نتایج پست ها برای عبارت :

تبعیدی تقدیرم

"من یک تبعيدي ام".
به جایی که.
به دنیایی که.
سکوت فریاد میزند آنقدر که حنجره اش خش برمیدارد
سرزمینی که صدا در آن جریان ندارد،هیچ چیزسکوت مطلق.
روحم در این بی رحمی عمیق زنجیر شده!!
صدایی که در گلو خفه میشود و گوشی که گدای کلمات میشود
بغضی که به خاک میسپرد شکستنش را.
دنیایی که نه چشم میبیند ونه نگاهی خوانده میشودمثل اینکه زل زده باشی به یک فصل نرسیده.وانتظاری که هیچ کس در آن سویش نیست،یک انتظار مطلقا یک طرفه‍‍.واشکی متبلور میشود اما به بل
گاهی که یه کاری جلو نمیره، میشینم فکر می‌کنم ببینم کجای زندگیم گند زدم که اینجا خوردم به بن‌بست! آدم بزرگا میگن وقتی خرابکاری می‌کنی، به همون اندازه ازت توفیق قدم‌های خوب سلب میشه؛ مگر اینکه برگردی و درستش کنی. خدایا خودت یه کاریش بکن.
من آسمان پر از ابرهای دلگیرماگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم
من آن طبیب زمین گیر زار و بیمارمکه هر چه زهر به خود می دهم نمی میرم
من و تو آتش و اشکیم در دل یک شمعبه سرنوشت تو وابسته است تقديرم
به دام زلف بل
اونقدر از شرایط خوب و گاها بد و همواره سخت کارم  و اهدافی که چند سال دارم براش بال بال میزنم و راه به جایی نمیبرم ، اینجا ننوشتم و مسکوت مونده، حالا که اومدم کمی توضیح بدم دیدم شده مثنوی هفتاد من کاغذ. حدود یک ساعت تایپ کردم پیش نویسش کردم. خدا که خبر داره توی این سالها چی از سر گذروندم. کافیه دیگه!!! هان؟.
خدا میدونه برای چی دارم بال بال میزنم دیگه!!! هان؟
خدا میبینه چطور التماسش میکنم تا اجازه بده من هم در جهت حفظ دینش قدمی بردارم. کافیه دیگ
به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه‌ ای بند نشد
با چراغی همه‌ جا
گشتم و گشتم در شهر
هیچ‌کس، هیچکس اینجا به تو مانند نشد
____________________
دلم شکسته ست و
هیچکس دردم را نمی داند
آه از این غم که با من
می سوزد و می سازد
این روزها کسی به خودش زحمت نمی دهد یک نفر را کشف کند
زیبایی هایش را بیرون بکشد …تلخی هایش را صبر کند…
آدم های امروز دوستی های کنسروی می خواهند؛ یک کنسرو که فقط درش را باز کنند
بعد یک نفر شیرین و مهربان از تویش بپرد بیرون
و
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب