نتایج پست ها برای عبارت :

تیک تاک ویدیو کم باشه جالب خنده دار

گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019خنده دار ترین شوخی و کل کل حسن ریوندی - دخترای ایرانی حسن ریوندی Hasan Reyvandi 11.3 هزار بازدید ۴ روز پیش . گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019 - فیدیاگلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019. گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019. جستجو . گزارش ويديو : گلچین بمب خنده حسن ریوندی 2019. . گلچین جدید حسن ریوندی 2019 - tv1.oneگلچین جدید حسن ریوندی 2019 - پخش و دانلود کلیپ ویدئویی طنز . بمب خند
بمب خنده حسن ریوندی 1398ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:بمب خنده حسن ریوندی 1398 - aparat.comبمب خنده حسن ریوندی 1398. 1,128. منظوم 6 هزاردنبال‌ کننده 1,128 بازدید . 16. با کیفیت 144p . . بمب خنده حسن ریوندی 1398 - tv1.oneHasan Reyvandi - Rangarang 6 حسن ریوندی - رنگارنگ - بخش 6 ️ 150 27 فروردین 1398 بیت باکس کیا رکنی به همراه جواد خواجوی . فیلم: بمب خنده حسن ریوندی 1398 / ويديو کلیپ | مگیفابرای مشاهده ويديوی فوق در سایت آپارات، از لینک مقابل استفاده نمایید: بمب خنده حسن ریوند
ساعت هشت رفتم اورژانس که یک ویزیت کوچیک انجام بدم و برگردم،ساعت 1:30تونستم لش گشنه و شرحه شرحه ی خودم رو برسونم پاویون برای شام.
آآما.مورنینگ رو لغو کردم!!!
خداییش بُرش تا کجا?انقدر برا کارای مریض سگ دو زده بودم که اتند قند عسل با وجود تمام سخت گیری هاش گفت باشه باشه باشه دکتر،لغو!!!تو فقط انقدر جیغ جیغ نکن و من زدم زیر خنده و گفتم ما چاکر شماییم خانم دکتر.یعنی کاری کردم که دکتر از شدت خنده دل درد گرفت و رفت خونه(ناگفته نماند که این خانم دکتر سخ
کنسرت حسن ریوندی جدید ۱۳۹۸ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:کنسرت حسن ریوندی جدید ۱۳۹۸ - aparat.comکنسرت حسن ریوندی جدید ۱۳۹۸. 5,335. Roshangaraneh 3 دنبال‌ کننده 5,335 بازدید . حسن ریوندی - کنسرت جدید 2019 - حسن_ریوندی . . ‫کنسرت خنده حسن ریوندی ۱۳۹۸ اردیبهشت | قسمت اول جدید .کنسرت خنده حسن ریوندی ۱۳۹۸ اردیبهشت | قسمت اول جدید . حسن ریوندی - کنسرت جدید 98 - تيکه های سنگین به شاخ های . . کنسرت حسن ریوندی جدید ۱۳۹۸ - فیدیااجرای جدید حسن ریوندی در برج
حالا که این همه مطلب در مورد قرقاول ها براتون نوشتم جا داره ایندفه یه ويديوی جالب از محیط پرورش قرقاول ها براتوئن قرار بدم تا حسابی با شرایط زندگی این پرنده اشنا بشید.
در این ويديو شما با مراحل جوجه کشی و رشد جوجه ها اشنا می شوید 
امیدوارم از مشاهده ويديو لذت ببرید.
برای مشاهده ويديو به لینک زیر مراجعه کنید
https://www.aparat.com/v/p9sQu
من اعتراض دارمو تا وقتی "روز جهانی خنده های تو" رابه تقویم اضافه نکنندمن امسال را تحویل نمی دهمعید باید روز خنده های تو باشدو آن روز به خانه ام بیاییو آغوشت را به من عیدی دهیو چنان سخت در آغوشم گیریو هوای خنده هایت برَم داردکه #جدایی در تقویم جهان بمیرد. .
مثل ارامش و درخشش خورشید که طوفان رو اروم کرده باشهمثل یه فرشته که از اسمون اومده باشهدرست کنارم نشست و بهم سلام کرد صبر کنتا همین جا هشت سال برام آرزو بودو حالا به شیرینی تمام داشت بر اورده میشدخیلی کیف میده ارزویی که با همه وجودت میخاستیو درست توی سوسو زدن های از دست رفتشیدفعه ممکن بشهمیخاستم بهش بگم داشتم بهت زنگ میزدم که اومدیو حال از خوشحالی از استرس از این همه حس های خوب هم زده فراموش کردم رمز گوشیم رو :)خندید و دستش رو سمتم دراز کرد، 
من پسری بودم که برای خوشحالی و شادی هام دلیل نمیخواستم، من برای خنده هام نیاز به هیچ جوک و حرف و صحنه ی  خنده داری نداشتم.
تمام اون زمان هایی رو یادم میاد که وقتی دلم خنده های حال خوب کنی میخواست یهو میزدم زیر خنده، اونقدی از ته دل بود که همه شوکه میشدن میخواستن بدونن چِم شده،
فکر میکردن اتفاقی افتاده، اما فارغ از اینکه من برای خندیدن های بی محابا م نیاز به فلسفه و منطق و حادثه نداشتم.
همه ی اون روزهایی رو یادم میاد که هی میگفتن مگه دیوونه ای؟
گاهی وقتا هم خیلی دوستانه می‌شینیم با خدا حرف می‌زنیم دور هم. گله و شکایت و درددل. مثلا من می‌گم ببین این سطحی از احترام که می‌گی به پدر و مادر بذاریم یا مثلا این تاکیدی که رو نماز اول وقت داری خیلی سخته. مطمئنی راه درست همینه و راه ساده‌تر و‌ شادتری وجود نداره؟ می‌شه من برم بگردم اگه مسیر بهتری پیدا کردم همونو انجام بدم؟»
و همیشه خیلی خیلی فرهیخته‌تر از این حرفاست که بگه نه، همون که من گفتم»، می‌گه برو بگرد. قدیم و جدید. شرق و غرب. اگه
نمیدونم هنوز هم میتونه منو دوست داشته باشه و تحمل کنه یا نه. دلم برا خنده های دلبرونه ی سارا تنگ شده. برای خال شاه عباسی گوشه لباش. برای شیطونیاش. برای ذوق و علاقه اش. برای صداقت و پاکیش. برای منطقی بودنش. برای همه وجودش.با اینکه شیش ماه گذشته و با هم هیچ صحبتی نکردیم. ولی هنوزم وقتی فکر نداشتنش تو وجودم میفته چشام مثل همین الان پر اشک میشه و کیبور رو به زور میبینم.درست میگن که عشق هیچوقت کافی نیست. اگر اونقدر آدم مستقل و پولداری بودم خان
ساعت یک و پنجاه دقیقه‌ی بامداد است که یکدفعه، بی دلیل و بی آنکه بفهمم، ذهنم از جزوه‌ی ARDS پرت میشود سمت خانم تیموری، معلم ریاضی سال پیش‌دانشگاهی‌مان، که آن اوایل از ترس و ابهت‌اش نفس همه بند می‌آمد. اما کمکم فهمیدیم قلبی از طلا دارد پشت ظاهر مردانه‌اش. خانم تیموری یک اخلاق جالب داشت. درصدهای آزمون‌مان که می‌آمد، دانه‌دانه بچه‌ها را بلند می‌کرد و برای هر کدام‌مان اصطلاحا کامنتی می‌گذاشت. به آن‌هایی که صفر درصد زده بودند با خنده می
چند نوشته آخر این دفتر پاره را خواندم و خنده‌ام گرفت. اصرارم بر تکرار گذشتن و میگذرد و زمان و این‌ها خنده دار است.
بگذارید به پای اینکه آخرین‌ها سوزناکند. گویی تکه‌ای از گوشت گوشه ناخنت را می‌کنند و می‌برند و تو می‌سوزی.
روز‌های آخر این دانشگاه!
خیلی خنده داره . یعنی راستش خیلی خنده داریم ؛ کارامون ، حرفامون ، نگاهمون ، رفتارمون ، قضاوت کردنامون ، یا حتی غرورموناین چند وقته اینقد اتفاقات جورواجور و دلخراش افتاده ، که آدم نمی دونه به کدومش باید فکر کنه ، از کدومش باید درس عبرت بگیره ، مواظب کدوم یکیش باشه 
واقعا آدم چی باید بگه به این جوون هایی که بدون گواهینامه و کلاه کاسکت ، با سرعت بالای مرگ از سمت چپ خیابون چپی بلوار حرکت می کنند !!! آخه این همه اشتباه و خطا مگه می تونه توی یه آدم جم
طرف داره یه چی می گه که تو هم اصلا حرفش رو قبول نداری ، ولی بعد از این که حرفاش رو می زنه با یه صدای خنده انگار تو رو مجبور می کنه به خندیدن و تایید کردن اون !
اغلب اوقات هم شکست خوردم و حتی شده خنده تلخی کردم
اما چه کنم که گهگاهی احساس می کنم دارم گناه می کنم ! با این وجود که دست خودم هم نیست
طرف داره یه چی می گه که تو هم اصلا حرفش رو قبول نداری ، ولی بعد از این که حرفاش رو می زنه با یه صدای خنده انگار تو رو مجبور می کنه به خندیدن و تایید کردن اون !
اغلب اوقات هم شکست خوردم و حتی شده خنده تلخی کردم
اما چه کنم که گهگاهی احساس می کنم دارم گناه می کنم ! با این وجود که دست خودم هم نیست
کلیپ عاشقانه.چه انتقامی از خانومش گرفتارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:کلیپ عاشقانه.چه انتقامی از خانومش گرفتبرای دیدن کلیپ های بیشتر کانال رو دنبال کنید . کلیپ عاشقانه.چه انتقامی از خانومش گرفت . از کانال سرزمین رویاها . . کلیپ عاشقانه.چه انتقامی از خانومش گرفت - فیدیاکلیپ عاشقانه.چه انتقامی از خانومش گرفت برای دیدن کلیپ های بیشتر کانال رو دنبال کنید دانلود این ويديو . فیلم: ارتریت روماتوئید و ام اس چگونه / ويديو کل
رفته بودیم مهمونی
همه بودن آشنایان و دوستان
دارم بین خواب بیداری مینویسم اونم فقط چون خیلی سرش خندیدم
با یک دوستی حرف میزدم بعد از کلی حرف اقتصادی و ی و حال و احوال پرسی
میگه: خب کادو تولدت جا گذاشتم کتاب بود دفعه دیگه دیدمت میارمش
میگم: اردیبهشت تولدم بود الان تیره کادو نمیخوام دست شما درد نکن من اصلا اون سبکی نمیخونم
از اون اصرار که کتاب خوبیه از من انکار که نثر سنگین نمی خونم خوشم نمی اد
دید حریفم نمیشه گفت: خب پس کادو چی بگیرم؟
منم رگ
یه کتابی میخوندم از داستان های واقعی از زندگی کسانی که از فقر مطلق به ثروت مطلق رسیدن؛ بعضیاشون انصافا شانسی و کاملا اتفاقی یه کار معمولی رو شروع میکنن و پولدار میشن. البته کسی نبود یه شبه پولدار شده باشه؛ و خیلیاشونم با زحمت فراوان به ثروت رسیده بودن. برای من اونایی جالب بودن که با یه شغل معمولی ثروتمند شدن. اولین چیز اینه که خدا به هرکی بخاد روزی میرسونه حتا با شغل عادی. دومیش اینه که حتا تو شغل عادی هم آدم اگه انصاف داشته باشه و ناشکری نکنه
جدیدترین کنسرت خنده حسن ریوندی، بسیار جذاب و خنده دار با موضوع سرویس بهداشتی بین راهی. جدیدترین و خنده دار ترین کنسرتهای حسن ریوندی فقط و فقط در یوتیوب حسن ریوندی. لطفا ما را لایک و دنبال کنید
Your browser does not support the video tag.دانلود طرح لایه باز
خیلی جدی شروع کردیم به صحبت.منم رک حرفامو میزدم،یهو گفت:تو که قصد ازدواج نداری، ولی من بخوام دختری رو به داداشم پیشنهاد بدم،آرزومِ تو باشی.دختر باید بلد باشه حرف بزنه قدرت بیان داشته باشه، یه جاهایی مخالفت کنه، یه جاهایی اعتراض کنه و به جاش عاشقی و وفاداری هم بلد باشه.مونده بودم چی بگم!خب فامیلیم و من اصلا تصور نمی کردم آرزوش باشم!:)))کم کم دارن رو میکنن شیطونا!ولی خب من همچنان قصد ازدواج ندارم:|خو قصدو چه جوری باید پیدا کرد!!!!:(((((پ.ن: فکر نمی‌
از 10 روز پیش دارم برنامه های تولد آبجیمو میریزم، وقتی نتونی کسی رو بغلش کنی بهش تبریکت تولد بگی و کلی باهات فاصله داره دست به دامان اینترنت و ويديو میشی:(قرار شد خانوادمون +دوستای صمیمی آبجیم یه ويديو از خودشون بگیرن و تولدش تبریک بگن بعد همه این ويديو ها رو پشت هم بزاریم تا براش بفرستم:)
هماهنگ کردن با این همه ادم که ويديو از خودشون بگیرن بفرستن سخته چون خیلی لفتش میدن 11 روز مونده به تولد آبجیم ولی نمیدونم چرا قبول نمیکنن که ادیت کردن این وید
جدیدترین کنسرت خنده حسن ریوندی، بسیار جذاب و خنده دار با موضوع سرویس بهداشتی بین راهی. جدیدترین و خنده دار ترین کنسرتهای حسن ریوندی فقط و فقط در یوتیوب حسن ریوندی. لطفا ما را لایک و دنبال کنید
Your browser does not support the video tag.دانلود طرح لایه باز
گریه ام را در میان خنده پنهان میکنمبودنش را در میان سینه اذعان میکنم باز اگر دستم شود حلقه به دور گردنشمن برایش بیقراری عهد وپیمان میکنم آه از آن لحظه نگاهش بر تنم جا خوش کندمن لبان مست اورا بوسه مهمان میکنم عاشق قد قامت ِ او با صدایش جان دهممن برای خنده ی او عزم میدان میکنم گفته بودم چون پرنده در هوایش می پرمبی حضورش این جهان را همچو زندان میکنم خ سعادتی_پامچال
یه دوست لازم دارم. دختر باشه. بیست و شیش هفت ساله. ترجیحا پولدار باشه، نبود هم نبود حالا. مجرد باشه و تنها زندگی کنه، یا فوقش با مادرش مثلا. دختر باخدا و پاکی هم باشه
آهان، مشکلی هم نداشته باشه که من این سه سال باقی‌مونده رو برم پیشش زندگی کنم. 
قدیمیا یه چیزی حالی‌شون بوده که گفتن دوری و دوستی. 
 
دانلود آهنگ جدید سینا درخشنده به نام خوش خنده ی من
Download New Music Sina Derakhshande – Khosh Khandeye Man
سینا درخشنده خوش خنده ی من
دیدمت عشق میان قلب من دامن گرفت آسمانم از سر خشنودی باریدن گرفت چشم هایت غصه را از زندگی من گرفت از همه عالم دلم تصمیم دل کندن گرفت دلبر خوش خنده ی من حرفاتو با خنده بزن لحن قشنگتو میخوام
برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید .
دانلود آهنگ با کیفیت 320
خوش خنده ی من دانلود آهنگ دانلود آهنگ ایرانی دانلود آهنگ جدید دانلود آهنگ خ
جالب ترین لباس عروس ها در کشورهای مختلف جهان را مشاهده کنید
 
آکاآپ: لباس عروس در کشورهای مختلف دنیا چه مدلی است؟اگر برای شما هم جالب است که با انواع لباس عروس های سنتی عجیب و جالب که کماکان در سراسر دنیا مورد استفاده قرار میگیرد آشنا شوید.در ادامه مطلب با آکاآپ همراه باشید.
خاطرات اورداپ کام
دستای کوچولو و یخ زده ش رو توی دستم می گیرم و میگم: الان که فصل آب بازی نیست. ببین چه یخ کردی. سرما میخوریا ! لبخند شرورانه ای تحویلم میده و میگه: بذار سردت کنم. بعد فوری دستاش رو میذاره روی گونه هام و از واکنشم خنده ش میگیره.
 به خاطر همین شیطنتاش، خنده ی نمکینش، کلمه های قلنبه سلمبه ش و دستای مهربونشه که بیش تر دوستش دارم. 
دست بردار . . .
نمی دونی واسه زخمای کهنه 
یه وقتایی چه قدر سرپوش خوبه
× چرا آدم وقتی توی حماقتشه نمی فهمه چه قدر احمقه ؟
× نتیجه چی هستیم؟ باز خوبه که آدمیزاد موجود عجیبیه. شاید شبیه یه سوسک سرسخت که به این راحتیا نمی میره!
البته شایدم شبیه زنبور یا یه لیسه ! یا هر جونور دیگه ای که سخت می میره با اینکه بهش نمیاد
× فقط خودم می تونه زخمامو التیام ببخشه. اینکه همه زندگی من حماقت هام نبوده .! 
× جالب تریش می دونید کجاست؟ اینکه ما اینقدر میخوایم خارجی و
فشار خونم اومده بالاتر ۸ رو ۵ و نیم
بهترم
میگم خدایا چرا سرم درد می اد
دارم گیج میزنم
نکن فشارخونم بالا باشه!!! هه هه هه
ناهار خوردم
موز خوردم
چند لیوان اب
نصف یک هندوانه
یه لیوان شربت خیلی شیرین و تخم شربتی و گلاب و یخ
نصف یک تبلت شکلات
شام خوردم با سس و نمک و اینکه سرخ کردنی بود
اینهمه غذا خوردم و از فشار پایین سردرد دارم
نمی تونم بخندم با اینکه خنده داره
ولی سرم درد میگیره
خبر خبر یه خبر خیلی خیلی داغ از دنیای داغ تر اسکوتر برقی ها :))) ظاهرا چند روز پیش در انگلیس یک آقای معلول سوار بر اسکوتر برقی در حال تردد در خیابون بوده که دو تا پیرزن سالخورده رو زیر میکنه  واااای خیلی وحشتناکه . از وسایل تفریحی مدرن نباید در جهت آزار رسوندن به دیگران استفاده کرد . جالب اینجاست که این اتفاق دقیقا زیر دوربین های مداربسته انجام شده و فیلم این قضیه همه جا پخش شده . برای مشاهده کامل این خبر و فیلم اینجا کلیک کنید . 
شخص خاطی
سلام بانو اناری هستم ؛
خب مثل اینکه قرار فردا اولین روز کاری و درسی سال ٩٧ باشه و کم کم داریم به سمت غروب سیزده بدر میریم که میگن خیلی خیلی غم انگیزه :دی
اصولا خانواده ما خسته تر از این حرفاست که برنامه ای برای سیزده بدر داشته باشه ، تنها کاری که ممکنه انجام بدیم اینه که سبزه گره بزنیم و تمام غم و غصه مون زر باهاش بدیم به اب 
واقعا امروز همه منتظر بودیم که چین بیاد رو سرمون ولی خوشبختانه دروغی سیزده بیش نبود [ خودم تا دیروز نمیدونستم چرا میگن در
سکانس اول :
مریض صحبت میکنه :
+سلام دخترم
اولش متوجه نمیشم 
-شما چیزی گفتین؟
+میگم خوبی چه خبرا؟ 
- سلامتی :)
+ازدواج کردی ؟ 
اولش من اینجوری شدم
-نه !
+ای بابا ، یه تور بنداز ، اگه تور هم پاره شد قلاب بگیر
من فقط جوری خودمو کنترل کرده بودم که از خنده منفجر نشم
بعد منم گفتم باشه
سکانس دوم :
همکار صحبت میکنه دقیقا جمله اشو میگم 
+درس نخون زیاد که پشیمون میشی 10 با 19 هیچ فرقی نداره .!
#من موندم اینا بدون هیچ پیش زمینه چه جور این حرفا رو میزنن ، نکنه خدا ب
سرم رو برمی‌گردونم و اون گوشه می‌بینمش. خیلی دوره، خیلی‌خیلی دور و حالا حالاها مونده تا به این نزدیکی‌ها برسه؛البته هرقدر نزدیک شه بازم اندازۀ یه دنیا ازش دورم. مثل اونایی که تا چند لحظه پیش می‌دیدم تو چشم نیست. دیگه به بقیه توجهی ندارم، سر تا پا چشم می‌شم و نگاه و حسرت. از اینجا نمی‌شه درست تشخیص داد داره گریه می‌کنه یا می‌خنده؛ اما معلومه داره می‌سوزه تا ستاره بمونه. خب خودزنی مدل‌های مختلف داره دیگه؛ ولی همه‌اش از عمق وجودمون نشئت
فیلمی بود بسی جذاب و جالب
داستان دختر فقیریه که خیلی باهوشه و بورسیه می‌گیره و وارد یه مدرسه به اصطلاح غیرانتفاعی می‌شه، پر از بچه‌های پولدار لوس و خنگ. و چی کار می‌کنه؟ در ازای رسوندن تقلب سر جلسه امتحان ازشون پولای هنگفت می‌گیره.
روشایی که برای تقلب ابداع و استفاده می‌کنن فوق‌العاده هوشمندانه و جذابن.
فکر می‌کنم اولین فیلم تایلندی‌ای بود که می‌دیدم، مگر اینکه تو تلویزیون چیزی دیده باشم و یادم رفته باشه
جالبی‌ش اینه که شما تا او
سلامسلام علاقه‌ یِ خوبمعلاقه جانِ منخوبی !حال می‌ کنی در این بهارِ بی‌ همدر این اوضایِ بلبشویِ دوزاردر این دلتنگی‌ هایِ مُدامهِی گفتن‌ هایِ همیشهحال می‌ کنی در این روزهایِ بی‌ همِ بیهوده !شوخی کردمنرنج علاقه‌ یِ عزیزمما که بی‌ همی نداریمما که لحظه‌ هایِ بی‌ خیال نداریمما پُریم از خواب‌ هایِ ناز بر شانه‌ هایِ دلخوری‌ هایِ همما که پریم از گفتگوهایِ همه‌ چیاز عصر‌هایِ چای وُداد وُ فریادراستی؛سالِ تازه مبارکمی‌ دانی هنوز دوستت دار
یه چیزیم شده
شاد نمیشم
انگار هنوز از توى دوران دردم بیرون نیومدم
اه چرا تموم نمیشه.
امروز با یه آهنگه رادیو جوان رقصیدم یهو و کلى ظرف شستم و یخچال مرتب کردم و براى مامانم تور مسافرتیشو گیر آوردم و با دوستم حرف زدم و چندبار لوازم آرایشه جدیدمو ریختم و نگاه کردم اما اون اتفاقه نیفتاد.
اتفاق جالب افتاد اما شادى بخش نه. جالب مثلاً صبح خواهرشوهرم بعد از مدتها برام یه ویدئوى قشنگ فرستاد. چرا جالب بود؟ خواهر شوهر یک انسان به یاد انسان باشه عجیب و ج
خب ام وی جدید گات سون هم دقیقا یک ساعت پیش پخش شد و توی این یک ساعت ۳۷۹۴۵۶ عدد بازدید داشت.و همین طور در حال افزایشه.
این ام وی طرح کلی برای موزیک ويديو نداشت و بیشتر پشت صحنه مثل نقاشی بودآهنگ هم جالب بود و ریتم نسبتا آرومی داشت.
به کلی من دوستش داشتم و واقعا زیبا بود.
امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.
فردا هم لینکش رو با همین پست میزارم.
سلامممممم
توی چند پست قبل گفته بودم که قراره اکسو کامبک بده.یادتونه.بله بله.الان من بال در آوردم و خوشحالم چون حدسم به حقیقت پیوست
بالاخره اکسو توی یوتیوب یه ويديو اپلود کردن که توش همه اعضا هستن و اکثرا هم کت سفید و قرمز پوشیدن(نه کت های لاوشات)
دی او هم قراره توش باشه پس زمانشون خیلی کمه و تا دی او نرفته باید موزیک ويديو رو بسازن
خلاصه برای مشاهده ويديو به این ادرس برید(اینستاگرام):https://www.instagram.com/tv/BzDm7-xBbCQ/?utm_source=ig_web_copy_link
یک سخنران مطرح در زمینه تند خوانی حرف جالبی زد: دانشجوها میگن بازدهی ما شب امتحان 5برابر میشه؛ ولی من بهشون میگم اشتباه نکنید بازدهی شما همین قدر هست منتها وقت های دیگه 1/5 میشه!!!
من برای یکی از امتحاناتم در این ترم حتی یک روز هم وقت نداشتم که تمرکز کنم؛ حتی یک روز! در حالیکه این درس امتحان میان ترم هم نداشت که نصف شده باشه! هرچند پرتی زیاد داشت؛ اما مطالب زیاد بود. درست در شب امتحان و بیدار شدن و درس خوندن فقط دو ساعت قبل امتحان همه چیزو مرور کرد
با سلام دوباره بر دوستان گل
امروز تو اینترنت که گردشگری میکردم ، گفتم براتون عکس های خنده دار جمع کنم تا دور هم جمع بشم و بخندیم
امیدوارم خوشتون بیاد . . . ^-^
برای رفتن به ادامه مطلب بر روی کلید سبز سمت چپ کلیک کنید.

ادامه مطلب
 یا تفکر به تفکر یا حس به حس
خلاصه نبرد در واقع تقابل دو نفر با هم یا دو تفکر متضاد هست که میتونه
نشات گرفته از یک اتفاق کوچیک باشه یا حسی ناخوشایند ولی باید به قلب نبرد
رفت وحس کرد که واقعا اون دو متضاد قلبا قادر به نبرد هستند یا در ظاهر
کودکانه به خاطر غرور کاذب اینکار رو میکنن وچه شیرین هستند متفکرانی که به
واقعیت ان پی برده و واقف شوند عشقی عمیق وجود داره که میشه با کمی درایت
جمع کرد ودوباره ساخت که چه زیباست ساختنی که دوباره باشه ومیتون
چشامو میبینم قیافه ممدرضا شایع رو میبینم :|
آخه چرا اینقد بچه و عموییه؟ :|
این بود کسی که میگف بدهکارتم دنیا اگه مردی بیا بگیر؟
چی باعث شده بود با این سن این کارا رو اجرا کنه؟ :|
ولی واقعا توقع داشتم یه چهره پخته ای باشه
حداقل صورتش یه زخم پشت ریش میشاش داشته باشه نه اینکه اصلا ریش نداشته باشه :|
پام و که توی آرایشگاه گذاشتم بوی بهبود ز اوضاع موهام نمی‌آمد. از لحظه‌ی نشستن روی صندلی تا لحظه‌ی نگاه کردن توی آینه بعد از کوتاهی، لحظه به لحظه احساس زشت‌تر شدن و خراب‌تر شدن وضعیت و داشتم. بماند که با غم و چهره‌ی کدر توی آینه نگاه کردم و ادای راضیا رو درآوردم ولی توی دلم کلی غصم بود.
برای صورت و ابروم روی صندلی نشسته بودم و در حین انجام شدنش توی آینه به خودم، پوست تیره شدم، جوشای خیلی خیلی زیاد شدم و چشمای نیمه‌بازی که ازش غم دنیا میبارید
به نام خدا و سلام
این وبگاه با هدف انتشار داستان ها و اشعار نوجوانان نیشابوری راه اندازی شده است .
بر آنیم تا با تبادل تجربیات خود راه را برای پیشرفت آنان هموار تر نماییم .
بنابراین لطفا ما را از نقد و نظرات خود محروم نسازید .
البته ! لایک یادت نره 
نمی‌دونم حالا که هوا گرم شده و پنجره‌ها باز، شما هم با گردهمایی حشرات دور لامپ مشکل دارین یا نه. امشب وقتی دیوار رو نگاه کردم و اون سیاهیِ حاصل از اجماع حضور رو دیدم، اولش با خودم گفتم چه غریزه‌ی خوبی، هر کجا که باشی تو رو به سمت نور رهنمون می‌کنه. ولی بعد فکر کردم حتی اگه تو رو دور یه مهتابی گیر بندازه.؟ 
چندین سال پیش به زندگی‌ای که در بطن هر هسته و دونه‌ای نهفته‌اس جذب شده بودم، این‌که بالقوه بدونی مسیر رشدت چطور باید باشه و فقط منتظر ف
ونوشه گل بن، لیلی جانا خنده نکنده، لیلی جانا خنده نکنده
ته بوردن جا ممرض، لیلی جانا خشک هایته داره، لیلی جانا خشک هایته داره
گندم شه گیشه ره، لیلی جانا شونه نکنده، لیلی جانا شونه نکنده
برو برو بهار وارش
لیلی جانا راه دره مه چش
صورت‌های خندان، خنده‌های بزرگ، خنده‌های بزرگِ مصنوعی، محبت‌های الکی، صورت‌های بزک کرده‌ی ساختگی، بینی‌های ساختگی، گونه‌های ساختگی، ابروهای ساختگی، لب‌های ساختگی، عضلات ساختگی، زیبایی‌های ساختگی، سر تا پای ساختگی. زیبایی‌های پودری مصنوعی.
بدم نمی‌آمد مثل مهمانی باغ زعفرانیه‌ی رمان شب یک شب دوی بهمن فُرسی یک بازی اعدام راه بیندازم تا کثافتی که پشت چهره‌ی بزک کرده و لبخندهای اغراق آمیزشان پنهان شده بود آشکار شود.
بدم نمی‌آمد آخ
چرا باید موقعی که دارم خوب نگاه به عمل میکنم دکتره بهم بگه شما دانشجوی پزشکی هستین؟:|
که تا آخرش حالم خراب باشه .؟ 
اسم پزشکی رو چرا میاری
آخر روز جالبه گفتم خدا کنه سوار یه اتوبوس بشم که  یه جای دور بره و فقط دور باشه!
 دقیقا همون اتوبوس که سوار شدم  مسیرش با مسیر من 40 کیلومتر  و فکر کنم بیشتر فاصله داشت که آخرش مجبور شدم بگم آقا منو پیدا کن :/
مریض به همکارمون میگه این بچه کیه ؟  همکارمون میگه این دانشجو هست خانم میگه عهه من فکر کردم بچه یکی
بسم الله
یکی از مشکلاتی که دارم اینه که همسرم اهل تفریح و روابط با انسانها نیست
توی این مدت که ازدواج کردیم بیرون رفتن هامون به قصد تفریح به اندازه ای هست که با انگشت های دست قابل شمارشه.
برعکس من به شدت اهل تفریحم و بیرون رفتن و .
اما بعد از زیر یک سقف اومدن اکثر اوقاتم رو تو خونه بودم
گاهی کار هنری کردم که خورد تو ذوقم و ول کردم
چند وقت پیش با کلی التماس و خواهش گفتم نگاه چقدر هوا خوبه
خونمون نزدیک چندین باغ هست حیف نیست تو خونه بشینیم بیا هم
سلام دوستان خیلی جالب بود الان یه صفحه دیدم که حدود 90 تا ریپین گرفته بود توی پینترست و جزء پر طرفدار ترین صفحه پینترست در زمینه هک پابجیه.
حواستون باشه گفتم در اون زمینه جزء پرطرفدار ترینه نه در کل!
آدرس این صفحه اینه : https://www.pinterest.com/pin/589760513685144522/?lp=true
امروز صبح یکی از روزهای قشنگ زندگیم بود.
البته نمیشه گفت صبح، ولی.
اول از همه برامون آش امام حسینی نطلبیده آوردن؛ وقتی از آش خوردم گفتم خدایا همه را به مراد دلشون برسون!
بعد خودم از حرف خودم خنده م گرفت، با خودم گفتم ببین دختر خوب! حالا ببین! اینقدر تو زندگیت بی دغدغه و مشکل هستی، که به یک آش ساده می گویی مراد دل! 
خنده داره نه؟؟!!! به نظر من همه ی ماها همینیم، کلی گله و شکایت از زندگیمون می کنیم و از دغدغه ها و مشکلات نداشته ی زندگیمون می نالیم ک
چهارسال پیش امروز.
همه لبخند داشتیم.همه خوشحال بودیم.همه به هدفی که ماه ها براش تلاش کرده بودیم رسیده بودیم.همه فکر میکردیم تا آخر باهمیم،دیگه سختی ها تموم شده،همه یه طوری برا خودمون رویایی ساخته بودیم که مطمئن بودیم بهش میرسیم،اما سرنوشت نخواست.نخواست خوشحالیمون رو ببینه. نخواست شاهد خنده هایی باشه که از ته دل بودن.
از هم جدا افتادیم.
الانم خوشحالیم اما بعد از شکست هایی که هنوز که هنوزه ازش یه چیزایی باقی مونده.
هنوز بعد از چهارسا
بهم گفت میشه منو یادت نره و فراموشم نکنی،؟گفت از اینکه فراموش بشم و از یاد آدم ها برم و منو یادشون نیاد میترسم.گفتم آره چرا نمیشه.گفت دروغ میگی،!!خندیدم و نتونستم جواب تو دل و ذهنمو بهش بگم با همون حالت خنده گفتم حافظه ی قوی ای دارم و تموم شد.ولی ماجرا این بود که ترس اون رو من ثانیه وار با حرکت عقربه ها و گردش خورشید تجربه کرده بودم.اما اون نمی‌دونست که من رنگ رژ لب همیشگی شو با اون قوس ابروهاشو حتی آشفتگی و موج ریز موهاشو توی تک تک سلول های خاک
دوستان ازین تفکرا نداشته باشین که وای چه خوب.
نخیر.
بهترین شریک زندگی، شریک زندگی ای هست که یه آدم بالغ باشه.
نه خیلی پیر درون داشته باشه، نه خیلی کودک درونش فعال باشه. یه balance از هر دو رو داشته باشه.
به شخصه، با یه شریک زندگی بالغ راحت تر زندگی و تا میکنم تا کسی که عین پیرمردا میشینه همه رو امر و نهی میکنه و به این و اون میپره و هی گیر میده خودتو درست کن و اصلاح شو و.
آدم بالغ هست، که زندگی باهاش لذت بخشه. نه کسی که ریسک های کودکانه و گاهی حتی احمق
کلا مملکت خیلی وقته بی صاحاب شده و معلوم نیس مسئولان محترم کجا هستند
یکی از بخشهایی هم که کلا بی صاحابه موسسات آموزشی آزاد هستند
نه به مدارس دولتی و غیر دولتی که همش شاکی هستند که نظارت خیییلی بیش از حد هست
و نه به این موسسات که مجوز می گیرند و هر طور دلشون میخواد تبلیغ میکنند
هم در حوزه فعالیت هاشون که تقریبا هر کار با ربط و بی ربطی که به پول نزدیکشون کنه انجام میدن و کسی هم نیس نظارتی داشته باشه و هم در زمینه تبلیغاتشون در سطح شهر و عناوین جعل
بابت مساله ای اضطراب داشتم و نمیتونستم روی درس متمرکز باشم.هر نیم ساعت یکبار بی هدف دست به موبایلم میبردم.بچه ها توی گروه کلاسی درحال بحث در مورد چند و چون جشن بودن.عکسهای خنده داری از ترم های اول تا همین ترم آخر رو میفرستادن تا برای کلیپ ازشون استفاده بشهدلم میخواست در جواب عکسهایی که میکول میفرستاد استيکر خنده بفرستم.دوست داشتم من هم جزئی از این بدو بدو میبودم.
مادرم گفت بدون گرفتن جشن چطور میخوای فکر کنی این هفت سال تموم شده و از فر
میخوام از نویسندگی خداحافظی کنم.یا وبلاگ میفروشم.یا حذفش میکنم.یا میزارم خاک بخوره.شاید به امکان ده درصد بعد کنکور برگردم.اگه بفروشم و حذف کنم که با وبلاگ جدید برمیگردم و همتون پیدا میکنم.اگر هم بزارم خاک بخوره.جایی نرید شما که باز این جمع فوق العاده ای که دوسال حدودا پیدا کردم از دست ندم.بعد دوسالگی وبلاگ تصمیم میگیرم که چیکار کنم.تا اینجا باشم سمت درس و کنکور نمیرم.اگر کسی کاری داشته باشه باهام که مهم باشه جیمیل و ایدی اینستا رو میزارم.نمی
بابا امروز یه کلیپ برام فرستاده بود از گناه حرف زدن با نامحرم .غیر مستقیم داره بهم میگه حواسم خیلی به خودم باشه ، اینکه دورم ازش شاید نگرانش کرده باشه ، پدره دیگه ، خواستم بگم کسی با ما هم کلام نمیشه ، کلا نیروی دافعه ی ما قویه ، جای نگرانی نیست نازنین پدر .خخخخ ، البته شایدم بدون منظور فرستاده باشه چون تا الان که ماه دختری بودم برای پدر خخخخقربون اون دل نگرانت بشم مهربان پدرم .
سلاااااممم :)) 
1. دیروز دو زنگ اخر پشت هم با قاسمی کلاس داشتیم و زنگ ناهار هم نذاشت داشته‌باشیم :( زنگ اخرش ۱۱۰ دقیقه بود! میفهمید ۱۱۰ دقیقه با قاسمی کلاس داشتن یعنی چی؟؟ تازه از اون بدتر اون دو تا جمعه‌ای هست که قراره از صبح تا ظهر باهاش کلاس داشته‌باشیم :/// دیروز یه اتفاق نادر افتاد! خیلی نادر!! و اون اینکه قاسمی خندید!!!! رسما پاچیده‌بود نمیتونست خودشو جمع کنه حتی!! همه مونده‌بودیم خدایی که این قاسمیه؟؟ اتفاقا صبح از یکی پرسیده‌بودیم که تا ح
 
گفت برای خودم خریدم با اینکه شبیهت نیست ولی شبیهته ، باشه برای تو تو خیلی شبیه مرگانی
واسم جالب بود که بفهمم چه چیزی باعث شد این فکر  یا احساس رو داشته باشه. البته که اول خود اسم " مرگان" توجهم رو جلب کرد. کتاب رو گرفتم و خوندم "جای خالی سلوچ" من شبیهش نبودم ولی بودم .
 من به جای همه ی اشکهای نریخته "مرگان" گریه کردم خودم هم باورم نمیشد!
از وقتی آزمایش ها تایید کردن که چه اتفاقی تو بدنم در حال افتادنه  سه سال میگذره من فقط تونستم روندشو کند تر
دانلود آهنگ سینا درخشنده به نام خوش خنده من + متن آهنگ + کد پخش آنلاین
 
مرورگر شما از Player ساپورت نمی کند
دانلود آهنگ و دیگر امکانات در ادامه مطلب .پرتال جامع ترولیا | سرگرمی، طنز، کلیپ، دانلود، فونت، سلامت، عکس، آشپزی
اسپانیایی ها یه خصلت جالب دارن:
خرید کردید و در منزل متوجه می‌شید که خرید شما جالب نبوده، یا مورد علاقه شما نیست! به فروشگاه می‌رید و در محلی خاص با کمال متانت می‌گید:
devolucion یعنی برگشت کالا
صندوق دار هم تمام پولتون رو پس می‌ده. برای پس دادن کالا عجله نکنید، چون ۱۵ رو وقت دارید
.
ویزای شینگن اسپانیا تضمینی و قانونی
جهت کسب اطلاعات بیشتر با ما تماس بگیرید. ما در حد توان به شما کمک می‌کنیم که راحت تر کسور مورد نظرتون رو انتخاب کنید
09378577757
#ویزای_
نزدیک خونمون که بودم یه ماشین از پشت سرم
خیلییییییییی بوق میزد:\منم گفتم وللش هیچ واکنشی نشون ندم وهمینجور ساده
داشتم راهمو میرفتم یهو ماشین داشت نزدیکتر میشد باخودم گفتم واایییی این
دزده ومیخاد منو بدزده الانم براش وقته خوبیه چون هیچکسی توی خیابون نیست
وسر ظهر وهمه هم خوابیدن://
هیچی دیگه اون لحظه توی فکرم هیچ چیزی جز فرار کردن نبود:\\\
منم یه پامو گذاشتم جلو یه پامو گذاشتم عقب مثل این آدما که توی مسابقه های دو هستن هیمونجوری یعنی:\\\\\
فرا
اندازه ابعاد قاب ويديو به دلخواه قابل انتخاب است ، لکن یک حاشیه خالی در بالای ويديو می افتد که با کدی که ما استفاده کردیم ، قابل اجتناب است .



کد درج ويديو بدون جاوا اسکریپت:

<p></p>
<video width="490" height="400" controls> 
<source src="

"> <source src="movie.ogg" type="video/ogg"> 
</video>
<p></p>
امروز رفتیم مدرسه ،جلسه گذاشته بودن خانم مدیر.
مدیر تو جمع گفت خبر دارم جواب گزینشت اومد.منم گفتم:مگه من رفته بودم!!!!!!یعنی واقعا یه لحظه حس کردم رفتم!آخه تمام همکارا رفته بودن اراک ولی من نه!نرفته گزینشم قبول شد چون تحقیقات به عمل اومده از همسایه ها همش خوب بود:)دمِ خدا گرم،وبعدشش دمِ همسایه ها گرم،جالبِ که شماره یکی رو داده بودم که مدیر مدرسه ست،کلا رک و راست هرچی درموردم میدونستو گفته بود وبهمم زنگ زده بود که من همه چیزو در مورد شما گفتم ،با
maryam rad:
*نجوا 
▪️  وضو گرفتم به اشکهایت 
تطهیر شدن مسلک من است 
تیمم می کنم به نگاهت 
مسح می کشم به چشم هایم به پهنای صورت 
لبخند می زنم به خنده هایت 
نجوا می کنند که اغوا شده است 
▪️چشم ها را می بندم 
دریچه ی بسته سو سو نمی زند 
و از چشم هایت از خنده هایت 
از دستهای نوازشگرت  گذشتم 
گذشتن سهم کوچکی از من بود 
هنگامی که ضرورت عبور بود 
مثل عابری ساده 
از رد پای خاطرات من 
عبور عبور عبور 
▪️سجاده سجاده 
سجده کردم به رد پای تو 
انگار حک شده است
برای دانلود سریال دلدار -ایرانی ابتدا به وبسایت شب دی ال بپیوندید
این سریال دلدار روایتی از عشق یک جوان ایرانی به نام آرش است که به خاطر بیماری
مادرش از دانشگاه انصراف می دهد تا سخت کار کند
در گیرو دار انصراف آرش در دانشگاه او با رونا آشنا می شود
و عشقی جگر سوز مجددا رقم می خورد
عشقی که آن ها را به سمتی خاص سوق می دهد
از قدیم گفتن دل به دل راه داره
مجموعه تلویزیونی دلدار یک سریال ایرانی وِیژه شب های ماه مبارک رمضان 98 است که توسط آزیتا ایرایی و م
سنگاپور به دلایل بسیاری نظیر مارینا بی سندز، سینگلیش (زبان انگلیسی سنگاپوری) و غذای محبوب پلو و مرغش مشهور است. اما این همه ماجرا نیست. سنگاپور یک کشور جزیره ای کوچک است اما موارد شگفت انگیزی دارد که قطعا از شنیدن آنها شگفت زده خواهید شد. ادامه این مطلب را مطالعه کنید تا بیشتر با این کشور کوچک اما جالب آشنا شوید.

ادامه مطلب
بسم الله
یادداشت یک دوستقاتل در میانه‌ی دادگاه ایستاده بود و لبخند نفرت انگیزی بر لب داشت. می‌دانست قاضی و دادستان و بازپرس و. جرات محاکمه اش را ندارند. مقتول دختر خردسالی بود که بعد از کشته شدن، به آتش کشیده بود و باقی‌مانده‌ی جسدش را در آب ریخته بودند. مادرش ضجه می زد، پدرش اما خاموش بود و مات و مبهوت در و دیوار را نگاه می‌کرد. قاتل ادعا می‌کرد پشیمان نیست اما متاسف است. در عین حال همین را هم با خنده میگفت. او می‌گفت دختربچه را با یک شرور
 
 
 غبطه می خورم
به لبخند زدنش.
به خندیدنش.
وقتی که نگاهش می کنم حس می کنم آنچه از قلبش می جوشد
آنچه که در چشمانش موج می زند
الان است که خنده اش را بدل به بندنیامدنی ترین گریه ها کند.
اما
باز هم می خندد.
باز هم لبخند می زند.
 
 
 
پ.ن: به خنده های تلخ، به اینطوری بودن هم می شود غبطه خورد.
 
 
 
حال خوب یعنی .
دوست و رفیق شفیق دبیرستانت که پیش دانشگاهی ازدواج کرد .
همین الان بهت پیام داده باشه و گفته باشه؛
"خاله شدنت مبارک عشقم "

و من به هواااااا پرواز میکنم واسه نی نی کوچولوت .خواهر خوشگلم .مامان کوچولوی جذاااااااب .
سلام
دلم می خواد برات بنویسم، قربون صدقه ات برم ، ثبت کنم این روزهای قشنگ رو . ولی هی نمیشه . نمی دونم چرا . ولی حالا بی خیال . الان اومدم بنویسم . بنویسم از این روزهای آخر فروردین . الان آخر شبه دوشنبه است . به عبارتی وارد سه شنبه ۲۷ فروردین شدیم،  شنبه و یکشنبه دو بار با هم مفصل حرف زدیم . از اقلیم حضور همدیگه لذت بردیم ، کلی کل کل کردیم و خندیدیم . از سفر اروپا گفتی که قراره به زودی بری. بعدش گفتم کی میای ببینمت؟ کلی مسخره بازی درآوردی و
سلام
یکی از معضلات ما تو دوره ارشد این بود که ما سابقه کار صنعتی داشتیم و بالتبع نوع نگاه و سوالامون هم صنعتی بود،‌ ولی تعداد استادایی که کار صنعتی کرده بودن و از صنعت چیزی سرشون میشد بسیار کم.

یه بار با یکی از اساتید تو یکی از کلاس ارشد بحثمون شد!
هرچی سوال ازش میکردیم بلد نبود! کلی هم مدعی بود واس خودش. بعد نیم ساعت بحث علمی و جواب ندادن بی دلیل  شروع کرد به نق زدن و غر زدن که شرایط فلانه و براتون کار نیس و باید ازین مملکت رفت و جوونا با چه امید
جالب است بدانید استفاده از این شربت باعث رفع مشکلات
تنفسی، بهبود سرماخوردگی، آسم، سرفه و سینوزیت می‌شود؛ مصرف گشنیز باعث رفع
درد‌های قاعدگی می‌شود همچنین این شربت می‌تواند به افرادی که قصد ترک
سیگار یا قلیان را دارند هم کمک کند.
گشنیز تازه گیاه معطری است که در بسیاری از غذا‌ها از آن
استفاده می‌شود؛ از تخم گشنیز هم به صورت تفت داده و پودر به عنوان ادویه
استفاده می‌کنند. جالب است بدانید خوردن تخم گشنیز معده را تقویت می‌کند و
مصرف آن ب
یک جمله می نویسم
بدون هیچ توضیحی
واقعا می فهمم، جهاد المرأة حسن التعبل.
خوب شوهرداری کردن، جهاد زن هست.
جهاد
یعنی سختی کشیدن
یعنی تلاش کردن
یعنی مبارز بودن
یعنی بلند همت بودن
یک مجاهد
باید مخلص باشه
باید سخت کوش باشه
باید منظم باشه
باید زیرک باشه
باید
یک جهاد شیرین
که در تمامی ابعاد زندگی وجود داره.
این حقیقت زندگی و حقیقت ازدواجه
و من این نگاه رو
که همسر رو فرع رابطه با خدا می‌کنه
خیلی دوست دارم.
من تازه دارم فهم می‌کنم اونی که همه ی هستی
دانلود قانونی فیلم سینمایی تخته گاز | با 5 کیفیت مختلف
خلاصه فیلم تخته گاز: سلیمان قطار خنده را به قصد اثبات مرد بودنش در خانواده و جامعه تخته گاز می‌راند چرا که به هزار و یک دلیل زیر سؤال قرار گرفته شده و خود او نیز به این امر واقف شده و درصدد رفع نواقص خود برآمده است و در این مابین فضای شاد و مفرحی را برای مخاطبین به ارمغان می‌آورد و در این مسیر فراز و نشیب‌هایی را پشت سر می گذاردو در ایستگاه‌های مختلف خنده توقفی می‌کند.
 
دان
بعد از مدتی میخوام ساده بنویسم ،  برای کی ؟ اصلا مخاطب ندارم.برای دلم مینویسم.
دلم که مخاطب حساب نمیشه چون خیلی وقته شکسته ، گرفته ، شایدم مُرده.
توی این زمانه زندگی کردن دل که نمیخوادپول میخوادپارتی میخواد.نامردی میخواد.
راستش برام سخته که همرنگ این جماعت بشم شایدم شدم.ولی مثل این میمونه که بخوای وسط رودخانه خروشان برعکس شنا کنی
بی هدف دارم مینویسمولی بیخیال مهم نیس
شش ماه اول سال تمام شدنمیدونم چرا این شش ماه خبلی برام بد بود
عمیقا باور دارم آدمی که دائم در حال دروغ گفتنه، بعد از مدتی این دروغ‌ها تو شخصیتش نفوذ می‌کنه و اون رو تبدیل به یه آدم متناقض مریض می‌کنه. جوری که اصلا دیگه نمی‌تونه راست بگه. نمی‌تونه مسئولیت حرفی که زده رو قبول کنه. و این خیلی درد بزرگیه. دردی که شاید رو خود اون آدم تاثیری نداشته باشه، اما رو اطرافیانش چرا. حتی اطرافیان سابق.
+ یه آدم چقدر می‌تونه مریض باشه که بعد از دو سال باز هم دست از تهدید و تهمت برنداره؟
+ کاش می‌تونستم به بابام هم بگم
دارم ب این فکر میکنم ک برگشتن از مسیری ک یه عمر رفتی، چقدر میتونه شخت و ترسناک باشه؟!
چقدر سخت؟ چقدر ترسناک؟!
ترسو کنار بزنی سختیش قابل تحمل تر از سختیِ زندگی کردن توو شرایطیه ک دوس نداری باشه!!
اگ بری ب سمت چیزی ک دوسش داری، حتی اگ بهش نرسی بازم قشنگ تر از موندن بین آرزوهای بقیه‌س!!
-نگران آینده‌تم یاسمن!
+مطمئن باش موفق میشم! چون همون کاری رو انجام دادم که بهش باور دارم!(چی باعث شده فکر کنی باورامون یکیه؟)
-ولی من چشمم آب نمیخوره چیزی ک میگی درس
آقا خابم نمیبره
اگ گند بزنم چی؟
اگ هیچی یادم نیاد چی؟
اگ سخ باشه چی؟!
اگ همش ا اونجاهایی باشه ک من حذفش کردم برا خودم چی؟!!
خدایا پشمام
منو به حال خودم رها نکن!جونه من غلط کردم هر چی گناه کردم غیبت کردم به مامان بابام دروغ گفدم منو عفو کن دهنم صاف نشه پن شمبه خدایاااااا
راستش تا قبل از اینکه ساکن تهران شوم، این ترکیب اعجاب انگیز را نخورده بودم. یادم است اوایل مقاومت میکردم ولی بنظرم یکی از اختراعات خوش طعم بشر است که باید در کتابی چیزی ثبت شود . این عناصر ساده ای که وقتی کنار هم قرار می گیرند طعم بی نظیری را می سازند. فکرش را نمیکردم یک روزی گردو را با نان بخورم یا کشمش را با شوید!
فکرنمیکردم توی دوغ ترش، کشمش شیرین بریزم و روی یخ نمک بپاشم. اما همه این ها در این وعده ی بی نظیر امکان پذیر می شود. دقیقا مثل گریه و
نمیخوام واضح توضیح بدم یا حداقلش اینه ک الان نمیخوام واضح توضیح بدم
فقط یه سوال میخوام بپرسم لطفا بهم کامل جواب بدید
اگر بالای این صفحه(همین صفحه،همین وبلاگ) یه بنر یا یه لگو ببینید ک روش نوشته شده باشه ؛
"مرگ بر آمریکا"
میخوام اولین چیزی که توی ذهن تون میاد رو بگید
مربوط به هرچیزی باشه فرقی نداره حتی اگه افکار تون تند هم باشه هیچ مشکلی نیست،بهم بگید
در پله ی اول چیزی ک در همون لحظه به ذهن تون خطور میکنه و در پله ی های بعدی چیزهایی ک راجب نویسند
ای مرگ بر این ساعت بی هم بودن.

راستش را بخواهی عزیز دلم .گاهی بدجور از دست عکس هایت کفری میشوم .انقدر که دوست دارم بکوبمشان به دیوار و به لبخند وامانده ات که هیچ وقت از جایش تکان نمیخورد بدو بیراه نثار کنم ‌.چطور میتوانی به من زل بزنی و بخندی و پلک هم نزنی .چطور میتوانی گونه های خیسم را با خنده های آدمکشت به مسخره بگیری ؟؟؟واقعا چطور؟؟؟توی یکی از منفور ترین هایشان با آن کلاه لبه دار و دست هایی که همیشه به سینه میزنی به وسعت تاریخ لبخند ز
اول از هیپنوتیزمم بگم! در یک کلام او مای گاد :)) استاد پرسید داوطلب داریم و من هیجان زده و دست ها گره در هم انگار نه انگار بیست و سه سالمه و سنگین باش یکم، گفتم من من من و با مظلوم نمایی و من فوبی گربه دارم خودمو به سمت صندلی مورد نظر پرتاب کردم! یک دقیقه بعد چشامو بسته بودم و به عقب پرت میشدم که دو نفری که مسئول بودن من رو بگیرن بهت زده نشوندنم روی صندلی. کمی شیطنت و مقاومت میکردم، اعداد رو نمیتونست از ذهنم پاک کنه و من کاملا آگاه بودم به شیطنت و لج
همینکه رسیدیم ، مستقیم رفتیم هتل. آسانسور خراب بود و همسرم که حاضر نبود اجازه بده پیشخدمت هتل زحمت چمدونمون رو بکشه ، واسه ش آیه لا تزر وازرة وزر اخری رو خوند. در حالیکه پیشخدمت اصلا متوجه آیه نشد و با چهره متعجب به ما نگاه میکرد ، خود همسر با مشقت تا طبقه سوم چمدون رو آورد بالا. در اتاقو وا کردیم و با دیدن اتاق خنده رو لباش خشک شد. فهمیدم که بخاطر من ناراحت شده. ولی چیزی نگفتم. چادرمو برداشتم و با همون لباسام در چمدونو باز کردم و شروع کردم وسایل
اگه دسته بندی فیلم ها را یادتونه باشه، بعضی فیلم ها خوبن، بعضی ها حال خوب کن، و دسته ی سومِ کمیاب، هم خوب و هم حال خوب کن. فیلمی که الان میخوام معرفی کنم رو شک دارم که بین دسته دوم یا سوم قرار بدم."ترمینال" با بازی دلنشین تام هنکس و کارگردانی استیون اسپیلبرگ، یک فیلم درام، کمدی و رمنسه که امتیاز خوبِ 7.3 رو توی IMDb گرفته.
داستان از اونجایی شروع میشه که "وکتور" از کشور کِرکوژیا نامی وارد فرودگاه نیویورک میشه ولی در مدت پرواز توی کشورش انقلابی رخ مید
 
 یک روز، یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف بدی می کنه. بطوری که خودرو هردوشون به شدت اسیب میبینه. ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جان سالم بدر می برند. وقتی که هر دو از ماشینشون که اکنون تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان اون خانم بر میگرده میگه: آه چه جالب شما مرد هستید. ببینید چه بروز ماشینامون اومده! همه چیز داغان شده ولی ما سلامت هستیم. این باید علامت ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و.
 
زندگی مشترکی را با صلح و صفا شروع
یه جایی خوندم نوشته بود:
‏نتیجه کنکور هر چی شد غصه نخورین‏دانشگاه تاپ باشه که میتونی پز سطح علمیشو بدی‏دانشگاه سطح پایین باشه میتونی از کیفیت دختر / پسرش لذت ببری‏پیام نور باشه میتونی کنارش کار کنی‏هیچ جا هم قبول نشی میری دنبال زندگی واقعی و زودتر به پول میرسی.
حالا من که خودم چند سال پیش کنکور دادم و رتبه ام هم در حدی هست که بتونم پشتیبان قلم چی‌ بشم :)))
ولی در کل هر چی شد غصه نخورید،بیاید پیش خودم بگید ببینم چه کردید که با همفکری هم یه خاک
دانلود آهنگ جدید حسن خاکی خنده شیرین
دانلود آهنگ حسن خاکی به نام خنده شیرین کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده خنده شیرین با صدای حسن خاکی از جوان ریمیکس
Download New Music Hossein Khaki – Khande Shirin

حسن خاکی عزیز موزیک جدید خود را منتشر کرد.
ساخته جدید حسن خاکی، خنده شیرین نام گرفت.
این موزیک در تاریخ ۱۱ مرداد منتشر شده و در سبک پاپ قرار دارد.
جهت دانلود آهنگ جدید حسین خاکی با کیفیت بالا به انتهای مطلب مرا
مسخره است دنیای بی نور.
مسخره است دنیای بی صدا.
مسخره است دنیای بی حرکت.
.
بیخود به خودت امید نده.حواست هست؟! فرهاد ؟! 
فردا دیره . 
شاید خیلی زودتر از اون چیزی که فکرش رو کنی بمیری. 
بجنب پسر.بجنب.
.
هان؟! .آهان! . آره!آره! .میدونم.باشه!باشه!فهمیدم.چشم.
نقل قول از وبلاگ http://thisismybluelife.blogfa.com/:تد موزبی رو درک می‌کردم که هردفعه که رابطش رو با کسی بهم میزد از خودش و از همه می‌پرسید:  "اگه اون د وان بوده باشه چی؟"اگه اون د وان بوده باشه چی ؟ یا اون دیالوگ بهرام رادان تو پل چوبی. باید ده پونزده سال بگذره تا بفهمی فقط همون یه بار بوده.
بی ام و نیز به این بازی کثیف ورود پیدا کرد  مدتی است که معروف ترین برند های خودروسازی دنیا در زمینه طراحی و ساخت اسکوتر برقی ورود کرده اند تا از غافله عقب نمانند . و به شدت با هم رقابت دارند . بی ام و نیز مدتی است که از اسکوتربرقی خود رونمایی کرده است . به گفته این کمپانی این اسکوتر می تواند با یکبار شارژ مسافتی بین 25 الی 35 کیلومتر را طی کند . میزان سرعت این مدل نیز 25 کیلومتر بر ساعت است . این اسکوتر برقی 20 کیلوگرم وزن دارد و به نسبت اسکوتر برق
میلرزم به خودم.
از بغض تو، از ترس خودم.
از اینکه فردا همین بغض گلومو بگیره و من جوری دلم تنگ شه که نفهمم کجا نگاهشو جا گذاشتم.
از روزای امروز تو،از فردای خودم.
من دارم سخت میلرزم
.
.
.
من دعا میکنم.چون تنها حربمه.
اما جوری ترسیدم که میخوام بعضی دعاهامو پس بگیرم.
تو رفیق تو.داشتنتو بذار تو اولویت که من از بی تویی سخت میترسم!
.
.
♫ حالا بذا برات بخونم که:
طاقت ندارم دور شی از من این آدما از درد من دورنقلبم تویی بغضم ولی دریاست دریا رو با دریا
رفتین خارجکوچه کثیفه چند درصدمون جارو برمیداریم و جارو میزنیمکشور خودمون باشه چنددرصدشهر خودمون باشه چیکوچه خودموندر نهایت خونه خودمون اگه باشه؟!مسلما هرجا احساس مسئولیت بیشتری وجود داشته باشه حرکت بیشتری هم وجود دارهمینالی از تنبلی و بی عاری جوونت؟!ناراحتی از خونه نشستن و ولگردیش؟غصه علافی جوونای مملکتو میخوری؟دوست داری به خودشون حرکتی بدن و زندگیشونو سامان ببخشن، باید حس مسئولیت پذیری رو در وجودشون زنده کنیو《ازدواج》این کاره است.
مثلا روزتون اینطور آغاز بشه 
از خواب بیدار میشی میبینی یه پیامک داری
با شوق اینکه پیامک واریزی از طرف بانک باشه و شرکت پول بهت داده 
باشه مثلا، بازش میکنی
بعد میبینی پیامک از طرف مخابراته با این مضمون که پاشو قبض 
موبایلت رو پرداخت کن تا قطعش نکردیم.پاشو خودتو لوس نکن د ِ هه!!!
دانلود آهنگ جدید پازل باند بنام دمتم گرم با بالاترین کیفیت










Download New Music Puzzle Band – Dametam Garm
ترانه : نیما معین , آهنگ : پازل باند و نیما معین
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …










 
متن آهنگ جدید پازل باند بنام دمتم گرم :
خوبه یه چیزی داری بهش تکیه کنی خوبه تو داری کم میاری خوب بلدی گریه کنی خوبه دمتم گرم با بچه بازیات ساختی منو دمتم گرم همش پشت گوش انداختی منو مث قبلا نیستی ته قلبم تا همینجام اومدی دمتم گرم دیگه نه بوی عطر پ
همیشه به خودم میگفتم استرس امتحان و آزمون اونقدر فراگیر نیست که در موردش بحث میشه، کنفرانس و همایش برگزار میشه و مقالات مختلف و کتاب های متنوع نوشته میشه و راهکارهای اصولی و بعضا ناکارآمد براش داده میشه.
اما طی یه مدت گذشته متوجه شدم برخلاف اون چیزی که تصور میکردم خیلی از دانش آموزان و دانشجویان ما درگیر این استرس امتحان هستن، اون هم به شدت
اینکه چه مسئله ای باعث میشه دانشجو به خاطر یک درس جبرانی که نمره ش تاثیری هم در معدلش نداره اینقدر حرص
یه مدت داشتم آموزشا Bootstrap و Javascript رو با هم میدیدم . یکم برنامم جالب پیش نرفت تصمیم گرفتم فعلا bootstrap رو همینجا نگه دارم . دوره جاوا اسکریپت تقریبا تمومه . امروز یاد گرفتم چجور خودم یه کتابخونه جاوااسکریپت بنویسم . با یه سری چالش ها مواجه شدم که خیلی جالب بود از جمله یه رفع اروری که خیلی وقتمو گرفتم ولی باحال بود . فردا هم نحوه پلاگین نویسی برای Jquery رو یاد میگیرم . دیگه میشه گفت فردا آموزشا تمومه . فقط میمونه 7 تا پروژه که باید انجام بدم . بع
تا حالا به لیست شماره های توی گوشیت نگاه کردی؟؟؟؟هر کدوم چیو یادت میارن؟؟؟تا حالا پرسیدی چرا شماره این باید توی گوشی باشه؟؟؟فکر میکنم گاهی وقتا ما دوستامون رو موضوع بندی میکنیم.اگر نگاه اقتصادی داشته باشیم، میگیم فلان دوست موقع بی پولی میتونه قرض بده.اگه نگاه هنری داشته باشیم، میگیم فلان دوست در این زمینه میتونه کمک کنه.اگه . اگه . اگه .همش خوبه، نمیگم بد.ولی کاش لا به لای اون همه شماره، حداقل باشه شماره ای که مواقع دلتنگی و دلگیری ا
پر از خشمم. دلم یه زندگی عادی میخواد. نه این که یه روز صد باشم یه روز صفر. یه نفر باشه دلتنگم بشه و سراغمو بگیره. از همه مهم‌تر بغلم کنه.خب اگه اینجوری باشه چرا عصبانی و ناراحت باشم اصلا؟ولی مثل این که ما به بار به خدا گفتیم شادمانم کن و اندوه مکرر برسان جدی گرفته.بگم غلط کردم؟
یکِ خردادِ یک هزارُ سیصدُ نودُ هشت
پیش بینی یه روز به خاک رفته
برای جلسه ی استاد یه بخش اعظم کار انجام ندادم !! پر واضح است که استاد باز گند میزنه به سرتاپامون .
برای کلاس ساعت 8 صبحمون دوتا مقااله نیاز داشتیم که اونم آماده نکردیم !! باز سرکلاس  باید متوسل شیم به آیه الکرسی که استاد گیر نَدِ !!
جلد 1،2،3 بر جاده های آبی سرخ تموم کردم . یه تناقص عجیبی در کتاب دیده میشه !! میرمهنا زرت و زرت تو کتاب دزدی میکنه بعد آق نادر اصرار دار بگه اون دزد دری
روز تولدم، هر وقتی و هر جوری که باشه، هر قدرم که سخت گرفتنم برای خوب بودنش شرایطو "اونطور که باید" خوب پیش نبره، بازم به خاطره ها و عکسا و فیلما که نگاه می کنم جزو حال خوشترین روزهای زندگیه.
هر قدرم که خوب نباشم.!
فکر کرده بودم چرا هر روز همون روز تولد نباشه؟
اما نشد.
امروز وقتی بهش فکر کردم، بازم  همینو گفنم. که چرا هر روز، روز تولد نباشه؟
اما خب. باز خوبه که "روز تولدی" هست!
و مهسایی که آیدا شاه قاسمی گوش کنان حال خوش دارد! دست کم لحظه هایی از
راهکار , ترسیم نقشه راه , چشم انداز ,هم خودش میاد وقتی مقاومت باشه صبر باشه
ابهامات با رجوع به محقق شده های قبلی
با ایمان به مسیری که اومدیم
اینده رو میشه با امید
رفت وقتی که فقط
به نشانه ها
توجه کنیم
خودش راه رو رسم میکنه

من میدونم باید چیکار کنم تمام ریز مسیر رو
اما باید زمان اقدام و تاییدش رسیده باشه ماه فرصت ماه اقتدار انسان هم رفت تا سال دیگه .
پ .ن :چه کسی میداند اینها را برای چه کسی و چه چیز مینویسم

متنی که شبیه نکته های کار تشکیلاتی و
آدم باید چقدر قوی باشه که جا نزنه ؟ اینو از خودم پرسیدم وقتی تو راه برگشت به خونه بودم. آدم باید چقدر قوی باشه و چقدر کلمه داشته باشه که برای خودش از امید بگه ؟ بگه که زندگی سیاه نیست درحالی که وسط تاریکی وایستاده! یجوریم که انگار رو لبه‌ی دره موندم و ت که بخورم مقصدم مرگه . ولی نمیتونم از کنار پرتگاه بیام کنار. اونجا موندم و به خودم میگم که زندگی سیاه نیست ، آدما سیاه نیستن، قلبت سیاه نیست . بعد میخوام که این حرف‌ها رو باور کنم . باورم میکنم .
آچو گفت میدون حسن آباد سوخت. گفتم خب. گفت اون گنبد خوشگلا هم سوختن. گفتم خب میسوزن دیگه. مگه کلیسای نتردام نسوخت؟ مگه تخت جمشید نسوخت؟ همه چی یه روز میسوزه، یه روز داغون میشه، نابود میشه. چه فرقی میکنه حالا یا صد سال دیگه؟ آدما خیال میکنن اگه یه چیزی رو بسازن و تا ابد بمونه که تازه نمی مونه هم، در واقع خودشون باقی موندن. میگه خب همین مهمه دیگه. میگم کجاش مهمه؟ هزار سال نه، صد سال دیگه چه فرقی میکنه چی از کی مونده؟ هیچکس اون آدمای صد سال قبلو نمیش
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب