نتایج پست ها برای عبارت :

حیرانم سرگشته رسوای رقیه

چشم آلوده کجا،دیدن دلدار کجا؟
دل سرگشته کجا وصف رخ یار کجا؟
قصه ی عشق من و زلف تو دیدن دارد
نرگس مست کجا همدمیِ خار کجا
سر عاشق شدنم لطف طبیبانه توست
ورنه عشق تو کجا این دل بیمار کجا؟
منتی بود نهادی که خریدی ما را؛
رو سیه برده کجا میل خریدار کجا؟
هرکسی را که پسندی بشود خادم تو
 خدمت شاه کجا نوکر سربار کجا؟
کاش در نافله ات نام مرا هم ببری
که دعای تو کجا عبد گنهکار کجا؟
مهر من گر که فتد در دل تو میفهمم؛
شهد دیدار کجا دوری دلدار کجا؟
به خدا چون دل زه
.آنقدر خوب که شور وشعفی در تمام وجودت
ریشه میگیرد گوی جان تازه ای در تو پدیدار است و خود بیخبری.اما پیش می
رود.عادی میشود.صمیمی می شود وتکراری.مانند گذشته نیست و تن تو سنگینی
وجودی را حس میکند که با او بیگانه گشته است. و اینجا مختصاتی است که ادامه
دادن بسته به همان پی و ریشه ی فرو رفته در عمق جان و تن ات است.بی آن
ممکن نیست.نمی شود.و اینجاست که حسرت می آید به همان اوایل که دور بودی و
مشتاق.اکنون گفتن هر حرف ساده برایت سرگیجه ای است که سیاه میکند
راه   ابن سیرین گوید که راه به خواب دیدن دین بود و استقامت آن و جستن راستی در دین و دنیا اگر بیند بر شاهراه می رفت دلیل که براه راه دین رود اگر بیند که به راه راست گروهی را هدایت کرد دلیل که قومی را به راه راست و صلاح راهنمایی کند اگر بیند راه سرگشته متحیر می گردید دلیل که در راه دین یا به کار دنیا سرگشته شده باشد.
کرمانی گوید اگر بیند در راهی می رفت چنان که خسته نشد دلیل که حق خود را از کسی بستاند اگر بیند کسی او را از راه راست به راه کج برد د
تو کیستی، که من اینگونه بی تو بی تابم؟شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم .تو چیستی، که من از موج هر تبسم توبسان قایق، سرگشته، روی گردابم!
 
تو در کدام سحر، بر کدام اسب سپید؟تو را کدام خدا؟تو از کدام جهان؟تو در کدام کرانه، تو از کدام صدف؟تو در کدام چمن، همره کدام نسیم؟تو از کدام سبو؟
 
من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه!چه کرد با دل من آن نگاه شیرین، آه!مدام پیش نگاهی، مدام پیش نگاه!کدام نشاه دویده است از تو در تن من؟
 
که ذره های وجودم تو را که می بینند،ب
قلم را به دستِ دلی سرگشته دادم و دل باز هم، سررشته ی کلام را برد به سمت تو.
تویی که،عمر مرا؛ هر روز کهنه تر می کند عشقت؛ و من در عشقت می میرملطفا چند قدم پیش تر برو تا دل آرام را، بنگری.
آنجایی که جایی برای ایستادن نیست و رفتن، تنها راه ماندنِ ابدیِ یک عاشقانه است.فقط کمی بیشتر نگاهم کن.روزهاست، روی این صفحه خاکستری، حرفی از عاشقانه های ناب نیست! و منِ خسته و دلبسته به دنیا را، هیچ کس نمی فهمد.تو هم حالم را نمی فهمی دلِ من.
نمی دانی چه می گ
 دوشنبه ی محنت 
دو روز روزه داری متصل با یک استکان آب 
سرگشته در خیابان و بیابان 
به زور پیدا شدن هلال ماه 
زنده شدن خاطرات سخت فطر گذشته در فطری رنجبارتر
تعطیلات همواره بدشگون خرداد
بختک افتادن به زندگی
بی خبری و رها شدگی ِ ناگهان
چشم انتظاری هولناک
باز رفتن شان به سواحل شمالی نقشه
ماندن در سیاهچال شمال شرقی نقشه
پیدا شدن مزاحم یا مزاحمان تلفنی 
بیماری . تهوع . تهوع . لکه های خون 
اضطراب
حالتی متوسع تر از مرگ
در رفتگی انگشت اشاره ی دست چپ
سکوت و سکوت و سکوت
شاید جایی در میان این جاده ی تاریک کسی ایستاده باشد به تماشا
به تماشای جان دادن من 
شاید کسی باشد که بخواهد جلو بیاید و ببیند از درون مردمک های حيرانم دلیل این همه سکوت را 
شاید صدای فریاد مرا شنیده باشد
شاید کسی در تاریکی ایستاده باشد 
مراسم شب شهادت حضرت رقيه سلام الله علیها
سال 1396
روضه و مرثیه خوانی
مداح: اقای صاحبعلی مقدم زاده
دریافت فایل صوتی (آغلار گویوب خرابه ده.)
روضه خوانی و مرثیه 
مداح: آقای ودود فرزانه
دریافت فایل صوتی (شامه یول سالارسان.)

 سینه زنی 
مداح: آقای محمد چاپاری
دریافت فایل صوتی (گوزدن هامی دنیانی بوگون آتدی رقيه.)
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
داستان غم پنهانی من گوش کنیدقصه بی سر و سامانی من گوش کنیدگفت و گوی من و حیرانی من گوش کنیدشرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی؟سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی؟روزگاری من و او ساکن کویی بودیمساکن کوی بت عربده جویی بودیمعقل و دین باخته دیوانه رویی بودیمبسته سلسله سلسله مویی بودیمکس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبودیک گرفتار از این جمله که هستند نبودنرگس غمزه زنش اینهمه بیمار نداشتسنبل پر شکنش هیچ گرفتار نداشتاینه
نیستی،نبودنت آزاردهنده ترین درد دنیاست، کاش نبودنت درمان داشت اما دردِ بی درمانم شدی تو.
خودمو تو اتاق حبس کردم مثل قلبم که تو عشق تو حبس شده، در و دیوار اتاق هم نبودنت رو به رخم میکشه اما تنها چاره ام اشکه.اشک و اشک و اشک.اما نه.
تند تند اشکامو پاک میکنم،من نباید گریه کنم.تو عاشق مردای قوی بودی.نباید گریه کنم چون نمیخوام وقت اومدنت تار ببینمت‌.
آخ.گفتم اومدنت.کاش این محالِ ناممکن،ممکن می شد. اونوقت می دیدی که چجوری جونمو  فرش زیر پات
دختر که باشی;
درسته که همیشه
 دلت
 به وجودِ یه مرد قرصه!
که اگه نباشه;
تصمیم های زندگیت با شک و شبهه پیش میره!
پدرکه نباشه
نگهبون که نباشه
یابهتربگم دلت که قرص نباشه
ممکنه اشتباه بری راهو;درست!
پدرکه نباشه امنیتِ خونه نیست;درست!
ولی همیشه خدا یه روزی یه جایی
یه مرد جاش برات جایگزین میکنه
که باز دلت قرص بمونه!
که اون مرد میتونه برادرت باشه
یا حتی همسرت!
ولی مادر که نباشه
هیچکس نیست که براش ناز کنی
و برات فدا بشه.
مادر که نباشه 
هیچکس نیست که براش
یک کاغذِ پشت و رو و این همه حرف! در پس هر واژه‌ای، انبوهی از اندوه و شادی نهفته است، که هر دو حاصل عشقند. کاغذ را که روی میز رها می‌کنم خودش تا می‌خورد و به همان حالت ناگشوده برمی‌گردد. چقدر کهنه‌اند این تاخوردگی‌ها! درست مثل زخمهایی که من از آن عشق نافرجام خوردم. گرچه سعی می‌کرد کاغذ روشن برای نوشتن انتخاب کند اما این کاغذ به مرور سالیان سیاه و کدر شده است. اما هنوز زیباست. ترکیب این سیاهی با آبی جوهر هنوز زیباست. 
پاکت را توی کیفم می‌گذارم
در تاریخ ۹ امردادماه سال جاری، انتخابات هیئت مدیره انجمن منهاج طبق ضوابط آیین نامه انجمن های ادبی برگزار شد و طیّ آن، افراد زیر به مدّت ۲ سال عنوان هیئت مدیره انجمن انتخاب شدند:
معصومه رحمانی فر
رقیّه
سامان صحرایی
مجید افشاری
سجّاد رضایی
و اعضای علی البدل:
معصومه رضوانی
علی مختارزاده.
در مسابقات کاراته بانوان ، جام رمضان شهرستان گرگان دختران کاراته کار نودیجه با سرمربیگری خانم رحیمی نژاد خوش درخشیدند.خانم ها تبسم رحیمی ، ترنم رحیمی مقام اول و رقيه میرشکاری ، هانیه عارفی مقام سوم کومیته را کسب کردند.
نودیجه آنلاین
خیلی وقت‌ ها برای آدم‌ ها هیچ تفاوتی نداره که تو باشی، یا مترسکی از جسدت که روحش مرده. آدم‌ ها از مبدا و نقطه‌ ی خودخواهانه‌ ی وجودشون به تو نگاه می‌کنن. شکل واقعی تو، غم تو، شادی تو ، آرامش تو برای آدم‌ها ناشناخته‌ اس . چون آدم‌ ها دورن! اونقدر دور که از تو و وجود تو جز نقطه‌ای نمی‌بینن :) بخاطر همین سعی می‌کنم احساسات رو از دلم بکشم بیرون و اون‌ها رو به شکل کلمات دربیارم بلکه کمی آروم شم از فشار این حبس‌ شدگی‌ ها و دل‌ گرفتگی‌ ها :)
از نون نوشتن دولت ابادی
از بیهقی تا دولت
آبادی راهی نیست مگر همین رنج نوشتن که همواره اهل قلم در این سرزمین با خود حمل
کرده اند بعد از نوشتن مقاله ای مفصل از اینجانب  در شرح زندگی و بعضی آثار
دولت آبادی بزرگ باز هم به یادداشت های وزین ایشان در کتاب نون نوشتن که سالهای
بسیاری را در بر میگیرد برگشتی زدم .
کتاب حاصل رنج و مصائب نویسنده ای ست به لسان  گویای آدمیت مهجورکه از سمت خرد به  آزادی می رسد.
در نون نوشتن دولت آبادی از افسانه و افسون کلیدر م
گلدن تایم مجموعه‌ی 12 تا فیلم کوتاه 10 دقیقه‌ای است که وجه مشترکشان ویژگی زمان و مکان است: داستان همگی‌شان در 10-20 دقیقه‌ی انتهای روز اتفاق می‌افتند، در آن 10-20 دقیقه‌ای که می‌شود بازمانده‌ی روز نامیدش یا شغال خوان غروب. همان 10-20 دقیقه‌ای که نور خورشید کجکی می‌تابد و در کار غروب است و عکاس‌ها می‌گویند بهترین نور برای عکس گرفتن است. همگی اپیزودها هم در ماشین‌ها اتفاق می‌افتند. حالا این ماشین توی یک اپیزود یک جیپ است توی یک اپیزود دیگر یک م
[در استقبال از ماه عشق و عطش]
شکر خدا که ماه محرم شروع شد
بغضم شکست و لطف تو نم‌‌نم شروع شد
ما را قلیل اشک مقام خلیل داد
کم‌کم چکید و جوشش زمزم شروع شد
آورده با تولد خود رسم دیگری
از آن زمان که گریه‌ی خاتم شروع شد
شد شرحه شرحه سینه‌ی پیغمبر خدا
تا آیه آیه سوره‌ی مریم شروع شد
"باز این چه شورش است" بخوان نوحه‌خوان که باز
ماه عزا و نوحه و ماتم شروع شد
رنگی ورای سرخی خون حسین نیست
مشکی به تن کنید؛ محرم شروع شد!
::
می‌خواستم برای سرودن بهانه‌ای
تا ذ
این چندروز چندتا روزنوشت نوشتم اما هر بار به دلیلی منتشرشدن نکردم.الان هم روز نوشت نیست و کمی پراکندگیه : ) احتمالا بعداً برای بعضی مورد ها پست جدا بزنم و توضیح بیشتر بدم.
۱_بعد از قرنها فیلم ندیدن ، جدیداً سریال بچه مهندس رو که پاییز فکر کنم میدادش اما من نگاه نمیکردم دنبال میکنم.امشبش خیلی بد بود :'( بی اختیار و بیصدا برای مادر جواد و جواد اشکام میریخت.جناب برادر دیدم و گفت "بابا فیلمهاین الان بلند میشه (یعنی مادر جواد که مثلا کشته شده ب
ندیدن‌ها و نشنیدن‌ها جانت را به لبت می‌رساند، زندگی‌ات دلگیر و تاریک می‌شود، می‌روی که باز هم آئینه‌ها نجاتت دهند؛ می‌دانی دوای دردت، عکس رخ اوست. 
خود را بین درختان جنگل گم می‌کنم. از تپه‌ها بالا می‌روم و بین انبوه درختان از این سو به آن سو می‌روم. به خلوت دنجی در لابلای درختانِ لب چشمه پناه می‌برم؛ از جمع می‌گریزم که جز ترنّم آب و نوای پرندگان هیچ صدایی نشنوم. 
زهمه خلق رمیدم ز همه بازرهیدم
نه نهانم نه بدیدم چه کنم و مکان را
ز
باعرض سلامعناوین کسب شده توسط هنرجویان شهر سده و دژکرد درمسابقات قهرمانی استان فارس که درتاریخ 98/4/20درشهر شیراز برگزار شد:*رده سنی جوانان و امیدو بزرگسال جداول به صورت کامل بسته شده بود.*همه ی هنرجویان با عملکرد مثبت و عالی، سالن مسابقه را ترک کردند.مائده خردمند/فاطمه همت/سارا شریفی/سدهنازنین رقيه شرفی/المیرا نگهداری/زهرا (رده سنی بزرگسال)یکتا /فاطمه نظری/آیناز جوکار/زهراخواجه/فاطمه رئیسی/شیدا محمودی/زهراسادات شرفی/فاطمه سادات
خاطرنشان می شود شهید غلامعلی تولی در سال 1347 در روستای یورت زینل از توابع بخش مرکزی شهرستان گالیکش چشم به جهان گشوده و در سن 45 سالگی در دفاع از حرم مطهر عقیلهی بنی هاشم، حضرت زینب کبری(س) و حضرت رقيه(س) به درجه رفیع شهادت نایل گردید.

ادامه مطلب
 
  …اینك به سویت آمده ام.
 
اول)
خدای مهربان من!
اینك آمده ام كه گفتی بیا .  
به نجوا نشسته ام كه گفتی بخواه .    
نامت را می برم كه گفتی بگو.  
می گریم كه گفتی ببار .
امیدوارم كه گفتی مایوس مباش.  
ای آموزگار درس لَا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ !  
ای گوینده ان الله یحب التوابین !
اینك پاسخم بده كه به ندای ادعونی استجب لکم سرمستم.
تو آن قدر مهربانی كه حساب ندارد و آنقدر كریمی كه اندازه ای  برای آن نمی یابم .
تو آنقدر با من " تا " كرده ای كه تصو
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنـا رُقَیَّةَ،السلام عَلَیْکِ التَّحِیَّةُ وَاَلسَّلامُ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ،اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ،اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ عَلِیِّ بْنِ اَبی طالِبِ،اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ فاطِمَةَ اَّهْراءِ سَیِّدَةِ نِسـاءِ الْعالَمینَ،اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ خَدیجَةَ الْکُبْرى اُمِّ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ،اَلسَّلامُ عَل
مثه رودی مثه چشمه

آقاجون وفاتو عشقه

شما ساغرید وساقی

نظری بر من تشنه

--------

شما در ادب خدایید

قمر آل عبایید

تشنگی ظاهر امر

شما آبروی آبید

-------

عالمی به پات اسیر

واسه یک نگات میمیره

اونقدر کریمی آقا

ارمنی حاجت می گیره

-------

خاک کربلا هنوزم

مست ذکر یا اخاته

به خدا که تا قیامت

خجل دستات فراته .

                                              " ابر "
یک
هیولای قلدر قوی درونم خانه کرده است. روی پره‌های روح و روانم. نمی‌دانم کی و کجا
آمد. عاجزم کرده است. دست و پایم را. غمگینم کرده است. و غمش یک‌طوری است که دیگر
به بی‌تفاوتی رسانده من را. از بی‌تفاوتی غم نمی‌خورم. چنان عمیق و ریشه‌دار دل‌شکسته
هستم که از حجم آوارش رام شده‌ام حتی. رومیزی را مرتب می‌کنم. زیر کتری را روشن می‌کنم.
مخلوط پیاز و گوشت و جعفری را توی خمیر لوله می‌کنم. به گلدان‌ها نگاه می‌کنم. و اشک
می‌ریزم. به هیجان نمی‌آیم. آن ج
به قدر کافی بهانه برای آشفتگی داری، بحرانی‌ترین روزها را می‌گذرانی، از هر سوراخ سمبه‌ی زندگی‌ات، مسأله و دغدغه‌ای نو سر در آورده و نو به نو برایت چشمک می‌زنند.
 تکلیفت روز به روز مه‌آلودتر می‌شود، اما با این همه، فقط به دنبال یک دردی، که درمانت شود. بگیرید زنجیرم ای دوستان
که پیلم کند یاد هندوستان
کار پیلت به جایی می‌رسد که گاهی از هندوستان هم گذشته و سر از نیستان درمی‌آورد. نی وجودت می‌خواهد از شوق نیستی، در دیار خود ناله سر دهد. مست
دانلود مداحی جواد مقدم دلم هواییه هوای کربلا
شب ۱ صفر 97نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیدلم هوائیه هوای کربلاهوای روضه تو شبای کربلابا روضه جاریه دوباره زندگیتا اینکه دق کنم برای کربلادلم گرفته زندگیمو زیر و رو کنواسم یه زندگی تازه رو شروع کنتو بهترینارو برا من آرزو کنتو بهترین رفیقمی چقدر کریمیاجازه دادی که باهات بشم صمیمیرفاقتم با تو داره میشه قدیمیحسین من حسین من ای نور عین من
متن مداحی دلم هوائیه هوای کربلا جو
این یادداشت مختصر صرفا احساس من پس از خوانش کتاب است و ارزش دیگری ندارد.
خواندنش بسیار طول کشید، تقریبا سه ماه و در این سه ماه من روزهای عجیبی را گذراندم، بخشی از زندگیم را که هیچ گاه مانندش را تجربه نخواهم کرد. سفرهای مکرر و بی اطلاع دیگران، اتاق های کوچک مسافرخانه ها، اهواز، تهران، قم، همدان و.
من تغییر می کردم و داستانی از یک تغییر بزرگ می خواندم، شب های کنار محبوب بودن را که هیچ اما شب های بی حوصلگی و تنهایی طنطوریه (ترجیح می دهم اسم اصلی
درباره‌ی سیل فراوان نوشته‌اند؛ انواع خبرها و تحلیل‌ها، درباره‌ی علل بروز سیل و تعلل مسئولان و به‌جان هم افتادن این و آن درباره‌ی این‌که مقصر کی‌ست و چه باید کرد و چه نباید کرد و غیر ذالک، هر ثانیه منتشر می‌شود و چونان سیلی پُرشتاب می‌آید و می‌رود. واکنش‌های احساسی و هیجان‌زده البته طبیعی‌ست؛ آدمی‌ست و طبیعتاً می‌ترسد و به‌همه‌چیز چنگ می‌زند و مدام حرف می‌زند، ولی انتظاری که همه‌جا وجود دارد این است که با گذر از زمان فاجعه، به
به یاد افتخار حزب الله

بسیجی دلاور و شجاع

عارف دلسوخته

فدایی حضرت رقيه {سلام الله علیها}

مداح اهل بیت {ع}

"شهید مسعود ملا" 




دستنوشتهٔ زیبای

شهید مسعود ملا

درباره ماه مبارک رمضان
:

.

با سلام بر ایام الله

با سلام بر کسانی که ایام الله را به وجود
آوردند

با سلام بر امام زمان {عج}

.

سلام بر امام عزیزمان که جانم فدایش باد

سلام بر شهدا که در این ماه جایشان

بر سر سفره های افطار خالی است

.

سلام بر جانبازان و مجروحینی که

سحر و افطارشان را روی تخت
بخشی از وصیت نامه شهید حججی:



از همه ی خواهران عزیزم و از همه ی
زنان امت رسول الله می خواهم روز به روز حجاب
خود را تقویت کنید، مبادا تار مویی از شما نظر نامحرمی
را به خود جلب کند؛ مبادا رنگ و لعابی بر صورتتان باعث جلب توجه شود؛ مبادا چادر را کنار بگذارید.همیشه الگوی خود
را حضرت
زهرا و زنان اهل بیت قرار دهید؛
همیشه
این بیت شعر را به یاد بیاورید، آن زمانی که حضرت رقيه سلام الله خطاب به پدرش
فرمودند:
غصه ی حجاب من را نخوری بابا جان
چادرم سوخته اما
#نقد_شعر_کلاسیک چنان در کفر زلف یار،حيرانم ، نمی دانمببندم یا نبندم دل. به ایمانم ؟ نمی دانمتمام هستی ام رابسته ام بر تارگیسویشخداوندا چرابیگانه می خوانم؟نمی دانمپریشان خاطرم از خاطـرات تلخ تنهاییچـرا درگـیر گیسوی پریشانم؟ نمی دانممداوم اشک غم ازدیدگانم می شودجاریولی گاهی چرابیهوده خندانم؟ نمی دانمخراب آباد دل گـر مأمن عشاق می باشدمن عاشق چرا اینگونه ویرانم؟نمی دانمنمی دانم بگویم ، یا نگویم دردهایم رابه او، شایدبگویدمن پشیمانم،ن
محمّد
نقش:پیامبر
نام:محمّد
کنیه:ابوالقاسم
زادروز:۱۷ ربیع‌الاول، عام الفیل/۵۷۰م.

زادگاه:مکّه

درگذشت:۲۸ صفر،سال ۱۱ هجری/۶۳۲م.

مدفن:مدینه

محل زندگی:مکه،مدینه

لقب(ها):امین، رسول الله، مصطفی، حبیب الله، صفی الله، نعمة الله، خیرة خلق الله، سید المرسلین، خاتم النبیین، رحمة للعالمین، نبی امّی


پدر:عبدالله

مادر:آمنه

همسران:خدیجه، سوده، عایشه، حفصه، زینب دختر خزیمه، ام حبیبه، ام سلمه، زینب دختر جحش، جویره، صفیه،میمونه.

فرزندان:قاسم، ز
به آستان صاحب احترام میکنم سلام


به آستان صاحب احترام میکنم سلام
به یادگار کربلا به شام میکنم سلام
به خاکهای این حرم به حُرمت خدائی اش
تمام قد به حالت قیام میکنم سلام
. آقا سلام ، آقا سلام ، آقا سلام ، آقا سلام .
به شیر بچه ی امام زین العابدین و هر
کسی که بوده در حرم غلام میکنم سلام
به شافع قیامت و علوم با عبادت و
به اجتهاد و فقه و دینِ تام میکنم سلام
. آقا سلام ، آقا سلام ، آقا سلام ، آقا سلام .
به ساختار حیدری ، به این مزار مادری
به سوز سینه اش
این مطلب طولانی هست و برای اینکه وقت گرامی تون گرفته نشه میتونید چند خط آخر رو که با خط آبی نوشتم بخونید

اصلا دوست ندارم هیچ عالِمی و اساسا هیچ انسانی رو بزرگتر از اونچه که هست جلوه بدم و اساسا اغراق در توصیفات در مورد اشخاص حتی در روایات هم نکوهش شده. اما وجود و کتابهای این عالِم گشایش های بزرگی برای من داشت. منی که دانشجوی هنر بودم و سالها چند ساز موسیقی رو با جدیت و با پشتوانه مطالعاتی و تحقیقاتی دنبال میکردم و برای کسب شناخت بیشتر حتی پا
خیلی خوش گذشت. ساعت سه خوابیدم 6 بیدارم کردند گفتند تو اتوبوس بخواب ولی مگه تونستم! همش با زهرا حرف زدم. زهرا ابجیم. میترسیدم دست به موبایلم بزنم یک خط کم شد ولش کردم:/ میخواستم تا شب بمونه.
بعد رفتیم اونجا همون اول یک دعوا شد بین مسئول و فرمانده. مسئول اونجا و فرمانده خخخ خیلی بداخلاق بود مسئول اونجا. (فرمانده پایگاه خودمون نه پایگاهی که رقيه میره ://)
بعد ما جدا شدیم رفتیم گشتیم یک جا نزدیک رودخونه که سایه باشه پیدا کردیم نشستیم. تا نشستیم گفت
ای کاسیب
=================
ای کاسیب میوه لره باخ اورگین قان اولسون
ایین آل یوخدی پولون دردیوه درمان اولسون
 
یا گئدیب عکسینی سال ائوده آپار وور دیوارا
قوی او عکسیله ائوین گون کیمی تابان اولسون  
 
یوز دفعه اوپسه الیندن آنا ناس ایتمه نظر
قویما اول رحمسیزی داخل  ایوان اولسون
 
لیمونون  آلما خبرقیمتینی قوی قالسون
یئمه اول بی حیانی قوی سنه عدوان اولسون
 
اوکه موزدور  داداشیم صحبتین اصلا ایلمه
غیر تین واردی یئمه قوی گیلا سوزان اولسون
 
کدونون منفعتی پ
استقبال از اشعار حاج داود بیدق داری
========================
ای تالیِ زهرا که آدون فخر زناندور
غبطه ائلین درگهووه ملک جناندور
ایله نظر ایرانه اؤرکلر دولی قاندور
مدّتدی که بیر عدّه نین احوالی یاماندور
یاحضرت معصومه یتیش داده اماندور
سن نازلی رقیّه کیمی زهرایه مثل سن
سن جلوۀ نورانیِ خورشیدِ ازلسن
فریادگرِ حیّ عَلی  خَیرِالعَمَل سن
شیعه سنه محتاجیدی چوخ غملی زماندور
ای علمی مُبَرهَن هامی عالملره اعلم
موسی قیزیسان مُلکَ نجابتده کی مریم
لطف ایله ئوزو
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب