نتایج پست ها برای عبارت :

در مزروم به شهر الاغ ها

استاد دانشگاهم می‌گفت: 
در حال رانندگی بودم و حواسم پرت بود. یه دفعه یک ماشین با سرعت از کنارم رد شد و با بوق ممتد داد زد و گفت: هی الاغ حواست کجاست؟! 
همانطور با سرعت رفت و پشت چراغ قرمز ایستاد. چون خیابان خلوت بود منم رفتم کنارش ایستادم. شیشه‌های هر دوتامون پائین بود. یواشکی از کنار چشمش به من نگاه می‌کرد. منم مستقیم بهش نگاه می‌کردم. 
ادامه مطلب
گندم دیم در اسفاد قدیم
 تامین غذا در قدیم برای هر فرد و خانواده بسیار مشکل و پر زحمت بود . زندگی جهت بقا برای کسانی که حتی حاظر بودند یک روز پر مشقت کاری را سپری کنند در عوض لقمه نان روزمره شان محیا باشد .  زندگی با فرزند و خانواده که سختی خودش را در پی داشت .
طی روایات در سالهای قبل تر نان گندم نبود و مردم با نان ارزنی و جو اوقات خودشان را می گذراندند و انقدر مهم و با ارزش بود که همان را هم در بقچه و داخل چمدانی می گذاشتند . مثل اسناد و مدارکی
یوقتا باید با پشت دست بزنی تو دهن بعضیا -__- خب بیشعور اگه جوابتو نمیدم شاید حوصله ندارم چرا پیامتو پاک میکنی میخونم جواب میدم دیگ بعدم یه پشت دستی هم باید بزنی تو صورتشون و بگی بیشعور اون موقع که پیام دادم رید زدی جواب ندادی میخواستی التماست کنم و زر و زر پی ام بدم که الاغ چرا میخونی جواب نمیدی ؟ -__- خب باید بگم که الان مودم اینطوریه عصبانی نمیشم ینی میشما بیرون نمیتونم بریزم حوصله جنگ و دعوا ندارم وگرنه اگه مثه قبل بودم که هیچی .اصن من از ای
فرزند ایشان نقل می کنند:
شب اول ماه شوال بود و ما در مزرعه نخودک در خارج از شهر مشهد ساکن بودیم.

پدرم فرمودند: تا به بالای بام بروم و استهلال کنم. چون ابر، دامن افق مغرب
را پوشانده بود، چیزی ندیدم و فرود آمدم و گفتم: رؤیت هلال با این ابرها هرگز
ممکن نیست.
با عتاب فرمودند:
بی عرضه چرا فرمان ندادی که ابرها کنار روند؟ »
گفتم: پدرجان من کی ام که به ابر دستور دهم؟
فرمودند:
بازگرد و با انگشت سبابه اشاره کن که ابر
دستت را روی کافکا میکشی، اشک هایت حیران مانده اند که روی دردهای کدام یک ببارند، یک طرف کاغذهای مچاله ‌شده و دفترخاطرات ، طرف دیگر تکه های ورق های سیاه.
‌دستت روی کافکا خشک شده. این یکی را خیلی دوست داشتی. این را نگو! ببین! آن را بالاتر را کامو چسبانده ای. من هم نمی‌دانم  کی اشک هایت می ریزد، اما جایی بین صدای فرهاد و فرخزاد  سیاهی روی صورت کافکا پخش می شود.
آنقدر می مانی تا مطمئن شوی که نور رفته است و برای کسی می نویسی
 " کاش آن روز از پل پایی
خر وصیّت کرد : فرزندم ! بیا و ‌خر نباش !این همه خر بوده ای ، کافی ست ، پس دیگر نباش !
یا تلاشت را بکن با پارتی پُستی بگیر !یا فرار مغزها کن ! توی این کشور نباش !
کار کردن مثل خر در شأن ما هرگز نبود !همتی کن وارثِ این شغل زجرآور نباش !
سعی کن یا رانت خواری یا زمین خواری کنی !هر چه می خواهی بخور اما پی عرعر نباش !
آخورت را پُر کن و تنها خودت از آن بخور !بیخودی دلسوز اسب و قاطر و اشتر نباش !
از مترسک هم نترس ، اصلا به او جفتک بزن !لیک روی خط قرمزهای گاو نر نباش
حکایت کنند
شیخی به جایی ادعای پیامبری می کرد تا اینکه امیر ان سر زمین مطلع شد.
وزیر خود خواست و گفت؛
این چه خبری است مگر بعد از پیامبر خاتم دیگر دفترپیامبری بسته نشده است.؟
وزیر گفت؛
 آری امیر!!!
امیرگفت ترتیبی بده تا من خود در آن محل رفته واز نزدیک فرد شیاد را رسوا ساخته وتنبیهش کنم.
چنان شد و امیر راهی شهری شد که شیخ ادعای پیامبری می کرد.
شیخ که باخبر شد ، مردم آن شهر را در دودسته ، طرفین مسیری که امیر باید از آنجا می گذشت به صف منظمی سازمان دادو
به جز برپایی آتش و کباب زدن که جزوی از فرهنگ طبیعت گردی ایرانی ها شده واقعا در طبیعت چه می کنیم؟
معمولا ما ایرانی ها در هر طبیعت گردی که داریم تا خسارتی محسوس یا نامحسوس به طبیعت نزنیم به خانه بر نمی گردیم.
رها کردن پلاستیک و پوست پفک و تخمه در طبیعت با این همه تبلیغ و فرهنگ سازی هنوز هم به قوت خودش باقیست. البته بعضیها برای برخی از کارهایشان دلایل منطقی هم می آورند و حتی یک قدم هم از موضع شان عقب نشینی نمی کنند.
برای نمونه رها کردن پوست هندوانه
امیر المؤمنین فرمودند روزی من و فاطمه خدمت رسول خدا مشرف شدیم و پیامبر را در حالی دیدم که به شدت گریه می کرد.
❓گفتم: ای رسول خدا که جانم به فدای تو باد! سبب گریه ی شما چیست؟ آقا رسول الله فرمودند: ای علی! شبی که مرا به آسمان بردند، زنانی از امتم را در عذاب شدیدی مشاهده کردم. جایگاه آنها برایم ناخوش آمد دلیل گریه ی من به خاطر دیدن شدت عذاب آنها بود.
1. زنی را دیدم که از موهایش آویزان بود در حالی که مغز سرش می جوشید. 2. و زنی را دیدم که به زبانش آویزان
هر روز با صدای قوقولوی خروس و جیک جیک گنجشکان بیدار می شدم 
پدر بزرگم تمام حیواناتش را اسم می گذاشت و انها را با اسمشان صدا می کرد . اسم خروسش جعفر بود .پرده ای  گل دوزی شده که عکس چند عدد گل و گلدان  و ایه ای از قران که در بالای ان حلالی گلدوزی شده بود را کنار می زنم پنجره ی دولنگه ی چوبی که از شرق به سمت خورشید باز می شود  زنجیرش را بر میخ کوبیده دیوار اونگ می کنم 
افشانی سرخ رنگ  از طلوع خورشید هر روز از کوههای مشرق (کوه های بمرود )در  اطرافش رنگ
اسحاق جهانگیری از کمبود اختیاراتش در دولت گله کرد و گفت :من تا این لحظه اجازه برکناری منشی خودم را نداشته‌ام، پس از من انتظار نداشته باشید که وکیل و وزیر را تغییر دهیم.
اسحاق جهانگیری در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ به عنوان کاندیدای پوششی وارد عمل شد و در دفاع تمام قد از او سنگ تمام گذاشت ؛به گونه ای که برخی اصلاح طلبان را به فکر تغییر نامزد اصلی خود وا داشت .
او خود را فرمانده اقتصاد مقاومتی دانست و گفت : من فرمانده اقتصاد مقاومتی هستم. ر
قبل از ظهر است. روی مبل سه‌نفره‌ی داخل پذیرایی دراز کشیده‌ام و کتاب‌م را می‌خوانم. باباجون سینی به‌دست و با لب‌خندِ همیشگیِ روی لب‌ش وارد پذیرایی می‌شود و می‌گوید: بیا این‌ها رو تمیز کنیم.» برمی‌خیزم و روی مبل می‌نشینم. پوستِ خربزه‌هایی است که دیشب خوردیم.
رسم دیرینه‌ی خانه‌ی باباجون و مامان‌جون این است که ناهار را زود می‌خورند. نیم‌ساعتی بعد از ناهار چای‌ می‌آورند. بعد نوبت چرتِ سر ظهر است. حدودن یک ساعتی به‌طول می‌انجامد. س
 
اصطلاحات نوعی زبان تلویحی و ضمنی است. عبارت
تلویحی به سخنی گفته می شود که معنی آن هیچ ارتباطی با کلمات استفاده شده در آن
عبارت ندارد. این عبارات از زبانی خلاقانه برای به اشتراک گذاشتن ایده یا احساس
استفاده می کنند.
در این مقاله می خواهیم شما را با اصطلاحاتی در
زبان انگلیسی آشنا کنیم که نام حیوانات در آنها استفاده شده است. با این کار هم با
اصطلاحات جالب آشنا می شوید و هم  نام
حیوانات را بهتر به خاطر می سپارید. استفاده از این اصطلاحات، راهی با
در گذشته انواع و اقسام قالی و زیر انداز دستباف برای مصارف گوناگون با هر نخی که در دسترس بوده بافته میشد.ازقالی و گلیم و گبه گرفته تا پلاس ، زیلو ،بوریا و حصیر.کاربرد هرکدام از این دستبافته ها بسته به موقعیتهای مکانی، آب و هوا و . تغییر می کرد.هرکدام از این دستبافته ها با شیوه خاص خودشان بافته می شد و تفاوت عمده ی آنها در نخی بود که برای بافت بکار می رفت.زیراندازهای دستباف از گذشته تا امروز دستخوش تغییرات بزرگی شده است.هرچه که به سمت جلوتر می ر

مراسم انتخاب همسر
درگذشته بعضی خانواده ها ازهمان اوایل کودکی نامزدی دختر و پسر را مطرح می کردند. معمولاً پسربچه دستمالی را برسر دختر نوزاد بسته واو را نامزد خود می نمود ودراصطلاح وی را عروس ناف بریده خود می دانست. دربعضی نقاط وقتی دختربچه ای برای سلام عید به خانه اقوام می رفت دستمال یا انگشتری به او داده و اگر والدین این هدیه را برنمی گرداندند به معنای قبولی نامزدی بود.
ولی امروزه پس ازانتخاب همسربا وساطت خویشاوندان تحقیق وبررسی انجام می
به نام خدا

 

شخصیت های قرآنی

 

من باران هستم.

بیژن شهرامی

 

دوستان خوبم سلام،شاید مرا که اسمم باران[1]و[2]است
نشناسید اما مطمئنم پدرم را که اسمش لقمان است می شناسید؛همان شخصیت بزرگی که قرآن
کریم از او به نیکی یاد کرده است.[3]

من پدر و مادرم را خیلی دوست داشتم و سعی می کردم گوش به
فرمان آنها باشم.[4]پدرم
هم با دیدن این وضع پندهای ارزشمندی داد که بخشی از آنها در سوره لقمان آمده است
مثل شریک قائل نشدن برای خدا،نماز خواندن،امر به معروف و نهی از من
آشنایی با انواع برگر در کشورهای مختلف
نوشته شده در جولای 21, 2019توسط parstechonline
ما در این مقاله مطالبی جهت آشنایی با انواع برگر در کشورهای مختلف برای شما عزیزان در نظر گرفته ایم.
جهت ارتباط بیشتر با مجموعه سراج تجهیز از لینک های مربوطه استفاده نمایید.
خرید تجهیزات فست فود، تجهیزات کار کرده کافی شاپ
پر و پیمان‌ترین ترین برگر در کشورهای مختلف را در استرالیا و نیوزلند بیابید
برگر در نیوزلند و استرالیا را نمی‌توان یک وعده غذای ساده نامید برگر 
خاطرات کودکی


هنوز دلم باخاطرات کودکیم قایم باشک بازی می کند ، هنوز هم
هوای کودکی سلسله ی مرا می تکاند .
با وجود اینکه همه ی بکارتهای کودکانه مضمحل شده و هیچ چیزی
سر جایش نیست ، ولی باز هم نغمه آواز خرامان کودکانی که در نهایت سبکبالی به خویش و
دنیای خویش با همه کوچکی و بزرگی مشغولند مرا قلقلک می دهد .
و چرا رؤیاهایی که از حیاط کودکانه ی حیاتم به کابوس وحشت
زندگی امروز گریختند هرگز باز نمی گردند ؟!
گاه یاد دوستان خردسالی و کودکی و نوجوانی ام می
نوشته شده در جمعه 15 مارس2019 :
حالم گرفته، هی فکر میکنم هی فکر میکنم .
هیچ انگیزه ای ندارم، نمیدانم چه اتفاقی در حال رخ دادن است. کم نیاورده ام اما خوب هم پیش نمیروم. گاهی میروم وبلاگ کسانی که فی الحال در آن سوی آب تحصیل یا زندگی میکنند و نوشته هایشان را میخوانم. هزار فکر به کله ام میزند:
تو که مثل آنها در شریف نیستی، تو که مثل آنها معدل بالایی نداری، تو که زبان قوی نداری، تو که مقاله نداری، تو که پول نداری، تو که حال و روز خوشی هم نداری، تو که آدم e
جاذبه گردشگری تور کنیا

جاذبه گردشگری تور کنیا
1- پارک ملی مارا ( ماسایی ) :
این پارک را یکی از ذخایر حیات وحش جهان می دانند ، این پارک در مرز با کشور تانزانیا قرار گرفته است و یکجورایی پل ارتباطی حیات وحش دو کشور است ، از جمله موارد جالب حضور مردمان بومی است که در این منطقه به چراندن و پرورش حیوانات با اداب و رسوم بومی خود مشغولند که به ماسایی معروف اند، بیشترین حیوانی که در این منطقه به چشم می خورد گورخر است ، البته در کنار رودخانه کروکودیل و ا
6 جاذبه گردشگری کنیا + (عکس)
1- پارک ملی مارا ( ماسایی ) :
این پارک را یکی از ذخایر حیات وحش جهان می دانند ، این پارک در مرز با کشور تانزانیا قرار گرفته است و یکجورایی پل ارتباطی حیات وحش دو کشور است ، از جمله موارد جالب حضور مردمان بومی است که در این منطقه به چراندن و پرورش حیوانات با اداب و رسوم بومی خود مشغولند که به ماسایی معروف اند، بیشترین حیوانی که در این منطقه به چشم می خورد گورخر است ، البته در کنار رودخانه کروکودیل و اسب آبی نیز زیستی مخف
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب