نتایج پست ها برای عبارت :

تاوان خیانت آوا چهار برادر

این حوالی یک نفر دارد مربای آلبالو می‌پزد. و من دلم برای مادرم تنگ شده. این حوالی یک نفر دارد از آب‌سردکن‌های کنار خیابان از دست‌های بزرگ پدرش آب می‌خورد. و من دلم برای پدرم تنگ شده. این حوالی یک نفر دارد تولدی را تبریک می‌گوید. و من دلم برای او تنگ شده.این حوالی یک نفر دو ساعت است که زل زده به سقف در جستجوی خطی برای نوشتن. و من دلم برای نوشتن تنگ شده. من دلم برای همه چیز تنگ شده. برای همه‌ی چیزهایی که حق داشتم کنارم باشند و نیستند.زویا پیرزاد
سید شهاب الدین حسینی تنکابنی درسال 1352 در تهران متولد شد. او اولین فرزند خانواده اش است و یک برادر و دو خواهر دارد. تحصیلات دانشگاهی او در رشته روانشناسی دانشگاه تهران بود که آن را به قصد مهاجرت به کانادا ناتمام گذاشت.
تأسیس گروه موسیقی هفت توسط شهاب حسینی و برادرش
حسینی به همراه چندی از دوستانش و همچنین برادرش سید مهدی حسینی، گروه موسیقی هفت را تاسیس کردند. تا کنون چهار مجموعه آهنگ از این گروه منتشر شده است که شهاب حسینی در آلبوم یک و دو به دک
تو مسیر کربلا ، روی ویلچر نشستن و دستتون ب هیچ جا نرسیدن و ناتوانی ، جواب منصفانه ایه بعد این همه آزار با نام حسین علیه السلام و کربلا ! جواب منصفانه ایه بعد این همه تهمت و ظلم و ریا کاری!
بازم فخر بفروشید. ادامه بدید. بازم تهمت بزنید.
ادامه بدید.
  + حواسش هست اون بالایی با هر چی که باهاش فخر فروختید ، تاوان پس میدین!
هر جور که تهمت زدین ، خوار میشین!
 
بچه که بودم حسرت یه برادر بزرگتر رو داشتم. به نظرم یه برادر برای اینکه حامی باشه، باید بچه ی اول باشه یا حداقل چند سالی بزرگتر.
اما کم کم بهم ثابت شد برادر برای حامی بودن، نیازی به بچه ی اول یا بزرگتر بودن نداره . برادر تو هر سنی و هر شرایطی، میتونه یه حامی و دوست خوب باشه.
نمیدونم کی این موضوع رو فهمیدمشاید وقتی تو اولین اردوی دانش آموزیش برام کتاب خرید یا شایدم روزی که گوشواره های گل رو خرید یا روزی که باهم گل گفتیم و گل شنفتیم
عید ام
برادران حضرت یوسف وقتی میخواستند یوسف را در چاه بیندازند، یوسف لبخندی زدبرادر یوسف (یهودا) از او پرسید: چرا میخندی؟ اینجا که جای خنده نیست!
یوسف گفت: روزی در این فکر بودم که چه کسی میتواند به من اظهار دشمنی کند با وجود اینکه برادران نیرومندی مانند شما دارم! و اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد تا بدانم که غیر از خدا تکیه گاهی نیست واین چاه نشینی امروز من، تاوان تکیه کردن به خلق خداست.
و من یتوکل علی الله فهو حسبه / الهی و ربی من لی غیرک
به گزارش پایگاه خبری صدای جویا از اصفهان، اینجانب مهدی اکبرزاده به همراه سه برادر خود به نام های خداخواست اکبرزاده، میثم اکبرزاده و هادی اکبرزاده از شهرستان مرودشت استان فارس در تاریخ 11 مرداد 98 موفق به صعود به بام ایران از جبهه شمالی شدیم. نکته مهم این صعود این است که این اولین بار می باشد که 4 برادر ایرانی قله دماوند را فتح کرده اند. لازم به ذکر است بنده و یکی از برادران سال 97 از جبهه شمالی شرقی و سال 96 از جبهه جنوبی نیز به قله دماوند صعود داش
 "بسم ربِّ الضعفا "
نمی دانم پدر خواست فرار کند که او را کشتند، یا شکنجه اش دادند و بعد او را کشتند، یا او را به الریاضیه بردند و داخل کامیون هایی بوده که مردم را به جای نامعلوم و بی بازگشتی می برده. غیر از پدر، دو پزشک دیگر هم بودند که هیچ اثری از آنها پیدا نشد. دکتر سامی الخطیب دکتر محمد عثمان. عده ای دیده اند که در استخر شهر الریاضیه 4 جسد با روپوش سفید را غسل داده اند اما نمی دانیم پدر هم بین آنها.
(صفحه 259)
_____________________________
پ.ن : یادی کنیم از مردم
این اشکها بـی دلـیـل بـی بـهـانـه یـکـ دفـعـه ای نـصـفــ شـبـی عـجـیـبــ آدم را آرام مـی کـنـنـد.مـی گـویـنـد ایـن اشــکــ هـای بـی بـهـانـه سـنـدشـان بـه نـام خــــداســـتــــ.بغض نوشت:این حال و روزم فقط تاوان دلم است . . .تو آرامم کن . . .
تمامِ من به ناتمامِ کجا می‌ریزد وقتی که دریا دیگر ظرفیتِ خود را
ندارد و آفتابِ کبود سرریز کرده‌است ای غافل! بگذار تا بیاید آن که
نمی‌آید.
و لمس اشاره‌ای است به تمامی. کجاست به ناکجا. بودن است به نبودن. حاضر است و مستقبل. چیزی از خود دارد، چیزی از دیگری.
در
لمسِ تو، دستِ من، دستِ مرا لمس می‌کند. لمس، آیینه‌دارِ دست من است. زیرا
که لمس منعکس نمی‌شود مگر در غیرِ خود و غیرت از غیریت می‌آید ای برادر.
بگذار تا غیر باشیم وقتی دیگر چیزی ظرفیتِ خو
دو برادر بودن که یکی از انها 17 سال داشت و مترس نامیده شوده بود و برادر دیگری10  سال بیشتر نداشت داریس نام نهاده شده بود.
روزی برادر بزرگتر که داشت در مرزعه کار میکرد از دوستش خبر جنگی را در مرز شنید و بعد از چند روز به کمک لشکریان شتافت.او را از دشمن هیچ باک نبود و شجاعانه در برابر دشمن ایستاد که در همین راه جانش را باخت.
خبر به گوش برادر کوچک تر که رسید روز ها گریه کرد و در غم افسردگی اسیر شد ولی معتقد بود برادرش زندست.
او به خانه که می امد با نگاه
دلم که میگیره
تاوان لحظه ای رو میدم که دل بستم
نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت 
ولی هم خوشحالم هم ناراحت 
شاد بخاطر کسی که بهش دل بستم
دلخور بخاطر ندیدن و نداشتن
شاید روزی دلخوری ها ، ندیدن ها و نداشتن ها تمام شود 
اما هرگز از دل بستنم پشیمان نخواهم شد
چرا که در منتهاالیه دلتنگی ها هم اشکی میریزم از سر شوق 
که روزی خاطره ای خواهم داشت از دل با دل .
.
چند روز پیش، خواستگاری دختری رفتم، که سخت دل بسته من بود. مرا بخاطر ایمان و اعتقاداتم انتخاب کرد و من نیز شخصیت او را دوست داشتم، زنانگی داشت.خواستگاری مختصری بود، از طرف ما خواهرم نبود و برادر ارشدم. از طرف عروس هم، خواهرش نبود و دو برادر بزرگترش. خواهرش و مادرش هم مرا پسندیده بودند.من یک کارمند حقوقی و او نیز یک دبیر، بحث ها از خواستگاری کشیده شد به ی و اعتقاداتی. گویا خدا می خواست، چشم من زا همین اول کار باز کند. بحث تا جایی پیش رفت، که م
امروز و در این یک ساعت گذشته لجباز ترین حالت ممکن خودم تو بیست و چهار سال گذشته بودم .چی ؟ بیست و چهار سالمه؟ نه بیست و چهار سالم نیس ولی همینجوری گفتم شما قسمت اول جمله رو بگیر:)))تا حالا اینقد لجبازی نکرده بودم. واقعا هم حس بیرون رفتن با مادرجان رو نداشتم بلاخره پس از مقاومت های بسیار و التماس ها ، موفق شدم بمونم خونه دیوانه شدیم اینجا. 
تست هوش تصویری | زمین دو برادر!
زمینی مستطیلی به دو برادر ارث رسیده است. در قسمت پایین زمین یک کوچه از نقطه M به زمین میرسد. آنها برای اینکه همه چیز بین آنها درست تقسیم شود، تصمیم می‌گیرند که از نقطه M زمین را به دو قسمت مساوی تقسیم کنند. برای همین مرزی مورب در زمین تعیین میکنند « خط فرضی MN ». حالا این دوبرادر توانسته‌اند که زمین را به دو قسمت مساوی تقسیم کنند. شما با توجه اطلاعات روی شکل بگویید فاصله N از B چگونه باید در نظر گرفته‌شود
امروز صبح که پشت میز کارم نشستم و طبق معمول سایت رنگی رنگی رو باز کردم و شروع کردم خوندن 
مطالب ولی چند تا سایت هم باز کردم و رسیدم به تیتر خبری شهلا جاهد 
حرف های نگفته وکیل شهلا جاهد بعد از هشت سال اعدام وی 
کنجکاو شدم و بازش کردم .هیچ وقت کنجکاو زندگی شهلا جاهد نبودم شاید مختصری ازش خونده بودم در همین حد 
ولی امروز شروع کردم خوندم مصاحبه ها و .
یه حس کنجکاوی نهفته حس پایبندی به عشق هی کنجکاوترم میکرد . 
اخلاق .تعهد عشق .گناه
 
شهلا ف
دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفت زندگی بعد تو بر هیچ‌کس آسان نگرفت چشمم افتاد به چشم تو ولی خیره نماند شعله‌ای بود که لرزید، ولی جان نگرفت دل به هرکس که رسیدیم سپردیم ولی قصه‌ی عاشقی ما سر و سامان نگرفت تاج سر دادمش و سیم و زر، اما از من عشق جز عمر گرانمایه به تاوان نگرفت مثل نوری که به سوی ابدیت جاریست قصه‌ای با تو شد آغاز که پایان نگرفت .
من ۳۳ سال دارم و ۳ ساله که متاهلم و بچه نداریم. باشگاه رشته فوتسال ثبت نام کردم اما میترسم که پیشرفت نکنم. چون عینکی هستم و نمیشه با عینک دنبال توپ دوید. تازه عینک جدید گرفته ام و برای عمل لیزیک باید حداقل یک سال عینک بزنم تا شماره چشمم ثابت بشه. ضمنا میترسم در این مدت باردار بشم و مجبور بشم ورزش رو بذارم به کنار و افسرده بشم.
کمی ناامید شده ام بهم روحیه بدهید تو رو خدا.، مجرد که بودم برادر معتاد داشتم نمیذاشت سراغ چیزی برم، اذیتم میکرد، اذیت ها
پیوند کلیه
حدود 26 سال از اولین پیوند کلیه در بیمارستان شهید دکتر لبافی‌نژاد می‌گذرد. یک برادر کلیه خود را به برادر بیمارش هدیه کرده بود؛ آقای  بهروزی. او هنوز زنده است و با گذشت 
این مدت به زندگی خود ادامه می‌‌دهد. در طول سال‌های پیاپی تجارب گران‌قیمتی در عرصه جراحی پیوند اعضا در کشور به وجود آمده اما پیوند کلیه یک سر و گردن از سایر پیوندها 
بالاتر و موفقیت آن افزون‌تر است.

ادامه مطلب
هفت سال پیش آقای ب از یکی از دوستاش میخواد که براش یه وام 20 میلیونی بگیره و قول میده خودش اقساطش رو پرداخت کنه و در ازای اون وام یه چک 20 میلیونی هم به دوستش میده. آقای ب نمیتونه اقساط رو پرداخت کنه و اون دوست شروع میکنه به پرداخت اقساط. بعد یه مدت یه پولی دست آقای ب میاد و میاد به دوستش میگه بیا شریکی یه کاری رو راه بندازیم. - دوستش همچنان در حال پرداخت اقساط آقای ب بوده-  خلاصه شریک میشن و یه کاری رو راه میندازن و آقای ب یه چک 60 میلیونی میده دست کس
شهرستان کاشمر - ترشیز اسپورت
بنا به گزارش روابط عمومی هیات فوتبال شهرستان کاشمر ؛ این نشست که با محوریت پیشنهادات و انتقادات سازنده در جهت پیشرفت داوری استان ،در محل هیات فوتبال استان ساعت ۱۷ روز سه شنبه گذشته برگزار گردید . که به نمایندگی از رئیس کمیته داوران کاشمر برادر دانش دوست که نتوانستند در جلسه حضور بهم برسانند برادر مهدی یوسف پور مسئول کمیته اجرایی مسابقات حضور پیدا نمودند که خبر نگاز ترشیز اسپرت در گفتگو با ایشان به شرح شرح گفتگو
1) ۵ یا ۶ ساله بودم که برادر بزرگم‌ راهی سربازی شد، آن‌ روزها هر سربازی را در هر کجا می‌دیدم با ذوق فریاد می‌کشیدم "دوستِ عباس" آخر در خیال‌های کودکانه‌ام همه‌ی سربازها همدیگر را می‌شناختند و با هم رفیق‌‌ بودند،‌ چندین سال بعد برادر دیگرم راهی سربازی شد،‌با وجود اینکه بزرگتر شده بودم ولی گویا ضمیر‌ ناخودآگاهم نمی‌خواست واقعیت را بپذیرد. حالا ۱۴، ۱۵ سال از آن روزها می‌گذرد ولی انگار‌ هنوز هم در ضمیر ناخود‌آگاهم ثبت است که همه‌ی سرب
چند نفر از دوستان خود را دور یک میز بنشانید و چهار سکه هم شکل را در چهار گوشه یک کلاه قرار دهید. سپس به یکی از حضار بگویید
که در غیاب شما یکی از سکه ها را برداشته و تاریخ آن را به خاطر بسپارد. سپس به دست سایر دوستان بدهدتا آنها نیز تاریخ سکه
تماشا کنند و در کلاه بگذارند. پس از چند لحظه سکه مورد نظر را حدس بزنید.
راز:با پشت دست سکه ها را لمس کرده و هرکدام را که گرمتر بود به عنوان سکه انتخابی معرفی کنید.
s





عکس ارسالی : از برادر گرامی آقای حسن - ضمن تشکر از ایشانعکس ارسالی : از برادر گرامی آقای حسن - ضمن تشکر از ایشان
عکس ارسالی : از برادر گرامی آقای حسن - ضمن تشکر از ایشان

عکس ارسالی : از برادر گرامی آقای حسن - ضمن تشکر از ایشان
عکس ارسالی : از برادر گرامی آقای حسن - ضمن تشکر از ایشان



ایجاد سکو جهت نشستن زائرین شهریور 91 با همتآقای حاج ابراهیم و جوانان عکاس : آقای حسین ملکیبا تشکر از آقای ولی الله جهت ارس
دیگر دلیلی برای ایستادن ندارم. دلیل‌های سابق چه باقی باشند و چه نه، دیگر کافی نیستند. 
اولَش که قرار بود مادرانگیِ مادر را به غلیان نیندازم. باید سکوت می‌کردم و پشت درهای بسته بغض می‌کردم و اشک هم ممنوع، چون چشم را سرخ می‌کند. بعد باید مراقب می‌بودم که نه تو بفهمی و نه آن دوستِ کثافتِ مطلقت که جز تو کسی را برای خودم نگذاشته‌بودم در جهان. صمیمی‌ترین دوستم را از دست داده‌بودم و تنهای مطلق بودم. بعدترش نباید می‌گذاشتم کسی در آن مدرسه‌ی مسخ
دانلود اهنگ محسن لرستانی خيانت کردی ابروم بردی
محسن لرستانی خيانت کردی آبروم بردی
اهنگ کردی خيانت کردی ابروم بردی
اهنگ کرمانشاهی خيانت کردی ابروم بردی

اهنگ خيانت کردی ابروم بردی فرشاد ازادی
دانلود اهنگ سوزیا از غلامیاری
خيانت کردی ابروم بردی مسعود جلیلیان
دانلود آهنگ محسن لرستانی ظالم
سلام دوستان
من یه دخترم که یه ساله ازدواج کردم، یه برادر بزرگتر از خودم دارم که اون هم متاهله و برادر *2 ساله دارم که مجرده، مشکل خونواده ی ما همین برادر کوچیکه است، ایشون تو بچگی به خاطر تشنج و زردی دچار اختلال ذهنی شدند، البته از نوع خفیف، به لحاظ حرکتی مشکلی نذارن ولی خب یه مقدار شیرین عقله.
تا سوم راهنمایی هم بیشتر نتونست بخونه، کاری هم که بلد نیست، نه راننده است نه خیلی اجتماعیه، فقط در این حد که بره از سر مغازه برای خونه وسیله بخره، البت
هم خونه هام میخان مهمون دعوت کنن اونم پسرالبته پسره برادر یکیشونه  صاحب کار اون یکیولی من راحت نیسم حس بدی دارم گفتن منم باید باشم ولی دنبال ی راه فرارم ی راهی که بتونم بپیچونم و شب برم بیرون خب شب تا صبح کجا باشم. من ک کسیو ندارمشاید برم پارک نمیدونم
گاهی آرزوی خوبی و موفقیت برای دیگران(از پدر و مادر و خواهر و برادر گرفته تا دوست و همکار و حتی باجناق) آنچنان دلم را  وا» می کند، که هرگز گردش و سیاحت و دیدن رخ گل و تماشای بلندای آسمان و نظاره گستره ی دریا و شنیدن شرشر آب چنان با دلم نکرده اند. 
گاهی آرزوی خوبی و موفقیت برای دیگران(از پدر و مادر و خواهر و برادر گرفته تا دوست و همکار و حتی باجناق) آنچنان دلم را  وا» می کند، که هرگز گردش و سیاحت و دیدن رخ گل و تماشای بلندای آسمان و نظاره گستره ی دریا و شنیدن شرشر آب چنان با دلم نکرده اند. 
اول گفتند: سریال گاندو وزیر خارجه ما را آدم ضعیف و منفعلی نشان داد
و این یعنی توهین و .
 بعد گفتند: آمریکا از قدرت وزیر
خارجه ما می ترسد و برای این که او را محدود کند و جلوی اقتدار و نفوذش را بگیرد
اقدام به تحریمش کرده است.
حالا می گویند: سریال گاندو (یعنی همانی که مدعی بودند ظریف را ضعیف
نشان داده) باعث شده که آمریکا وزیر ما را تحریم کند!
خداییش باید برای شفای بعضی ها دعا کرد. بالاخره آمریکا به خاطر قوت
ظریف او را تحریم کرد یا به خاطر ضعفش؟!
به در
تنهایی را با تمام وجود حس کردم و چون ارگ بمی که از زله تاریخ فرو ریخت، وقتی نه برادری برای خواستگاری همراهم باشد و نه خواهری، که دلگرمی دهد و نقش مادر نداشته را ایفا کند.راستش، دلم برای خودم می سوزد، امروز مثل هر روز دیگر دلم پر کشید، تا مقبره شهدای تپه، گفتم می روم و حرف می زنم، انها که کمکی از دستشان بر نمی اید، تنها به این بهانه که تا سبک شبک شوم و ارام ارام.نزدیکی های تپه چند دختر دلگیرتر از من، با حال غریب دیدم، که بر سنگ شهید سر گذاشته
آقای صفایی نژاد پویشی را ایجاد کردند برای درخواست از مجموعه بیان برای توسعه خدمات وبلاگ که با دعوت نویسنده فیشنگار وارد این پویش میشوم و درخواست های زیر را مطرح می کنم:
۱. امکان پاسخ دادن به نظرات توسط مخاطبان وبلاگ اضافه شود.
۲. رفع مشکل نظر دادن در وبلاگ های که دامنه اختصاصی دارند (برای نظر دادن باید مجددا وارد بیان شد که جدا از اتلاف حجم و زمان، احتمالا باعث کاهش مشارکت در نظردهی می شود)
۳. رفع مشکل لینک دهی به متن نظر (ابزار دادن لینک به بخش
چرا مردم ایران که هفدهمین جمعیت جهان هستند و از قضا ادعای بافرهنگ‌ترین ملت بودن را دارند، در  ردهٔ پنجم مصرف پلاستیک دنیا قرار دارند؟
خواهر و برادر اصطلاحاً ارزشی، شما چه پاسخی دارید؟ آیا این برایتان ارزش محسوب نمی‌شود؟
 
به خانه برادر شوهرم رفتم و وسایل کمی که داشتم، جمع کردم و گفتم: ممنون. دیگر باید بروم به خانه خودم. خانه ام ساخته شد». برادر شوهرم و زنش، در حالی که می خندیدند، همراهم آمدند. هنوز از دیدن این اتاق روی کوه تعجب می کردند . هم عروسم کشور، مقداری وسایل همراه خودش آورده بود. کنار اتاق گذاشت و گفت: این سوغات و هدیه برای خانه جدیدت. منزل مبارک!».
وقتی گفت منزل مبارک، قلبم گرفت. هم خوشحال بودم هم یاد قدیم افتادم و اشک ریختم. وسایلم را چیدم و با شادی ب
1. امروز حال نداشتم از ماشین پیاده شم داداشم رفت نون خرید بستنی نذری دادن بهش :| حالا اگه من میرفتم نون و خرما میدادن شانس نداریم که :|
بعد همزمان داداش من رفت تو صف اشتباهی جلو یه اقای رفتگر وایساد. بهش گفتم برو پشتش وایسا. رفت پشتش بعد پسره داداشمو فرستاد جلو. همچین چشمام قلبی شد :)) ادما هرچی هیچی ندارن مهربونترن :))
2. امروز همه تو خونه با هم دعوامون شد، بعد یهو تو اون فضای سنگین بابام زارت خورد زمین و همه پکیدیم :))
3. یه فیلم یافتم خیلی باحاله. Level 1
به نام خدا
مشغول کار داخل خونه ای بودیم که آب تا سقفش رسیده بود و الان توی حیاطش پر از گِل بود.بعد از چند ساعت کار خسته شده بودیم که گفتن یه گروه کوه نورد از تهران اومدن، الان میان کمک شما؛ و این شاید جالب ترین صحنه ای بود که قبل از سفر تصورش رو نکرده بودم.چهار مرد و یک زن. با لباس هایی که بیشتر به لباس مهمونی و تفریح می خورد تا لباس کار! 
اما با همان لباس ها بیل برداشتند و مشغول شدند.حتی خانم همراه شون هم شروع کرد به بیل زدن!
یکی از مردها که دی
هتل آدینا مشهد

یکی از هتل های چهار ستاره کیفیت عالی می باشد که در نزدیکی و جوار حرم
مطهر حضرت امام رضا (ع) واقع شده است و با توجه به امکانات فوق العاده ای
که دارد , از این رو هتل آدینا مشهد را می توان از جمله هتل مشهد
لوکس و ایده آل به شمار آورد.


این هتل چهار ستاره دارای 69 واحد شامل واحد های اتاق دو تخته , اتاق
سه تخته , آپارتمان یک خوابه چهار تخته و آپارتمان دو خوابه پنج تخته در 10
طبقه ساختمان می باشد
.

هتل آدینا مشهد که در سال 1397
جوانان فوتسالیست نودیجه در ادامه  مسابقات رمضان ، امشب از ساعت ۲۱:۱۵ در سالن امام خمینی گرگان برابر تیم امید جلین به میدان خواهند رفت تا یکی از چهار تیم مرحله بعد نهایی را مشخص نمایند.امیدواریم با تلاش بازیکنان و کادر زحمتکش این تیم  و حمایت شما عزیزان ، فوتسالیست های نودیجه یکی از چهارتیم مرحله بعد این رقابت ها باشد.  اغذیه میخوش با مدیریت مظلومی حامی فوتسالیست های جوان نودیجهنودیجه آنلاین
پاورپوینت ایل بختیاری
سرزمین کنونی بختیاری هزاران سال است که ست‌گاه گروه‌های مختلف» انسانی می‌باشد.افزون بر این امکانات، در بلندی‌های زاگرس و دامنه‌های آن، محیط مناسبی برای رویش نباتات علوفه‌ای و گونه‌های مختلف حیوانات فراهم کرده بود.مردم بختیاری یا لرهای بختیاری یا عشایر ایل بختیاری از مردمان ایرانی‌تبار به‌شمار می‌آیند، که در جنوب غربی ایران در استان‌های چهار محال و بختیاری، خوزستان، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد و اصفهان
سلام.
بالاخره سفر چهار روزه مون به شمال و دید و بازدید اقوام تموم شد.:)
سفر رفتن رو دوست دارم ولی از راه سفر متنفرمممم.:/
موقع رفتن ترافیک نبود ولی موقع برگشتن.اونقدر ترافیک بود ک من دیگه اعصابم ریخته بود به هم.عاخه راه سه ساعته رو 7 ساعته طی کردیم.:/
ولی شمال خییییلییی خوب بود.هوای خوب، خنک، سرسبزی.و دیگر هیچ.:)
محیای چهار ساله مون(خواهرزاده م) هم یاد گرفته موقع قایم موشک بازی آروم را ه بره که متوجه نشم کجاست.:)

+روز و شبتون پر از هوای خوب
دست بردار . . .
نمی دونی واسه زخمای کهنه 
یه وقتایی چه قدر سرپوش خوبه
× چرا آدم وقتی توی حماقتشه نمی فهمه چه قدر احمقه ؟
× نتیجه چی هستیم؟ باز خوبه که آدمیزاد موجود عجیبیه. شاید شبیه یه سوسک سرسخت که به این راحتیا نمی میره!
البته شایدم شبیه زنبور یا یه لیسه ! یا هر جونور دیگه ای که سخت می میره با اینکه بهش نمیاد
× فقط خودم می تونه زخمامو التیام ببخشه. اینکه همه زندگی من حماقت هام نبوده .! 
× جالب تریش می دونید کجاست؟ اینکه ما اینقدر میخوایم خارجی و
هتل عماد مشهد یکی از هتل های چهار ستاره کیفیت عالی و مدرن مشهد می باشد که در سال 1387 در خیابان طبرسی تاسیس گردید . این هتل با شرایط استثنایی در 9 طبقه و 55 واحد اقامتی در خدمت زائران گرامی می باشد . هتل عماد دارای بالکن با فضای دید زیبا از حرم مطهر و همچنین مجموعه آبی و سالن بدنسازی که در خدمت مسافرین محترم می باشد و در نزدیکی و جوار حرم مطهر حضرت امام رضا (ع) واقع شده است و با توجه به فاصله بسیار کمی که تا حرم دارد , از این رو هتل عماد مشهد را می توان
سحر شده،خواب به چشمم نمی اید.کتابها دور و برم پخش شده اما من چهار ساعت سرم در یک کانال اجتماعی بوده و یک رمان دنباله دار را بی هدف صفحه زده ام.دوران دبیرستان را سالهاست که پشت سر گذاشته ام.سالهاست که من بزرگ شده ام اما هنوز گرفتار رمان و داستان و زندگی نامه ها هستم.سرم که در کتابی فرو می رود .بلند شدنم سخت است.نه بی نظمی هال حالم را به هم می زند و نه اشپزخانه نامرتب.من چهار ساعت به همین نقطه میخکوب شده ام و کتاب خوانده ام.پیش ترها حال مادر را با کت
دانلود آهنگ ندیم کافیه با کیفیت 320 و 128 + متن آهنگ
هم اکنون ترانه جدید ندیم ینام کافیه را دانلود کنید و گوش دهید از جاز موزیک
Exclusive Song: Nadim | Kafiye With Text And Direct Links In jazzMusic
متن آهنگ کافیه ندیم
»───♫♫●|●|●♫♫───بد کردم با خودم … !دارم عشقو از دست میدم … !رد دادم ای خداتاوان ـه چی رو پس میدم … ؟»──|♫●|──تصمیمشو گرفت … !داغ بودم نفهمیدموقتی که میرفت … !از تعجب میخندیدم … !─|♫●|─دلم میخواد عاشق بشم … !باز انتخابت کنمبه هر کاری دست میزنم … !تا
Federer و Djakovic (جاکویج) الان چهار ساعته دارن مسابقه میدن! همین الان و واقعا چهار ساعت طول کشیده بخاطر سطح بازی و نزدیک بودنشون.
حالا کار به این ندارم، تو کل زمین بازی بطور واضح صدای تشویق برای فدرر بیشتر از جاکویچه و چیزیکه برای من جالبه اینه خودشو از تک و تا ننداخته و همین سه دقیقه پیش نتیجه نزدیک به باختش رو به برد صد در صد اون ست تغییر داد!
تفسیری ندارم واقعا!
الان باز است ست رو برد شدن ۹-۸ به نفع جاکویچ و حالا این ست تعیین کننده س
ببینیم چی میشه!
ا
نام مانهوا : Mr Luژانر: #عاشقانه ، #کمدیوضعیت: #در_حال_انتشارخلاصه: دختری که مجبوره بخاطر ورشکست نشدن شرکت پدرش خودش رو جای برادر دوقلوی گمدش جا بزنه و سعی کنه با رئیس یکی از بزرگترین شرکت ها رابطه دوستی برقرار کنه.

ادامه مطلب
تولد پانزده سال و چهارماهگی ام :)
به همین زودی، چهار ماه گذشت. من دختر بهارم و بهار را خیلی دوست دارم. با این حال گاهی تصمیم میگیرم عاشق پاییز باشم. که فصل تکاپو و تغییر است. معلوم است که بهار هم هست. اما هرسال بهار به نحو ناجوری به درس خواندن و آمادگی برای امتحانات آخر سال می گذرد. آنقدر که متوجه رفت و آمدش نمی شوم. نه اینکه نشوم. لذت کافی را ازش نمی برم.
نامه ای که پاییز پارسال خود چهارده سال و چندماهه ام به خود پانزده سال و چندماهه ام نوشته بود، پ
 فروشگاه یزد تهویه با عرضه پکیج رادیاتور اسپلیت کولر گازی و دستگاه تصفیه آب در خدمت تمامی هموطنان عزیز می باشد0
مدل های پکیج ایران رادیاتور  : eco , m24ff , m24cf , L24ff , L24cf, k24ff , k24cf , L28ff , L28cf , L36ff 
پکیج بوتان : مدل های پارما ، ورنا ، پرلا ، کالداونزیا ، سی وی ، اپتیما
دفتر فروش مرکزی : 
شعبه 1 : شیراز ، چهار راه هوابرد به سمت چهار راه سرباز ، بعد از ساختمان بهزیستی ، طبقه فوقانی کتلت گوارا واحد4 
شعبه 2: بلوار صنایع –بعد از شهرک آرین به سمت گلستان،روبروی شیم
یک بار
تابستان برادرم حامد خونه نبود، من که رسیدم خونه مادرم گفت حامد رفته تو یه باغ
نگهبانی بده، گفته شب هم نمیاد. عصبانی شدم و خون به مغزم نرسید. گفتم چرا اجازه
دادین همچین کاری بکنه؟ گفت به حرف من گوش نکرد، تو اگر بهش زنگ بزنی میاد. عصبانی
بودم، حامد رو از دست داده بودم. تصور اینکه شب اونجا بمونه، یکی سیگاری چیزی دستش
بده و حامدی که چند روز بعد برمی‌گرده همون حامد نباشه، برادر کوچک باهوش و
بااستعداد من. کوچکترین امیدی نداشتم با زنگ زدن من ب
گروه دکوراسیون و تزئینات ساختمانى خانه ى مدرن تقدیم مى کند. 
نسل جدید آسمان مجازى سقف کشسان(باریسول) محصول قرقى تاوان ترکیه با 10 سال ضمانت
با بهترین کیفیت چاپ و دوخت ترکیه 
با نورپردازى اصولى , زیبا و بسیار خیره کننده 
با هزاران طرح متنوع و بسیار مقاوم 
*مزایاى سقف کشسان :
-آنتى باکتریال 
-استفاده در مکان هاى عمومى 
-قابلیت نصب در تمامى متراژ ها و طرح ها (دایره - مربع و.)
-جایگزین بسیار مناسب تایل هاى قدیمى که از لحاظ کیفیت بسیار پایین بودند .
در طب سنتی - اسلامی چهار مزاج اصلی پایه وجود دارد:
دم (گرم و تر)صفرا(گرم و خشک)سودا (سرد و خشک)بلغم (سرد و تر)
هر کدام از این مزاج ها برای فرد ،خصوصیات جسمانی ، رفتاری ، اخلاقی و ظاهری متفاوتی را ایجاد می کند. حال برای اینکه افراد با این مزاج ها را بشناسیم هر یک را جدا گانه توصیف می کنیم.
ادامه مطلب
هیات دولت در جلسه امروز صبح خود به ریاست حجت الاسلام و المسلمین رئیس جمهوری، لایحه پیشنهادی بانک مرکزی مبنی بر تغییر واحد پول ملی از ریال به تومان و حذف چهار صفر را به تصویب رساند.این تصمیم با هدف حفظ کارایی پول ملی، تسهیل و بازیابی نقش ابزارهای پرداخت نقد در تبادلات پولی داخلی، هماهنگی با آنچه در فرهنگ و عرف جامعه درباره واحد پول ملی رواج یافته است، اتخاذ شد.کاهش هزینه چاپ و نشر اسکناس و سکوک و نیز رفع مشکلاتی از قبیل استفاده از
 دوشنبه ی محنت 
دو روز روزه داری متصل با یک استکان آب 
سرگشته در خیابان و بیابان 
به زور پیدا شدن هلال ماه 
زنده شدن خاطرات سخت فطر گذشته در فطری رنجبارتر
تعطیلات همواره بدشگون خرداد
بختک افتادن به زندگی
بی خبری و رها شدگی ِ ناگهان
چشم انتظاری هولناک
باز رفتن شان به سواحل شمالی نقشه
ماندن در سیاهچال شمال شرقی نقشه
پیدا شدن مزاحم یا مزاحمان تلفنی 
بیماری . تهوع . تهوع . لکه های خون 
اضطراب
حالتی متوسع تر از مرگ
در رفتگی انگشت اشاره ی دست چپ
زنگ زد.رسیده وین.یک ساعت و نیم دیگه پروازشه به زوریخ، اه چقد این پروازهای دو توقفه رو اعصابهالبته توقفاش کمه بازم خوبه.گفت دیگه بگیر بخواب ولی گفتم بیدارمو قبل پرواز زنگ بزنه.تازه نمی دونه میخوام بیدار بمونم تا برسه زوریخ و وقتی از زوریخ پرید دیگه میخوابممیشه چهار صبح
چهار صبح میخوابم تا دهساعت 12 میرسه.میخوام برم استقبالش فرودگاه.
ااااااااااااایز :))))
سومین دوره مسابقه فوتبال دیجیتال در مسجد اهرا (س) برگزار شد. این مسابقه که در قالب چهارمین دوره مسابقات ورزشی اهالی مسجد انجام شد، توسط جناب آقای سید محمد قادری و برادر امید صندوقدار طراحی و اجرایی شد. سِمَنیون پاتوق
یهودیان اسرائیلى و یهودیان روسى در آمریكا و روسیه با هم متحد بوده اند و از سال 1953 و حتى سال هاى قبل از آن ، اسرار تكنولوژى اتمى را به روسیه میدادند تا روسیه نیز بتواند مانند آمریكا سلاح هاى اتمى بسازد و آن جنگ سرد مسخره را براى سرقت اموال مردم و ثروت كشورها به اجرا گذاشتند كه یعنى یهودیان اسپانیایى اسرائیلى نژاد با یهودیان روسى چینى نژاد ضدیت دارند ، وقتى یهودیان اسرائیلى در آمریكا اطلاعات مهم اتمى را به روسیه میداده اند ، باید دانست كه اطلا
من یک دختر بیست و چهار ساله ام .دختری که وقتی در مدرسه ی ابتدایی بود درس خواند تا مدرسه ی نمونه ی راهنمایی قبول شود دختری که وقتی راهنمایی مدرسه ی نمونه قبول شد درس خواند تا دبیرستان هم نمونه باشد وقتی دبیرستان نمونه بود درس خواند تا کنکور دانشگاه علوم پزشکی قبول شود وسرانجام روزی دانشگاه علوم پزشکی قبول شد .اکنون چه؟
اکنون دختری بیست و چهار ساله و بیکار هستم .اری میگویند وضعیت بازار کار به هم ریخته است و کسانی که  زودتر از تو فارغ التحصیل
احساس مریضی می‌کنم. مثل وقتایی که غم بزرگی درگیرم کرده باشد. دلم میخواهد بخوابم. سنگینم. گرمم. انگار که مریض باشم. احساس خامی می‌کنم. نمی‌دانم دفعه‌ی قبلی که این اتفاق برایم افتاد کی بوده. نمیدانم آخرش چطور شد. اما این شرایط برایم سخت است. آستانه‌ی تحملم در برابر اتفاقاتی که خارج از برنامه میافتند و برنامه‌ام را خراب می‌کنند قریب به صفر است. زندگی دارد یادم میدهد آدم باشم. بفهمم که همه چیز همیشه طبق برنامه پیش نمی‌رود. دارد یادم میدهد همی
به نام خدا
چند سال پیش بود؟
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه، ده، یازده، دوازده، سیزده، چهارده، پونزده سال پیش. 
یه دختری پاشو گذاشت تو این دنیا. 
چند سال بعد از اون بود؟
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش سال بعدش. 
اون دختره پا شد رفت کلاس ژیمناستیک. حواسش به تمریناش بود و دختری که از اون ور کلاس با چندش نگاهش می‌کرد رو نمی‌دید. نمی‌دونست دختره داره تو سرش می‌گه اییییی، این چه‌قدر لوسه! وقتی داشت تو مدرسه ثبت‌نام می‌کرد نمی‌دونست قراره هم
بیشتر ما اطلاعات کمی درباره رابطه بین خواهرم و برادران و نحوه تاثیر آنها بر خویش دارند.
 
وقتی تصمیم گرفتم درباره رابطه بین برادر و خواهر صحبت کنم.
 
متوجه شدم که تحقیقات کمی در مورد این موضوع وجود دارد.
 
م رابطه دارم
بیشتر تحقیقات در مورد مسائل خانوادگی در اطراف مشکلات والدین و خواهرم است که به نوبه خود بسیار مهم است.
 
بنابراین تصمیم گرفتیم که رابطه ی بین برادران و خواهران را با داستان ما تحت تاثیر قرار دهیم.
 
چرا
برادران آنتیگونه، پولونیکس و اتئوکلس فرزندان ادیپ در جنگ مخالفان هفتگانهٔ تب همدیگر را کشتند و کرئون دایی اشان و پدر همون، پادشاه تب تدفین پولونیکس را به جرم خيانت ممنوع کرد. آنتیگونه از این فرمان سرپیچی می‌کند و می‌گوید که از قلب فرمان می‌برد». او برادر را به خاک می‌سپارد و به دستور کرئون زنده در گور می‌شود.
••••
لینک دانلود کتاب افسانه های تبای
شاهکار ماندگار نمایشنامه نویس مشهور یونان سوفوکل
شامل سه نمایشنامه : ادیپوس شهریا
امروز یه خبر خوندم که یکی از مسئولین عزیزدل برادر گفته که هرکسی میخواد پاسپورت پنج ساله ی ایران رو بگیره میتونه بیاد دویست هزار دلار سرمایه گذاری کنه،یکی نیس بگه اخه مرد مومن طرف مگه خر کاسه سرشو گاز گرفته که بیاد تو کشوری که تمام دنیا(اغراق نکنم،تقریبا تمام دنیا) تحریمش کردن سرمایه گذاری کنه.این به کنار اینم یه مساله دیگه که از یه طرف به مهاجران افغانستانی که فقط تو مشهد پونزده هزار میلیارد سرمایه گذاری دارن میگن باید جمع کنین برین#تناقض
سلام
-به خودم قول داده بودم که امسال خیلی کتاب بخونم و از دیشب خوندن کتاب ششم رو آغاز کردم و خیلی از این بابت خوشحالم، کتاب هایی که دارم میخونم اکثرا روانشناسی هستن، یعنی باید حتما دوباره و شاید چند باره بخونمشون، یکسری هاشون با هربار خوندن مطالب جدید بهت میفهمونن، آگاه ترت میکنن و این خیلی جالب و جذابه برای من.
- گفتم ترم قبل 100 شدم امتحانم رو یا یادم رفت؟ خلاصه که بعله من و یکی دیگه از دوستام که بقول خودش همه رو از روی من نوشته بود 100 شدیم و تا
روی پای خانم مُسنی که جلوی تاکسی نشسته بود، سبدی حصیری بود که گربه لاغری وسط آن نشسته بود و به خانم مسن نگاه می‌کرد ! پسربچه‌ای که با مادرش عقب تاکسی نشسته بود از خانم مسن پرسید : چرا گربه‌تون اینقدر زشته؟» زن گفت : اینکه خیلی خوشگله، تازه نابغه هم هست!» مادر پسربچه گفت : نابغه است؟» زن مُسن با افتخار گفت : بله. جدول ضرب رو حفظه.» پسربچه گفت : دروغ نگو.» زن مسن رو به گربه گفت : دو دو تا؟» گربه چهار تا میو گفت. زن مسن گربه را ناز کرد و گفت : س
امروز ترم دوم زبان رو کلاس داشتم. صبح ساعت چهار این طورا بیدار شدم اما باز خوابم برد تا هفت که دوباره پاشدم حاضر بشم. با مترو رفتیم. مگه این مها رو بزور با مترو ببری هی میگم من چهار سال این مسیرو اومدم سخت نیکه. برگشتنه با اسنپ برگشتیم. خلاصه که به نظرم درسش خیلی سخت اومد :/ تازه مثلا درس یکو جلو جلو خونده بودم بگذریم باید حیلی تلاش کنمو وقت بذارم دیگه تقریبا یاد گرفتم چجوری باید بخونم زبان رو باید هر هفته بعد هر جلسه حسابی کار کنم. 
یه چیز دیگه م
 
داستان نشانه ص صاد
تو هتل شهرک الفبا دو مهمان اومده بود که تاجر و برادر بودند و برای تجارت به شهرک الفبا اومده بودند. این مهمانها صداشون شبیه س بود .صـ  ص  اجناس خاصی برای فروش به شهرک آورده بود مثل صابون، صندوق، صندلی، قرص، قصّه و…… ریئس شهرک الفبا به سفارش اعضای شهرک از آقایون صـ  ص دعوت کردند که تو شهرشون بمونن و بین کشورهای همسایه رفت وآمد کنند و مواد مورد نیاز شهرک را فراهم کنند. دو برادر صـ ص قبول کردند و یک خانه تو شهرک
فائزه رو شیر کردم که زنگ بزنه به روابط عمومی سیما و بهشون بگه تو شبکه پویا به جای پنگوئن پورورو، پونی کوچولو بذارن. 
هرچی من خجالتی‌ام تو مقوله زنگ زدن و حاضرم بمیرم و به جایی زنگ نزدم، این خواهر اصلا این جوری نیست. زنگ زد، سلام کرد، پیشنهادشو گفت، گفت ممنون و قطع کرد. البته جمله‌بندی پیشنهاد رو من بهش گفته بودم، اما بازم بهش افتخار می‌کنم که با اینکه می‌ترسید یه خرده زنگ زد گفت. 
بعد از چند دقیقه، می‌زنه تو صورتش و می‌گه: خاک تو سرم آبجی! ب
عشق هر روز از یک جا سرِ آغازیدن می‌گیرد. یک روز از عطر خوش لوبیاهای سبز تازه که آهسته در تابه سرخ می‌شوند. گاهی از بوی بادمجان کبابی. یک روز از تماشای عاشقانه تابلوی خوشنویسی برادر جان، با نور ملایمی که به خطوطش تابیده. وقتی از حرارت دلچسب یک استکان چای شیرین شده با عسل. یک روز از قدم‌های سنگین و آهسته میان سبزیجات تازه و معطر چیده شده در تره‌بار. گاهی از نوازش شورانگیز برگ نوی یک گیاه در گلدان یا خنکای مطبوع صبحگاه جمعه‌ی اتوبان وقتی حاشیه
با سلام خدمت دوستان عزیز 
بنده 6 ماه هست با خانومم عقد کردم، من 33 ایشان 26 سال دارن، با اینکه از لحاظ مالی به شدت پایین تر از من بودن ولی به دلیل اخلاق بسیار خوب و خود ساخته بودن، جوری که عمرشون به بطالت نگذرونده بودن و تفاهم افکاری داریم، به همین خاطر من مسائل مالی رو نادیده گرفتم، ایشون پدر و مادرشون فوت شدن و 6 تا برادر و 4 تا خواهر دارن که همگی بزرگتر هستن. 
بنده قصد دارم که با تمام شون قطع رابطه کنم، حالم ازشون بهم میخوره، دلایلی هم که دارم
زیر پست یه پیج با نویسنده ش بحثم شد 
اسم پیج chera raha khonbas هست .
در آخر متهم شدم به توجیه خيانت ، و فمینیست بودن 
خب اگه میدونستم ادامه رمان این پیج تهش منجر میشه ب اینکه نویسنده زن دوم بشه عمرا اگه میخوندم 
خدایا هیچ وقت من را در چنین شرایط قرار نده 
البته مطابق گفته های نویسنده مجبور به ازدواج دوم شده ولی باز دلبریش برای شوهرش و عشقش برام قابل هضم نبود کلا اعصابم خرد شد 
آخرش بلاکش کردم 
و اینکه ناراحتم تو جامعه ای زندگی می کنم که زن دو
بسم رب القلم
- هیس!!!کمی آرام تربه دور از شلوغی های زندگیبه دور از ناراحتی هایی که بعضی ها برایمان میگذارندبه دور از چیزهایی که به دل گرفتمبیخیال.به دور از این دنیا، کمی گوش کنهیس!!!چیزی سکوت دنیا را شکسته است!نمیدانم چیستشاید هم میدانمصدایش را شنیدم یک بارشاید اما.+صدای چیه؟-یادته؟+چیو؟-گوش کنخیلی شبیه استشبیه صدایی که توی کوچه ای خلوت به گوش میرسید+وای! یادم آمد.اما آن که صدای خانومی جوان بود-هیس!!!یادت هست آن صدای ناله های آرام که از فرط کوچ
کیف زنانه دو خانه جلو جیب لوئی ویتون کد 2396

کیف دارای چهار زیپ
جیب جلو + دو زیپ وسط + زیپ پشت
سایز متوسط
ابعاد 25 در 25 سانتی متر
در چهار رنگ مطابق عکس
مدل دخترانه بسیار جا دار
جنس کیف ( طرح چرم )
کیف گوهری بزرگترین واحد صنفی تولیدی کیف در تهران
بیوگرافی و زندگی نامه ی کامل کان اورگانجی اوغلو
بیومیو : کان اورگانجی اوغلو به ترکی Kaan Urgancıoğlu در 8 مه 1981 در ازمیر، ترکیه متولد شد.
با بازی در نقش عامر سریال اکیا یا کارا سودا به شهرت رسید.
قد او 183 سانتیمتر و وزن او حدود 75 کیلوگرم می باشد.
کان اورگانجی و همسرشکان پسر عموی توفیق اورگانجی بازیگر ترک می باشد.
یک
برادر به نام جان اورگانجی دارد، کان به تازگی عکسی در اینستاگرام در کنار
برادرش منتشر کرده که طرفدارانش از شباهت این دو هیجان زده شده بود
نسخه نهایی و کامل بازی A Plague Tale: Innocence برای پلتفرم PC بالاخره منتشر شد. این بازی یک اثر ماجراجویانه، مخفی کاری و خشونت آمیز بی نظیر است که با قیمت بالای ۴۴٫۹۹دلاری خود در شبکه استیم توسط کمپانی Focus Home Interactive منتشر شده است. بازی داستان دو خواهر و برادر را روایت می‌کند که هر دو بی‌سرپرست هستند و باید از شهری که از طرفی توسط طاعون و از طرفی دیگر توسط سربازان و موش‌های وحشی تهدید می‌شود، جان سالم به در ببرند. تا کنون نمایش‌های خیره‌کنند
مجید فرج‌فائد- کنفرانس‌ها و نشست‌های تخصصی ازجمله راه‌های ارائه برون‌دادهای علمی و رویدادهای فناوری است. به گزارش یکی از وبگاه‌های مدیریت دانش و اطلاع‌رسانی کنفرانس‌های کشور، تعداد کنفرانس‌ها و نشست‌های تخصصی کشور در چهار ماهه نخست سال جاری نسبت به چهار ماهه سال گذشته 20 درصد کاهش یافته است. این درحالی است که توزیع برگزاری کنفرانس‌ها در طول سال یک‌دست نیست و برخی از ماه‌ها میزبان برگزاری کنفرانس‌های بیشتری هستند. با یک تحقیق آما
این
آخرین بار است که من در این وضعیت هستم. آخرین بار است که پشت میزم، کنار پنجره
نشسته‌ام و به مانیتور به این شکل خیره شده‌ام. آخرین بار است که اینچنین در ساعت
چهار و سی و چهار دقیقه عصر شانزدهم اردیبهشتی با یک ماگ پر از آب خنک در کنار دست
در حال تایپ کردن هستم و دمای هوا نوزده درجه است. آخرین بار است برگ‌ها حرکت می‌کنند
و من عمه تو نیستم. از امروز، از این لحظه تا زنده هستم، و حتی اگر نباشم همچنان عمه
تو شده‌ام و تو عزیز من هستی. دیگر نمی‌توانم
ولایت امیر المومنین علیه السلام واجبی که ترک شد (به روایت اهل سنت عمری)
ابن مردویه اصفهانی از علمای اهل سنت عمری روایت کرده است:
٤٨. ابن مردویه، عن أبی هارون العبدی، قال: كنت أرى رأی الخوارج لا رأی لی غیره، حتّى جلست إلى أبی سعیدالخدری فسمعته یقول: أمر الناس بخمس فعملوا بأربع و تركوا واحدة، فقال له رجل: یا أبا سعید، ما هذه الأربع الّتی عملوا بها؟ قال: الصلاة، و اكاة، و الحج، و الصوم- صوم شهر رمضان-. قال: فما الواحدة الّتی تركوها؟ قال: ولایة عل
همشهریان گرامی توجه داشته باشند که پس از خرید شوفاژ دیواری، بطور کلی سیستم حفاظت در برابر یخ زدگی پکیج های گرمایشی , تنها زمانی فعال می شود که اولا پکیج به برق متصل باشد و ثانیا فشار آب داخل پکیج حداقل یک اتمسفر باشد و ثالثا پکیج به گاز شهری متصل باشد , ولی در هر حال بهترین گزینه عدم نصب پکیج در محل هایی است که امکان یخ زدگی آب در زمستان وجود نداشته باشد.
هموطنان عزیز می توانند پس از خرید ، جهت استفاده از خدمات نصب و مشاوره رایگان و گارانتی پکیج
نمی دونم از چه بنویسم ولی دوست دارم بنویسم.
یکی از خبرای خوب اینکه دیشب جشن فارق التحصیلیم رو گرفتم تمام اعضای خانواده پدرم رو دعوت کردیم به صرف شام و شیرینی تمام مراسم هم توی حیاط بود .
طی این جشن بعد از ده سال از فوت مادربزرگم عمه ام هم کینه ده سالش از من رو کنار گذاشته بود و با یک جعبه شکلات همراه عروس و پسرش اومد.
و اینکه یکی برادر شوهر دختر دوست پدرم از یک شهر دیگه اجازه گرفتن بیان خونمون برای آشنایی که بعد مثلا اون اقا و من با هم صحبت کنیم خ
من یک برادر کوچک‌تر از خودم دارم، علی. علی سه
ساله‌ است و تازه یاد گرفته که تقریبا تمام معانی مد نظرش را با کلمات منتقل کند.
سه شب پیش مثلا جایی حوالی ساعت سه نیمه شب نشسته بودم و داشتم در تاریکی کارهایم
را می‌کردم که قد علی را کنار میزم دیدم. ایستاده بود برابر من و دست‌هایش را قلاب
کرده بود به هم. "می‌ترسم" و توی چشم‌هایش معلوم بود که واقعا می‌ترسد.
بغلش کردم، بعد از چند دقیقه با هم رفتیم آشپزخانه و شیشه شیرش را پر کردیم، بعد
برگشتیم، از توی
دو زوج کانال نویس رو می خونم که از طریق وبلاگ با عشقشون آشنا شدن، یکیشون بعد از ۵ سال،الان دو ساله که با هم ازدواج کردن و زوج دیگه هنوز موفق به ازدواج نشدن:)
انقدر عشقشون زیباست و انقدر عاشقانه همو دوست دارن که ذوق می کنم از خوندنشون*__*
چه خوبه که میان تو کانال قربون صدقه ی هم میرن، چه خوبه که متن های خوب و عاشقونه برای هم می نویسن:)
چقدر سخته حتی تصور این که ۵ سال،۳۶۵کیلومتر از عشقت دور باشی.
نوشته بود الان که فاصلمون شده دو وجب، هر صبح خدا رو شکر
بسم الله الرحمن الرحیم ./
کم کم دارد بیست روز میشود که به اینجا سر نزده بودم ! ننوشته بودم . حواسم بود که لحظه هایم را جایی ثبت کنم ، وقت نشد ، وقت داشتم ولی نمیدانم چرا اینجا ننوشتم . در همین بیست روز خانواده ی پدرشوهر آمدند تهران ، و بعد هم برادرشوهر با خانواده اش . یک هفته ای را اینطور با مهمان ها گذراندیم . 
یک پنج شنبه هم باهم رفتیم قم ! خیلی ناگهانی ، خیلی بی مقدمه دعوت شدیم . ساعت هشت و نیم ، نه شب حرکت کردیم ، یازده رسیدیم ! شب را تا خود خو
سوال مطرح شده در تاریخ 01 خرداد 1398 ساعت 22:17 توسط ایمان جارزاده اردبیلی:یه سلام گرم خدمت همه افسرای عزیز، بخصوص جناب احسانی، طاعات و عباداتت قبول باشه برادرتابه الان از نسخه 2008 ویژوال استودیو استفاده می کردم، ولی الانکه نسخه 2015 رو نصب کردم rdlc یا همون گزارش گیری شخصی رو نمی تونم پیدا کنم، کلی جارو هم گشتم هیچی پیدا نکردم این شد که مزاحم وقت شما شدم، ممنون میشم از طریق ایمیل جوابم رو بدی، یدونه و بخدا می سپارمت.
+پاسخ کارشناس: عرض سلام و ادب و احت
استان چهارمحال و بختیاری ، یکی از استان های مرتفع کشور است. این استان ، به لحاظ داشتن منابع طبیعی در منطقه زاگرس میانی یکی از استان های خاص در ایران محسوب می شود.به علت وجود منابع سرشار آب، کوه های مرتفع و برف گرفته ، طبیعت زیبا ، جنگل های طبیعی بلوط ، مراتع و خاک حاصلخیز، لقب هایی چوه همسایه آفتاب، سرزمین طلای جاری ، سرزمین گنج های پنهان ، سرزمین آب و آیینه و آفتاب ، هند کوچک و سوییس ایران را به خود اختصاص داده است.از جمله مزایای ثبت شرکت در چه
روزی بود و روزگاری .
سرزمینی در آن سوی ابرها وجود داشت که همه آنجا پاستیلی بودند .
شش نفر از این پاستیل ها ؛ خیلی معروف بودند . می دانید چرا ؟!!
چون آنها مشاورین ملکه شهر پاستیلی بودند . 
حدود 40 سال می گذشت که ملکه شهر پاستیلی گم شده بود .
راستی اسامی این 6 مشاور این بود : کلوچه ،‌ ملوچه ،‌ الوچه ،‌ تربجه ،‌ پیازچه و پریچه بود .
می دانید اسم آنها چرا با هم ،‌ هم آواست ؟ چون آنها با هم خواهر و برادر هستند . پریچه خواهر کوچک تر آنها بود .
5 برادر بزرگتر
وای جزا اینقد تابستون زود میگذره من اصلا نفهمیدم کی تیرماه تموم شد
یکی جلوی تعطیلات تابستونی رو بگیرهامروز چهار مرداده نمیدونم این سه روزی چجوری گذشت.
.روزا مث برق و بار میگذرند وایسا دنیاااآاا:).بسلامتی همه کنکوریا
ک تابستونم درس خوندن تا سربلند بشن:)
چند شب پیش تا خود صبح کابوس دیدم حالم بد بود صبحش . ساعت 12 ظهر بابام زنگ زد گفتم سلام خوبی ؟؟؟ 
گفت نه .
گفتم چی شده ؟؟؟ و همه چیزو برام گفت و دیگه نتونست حرف بزنه گریش گرفت قطع کرد .
زنگ زدم مادرم کامل برام گفت . خودم و مادرم پشت گوشی زار زار گریه کردیم . بعد از قطع کردن من 1 روز تمام اشک ریختم برای داداشم .
نمیتونم بگم چی شده ولی دوستای عزیزم ازتون میخوام برای برادر 2 دعا کنید و انرژی مثبت بفرستید .
من آدمی نیستم که اعتقادات مذهبی داشته باشم ولی به
حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: هر که نماز قضا بر ذمه اش باشد قبل از ظهر جمعه آخر ماه مبارک رمضان چهار رکعت نماز به دو سلام (۲تا دو رکعتی) بخواند و در هر رکعت بعد از حمد 15 مرتبه آیه الکرسی و پانزده مرتبه سوره ی کوثر را تلاوت نماید که دویست سال نماز قضا را کفایت می کند و روایت دیگر از آن حضرت چهار صد سال و روایت از حضرت امیرالمومنین ششصد سال و از حضرت رسول سوال کردند مردم آخر امان بیش از صدسال عمر نمی کنند نماز قضاهای پدر و مادر و اقربای او را کفایت می ک
ساعت از سه گذشته، در حالی که پیتزا هنوز روی میزه، از اکیپ جدا میشیم و از فودلند بدو بدو میایم بیرون و توی راه فقط فحش میدم به نوید! بهش میگم ببین! تاکسی میگیری، توی راه هم هر جا دیدیم از "اینا" دارن نگه میداره تا من یه دونه نارنجی‌ـشو بخرم! بعد هم هر جور شده قبلِ چهار منو میرسونی شیخ بهایی وگرنه بلایی به سرت میارم که نفهمی از کجا خوردی! درسته میدونه بلایی به سرش نمیارم ولی اونقدر رفیق هست که کاری نکنه اعصابم خرد بشه! قبلِ پل‌فی از تاکسی می‌پر
دانلود آهنگ کامران مولایی آغوش ویرونه
Download New Music Kamran Molaei – Aghooshe Viroone
پخش بزودی – دمو آهنگ اضافه شد
 
 
کامران مولایی آغوش ویرونه
 
آغوش ویرونه ی من امنیتی برات نداشتکابوس تلخ زندگی راهی جلوی پام نذاشتمن سست و بی تعادلم نشد بهم تکیه کنیباعث شدم افسرده شی تو خلوتت گریه کنیتاوان سادگیت شدم تجربه ای تلخ و غلطدنیای ما یکی نبود من معذرت می خوام ازتنساز نسوز به پای من سازش کنی باختی
دانلود از لینک بالا اختصاصی منتشر شد
انا لله و انا الیه راجعون 

درگذشت مرحومه ی مغفوره شادروان اشرف آغا بنی هاشمی متعلقه ی مرحوم حاج عباس سعیدی جهانگرد و خواهر برادر ارجمند سید دخیل بنی هاشمی نایب رئیس شورای اسلامی شهر خالدآباد را به اطلاع همشهریان عزیز می رسانیم ، مراسم تشییع و تدفین متعاقبا به اطلاع خواهد رسید 
پادشاهی می خواست نخست وزیرش را انتخاب کند. چهار اندیشمند بزرگ کشور فراخوانده شدند. 
آنان را در اتاقی قرار دادند و پادشاه به آنان گفت که: در اتاق به روی شما بسته خواهد شد و قفل اتاق، قفلی معمولی نیست و با یک جدول ریاضی باز خواهد شد، تا زمانی که آن جدول را حل نکنید نخواهید توانست قفل را باز کنید. اگر بتوانید پرسش را درست حل کنید می توانید در را باز کنید و بیرون بیایید».
پادشاه بیرون رفت و در را بست. سه تن از آن چهار مرد بلافاصله شروع به کار کردند.
❓اصلا
مگه میشه چهارشنبه باشه و تهران باشیمو حول و حوشِ 11 شب باشه و ما حرم سید
الکریم نباشیم؟! انگار چهارشنبه شب‌ها حضرت عبدالعظیم هم منتظرن از سمتِ
ضلعِ شرقیِ حرم، مشرّف بشیم و بعدش خادما حرمو می‌بندن. 
چهارشنبه‌ی این هفته
یکی از همسایه‌ها خبر دادن بدنه و شیشه‌ی ماشینِمونو با آشغال کثیف کردن!
رفتیم دیدیم علاوه بر اون، چهار چرخشم پنچره!! تعمیرکار که اومد گفت
پنچر نیس، چهار چرخو با چاقو چاک زدن و باید همه‌شو عوض کنیم! جناب سروان
صِدام
هعی کنکوریای نود و هشت امشب از این استرس کشنده خلاص میشید اگه تا قبلش خودتونو خلاص نکنید. من که کلا به . بود _ببخشید_ برام کلا مهم نبود الان راحتم خونواده از این استرس درمیان و دست از پافشاری برمیدارن شایدم پا از دست فشاری برمیدارن.
دانلود مداحی مجید بنی فاطمه غریب و تنها نیمه جونه
شهادت امام جواد (ع) ۱۳۹۷نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحی
غریب و تنها نیمه جونه
آسمونم روضه خونه
اشک چشم هاش مثل بارونه
روی خاکا سر میزاره
هیچ کس رو اینجا نداره
بی حبیبه حتی تو خونه
روی خاک حجره دلش گرفته از این زمونه
من براش بمیرم سنی نداره هنوز جوونه
شبا و روزاش تاره امون ای دل امون ای دل
چه حال زاری داره امون ای دل امون ای دل
هلهله کردن نانجیبا
ناله میزد وا غریبا
مردم شهر به گوشید .؟
امشب همه ی میکده را سیر بنوشید .
با مردم این کوچه و آن کوچه بجوشید .

دیوانه و عاقل همگی جامه بپوشید .
در شادی این کودک و آن پیر زمینگیر و فلان بسته به زنجیر و زن و مرد بکوشید .
امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال که بر باد فنا رفت .
نخور جان برادر به خدا حسرت دیروز عذاب است . مردم شهر به هوشید .؟
هر چه دارید و ندارید بپوشید و برقصید و بخندید که امشب سر هر کوچه خدا هست .
روی دیوار دل خود بنویسید خ
امسال به محض اینکه رسیدیم مشهد، خالم گفت نرم افزار رضوان رو نصب کنیم شاید مهمون غذای حضرت بشیم. همون شب اول یعنی یکشنبه، خودش تو نرم افزار ثبت نام کرد. فرداش که رفتیم حرم یه پیام براش اومد که شما دعوت شدین! باورمون نمیشد! تو پیام نوشته بود که هر فرد میتونه چهار همراه با خودش ببره. ما چهارده نفر بودیم و گفتیم اشکال نداره، اون پنج تا غذا رو همه با هم میخوریم. همون شب یعنی دوشنبه همگی تو این طرح از طریق نرم افزار و پیامک ثبت نام کردیم. به صبح سه شنبه
صبح زود بیدار بشم که چی بشه؟که آب دماغم آویزون بشه؟از گرسنگی حس مریضی بهم دست دادهولی چیزی نمیخورم چون فهرمانانه میخام دوباره بخابم+ از بابت چهار پنج ساعت لپ تاپ نشینی دیروز هم یکم دستام به چاک رفتهنمیدونم چرا هرچی استاندارد کار میکنم فرق نمیکنهالبته حقمه چون قول داده بودم روزی فقط دو ساعت کار کنم
خلاصه داستان:
داستان از آن قرار است که لیدا به همراه همسرش به یک مهمانی دعوت می شوند. کیوان دوست این دو نفر،
با فرد جدیدی به اسم رها آشنا می شود و او را هم به مهمانی می آورد. این
چهار نفر در راه بازگشت به منزل با یک چیز یا کسی تصادف  می کنند و فرا
ادامه مطلب
سخنگوی دولت اعلام کرده که هیات وزیران لایحه پیشنهادی بانک مرکزی مبنی بر تغییر واحد پول ملی از ریال به تومان و حذف چهار صفر را به تصویب رسانده است و باید مقدمات کار آماده شود.
 هیات دولت در جلسه امروز چهارشنبه ۹ مرداد ۹۸ به ریاست رئیس جمهور، لایحه پیشنهادی بانک مرکزی مبنی بر تغییر واحد پول ملی از ریال به تومان و حذف چهار صفر را به تصویب رساند. در واقع، آنچه که دولت را ترغیب به تصویب این لایحه کرده، حفظ کارایی پول ملی، تسهیل و بازیاب
به گزارش فرهنگ سدید، انقلاب اسلامی ایران در حالی به چهلمین سالگرد پیروزی خود رسیده است که دستاورد‌ها و پیشرفت‌های آن در عرصه داخلی و بین‌المللی نمایان است. امروز انقلاب اسلامی ایران علیرغم هجمه همه‌جانبه استکبار جهانی و تحریم‌های ناجوانمردانه، در اعماق قلوب مردم آزادی‌خواه جهان جای گرفته و هرروز بر پیشرفت و عظمت آن افزوده می‌شود بنابراین پیشرفت  ایران اسلامی در طول این چهار دهه  بر کسی پوشیده نیست و بیان این دستاورد‌ها نیز در سطح
اقایون محترم یا نسبتا محترم یا هر چی اصلا.انقدر به یه خانم نگید بانو.زندگیم.عشق.نفس.زیبا.گلی. .یا هرکوفت دیگه ای.بابا یه چیزیم نگه دارین شاید یه روز عاشق شدین با یکی خواستین برای تمام عمر زندگی کنید به اون بگید.بله ما خانما میدونیم نه زندگیتونیم نه عشق نه بانو نه هر کوفت دیگه ای ولی متاسفانه وقتی پریود باشیم انقدر این هرمونای کوفتی بالا میره که باور میکنیم.اونوقت عاشق میشیم.بعد خر بیار باقالی بار کن.نگو برادر من.نگو پسر من.اسمش چه ای
 
آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ
چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آ
 
ای شاه عشق پرور مانند شیر مادر
ای شیرجوش دررو جان پدر به رقص آ 
  
(کلیک) 


  

بلاخره بعد از ماهها دوری یوسف به آغوش پدرش  یعقوب پیوست.
 

برادر زاده ام بلاخره آمد
دیگه شاید نوشتنش لوس بازی به حساب بیاد
اما مهم شد برام امسال .هزار و چهار صد و شصت روزگی وبلاگ
روز ساختنش هیچ وقت فکز نمیکردم به این سن برسه کم کم باید بذارمش مهد کودک اصلا:))

اینجا حرفای ناگفته ی من بود تا اینکه نمیدونم چی شد دیگه راحت نبودم اینجا برا نوشتنهر چیزی رو نمیوشتمیا زود پاک میکردم
جالبه برام تو چهار سالگیش تازه تعداد دنبال کننده هاش رسیده به300،که تازه نصف بیشتر این  حذف کردن و رفتن.یا نمینویسن.پس صرفا خیلی کمتر این تعداده
گ
کویری با
خورشیدی کبود و آسمانی به رنگ شرم و صحرائی افق در افق،پوشیده از خون،و
شبحی روئیده از دریای سرخ،سینهء صحرائی بی کس،و در زیر ابر دردبار،شبحی یا
مجسمه ای،تندیسی در خون ایستاده،سندانی در زیر ضربه های دشمن و
دوست،مجروح،خون آلود،شکسته،خاموش،با دستی بر قبضهء شمشیری که با همهء
تعصبش،می کوشید تا همچنان نگه اش دارد و دستی دیگر،همچنان بلاتکلیف!

نه
می جنگد،که با چه؟ نه سخن می گوید،که با که؟نه می رود،که به کجا؟نه باز
می گردد،که چگون
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب