هزاران هیولای دریایی خطرناک دفاع و مبارزه میکنی.
اپک مینی
آهنگ جدید ایرانی
با دو کیفیت ۳۲۰ ،۱۲۸ و پخش انلاین و متن آهنگ  از رسانه داب موزیک
Download New Music Afshin Azari | Sio Chand Sale
ترانه : میترا مهری پور , تنظیم : افشین آذری , پرکاشن : مهران فرشباف میکس و مسترینگ : احسان جوادی گیتار : عظیم , کلارینت : هادی جداری

 
متن آهنگ جدید افشین آذری بنام سی و چند ساله :
به روت نیاوردم دروغاتو هی تو خودم ریختم سکوت کردم
با چنگ و دندون پای تو موندم شاید عوض شی کم شه از دردم
با چنگ و دندون پای تو موندم شاید عوض شی کم شه از درد
دختره هرروز داره یه آرزوش و زنده به گور میکنه، هرروز خوشیا مثل ماهی از زیر دستش سر میخورن و غما جا رو براش پر ميکنن و هرروز با بعد جدیدی از غصه آشنا میشه ولی هنوز به مضخرف ترین شکل ممکن امیدواره و نمیخواد شرایط و بپذیره. یکی نیست بهش بگه لعنتی هنوز چن روز ازش نگذشته که به وضوح تهش و دیدی و گفتی اگه این جهنم نست پس چیه.
دختره خله.
این همه راه جلوی پاش بود و با انتخابا و تصمیمیای غلط گند زذ به همشون.
این همه خوشی داشت و کاسهی صبرش بد جایی لبریز شد
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب