نتایج پست ها برای عبارت :

خانم وزیری تتلو بدون سانسـور

دانلود اهنگ تتلو هر وقت نبودی من فقط زدم غر همراه با متن کیفیت خوب جدیدترین آهنگ امیر تتلو به نام هر وقت که بودی هر وقت که بودی همه چی قشنگ شد انقده . هر وقت نبودی من فقط زدم غر هر کجا زدم تو خاکی زدی یه تلنگر
دانلود آهنگ امیر تتلو » هروقت که بودی | Amir Tataloo Harvaght Ke Boodi دانلود آهنگ . قشنگ شد انقده تو خوبی میره بالا توقع هر وقت نبودی من فقط زدم غر هر کجا زدم تو .
دانلود اهنگ هر وقت که بودی از امیر تتلو با لینک مستقیم و پخش آنلاین از رادیو جوان . هر وقت
ولی انصافا وقتی میرید هدفون میخرید تنها نرید، یه نفر رو با خودتون ببرید و امتحانش کنید، که اینجور نباشه که کله ی صبح تتلو تو گوش شما هوار بکشه "من در اختیار تو، بیا این تنو ببر تیمارش کن" ما هم فیض ببریم.
+ ولی سلیقه ی مردم تو مترو بهتر شده، به جای سریال ترکی this is us میبینن با گوشی، جای ملت عشق گاری کوپر و چشم‌هایش و جز از کل میخونن، ولی همچنان تتلو گوش میکنن -_- :)))
دانلود آهنگ جدید امیر تتلو به نام تردمیل
متن آهنگ جدید امیر تتلو به نام تردمیل
ببخشید من فارسیم یکم ضعیف شده
یه وقتایی هم بحث نیازه یه چی مثل غذا
شماره یک بیداره بیدار ترین آ
بگو از خونه ی گرم و بهشتیمون منو از خود سنگینم بکش بیرون
بگو دنیا وزنشو از من برداره بزار برسم به هوا و حرف عشقمون
بگو خسته ام از تکرار این درسا بگو که تیکه پاره ام من زا این بحثا
من از دلشوره و دلتنگی مرده ام دلم لک زده واسه گرمیه دستات
منو یه عالمه از بودنت
✅ گزارش مختصری از مسابقه کتابخوانی ویژه ماه مبارک رمضان با عنوان "یادت باشد" زندگینامه شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی
تعداد شرکت کنندگان در مسابقه 198 نفر که 81 نفر به تمامی سوالات پاسخ صحیح دادند و 117 نفر بقیه دارای اشکال بودند .
در پایان جلسه نمایندگان پنجشنبه 98/3/30 بین شرکت کنندگانی که به کلیه سوالات پاسخ صحیح دادند قرعه کشی انجام شد و بار اول به نیت امام رضا علیه السلام به 8 نفر و بار دوم به نیت 5 تن به 5 نفر از عزیزان کارت هدیه تعلق گرفت .
وکیل خانم در تهران خانم حمیرا پارسا وکیل پایه یک دادگستری می باشد، ایشان با توجه به اینکه مراجعین زیادی جهت انجام امور حقوقی دارد تمامی روزهای هفته در دفتر حقوقی پذیرای موکلین می باشد.وکیل خانم اماده ارائه خدمات حقوقی می باشد.
اعضای انجمن
 
ریاست انجمن: جناب آقای علی کاویانی
سرکار خانم مریم تفضلیانسرکار خانم فاطمه ابراهیمیسرکار خانم سیده معصومه سیدصالحیجناب آقای کریم اسماعیلیجناب آقای محمدحسین خانقلیسرکار خانم سهرابیدبستان غیر دولتی پیشرو
ساعت یک و پنجاه دقیقه‌ی بامداد است که یکدفعه، بی دلیل و بی آنکه بفهمم، ذهنم از جزوه‌ی ARDS پرت میشود سمت خانم تیموری، معلم ریاضی سال پیش‌دانشگاهی‌مان، که آن اوایل از ترس و ابهت‌اش نفس همه بند می‌آمد. اما کم‌کم فهمیدیم قلبی از طلا دارد پشت ظاهر مردانه‌اش. خانم تیموری یک اخلاق جالب داشت. درصدهای آزمون‌مان که می‌آمد، دانه‌دانه بچه‌ها را بلند می‌کرد و برای هر کدام‌مان اصطلاحا کامنتی می‌گذاشت. به آن‌هایی که صفر درصد زده بودند با خنده می
یک وقت هایی با دیدن یک ماجرا یا شنیدنش ،زودی نقشه میکشد و میگوید: اگر
امروز توی اتوبوس تا نگاهش به خانم تقریبا هفتاد ساله ای افتاد قیافش تغییر کرد و منتظر یکی از آن اگرهایش بودم.تا از اتوبوس پیاده شدیم
گفت: من که هیچ قدرتی ندارم اما اگر یک روز بهم یک قدرت بدهند،توی شهر برای خانم های بالای شصت سال یک گشت ارشاد میگذارم.
خندیدم و با تعجب گفتم: چرا اونا؟
سرش را انداخت پایین و گفت: حیف نیست این چروک های روی صورتشان و خط های کنار لب و چشمشان را زیر چند
هرباریک تکه یخ را روی پیشانی اوبگذاریدتاتبش فروکش کند.حامد گفت خوب میشه؟خانم دکترنگاهی به بیمارانداخت و گفت اون رشته کوه ها که روی مانیتورمیبینی اگرتبدیل به یک خط صاف شدن میتونی اعضای بدنش رابفروشی و خرج خریدپوشک بچه خودبکنی.
حامدگفت یعنی امیدی نیست ازکمابیرون نمیاد.خانم دکتر گفت زیادقرص خواب خورده بعیدمیدانم ازکمابیرون بیادبایدکلی دعا پشت سرش باشه تاازدنیانره اگرنفرین پشت سرش باشه برنمیگرده.
حامدگفت کشتی منوچقدرمنوبازی میدی این حرف
نمیدونم آیا واقعا مردها به سبب دارایی نقش تکیه‌گاه در نظام خلقت، 
با استقرار و سکینه‌ی بیشتری نسبت به ما خانم‌ها آفریده شدند، 
یا مردهایی که من در اطرافم می‌بینم اینطور هستند؟! 
.
› طوری که خیلی وقت‌ها به یار غبطه می‌خورم که کاش آرامش دلش رو منم می‌داشتم!
› و می‌بینم خانم‌های اطرافمو که همین حسو به همسرشون دارن.
بسم الله النور
تماس گرفتم با مولودی خوانِ خانم برای مراسم عروسی نرخ که انصافا بالا بود اما چون بسیار مراسم نیمه شعبان برایم با اهمیت بود پذیرفتم
اول قرار بود بگویم یا دف زن بیایند خانمی که یکی از دوستانمان معرفی کرده بود 
خانم مذهبی بود گفت ما از دفتر آقا سوال کردیم گفتند اگر دف برای مراسم لهو و لعب نباشد اشکالی ندارد و من خودم هم بعد از آن با احکام آستان قدس تماس گرفتمو مسئله ای شبیه همین را گفتند (به زنجیر داشتن و نداشتن دف اشاره ای نکردند)
ناراحتی‌های بی‌مورد خنجری تا جایی زیاد می‌شود که او قصد ترک خانه خانم طالبی را دارد. از طرفی با پخش شدن فیلم زهره در فضای مجازی، او با لباس زنانه این طرف و آن طرف می‌رود، البته خانواده‌اش هم به لطف یزید همچنان در خانه خانم طالبی مستقر هستند… 
بزرگی که روزگاری در جایی زندگی کرده، می گردند ببینند چی از خودش بجا گذاشته.
تخت و تاج
اسلحه و لباس
قصر و کاخ
بنا و ساختمان
شکارگاه و مطبخ
ابزار و وسایل شخصی
معشوقه ها و دوست و رفقا
و.
تنها یادگاریی که از هفده هیجده روز حضور خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها در قم وجود داره《بیت النور》محل عبادت ایشانه.
-حرم که خوب مزارشون هست-
یه خانم 26 تا 28 ساله مجرد اینقدر عزیز که میشه نیست مگه بخاطر بندگیش.
خوبه زائرین قم به اینجا هم سری بزنن.
جوانی وارد مارکت شد ومشغول خرید بود که متوجه کسی شد که سایه به سایه تعقیبش میکنه رو برگرداند زن مسنی را دید که زل زده وی را نگاه می کرد جوان پرسید: مادر چیزی شده که مرا اینطور دنبال میکنی خانم با اشک گفت: تو شبیه پسر مرحومم هستی وقتی مرا مادر صدا زدی خاطرات پسرم را تجدید کردی جوان گفت: خانم این روزگاراست وسنت حیات، یکی میره یکی میاد شما هم خودتو ناراحت نکن.
ادامه مطلب
هیچ کس دوست ندارد که موهای آسیب دیده
داشته باشد؛ در دنیای امروز که همه چیز دشوار شده و کار زیاد باعث دغدغه
مردم شده است، معمولاً زمان برای مراقبت از مو وجود ندارد. موخوره مشکلی
رایج در میان افراد به خصوص خانم ها است. اما نگران نباشید! در این مطلب خانومانه
می آموزیم که چگونه از این موخوره ها به راحتی و بدون کوتاه کردن موها رها
شویم. ترفندهای عملی و آسانی برای این موضوع وجود دارد که در زیر به آن
اشاره می کنیم.
 

ادامه مطلب
شدن خانم دکتر برای درمان بیمارانش! روشهای درمانی روز به روز عجیب تر میشوند و جدیدا یک خانم دکتر برای درمان بیماران خود کاملا و میشود.
به گزارش سایت چفچفک این خانم دکتر زیبا که فوق العاده معروف شده سارا وایت نام دارد و از طریق ارتباط وب کم و البته بعد از پرداخت هزینه بصورت اینترنتی، جلو بیمارانش کاملا میشود تا آنان را درمان کند.

خانم سارا با افتخار میگوید بیش از 1200 مشتری دارد که انها راتحت نظر دارد واولین فردی است که بیشتر
 اکرم خانم امروز یه مقدار خرید کرده بود. زنبیلش سنگین بود و با زحمت اونو می برد. احمد داشت تو کوچه بازی می کرد. اکرم خانم رو دید که داره چقدر اذیت می شه. سریع دوید سمت اکرم خانم وگفت:
سلام اکرم خانم ،اجازه بدین من اینو تا خونه براتون میارم. اکرم خانم گفت: سلام به روی ماهت، خدا خیرت بده پسر مهربونم. ان شا الله دست به خاک بزنی طلا بشه. بگیر مادر که از نفس افتادم. احمد هم زنبیل رو گرفت و تا خونه اکرم خانم برد. اکرم خانم باز ازش تشکر کرد و یه دونه شکلات
 
آقای گرجی پورگفت وا دختر بهت یاد ندادن با عمت اینطور صحبت نکنی بی تربیت؟
 
دردونه که از تعجب دهانش باز مونده بود گفت بابا چی گفتی؟الان؟
 
آقای گرجی پور نازی اومد وگفت خجالت بکش بابا تو صدا میکنی؟
 
دردونه گفت :وای خاک بر سرشدیم مامان بابا از دست رفت .وبلند داد زد مـــــــــــــــــــــــامــــــــــــــــــــــــان؟
 
شادی خانم از تو آشپز خونه در حالی که ترسیده بود باعجله اومد گفت :
 
هان چیه  ترسیدم دختر این چه طرز صدا کردن قلبم اومد لوز
ساعت هشت رفتم اورژانس که یک ویزیت کوچیک انجام بدم و برگردم،ساعت 1:30تونستم لش گشنه و شرحه شرحه ی خودم رو برسونم پاویون برای شام.
آآما.مورنینگ رو لغو کردم!!!
خداییش بُرش تا کجا?انقدر برا کارای مریض سگ دو زده بودم که اتند قند عسل با وجود تمام سخت گیری هاش گفت باشه باشه باشه دکتر،لغو!!!تو فقط انقدر جیغ جیغ نکن و من زدم زیر خنده و گفتم ما چاکر شماییم خانم دکتر.یعنی کاری کردم که دکتر از شدت خنده دل درد گرفت و رفت خونه(ناگفته نماند که این خانم دکتر سخ
روی پای خانم مُسنی که جلوی تاکسی نشسته بود، سبدی حصیری بود که گربه لاغری وسط آن نشسته بود و به خانم مسن نگاه می‌کرد ! پسربچه‌ای که با مادرش عقب تاکسی نشسته بود از خانم مسن پرسید : چرا گربه‌تون اینقدر زشته؟» زن گفت : اینکه خیلی خوشگله، تازه نابغه هم هست!» مادر پسربچه گفت : نابغه است؟» زن مُسن با افتخار گفت : بله. جدول ضرب رو حفظه.» پسربچه گفت : دروغ نگو.» زن مسن رو به گربه گفت : دو دو تا؟» گربه چهار تا میو گفت. زن مسن گربه را ناز کرد و گفت : س
سوم دبستان که بودم، توی کلاسمون یه کتابخونه‌ی کوچیک داشتیم. یک کمد چوبی قدیمی و تقریبا پوسیده که از سال قبل چند تا کتاب خاک خورده و پاره‌ پوره توش جا مونده بود. اول مهر قرار شد هر کدوم از بچه‌ها کتابایی که دارن رو بیارن و کتابها رو شماره‌گذاری کنیم و تو یک دفتری ثبت کنیم و درست مثل کتابخونه‌های واقعی، امانت بگیریم و بخونیم‌شون. خانم مطهری، معلم‌مون، یک جا وسط حرفاش گفته بود:" کتاباتون رو که آوردید، یکی از شماها رو که به نظرم توانایی اش رو
به خودت میای و میبینی داری سوابق مریضو میخونی و میگه به جز دو بار اقدام به خودکشی و فرار از خونه و مصرف آیس و سکس پر خطر سابقه دیگه ای نداره. و بعد مکث میکنی. چه سابقه دیگه ای میخوای؟
به خودت میای و میبینی دیگه بدون تعجب میگی خانم شونزده ساله متاهل با سابقه سقط یا خانم بیست ساله متاهل از ده سال پیش و بعد که تو ذهنت متوجه میشی ده سالگی ازدواج کرده هم تعجب نمیکنی، چون دوازده ساله ی باردار دیدی.
به خودت میای و جن و پری و ارواح برات عین شوخی شدن.
تو با
در مسابقات کاراته بانوان ، جام رمضان شهرستان گرگان دختران کاراته کار نودیجه با سرمربیگری خانم رحیمی نژاد خوش درخشیدند.خانم ها تبسم رحیمی ، ترنم رحیمی مقام اول و رقیه میرشکاری ، هانیه عارفی مقام سوم کومیته را کسب کردند.
نودیجه آنلاین
فائزه همیشه درکیف خودچندلباس زاپاس داشت چون جهت کسب درآمددرکاباره حاجیه کبری نیازبه داشتن چندلباس درکیف دوشی خودداشت.شغل اوتن فروشی بودوهمچنین رقص درعروسی های مختلف اوازاین شیوه جهت کسب روزی استفاده مینمود.
همیشه طرق مختلفی جهت کسب روزق وجودداشت این سخن پدرجانبازش بودامااومیگفت درایران به خانم هابشکل کالانگاه میشوددرثانی بانک هاموسسات هم بیشترازخانم هاجهت جذب مشتری استفاده میکنندبرای یک ماه حتی بابت پاسخگویی تلفنی ازخانم هااستفاد
آروم آروم جوری که خواب بچه هایی که بغل مادراشون بودن نپره تو ایستگاه یکی مونده به آخر نگه داشت . یک خانم مسن اومد جلوی در راننده و قبض گازش که یه کاغذی_ که میخورد بهش اخطار قطع باشه _بهش چسبیده بود  رو نشون راننده داد و گفت: آدرسش رو ببین ! چه خطی میره این جا؟ راننده اتوبوس همون طور که نشسته خم میشه سمت در راننده ،که خانم مسن پایینش واستاده ، برگه رو با دقت یه نسخه شناس که دنبال علائمی برای تایید نظریش میگرده نگاه میکنه ، اول زیر لب چیزی میگه که ا
هیئت مدیره نظام پرستاری امیدیهپس از تشکیل جلسه شورا طبق درخواست علی نشان رئیس هیئت مدیره کمیسیون آموزش و پژوهش تشکیل گردید.دراین جلسه اعضاء کمیسیون جهت فعالیت در حوزه آموزش مشخص شدند.آقای مهدی زیدانی خانم حسنه شریفی خانم مریم شجاع کمیسیون آموزش به ریاست آقای مهدی زیدانی از امروز فعالیت خودرا زیر نظر ریاست هیئت مدیره به طور رسمی آغاز کرد.
شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی. 
پسرک، در حالی‌که پاهای ‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد. 
در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش، نداشته‌هایش را از خدا طلب می‌کرد.
خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود، انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد در حالی‌ که یک جفت کفش
مقابله با ریزش مو در خانم ها

هیچ چیزی برای یک خانم رنج‌آورتر از این نیست
که ببیند موهای نازنینش روز به روز کمتر می‌شود، اما باید بگوییم که تنها شما نیستید
که ریزش مو را تجربه می‌کنید بلکه اکثر زنان چنین اختلالی را تجربه کرده‌اند.

همه ریزش موها یک علت ندارند و حتی همه ریزش‌ها
هم به یک شکل نیستند. اگر بتوانید نوع ریزش موهای خود را تشخیص دهید تا حد زیادی
از نگرانی‌تان کاسته شده و راحت‌تر راه‌حل مناسب را پیدا می‌کنید.

این روزها ریزش مو در
سلام دوستای گلم
من اومدم با ی اموزش دیگه
آموزش خط چشم کشیدن برای خانم هایی که پلک افتاده دارن
خب سوالی که پیش میاد اینه که از کجا بدونید که پلک شما افتاده است یا نه؟؟
اگر پلک های شما کمی پایین تر است و یک چروک کوچک بالای چشم به وجود آورده،شما جزء آن دسته خانم هایی هستید که پلک های کمی افتاده دارید
یک خط چشم باریک زیر پلک شما گم می شود ،به یک خط چشم پهن تری نیاز دارید تا تاکید بیشتری روی چشم ها به وجود آورد


ادامه مطلب
#پارت_21
#متغیر
با نجوایی که درگوشم زمزمه میشد چشم بازکردم به حدی خسته و کوفته بودم که صدایش برایم حکم لالایی داشت وقتی صدای بسته شدن در اتاق3.4 که دراختیار داشتم به گوشم رسید مثل برق گرفته هادرجایم نشستم .یورش بردم به سمت درو بیرون رفتم پایین پله ها خانومی چمدان به دست درحال رفتن بود-کتی(خدمتکار) کتتتی خانم صبر کنید چمدانش زمین گذاشت لبخندی زد که چهره سردش حتی با لبخندی که زد گرم و صمیمی نشد
+دارین میرین؟!!
-اره
+سری به من نمیزنید؟!!
 -. 
سرمو کج ک
سارا:مامی بریم سینما ؟

شادی خانم:نه دخترم کلی کار دارم خودت بادوستات
برین

سارا:مثل بچه ها دهانش آویزان کردو گفت نوموخوام
نوموخوام باید بیای .

شادی خانم:نه دخمل خوشگلم نمیتونم کلی کار دارم
که باید انجام بدم .

سارا:باچه

ورفت گونه های مادرشو بوسید رفت تو اتاقش .

شرکت نخ ریسی گرجی پور

آقای گرجی پور درحالی که سمت پنجره بودمشغول
صحبت باتلفن بود که آبدارچی شرکت با شربتی تگری وخنک وارد شد وگفت جناب رئیس شربت
خنک 

آوردم براتون بفرمایید میل کنید
مریم قجر عضدانلو در جریان سخنرانی اخیر خود در مقر موسوم به اشرف سه خطاب به خانم موگرینی مسئول ت خارجی پارلمان اروپا گفت:
آیا نباید درسفرتان به تهران بجای عکس گرفتن با مهره های رژیم از
رییس جمهور رژیم درخواست بازدید سمبولیک از زندان ها را می دادید؟ وی ادامه
داد که خانم موگرینی ابتدا باید نقض حقوق بشر در زندان ها را محکوم می
کرد. مریم قجر همچنین از کشورهای اروپایی بابت سکوتشان گلایه کرد. سوز و
گداز مریم قجر نسبت به خانم موگرینی ب
 برای از بین رفتن خجالتتون، اون هارو انجام بدید.
۱- پنجاه هزارتومان پول را به پول خردهای ۵۰۰ تومنی تبدیل کنید.
چگونه: با رفتن به مغازه های کفاشی، معاملات مسکن و.، این ۵۰ هزارتومان رو خرد کنید.
با این کار، نه شنیدنتون قوی می‌شه و اعتمادبه نفستون زیاد.
۲-یک متن تئاتر در اینترنت پیدا کنید و با دوستاتون، ۳۰ بار تمرینش کنید.
خیلی باحاله، مخصوصاً جای خانم‌ها و آقایون عوض شود.
مثلاً: در متن گفته: آقا بگه: عزیزم چرا اینجایی
به جای آقا، یه خانم با لحن ی
در راستای اینکه حال فضای مجازی رو ندارم یه چند ده‌تایی از وبلاگ‌هایی که دنبال می‌کردم رو قطع دنبال کردن زدم اگه شما هم جز اون دسته از افراد هستید که دیگه وبلاگشون رو دنبال نمیکنم با انجام دادن همین‌کار برای وبلاگ من، بشدت ازتون ممنون میشم
و اینکه احتمالا یه پست در مورد جنبش‌های فلسطینی (به طور خاص حماس) که قولش رو داده بودم بعد المپیاد بذارم رو خواهم نوشت و بقیه چیزهایی که گفته بودم بعد المپیاد می‌نویسم رو بعدا می‌نویسم
پ.ن۱:
تا یه مدتی ح
فراغت ویژه (۲)
آقای صلح‌جو و همسرش، همراه دو فرزندشان که یکی سه‌ساله بود و دیگری یک‌ساله، به مشاوره آمدند. خانم از بار گران زندگی به ستوه آمده و کم آورده بود؛ دیگر بریده بود. مشکلات و مسائل ناگواری مطرح کردند و چارۀ کار طلبیدند. خانم از سختی‌های زندگی، سخت گلایه داشت و بیشتر از دست آقا می‌نالید. ایشان را به آرامش و صبوری دعوت کردم و به ریشه‌یابی مسائلشان پرداختیم. در نهایت، به این نتیجه رسیدیم که همۀ مشکلات به خستگی خانم از پرستاری و تربیت
آموزش رابطه جنسی برای خانم ها
تبدیل میل جنسی به ثروت و موفقیت
طول دوره: ۹ مقام در بیش از ۴۰ جلسه عالی صوتی یا صوتی-تصویری
مخاطب: هر کسی که در وجودش میل جنسی دارد
فرمت آموزش‌ها: صوت MP3 و ویدیو MP4
مدرس :
جوادزارع محقق در زمینه تعالی میل جنسی

چگونه با کسب آگاهی متفاوتی از نیروی جنسی، معنویت، ثروت، و لذت واقعی جنسی را در زندگی خود جاری کنیم؟
 
آیا میل جنسی یا شهوت زیادی دارید و نمی دانید چطور آن را ارضا کنید؟
چگونه جنس مخالف را  بدون تلاش، مجذوب خود
شادی خانم لباس پوشید که بره سراغ فالگیر بادوستاش که دید دردونه هم لباس پوشیده منتظر وایستاده گفت
 
شما کجا ؟
 
دردونه گفت منم میام .
 
شادی خانم:لازم نکرده تو بمون همینجا مواظب بابات باش یه وقت نره بیرون آبرو ریزی میشه .
 
دردونه خودشو لوس کرد وگفت نوموخوام منم مویام .
 
شادی خانم قولی بازی در اورد باجیغ جیغ گفت لازم نکرده بتمرگ همینجا اینقدر هم لوس بازی
 
درنیاردرست هم صحبت کن .
 
دردونه اخماشو تو هم کشید وگفت من میترسم خب.
 
شادی خانم گفت از چی
خانم معلم در دفتر تنها بود که پسر کوچکی آرام درِ دفتر را باز کرد و با لحن محتاطی او را صدا کردخانم معلم او را شناخت، اما بدون آن که بخواهد نارضایتی خودش را به رویش بیاورد، گفت: تو در امتحان نمره 9گرفتی. تو تنها کسی هستی که نمرۀ قبولی نگرفته استپسرک با خجالت و در حالی که صورتش سرخ شده بود، سرش را بلند کرد و گفت: خانم معلم، می‌شود. می‌شود یک نمره به من ارفاق کنید؟خانم معلم با عتاب مادرانه‌ای سرش را تکان داد و گفت: یک نمره ارفاق کنم؟!!. این ممکن نی
امشب عروسی یکی از دوستان پدرم در یکی از شهرستان های لرستان دعوت بودیم عالی بود اهنگاشون رقصشون اخلاقشون هنه چیز فرای تصوری بود که از شهر همجاورم و از قوم لر داشتم بیشتر از همه از اهنگاشون خوشم اومد عالی بود.
اوضاع زندگیم خوبه همه چیز خوبه ولی حالتای روحی خودم گاهی خیلی بهم میریزه.
چند شب پیش عروسی دوستم بود یه خانمی توی هتل مدیر بخش خانم ها بود منم عینک نزده بودم لنزم نداشتم نشناختمش فرداش فهمیدم همون خانم استاد کامپیوترمه که تالارم برای هم
دوباره  رفتم اموزش پرورش بگم بابا،انسان،ادم.این همه ازمون استخدامی برگزار میشهیکاری بکنین. چرا  نیرو جدید نمیگیرین شما ؟
چرا هیچ وقت توی دفترچه های لعنتی، رشته ها ما رو نمخواین؛ بعد از استان ها دیگه نیرو میگیرینآقا میارین سرکلاس دخترا!نمیذارین بقیه باز نشست بشن تا ما هم احساس وجود کنیم خب!
بعد اینکه غرام تموم شد و  اونم گفت نیرو نمیخوایم و شما دخترا میرین درس میخونین انتظارتون میره بالا میخواین بشینین پشت میز(خودش خانم بود طرف!)میخواست
اشکی و لبخندی، بدون تو، دوباره
پایان اسفندی، بدون تو دوباره
عید آمده، اما چه عیدی، اسمش عید است
پاییز پیوندی، بدون تو دوباره
امسال هم، تنها، کنار سفره بغض
بی یار و دلبندی، بدون تو، دوباره
این روزها خیلی شبیه مرغ عشقم
مرغی که در بندی، بدون تو دوباره .
بیهوده زحمت می کشی با قاب عکست
زخمی که می بندی، بدون تو دوباره .
من مطمئنم بی تو من تا سال دیگر .
گیرم که یک چندی، بدون تو دوباره .
                                                           
اقایون محترم یا نسبتا محترم یا هر چی اصلا.انقدر به یه خانم نگید بانو.زندگیم.عشق.نفس.زیبا.گلی. .یا هرکوفت دیگه ای.بابا یه چیزیم نگه دارین شاید یه روز عاشق شدین با یکی خواستین برای تمام عمر زندگی کنید به اون بگید.بله ما خانما میدونیم نه زندگیتونیم نه عشق نه بانو نه هر کوفت دیگه ای ولی متاسفانه وقتی پریود باشیم انقدر این هرمونای کوفتی بالا میره که باور میکنیم.اونوقت عاشق میشیم.بعد خر بیار باقالی بار کن.نگو برادر من.نگو پسر من.اسمش چه ای
وارد محوطه ی باشگاه که شدم صدای داد و فریاد شنیدم، نگران شدم . صدا از دفتر مدیریت بود.مدیر و یه خانم دیگه با نهایت صداشون با هم حرف میزدن و هی میکوبیدن روی میزاون خانم مادر یکی از بچه های کاراته بود، مدعی بود دیروز دخترش رو بخاطر اینکه شهریه نداده راه ندادن و آواره ی خیابونش کردن.اما مدیر می گفت دیروز دخترش رو اصلا ندیده و حتی وارد باشگاه هم نشدهمدیر با خونسردی رفت دختر اون خانم رو آورد و اول بوسش کرد و خیلی مهربون ازش پرسید: دخترم دیروز ا
سارا:وا مامان این رفتارارو چرا میکنی دیگه سنی
از شما گذشته ایـ .

شادی خانم نذاشت حرفشو ادامه بده باعصبانیت گفت
ساکت شو دختره ی خیره سر این چه طرز صحبت کردن با مادرته ؟من سنی ازم گذشته؟مگه من
چندسالمه

تو اوج جونی پیرم کردی رفت؟کدوم رفتارهان؟من که
نگرانم شوهرمو ازم بگیرن کار نادرستی میکنم؟این تویی که  خرس گنده ای مثل بچه ها میمونی رفتارت.

بابات راست میگه باید تو تربیتت تجدید نظر کنم
وسفت وسخت تربیتت کنم .

دردونه که هم از تعجب دهانش باز موند
قد بلندها چی بپوشن؟؟؟؟؟؟؟ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:قد بلندها چی بپوشن؟؟؟؟؟؟؟ - aparat.comقد بلندها چی بپوشن؟؟؟؟؟؟؟ 125 Farzaneh.yusefi.ir 67 دنبال‌ کننده . نکاتی برای افراد کوتاه قد : چطور قد بلند به نظر برسیم - مردماننکاتی برای افراد کوتاه قد : چطور قد بلند به نظر برسیم .خوب، من اینجا هستم که به شما کمک کنم که لباس اندازه خود را پیدا کرده و بلندقدتر بنظر برسید. . همه چیز برای قد بلند شدن ، تغذیه کدام خواب چقدر؟علت کوتاهی قد چیست و چگونه ب
زیبایی مو از اهمیت بالایی برخوردار است.همه خانم‌ها و حتی آقایان دوست دارند ، موی سالم و زیبایی داشته باشند و از این جهت تلاش می‌کنند تا با شیوه‌های مختلف به این هدف خود برسند.
سشوار کشیدن مو از آن کارهایی است که معمولاً همه افراد چه خانم ها و چه آقایان در طول هفته ممکن است چند بار آن را انجام دهند.tarahisite
روبروی گنبد فیروزه ای نشسته بودیم و سخنران داشت از احکام می گفت:
" کاشت ناخن مشکل داره برای گرفتن وضو چون آب به همه جا برای مسح کشیدن نمی رسه، بنابراین باید از کاشت ناخن اجتناب کرد"
و ادامه داد به گفتن احکامی که مبطلات وضو هستن و .
ناگهان یکی از گروه خانم هایی که پشت من تو صف نماز جماعت نشسته بودن شروع به صحبت کرد که بله " خانم مصطفی هم ناخن کاشته! بهش گفتم چرا کاشتی؟ و جواب داده که یکی از ناخن هام مشکل داشته! خب اگر یکی از ناخن هات مشکل داشته چرا
بِ من كششِ اینهمه بی مهریُ نداره، عینِ برجِ زهرما میمونه، یه جو منطق تو وجودش نیست، همه یِ حرف هاشُ براساسِ نظریه هایِ شخصی با تحكم میخواد به كرسی بنشونه، دِ هركس یه اعتقادی داره پدرِ من، ولم كن، كاری نكن عینِ بعضی ها ارزویِ مرگتُ كنم، تو باید ازون دخترهایی میداشتی كه پدرشونُ میشورن میذارن كنار، نه منِ بدخت كه هرچی تا الان گفتی گفتم چشم، چشممُ رو همه یِ علایقم بستم، بازیگری نمونه یِ بارزشِ، كه به خاطرِ افكارِ پوسیده یِ تو كه هر كی بازیگر بش
روزای بعد امتحان رو دوست دارم، به چند دلیل. یکی این که فی النفسه "روز بعد امتحان" شیرینه بدون هیچ افزودنی! دوم این که تو دوره امتحانات، خونه به فاجعه آمیزترین حالت خودش میرسه و همش اینو به خودم میگم "تحمل کن ارکیده، ۲ روز دیگه تموم میشه، همه جا رو میسابیم!" و بعد امتحانات، دلم حال میاد! همه جا برق میافته. سوم این که وقت بایگانی جزوات و کتاب های درسیه‌‌، و کیفش از وصف خارجه :)) مورد آخرم این که، تابستونه. خدای من! تابستون شیرین و گرم و کلافه کننده!
بِ من كششِ اینهمه بی مهریُ نداره، عینِ برجِ زهرمار میمونه، یه جو منطق تو وجودش نیست، همه یِ حرف هاشُ براساسِ نظریه هایِ شخصی با تحكم میخواد به كرسی بنشونه، دِ هركس یه اعتقادی داره پدرِ من، ولم كن، كاری نكن عینِ بعضی ها ارزویِ مرگتُ كنم، تو باید ازون دخترهایی میداشتی كه پدرشونُ میشورن میذارن كنار، نه منِ بدخت كه هرچی تا الان گفتی گفتم چشم، چشممُ رو همه یِ علایقم بستم، بازیگری نمونه یِ بارزشِ، كه به خاطرِ افكارِ پوسیده یِ تو كه هر كی بازیگر ب
سلام و نور :)از اونجایی که احتمالاً در روند وبلاگ‌نویسی تغییراتی بدم، به کمک شما دوستان نیاز دارم. لطفاً و خواهشاً همۀ حرفهایی که توی دلتون مونده :) همۀ بدو بیراه‌ها و نقاط ضعف یا احیاناً نقاط قوتی که به نظرتون می‌رسه رو برام بنویسید (ناشناس یا با اسامی مستعار). برداشتتون از خانم الف، به خصوص دوستانی که روابطمون به چت‌های دوستانه هم رسید که قطعاً میدونم هیچکدوم خاطرات خوبی ندارید :) اما باز هم بنویسید. اینجا، بخشی از واقعیت زندگی من بوده و ه
اگر به کارگر خانم برای نظافت منزل خود دارید با خدمت از ما تماس حاصل فرمایید 
کارگر خانم برای نظافت منزل باید  با حداکثر دقت و سلیقه و مهارت وظایفه اش را انجام دهد. از این‌رو یافتنکارگر نظافتچی خانم مورد اعتماد و مجرب یکی از دغدغه‌های بانوان شاغل  می‌باشد. این روز ها هم اکثر بانوان به دلایل زیادی به کمک گرفتن از کارگر خانم برای نظافت منزل روی آورده اند ولی متاسفانه همه آنها مهارت کافی ندارند و مورد اعتماد نیستند. باید صادقانه گفت که این ر
واکنش اقایون نسبت به عکسهای خصوصی خانم‌ها در شبکه‌های مجازی چیست؟
شاید تو همین لحظه‌ای که این پست و میخونین، هزاران هزار عکس از نقاط مختلف دنیا تو اینستاگرام، فیسبوک، تلگرام. به اشتراک گذاشته میشه. اما آیا میدونید برداشت دیگران از عکسهایی که به اشتراک میزارین چیه؟ مخصوصا اگر این عکسها متعلق به خانم‌ها باشه و یا از اون مهمتر این عکسها در اصطلاح عامیانه و تحریک‌آمیز  باشه؟ 
ادامه مطلب
داستان قسمت آخر سریال فضیلت خانم
سریال فضیلت خانم و دخترانش fazilet Hanim ve Kizlari یکی از سریال های پربیننده 2017 کشور ترکیه و استار تی وی است که داستانی درام و عاشقانه دارد.
فضیلت خانم زنی میانسال است که دو دختر به نام خزان و اجه می باشد که هر کدام از این دخترها در زندگی خود دچار فراز و نشیب زیادی می شوند و فضیلت قصد دارد که اوضاع را بهبود بخشد. دختران او پس از اتفاقاتی سر از منزل اگه من ها در می آورند. عشق اجه و یاسین هم در اواسط سریال به بن بست می خورد و ا
 
بقول ادبیاتی ها: واضح و مبرهن بود که نرفته بر می گردم!
و حالا واضح و مبرهن شد که نرفته برگشتم.!
اما چرا؟
برای این که نسبت به درخواست همراهان عزیز احترام قائلم.
برای این که به خاندان سیادت و نجابت، ارادت دارم.
برای این که ثابت کنم حرف مرد یکی نیست!
همین سه دلیل برای روشن نگه داشتن چراغ کم سوی این وبلاگ کافیست.
 
عجالتاً پر حرفی نمی کنم. فقط آمدم از همراهان خوب و بزرگوار: دختر بی بی، جناب قدح، خانم رهرو، آقای ن.آ، خانم لوسی می، آقای حامد، آقای ع
مزون شمیلا کرج




نام مدیریت:


خانم رجبی









آدرس مزون شمیلا:


گوهردشت – اول داریوش – نبش قائم یکم – ساختمان داریوش – طبقه پنجم – واحد ۱۸





مزون کندیز کرج




نام مدیری
کاشکی وقتی دارم چراغ خاموش، مخفیانه، بدون ترس و واهمه، بدون اندیشیدن به عواقبش، و حتی بدون ذره ای انگیزه مرزهای غم و اندوهگین بودن رو رد میکنم یکی باشه مث پدافند مرزهای یه کشور منو هم سرنگون کنه.خوب میشد. نه؟!کاش مرزهای غم حصاربندی، دیواری، یا حتی خطی داشتن که بگن نیا، وارد نشو، که اگه اینکارو کنی نابود میشی.چرا داخل جزیره ی غم اخطار معنایی نداره چرا خودشون ما رو میکشونن اون تو و آخرش حبس ابد بهمون میخوره.کاشکی حبس ابد می‌خورد نه حرص ابد.کا
دوچرخه سواری عمومی و حرفه ای بانوان نیازمند به آموزش های تخصصی است .
طی جلسه ای
معرفی سرکار خانم مژده شافعی کارگر بعنوان مربی بدنساز و تغذیه بانوان هیات دوچرخه سواری شهرستان کاشمر با حضور سرکار خانم مهندس رزمی نائب رئیس هیات دوچرخه سواری بانوان و جناب آقای روح الله اسماعیلی دوچرخه سوار ومعاون اجرایی هیات انجام شد.

دوچرخه_سواری #بانوان #دوچرخه_سواری_بانوان #هیات_ورزشی #منظم #شهرترشیز #کاشمر #خراسان #ایران #ترشیز
بعد از صبحانه رزا به سختی به اتاق مادر رفت . وقتی در زد ، خانم آنا در را باز کرد .
رزا وقتی به داخل رفت با اتاقی زیبا رو به رو شد . البته او قبلا دیده بود .
رزا با زبان اشاره به خانم گفت : من آن نامه را دیدم . می خواهم بگویم ، اگر مرا می خواهید ، مرا بفرستید و بگذارید سوزان  در اینجا بماند . لطفا تنها خواسته مرا بپذیرید . بگذارید او در لطف و مهربانی شما غرق شود لطفا بگذارید من تا اخر این ماه اینجا بمانم . همین یک ماه ! چون به سوزان قول دادم در مسابقات است
بدون روتوش 3 - دردسرهای اینترنت ملی!ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:بدون روتوش 3 - دردسرهای اینترنت ملی!بدون روتوش 3 - دردسرهای اینترنت ملی! 168. بدون روتوش 64 دنبال‌ کننده 168 بازدید . 5. با کیفیت 144p . . بدون روتوش 3 - دردسرهای اینترنت ملی! - فیدیابدون روتوش 2- کلاه گشاد ارزش افزوده بر سر مردم! 01:14 ️ آمریکا بدون روتوش‼️ گزارش بی بی سی از آمار وحشتناک سقط جنین و به زنان . بدون روتوش 3 - دردسرهای اینترنت ملی!بدون روتوش 3 - دردسرهای اینت
سرگرمی یک بازیگر چیه ؟!ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:سرگرمی یک بازیگر چیه ؟! - فیدیاسرگرمی یک بازیگر چیه ؟! ساغر فرد، بازیگر و کارگردان از شروع کارش میگوید . دانلود این ویدیو . گزارش ویدیو ; ویدیوهای پیشنهادی . B_Titr | بی تیتر - سرگرمی یک بازیگر چیه ؟! - YouTubeB_Titr | بی تیتر - سرگرمی یک بازیگر چیه ؟! ساغر فرد، بازیگر و کارگردان از شروع کارش میگوید . سرگرمی یک بازیگر چیه - aparat.comسرگرمی یک بازیگر چیه ؟! 184. b_titr 1.1 هزاردنبال‌ کننده
وکیل خانم در تهران برای کلیه دعاوی حقوقی ، دعاوی کیفری ، دعاوی خانواده ، دعاوی ملکی و . وکیل پایه یک خانم در تهران خدمات حقوقی را برای خانم هایی که می خواهند برای حل مشکلات حقوقی خود از وکیل خانم بهره مند شوند ارائه می دهد. قبل از انجام هرگونه اقدام حقوقی حتما با یک وکیل پایه یک مشورت کنید.ارائه مشاوره حقوقی بصورت تلفنی و یا حضوری با وقت قبلی 09123666928وکیل پایه یک دادگستری با قبول وکالت در کلیه امور حقوقی در خدمت شما می باشد.*************************************
توهمات برخی ایرانیان ! ما بهترینیم !  ایا نباید مردم بهتری شویم ؟
چرا به خودمان دروغ می‌گوییم و فکر میکنیم ایرانیان هیچ ایرادی ندارد ؟ 
چرا مثل مردمان دیگر کشورها پشت هم دیگه نیستیم و بجای حمایت همدیگه رو تخریب میکنیم ؟ چرا وقتی خبر بدبختی یه ایرانی رو میشنویم میگوییم : خوب شد ! حقش بود ! مرتیکه دزد معلوم نیست چیکار کرده ؟
چرا همدیگه رو قضاوت میکنیم ؟ این است فرهنگ اریایی ؟
چرا میگیم عربها سوسمار خورند !
عربها هیچ کدوم از این کارهای ما ایرانی ه
منطقه ۱
حوزه فعالیت: آموزش و پرورش : مناطق
نشانی :  ایران ، تهران ، تهران ، تجریش – خ. دزاشیب – جنب آتش نشانی
تلفن :  ۷~۲۲۲۳۹۶۰۰
 منطقه ۲
حوزه فعالیت: آموزش و پرورش : مناطق
نشانی :  ایران ، تهران ، تهران ، بزرگراه جلال آل احمد – کوی نصر – پشت آتش نشانی – انتهای خیابان سیزدهم
مسئول آقا / خانم :  سانی خانی
تلفن :  ۸~۸۸۲۷۶۹۰۱
 منطقه ۳
حوزه فعالیت: آموزش و پرورش : مناطق
نشانی :  ایران ، تهران ، تهران ، بالاتر از میدان ونک – بعد از میرداماد – جنب خانه مع
کاش روزی برسه که فقط از چیز هایی که حسش کردیم حرف بزنیم
یه احساسیه که فقط باید یه لحظه قرار پیدا کرد و فقط فکر کرد به همه ی اون مسیری که طی کردی
بدون هیچ حرفی بدون هیچ اصرار
فقط نگاه کرد
بدون هیچ سعی در جریان گذاشتن
فقط باید بگی اسان نبود
اما ادامه ش قراره بگه که گذشته ی این اینده
دو طرفش چی بوده حکمتش چیه
محکم بوده که میشه اینجوری ادامه داد

معتقدم روزی میاد یا در این دنیا
یا اون طرف که بشر با فهمیدن همه چی یک دل سیر گریه خواهد کرد .
خدا
با سلام و احترام
ضمن تشکر از سرکار خانم شیخ همکار گرامی ما در پایه اول ابتدایی مدرسه دکتر علی شریعتی تایباد، بدین وسیله اقدام پژوهی این همکار گرامی با عنوان (( چگونه توانستم رفتار پرخاشگرایانه ی دانش آموزم میکائیل را کاهش دهم ؟ به شرح پیوست جهت بهره برداری معلمین عزیز و اولیاء گرامی ارسال می گردد.
ادامه مطلب
آتلیه بارداری 
(نکات مهم عکاسی بارداری )
دوران بارداری به قدری شیرین و جالب است که بعید میدونم مادری باشد که نخواهد این دوران به خصوص و با ارزش را ثبت کند .
ثبت دوران بارداری نه تنهادر آینده برای فرزندانتان جذاب خواهد بود بلکه میتواند در عرض چند ثانیه به راحتی خاطرات خوش گذشته را برایتان تداعی کند .
اما آیا عکاسی بارداری به همین راحتی است ؟‌هر کسی قادر به انجام دادن آن است ؟
فکر میکنید این کاری است که بتوانید بدون داشتن تخصص و تجربه ی کافی از
خستم ! 
خیلی خسته ! اصلا دیگه حوصله خودم ندارم ! 
+ ای کاش اینجوری نبود دنیا :(،
+ خدایا چرا بابا جی الان پیش ما نیست
+ خدایا نتیجه کنکور چی میشه ‌‌
+خدایا دیگه حوصله هیچ کس ندارم نه این جا نه اونجا .
+ دوست دارم حذفش کنم بره ولی  نمی تونم بهش معتاد شدم میدونم! 
+ خدایا دلم گرفته از همین دوستان بیانی 
+ دلم گرفته از همین دوستان مجازی 
+ خسته خسته خسته  حوصله سریال دیدن ندارم. 
+ حوصله نقد و داستان ندارم 
پ.ن: هنوز همون سه تا سریالم تموم شون نکردن
کارگاه تربیت جنسی کودک میریم
یه خانم خیلی مسن هم هست میاد 
حرف می‎زدیم یکی گفت حاج خانوم شما که بچه کوچیک ندارید چرا میاید؟
گفت نوه که دارم! یه روز نوه‎م کنارم بود براش سوال پیش اومد باید بدونم چکار کنم!
.
› یعنی میبینمش انرژی میگیرم :))
به اجبار به پرسه بزرگان رفته بودم.تنها خاطره ای که از خانم متوفی در ذهنم جولان میداد مربوط به سالها قبل بود.من تازه عروس بودم و مادرم تا توانسته بود روی سر و دستم طلا اویزان کرده و به عروسی یکی از اقوام دور فرستاده بود.گوشواره های چند جفتی بلوچی را به زور نخ و کش روی گوشم اویزان بود.با انکه زیر چادر بود اما جلب توجه میکرد.ان خانم کنار من نشسته بود.چادرم را قشنگ با دست باز کرد و نگاهی به گوشواره های بزرگم انداخت.محو حرکتش بودم.مسن بود و نمیشد به ا
برای ورود به ساختمان محل کار ابتدا باید از محل حراست آنجا عبور کنم، اتاقکی کوچک که خانمی جوان اما عبوس آنجا نشسته است. روز اولی که پا به اتاقکش گذاشتم و سلام کردم، زیرلبی و با اخم جوابم را داد. رفتارش ذوق آدم را می‌خشکاند  اما خب من آدمی نبودم که از رو بروم. هر روز صبح که پا به اتاقکش می‌گذاشتم بلند و پر انرژی و با لبخند سلامش می‌کردم به این امید که گره‌های پیشانیش که شاید ناشی از ناراحتی باشد باز شود و لبخند خانم حراستِ به زعم من غمگین را ببی
رزا ، سازش را روی لب های  کوچک نرمش بودند گذاشت . 
آهنگ "وطن
زیبا" را زد . همه
به باران خیره شده و آهنگ زیبای ساز دهنی گوش می کردند . 
وقتی تمام شد و رزا چشم
های سیاهش را باز کرد ، دید همه به او خیره شدند ، همه او را تشویق کردند .

بعد خانم جولیا در را باز کرد و گفت : "رزا و
سوزان ، بیایند بیرون ."

هر دو
به اتاق خانم جولیا رفتند .

دیدند زن و مردی 
با لباس هایی زیبا جلوی آنها نشسته اند . خانم با زبان اشاره به آنها گفت :

"من خانم آنا ، مادرتان و این هم توماس پ
فراغت ویژه (1)
این درست است که بیکارگی و بطالت، فساد و کسالت می‌آورد، امّا این نیز راست است که کار بسیار و پرفشار، جسم و جان را می‌فرساید و نداشتن اوقات فراغت، اعصاب و بدن را می‌رنجاند. یکی از محصول‌های فشردگی کار و نداشتن اوقات فراغت، کلافگی روانی» است.ما شعار پرکردن اوقات فراغت» را بسیار سر می‌دهیم (که البته اگر نیکو انجام گیرد، کار درستی است)، امّا چرا کسی از ایجاد فراغت، به‌ گاه ضرورت» سخن نمی‌گوید؛ با اینکه ضرورت سخن دوم کمتر از س
تا حالا پیش اومده یه خانم مسن غریبه خوش تیپ توی بی‌آر‌تی بیاد کنارت ازت بپرسه بلاک کردن داخل واتس‌اپ چجوریه؟ بعد وقتی می‌خواد فرد مورد نظر رو بیاره آواتار و فامیلی خودت رو توی کانتکتاش ببینی؟ برای من امروز پیش اومد! ابسولوتلی اینکردبل!
همیشه تمداران مشکلات خانوادگی داشتندوبیشترین مشکلات راباهمسران خودداشتندوخانم هامصیبتی بزرگ وتهدیدی دائمی برایشان محسوب میشدند.بطور متوسط کمترمردی پیدامیشدکه دریک نگاه عاشق خانمی شودودرهمان لحظه دنبال عقد دائمی  ازدواج برودوتامیشدمردتعلل میکردوبعدازورودبه رابطه خود اقدام به ایجاد حس دافعه در خانم میشد.حس دافعه به معنی غیرقابل اعتماد بودن بودو خانم مردراترک می نمود.خانم حالامداوم از رابطه قبلی خودبایدمیگفت مواخذه میگردیدومه
تاحالا برایتان اتفاق افتاده شخصیتی از یک داستان انقدر خوب در ذهنتان مانده باشد که اگر کسی را شبیه او بینید بگویید:((چقدر شبیه فلانی است:؟!))خانم هاویشام یکی از این شخصیت هاست که سال های سال است در ذهن افراد زیادی در سراسر دنیا مانده و ادم ها هر وقت یک خانم بد اخلاق و لاغر و غرغر و می بینند که مدام به دنبال انتقام گرفتن است می گویند((شبیه خانم هاویشام است!))این شخصیت را چار دیکنز حدود 150 سال قبل در رمان((ارزو های بزرگ))خلق کرد اما انقدر خوب و واقعی
⚫️ انا لله و انا الیه راجعون ⚫️والده ی ماجده ی شهید والا مقام #شهیدرضاکمالی ، مرحومه ی مغفوره #حاجیه_خانم_فاطمه_اسفندیاری همسر مرحوم حاج عباس کمالی دار فانی را وداع و دعوت حق را لبیک گفت .مدیریت و هیئت تحریریه ی رسانه ی خالدنیوز ضایعه ی وارده را  به خاندان عزادار کمالی و وابستگان تسلیت عرض می نماید .
مراسم تشییع پیکر مرحومه ی مغفوره ام الشهید رضا کمالی ، حاجیه خانم فاطمه اسفندیاری، دوشنبه ساعت ۱۸و۳۰دقیقه رسمی از مقابل منزل ایشان واقع در خ
+ کارت لعنتیه ورود به جلسه کنکور رو گرفتم.
+ چقدر این روزای آخر دوست دارم بنویسم،چقدر سوالای مختلف تو ذهنمه.
+خیلی نگران وبلاگمم،به این فکر میکنم که آدرس و رمزش رو کجا بنویسم که تا زنده ام کسی پیداش نکنه و بعد مرگم کسی پیداش بکنه و بیاد اینجا بنویسه:/
+میگم بنظرتون چرا همه ی پیامبرا تو عربستان و مصر و کلا کشورای عربی بودن؟ چرا پیامبر فارسی زبان یا اروپایی و آمریکایی و آفریقایی نداریم؟
+خواستم قبل رفتنم صندلی داغ بذارم ولی گفتم بیخیال مگه کی تو ذ
آقای گرجی پور بعد از خوردن ناهار تشکر بسیار
گرمی از همسرش کردوبه اتاقش رفت برای رسیدگی به کاراش برعکس دردونه اصلا لب به
غذاش نزده بود

میترسید مادرش از پودرا به خوردش بده وقتی شادی
خانم متوجه شد بشقاب رو جلو دردونه برداشت وچندتا قاشق ازاون خورد وگفت خیالت راحت
بخور من

چیزی نریختم دردونه که خیالش راحت شد سمت مادرش
رفت وگونه هاشو بوسید وبعد تند تند شروع به خوردن کرد مثل قحطی زده ها .

شادی خانم چشم غره ای بهش رفت و گفت وا دختر از
قحطی اومدی؟

هن
دارم میرم امتحان کنکور بدم! صبح ساعت ۰۵:۳۰ با صدای موبایل که مامان خانم زنگ زده بود بیدار شدم!!!! و رفتم دوش گرفتم نمیدونم چرا هی دور اتاق های خونه راه میرفتم و با خودم حرف میزدم!!!! چرا توی دنیایی خیالی ام هستم من. دنیایی خیالی دست از سرمن برنمیداره یا من ول ش کنش نیستم
خانم هایی که به دنبال راه های زیباتر شدن هستند حتما این مقاله را بخوانند.
وقتی اسم زیبایی به میان می‌آید، خانمها ناخودآگاه به یاد لوازم آرایشی می افتند. برخلاف تصور بیشتر خانم ها زیبایی به معنای استفاده از لوازم آرایشی نیست.
زیبایی یعنی اینکه شما به صورت طبیعی و بدون استفاده از لوازم آرایشی زیبا باشید.
پوست نقش مهمی در زیبایی ظاهری و سلامت افراد ایفا می‌کند.برای داشتن ظاهری زیبا و جذاب باید از پوست خود مراقبت و محافظت کرد.tarahisite
چیزی که هنوز بهش عادت نکردم، واژه ی "خانم مهندس" ه.
تازه داشتم با فامیلیم کنار میومدم.
"مهندس" و "محدثه" شبیه هم هستش. ولی من با دومی راحت ترم

*مامان و بابا اومدن تهران. واسه اولین بار فردا مرخصی گرفتم که باهاشون برم بیرون :)
مرد ها از زنان پر حرف و وراج خوش شان نمی آید
زنان
معمولا حرف زدن را دوست دارند و برای بازگو کردن اتفاقات به تعریف جزئیات
نیز می پردازند در حالی که مردان زنان حراف را دوست ندارند و تمایلی به
شنیدن تمام جزئیات موضوع ندارند.
مرد ها از زنانی که بیش از حد احساساتی می شوند، خوش شان نمی آید
زنان
موجوداتی حساس، زودرنج و دل نازک هستند و با دیدن هر صحنه ای شروع به گریه
کردن می کنند اما این ویژگی برای مردان قابل تحمل و قابل درک نیست و تحمل
اشک های مداوم
خانومانه:
لب ها یکی از فاکتورهای زیبایی روی صورت به حساب می آیند و این روزها اکثر
خانم ها به دنبال داشتن لب هایی حجیم تر هستند. خوشبختانه ترفندهایی وجود
دارد که می توان به صورت طبیعی لب ها را زیباتر و برجسته نمود. دارچین به
دلیل داشتن خاصیت احیاکنندگی و محرک، خشکی های لب را نرم می کند و علاوه بر
آن جریان خون را نیز بیشتر می کند و به این ترتیب لب ها را برجسته تر نشان
می دهد. اگر لب های باریکی دارید و دوست دارید که بدون جراحی یا خرج کردن
پول زی
زایمان فیزیولوژیک یعنی طی شدن روند طبیعی زایمان،  بدون هر گونه دخالت دارویی و پزشکی
 در زایمان فیزیولوژیک ، خانم باردار با دردهای کاملا طبیعی خود مراجعه میکند و پرونده بستری در بلوک زایمان تشکیل میشد . اما دیگر از وصل کردن سرم و خوابیدن روی تخت و غذا نخوردن و .خبری نیست ! در زایمان فیزیولوزیک تمام سعی مان بر این است که فرد احساس راحتی کند . همه کس و همه چیز در اختیار مادر باردار قرار دارد که فقط راحت باشد . احساس غریبی نکند .وجود همراه زایمان
سلام به خانواده برتری ها
امیدوارم هر کجا که هستید سلامت و موفق باشید، من یک سوال ازتون داشتم، می خواستم بدونم آیا میشه بدون در نظر گرفتن خانواده ازدواج کرد؟، اگه یک نفر خانواده نداشته باشه مثلا پدر و مادرش فوت کرده باشن یا خانواده خوبی نداشته باشه(بماند) و فامیل خوبی نداشته، چطوری باید خواستگاری کنه؟
مراسم ها رو برگزار و ازدواج کنه؟ دختر خانم های امروزی تا چه اندازه با این قضیه کنار میان و آیا خانواده طرف مقابل براشون مهمه؟، تا چه اندازه مه
ساعت ۹ شب بود. ۱۱-۱۲نفر توی صف ایستاده و منتظر ون آخر بودیم. پیرمرد آرام خط هر شب ون آخر می‌شد. همو که برای رسیدن هیچ‌وقت عجله نداشت و برای خالی کردن عقده‌ها به پدال گاز الکی فشار نمی‌آورد.
ون پر شد. ۲_۳نفر ماندند. جا نشدند. یکی‌شان خانم بود. توی صف ایستادند. ون که می‌رفت سریع یک سواری شخصی سروکله‌اش پیدا می‌شد. تا ۱۲ شب سر خط سواری‌های شخصی به جای تاکسی‌ها انجام‌وظیفه می‌کردند. داشتیم حرکت می‌کردیم که یک دختر از پیاده‌رو در آمد و به شیشه
در رو باز کردم، سلام دادم و نشستم صندلی عقب، جواب سلام نشنیدم ولی متوجه شدم زیر لب جواب سلامم رو داد. پرسید دقیقا کجا میرم، گفتم: شما برید مسیر رو میگم، گفت: نه خانم حوصله دور زدن ندارم، خاطراتم با مهدیه و لبخند آوردنامون رو لب آدمای عصبی و ناراحتی که تو کوچه و خیابون میدیدیم تو ذهنم مرور شد. اینبار مظلوم تر گفت: خانم نمیگی کجا؟! جواب دادم: بلوک پنجاه و هفت. پیاده شدم و بدون اینکه توجه کنم به ردیف ها رسیدم پیش مهدیه. براش کلی حرف زدم، به تلافی همه
اولش که وارد شدم و رفتم قسمت اساتید نشستم چشمم افتاد بهش
مادرش بدون توجه به من با منشی حرف میزدیه چیزایی شنیدم ولی سرمو کردم تو گوشیم و حواسمو ازونا پرت کردم
بعد که گذشت دیدم رفتن پیش پسرا و راهنماییش کردن به سمت کلاس مناول بلند اعتراض کرد نمیخوام!
من نمیرم،بعد بهش گفتن ببین این یه کلاس دیگست معلمتونم یکی دیگست
و بعد یکم بعد خانم منشی اومد و گفت: رامین آوردم سرکلاس شمایکم مشکل ذهنی داره سر اونیکی کلاس بوده گویا یه چیزیو بد میگه،بچه ها ب
دیشب تا  چهار صبح به خاطر ناله ننه ام برای گردن و قلب و نمی دونم چی دردش نخوابیدماز بس گفت یا ابوالفضل یا حسین(ع) و.فکر کنم اونام نخوابیدن!
تا چشممو گذاشتم رو هم دیدم یکی داره گریه می کنهتو چته روله؟ دلش درد می کنه.مامانم رفته دکتر بعد هر چی به الینا گفته بیا ببرمت توام سرما خوردی بلند نشدهتا مامانم در حیاط رو بسته و رفته.خانم یادش افتاده مریضه و زد زیر گریههی عر عر عر.می گم چرا نرفتی؟میگه خواب بودمگیج بودم
می گم تو تا الان سرما خورده بو
✍️✍️✍️مسعود مویدی
✅  یکی از خبرهایی که در هفته گذشته تیتر یک رسانه ها شد، خبر فوت سرکار خانم مریم میرزاخانی بود!از زمانی که خبر فوت مریم میرزاخانی را شنیدم، فکر می کنم که چرا چنین موج‌ عظیمی از ایرانیان برای در گذشت مریم میرزاخانی به این اندازه  منقلب و متاثر شده اند؟بی شک هر انسان اخلاق مداری در مواجه با این خبر، بدون در نظر گرفتن جایگاه علمی وی متاثر خواهد شد!
✅ اما مگر مریم میرزاخانی کیست؟مریم میرزاخانی مادریست نمونه برای فرزندش که
هرروزتاجران برده درشهرشانگ های مرتکب اعمال غیرقانونی میشدندوباپول ازدست قانون فرارمینمودند.دولت بدنبال محاکمه آنان بوداماآنان پولی بشدت زیادداشتندکه اگرازیک بانک درهرکشورخارج میکردندموجب بهم ریختن معادلات اقتصادی دنیای تجارت میشد.
مخفیانه نقشه میکشیدندکه چه اقدامی را انجام دهندتاآنجاکه ممکن بودبااطلاعات غلط پخش کردن سعی میکردندبه هدف خودبرسند.قدرت آنهادرخلق پول بالابود.میدانستندپول کالایی هست که اگردرجایی سنگ شود ارزش بیشتری پ
کلاسای آخر هر هفته در نهایت خستگی با خودش خواب هم به همراه می آورد.وهر دقیقه خواب سر کلاس معادل اس با:1ساعت خواب مفید روزانه بدون هیچگونه عوارض جانبی !
این کلاسای آخر هفته به طور معمول کلاسای فیزیک وبه طور غیر معمول.همچنان کلاسهای فیزیک بود.
تو این تایم دیگه عفت کلام نداشته بچه ها از بین رفته و یه جور فاتحه هایی به ارواح سرگردان فرد مدرس.فرد مدیر.فرد معاون.وحتی به افرادی که هیچ دخالتی در این موضوع خطیر نداشتن می دادن که با 140000صلوات هم ده
پسر به دختر گفت: متن زیبایی است، تا من بروم آبی به صورتم بزنم تو آن را بخوان. 
در آن متن نوشته شده بود: خانم زرنگ! از این به بعد با هیچ پسری دوست نشو، اگر هم شدی، پیشنهاد رفتن به رستوران را قبول نکن! 
حالا این دفعه پول ناهار را حساب کن تا دفعه دیگر هوس دوستی با پسران و غذای مجانی نکنی! با این حال غذای خوشمزه ای بود. مرسی!
دانلود اهنگ کمکم کن ای خدا بدون اون بی وفا با کیفیت عالی همراه با تکست
دانلود آهنگ آرش نظم خواه بنام روز مرگم ، دانلود آهنگ غمگین آرش نظم خواه متن آهنگ روز مرگم فرا رسیده است. . کمکم کن ای خدا بدون اون بی وفا بمونم تا انتها. آهنگ آرش نظم .
دانلود آهنگ روز مرگم از آرش نظم خواه متن آهنگ غمگین روز مرگم فرا رسیده است همه با جامه های سیاه سرمزارم . کمکم کن ای خدا بدون اون بی وفا بمونم تا انتها.
آهنگ فوق العاده زیبا احساسی و غمگین یار من دستش توی دست غ
خانه:زنگ زدن.حرکت ده دقیقه بعد.اردبیل:گم کردن مسیر.مدد از ویز.راه اشتباهی.تاریکی و ظلمات.alamot.چراغ خاموش.ظلمات مطلق تاریکی.خلخال:شام.استراحت در زیر زمین رستوران.بی‌خوابی.قرص.چهارده بار فندک را گم کردن و سیزده بار پیدا کردن.خانم دکتر می‌گه این نشونه‌ی خوبیه.من قرصامو می‌خورم مادر.گیسوم:با yan benimle.دریا.خوف همیشه‌گی.نشستن در ساحل.قرص.تماشای دخترکی در حال شنا.خنده‌هایشان.قصه‌ی نجات یافتن پیرمردی ۸۷،ساله در ۸۶ دقیقه.اطلاع از نظامی بودن اقوام
مروارید های گندمی خود به تنهایی زیبا هستند اما در مواردی با کمی تغییر و تحول در نوع استفاده از این مروارید ها، می توان کاربردهای وسیع تری ایجاد و مورد استفاده قرار داد.
در نمونه زیر کاربردی از مروارید های گندمی را می بینید که توسط خانم فاطمه آل ابراهیمی، بر روی یک کت با یقه انگلیسی، دوخته شده است. خانم آل ابراهیمی با مروارید های گندمی هم رنگ با لباس، شاخه هایی از گندم، بر روی یقه کت ایجاد نموده و دوخته اند. این شاخه ها تنها با دوخت مروارید ها د
  از خاطرات خوب 22 بهمنی یکی الله اکبر گفتن های ساعت 9 شبه قبل از 22 بهمنه و نور افشانی های این شب که هنوز از بچگی یادم مونده که با بچه ها میرفتیم رو پشت بوم خونه مادربزرگ و رو ب حرم حضرت معصومه سلام الله علیها می ایستادیم و الله اکبر می گفتیم و نورافشانی ها رو نگاه میکردیم و خوشحال می شدیم و البته من همیشه مواظب بودم بچه ها از خوشحالی نرن جلو و از پشت بوم بدون حفاظ ، ولو نشن کف حیاط :| درست فهمیدی همچین آدم مسئولیت پذیری بودم از ابتدا ینی :) میدونم ف
کسی تولد مرا آیا به خاطرم می آوردبرای خاک قلب من گل و شکوفه می خرد؟کمی بزرگ میشوم ، تنم جوانه میزندفقط دلم یواشکی تو را بهانه می کنداگرچه با سرودو شعر، دلم پر از چکاوک استتو خود بگو ، بدون تو تولدم مبارک است؟؟؟؟؟بغض نوشت:تولدم مبارک نیست چون تو نیستی پیش مناینو بدون که تا ابد به یادتم همیشه من
در مراحل چاپ کتاب ، انتخاب قالب مناسب ، یکی از ظریف ترین مرحله می باشد . هرقدر که متن کتاب خوب باشد ، اگر قالب کتاب مناسب نباشد ، قطعا بازخورد خوبی از طرف خوانندگان کتاب دریافت نخواهد کرد . بنابراین مجموعه من چاپ ، در این بخش به شرح برخی نکات ، در انتخاب قالب مناسب کتاب خواهد پرداخت .
ناشر کتاب با بررسی دست نوشته مشخص می کند که ، کتاب مورد نظر با چه نوع جلدی و به چه صورت صحافی گردد ، نوشته ها با چه حروفی درج شوند ، صفحات کتاب در چه اندازه باشند ، ج
وقتی اعصابت خورده و خودتو گم میکنی بجا جنگو دعوا دق و دلی سر بقیه خالی کردن ناهارت و بخوری سرت رو بکنی زیر پتو و تا سر پتو رو بکشی به خودت و به هیچ احدوناسی فکر نکنی و به خودت بگی اروم باش پرستش درس میشه تازه تو اولشی چته چرا این همه به خودت سخت میگیری آخه .
امروز میرم پیش خانم دکتر جهت مشاوره حتما باید بش بگم این اتفاقا مزخرف ریشه در کجا داره که منم سخت تر از اونم :|
اینکه کسی توی دنیای واقعی نفوذ کنه به وجود مجازیتو بخواد نوشته هاتو بخونه بد نباشه.ولی وقتی اون ادم تو رو از قبل بشناسه و شروع کنه مدام درباره نوشته هات حرف بزنه یا با اونا تو روقضاوت کنه یا دربارشون ازت سوال بپرسه رقت انگیزه.من مینویسم تا مغزمو خالی کنم از فکر و حرفایی که نمیتونم به کسی بزنم.کسایی تو رو میخونن که نظرشونو بهت اعلام نمیکنن یا اگه حرفی بزنن که ناراحتت کنه یا قضاوتت کنن یا هرچی برای ادم مهم نیس.چون ادمهای مجازی نقشی تو زندگی
این فشار ترک اینستاگرام اذیت که میکنه 
 دوباره نصب میکنم ازش خسته میشم باز حدفش میکنم
منی که عاشقه مَمَد بودم اما وقتی بود، حوصلشو نداشتم میپروندمش بره
منی که عاشق زبان یاد گرفتنم اما چن روزه حالم بهم میخوره  دلم میخواد بذارم کنار کلاً
حتی گاهی از آهنگ هایی که عااااششقشونم هم خسته میشم و عق میزنم
دو هفتس هیییچی زبان نخوندم
کلاس هامم یه خط درمیون میرم
دیگه لپ تاپ و اینترنت و چت و فوتوشاپ و با کدها ور رفتن و اینا بم حال نمیده
کاش حداقل  هوا ان
مزون لباس مجلسی دلا مدا کرج




نام مدیریت:


طاهری









آدرس مزون دلا مدا:


جهانشهر،بلوار مولانا





مزون ئه ژین کرج




نام مدیریت:


مولوی
به نام خدا
مشغول کار داخل خونه ای بودیم که آب تا سقفش رسیده بود و الان توی حیاطش پر از گِل بود.بعد از چند ساعت کار خسته شده بودیم که گفتن یه گروه کوه نورد از تهران اومدن، الان میان کمک شما؛ و این شاید جالب ترین صحنه ای بود که قبل از سفر تصورش رو نکرده بودم.چهار مرد و یک زن. با لباس هایی که بیشتر به لباس مهمونی و تفریح می خورد تا لباس کار! 
اما با همان لباس ها بیل برداشتند و مشغول شدند.حتی خانم همراه شون هم شروع کرد به بیل زدن!
یکی از مردها که دی
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب