نتایج پست ها برای عبارت :

بیری نوکر گلیپ بیری سی اقا

تقدیم به همه‌ی نوکران اباعبدالله علیه السلام::تنها حسين ِ فاطمه آقای نوکر استهیئت تمام معنی دنیای نوکر استما را برای سينه زدن آفریده اندخدمت در این حسينیه تقوای نوکر استداغ حسين بهانه‌ی ابراز حاجت استاشکِ میان روضه تمنای نوکر است"صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسين"این معجزی از آه ِ مسيحای "نوکر" استمحشر برای فاطمه این چهره آشناست مُهر کبود ِ سينه‌اش امضای نوکر استنوکر بهشت هم برود سينه می زندبیت الحسين عرش معلّای نوکر است
شعر : رضا کاظمی #اردبیلی 
#محاوره ای 
#یولداش 
بیر زامان دا گوز آچیب سان 
اوردا  اولماز   سَنه  یولداش
پولا   خاطیر  گوزل  اوغلان
اولدورور  قارداشی  قارداش
دوستا  بئل  باغلاما دای سن
یوخدو دای قدیمکی یولداش
اولا    فَردین    سَنه   خاطیر 
کِچَه   جان نان  اولا  قارداش
خوش گونون اولان دا اوغلان
دوره  وَردَه چوخ دی یولداش
دار  گون ده  یاخشی  بیلَرسن
هِش   بيري   اولمادو  قارداش
روزیگار    وِردی    مَنه    درس 
مَن   ده  یازدیم   سَنه  قا
طنز فو تبالیس  
=================
سلام اولسون آغلار گزن آقاما
گوز یا شینی یوزه دوزه ن آقاما
سگیز نوه ام  اوغلون اوچ قیزیم قربان
بو غملری گورو ب دوزن آقاما
 
رحمت اولسون کلامینین سو تونه
قو لاق وئر بیر سن سوزونون لو تونه
بیر عّده یئر تا پمور گجه یاتماقا
بیر عدّه ات آلورآتسون  ایتینه
 
ای قلمیم سوزی آیدین یاز آغلا
اوّلده ئوز قبرین گئدیب قاز آغلا
آیند ه ده سوزن چوخ آغلییاللار
اوزون یورما سوزی دوز یاز آز اغلا
 
چیخاتما یادیندان سنده تارینی
بیر عدّه وار
چشم آلوده کجا،دیدن دلدار کجا؟
دل سرگشته کجا وصف رخ یار کجا؟
قصه ی عشق من و زلف تو دیدن دارد
نرگس مست کجا همدمیِ خار کجا
سر عاشق شدنم لطف طبیبانه توست
ورنه عشق تو کجا این دل بیمار کجا؟
منتی بود نهادی که خریدی ما را؛
رو سيه برده کجا میل خریدار کجا؟
هرکسي را که پسندی بشود خادم تو
 خدمت شاه کجا نوکر سربار کجا؟
کاش در نافله ات نام مرا هم ببری
که دعای تو کجا عبد گنهکار کجا؟
مهر من گر که فتد در دل تو میفهمم؛
شهد دیدار کجا دوری دلدار کجا؟
به خدا چون دل زه
(به سبک میخانه دگر جای من بی سرو پا نیست)
ایوان نجف! باز دلم کرده هوایت
رحمت به خلیلی که چنین کرده بنایت
ای کاش کنم روبروی صحن تو سر خم
مستانه به دور سر آقام بچرخم
ای کعبه ی من، روی حیدر
بهتر از وطن، کوی حیدر
****
با بوی گنه آب و گلم ریخته برهم
آقا نظری کن که دلم ریخته برهم
دور از نجفت غرق بلا شد، شب و روزم
تا کی من از این داغ نفسگیر بسوزم
بر من خراب کن نگاهی
یا ابوتراب کن نگاهی
****
گیرم که دلم عصمت دیدار ندارد
اصلا تو بگو باغ مگر خار ندارد؟!
باشد دل من
ساقی شبیه ساقی کوثر نیامدهجز او کسي به جای پیمبر نیامدهجز او برای فاطمه همسر نیامدهاز کعبه جز علی احدی در نیامدهیعنی کسي به پاکی حیدر نیامدههر کس غلام فاطمه شد در پناه اوستشاهی که عرش دوش نبی جایگاه اوستدر معرکه سلاح نبردش نگاه اوستاین گیسوی سياه که تنها سپاه اوستبر شانه اش سياهی لشکر نیامدهاولاد مرتضی همه ذاتاً مطهرندقرآن ناطقند، شفیعان محشرندشاهان روزگار غلامان قنبرندخدّام عرش گوش به فرمان حیدرنددور و برش که قحطی نوکر نیامدهابروش وق
دانلود مداحی جواد مقدم مجنون و مدهوش و مست و قلندرم
شب 23 رمضان 95هیئت بین الحرمیننوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیمجنون و مدهوش و مست و قلندرمالحمدلله که گدای مادرممشمول الطاف خالق داورمشاهانه میگویم نوکر حیدرمعاشقی بی دل از تبار سلمانمبنده ی حیدر و شاه خراسانمسائلم سائلم سائل انگشترموَ تصدق علی شاه کریمانمعلی جانم علی جانم علی جانمولی الله ثارالله عشق الله علیاسدالله سيف الله ثارالله علیاُذُن الله وجه الله عین الل
هو الرحمن الرحیم"بگذارید بعد از مرگم بدانند کههمانطور که اساتید بزرگمان می گفتند نوکر محال است صاحبش را نبیندمن نیز صاحبم را ، محبوبم را دیدار کردم اما افسوس که تا این لحظه که این وصیت را می نویسم دیدار مجدد او نصیبم نگشتبدانید که امام زمانمان حی و حاضر است و او پشتیبان همه شیعیان می باشداز یاد او غافل نگردیددیگر در این مورد گریه مجالم نمی دهد بیشتر بنویسمو تا این زمان دیدار او را برای هیچکس نگفتم مبادا که ریا شود و فقط که دیگر می گویم که از
شب میلاد شمس الشموس علی بن‌ موسي الرضا ع
نوکر‌ که باشی از‌ کریمان زر نمی خواهی
مستِ نگاهِ یاری و ساغر نمی خواهی 
مجنون که باشی غیرِ لیلا را نمی بینی 
غیر از مجالِ عاشقی دیگر نمیخواهی
وقتی که جَلدِ بامِ اربابِ خودت باشی
بالت اگر بشکست روزی، پر نمی خواهی 
در صحن ‌گوهرشاد باشی خوب میفهمی
با عشق آقا شادی و گوهر نمی خواهی 
تیر محبت را به جان خواهی خرید آری
در کارزار عاشقان ، سنگر نمی خواهی
سجاد نوبختی
قبل از ظهر است. روی مبل سه‌نفره‌ی داخل پذیرایی دراز کشیده‌ام و کتاب‌م را می‌خوانم. باباجون سينی به‌دست و با لب‌خندِ همیشگیِ روی لب‌ش وارد پذیرایی می‌شود و می‌گوید: بیا این‌ها رو تمیز کنیم.» برمی‌خیزم و روی مبل می‌نشینم. پوستِ خربزه‌هایی است که دیشب خوردیم.
رسم دیرینه‌ی خانه‌ی باباجون و مامان‌جون این است که ناهار را زود می‌خورند. نیم‌ساعتی بعد از ناهار چای‌ می‌آورند. بعد نوبت چرتِ سر ظهر است. حدودن یک ساعتی به‌طول می‌انجامد. س
او وقتی پشت پورشه می‌شنید، تصور می‌کند
همه شهر نوکر او هستند و باید در برابرش خم و راست شوند. جوانک حق دارد
چنین تصوری داشته باشد. در جامعه پول‌زده باید شاهد چنین رفتاری هم باشیم.
این پسر و امثال او، احترام را دیده‌اند.
آنها دیده‌اند وقی پدر پولدارشان وارد جایی می‌شود، همه به او احترام
می‌گذارند و تا کمر برایش خم می‌شوند. آنها دیده‌اند که ثروت در جامعه به
مراتب بهتر از علم است. آنها می‌بینند بسياری از آنهایی که به سراغ علم
رفتند، هشت
خاطره ای از شیخ رجبعلی خیاط


آقای سيد قاسم شجاعی از مبلغین توانا و موفق مجالس مذهبی در خاطرات خود
آوده است:


 من از نوجوانی به سخنرانی و روضه خوانی در محافل دینی و مذهبی اشتغال داشتم
و لحن و سخن گرم من موجب شده بود که به مجالس زیادی دعوت شوم. از جمله روزهای هفتم
ماه به منزل جناب مرحوم آقاشیخ رجبعلی خیاط نرسيده به بازارچه، بعد از کوچه سياهها
می رفتم. از پله ها بالا می رفتیم و در منزل ایشان برای خانم ها روضه می خواندیم. اتاق
جناب شیخ هم طبقه پائین
ما را به مجلس آقا کشید و رفت


ما را به مجلس آقا
کشید و رفت
دیوانه ای که از قفس
آخر پرید و رفت
دلگیر بود طعنه ی ما
را شنید و رفت
شکر خدا که فاطمه او
را خرید و رفت
از خاطره ام نمیرود
آن سوز آن صدا
یک یا حسين گفت و دلم
رفت کربلا
او شامل عنایت
پروردگار شد
پای حسين ماند اگر
ماندگار شد
روزی که رفت کشورمان
داغدار شد
دلهایمان میان حرم
بیقرار شد
هرگز نمُرد رمز دوامش
حسين بود
او یک رفیق داشت که
نامش حسين بود
دیدم به خواب خوش که
به دستش پیاله بود
در بین روضه ر
Maß  <Maßes,
Maße> das Maß
واحد – ابعاد – ظرفیت
Die Maße für die Bestimmung des Gewichts sind Gramm,
Kilogramm .
Sind die Maße auch geeicht?
Ich brauche noch die Maße des Zimmers.
Ich war in höchstem Maße zufrieden.

Knẹcht  <Knechts
(Knechtes), Knechte> der Knecht
نوکر – غلام
Sie sind nur Knechte des Regimes.

Magd <, Mägde> die Magd
کلفت
Die Magd melkt die Kühe.

stạp·fen 
<stapfst, stapfte, ist gestapft> stapfen VERB (ohne OBJ) jmd.
stapft (irgendwohin/durch etwas)
به سختی و با مشقت قدم برداشتن
Sie stapften durch den tiefen Schnee nach Hause.

ụn·sterb·lich Adj. Adv. ụn·sterb·lich, un·stẹrb·lich
جاویدان – دارای حیات ابدی – همیشگی
die unsterblic
ارباب بی کفنم ، برات سينه میزنم


ارباب
بی کفنم ، برات سينه میزنم
وقتی
میدی کربلا بنویس اسم منم
مرغ
دلم با اسم کربلا دیوونه میشه
پر
میزنه سمت حرم بازم میخونه میشه
دستگاه
تو خیلی سِمَت ها میده به یه عاشق
اما
دل عاشق یه لحظه از دیوونگیشه
دم
به دِقه کرم میدی تموم نمیشه این گنج
عشقتو
انداختی به دل بدون زحمت و رنج
با
اینکه من یه عمره هیچ کاری برات نکردم
ولی
به دادم رسيدی تو لحظه های بغرنج
.
حسين آقام ، حسين آقام ، حسين عزیز زهرا .
اَلا رب العالمین ،
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب