نتایج پست ها برای عبارت :

خدا نکنه عشقم

متن آهنگ بابک مافی به عشق تو
میخوام که فکر کنم الان تو فکرمی میخوام که فکر کنم دلتنگی یه کمیمیخوام که فکر کنم دلگیر شدی ازم ولی دلت میخواد که برگردی بازمهنوز با عکس تو سرگرم سرگرمم رفتی نفهمیدم انگار هنوز گرمموقتی تو زندگیم انقدر اثر داری چه فکری میکنی که تنهام میذاریای عشقم ای جونم به عشق تو جوون میمونم.ای عشقم ای جونم به عشق تو جوون میمونممعروفم من به تنهایی معروفی تو به زیباییت معروفم من که دلتنگم نیستی ولی اینجاییصدات کردم نمیشنیدی نگا
عین سگ برای کلاس فردا استرس دارم به خاطر همینم هر چی میکشم عین هیولا میشه
هفته ی پیشم نرفتم ولی احساس میکنم 10 جلسه نرفتم 
جمعیت کلاسم این دو سه جلسه بیشتر شده و شت منو مدل نکنه منو مدل نکنه منو مدل نکنه ااااا
شیطونه میگه دیگه نرم :(
متن آهنگ اخماتو وا کن بهنام بانی
نه نمیشه از تو دست کشید و بدون تو نفس کشید و نمیشه بی تو زندگی کردمگه کسی هست با عشقشم بتونه بد شه از این همه علاقه رد شه نمیشه آخه بچگی کردمگه دسته توئه دیوونه دیگه اخماتو واکن منو عشقم صدا کن توی چشمام نگاه کندیوونه دیگه دارم هواتو دلم آرومه با تو نبینم گریه هاتودیوونه دیگه اخماتو واکن منو عشقم صدا کن دیوونه دیگه دارم هواتو دلم آرومه با تو نبینم گریه هاتو فقط یادت نره شدی عشق کسی که از همه عاشق ترهاینو یادت ن
دانلود اهنگ اگه دلت بخواد بری نمیزارم اصلا عشقم
دانلود کامل اهنگ جدید و عاشقانه مهراد جم به نام اگه دلت بخواد بری نمیزارم اصلا عشقم با فرمت mp3 با لینک مستقیم
 
- مهراد جم غمت نباشه دانلود آهنگ جدید مهراد جم غمت نباشه من عاشقتم حواست به . که عشق میون ما رو اگه دلت بخواد بری نمیذارم اصلا عشقم زوریه نمیشه که از .متن آهنگ غمت نباشه مهراد جم. دلم میخواد با تو یه جای دورو که نباشه هیشکی خودت میدونی که الهی کور بشه نبینه اونی که عشق میون ما رو اگه دلت
صبح که اومدم خونه
دیدم عشقم خوابه .بی سرو صدا یه دوش گرفتم و رفتم تو تخت پیش عزیز ترین
موجود زندگیم.اول نشستم و یه دل سیر نگاش کردم آخه از دیشب تا حالا که ازش
دور بودم دلم براش تنگ شده بود. همه زندگیم بود.همه وجودم وقتی میرفتم سر
کار یا بیرون که خانمیم باهام نبود یه تکه از وجودم که نه همه قلبم پیشش جا
میموند.
دراز کشیدم رو تخت و نفسم رو بغل کردم . الهی قربونش برم
بیدار شد.همونجوری یه لبخند بهم زد.یه لبخندی که حاضر بودم همه جونمو براش
بدم.اصلا و
انقدر بدون تو روزگار رو گذروندم که میترسم از یه مدت به بعد، بود و نبودت فرقی نداشته باشه. جای خالی کنارم رو "نبودنت" پر کنه یا "هیچی"، دیگه برام اهمیت نداشته باشه. تووی جمع "نگاهم نمیکنه" با "نیست که نگاهم نکنه" فرق نکنه. یکم اهمیت بده. لااقل به نبودنت.
هو
خیلی ازت دور موندم، خیلی زیاد. اونقدر که اصلن هیچوقت فکرشو نمیکردم؟ نکنه باز با من قهری؟ نکنه یه حال گیری اساسی تو راهه؟ نکنه چی؟ من که نمیفهمم این همه دوری رو. نمیفهمم بخدا. خستم. خیلی خسته. خسته ی روحی. فکری. جسمی. حال و حوصله ی هیچکس و هیچ چیز رو ندارم. دنبال یه راه حلم. یه گشایش. یه نیم نگاه. تو که مارو تحویل نمیگیری. قبول اصلن. از همین راه دور بهت میگم. خودت همه چیز رو درست کن. خودت راه رو نشونم بده. خودت چراغ بده دستم. این چه وضعیه آخه؟این
اولین نوه ی مامان بابام که به دنیا اومد،دارم راجب دخترِ داداشم حرف می زنم،من به عنوان ته تغاری کاملا یهویی فراموش شدم،همه ی توجها برا ثنا بود، حسودی می کردم ولی هیچکس هم نبود درکم کنه،هیچکس نبود بگه بچه س
اذیت میشدم ولی به روم نمیاوردم.سه ساله باران به دنیا اومده،نوه ی دوم،بچه ی داداشِ دومم،همه شدن آغوشی برای ثنا،که احساس خلا نکنه،حسودی نکنه به باران.میخوام بگم همونطور که بچه ی آخر بودم،تو لیست اولویت هم بچه آخر بودم
وقتى اسم وبلاگ رو اینجورى انتخاب کردم دیگه از دیگران چه انتظاریه منو ببینن! من واقعیم منظورمه، نه مادر کسى یا دختر کسى ، منى که کلى احساس تلنبار شده ى تاریخ گذشته رو با خودم اینور اونور میکشم، منى که تمام تلاشمو میکنم خواسته هامو توى مشکلات همیشگى زندگى گم و گور کنم! منى که وقتى دلم میگیره به رگ زدن فکر میکنم بس که نا امیدم از بودن! منى که یه روزى عاشق شده بود ولى .
نمیدونم انتخابم اشتباه بود یا همه ى اون تلاشهایى که واسه تایید شدن میکردم، اون
بعد مدت ها امروز رفتم انجمن، با یه کادو برای استاد، مسئول انجمن می گه شیرینی ازدواجت رو آوردی؟ یه مدته نیستی نکنه ازدواج کردی.
رفتم وسایل الویه بخرم، میگم کالباس بده، یه دونه کالباس بزرگ بهم داده می گه بزار توی فریزر، بعدا دوتایی با هم می خورید، راستی نگفته بهت ذرتم بخر؟!
می گم داداش گرفتی مارو ها، من مجردم.
رفتم یه جا مصاحبه، طرف گفت سختت نیست با خانومت بیای تهران زندگی کنی؟ گفتم من که تو رزومه نوشتم مجردم.
میگم نکنه ما شوهر کردیم خودمون
روز جمعه خونه پدرم بودم بخاطر این که مادرم حالش خوب نبود.
تقریبا ساعت دو عشقم زنگ زد گفت میام دنبالت میدیم خونه خودمون منم خیلی بی طاقت بودم و در حالی که دوس نداشتم دارم رو تنها بزارم.
ولی توی دلم حسی بود که میگفتم سالگرد ازداجم دوس دارم پیش عشقم باشم.
گفتم باشه بهادین جون بیا دنبالم.اومد توی ماشین گفتم خیلی بی حوصله هستم سال گرد ازدواج خوبی نداشتیم.
بهادینم گفت غصه نخور ظرف هارو شستم واست خونه رو همش مرتب کردم. 
منم که توی دلم میگفتم اینم خو
میگن زمانی که حضرت موسی مقابل ساحران فرعون قرار گرفت
  چشمش به مار ها افتاد دلش لرزیدترسید
پیش خودش گفت خدایا نکنه فکر کنن منم سحره کارم،نکنه فک کنن منم جادوگرم و ایمان نیارنخدا به حضرت موسی خطاب میده:موسی از چی میترسی؟ من هستمتو منو داری!
عصاتو بنداز ترس به دلت راه ندهعصا میفته به یک اژدها تبدیل میشه و تمام مارهارو میبلعه
اونوقت تمام ساحرا زانو میزنن و میگن ما ایمان آوردیم به خدای هارون و موسی:)
+قسم به لحظه ای که شکسته ای و جز خدایت مرهم
حال خوب یعنی .
دوست و رفیق شفیق دبیرستانت که پیش دانشگاهی ازدواج کرد .
همین الان بهت پیام داده باشه و گفته باشه؛
"خاله شدنت مبارک عشقم "

و من به هواااااا پرواز میکنم واسه نی نی کوچولوت .خواهر خوشگلم .مامان کوچولوی جذاااااااب .
مبارکهههههه مامی جونم ایشاله 654165352.3520.352.36.4152041524141414141414141414141412041.ساله بشی فدات شم♥

برای دانلود بزنید روی لینک زیر:
http://s8.picofile.com/file/8367849776/New_folder_7_.zip.html
سعی کردم چیزای خوبی باشن مامی جونم اگه کمی کاستی دارن ببخشید دیگه♥

سلاممو برسونین خدمت مانیا


جین خیره به مانیا :)


مانیا:اجرا چطور بود؟
جین:عالی عشقم ♥:)


برید کنار میخوام برم پیش مانیا ایششششش خبر نگارای سیریش


به به چه عکسایی از مانیا گرفتم 



هیونگا نگا کنین این عشقمه مانیا


افرین مانیااا
اینکه وسط روز، توو لحظه ای ک حتی فکزشم نمیکنی.
صدای پیامک گوشیت بیاد و از طرف دیوونه ای باشه ک دلتنگ دیوونگیاته.
دیوونه ای ک دوره. ولی یادش همین نزدیکیاس.
یه جمله ی یهویی مث  "خوبی؟"  "چطوری رفیق؟"  "دلتنگتم."
یه جمله ک نشون بده حواسمون ب هم هست.
و یواشکی. وقتی دنیا و مشغله هاش حواسشون نیس. یاد رفاقتمون و خاطراتمون میوفتیم.
بودنمونو یاد آوری کنیم ب کسایی ک دوسشون داریم.
ب کسایی ک بودنمون براشون مهمه.
شاید معجزه نکنه ولی.
یه حس عجیب و غر
دانلود آهنگ جدید علی لهراسبی بنام خداحافظ با بالاترین کیفیت










Download New MusicAli Lohrasbi – Khodahafez
ترانه: میلاد فلاح , موزیک و تنظیم: محمد لطفی
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …

 










 
متن آهنگ جدید علی لهراسبی بنام خداحافظ  :
دستم از دستای تو دور موند چون چشم دنیا شور بود خنده هام بعد تو بی روح شد درد تو قد یه کوه شد چه شدش بی معرفت کی تورو اینجوری دیوونه کرد اون قلب سنگیه بی رحم بی درد هی تورو هی دور و دورتر میکرد برس به دا
نه اونقدر خوبم که آدما شیفته ام باشن، نه اونقدر بد که ازم متنفر باشن. نه اونقدر محبوب که همیشه دورم شلوغ باشه، نه خیلی منفور که همیشه تنهاترین باشم. نه زیاد بدشانس، گرچه شاید بودم همیشه، اما هنوز خیلی امیدوار. نه اونقدرها هم عالی تو قشنگی، تو کار، تو هنر، تو خانواده و ثروت، و نه خیلی فقیر تو تمام اینا. آدمی به این متوسطی فقط به یه تعداد آدم باکیفیت احتیاج داره برای خودش، که خیالش راحت باشه زندگیش پوچ نیست. به اونقدری ثروت احتیاج داره که در ازا
نیاز دارم کسی دوسم داشته باشه، کسی در آتش عشقم بسوزه، کسی من رو بخواد
آه دنیای لعنتی دست از سرم بددار، نه تو چنین چیزی داری به من بدی نه من تاب چنین حسی رو.
چرا تینقدر بی‌کس و تنها باید باشمم؟ دِ لعنتی پس میم چیه؟ میم عاشقم نیست من هیجان عشق می‌خوام، من سوختن می‌خوام. لعنتی تو کی می‌خوای بفهمی اینا همش توهم ذهنیه و تو هیچ‌وقت به این چیزی که می‌گی دست نخواهی یافت. این همون محاله پس دست بکش از این محال.
لبیروت گوش بدم که حالم فقط با این م
وااای دارم جون میدم از استرسپوزیشنارو کامل مرور نکردم فردام ساعت 7 باید بخش باشمهی میترسم سوتی بدماصلا نمیدونم چطور با کارمندا باید رفتار کنمچی خوبه چی بده. نکنه ازم سواستفاده بشه. نکنه اشتباهی بکنم امروز کیک یخچالی درست کردم عالی شد و البته پیتزا واسه ناهاربعد یکم پوزیشنارو خوندم و خابیدم. بعد رفتیم باغ خاهرم اینا سرزده برگشته بودن شهرمون. با اون یکی خاهرم که اینجاس و بچه هاشون یهویی رسیدن خیلی خوش گذشت کلی گفتیم خندیدیم و ایناان شالله ف
دوستام خیلی خیلی طرز فکرشون در این زمینه فرق داره. می گن چرا عشقت حرفی از ازدواج نمی زنه؟من فقط می گم عشقی که ازش می گیرم تو خیلی ازدواجا نیست و اونا حسی که من می گیرمو لمس نمی کنن. اونا خیلی تفاوت معیار دارن با من. من با عشقم راحتم. به خدا همه چی ازدواج نیست. به خدا خیلیا دوستیشونو به ازدواج رسوندن بعد گفتن کاش دوست می موندیم.
یاکریم دیدید؟نزدیکش که میشن تا احساس خطر نکنه پرواز نمیکنه.خنگ نیست که، مهربونه.فک میکنه همه مثل خودشن و قصد ندارن بهش آسیب بزننیاکریمای زندگیتونو اذیت نکنیدخنگ نیستن، مهربونن   پ.ن: آدمهای ساده را احمق فرض نکنید باور کنید آنها خودشان نخواستند که هفت خط باشند.
میدونید همیشه یه نگرانی هست
که نکنه .
در هر مسئله ای
این نکنه ارام و قرار نداره جز با یاد خدا که هر چی خودش صلاح بدونه
همون حرف همون دستور العمل ازتو حرکت .
واقعا حتما دلیلی داره که یه همچین جایی خدمت میکنم !
شاید این هم جزئی از روند تایید باشه
اما میتونم بگم تمام فکر ذکرم اصلا اینجا نیست .
کارمو خوب انجام میدم طوری که جای حرفی نمونه
این چند مدت چقدر اتفاقات پشت سر هم میفته
همین بعد از ظهر بود که به دوستم میگفتم که اصلا قابل مقایسه نیست
اگر
امروز که مامان رو بغل نکردم. با دوستهام سرد بودم و با دو نفر بحثم شد. امروز که دو بار بشقاب از دستم لیز خورد و هر بار فقط خیره شدم به تیکه هاش. مامان گفت اگه پیدا کنه کسی که من رو به این روز انداخته بیچاره اش میکنه.من که نمیذارم نازک تر از گل بهت بگه ولی تو هم حواست رو جمع کن مامان از تووی چشمهای من پیدات نکنه.
تا همین الان درگیر پروژه کلاسی بودم و روزهای آینده هم به همین صورت سپری میشه . فعلا فقط دارم با c# کد میزنم دلیلش هم توی پست های قبل گفتم و فعلا نمیتونم سراغ عشقم PHP برم :/ ولی اینم میگذره و به عشقم میرسم :دیامروز با یکی از دوستان حرف میزدم اتفاقی بحث کشیده شد  به موسیقی هرمزگان . البته نه این موسیقی خزی که اکثریت از موسیقی هرمزگان میشناسن . موسیقی اصیل که هم از لحاظ موسیقیایی و هم از لحاظ شعر پر بار و فشنگه . راستش خودم اطلاعات زیادی نداشتم .
روزی در نماز جماعت موبایل یک نفر زنگ خورد
زنگ موبایل آن مرد ترانه ای بود
بعد نماز همه او را سرزنش کردند 
و او دیگر آنجا به نماز نرفت.
همان مرد به کافه ای رفت و ناگهان قلیان از دستش افتاد و شکست
مردکافه چی باخوش رویی گفت اشکال نداره،فدای سرت
او از آن روز مشتری دائمی آن کافه شد 
حکایت ماست:
جای خدا مجازات می کنیم 
جای خدا می بخشیم 
جای خدا
اون خدایی که من می شناسم
اگه بندش اشتباهی بکنه، اینجوری باهاش برخورد نمیکنه
شما جای خدا نیستی اینو هیچوق
من عاشق نگاه غریبانه ی تو ام
من میهمان هر شب و هم خانه ی تو ام
یک شب بیا و در شب تارم قدم بزن
من که اسیر دام تو و دانه ی تو ام
جام شراب با لب تو مست میشود
یک جرعه از شراره ی پیمانه ی تو ام
من بی تو مثل جام تهی از شرابم و
بی خود که نیست عاشق و دیوانه ی تو ام
باغی پر از طراوت گلهای لاله ای
من در هوای باغ تو پروانه ی تو ام
نیلوفرانه در دل من پیچ میخوری
مردابم و برای تو کاشانه ی تو ام
در آسمان چشم تو ابری نمیشوم
من کوله بار عشقم و بر شانه ی تو ام
وقتی که باد ز
View this post on Instagram
در پی چشمت شهر به شهر خانه به خانه شم روانه گل عشقم را چیدی دانه به دانه چه عاشقانه ♩♬♫ آرام آرام آتش به دلم زدی بنشین که خوش آمدی رویای من ♩♬♫ این تو این جان من شوق چشمان من عاشق ها میکشی زیبای من ♩♬♫ در پی چشمت شهر به شهر خانه به خانه ♩♬♫ شم روانه گل عشقم را چیدی دانه به دانه چه عاشقانه . ✳@naaziinmusic . . .#لایک_کن #ویدیو #عاشقانه_ها #عاشقانه #عاشقانه #موزیک #موزیک_جدید #دختر #زیبا #ویدیوگرافی #کلیپ_شاد #clip #clips #like4likes #view #عشقم #شهر #خ
خدا بهتون آدمایی بده به عنوان دوست، به عنوان معشوق، به عنوان خانواده، که روزی و حتی دقیقه ای شما رو از انتخابتون پشیمون نکنن. شما رو نسبت به خوب بودنشون بدبین نکنن. الهی که هیچوقت مجبور به سرزنش خودتون برای چنین اعتماد و عشقی به هیچکس نشید. الهی که هیچکس شما رو از "انسانیت" ناامید نکنه
همیشه قبل اینکه فحش بدیم اگه به چندتا چیز فکر کنیم میبینیم اون فحش داریم به خودمون میدیم ینی چی؟ ینی اینکه من اگه به عشقم فحش بدم دارم به خودم فحش میدم یه مثال کوچولو میزنم (ببخشید) مثلا وقتی من بهش بگم "آشغال" خودم زیر سوال میرم چطور؟ من دارم با همین "آشغال " زندگی میکنم باهاش خوشی و بدی میگذرونم همسرمه . همین آشعال پدر بچه هامه خلاصه که هرچی توهین کنیم به خودمون کردیم.
یه مشاور میگف حتی با همسرتون جلو بقیه یا تو پارک بگو مگو نکنین بزارین تو خلو
پریروز برای اولین بار وقتی تئی بغلم بودی، دستاتو دور گردنم حلقه کردی، منو بوسیدی و گفتی (مامان دودت دارم)
فقط تونستم بگم الحمدلله خدایا شکرت، منم خیلی دوستت دارم دخترم
خداجان
این دخترک بنده ی خودته
ففط سر من منت گذاشتی، فرصت رشدی در اختیارم قرار دادی، لطفی کردی، ینده ت رو امانت دستم سپردی
عشقشم خودت کاشتی تو دلم تا براش مادری ای بکنم که شمه ای از محبت تو به خودش رو لمس کنه
حالا درسته بچم میدونمش و دوستش دارم
ولی بخاطر اینکه حیفه بنده ایت که م
توی تاکسی نشسته بودم. ماشین شخصی ای بود که بین تاکسی های خط بود و مطمئن نبودم که جزو تاکسی ها هست یا نه. به مفهوم حفاظت از جان در برابر پول فکر کردم. آخرین نفر سوار شدم چون تنها ماشینی بود که مقصدش دانشگاه بود و دیر رسیدنم حتمی بود اگر سوار نمیشدم و استادی که نباید سر کلاسش دیر میرسیدم. یه پراید خسته با یه راننده ی خسته تر با لباس های شه و کثیف و وضعیت آشفته که هیچ پولی نداشت تا حتی بتونه پول خرد کنه و انگار با آخرین پولش سیگاری که توی دستش بو
دیروز نشسته بودم با گوشم بازی میکردم که دیدم ۲ تا شاخک روی آستین چپم ت میخورن!! چنان جیغ جیغی راه انداختم که نگوووو ، طفلک دامادک داشت سعی میکرد با دست سوسکه رو بگیره که جیغ من قطع شه فقط :/بدیش اینجا بود که نه میتونستم به سرعت تیشرتمو درارم نه میتونستم خودم سوسکه رو بندازم زمین نه میتونستم بگم سوسک . خلاصه که خدا نصیب گرگ بیابون نکنه لحظه ء بسیار سخت و دردناکی بود .
در کشوری که انسان نه تنها ارزش نداره که برای حفظ سلامت و جونش تلاش بشه، که حتی سالم یا بیمار، احترام هم نداره، آرزو و دعام اینه که یا به گنج بزرگی برسیم و پول از چشم و دماغمون بزنه بیرون، یا اولین بیماریمون سخت ترین و آخرینش باشه و هیچوقت جون دوستی و ترس از مرگ مارو مجبور نکنه خفتِ زیردست دکتر و پرستار و پرسنل بیمارستان های دولتی ایران بودنو تحمل کنیم.
دارم فکر می‌کنم که هیچ‌کس من رو نمی‌فهمه و زودتر دلم می‌خواد یکی پیدا شه که وقتی دارم باهاش حرف می‌زنم تاییدم کنه،ادامه بده و وسط صحبت‌هام حرف بی‌ربط نزنه یا نره یا خداحافظی نکنه.
+ ۴ مرداد بسیار روز عجیبی بود،کلیدواژه‌های روزی که گذشت،آتش‌نشانی،بهت‌زدگی و دیدن بچه‌ها باشه.
صبح زود:
میرم پایین میبینم بوقول و جوجه هاش در حال استراحتن
من-بوقول چطوری؟ عدسات خوبن؟ خیلی خوشگلنا دستت درد نکنه
بوقول-قلقلقل قلقلقل
بعد از ظهر:
میخوام بخوابم و سر و صدای جوجه زرده نمیذاره
من-بوقول این جغجغتو بخوابون! نمیذاره بخوابم!
بوقول-قلقلقل قلقلقل
متاسفانه زبان فارسی روش نصب نیست عین اینستای خودم:)
 محمد علیزاده یارم باش
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده به نام یارم باش همراه با متن آهنگ و پخش آنلاین
ترانه و آهنگ : سینا پارسیان | تنظیم : میلاد ترابی
تو کی بودی که من موندم تو کارت دوباره همه چیزم شدیدا بستگی به تو داره

برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه نمایید

متن آهنگ جدید محمد علیزاده به نام یارم باش :
عزیزم عاشق باش
مث من وقتی برات میمیرم
تو فقط لب تر کن
بگو خوشبختی برات میمیرم
عزیزم عاشق باش دو روز دنیا سریع طی میشه من یه روز دنیام
الان کهداشتم نظرات قدیمیمو نگاه میگردم ( ماله اواخر سال ۹۵،۹۶) وقتی وارد سایت چند نفر از قدیمیا شدم به طرز عجیبی همشون تبلیغاتی شده بودن !!! 
 گردشگری ، بازاریابی ، کامپیوتر ، جالبتر اونیه که نوشته بود برنج مرغوب!! 
مگه میشه یهو چند تا اینطوری بشه ؟ نکنه بلاگایی که بعد یه مدت خاک میخورن خود به خود میشن صفحه تبلیغاتی ؟:/ 
+ اعصابم خورده چون سهیل و برهان تو سریال بوی باران مردن + لیورپول باخت + فردا ساعت ۶ صبح کلاس دارم ! 
بای  
کتاب_راه_نجات
 
فایل پی دی اف " کتاب راه نجات"
 
یکی از دانشمندای کله‌گنده‌یِ ما بچه‌شیعه‌ها از زمان نوجوونیش این طور خاطره میگه:
 
تو نوجوونی همش بی‌قرار بودم، دلم می‌خواست همون طوری که خدا واقعاً واقعاً دوس داره باشم. همیشه دلم شور می‌زد که نکنه کار خطایی ازم سر بزنه. دلم می‌خواست یه دستورالعملی، یه کتابی، چیزی داشته باشم که بهش عمل کنم تا یه بچه شیعه خالص بشم.
 
یه روزی بین خواب و بیداری بودم، امام زمان (عج) رو دیدم که تو مسجد جامع اصفهان
یکم. می‌نویسم و پاک می‌کنم. می‌نویسم و پاک می‌کنم. می‌نویسم و پاک می‌کنم. تمام سوژه‌ها به‌نظرم مسخره‌اند، تمام واژه‌ها به‌نظرم نارسا و بی‌معنی‌اند. حس می‌کنم برای نوشتن ناتوانم، حس می‌کنم فلج شده‌ام، حس می‌کنم ذهن قصه‌پردازم مرا گذاشته و رفته تعطیلات. و همهٔ این‌ها باعث آزردگی روحم می‌شود. ناگهان در خودم فرو می‌روم و در دل می‌گویم: نکنه نمی‌تونم؟ نکنه از دست رفتم؟» مادر می‌گوید: حالا که فرصتش پیش اومده، داری از دستش می‌دی.»
اشکی و لبخندی، بدون تو، دوباره
پایان اسفندی، بدون تو دوباره
عید آمده، اما چه عیدی، اسمش عید است
پاییز پیوندی، بدون تو دوباره
امسال هم، تنها، کنار سفره بغض
بی یار و دلبندی، بدون تو، دوباره
این روزها خیلی شبیه مرغ عشقم
مرغی که در بندی، بدون تو دوباره .
بیهوده زحمت می کشی با قاب عکست
زخمی که می بندی، بدون تو دوباره .
من مطمئنم بی تو من تا سال دیگر .
گیرم که یک چندی، بدون تو دوباره .
                                                           
هنوز نرفتم واسه امتحان گواهینامه. واسه کارای فارغیم. کلا زندگی رو بستم ولی نبوسیدم اما گذاشتم کنار.چکارررررررر کنم ک اینقد دلتنگ نباشم ! نمیدونم.من نزده میرقصم. وای بحال اینکه برام بزنن. اونوقت پدیده ای میشم نوظهور.یعنیا روغن دآغم محرمه . یعنی اگر اومد این آدمو دیگ حساب آدم روش نکشید فکنم یا عینکی بشم یا کور.آخه  شدم عین آدمای فکری.هی میزنم  رو پام میگم وای از دل زینب.حالا چه ربطی داره ؟ خب موضوع دل کندنه. هی میگم عمه ی سادات الهی من مویرگ
تا شنبه نمیام .
باز گریه کردم ،،، نمی دونم یه ذره حالم گرفته بود خانمه برگشت بهم گفت چرا اینقدر دپرسی چی شده ؟ 
تا این جمله رو گفت ذهنم رفت سمت  همون نرسیدنِ ،،،، واقعا چرا نشد چرا خرابش کردم ، چرا زحمات چندین سالم نتیجه نداد چرا خراب شد :((
غذا  زهر شد برام نفهمیدم چی خوردم !
دست چپ ام درد گرفته که میدونم عصبی هست و وقتی ناراحت میشم درد میگیره:(
#جالبه خلقت خدا تا گریه میکنم چشمانم و صورتم قرمز میشه ،،، به این دید نگا ه میکنم که دوست نداری هیچ وقت
نه سری هست و نه صدایی ! 
انگار در اینجا  خاک مرده پاشیدند . نه کسی می آید و نه کسی می رود . نکند سال ها از مراسم ترحیم من گذشته و من بی خبرم.  شاید اصلا زندگی نکرده ام . ریه هایم رنگ هوا را له خود دیده اند ؟ چشم هایم غیر از چهار دیواری تنهایی چیز دیگری دیده است؟ 
شاید من در اعماق زمینم در اوج آسمان به دنبال خود می گردم ؟ 

پ.ن: 
برم دکتر حالم خیلی بد شده . این وقت روز که زمان هذیان گفتن نیست . 
تب دارم.  چشمام سیاهی میره . نکنه باید دخیل ببندم ؟ اصلا به ک
امروز کلی کار دارم
اول باید خونمو تمیز کنم ، جارو بزنم
ظرفامو بشورم 
همه جارو مرتب کنم و وسایلمو تقریبا اماده کنم و برای رفتن اماده شم کم کم الیته هنوز تا اخر هفته اینجام و ساید بعد از دهم برم خونه اما باز باید وسایلمو اماده کنم 
عصرم دوس دارم برم بیرون ،خودمو مهمون کنم به یه قهوه و فردا باید برم کتاب بخرم کلی کتاب که تابستون بخونم
دیگه اینکه حال آدم که خودش خوب نمیشه ، خودش باید خوبش کنه 
خودم همه کاره ام 
هرگز مایوس نباش .
من امیدم را در یاس ی
ملت کی میخوان بفهمن وقتی به من پیام میدن و سین نمی کنم
یعنی دوس ندارم سین کنم
لازم نیست بیان اس هم بدن که برو فلان کوفت رو چک کن
بهمان درد رو چک کن
اومده پیام داده فلانی واس تولدت فلان چیزو استوری کنم؟
قبلا یه بار گفتم نمیخوام اصلا کسی استوری و اینا بذاره
بعدم الان انتظار داره مثلا چی جوابشو بدم ؟
وای آره خوبه دستت درد نکنه خیلی خیلی ممنونم؟
خدایا من چرا انقدر در همه زمینه ها ریدم
اگه بی منته دیگه گفتنش چیه؟
بعد میگین مثبت درمورد شون فکر کن و ف
سلام :|
1. الحمدلله هنوز هستیم!
2. بی نهایت سپاسگزاریم از دوستان وبلاگی که احوالمون رو توی این مدت پرسیدن و بعضا نگران شده بودند!
3. حقیقتا توی این چند ماه اتفاق خاصی نیفتاده بود و صرفا تنبلی یا یه‌جور کم‌انگیزگی باعث شده بود که به آلونک مجازیمون سر نزنیم.
البته همسر بنده مشکل حاد کمبود نت» داشته و داره! خدا نصیب هیچ زوجی نکنه این مشکل رو! دعا کنید که مشکلش حل شه سریعتر :DDDDD
4. کلی سوژه خوب برا تعریف کردن داشتیم که حیف شد نشر داده نشد. امیدوارم بتو
دیشب اونقدر پکر و درب و داغون رفتی گرفتی خوابیدی که یه آن دلم لرزید که نکنه بیش از حد غصه بخوری و زبونم لال یه بلایی سرت بیاد 
شنیدن صدات از توی اتاقم  درحالی که دیشب یه ساعت خوابیدم و دارم زیر فشار کتابهام له میشم مثل آب روی آتیشه . شاید ندونی چقدر عاشقانه دوستت دارم همین که صدای ریش تراش قرمزت رو می‌شنوم یعنی من هنوز خیلی خوشبختم 
خداروشکر که هستی لطفا‌ حالا حالا ها باش
روزهای سخت میگذرن بالاخره ولی تو دووم میاری ، ما دووم میاریم و از این ط
خدایا 
گفتی بارهایم را بر دوش تو بگذارم 
با فرزندم مشکل دارم کمک کن حلشون کنم فعلا نمی برمش آزمون تا شهریور
هر چه تو بخوای اگه بخوای یکسال با تاخیر میبرمش مدرسه 
با عشقم چیکار کنم اونم سپردم دست تو اگه بخوای اونم از من بگیر اگه میدونی به صلاحم نیست با کسی باشم 
اونم به تو میسپارم 
خودم و زندگیم رو به تو میسپارم 
اگه فکر میکنی برم پیش مشاور بهتره خب میرم فقط تو اونو سر راهم قرار بده 
الان دیگه فهمیدم مشکل من اطرافیانم نیستن چون من بازهم افسرده
به نام او.
عشق یه مسأله‌ی لازم برای تمام مراحل زندگی انسان هستش، فکر میکنم که برای عبادت کردن و رسیدن به رشد و تعالی آدم باید عاشق کسی باشه و بی اندازه کسی رو دوست داشته باشه تا بتونه خدا رو درک کنه و سر فرود بیاره در برابر این منشأ عظیم عشق.
ینی به نظرم اگر کسی بی حد و حصر عاشق نباشه نمی‌تونه به وسعت نگاه خدا نسبت به انسان و مخلوقات دیگه اش برسه، هر چند اگر انسان عاشق هم باشه باز نمی‌تونه تمام و کمال خدا رو درک کنه اما بازم به نظرم لازمه.
ین
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی که زندگیشو و گذاشت و رفت 
خیال کردم دوستم نداشت
بعضیا گفتن نکنه  نخواستت که اول زندگی انقدر راحت ازت برید
راستش توی علاقش شک کردم .
به خودم گفتم نکنه واقعا !!!!!!.
اما برام قابل قبول نبود
هیچ کس نمیدونست که همون اول بامن شرط کرد که مانعش نشم.
باتمام  این بی قراری ها با همه شک و شبهه ها میگم فدای سر امام حسین علیه السلام فدای سر حضرت زینب سلام الله.
امین به هرچی میخواد میرسه
هرحرفی بزنه یروز بهش میرسه .
یه چیزیم شده
شاد نمیشم
انگار هنوز از توى دوران دردم بیرون نیومدم
اه چرا تموم نمیشه.
امروز با یه آهنگه رادیو جوان رقصیدم یهو و کلى ظرف شستم و یخچال مرتب کردم و براى مامانم تور مسافرتیشو گیر آوردم و با دوستم حرف زدم و چندبار لوازم آرایشه جدیدمو ریختم و نگاه کردم اما اون اتفاقه نیفتاد.
اتفاق جالب افتاد اما شادى بخش نه. جالب مثلاً صبح خواهرشوهرم بعد از مدتها برام یه ویدئوى قشنگ فرستاد. چرا جالب بود؟ خواهر شوهر یک انسان به یاد انسان باشه عجیب و ج
من هروقت میخوام برم بیرون در خونه مونو قفل میکنم
همسری: در رو چرا قفل میکنی؟
من : من همیشه درو قفل میکنم!
همسری: عزت ممکنه ناراحت بشه ها!!!
من: وا ناراحت چرا؟
همسری:آخه اون درخونه شو قفل نمیکنه تو هم نکن
من: خواهشا از این حرفا مد نکن!ناراحت میشه  بهش برمیخوره!!! شاید اون دلش بخواد وسایلشو دو دستی تقدیم دزد بکنه به من چه!من نمیتونم قفل نکنم،شاید اونام بخوان برن بیرون من که نمیتونم به هوای اونا درخونمو قفل نکنم بگم اونا حواسشون هست
همسری: .
من: :دی
وا
دانلود آهنگ جدید فرهام تسخیر
دانلود آهنگ فرهام به نام تسخیر کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده تسخیر با صدای فرهام از جوان ریمیکس
ترانه و موزیک : آمین,تنظیم : ایمان تیموریان
Download New Music Farham – Taskhir
 
فرهام عزیز آهنگ جدید خود را در تاریخ ۱۴ مرداد منتشر کرد.
ساخته جدید فرهام، تسخیر نام گرفته است.
ترانه و موزیک این اثر از آمین عزیز می باشد.
همچنین ایمان تیموریان وظیفه تنظیم موزیک را به عهده دار
عشق مانند رودخانه است به هر مانعی که برخورد کند متوقف نمی شود و ادامه میدهد :) زندگی پر از خوشبختی و عشق رو براتون آرزومندم
جریان چیه هر سری دویست نفر اینو کپی میکنند نکنه عاشق شدین
#به مامانم میگم بذار سرکار برم مورد های خوب تر میاد فکر کنم میدونه که دارم گولش میزنمD:
خوبه  که بیخیال شدم نسبت به همه چیز اینجوری فکر کنم بهتره یه مقدارم در گیر مقوله ازدواج شدم قشنگ به بطالت میگذره میدونم 
اینم اولین شکلک بیان
 
یکی از استادام دوستِ "فرزند "خالمه .حالا استاد یه درس احمقانه .بیخود !همش پسر خاله ام میگه استادتون فلان .استادتون بیسار .!هی میگه سر کلاس فلانی نروها .‌!اتفاقا دیروز با فلانی بودم .فلانی گفت .فلان!
خالم هم گفت اتفاقا استادتون دیروز اومد ناهار خونمون.آبگوشت داشتیم و اینا.!
امروز استاد محترم تو گروه پیام داده که هفته دیگه نیاید کلاس.میگم حتما خونه خاله صدیقه دعوته .
مامان یه جوری بهم چشم غره رفت که تا دو ساعت فقط گلهای قالی رو میشمرد
توی همه زندگیم،
به اندازه الان، 
از آینده دنیا وحشت نداشتم.
به طرز وحشتناکی از دنیا ناامیدم،
و فکر میکنم آینده چیز درخشانی نخواهد بود.
تنها کاری که میخوام بکنم اینه که حداقل دیگه بچه نیارم. که اون بیچاره مثل من آرزو نکنه کاش تو دوره اشکانیان یا زندیه یا حتی همین قاجار به دنیا اومده بود و تا الان هفت بارم کفن پوسونده بود.
و قرار نبود ریخت این دنیا رو ببینه.
دنیا رو در مرز میبینم و حس میکنم بزودی خبرهای بدی برای تمام دنیا در راهه. خیلی نگر
مامان و خاله و دایی معمولا آخر هفته ها میرن دماوند،به با ما هم همیشه میگن که بیایید آخرین باری که رفتم خیلی خسته شدم علاوه بر اینکه شلوغه و نمیشه آدم بیکار باشه، آخر خسته و کوفته میرسی خونه و صبح شنبه باید بری سر کار و این خیلی سخته برام
این هفته هم گفتن بیایید و من دوباره گفتم نه، به شدت نیاز به تنهایی و خلوت دارم چیزی که اونجا امکان پذیر نیست و کلا هم جو بعد از فوت دایی برای من غمگینه
ولی از طرفی وقتی یاد آخرین دماوندی که دایی محمد
این حال بد داره شبیه یه بیمارى همیشگى میشه. بیمارى که علائمش بى حوصله شدن همراه با بغض ناگهانى هستش. این علائم معمولا هرچند وقت یه بار ظاهر میشه. 
راه درمانى واسش پیدا نشده، فقط با شکیبایى بیمار، دوره نقاهت طى میشه. کلافگى در این دوره اذیت کننده ست. اینکه شخص مورد نظر نه تحمل جمع رو داره و نه تحمل تنهایى، درنتیجه معمولا به زیر پتو میره تا خودش هم نمیدونه چى بشه. از طرفى چون میدونه توى این مدت بسیار حساس میشه، سعى میکنه باکسى صحبت نکنه که دلخور
اوایل بهم می گفت آجی
بعد شد مامان
بعد تر آله
فکر می کنین چند وقته چی صدام می زنه؟ نامه!
 
+تو خونه ما، آدم بزرگا هم مثل بچه ها حرف میزنن.حالا گفت و گوی  این چند وقت  اخیر این طوری صورت می گیره:نامه یه چای میریزی برامون؟ نامه میای بریم بیرون؟ گوشی رو بده به نامه.نامه کجایی؟نامه کجا میری؟!
*نامه صورت دیگری از فاطمه است که خواهرزاده ی دو ساله ام مرا صدا میزند :)
++اون یکی خواهر زاده ام که بزرگتره بهم میگه: خاله فاطمهاما وقتی خیلی دوستم داره و میخواد
از
وقتی داروهای اون روان پزشکه که موهاش رو رنگ می کنه رو می خورم حالم خوبه! دیگه
الکی گریه نمی کنم. در عوض الکی می خندم. فقط اوایل داروها یه عوارض کمی داشتند که خدا
رو شکر روان پزشک مو رنگیه تونست به خوبی تشخیص بده و درمان شون کنه.

روزهای
اول بعد از مصرف داروها سر درد می شدم. خیلی سخت. جوری که رَب و رُبّم رو فراموش
می کردم. رضا چَفیه ای رو که چند سال پیش رئیس بسیجِ اداره بدون هرگونه توضیحی توسط
یه آبدارچی برام فرستاده بود و من از همون روز پشتِ صند
صبر میکنم صبر و صبر و صبرچشمام میخوره بهش:)))
خودشه! نکنه رویاس؟ خواب؟ توهم؟؟ :|
ولی نه خواب نیست!
خودمو کنترل میکنم و یه ساعت بعد میگم قبوله!
هیچ حرکت دیگه ای نمیکنم و فقط و فقط زل میزنم و نگاه میکنم
بعدم میرم پیش خانوادم با شادی:/ جوگیر شدم باز! :)) خداروشکر میکنم و اینبار از ته دل میخندم 
مونا بهم پیام میده و شوخی میکنه و منم و جوگیری دوباره و تمام و تمام
به وقتِ20ام! مینویسم ک یادم بمونه
 پ.ن: میدونم خیلیی گنگه این پست ولی من نمیتونم الان باز کنم
این پست با حس زیبای موسیقی خاتون عزیزم نوشته شده. همزمان پلی کنید و بذارید موسیقی به پست من، روح بِدَمه :)
امشب ماه گرفت. مثل سال‌هایی که دبیرستانی بودم و هرشب ساعت‌ها محو آسمون شب می‌شدم، رفتم که بین ستاره‌ها دنبالت بگردم.
شهر پر از نور و چراغ‌های اضافه بود. ندیدمت. دلم برات پر کشید. دنیا تنگ تر شد.
میدونی! وقتی دل آدمیزاد قد یه سر سوزن می‌شه، هیچ دو دوتایی، چهارتا نمی‌شه. بیا امشب رو تا صبح زیر طاق آسمون کنار هم بمونیم. مثلا عطرت بپیچه تو
میدونید وقتی کسی نباشه ک همرات باشه خیلی سخته 
تلخه ک باور کنی ک وقتی مسیریو اشتباه میری کسی نباشه بهت بگه 
میدونید امروز گم شم ، راهمو اشتباه رفتم 
حس تنهایی خفه کننده ای درونمو گرفته بود 
واقعا اذیت شدم 
وساطای مسیر بودم ک متوجه خطا رفتنم شدم
برگشتم ولی واقعا نگران بودم ک جا بمونم 
نگران بودم ک نکنه نشه ک برسم 
نگرانی و استرس خیلی بده بخصوص ک با تموم قوا بدویی
نمیدونم ترسیدنم خوب بود یا بد 
ولی میدونید ب حس خوبش می ارزید 
ب اینک تونستم با خ
هنوزم بی اعتمادم. به همه بی اعتمادم. نمیتونم درداشون رو باور کنم، اتفاقات زندگیشونو باور کنم.
ولی سعی میکنم بهشون کمک کنم، توی کابوسام راهشون میدم و میذارم ذهنمو درگیر کنن. 
آخرشم به خودم میگم: نکنه میخواد جلب توجه کنه؟
میدونی ذهن من میخواد از اهمیت دادن فرار کنه. میگه که شاید دروغ باشه همه حرفاشون تا مجبور نباشه یه آدم دیگه رو هم تو اولویت هاش قرار بده اما در نهایت باز هم اون آدم وارد یه لیست بلند از آدما میشه؛ از آدمایی که حس میکنم بهشون کمک
این روزها روزهای سخت و خسته کننده‌ایه ، از صبح که بلند میشم ذهنم مدام در حال دو دوتا چهارتا کردن‌هاییه که هیچ نتیجه‌ای هم نداره.در روز حداقل یکی ، دو وعده خواهرم به من میگه" خدا بزرگه، خدا کریمه"، عصر همین جمله رو من به اون میگم، دوباره شب دوتایی با هم به مامان می‌گیم و باز این روند ادامه داره و این دفعه مامان این جمله رو به ما میگه، یه دور کسل کننده و ملال‌آور !
یاد جمله‌ی اون بنده‌خدا افتادم که می‌گفت "خدا نکنه این خدا کریمه تو خونه‌ی کسی
یه سلام گرم دیگه به شما ششمی های گل!
تو این نوشته در ادامه گام به گام ریاضی ششم به گام به گام فصل دوم ریاضی پایه ششم رسیدیم.
این گام به گام که مال فصل کسر هستش رو آقای امین اسماعیلی نوشته که بازم دستش درد نکنه!
فقط بچه ها این گام به گام ها رو وقتی واقعا جواب مسئله ای رو نمیدونید استفاده کنید که هیچ لطمه ای به درستون وارد نشه خدا نکرده!
برای دانلود روی عکس بالا کلیک کنید
مهمونی دعوت بودیم و در محفل گرم خانواده همسر، گرمِ صحبت.
صحبت از کربلا شد، خواهر شوهرم گفت انقد من اربعین دلم میخواد، ولی همسرم میگه اربعین جای خانم ها نیست.
(چقدر من از این جمله حرصم می‌گیره. ولی خویشتن داری کردم اونجا) 
شروع کردم نگرانی هاش رو یکی یکی رد کردن، از تجربه هام گفتم، از فضا گفتم از وظیفه گفتم از ارجح بودن حضورمون نسبت به زیارت و
تهش هم گفتم که تردید نکنه و حتما با همسرش حرف بزنه که ان شاالله روزیش بشه امسال.
بنده خدا دو هفته هم ن
وای وای وای که امروز عالی بوددددددددددددددددددمحمد عالی بودددددددددددددرسته الان رفتی و نیستی دیگه ولی خیلی خوشگذشت امروزززززززززززسر صب پاشدم که برم سر کار وقتی یادم افتاد که ساعت هفت رفتی همینجور که حاضر میشدم اشکمم میریختهی ارایشمیکردم باز اشکم میریخت و خراب میشد ارایشمگوشیمو برداشتم که بهت ویام بدم ولی دیدم صب بخیر نگفتی حتی نگفتی که راه افتادی اخه بهت گفته بودم تا راه افتادی بهم خبر بده نگرانت نشمولی هیچ‌پیامی نداشتم ازتبهت پیام
مامانم برام وام گرفته!!حالا فکر نکنین خدا تومن هااپول ده تا چیپس و پفکانقدر لباس و هیچ چی  ندارم که دیگه تصمیم گرفتن برام وام بگیرنپول تو جیبی و اینام جواب نمیده :)))
بعد کلی کتاب درسی و کتاب غیر درسی نخریده دارم
مداد و مداد رنگی و رنگ روغن هم که ندارم
پول یه کلاس هم که باید برم رو ندارم.
پول کلاس نقاشیمم دو ترمه ندادم
مامانم میگه: دیگه خودت میدونی. یکیشونو انتخاب کن بخر حالا.
منم گفتم:نه مامان جان دستت درد نکنه، نمیخوام.(آخه یک کدوم از ای
.به ما زنا یاد دادنفلان جور لباس نپوشیم،فلان حرف رو نزنیم،فلان آرایش رو نکنیم،فلان شوخی رو نکنیم،فلان جور راه نریم،فلان ساعت بیرون نباشیم،با فلان ادما نگردیم،فلان طرح و مدل رو رو بدنمون اجرا نکنیم،فلان شغل رو انتخاب نکنیم،برای اینکه #فکر_نکنن_ما_از_اوناشیمبه مردامون یاد دادن اگر یه زنی،فلان جور لباس پوشید،فلان جور خندید،فلان ساعت بیرون بود،فلان جور آرایش کرد،فلان جور حرف زد،با فلانی دوست بود،فلان شغل رو انتخاب کرد،#دلش_میخواد و #از_اون
Puzzle
Bebinim Hamo
#Puzzle
دوباره بارون میاد آروم میکوبه 
روی شیشه دلم روم نمیشه
رد پاهات مث زخمی که میمونه 
تا همیشه دلم آروم نمیشه
روت تو روم وا شد دوباره دعوا شد 
یه نفر رفت و یکی دوباره تنها شد
اونکه که عشقم بود پشتم بهش گرم بود 
یخ زده قلبم واسه اونکه سرش گرم بود
هی یه کاری کردی که تو رو همه واستم 
حیف تقصیر تو که نبود من خودم خواستم
هی یادته میگفتی ببینیم همو کی بگو کی .
هی یه کاری کردی که تو رو همه واستم 
حیف تقصیر تو که نبود من خودم خواستم
هی یادته
بسم الله النور

عازم شهر عشقم عازم سفری به مشهدالرضا به بهانه ی ازدواج دانشجویی
الحمدلله کما هو اهله
حدود دو هفته پیش ثبت نام کردم در سایت ازدواج دانشجویی
اطلاعیه شو تو بُرد دانشگاه دیدم وقتی ثبت نام کردم مدارکو بردم دفتر نهاد مقام معظم رهبری
وقتی دیدم نوشته به پنج کاروان اول برنامه های ویژه ای تعلق میگیره از جمله فیش غذای حضرت خیلی خوشحال شدم
این اولین سفر ما به مشهد بعد از عقده ان شاءالله خداوند قبول کند
دوستان و خواهران بزرگوارم میشه ب
امروز از اون روزاییه که خیلی خسته ام . جسمی و روحی کم اوردم . هورمونام قاطی شده . انگار اصلا نمی دونم باید چیکار کنم . یه ذره استراحت کردم . یه ذره به کارای روزانه رسیدم . چهارشنبه 14 فروردینه و عید مبعث . ولی هیچ کس بهمون زنگ نزد . هیچ جایی هم دعوت نبودیم . دیگه توی این 13 روز همه ی مهمونی ها و برو و بیاها انجام شده . دیگه کسی حوصله نداره ! توی خونه موندیم و هر کدوم یه طرفی ولو شدیم . من هفت سین رو جمع کردم . خونه رو سر و سامون دادم . بچه ها رف
شازده کوچولوی عزیز،سلام!
شنیدم تصمیم داری به سیاره ی ما سفر کنی؛ نمیدونم سیاره ی تو هنوزم مثل گذشتست یا نه، اما حالِ سیاره ی ما خوب نیست.
عزیزکم نیا، بذار خاطرات خوبت بدونِ غبارِ غم بمونن.
ما اینجا درخت میبریم و برج میکاریم، اکسیژن میگیریم و دود پس میدیم، دریاچه می نوشیم و نمک قی میکنیم.
راستی نکنه دلت هوای دیدن روباره رو بکنه، که دیدن دوستِ قدیمی تو قفس باغ وحش خیلی دردناکه.
ما اینجا به جونِ هم افتادیم شازده جان. مسابقه میدیم،برای مرگ، برای
شب بخیر دوستانه
شب بخیر شعر
شب بخیر عارفانه
شب بخیر رسمی
پیامک شب بخیر زیبا
شب بخیر عشقم
شب بخیر عاشقانه کوتاه
اس ام اس شب بخیر خنده دار

نمایندگی پیامک صوتی


آرزوهای من برای امشب شما رویاهایی پر از عشق، صلح، آرامش و افکار مثبت است.


-*-*-*-*-*-*-*-*-*
---------------------
-*-*-*-*-*-*-*-*-*

امیدوارم خیلی دیر نشده باشد که به شما بگویم شب خوبی است و بیشتر از هر چیز در این دنیا دوستت دارم

-*-*-*-*-*-*-*-*-*
---------------------
-*-*-*-*-*-*-*-*-*

آیا این را می شنو
شب بخیر دوستانه
شب بخیر شعر
شب بخیر عارفانه
شب بخیر رسمی
پیامک شب بخیر زیبا
شب بخیر عشقم
شب بخیر عاشقانه کوتاه
اس ام اس شب بخیر خنده دار

نمایندگی پیامک صوتی


آرزوهای من برای امشب شما رویاهایی پر از عشق، صلح، آرامش و افکار مثبت است.


-*-*-*-*-*-*-*-*-*
---------------------
-*-*-*-*-*-*-*-*-*

امیدوارم خیلی دیر نشده باشد که به شما بگویم شب خوبی است و بیشتر از هر چیز در این دنیا دوستت دارم

-*-*-*-*-*-*-*-*-*
---------------------
-*-*-*-*-*-*-*-*-*

آیا این را می شنو
سکانس اول :
مریض صحبت میکنه :
+سلام دخترم
اولش متوجه نمیشم 
-شما چیزی گفتین؟
+میگم خوبی چه خبرا؟ 
- سلامتی :)
+ازدواج کردی ؟ 
اولش من اینجوری شدم
-نه !
+ای بابا ، یه تور بنداز ، اگه تور هم پاره شد قلاب بگیر
من فقط جوری خودمو کنترل کرده بودم که از خنده منفجر نشم
بعد منم گفتم باشه
سکانس دوم :
همکار صحبت میکنه دقیقا جمله اشو میگم 
+درس نخون زیاد که پشیمون میشی 10 با 19 هیچ فرقی نداره .!
#من موندم اینا بدون هیچ پیش زمینه چه جور این حرفا رو میزنن ، نکنه خدا ب
ما رو باش.
ما رو باش خیال می کردیم همیشه یکی رو داریم
یکی که به وقتِ گریه سر رو شونه هاش بذاریم
ما رو باش خیال می کردیم یکی به فکر ما هست
میون این همه وحشت؛‌توی این مردمون پست
ما که واسه تـو قــرصِ ماهـو می شکــستیـــم
ما رو بـاش چه ساده کی رو عاشق می دونستیـم
توی کوچـه بــاغِ دل واسه کـی شبـــا نشستیم
ما رو باش دل به کی بستیم؛ کی رو عاشق دونستیم
ما رو باش خیال می کردیم گلِ عشقی که شکفتی
راز شب هـــای بغــضمــو به قلبِ کسی نگفتی
ندونستم می گذری
سرم رو برمی‌گردونم و اون گوشه می‌بینمش. خیلی دوره، خیلی‌خیلی دور و حالا حالاها مونده تا به این نزدیکی‌ها برسه؛البته هرقدر نزدیک شه بازم اندازۀ یه دنیا ازش دورم. مثل اونایی که تا چند لحظه پیش می‌دیدم تو چشم نیست. دیگه به بقیه توجهی ندارم، سر تا پا چشم می‌شم و نگاه و حسرت. از اینجا نمی‌شه درست تشخیص داد داره گریه می‌کنه یا می‌خنده؛ اما معلومه داره می‌سوزه تا ستاره بمونه. خب خودزنی مدل‌های مختلف داره دیگه؛ ولی همه‌اش از عمق وجودمون نشئت
سخت گیری ، اون هم از نوع نابجاش باعث می شه که آدم به خیلی چیزا دست پیدا نکنه یا حتی ممکنه یک سری چیزها رو از دست بده پس همیشه سعی کن تعادل داشته باشی تا خودت رو از یه سری چیزها محروم نکنی !
فرض کن به خودت قول دادی که روزی یک صفحه قرآن بخونی ، اما هر روز و هر روز می گذره و تو می بینی که بخاطر بی حوصلگی و تنبلی اصلا اقدامی نکردی اما مطمئنا لحظه هایی بوده که می تونستی برای چند ثانیه هم که شده گوشیت رو برداری و روزی تنها یک آیه از قرآن رو بخونی اما با س
مملکت چشه مگه؟؟؟؟
زن ها که رفتن ورزشگاه
کنسرت هم که برگزار میشه
تو پیاده روها هم که دیوار نکشیدن 
مگه همینا رو نمیخواستید؟؟؟
نکنه از دولت کدخداپرست و مجلس لیست امیدی که خودتون تکرار کردین انتظار کاروکرامت و ارزونی هم دارین؟؟؟؟
چه زود یادتون رفت اون بزن و برقص های انتخاباتی رو 
شما ها بزن و برقص و ولنگاری خواستین نه حل مشکلات اقتصادی رو
یادتون رفته برای و لیست امید و برجام یقه پاره می کردین؟؟ 
یادتون رفته می گفتین با تا 1400
حال
پیامد منفی ازدواج سفید برای زنان.
شاید هیچوقت این مساله به ذهنتون هم خطور نکنه که جواب سوال متاهلی یا مجرد؟ انقدر سخت و گیج‌کننده باشه. این حالت زمانی پیش میاد که از یک طرف فکر می‌کنی متاهلی و از طرف دیگه از نظر قانونی و شرعی به عنوان فرد مجرد در جامعه شناخته‌میشی.
یک جور احساس دوگانگی و سردرگمی که دامنگیر کسانی میشه که خود را درگیر ازدواجی به نام ازدواج سفید کردند.
ادامه مطلب
نمی‌دونم تازگی‌ها من دارم زیاد ناراحت می‌شم یا ناراحتی‌هام به جاست!مسئله‌ این‌جاست که با شخصی که باعث‌ش شده هم حرف نمی‌زنم،اصلا نمی‌دونم این مشکله یا درسته؟به‌هرحال الان از یه سری اشخاص به دلایلی ناراحتم،باهاشون حرف نمی‌زنم باهام حرف نمی‌زنن چون قطعا متوجه ناراحتی‌م نیستن.
این‌ها همه به‌کنار،چه‌قدر بدم می‌آد از شوعاف و چه‌قدر بدم میاددد که یکی بیاد به‌جای من این‌کارو بکنه [اصلا نمی‌دونم ساختار جمله‌م درسته یا نه ولی خب.]
از وقتی رفتم کلاس اول مادرم به شدت روی دیکته وسواس داشت و اگرچه نمره ای به جز ۲۰ هیچوقت براش قابل قبول نبوده و نیست اما در مورد دیکته و غلط های املایی همیشه می‌گفت اگر میخوای آدمی بشی که غلط غلوط بنویسی ترجیح میدم دیگه نری مدرسه اصلا! و این جوری شد که من هم به شدت حساسم نسبت به غلط های دیکته ای و نگارشی و تلفظ مثل امروز که توی مترو آقایی که سفره یکبار مصرف می‌فروخت و داد می‌زد که پُرفَراژ هم داره و شرایط طوری نبود بهش تذکر بدم و فقط حرص خوردم ی
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر کآن چهره مشعشع تابانم آرزوست بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست وآن دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست وآن ناز و باز و تندی دربانم آرزوست در دست هر که هست ز خوبی قراضه‌هاست آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست این نان و آب چرخ چو سیل است بی وفا من ماهیم نهنگم عمانم آرزوس
دانلود آهنگ نگفته بودی چشات سگ داره هرزس میره دنبال همه
 
نگفته بودی چشات سگ داره هرزس میره دنبال همه
نگفته بودی رفیق نیمه راهی عشقم واست کمه
نمیدونستم دوریت منو انقد آزرده میکنه
نگفته بودی عشقت منو انقدر پیرم میکنه
نباید دل دل میکردم باید زودتر میرفتم
چرا بچگی کردم باید زودتر میرفتم
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
خوب که نگاه میکنم دل‌گیری از کسی جز "من" نیست. پاییز فصل من نیست. برادر میگه فصل اون هم نیست. مامان هم میگه دوستش نداره. دست می‌جنبونی که چیزی از روشنایی گیرت بیاد. تاریکی اجازه نمیده. تمامِ تو رو میگیره. هوا دل‌گیر، درها بسته، سر ها در گریبان، دست‌ها پنهان، نفس‌ها ابر، دل‌ها خسته و غمگین. بین آدم ها چشم می‌گردونم. گاهی اشتباه هم می‌کنم. خیلی مهم نیست. شبِ پاییز تو ژرفای خودش از هر شبی تاریک تره. اونقدر که میشه ترسید‌. از اینکه نشه ازون تار
قصد
نداشتم امروز بنویسم، گفتم یه شماره 33 آخر پست قبلی می‌زنم، کسی بهم سخت نمی‌گیره.
آخر هفته‌ها سخت‌تر از روزهای دیگه‌ست. امیدوارم آخر این قصه خوب باشه، یه قصه‌ی
طولانی که مثل گاوآهنی که زمین رو شخم می‌زنه آهسته بود. ولی خب، ساعتای عمرمون
مثل یه چرخ دنده‌ی کوچیک که یه چرخ دنده‌ی بزرگ رو می‌چرخونه، خیلی تند و سریع
بود. شاید اگه یه روز آدم مهمی ‌شدم زندگی‌نامه‌م رو نوشتم ولی الان برای کسی
اهمیت ندارم. نمی‌دونم آدما تا کی به آینده‌شون ف
 
خورشید غروب کرده ولی هوا تاریک نشده.موج های سرکش آب جسورانه خودشونو ب ساحل ماسه ای جزیره خیالم می کوبن.صدای مرغ های دریایی که هنوز تا فصل کوچشون چند هفته ای مونده از اطراف ب گوش میرسه.من عاشق این کنسرت بی نظیر طبیعتم،صدای ی دسته کوچیک مرغ دریایی با صدای موج های دریایی ک احاطمون کرده.جزیره ی من ی جزیره ی خیالی وسط اقیانوس ذهنمه.جزیره ی خیال ی جزیره ی کوچیکه که میشه تو ده دقیقه ی دور کامل و دورش چرخید.جزیرمون پره از موز و انبه و نارگیل و ی نوع د
ملقمه ای از طعم گس "راهنمای مردن با گیاهان دارویی"، شعف پختن لازانیا واسه دوستات،دلهره ی از دست رفتن تصاویر رویاهای قدیم،ترس به راحتی از مدار خارج شدن.مثه اون الکترون لایه ی آخر که با کم ترین نیرویی برای همیشه هویتشو از دست میده. و تلخی چند سوال:  تاکی اوج هر احساس مهمی به قعر چاه میرسه؟از شرم حضور تا خجالت و خواستن و ترس از دست دادن و هزاران احساس دیگه،میشه یه آینه رو به قلبم که انعکاسش تا اعماق تاریکی چاه منو میبرهتا کی از تو کم بیارم؟
تا حالا روی یک خط مستقیم راه رفتید؟ تا حالا شده پاتون رو روی سرامیکی بذارید بدون اینکه روی مرزش با سرامیک کناری بره؟ تاحالا به پاهاتون نگاه کردید که هر گام رو چطور برمی‌دارید؟ در این مواقع به چی فکر می‌کنید؟ این درست زمانیست که کلی افکار متفاوت از ذهنتون عبور می‌کنه و اگر یکی بپرسه به چی فکر می‌کردید حتی نمیتونید انتخاب کنید و یکی رو تعریف کنید!
درست همون شب‌هایی که رو دست پدرم خوابم می‌بره یا خودمو تو آغوش مادرم می‌اندازم و در دلِ تاریک
امروز زنگ زدم پادگان بله بفرمایید ؟سلام میتونم با آقای بوالفارس حرف بزنم ؟ نخیر نمیتونین چرا؟ نیستن كجان ؟ همین الان دارن باهاتون حرف میزنن دیگهههه  اول مكث كردم تا حرفای طرفو حلاجی كنمبعد یواش یواش خنده و بعدشم فرزاااااادم گفتنام از اون ورم جانییییم مهتابیم ها خوده خوده لوسش بود قربوووونش برم كه اونجا هم داره سر به سرم میزارهچه قدر خندیده بودیماون دیگهههه مختص ما دوتاست فرزادم با اون دیگه گفتنش گوشی رو داد دستم دوست دارم عروسكمامروز مث
یه کتابی میخوندم از داستان های واقعی از زندگی کسانی که از فقر مطلق به ثروت مطلق رسیدن؛ بعضیاشون انصافا شانسی و کاملا اتفاقی یه کار معمولی رو شروع میکنن و پولدار میشن. البته کسی نبود یه شبه پولدار شده باشه؛ و خیلیاشونم با زحمت فراوان به ثروت رسیده بودن. برای من اونایی جالب بودن که با یه شغل معمولی ثروتمند شدن. اولین چیز اینه که خدا به هرکی بخاد روزی میرسونه حتا با شغل عادی. دومیش اینه که حتا تو شغل عادی هم آدم اگه انصاف داشته باشه و ناشکری نکنه
گاهی واقعا سخت میشه، زیاد درگیرش نیست، ولی وقتی فکر میکنه ترسناک میشه براش که نکنه! اینم بیفته تو این وضعا شاید برای ایناست برای سوال هایی که پشت سر این دغدغه میاد زیاد فکر نمیکنه برای همون همینطوری داره میگذره و! با خودش فکر میکنه نکنه اینطوری بشم منم درگیر این مشکلات چرت و پرت بشم که زندگی هارو آرزو ها رو حیف میکنه و نابود فکر هایی که الآن ها داشت همش نیست و نابود بشه سفر هایی که میخواست بره! 
شاید بعضی ها قبول نکنن و دلیل هایی رو بیارن برا
مادر

سلام ؛ سلام میدهم برای سلامتی ات ، برای پایدار بودنت برای استوار بودنت
سلام عزیزتر از جانم ،
ملکه ی ، قلب تپنده ام ،
خوب میدانم ، که میدانی ، دوست داشتنم ، عشقم ، در هیچ کلمه ای گنجانده نمیشود ،
پس حرفی نمیزنم ،
فقط میخواهم بدانی که این روز ، روز شادی من است 
اخر میدانی؟ قلب من به قلب تو متصل است ، لبخند که میزنی ، قلبت که شاد میشود ، در قلب من هم همهمه ای از شوق برپامیشود
بر قلبم همیشه فرمانروایی کن، که فرمانروایی، بهتر از تو ، هیچ
تنها چیزی که واقعا خوشحالم می کنه مرگ است . زندگی طعم مزخرفی به خودش گرفته که دهانم را شیرین نمی کند . این حس ام ناشی از دوست داشتن نیست . ناشی از خستگی  و نفهمیدن و نرسیدن است . مثل خوره افتاده به جانم که نکنه تمام این مدت  کسی جای من بود و من نمی دونستم . نشانه ها
خبر مرگ ب و همسرش را شنیدم از ته دل فقط به خدا گفتم کاش من جای ب مرده بودم .ب و همسرش خوشبخت بودند و سالهای سال می تونستند تو عکس های دونفره لبخند بزنند . به نظرم مرگ هم عادلانه نیست .

پن
سلام

چشم گذاشتم
دو تایی مثلا قایم شدن پشت پرده
کاملا تابلو. ^_^
الکی این ور اون ور رو گشتم که هیجان بازی زیاد بشه
آخرش پیداشون کردم و بعد کلی دویدن گرفتمشون :)

شد نوبت حنانه که چشم بذاره
زهرا رو یه گوشه قایم کردم
خودمم رفتم پشت مبل
سریع اومد پیدام کرد با ذوق و شوق
گفت حالا نوبت شماست بابا!
گفتم پس زهرا چی؟
گفت ولش کن. خودش پیدا میشه.

+
من قایم شدم
شایدم گُم شدم
نکنه بگی ولش کن. خودش پیدا میشه.
نمیشه.
باید خودت پیدام کنی
با دستای مهربونت.
آخدا
شرمنده
هروقت وقت کردین واسه من زنده که ایشالا تا فرداشب بره اون دنیا فاتحه ای قرائت بفرمایید
اخه آدم خونه فک و فامیلای باباش باشه فرداشب بعد به تگ تکشون بگه چه غلطی کرده؟
من از استرس سکته کنم گناهام بخشوده میشه؟
ببینید من مردم شما بدونید وصیت نامم تو ی قسمت خالی اندازه یه کشو قسمت اون ور تختم ک سمت دیواره ، چندتا شمع سوخته و اینام هست ک قرار بود حاجت بگیرم برم امسال رو سفره خودم شمع بزارم.
وای اگه بشه چی میشه؟!
به این فکر میکنم قراره آیندم و ت
دانلود آهنگ عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای mp3 با لینک مستقیم همراه با متن موزیک زیبای عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای
دانلود آهنگ عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای
شب به کوی عشقم و روز هم به هر ویرانه ای
دل همی گوید بیا باهم بسازیم خانه ای
عاشقان کی خانه دارن
عاشقان کی خانه دارن
دل مگر دیوانه ای
وقتی با خیال تو
تک و تنها میشینم
به تو که فکر میکنم رنگ عشق و میبینم
به تو که فکر میکنم رنگ عشق و میبینم
به تو که فکر میکنم
لحظه ه
یکی از اساتید اطفالمون می‌گفت بچه‌هایی که شب به دنیا میان سیکل خواب و بیداریشون معمولا بهم می‌خوره.
مامان تعریف می‌کنه که واسه تولد من، از همون سرشب دردش می‌گیره و می‌ره بیمارستان و دوتایی مبارزه و تلاش رو شروع می‌کنیم. در نهایت من ۶_۷ صبح به دنیا میام. از وقتی یادم میاد همیشه‌ی خدا شبا دیرتر از همه‌ی موجودات اطرافم می‌خوابیدم. گاهی حتی شب(های) قبلم نخوابیدم و خوابمم میاد ولی باز دلم نمیخواد بخوابم! سمانه می‌گفت تو لذت سحر بیدار شدن رو
تئوری خیانت اصلاح طلبان
ناگفته‌هایی از دکتر قدیری ابیانه از نقش مهره‌های اصلاحاتنظیر محمدرضا خاتمی، مهدی هاشمی، مهاجرانی و
 
درخواست تشدید تحریم، حتی حمله نظامی از دشمنانبرای رسیدن به قدرت در ایران
 
براستی کاسبان تحریم چه کسانی هستند؟
 
 
حجم : ۵٫۷۳ مگابایت
 


تا وقتی آمریکا با بمب اتم ایرانو با خاک یکسان نکنه به تعهداتمون در برجام پایبندیم؛البته بعد از حمله‌ی هسته‌ای هم پایبند هستیم ولی خودمون دیگه نیستیم!
بالاخره کنکور رو دادم و تموم شد!فارغ از اینکه خیلی ناراحت بودم که بیشتر نخوندم که لااقل خیالم آسوده باشه که جایی که می‌خوام قبول شم، از اینکه تا آخر تابستون پرونده‌اش بسته شده بسی خوشحالم!
هنوز اون جور که باید استراحت نکردم، بعد کنکور که خیلی خسته بودم و همش افتاده بودم، روز جمعه به نظافت خونه! گذشت، و از شنبه هم اومدم سرکار! ضمن این‌که به دوستم قول دادم تا دوشنبه تمرینش رو براش انجام بدم! و همچنان پرونده پروژه کارشناسیم و اون یه درسی که می
آهنگ من بالام
از
حـســین تـهـی

اول های تکست این آهنگ خوراک منحرف هاست
اگر گوش کنی ب احتمال93درصد رگ منحرفیت میزنه بالا
و خوددرگیری پیدا میکنی :)
تذکر: چون خیلی تابع قوانین ایران اسلامی هستم 13- این آهنگ رو گوش نکنه 
.برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید.
ادامه مطلب
سلااااااااااام سلااااااااااام سلااااااااااام سلااااااااااام خوبید؟منم خوبم!جونم براتون بگه که به اینجا هم خییییییییییییییییلی خوش اومدید ایشالااااااااااااا که اینجا با همدیگه روز و روزگار خوشی داشته باشیم بلاگ .اسکای داره ادا درمی یاره و دیگه فک کنم وقتش بود که از اونجام کوچ کنیم خدا کنه این دیگه ادا درنیاره بذاره توش موندگار بشیم شدم مثل این مستاجرا که هی از این خونه به اون خونه اسباباشونو می کشند و همش خونه بر دوشند .ایشالا که دیگه
اون
کچله منم. بیست و هفت سال پیش. وقتی فقط سیزده سال داشتم. اونی هم که پشت سرم
ایستاده اَسبَمه؛ که هیچ وقت نداشتمش. همیشه دوست داشتم می خریدمش و توی حمام خونه
مون نگهش می داشتم، اما چون پولِ خریدش رو نداشتم توی تعطیلات عید با هماهنگی آقا یاورزاده؛ معلمِ هنرمون، رفتم مدرسه و با رنگ روغن روی
دیوار مدرسه کشیدمش. آقا حبیبی؛ مدیر مدرسه، وقتی فهمید که دیگه کار از کار گذشته بود و
من عشقم رو به همه بچه های مدرسه معرفی کرده بودم.

عشق
من به اسبم قدیمی تر
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب