نتایج پست ها برای عبارت :

تو سرنوشت من

تصمیم گرفتم که فراموشت کنم.اما نه کامل.نه برای همیشه.فراموش نکن که تو در اعماق قلب من فرمانروایی میکنی.
خود را به دست سرنوشت خواهم سپرد،زیرا اگر سرنوشت بخواهد مطمئنا روزی در جایی همدیگر را ملاقات خواهیم کرد و من برای رسیدن این روز هر ثانیه انتظار میکشم‌ ،هر ثانیه
خداوند طبق آیه زیر گفته:
انَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»
خداوند سرنوشت هیچ قوم( و ملّتی) را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند!»
من سرنوشت هیچ فردی رو تغییر نمی دهم، مگرا اینکه اون فرد، سرنوشتشو تغییر بدهد.
الأن تقریباً 90 درصد مردم ایران عزیز، کشور خودمون نشستیم و از خدا می خواهیم سرنوشت ما را تغییر بده
و هر روز پای نماز یا جاهای دیگه، از خدا می خواهیم سرنوشتمون رو تغیی
شبی کودکی که خوابش نمیبرد،پله های مارپیچ خانه تا پشت بام را طی کرد و در آنجا، زیر چراغانی آسمان نشست .
در حالی که داشت زمین را تمیز میکرد تا دراز بکشد،سو سوی نوری را از پشت سر،نظرش را جلب کرد.
سرش را چرخاند و ستاری ای نورانی را دید. ستاره به او چشمکی زد و گفت
-پسر کوچولو،چرا در رخت خواب نیستی؟
+امشب تنهایم و کسی نبوده تا برایم قصه بگوید،تو چرا بیداری؟
-من نمیتوانم بخوابم،اگر بخوابم دیگر نورانیتم را از دست میدهم
+بلدی قصه بگویی؟
-قصه ای بلد نیستم
دانلود اهنگ کاش راه دوری بین ما بود کاش سرنوشت ما جدا بود  از رضا بهرام
دانلود موزیک و آهنگ رضا بهرام  کاش راه دوری بین ما بود کاش سرنوشت ما جدا بود 
ترانه و موزیک : دی پاپ موزیک ؛ تنظیم و میکس : مصطفی مومنی
+ متن ترانه کاش از رضا بهرام

ادامه مطلب
روزی بود که خستگی برای معنی نداشت روزی بود که افسردگی برایم مفهومی نداشت روزی بود که ناامیدی برایم‌رنگی نداشت روزی بود که عشق برایم بی مفهوم ترین حس دنیا بود روزی بود دنیایم آنقدر بزرگ و رنگی بود. روزی بود که گریه برایم نشانه ضعف یک دختر بود و چشمانم هیچوقت رنگ گریه به خود نمیگرفت.  اما الان به اندازه کل دنیا خسته ام به اندازه تمام کهکشانها افسرده ام و معنای افسردگی را با تمام وجود حس کرده ام ناامیدی در تمام روزها، ساعتها، د
ایرانِ شکست خورده
"ما که گربه نبودیم"
هرچه #تحریف کنند، هرچقدر خودمان را گول بزنیم با این حال امورات مسلم و قطعی تاریخی پشت جهالت کوردلان باقی نخواهد ماند.
ایران و ایرانی در جنگ های سرنوشت ساز و ملی عموما #شکست خورده اند.
شکستهایی که سرنوشت ایران را به اجبار #دستخوش تحول کرده و ایرانیان بازنده تاریخی بوده اند.
ما در تاریخ هربار مورد هجوم قرار گرفته ایم، باخته ایم.
ادامه مطلب
 حال من دست خودم نیست، دیگه آروم نمی‌گیرمدلم از كسی گرفته كه می‌خوام براش بمیرمباز سرنوشت و انتهای آشناییباز لحظه‌های غم‌انگیز جداییباز لحظه‌های ناگزیر دل بریدنبازم آخر راه و حس تلخ نرسیدنپای دنیای تو موندم مثل عاشقای عالمتا منو ببخشی آخر، تا دلت بسوزه كم كممثل آینه روبرومه، حس با تو بودن مندارم از دست تو می‌رم، عاشق كن منو نشكن
بعضی کتابا مرجع تقلید نوجوونی منم بود.مثه کتاب مکتوب از پائولو کوئیلو ، کتاب کیمیاگر و ساحره پرتوبلو که نقطه عطف زندگی من بود که مدت ها بعد مفهومشونو عمیق فهمیدم
اصن همین ساحره پورتوبلو یکی از دلایل شروع سفرهام و رشته کودک بود
و برباد رفته با جمله فردا بهش فکر میکنم»
شما چه کتابایی سرنوشت ساز یا رساله تقلید بودن براتون؟
شکار پهپاد #گلوبال_هاوک در منطقه #کوه_مبارک با موشک #سوم_خرداد در دنیایی که نیمی از کشورها طرفدار استکبار آمریکا هستند فقط از عهده دعای کمیل خوان‌ها و نماز شب خوان‌ها برمی‌آید. 
در نهایت سرنوشت این است که هر سلاحی که در دست کافران است یا باید به دست رزمندگان اسلام برسد یا نابود شود
 انتخاب رشته کنکور سراسری به اندازه خود کنکور مهم و سرنوشت ساز است و داوطلبان باید با جدیت تمام و کسب اطلاعات لازم این مرحله را پشت سر بگذارند. برخی از داوطلبان با این که رتبه ی خوبی در کنکور سراسری 97 کسب کرده بودند ولی چون انتخاب رشته خوبی نداشتند نتوانستند در رشته دلخواه خود قبول شوند. 
در حال خوندنش هستم . چقدر روال زندگی اون زن برام قابل درکه . چند خط و بند که می خونم کتاب رو می بندم ! طاقباز کف اتاق دراز میکشم و به سقف خیره میشم . به خودم که میام می بینم دقایق طولانی به هیچ چیزی فکر نکردم . 
هنوز تمومش نکردم . برای خوندن کتاب باید سرم دنج باشه . فعلا انواع صداها توی سرم موج مکزیکی میزنه . تمرکز خوندن کتاب رو ندارم ولی دلم میخواد تمومش کنم . اطلاع از عاقبت سرنوشت اون زن برام جالبه . 
عاقا دانشگاه که بودم رفتم باشگاه از پله ها نرسیده پایین شهریه رو ازم گرفتن و تهدیدات لازم رو انجام دادن که اگر غیبت کنی برگردونده نمیشه و جلسه جبرانی نیست و اینابعد اینجا زنگ زدم مربی میگه یه جلسه بیا این مربی یه جلسه اون مربی کدومو دوست داشتی بیا. خاستی بیا یه سرم خودتو ببینم.مردم ما اخلاقشون خوبه شکر خداچین این سگ اخلاق هاحالا اینو گفتم فردا یه جوری بهم برینن :dعاقا فردا روز سرنوشت سازیست. دعا کنیدشب همگی بخیر
پیرمردی ته همدم پیر زنا
 
ناله سر دوره شنی بیه میشکا
ته سرپیش بیبو تلای ونگه وا
ته دست بزوئه پینه پیر مردی
ته سرنوشت همینه پیرمردی
با هیچکس ناینی کینه پیرمردی
 
استغفار و صلوات ورد زبون
 
علی و ممد و حسن وچه نوم
شمه اعتقاد دور پیر مردی
ناشتنی سواد دور پیرمردی
ته وون غریب جا پیرمردی
پسر زن ورنه سوا پیرمردی
ته رفق پیرزنا پیرمردی
 
بخاری ره تش هاکن با لله وا
مهمون کلسی تا صواش گوگزا
نهار نفت کاکه نیم دونه پلا
پیر ادم نوونه سرد پیرمردی
وچه تا بووش
خدایا یه کم درد و دل کنیم خدایا از مهر79با من سر نساختن گذاشتییادته یادته چه بلاهایی سرم اوردی؟لازم نیست بگم خودت میدونی بهتراز منم میدونی بعد چندوقتتتتتتت داشتم ادم سابق میشدم که باز زندگیم از این رو به اون رو شدش اونم نمیگم چون خودت میدونی جه بدبختی هایی سرم اوردی کفتم اشکال نداره دوستمه ولی نذاشتی این حس مزخرفو به وجود اوردی واقعا نمیخام دیگه بسمه خدایا سنمو ببین یه نگاه به منو هم سنام بنداز این همه درد برام زیاد نیستش این همه بدبختی ا
توجه!
اگر میخواهید، فرزندانتان سرنوشت شما را تجربه نکنند این کارگاه رایگان را از دست ندهید
جهت اطلاعات بیشتر عدد۷ رو به۰۹۱۴۴۱۲۱۴۴۰ ارسال کنید.
.
.
.
#تربیت_کودک #خشم_کودک #کودک #فرزند #درمان #خلاقیت_های_جالب #خلاقیت_کودک #ایران #تبریز #تیزهوشان #مدارس #دولت #هوش_مالی #هوش_کودک #موسسه_تحقیقاتی_ذهن_خلاق #آموزش #آموزش_پرورش #آموزش_کودکان 
#دکتر_رضا_بیگی
#هوش_مالی_کودکان 
#ماهان_تیموری 
#عباس_منش 
#آذربایجان 
#ترکی
دیوید: سی و نه سال داشت و در اداره‌ی بورس کار می‌کرد. او در کارش موفق بود ولی در دام یکی از تله‌های زندگی (محرومیت هیجانی) دست و پا می‌زد.
دیوید با تنهایی دست و پنجه نرم می‌کرد. او دچار احساس خلأ و معناباختگی شده بود. احساس می کرد که در چاه عمیقی گرفتار شده است و سخت بی‌قرار است تا زنی بتواند زندگی پوچ او را معنا بخشد و غنی سازد. هر چند دیوید نمی‌دانست که این آرزو، محال است و تنهایی، سرنوشت و تقدیر اوست.
دیوید در دوران کودکی‌اش ن
روزها و شبهای زیادی را سپری کردیم و به
انتظار نشستیم تا کسی وارد شود و ما را از این دردسرها، گرفتاری ها و نامهربانی ها
نجات دهد و زندگی گرم و پُر از مهر و محبتی را برایمان فراهم کند.


اما چشممان به در خشک شد و آن که باید بیاید،
نیامد.


اکنون که به این روزها و شب های گذشته می
نگرم، تاسف می خورم که چرا بی حرکت نشسته و فقط به راه خیره شده ایم تا خدا کسی را
برای حل مسائل و مشکلاتمان بفرستد!


مگر می شود؟!. و مگر داریم؟!.


از قدیم گفته اند: از تو حرکت،
حسد. تهمت. تهمت!
حسد. زخم زبون. زخم زبون!
حسد. حق رو ناحق کردن. حق رو ناحق کردن!
حسد. حق الناس. حق الناس!
حسد.
فخرفروشی!!
حسد. و . چیزهایی است که از کلاس درس اخلاق یاد گرفته بود.
حالا هم حتما" آنجا کلاس های درس شهادت است! هه. نشستم نگاه میکنم جنگی رو که میدونم برنده اش کیه نگاه میکنم و منتظرم منتظر حق ناحق شده مان منتظر کوتاه شدن دستتون از سرنوشت ما
منتظر خدا♡

 
در این سالهای فعالیت هنری‌ام بارها از سوی برخی افراد که وابسته به نهادهای دولتی و نظامی بودند، پیشنهاد داده میشد که با توجه به اینکه در کارنامه هنریم آثار مذهبی و اعتقادی دارم؛ راه حامد زمانی رو در برگیرم و به این شکل هم حمایت نهادها رو داشته باشم و هم اینکه با سرعت بیشتری به اهدافم در موسیقی برسم، اما بنده همیشه مخالفت میکردم و پاسخ رد میدادم. چون معتقدم که مردم ما هنرمند واقعی میخواهند نه هنربند! پس چطور میتونستم به خودم اجازه بدم تا باب
بچه که بودم عاشق این بودم که یه حیوون خونگی داشته باشم مثلا یه خرگوش یا یه همستر ولی مامان بابا نمیذاشتن یعنی مامان می گفت اگر می خوای داشته باشی فقط باید تو قفس نگهش داری و نباید هیچ جای خونه ولش کنی بابا هم می گفت نباید حیوونو تو قفس نگه داشت و درست نیست.نتیجه این دوتا شد حیوون خونگی بی حیوون خونگی.
ولی من واقعا آرزوم بود و مثل بیشتر وقتا فکر می کردم بابا داره سخت میگیره و  اشکالی نداره اگه تو قفس نگهش دارم، عوضش مامان دیگه اجازه میده و می ت
خدا رو شکرهنوز یک سالم تموم نشده، زائر امام رضا شدم.بابام اولین بار دانش‌‌آموز دوم دبیرستان بود که تونست بیاد زیارت امام رضا.اونم شب‌های قدر که سرنوشت سال آدم رقم می‌خوره.در ضمن، از مسئولان حرم که جامهری‌ها را اندازه قد من ساختند،‌ تشکر می‌کنم. خیلی خوبه که به فکر سرگرمی ما کوچولوها هم هستید.  بچه‌های بزرگتر با مهرها، برج می‌سازند. من بلدم برجشان را خراب کنم. من بلدم مهرها را تکی تکی بیاورم بیرون بگذارم روی زمین،‌ بعد دوباره اونا رو بذ
12 تیر 1367 طبق روال روزانه هواپیماهای زیادی از فرودگاه‌های مختلف کشور به مقصد خود پرواز کردند، اما سرنوشت پرواز مسافربری شماره 655 شرکت هواپیمایی ایران‌ایر از تهران به مقصد دبی با سرنوشت بقیه هواپیما فرق داشت و برای همیشه نامش جزو قربانیان یکی از بزرگترین‌ جنایت‌های هواپیمایی در دنیا در تاریخ ماندگار شد، جنایتی که از نظر میزان تلفات انسانی، هفتمین جنایت مرگبار هوایی تاریخ است.
این روز (12 تیر 1367 برابر با سوم ژوئیه 1988) تاریخی است که سال‌هاس
در این دِژ فقط مجرمان مهم را نگاه می‌داشتند و مقررات آن مانند دیوارهایش بسیار سخت و شدید بود . اگر قرار باشد که در بیرحمی عظمتی نهفته باشد ، پس این آرامشِ بزرگ ، غم‌آلوده ، مُرده و خاموش که کوچک‌ترین هِس‌هِس صدا و کم‌ترین نفس را خفه می‌کرد ، از عظمت برخوردار بود .
در این سکوت باشکوه ، دقایق بگونه‌ی اندوه‌باری سپری می‌شدند ، پنج انسان ، دو زن و سه مرد ، درحالیکه از هر چیز زنده به دور افتاده بودند ، چشم انتظار به سر رسیدن شب و فرا رسیدن سپیده
بالاخره کتاب صد سال تنهایی رو تموم کردم . با
اینکه چند فصل اول زیاد جذاب نبود چون بیشتر درگیر یادگیری اسامی شدم ولی به مرور
داستان جذاب شد . خب همونجور پشت جلد نوشته شده سرگذشت 6 نسل از خانواده بوئندیا
هست که محکوم به تنهایی هستن و جالبی داستان اینجا بود که سرگذشت اجداد برای نوه
ها هم تکرار میشد . تو این رمان علاوه بر مسائل روزمره خانواده بوئندیا به مسائل
ی نیز پرداخته شده و نبرد بین حزب آزادیخواه و حزب محافظه کار و همچنین مبارزه
کارگرا
در اینجا https://roudaki.persianblog.ir/ به دنیایی از اطلاعات و ترفندها دست پیدا می کنید که قطعا به دردتون می خوره.
این وبلاگ تقریبا در مورد هر موضوعی که فکرش را بکنید محتوا در خودش داره. از جملاتی برای حفظ رابطه دوستانه با همسر گرفته تا آموزش مخ زنی و بسیاری موضوعات دیگه را در این بلاگ میتونید پیدا کنید.
آنطور که مشخصه این وبلاگ تا پنج سال پیش عالی پشتیبانی میشده اما ظاهرا پسر خوب هم به سرنوشت سایر وبلاگ نویس ها دچار شده.
راستی چه شد که یهویی وبلاگ نویسی او
ویچر ، نام سریالی اکشن و ماجرایی می‌باشد که توسط لورن اشمیت ساخته شده است. در خلاصه داستان این سریال آمده است ، در دنیایی پر از انسان‌های ظالم که از بسیاری از حیوانات وحشی نیز شرورتر هستند ، مردی به نام گرالت ریویایی ، ویچر و شکارچی جهش‌یافته‌ی هیولا ، در تلاش است تا جای خود را پیدا کند. در این میان سرنوشت او را به سمت یک شاهزاده جوان با یک راز خطرناک و یک جادوگر قدرتمند می‌کشاند و این سه باید با یکدیگر متحد شوند و از این سرزمینی که
هابز و شاو ، فیلمی اکشن و مهیج محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی دیوید لیچ می‎باشد. داستان این فیلم دو سال پس از اتفاقات فیلم سرنوشت خشمگین به وقوع می‌پیوندد. مامور باتجربه لوک هابز تصمیم می‌گیرد تا با دوست و رقیب قدیمی‌اش دکارد شاو همکاری کند تا ماموریت یک خلافکار مخوف به نام بریکستون را متوقف کنند. امااپیزو فیلم | دانلود رایگان فیلم و سریال با لینک مستقیم
دانلود قانونی فیلم سینمایی مارموز | با 5 کیفیت مختلف
خلاصه فیلم مارموز: داستان این فیلم برپایه شخصیتی به نام قدرت «حامد بهداد» است که در گذر یک عمل به صورت خودسرانه، به قهرمان شهر تبدیل می‌شود. او در سرش هوای رسیدن به قدرت را دارد اما در این بین اتفاقاتی رخ میدهد که سرنوشت او را تغییر میدهد.
دانلود و توضیحات بیشتر در ادامه‌‌ی مطلب .
پرتال جامع ترولیا | سرگرمی، طنز، کلیپ، دانلود، فونت، سلامت، عکس، آشپزی
توی خانواده مون به فاصله ی چهار - پنج نسل، خانم زیبایی زندگی میکرده که روحیات و اخلاق خاصی داشته. خوش سلیقه، خوش اخلاق، کدبانو و هنرمند بوده و بیش از هم دوره ای ها به ظاهرش اهمیت میداده. شاید همین ویژگی ها باعث شده که سرنوشت خیلی غم انگیزی رو از سر بگذرونه و مسبب داستان های غم انگیزتری برای نسل های بعد خانواده باشه. با شنیدن جزییات قصه ش به این فکر فرو میرم که هنوز چقدر قصه ی ناشنیده و نانوشته هست. قصه هایی حقیقی  که از افسانه ها و حکایت ها پیشی
منتشر شد:


تشریح
(۵۸ غزل اجتماعی و اعتراض)
مریم جعفری آذرمانی
 پاییز ۱۳۹۷
انتشارات فصل پنجم
تلفن: ۶۶۹۰۹۸۴۷
نشانی فروشگاه: 
روبروی دانشگاه تهران. پاساژ فروزنده. طبقه منفی یک پلاک ۲۱۲ کتابسرای فصل پنجم
یک شعر از این کتاب:
سربازهای مرده، جوانند همچنان
جان‌های بی‌گناه، روانند همچنان
عقلم به هیچ معجزه‌ای قد نمی‌دهد
دیوانه‌ها رییسِ جهانند همچنان
هر دختری به شیوه‌ای آخر عروس شد
پس مادران چرا نگرانند همچنان؟
زن‌ها دو پای له شده در ازدحام را
ب
 خلاصه داستان سریال Preacher:
داستان سریال درباره ی مردی به نام کایل بارنز می باشد که در کل دوران زندگی‌ اش همواره تحت تسخیر نیروهای ماوراء طبیعی بوده است و از این موضوع رنج می برد. او با همکاری کشیشی به نام رِورِند اندرسون به دنبال دلیل این موضوع می گردد تا بتواند به زندگی نرمال و عادی خود بازگردد. اما چیزی که او در جستجویش است می تواند سرنوشت تمام انسان ها را تغییر دهد و…
 
 فیلم و سریال
چهل و نه)
اما اسلام ابراهیم(ع) و محمد(ص)به ما آموخته است که الله از چنین مقدس
خودپرست بیزار است،اگر یک روز،کسی از کار خلق غافل ماند و روز را به سر
آرد و به سرنوشت جامعه اش نیندیشد و در راه اصلاح آن نکوشد،نه تنها گنهکار
است،که حتی مسلمان هم نیست![من اصبح و لم یهتمّ بأمور المسلمین،فلیس بمسلم]

پنجاه)
تصوف،بی آنکه بر عرفات و مشعر بگذرد،از منی آغاز می کند و در منی می
ماند؛و فلسفه تا مشعر می آید و به منی نمی رسد؛و تمدن،بی مشعر و منی در
عرفات ساک
هر زمان دچار به هم‌ریختگی‌های بیشتری هستم، یا در مرحله‌ی گذار و تعلیق، بیشتر می‌نویسم. دو داستان، ماحصلِ حال و هوای تغییرِ این روزها بوده، داستان‌هایی با بازخوردهای خوب، که بسیار خوشحالم از بابت‌شان. همینطور کار ترجمه که همچنان با انگیزه و قوت ادامه دارد و دعوت به همکاری از طرف یکی از مشهورترین روزنامه‌های اصلاح‌طلب کشور و به چاپ رساندن چند یادداشتم در دو ماه اخیر نیز، هدیه‌های خوبِ سرنوشت برایم بوده‌اند. 
دیرتر از سن و سالم پیش می
دستش را روی دهانم گذاشت و گفت: -تورو خدا دیگه نگو. من مقصرم. میدونم. اعتراف کردم. حالام حاضرم هرجوربخوای تنبیه بشم تا جبران بشه. از پشت پرده اشک به چشمانش خیره شدم و بعد خندیدم و گفتم: -تنبیه؟؟؟ هر چی که بگم؟ -آره. قسم میخورم قبول کنم. -تنبیهت اینه که از حالا تا دنیا آمدن بچه دیگه حق نداری تنها سفر بری. - ای به چشم. اصلا هر جا خواستم برم اول ازت اجازه میگیرم .خوبه قربونت برم؟؟؟ -حالاشد پایان امیدوارم از خواندن این رمان لذت برده باشید.مو
شب
قدر، شب تصمیم گیری و اراده محکم برای تغییر در مسیر زندگی است.

شب
قدر همانطور که از اسمش پیداست به معنای اندازه، تقدیر و سرنوشت معنا شده که در
واقع انسان در شب قدر تصمیم می‌گیرد و نقشه می‌ریزد برای سال آینده و نگاهی به
کارنامه گذشته خود می‌اندازد تا یک برنامه‌ای را اندازه گیری کند برای آینده خودش که
مهم در شب قدر آن اراده و تصمیم است
 
انسان
باید تصمیم بگیرد که برنامه تکاملی خودش را تنظیم کند و یک قدم به جلو بردارد و از
گناهان و خطا‌هایی
مارپله چیست ؟
زندگی ما مانند مارپله است گاهی اوقات همه چی بر وفق مراد است و گاهی اوقات برعکس !
اما
با پیشرفت علو و تکنولوژی و کشف قوانین کیهانی ، بشر میداند که می تواند
سرنوشت خود را به عهده بگیرد و با یک تغییر اساسی در افکار خود ، می تواند
سرنوشتش را به دست گیرد و به بهترین شکل ممکن زندگیش را بسازد .
زندگی
دیگر مانند مارپله نیست که مسیر ها شانسی و یا توسط دیگران برای ما مشخص
شود . ما با قدرت می توانیم مسیرمان را مشخص کرده و باعزمی راسخ طی طریق
"می گویند، در این جهان اندازه ی خوشی بر میزان درد چربش دارد، یا دست کم توازنی بین این دو برقرار است. باشد، اگر خواننده مایل است به اِجمال از صحت و سقم این عقیده آگاه شود بگذار  تا بین حالِ دو حیوان که یکی در حالِ دریدن و خوردنِ دیگری است قضاوت کند. در بدبختی و مصیبت از هر قماش، بهترین کار این خواهد بود که در اندیشه ی آنان باشیم که در مقایسه با ما باز هم در شرایطی دشوارتر گرفتارند؛ و این هم ملجأ و تسلی خاطری است که درش بر روی همه کس گشوده است. با ای
باید یه رازی پشت روزهای آخر هر سال باشه که این همه سنگین و بی رحم و سخته. دو هفته‌س دلم سنگینه. یهو یاد بدترین تجربه‌هام میوفتم و تنها چیزی که تو ذهنم نقش می‌بنده اینه که آره، تا تهش قراره همین باشه. همین که تا چشمه بری و تشنه برگردی، سرنوشت محتوم توعه. حالا من وسط قسمت عمیق استخرم و تو سر آب میزنم جای همه‌ی عاملین نرسیدن هام و ضعیف بودن‌هام و گریه میکنم و میشه یه چیزی تو مایه های اون شعرا که تو بارون گریه میکنم چون هیشکی نمیفهمه که گریه کردم
در اواخر جنگ جهانی روستایی به تصرف نیروهای آلمانی در می آید . پس از استقرار نیروهای آلمانی فرمانده ی جوان متوجه می شود مردم روستا به علت وجود رودخانه ای خروشان بین روستا و مرکز شهر با سختی های فراوانی روبرو هستند .
پس از مرگ یک زن باردار به خاطر نبود امکانات پزشکی ، وی تصمیم می گیرد تا با امکاناتی که در اختیار دارد پلی جهت عبور و مرور بروی رودخانه بسازد .
در این بین چالش ها و روابط عاطفی بین اشغالگران و مردم روستا بن مایه داستان را تشکیل می دهد .
هومر (Ὅμηρος) شاعر و حماسه سرای یونانی در حدود 800 پیش از میلاد می زیسته است. ایلیاد و ادیسه که به شرح وقایع جنگ تروا و بازگشت اولیس از جنگ می پردازد از آثار این ادیب توانا است.
ادیسه حماسه‌ای است با محتوای تربیتی که با سه خط داستانی اولیس قهرمان داستان و چالش هایش برای بازگشت به یونان، تلماک فرزند اولیس و تلاشش برای پی بردن به سرنوشت و هویت پدرش و پنلوپه همسر اولیس و استقامتش در وفاداری در مقابل خواستگارانی سرشناس و گستاخ که در خانه ی او سالها
دانلود سریال تایلندی The Crown Princess نام ها: تاج پرنسس – مصائب شاهدخت – سرنوشت عشقمحصول: 2018 تایلند از شبکه Channel 3ژانر: اکشن | درام | عاشقانهتاریخ پخش: 24 اردیبهشت 1397 – 14May2018قسمت ها: 12 قسمتنمره: 8.3 در MDLمدت زمان: 110 دقیقهوضعیت: پایان یافته استبازیگران:Yaya Urassaya Sperbund – Barry Nadech Kugimiyaتا قسمت آخر اضافه شد.زیرنویس فارسی اضافه شد.خلاصه داستان: آلیس یه شاهدخت سرتق و سرسخته و داوین هم فرمانده گارد امنیتیه. اطرافیان آلیس به خاطره این که از شان
متن آهنگ رضا بهرام کاش
متن موزیک کاش از رضا بهرام:
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
کاش راه دوری بین ما بود….
کاش سرنوشت ما جدا بود…
از تو فکر من رها بود…
گر ندیده بودمت ای یار!
عــــشــــــق دیدی خانه ات خراب است!
عــــشــــــق هر چه گفته ای سراب است!
این چه حق انتخاب است….
دگر ندارم خبر از دلدار…
دل توبه کردی و شکستی ♬♫♪ دل با چه رویی عاشق هستی
تو امید هر که بستی ♬♫♪ رفت و آخرش شدی تنها…
من یک غم ادامه دارم ♬♫♪ من بغض آخرین قرارم
که هنوز در انتظار
وی در سالهایی ن چندان دور ، در چنین روزی دیده ب جهان گشود!
گویا پروردگار از همان ابتدای خلقتش، سرنوشت اورا با خودکار سبز نوشت!!!
ب سبزی برگ گل.
ب سبزی چمن.
ب سبزی انسیتی!
.
خوشحالم ک ب دنیا اومدی و بخشی از دنیای من شدی.
آیینا. مکنه ی کوچولوی کیوت دوس داشتنی فوروای. نونا خیلی خیلی خیلی دوستت داره.
نونا رو ببخش ک امسالم نتونست پیشت باشه.
سعی کن روز تولدت شادترین آدم دنیا باشی! مگ آدم چند بار ب دنیا میاد آخه؟ ب این فک کن ک چقدر خوب شد ک ب دنیا اوم
متاسفم که سرزمینم بیشتر از هنر و هنرمند به کارگر احتیاج داره! 
کارگر هایی که بتونن از ویرانه ها خونه بسازن 
دارم به این فکر می کنم که ما بیشتر از اون چه که فکرشو می کنیم به جامعه مون وابسته ایم. جامعه مون می تونه تعیین کنه ما کجا باشیم و کدوم بخش از وجودمون پررنگ بشه
البته که خودمون هم موثریم اما زمونه ای که توش زندگی می کنیم و جامعه مون خیلی تاثیرگذاره
من نمی تونم یه اتاق امن برای خودم بسازم و فراموش کنم بیرون از اتاقم آشوبه
نمی تونم آدم هایی ک
10 نکته ی کلیدی در طراحی و چاپ بروشور ، بارها و بارها بروشورهایی به دست ما رسیده که سرنوشت مشترکی داشته اند. سطل زباله!!!
چه چیز باعث می شود شما یک بروشور را نگه دارید؟ چه چیز باعث می شود یک بروشور را مطالعه کنید؟ به طور کلی اجزایی که می توانند در یک بروشور جذابیت ایجاد کنند، چه چیزهایی هستند؟برای مطالعه این نکات کاربردی کلیک کنید تا وارد مطالب اصلی شوید.چاپخانه ارس
تحریم ظریف منو یاد یه انیمیشن قدیمی انداختیادتونه یه خمیر کرم رنگ بود تو برنامه کودک؟ (خمیره شکل آدم بود همه کاری هم میکرد، یه بارم جورابشو میخواست بدوزه، دوخت به دستش، بعد جورابه رو کشید تو لامپ، دوخت به لامپه) قسمت جورابه رو پیدا کردم. ازینجا دانلود کنید.یه بار خواست گندشو جبران کنه، رفت جارو برقی آورد، اول خودش داشت جارو میکشید، بعد جاروئه قاطی کرد از دستش در رفت هرچی تو صحنه بود اعم از قاب عکس و میز و صندلی رو خورد، آخر سرم خود خمیره رو خو
Kash
#RezaBahram
کاش راه دوری بین ما بود 
کاش سرنوشت ما جدا بود
از تو فکر من رها بود 
گر ندیده بودمت ای یار
عشق دیدی خانه ات خراب است
عشق هرچه گفته ای سراب است
این چه حق انتخاب است 
که ندارم خبر از دلدار
تو همانی که رگ خواب مرا میدانی
تو همانی که به درد دل من درمانی
باورت کردم و گفتی تا ابد میمانی
دیدی آخر که تو رفتی و من اینجا ماندم
دیدی که آخر ز پرواز دلت جا ماندم
تنها یار بی کسی ها دیدی آخر تنها ماندم
دل توبه کردی و شکستی دل 
با چه رویی عاشق هستی
تو امی
روزی در نماز جماعت موبایل یک نفر زنگ خورد
زنگ موبایل آن مرد ترانه ای بود
بعد نماز همه او را سرزنش کردند 
و او دیگر آنجا به نماز نرفت.
همان مرد به کافه ای رفت و ناگهان قلیان از دستش افتاد و شکست
مردکافه چی باخوش رویی گفت اشکال نداره،فدای سرت
او از آن روز مشتری دائمی آن کافه شد 
حکایت ماست:
جای خدا مجازات می کنیم 
جای خدا می بخشیم 
جای خدا. 
اون خدایی که من می شناسم
اگه بندش اشتباهی بکنه، اینجوری باهاش برخورد نمیکنه
شما جای خدا نیستی اینو هیچوق
ر
جهت کسب اطلاعات بیشتر درمورد انتخاب رشته کارشناسی ارشد وزارت بهداشت با مشاوران مرکز تهران مشاوره تماس حاصل فرمایید.
تماس از سراسر کشور از طریق تلفن های ثابت 8 صبح تا 12 شب حتی ایام تعطیل 29 20 70 70 – 021
همانطور
که می دانید به دلیل ت گذاری های وزارت بهداشت و آموزش پزشکی به منظور
ارتقا سطح علمی دانشجوها، دانشگاه ها و همچنین جلوگیری از اشباع بازار کار
رشته های وزارت بهداشت و بیکاری فارغ التحصیلان، ظرفیت پذیرش رشته های کارشناسی ارشد وزارت ب
چگونه سخن‌رانان با تکرار سخنان خودشان به بهانۀ تبیین گام دوم، بیانیه را به حاشیه راندند؟
به بهانۀ گام دوم صحبت‌های پیشین بسیاری تکرار شده است، اما کم‌تر سخنی در بیان لُب گام دوم رانده شده و کم‌تر قلمی بر تبیین صاف و ساده و بی‌شیله‌پیلۀ بیانیه رفته و کم‌تر بحثی دیده‌ایم که خود متن آن بیانیه را کافته و بن‌مایۀ خود آن بیانیه را بیرون ریخته باشد. تا جایی که در فاصلۀ انتشار بیانیه تا عید نوروز کم‌تر دیدیم تفسیر و تاویلی دو جمله‌ای و خلاصه
سلام ،‌توی پست قبلی درباره غرور صحبت کردم و خوشبختانه مورد عنایت دوستان قرار گرفت و این بار هم می خوام درباره یکی از فضیلت های اخلاقی به نام راستگویی حرف بزنمراستگویی و صدق السان از جمله مواردی هست که همه انسان ها این رو ارزش می دانند  راستگویی قفل اتاقی است که در آن همه بدی هاست و اگر راستگویی با کلید دروغ گویی باز شود آدم در منجلاب بدی ها غرق خواهد شد و این بدترین سرنوشت یک نفر می تواند باشدمی گویند روزی فردی مبتلا به گناهان به نزد یکی از ح
ایده یا فکر اولیه از گوشه ی خیابان که راه می روید لحظه ای چشمتان به یک لنگه چکمه می افتد که غلت غلتان توی جوی آب می رود. نیم نگاهی به آن می اندازید و به آرامی از کنار آن می گذرید. این موضوع آنقدر بی اهمیت است که لحظه ای بعد این تصویر نیز زیرصدها تصویری ـ که بعد از آن در پی می آیند ـ دفن می‌شود. یکی دو دقیقه بعد هم هیچ اثری از تصویر آن چکمه در ذهنتان نمانده است.از گوشه‌ی خیابان که راه می روید لحظه ای چشمتان به یک لنگه چکمه می افتد که غلت غلتان توی ج
 گویند که ازدل برود هر آنکه از دیده برفت.عمریست از دیده برفته است و در دل مانده.باز نشستم رو بروی همه ی خاطراتم. روبروی یک دنیا زندگی، اما فقط توی قاب پیام های شیشه ای.زنده ی زنده.این روزها حس میکنم عقربه های ساعتِ زمان افتاده انگار روی دورِ تند. ساعت را که نگاه میکنم زود میگذره، ثانیه هاش تند تند جابجا میشن و دقیقه هاش چشم به هم میزنی رفتن روی عدد بعدی. و ساعتشو که دیگه نگو! عین برق و باد میگذره ، اما موندم چه حکمتی داره که عمر من تموم نم
"شمس تبریزی گوید: اگر سخنی را شنیدید و به دلتان نشست، بدانید که آن سخن حق است و به دنبال آن بروید، پس بر این باور باشیم که: متبرکند انسان های اندک شماری که پیوسته در روح دیگران جاری هستند و آدمی را از روزمرگی به روز سبزی می برند. - شمس تبریزی
تو دو تن هستی، یکی بیدار در ظلمت و دیگری، خفته در نور!  یادمان نرود، در دفتر دیکته فردایمان بنویسیم: باید انسان بودن، پاک بودن ،مسئول بودن و در اندیشه سرنوشت دیگران بودن وظیفه نباشد، بلکه صفت آدمی باشد!"
برگ
فصل پنجم: انتخاب سرنوشت
16. دقت در انتخاب
قال الامام الصادق علیه السلام:
انما المراة قلادة فانظر ما تتقلد.
امام صادق علیه السلام فرمود:
زن همانا گردنبندی است، نیک بنگر که چه گردنبندی را به گردنت آویزان می کنی.
وسائل الشیعه، ج 20، ص 33
17. وصلت نکردن با خانواده ناشایست
ادامه مطلب
تعداد صفحات : 304
خلاصه رمان : 
 داستان در مورد زندگی شمیمه.دختری که پدر و مادرش واز دست داده و باخاله اش زندگی میکنه. سختی های زندگی از یه طرف و سخت گیری های خاله اش هم از یه طرف دیگه باعث میشه که شمیم از اون خونه فراری بشه.ولی دست تقدیر سرنوشت دیگه ای روبراش رقم زده.زندگی میخواد روی خوبش و بهش نشون بده. روزگار اون و سر راه خانوم بزرگ قرار میده کسی که خونه اش قراره برای شمیم تبدیل به یه کلبه امن بشه و سرنوشتش طور دیگه ای رقم بخوره
پایان
همه چیز عادی بود تا شب
تا شب که چند تا اسکرین شات از یک مکالمه به یاد موندنی به دستم رسید. خوندنشون ده دقیقه طول میکشه و از اون موقع هر ده دقیقه یک بار میرم و میخونمش
میخونم که یادم بمونه.خوندنش برام عذاب محضه ، شکنجه ی روحیه اما باز هم میخونم
فردا که از خواب بیدار شم دوباره میخونم
میدونی رفتم امتحان کردم و دیدم حتی میم هم نمیتونه توی این قضیه اثری داشته باشه که حتی عصبانی تر و خشمگین ترم میکنه
نمیدونی ، هیچی نمیدونی.باید جای من باشی که نیستی و
وقتی افسانه ایی هست به نام صادق هدایت» که هر گمشده در تاریکی را با طلسم پرنور خودش به سمت و سویی می کشد که بیشتر شبیه یک شوخی است تا امری جدی، چه توقعی از دیدگاه مرسوم درباره ی نویسندگی می شود داشت؟ دیدگاهی که نوشتن و نویسندگی را کاری دیوار به دیوار دیوانگی معرفی می کند و دوست دارد نوشتن هم شبیه کاری مثل بقّالی باشد تا خود ِ خود نوشتن. قصدم از نوشتن این چند سطر هم توهین به مشاغل و اصناف نیست. می خواهم مشخص کنم این امر شوخی تا کجا کشیده شده و به
شهر سوال ـ طالع‌بینی به روشهایی گفته می‌شود که برخی باور دارند به یاری
آنها می‌توان از آینده و سرنوشت هر کس آگاه شد. در واقع علم اختر گویی یا
طالع‌بینی به معنای تعبیر و تفسیر آینده با توجه به وضعیت ستارگان است.بخش سایر مسائل شهر سوال بر بال اندیشه ها
ادامه مطلب
با یک نگاه اجمالی و کلی به مسائل مطروحه در معرفی ادیان در بخش های قبلی به چند نکته کلیدی برخورد میکنیم:خداانسانروح انساناعمال انسانمرگنتیجه اعمال
در واقع مجموعه اینها زندگی انسان را تشکیل می دهد.زندگی که سرنوشت انسان را رقم میزند و اساساً ادیان برای شناخت جهان،خدا،انسان و ارتقاء آگاهی های فردی در سایه این شناخت و ظهور این آگاهی در اعمال و رفتار انسان شکل گرفته اند تا بتوانند با تدوین یک برنامه متعالی ، آدم را به مقام شایسته خودش برسانند.م
یکی از واقعیت های دفاع مقدس بالا بودن قابل توجه آمار شهدای مجرد نسبت به شهدای متأهل است. رسیدن به مقام شهادت، نیازمند مقدماتی است که از جمله آنها قطع وابستگی به تعلقات مادی است. شهدای متأهل، امتحانی دشوار پیش رو داشتند. مطالعه خاطرات و نامه های این دست از شهدا نشان می دهد آنان نیز مانند همه مردم عادی –وگاه بیشتر- به زن و فرزند و خانواده خود علاقه داشتند. رمز سعادت این شهدا آن است که در بزنگاه سرنوشت خویش، محبت های دنیایی را فدای عشق حقیقی نمو
چهارسال پیش امروز.
همه لبخند داشتیم.همه خوشحال بودیم.همه به هدفی که ماه ها براش تلاش کرده بودیم رسیده بودیم.همه فکر میکردیم تا آخر باهمیم،دیگه سختی ها تموم شده،همه یه طوری برا خودمون رویایی ساخته بودیم که مطمئن بودیم بهش میرسیم،اما سرنوشت نخواست.نخواست خوشحالیمون رو ببینه. نخواست شاهد خنده هایی باشه که از ته دل بودن.
از هم جدا افتادیم.
الانم خوشحالیم اما بعد از شکست هایی که هنوز که هنوزه ازش یه چیزایی باقی مونده.
هنوز بعد از چهارسا
متن آهنگ جدید رضا بهرام به نام کاش
متن آهنگ : کاش راه دوری بین ما بود
کاش سرنوشت ما جدا بود
از تو فکر من رها بود
گر ندیده بودم ای یار
عشق دیدی خانه ات خراب است عشق هرچه گفته ای سراب است
این چه حق انتخاب است که ندارم خبر از دلدار
تو همانی که رگ خواب مرا میدانی تو همانی که به درد دل من درمانی
باورت کردم و گفتی تا ابد میمانی 
دیدی آخر که تو رفتی و من این جا ماندم دیدی آخر که ز پرواز دلت جا ماندم
تنها یار بی کسی یا دیدی تنها ماندم 
دل توبه کردی و شکستی د
دوباره در قعر موج سینوسی‌ام فرو رفته‌ام و حسابی بی‌حوصله و کلافه‌ام. حتی نگهبان دنیای آینه هم مسخره‌ام می‌کند و نگاهش که می‌کنم پوزخند می‌زند به وضعیتم. از شروع کردن درس‌هایم واهمه دارم و یک هفته را به هیچ و پوچ گذراندم. خیال می‌بافم که حواسم را از درس پرت کنم.
کاش می‌شد در خیال زندگی کرد. کاش می‌شد خوابید و در دنیای خیال بیدار بود. کاش می‌شد خواست و رسید.
سرنوشت ما اما نرسیدن به هر چیزی که دلمان خواست بود. خواستیم و رسیدن نتوانستیم. حا
اولین چیزی که ساده ترین راه ابراز علاقه رو دشوار میکنه یک چیز مضخرف به اسم ،غروره
اگر غرور نبود 98.94درصد سختی های روی زمین بر داشته و زندگی قابل تحمل تری رو همه تجربه میکردن.این غرور از کوچکترین مسائل تا بزرگترین و سرنوشت ساز ترین مسائل یا حتی مسائل حاشیه که درست میشن قطعا پای این غرور به درد نخور و زندگی سوز وسطه.
اولین چیزی که شیرین ترین زندگی ها رو بهم میزنه غروره
اولین چیزی که بزرگترین کار ها رو خراب میکنه غروره
اخه کجا این غرور به دردتون خ
از طرف افسر گردان والتر نامه ای به دستشان رسید که در آن نوشته بود والتر در یکی ازعملیات های کورسلت با اصابت یک گلوله کشته شده است. همان روز نامه ی دیگری از خود والتر به دست ریلا رسید. ریلا پیش از باز کردن نامه به دره ی رنگین کمان دوید و جایی  که برای آخرین بار با والتر حرف زده بود ، نشست و گرم خواندن شد. خواندن نامه ای بعد از مرگ نویسنده اش حس و حال عجیبی داشت. نخستین بار بود که ریلا احساس می کرد والتر باآن روح بزرگ و عقاید با شکوهش هنوز زنده است و
نام فارسی فیلم : خراج
نام لاتین فیلم : Tribute
نام هندی فیلم : LAGAAN
زبان فیلم : دوبله فارسی
سال تولید : ۲۰۰۱
موضوع (ژانر) : ماجرایی ، درام ، موزیکال
کیفیت : ۷۲۰
فرمت فایل : mkv
حجم فایل : ۱۲۶۰ مگابایت
توضیحاتی کوتاه درمورد داستان فیلم : داستان فیلم در دوران حکومت بریتانیا بر هند می‌گذرد و زندگی مردم یک روستا را نشان می‌دهد که به خراج سنگینی که حکومت بر آن‌ها بسته معترض هستند و حاضر می‌شوند تا بر روی سرنوشت خود در یک مسابقه کریکت با حاکمان انگلیسیشان شر
نظریه ای وجود دارد که بر اساس آن اگر پروانه ای در نقطه ای از دنیا بال بزند میتواند در نقطه ای دیگر از عالم طوفان بیافریند.آیا این نظریه دنبال اثبات جبریت است که اتفاقات و رخدادهای پیرامون ما ناشی از رفتار دیگران است.؟ابتدا لازم است عنوان شود که این اثر در صورتی رخ میدهد که الف:سیستم دارای رفتار غیر خطی باشد ،یعنی رفتار منظمی نداشته و متغییرها بصورت یک رابطه ی مستقیم با هم تغییر نکنند .ب:وضعیت هر لحظه از سیستم تابعی از وضعیت قبلی سیستم باشد .یع
گاهی که یه کاری جلو نمیره، میشینم فکر می‌کنم ببینم کجای زندگیم گند زدم که اینجا خوردم به بن‌بست! آدم بزرگا میگن وقتی خرابکاری می‌کنی، به همون اندازه ازت توفیق قدم‌های خوب سلب میشه؛ مگر اینکه برگردی و درستش کنی. خدایا خودت یه کاریش بکن.
من آسمان پر از ابرهای دلگیرماگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم
من آن طبیب زمین گیر زار و بیمارمکه هر چه زهر به خود می دهم نمی میرم
من و تو آتش و اشکیم در دل یک شمعبه سرنوشت تو وابسته است تقدیرم
به دام زلف بل
همیشه در من اندوهی بود به جا مانده از حرفهایی که نتوانسته بودم به تمامی آنها را به زبان بیاورم
صباح الدین علی
همواره در من اندوهی
چون طفلی مشتاق و جستجوگر
زندگی می کند
به جامانده از تمامی حرفها
عاشقانه ها
و آرزوهایی که هیچگاه بر زبان نیامدند
در من اندوهی است چون آن اشکها
آن بغضها و آن خواستنها
که در تنهایی خویش می ریزم
هنگام سخن با تو با لبخندی بر لبانم پنهان می کنم
در من دریایی است از عشق
نفسهای آه آلودت چون طوفانی
دریای جنونم را به تلاطم در
بسم الله
مردی که هیچ کاری تو خونه نمیکنه من فعلا میرم سر کار اما ایشون که فعلا تعطیلن از صبح یا پای لبتابه یا گوشی !!!
وارد خونه که میشم تازه خستگی هام شروع میشه
باید نهار درست کنم ظرف بشورم دست و رویی به خونه بکشم
لیوان و هندونه ای که رو میز گذاشته جمع کنم و
حتی باغچه حیاطم رسیدگی نمیکنه.گلدونا.
گاهی هیچ انگیزه ای برای اینکارا ندارم
همه رو رها میکنم خونه میشه زله
اعتراض میکنه بحثمون میشه
برای من باید و نباید تعیین میکنه که باید زود غذا د
1_ یادمه که خیلی دیر تلویزیون رنگی خریدیم. یکی از اون سیاه و سفیدایی که قابش زرد بود داشتیم :) من همیشه منتظر این بودم که بابام با یه تلویزیون رنگی از در بیاد تو  :). مامانم همیشه می گفت یه روزی میرسه که چند تا تلویزیون میگیریم ولی هیچ کدومتون نگاهشم نمی کنید؛ راست می گفت بعد گرفتن رنگیش، سیاه و سفیده شد مخصوص بازی با میکرو، البته طبق معمول برادران گرامی کلک میزدن بهم، که بده ما قارچ خور رو بازی کنیم به ماریا برسیم تو نگاه کن، ماریا خوشگله :)
الان
1_ یادمه که خیلی دیر تلویزیون رنگی خریدیم. یکی از اون سیاه و سفیدایی که قابش زرد بود داشتیم :) من همیشه منتظر این بودم که بابام با یه تلویزیون رنگی از در بیاد تو  :). مامانم همیشه می گفت یه روزی میرسه که چند تا تلویزیون میگیریم ولی هیچ کدومتون نگاهشم نمی کنید؛ راست می گفت بعد گرفتن رنگیش، سیاه و سفیده شد مخصوص بازی با میکرو، البته طبق معمول برادران گرامی کلک میزدن بهم، که بده ما قارچ خور رو بازی کنیم به ماریا برسیم تو نگاه کن، ماریا خوشگله :)
الان
بیوگرافی و زندگی نامه ی انگین اکیورک
بیومیو : انگین اکیورک به انگلیسی Engin Akyürek در 12 اکتبر 1981 در شهر آنکارا، ترکیه متولد شد.
پدرش کارمند دولت و مادرش خانه‌دار است.
قد او 187 سانتیمتر است.
ثروا او حدود یک میلیون دلار تخمین زده می شود.
انگین
در سال 2002 در رشته تاریخ و زبان از دانشگاه آنکارا فارق التحصیل شد. او
پس از فراغت از تحصیل به امور خیریه از جمله کمپین کمک به قربانیان زله
ترکیه پرداخت. او در سال 2004 تنها دو سال بعد از فارق التحصیلی از
دانشگاه
آن سال و
آن ماه و آن روز،بیش از همه وقت احساس کردم که اینچنین است،و بیش از
همیشه احساس کردم که تنها هستم و قربانی زمانه.و دردناک تر از همیشه،یافتم
که در آخراّمان،چگونه فضیلت ها،رذیلت می نماید!و آخراّمان،گوئی،همیشه
است!
و
اینها هیچ کدام دردآور نیست،زیرا که خصومت دشمن،ایمان را بارور می کند و
امید را سیراب،و به وجود،معنا و نیرو می بخشد؛و خصومت دوست،نومید کننده
است و ضعیف کننده و . بد!
بی
خودی نیست کهعلی(ع)»،وقتی در اُحُد،هنگامی
روابط دولت – ملت
وتاثیر آن در ساختار حکومت
هر جامعه در طول حیات خود گرفتار مشکلاتی می شود که اگر راه حلی برای آنها
پیدا نشود جامعه رو به زوال خواهد رفت .
یکی از معضلاتی که در عصر معاصر ایران با آن مواجه شد رابطه دولت و ملت بود .
دردوران  قبل از مشروطه رابطه دولت - ملت
مبتنی بر مناسبات رعیت پادشاه بود ،رعایا مثل برده هیچ دخالتی در سرنوشت خویش
نداشتند ،جان و مالشان در دست شاه بود . اما در اواخر دوره قاجاریه به دلیل افزایش
ارتباط با غرب گروه های جد
یک نیروی عجیب و خستگی ناپذیری در من حلول کرده ک نه تموم میشه و نه درست میشه.حس نفرت ب این زندگیحس درموندگی.حس اتیصال. بیخود ک نیست ک دلم از هر آرزوی محققی چشم بسته و دارم اونقدر ب آدم گوشه گیری تبدیل میشم ک برای جواب دادن ب یک پیام معمولی هم اونقدر فکرمیکنم و کج و راست میشم ک آخم درمیاد.برام در این برهه از زمان سخت ترین کار طاقت اوردنه.در عین خوشبختی های کوچیکی ک هست اونقد اسیر بدبختی های بزرگ ترش هستم ک میل آنچنانی برای اون چیزا نمیمونه.بیش
تعداد صفحات : 775
خلاصه رمان :  
گاهی قسم می خوری به خاطر مردمت از جون مایه بزاری و گاهی توسط همین مردم قضاوت می شی ،قضاوتی که درد داره و کمر خم می کنه از مردانی که داغ های زیادی تو سینه دارن به خاطر همین قسم ،قسمی که زندگی رو زیر و رو خواهد کرد و بی رحمانه به اخرین داشته هات چنگ خواهد زد
این قصه، قصه دو مرده که زندگیشون گره خورده به گروهی که خلاف هاشون رگ غیرت مردان شهر و شادابی جوونه های سرزمین رو هدف گرفته 
دومرد با دودیدگاه متفاوت که
#شرح_اسم
زندگی نامه آیت الله سید علی حسینی خامنه ای
#هدایت_الله_بهبودی
در قسمتی از کتاب، علی آقا(مادر اینطور صدایشان می زده) گرفتار تصمیمی می شود که گرفتنش سخت و شاید برایشان آن زمان سرنوشت ساز بوده، ادامه ی حضورشان در قم و تحصیل در آنجا و‌ یا بازگشت به مشهد برای مونس پدر کم بینایشان شدن!
پاسخی شنید که او ‌را به فکر فرو‌ برد، تا جایی که تصمیم گیری را برایش آسان کرد. او‌گفت: از قم دست بکش و به مشهد برو، می دانم که دنیا و آخرتت در قم است و نمی توا
حد فاصل بین کنکور تجربی و زبان اکانت اینستاگرامم رو بازیابی کردم. همون لحظه با خیل عظیمی از پیام‌های خوش برگشتی!» مواجه شدم. تمام پیام‌ها رو جواب دادم و راهی کنکور زبان شدم. کنکور زبان که تموم شد برگشتم خونه و دیدم میم» برام توی همون اینستاگرام ویس فرستاده. بهش گفتم که گوشیم آپدیت نشده و تبع اون نمی‌تونم اینستاگرام رو هم آپدیت کنم. یه کلمه نوشت: قراره بیام.» نوشتم: واییییی چقدر خوشحال شدم!» نوشت: برای همیشه می‌خوام برگردم…» و در همین ل
دیگر دلیلی برای ایستادن ندارم. دلیل‌های سابق چه باقی باشند و چه نه، دیگر کافی نیستند. 
اولَش که قرار بود مادرانگیِ مادر را به غلیان نیندازم. باید سکوت می‌کردم و پشت درهای بسته بغض می‌کردم و اشک هم ممنوع، چون چشم را سرخ می‌کند. بعد باید مراقب می‌بودم که نه تو بفهمی و نه آن دوستِ کثافتِ مطلقت که جز تو کسی را برای خودم نگذاشته‌بودم در جهان. صمیمی‌ترین دوستم را از دست داده‌بودم و تنهای مطلق بودم. بعدترش نباید می‌گذاشتم کسی در آن مدرسه‌ی مسخ
در زندگی تودهء مردم ما که زندگی اش توده ای انباشته از عقده ها و رنج ها و جراحت هاست،و آرزوهای مُرده و امیدهای بر باد رفته و خواستن های سرکوفته و عشق های بی سرانجام و خشم های فرو خورده،و همه نبایستن و نخواستن و نتوانستن و نگذاشتن و نشدن و نگفتن و نرفتن و نه،و نه، و نه!،عاشورا» زانوی مهربان سرنهادن و دامن مَحرمِ گریستن نیز هست.و در این فاجعهء هولناک بشری،هر کسی فاجعهء خویش را نیز می نالد.و دلهائی که در این روزگار،نه حق انتخاب،که حق احساس،و چشم
پدر بود. گه گاهی زنگ میزد و حالمان را میپرسید. هر چند خیلی خوشحال میشدم ولیاین مدت حرف زدن باهاش برام سخت بود. مرتب سراغ کامران را میگرفت و حالش رامیپرسید. -سلام پدر . حالتون چطوره؟؟ -خوبم بهار جون. تو خوبی گلم؟؟کامی خوبه؟؟ -ما خوبیم پدر. دلم براتون یه ذره شده.پس کی میاین اینجا؟؟؟ -قربون تو برم که دل بدل راه داره منم دلم براتون خیلی تنگ شده. -خب بیاین ما رو خوشحال کنین. -ببینم دخترم. تو مطمئنی حالت خوبه؟؟ - خب بله چطور مگه؟؟ -راستشو بهم بگو
.
بچه مار نوزاد قد می کشد
گاه این سو گاه آن سو می خزد
خوشحال است به  خاطر هوایی که میخورد آبی که مینوشد
شاد است به خاطر خاک شاد است به خاطر سنگ
دلش سرشار از هوس عشق است
شبها خواب چشمانش گم می شود
بوی گلها
بوی علفها
نفس طوفان  پر می شود توی جانش
بی خبر از خودش کاملا بی سر و صدا
هر چیزی تو درونش به زهر تبدیل می شود
 
این بچه مار زمانی
شصتش از زهر درونش خبردار می شود
شاید آنوقت بختش را نفرین بکند
شاید بغضی گلویش را فشار بدهد
 
گریه نکن گریه نکن بچه مار
همیشه آخرین سطر برایش می‌‌نوشتم ” روزی بیا که برایِ آمدن دیر نشده باشد ” می‌ نوشتم ” روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشم که هنوز دوستم داشته باشی‌ ” می‌ نوشتم در نبودنت به تمام ذرات زندگی‌ کافر شده ام جز ایمانِ به بازگشتِ تو امروز می‌‌نویسم یقینا آمده است ولی‌ روزی که من از هراسِ دیوار ها خانه را که نه خودم را ترک کرده بودم.
متن زیبا و دلنشین عاشقانه 
باید فراموشت کنم ، چندیست تمرین می کنم من می توانم می شود ، آرام تلقین می کنم با عکس های
هنوز سرنوشت ما معلوم نشده ولی، داشتم به حکمت اون روزایی فک میکردم که دنبال کارگاه میگشتیم و نمیشد. گفتم که اگه سختی اون روزا نبود الان حتما به خاطر اتفاقی که افتاده خیلی اذیت میشدم. اما فک کن اگه همون اویل اردیبهشت بهمون کارگاه میدادن حتما ما تا حالا کلی سفارش گرفته بودیم و بیعانه گرفته بودیم و حالا اوضاع خیلی وخیم میشد! با پول مردم چوب خریده بودیم و نه میشد پولشونو پیس داد نه میشد کارا رو تموم کرد.یا اگه کارگاه هوایی رو گرفته بودیم، بیعانه
پکیج رازهای زنانگی و مردانگی
انرژیهای روانی مردان و زنان در
دسته بندیهای متفاوتی قرار میگیرند و هرکس به صورت طیفی از این مدادرنگی
شخصیتی ، رنگ میپذیرد و تیپ خودش را پیدا میکندپروفسور یونگ سویسی و
شاگردانش مثل خانم بولن روانپزشک، زیباترین دسته بندیهای این بحث را تدوین
کرده اند و لدا بحث غیر از کاربردی بودن توسط بزرگترین سینماگران و
روانشناسان شخصیتی در دنیا ، بسیار text های قدرتمندی را یدک میکشد.۱۵
انرژی روانی در همه آدمها در جریان است و
انتخاب رشته کنکور سراسری به اندازه خود کنکور مهم و سرنوشت ساز است و داوطلبان باید با جدیت تمام و کسب اطلاعات لازم این مرحله را پشت سر بگذارند. برخی از داوطلبان با این که رتبه ی خوبی در کنکور سراسری 97 کسب کرده بودند ولی چون انتخاب رشته خوبی نداشتند نتوانستند در رشته دلخواه خود قبول شوند.
 
ما با ایجاد نرم افزار انتخاب رشته 3گام به داوطلبان کمک می کنیم تا بتوانند این مرحله حساس را به راحتی پشت سر بگذارند. نرم افزار ما این قابلیت را دا
انتخاب رشته کنکور سراسری به اندازه خود کنکور مهم و سرنوشت ساز است و داوطلبان باید با جدیت تمام و کسب اطلاعات لازم این مرحله را پشت سر بگذارند. برخی از داوطلبان با این که رتبه ی خوبی در کنکور سراسری 97 کسب کرده بودند ولی چون انتخاب رشته خوبی نداشتند نتوانستند در رشته دلخواه خود قبول شوند.
 
ما با ایجاد نرم افزار انتخاب رشته 3گام به داوطلبان کمک می کنیم تا بتوانند این مرحله حساس را به راحتی پشت سر بگذارند. نرم افزار ما این قابلیت را دا
انتخاب رشته کنکور سراسری به اندازه خود کنکور مهم و سرنوشت ساز است و داوطلبان باید با جدیت تمام و کسب اطلاعات لازم این مرحله را پشت سر بگذارند. برخی از داوطلبان با این که رتبه ی خوبی در کنکور سراسری 97 کسب کرده بودند ولی چون انتخاب رشته خوبی نداشتند نتوانستند در رشته دلخواه خود قبول شوند.
 
ما با ایجاد نرم افزار انتخاب رشته 3گام به داوطلبان کمک می کنیم تا بتوانند این مرحله حساس را به راحتی پشت سر بگذارند. نرم افزار ما این قابلیت را دا
در اساطیر یونان باستان، ایزدان نخستین، خدایان و الهه هایی هستند که از خائوس(آشفتگی) متولد شدند. این ایزدان اولیه، گروهی از خدایان بودند که تمامی ایزدان و ایزدبانوهای دیگر را پدید آوردند.نسل بعدی خدایان که تایتان ها بودند از این ایزدان به وجود آمدند.
••••
برای مطالعه جامع تر می توانید برروی نام خدایان کلیک کنید.( مدخل ویکی پدیا)
برای مشاهده تصاویر در ابعاد اصلی می توانید برروی نگاره ها کلیک کنید.
••••


خدایان نخستین
نام یونانی
نگاره
توص
786
میلاد هشتمین پیشوای شیعیان جهان، خورشید درخشان خاوران، حضرت بن موسی الرضا علیه السلام مبارک باد.
خدمت تمامی کاربران گرامی وبلاگ و بازدید کنندگان عزیز تبریک عرض میکنم و به مناسبت ولادت آقا امام رضا(ع)به هشت نفر تعداد 8 عدد آویزه (عقیق زرد شرف الشمس - عقیق سلیمانی-حدید سینی)به قید قرعه تقدیم میگردد.
نحوه شرکت در قرعه کشی :عضویت در کانال تلگرامی علوم ماورا و ارسال نام و نام خانوادگی و شماره همراه به ID استاد در تلگرام میباشد.
بجز مشخص
پایان نامه ویندوز 2003 سرور

جهت مشاهده و دانلود فایل به روی لینک زیر کلیک نمایید
دانلود پایان نامه ویندوز 2003 سرور
 
پایان نامه ویندوز سرور 2003 در ادامه مطلب میتوانید با مهم ترین قابلیت های ویندوز سرور 2003 آشنا شوید، و در صورت تمایل جدیدترین نسخه آن را که حاوی سرویس پک 2 است  ویندوز سرور 2003 با یک استثنا به پایان راه خود رسید در این میان به تازگی این شرکت اعلام کرده که ویندوز سرور 2003 نیز به سرنوشت ویندوز XP دچار شده و به پایان راه خود رسیده است. بنا
کتاب فوق العاده ای بود از سیمین بهبهانی البته در میان تنها کتابی که از این
ایشان تا به حال خواندم. بیشترین لذت را از همان مقدمه کتاب که شرح زندگانی خود
سیمین هست، بردم. چراکه واقعاً قلم سحرانگیز سیمین من را جذب خودش کرده بود و دوست
داشتم این قسمت بیشترین حجم کتاب را در بر بگیرد و هی ادامه پیدا کند.
با این وجود کتاب پس از ارائه یک شرح زندگانی، داستان خودش را شروع می کند و
داستان این کتاب در بردارنده داستان هایی تلخ از زندگی پر از درد و رنج انسانی
نوشته ی خاصی نیس. دوس نداشتید نخونید.
چند سالِ بعد عصر یک روزِ ابری دلت برای مادربزرگ و پدربزرگت تنگ میشود و بی هوا تصمیم میگیری به دیدنشان بیایی. بنیامین که بیشتر از هرکس وابسته به توست دنبالت راه می افتد و تو دلت نمی آید دلِ کوچکش را بشکنی و او را هم با خودت همراه میکنی. مسیر هشتاد کیلومتری بینمان را طی میکنی. مستقیم راه منزل مادربزرگ را در پیش میگیری. زنگ میزنی ولی خودت را معرفی نمیکنی. درِ حیاط که باز میشود مادربزرگت سرک میکشد تا ببیند کیس
من باب ارتحالیدیِ خودمون که امسال افتاد رو 15 16 خرداد و هدر رفت، عرض کنم خدمتِ شما که امروز در کانادا Victoria Day هست و تعطیل. بدین دلیل که ملکه ویکتوریا 24 می دنیا اومده. و اینا اولین دوشنبه ی قبل از 25 می رو به عنوان روز گرامیداشتِ این بزرگوار جشن میگیرن. جهتِ اینکه حتما بیفته رو دوشنبه. یعنی اول اینطوری بوده که 24 می رو تحت هر شرایطی تعطیل می کردن، مگر اینکه یکشنبه باشه که در اون صورت 25 می تعطیل می شده. بعد تصمیم میگیرن که اولین دوشنبه ی قبل از 25 می رو
با ورود لندن به دور جدید تنش‌ها بین تهران - واشنگتن، مناقشه بین ایران و آمریکا وارد مرحله تازه‌ای شده است. توقیف نفت‌کش ایرانی در تنگه جبل‌الطارق اوضاع را پیچیده و مخاطره‌آمیز کرده است.
رفتار اخیر لندن در توقیف نفت‌کش ایرانی که در حمایت از تحریم علیه سوریه عنوان گردید با ادعا و تلاش اروپا در حفظ توافق هسته‌ای با تهران در تضاد است. لندن مدتی است به دلیل مشکلات داخلی و موضوع (برگزیت) که به بحران در این کشور انجامید به دنبال شریکی مطمئن‌تر
  چهارده سالم بود که یه داستان عاشقانه ی بلند شروع شد. اوایل از
اینکه با پسری دوست شم بیزار بودم.اما نمیدونم این یقینا خواست سرنوشت
بود که من با محمد آشنا شم اون موقع محمد فقط هفده سالش بوداما یه پسر پخته ی خوبو با شخصیت از یه خانواده ی متدین.چند ماهی با هم دوست بودیم.یه دوستیه پاک پاکاون موقعا همه چی پاک تر از الان بود.هر روز بیشتر وابسته ی هم میشدیم.زنگ میزدچون هیچ کدوم موبایل نداشتیم.اوایل
اول دبیرستانم بودوقتی داشتم م
این کتاب گزینهٔ اشعار شفیعی کدکنی است که ظاهراً در کنار گزینهٔ دیگری که انتشارات دیگری آن را به چاپ رسانیده با هم یک مجموعه‌گزینه! حساب می‌شوند. شعرها از آغاز دوران شاعری شفیعی کدکنی با زبانی که معلوم است تحت تأثیر ترکیبی از سبک هندی و عراقی الهام گرفته شروع می‌شود، جاهایی رد پای الهام از زبان اخوان ثالث دیده می‌شود، به سنین میان‌سالی نویسنده که می‌رسد زبان آثار پخته‌تر و به خاطر همزمانی با فضای قبل از انقلاب ی‌تر می‌شود. هر چقدر
به نام خالق زیبایی‌ها
مدت‌ها بود آغوش پدر را تجربه نکرده بود و خانه نوای دوری را سر داده بود و همگی 
چشم به در دوخته منتظر ورود وجود عزیزش بودند. تنها وجود کوچک او بود که کمتر
زمانی را در گرمای وجود پدر مأوا گرفته بود.
هیچ کس مانند او تشنه دیدارش نبود.
با چشم‌های درشت و قهوه‌ایش که همه آن را به پدر نسبت می‌دادند در سکوت،
مادر و خواهر و برادرش را نظاره می‌کرد تا شاید نشانی از گمگشته‌اشان بجویید.
مادر سرگردان بوی پدر، بی‌قراریش را در لابه‌
بازگشت شیرین برده جنسی داعش به زادگاهش، یک زن ایزدی که بیش از دو سال در بند گروه تروریستی داعش بود اکنون به زادگاه خود شهر سنجار بازگشته است.
به گزارش چفچفک، شیرین که اکنون 25 سال دارد دو سال و هشت ماه به عنوان برده جنسی در دست گروه تروریستی داعش بود تا اینکه در جریان آزادسازی شهر موصل توسط نیروهای ارتش موفق به فرار شد.
پدر و مادر شیرین سال 2014 به دست عناصر تروریستی داعش کشته شدند قتل عامی که سازمان ملل از آن به عنوان نسل کشی ایزدی ها نام برده ا
نمایندگی پیامک صوتی
 
******
کاش رابطه ها
یه آپشنی داشتن
که هروقت دارن به تــه خط میرسن
یه پیام هشدار بیاد که"رابطه بسیار ضعیف است،لطفا
با یک "بوسه"
یک "دوستت دارم"
یک "فقط تورو میخوام"
شارژش کنیــد."
کاش.
پیامک صوتی
 
 
 
******
گاهی یک مرد
بهانه دلخوشی یک زن میشود و
یک زن بانی خوشبختی یک مرد.
زندگے کوتاه است کاش بهانه و بانی باشیم.
تبلیغات صوتی
 
******
تا زنده ای
در برابر کسی که
به خودت علاقه مند کردی
مسئولی!
مسئولی در برابر غم هایش
در برابر اشکهایش
نمایندگی پیامک صوتی
 
******
کاش رابطه ها
یه آپشنی داشتن
که هروقت دارن به تــه خط میرسن
یه پیام هشدار بیاد که"رابطه بسیار ضعیف است،لطفا
با یک "بوسه"
یک "دوستت دارم"
یک "فقط تورو میخوام"
شارژش کنیــد."
کاش.
پیامک صوتی
 
 
 
******
گاهی یک مرد
بهانه دلخوشی یک زن میشود و
یک زن بانی خوشبختی یک مرد.
زندگے کوتاه است کاش بهانه و بانی باشیم.
تبلیغات صوتی
 
******
تا زنده ای
در برابر کسی که
به خودت علاقه مند کردی
مسئولی!
مسئولی در برابر غم هایش
در برابر اشکهایش
باز هم مزدوران فرقه رجوی ، جوگیر شدند ! این بار خانم ” راما یاد ” ، وزیر
پیشین حقوق بشر از فرانسه در استکهلم متحول شده است ، ظاهرا دلارهای
مجاهدین در آلبانی او را منقلب کرده است ! راما یاد گفته : ” من از اشرف۳ بازگشته‌ام . کلمه عدالت را در اوج نشاندید ، به‌خاطر شما تغییر در چشم‌انداز است نزدیک چهل سال است که رهبران شیاد مجاهدین و نوکرانشان می گویند ، تغییر در چشم انداز است ! این چه چشم اندازی است که هرگز نخواهد رسید ؟
پاسخ این سئوال را بای
سلام
همیشه از اینکه توی دو راهی بیفتم و بلاتکلیف شم متنفرم بودم، مطمئنا اکثر ادمها این چالش رو دوست ندارن، ولی وقتی به کلیت این دو راهی ها فکر میکنم میبنم خدامارو از روز اول در دوراهی خلق کرد، ایمان یا کفر؟ و.
و محک ادمی همیشه توی این دو راهی ها بوده که زده شده، بهتره به جای اینکه استرس بگیریم به این فکر کنیم که همیشه خدا حواسش هست، به اینکه هر راهی رو انتخاب کنیم یک سرنوشت زیبا برامون بسازه.
این روزها عجیب توی دوراهی هستم، بین موندن توی کشور
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب