نتایج پست ها برای عبارت :

دیوانه ای در کلاس درس

در سی شارپ شما می توانید نوع (type) ها را در قالب یک متغییر برگرداند و جا به جا کرد. اين نوع ها می توانند انواع متغیر ها و یا کلاس ها و در کل هر شئ موجود باشند. به طور مثال اگر کلاس هاي مشتقی دارید می تواند کلاس پايه و تمامی کلاس هاي مشتق را به گونه اي بنویسید که توع خود را در غالب یک متغیر اعلام کنند
ادامه مطلب
✨✨✨✨✨
آیا دوست دارید مرثیه خوانی اهل بیت(علیهم السلام) را بیاموزید 
آیا دوست دارید در ماه محرم در سوگ اهل بیت(علیهم السلام) روضه خوانی کنید 
پس بشتابید ودر کلاس مداحی شرکت کنید 
کلاس آموزش  مداحی
 
    مهلت ثبت نام  ۲۶ تیر ماه
 ✨همراه با استاد مجرب 
پايان کلاس :قبل ازماه محرم 
مکان :موسسه قرآنی شیفتگان وحی 
شماره تماس: ۳۷۲۳۳۳۹۰/۹۲
با سلام
گفتم که دبیر فیزیک داشتیم و از روی جزوه قرمز رنگش درس میداد و ما فقط مینوشتیم. نحوه درس دادنش اينطوری بود که میگفت تا من نگفتم کسی ننویسه بعد که تابلو رو با گچ پر میکرد میگفت بنویسید بعدش سریع هم میخواست پاک کنه و کلا ما بیشتر فکر اين بودیم که بنویسیم تا عقب نمونیم و دیگه وقت سوال پرسیدن و یاد گرفتن نداشتیم. یه روز اومد تو کلاس و گفت دیشب خانمم گفته اين مسله رو خراب حل کردی و اومد باز حلش کرد. یکی از بچه ها گفت تو هیچی بلد نیستی و بعد دعوا
با عرض سلام به دوستان عزیز 
در مورد پمپ ویلو سوالاتی داشتین که آیا پمپ ها تقلبی هم دارن یا نه ؟ بايد عرض کنم خدمتتون که پمپ ویلو تقلبی نداره اما کلاسشون فرق داره .
که دو نوع هستش : کلاس h و کلاس  f
در کلاس h پوسته ی پمپ همراه با روتور کوچیک میشه که باعث میشه قدرت پمپ پايین باشه اما در پمپ کلاس f پوسته و روتور بزرگ هستش که قدرت زیاد میشه و عمر پمپ هم زیاد میشه  
در حالی که الان در بازار همه فروشگاها کلاس h میفروشن اما به قیمت سری f . 
لطفا در هنگام خرید
کلاس زیست ترم  5 دختران استاد طغیانی از روز یکشنبه 1398/05/20  به سه روز زودتر یعنی پنج شنبه 98/05/17  انتقال یافت .محل کلاس دفتر مرکز المپیاد است (نه مدرسه سلام) . ساعت برگزاری 8 تا 11:15            مرکز المپیاد شهر
یادش بخیر قدیما که "بی کلاس" بودیم بیشتر دور هم بودیم و چقدر خوش میگذشت و هر چقدر با کلاس تر میشیم از همدیگه دورتر میشیم.
قدیما که "بی کلاس" بودیم و موبايل و تلفن نبود و واسه رفت و آمد وسیله شخصی نبود، همیشه خونه ها تمیز بود و آماده پذیرايی از مهمونا و وقتی کلون در خونه در هر زمانی به صدا در میومد، خوشحال میشدیم؛ چون مهمون میومد و به سادگی مهمونی برگزار میشد.


ادامه مطلب
کلاس زیست ترم  1 پسران استاد طغیانی از روز دوشنبه 1398/05/21  به دو روز زودتر یعنی شنبه 98/05/19  انتقال یافت .محل کلاس دفتر مرکز المپیاد است  . ساعت برگزاری 8 تا 11:15    
و کلاس زیست ترم  5پسران استاد طغیانی از روز دوشنبه 1398/05/21  به دو روز زودتر یعنی شنبه 98/05/19  انتقال یافت .محل کلاس دفتر مرکز المپیاد است  . ساعت برگزاری 14:45 تا 11:30   مرکز المپیاد شهر
حسد. تهمت. تهمت!
حسد. زخم زبون. زخم زبون!
حسد. حق رو ناحق کردن. حق رو ناحق کردن!
حسد. حق الناس. حق الناس!
حسد.
فخرفروشی!!
حسد. و . چیزهايی است که از کلاس درس اخلاق یاد گرفته بود.
حالا هم حتما" آنجا کلاس هاي درس شهادت است! هه. نشستم نگاه میکنم جنگی رو که میدونم برنده اش کیه نگاه میکنم و منتظرم منتظر حق ناحق شده مان منتظر کوتاه شدن دستتون از سرنوشت ما
منتظر خدا♡

 
من در شهرستان بودم و حدود دوتا مدرس ايتالیايی عوض کردم. یکبار با آگهی استاد آشنا شدم و مشکلم رو به ايشون گفتم. در کنار ساير راهنمايی هاشون شرکت در کلاس هاي آنلاين رو به من پیشنهاد دادن. چون دیدن من خیلی روی کلاس هام وسواس دارم شرکت در جلسه آنلاين رو به من پیشنهاد دادن. بازخورد خوبی از کلاس گرفتم و تصمیم گرفتم در جلسات بعدیش هم شرکت کنم. البته خود استاد واقعا خوب درس میدادن و منم دیگه اصلا مدرس عوض نکردم. جالبه بدونین که آزمون استرنی رو با نمره 80
فقط خصوصی بیاموزید و دیگر در کلاس هاي گروهی یا عمومی شرکت نکنید. در واقع مدرسینی که کلاس هاي آنلاين را به صورت استاندارد اجرا میکنند و به بیش از اندازه به بعد مالی تدریس نمی اندیشند، قاعدتا آگاهی خواهند داشت که اصول و چارچوب کلاس هاي آنلاين بايد حفظ شوند. هرچند گاهی خود ما هم از برخی زبان آموزان پیشنهاد برگزاری در کلاس هاي گروهی آنلاين دریافت میکنیم، اما سعی میکنیم آنها را توجیح نمائیم که هدف از کلاس هاي آنلاين برگزاری جلسات آموزشی به صورت
مسلما در کلاس رانندگی همه چیز را یاد
نمی دهند. اگر با چیزهايی که در کلاس رانندگی به شما یاد نمیدهند به خوبی آشنا
باشید و آنها را نیز یاد بگیرید، می توانید سریع تر گواهینامه رانندگی خود را
دریافت کنید. به طور کلی در کلاس هاي رانندگی آنچه که آموزش داده می شود، کلیات
مهمی است که هر کسی براي شروع بايد بداند؛ آموزش علائم رانندگی، نحوه پارک کردن،
دنده عقب رفتن، حرکت در سرعت هاي مختلف، آموزش هاي فنی مهم، گاز دادن و ترمز گرفتن
و. همه و همه در کلاس ران
در کلاس هاي آنلاين همانند کلاس هاي حضوری دقیقا ارتباط قوی و ماثر بین زبان آموز و مدرس ايتالیايی برقرار میشود. هیچ شکی در اين مورد نیست. به عنوان نمومنه ما در کلاس هاي حضوری، حضور فیزیکی استاد و زبان آموزان را درک میکنیم. در اين حضور فیزیکی استاد و زبان آموز با یکدیگیر صحبت میکنند و ارتباط آن دو برقرار می شود. اين اتفاق دقیقا همانچیزی است که به مراتب با هزینه بسیار کمتر در کلاس هاي آنلاين میان استاد و زبان آموز رخ میدهد. چراکه در کلاس هاي آنلاي
با کلی بگیر وببند وسختی بالاخره کلاس نقاشی استارت خورد.استاد دختری رو با انواع مدلها محک زد .دختری یه مدل دختر که درحال کتاب خوندن تو طبیعت بودانتخاب کرد.خیلی با دقت وحساسیت از رنگ وقلم مو ها استفاده میکرد که استاد گفت:اين یعنی مهارت و شروع موفقیت. خلاصه که خوب پیش رفت.جالب وهیجان انگیز بود.مهربان باشیم. 
سر کلاس سالیدورک بودم. هواي کلاس گرم و خفه بود. چراغ‌ها خاموش بودند و صداي فن لپ‌تاپ بچه‌ها، صداي مدرس را در خود گم کرده بود. بغل دستم نگار سرش را روی میز گذاشته و خوابیده بود. به پرده‌ی سفید رنگ و نشانگر موس روی آن نگاه می‌کردم. حواسم اما جاي دیگری بود. شهر دیگری. ۴۵۰ کیلومتر بالاتر. در یک خانه‌ی کوچک با پنج نفر جمعیت. حواسم پیش صدا و دست‌هايش و دینامیک بدن‌هايمان بود. گوشی زنگ خورد. خودش بود.
 
پ.ن گفت نمايشنامه‌ی محبوبم را پیدا کرده و خرید
نه یه دوست دارم که باهاش برم کتابخونه نه یه دوست دارم که باهام بیاد پارک آبی تک تک سر سره ها رو سوار شه
تازشم نمره تعیین سطحم از سی ،هشت شده!!!
یعنی برا کلاس کنکورا که هیچی براي کلاس زبانمم دیگه روم نمیشه پامو بزارم تو اون موسسه:|
و خب میدونید چی اين وضعیتو تکمیل میکنه؟اينکه الان استادم پیام بده بگه فاطمه جون فردا میتونیم کلاس داشته باشیم میخواي؟
منم که یه هفتست دارم می پیچونم از روی ضايگی قبول میکنم در حالی که قراره اين جلسه از ده تا درس امتحان
بخاطر یه سری اتفاق بین جلسه قبلی کلاس با اين جلسه اي که فردا قراره برم یک هفته فاصله افتاد و خب مفتخرم به عنوان یک دقیقه نودی عرض کنم حتی یک صفحه از سنگین ترین تکلیف تاریخ ،رو هم ننوشتم
لیکن با شعار مکن اي صبح طلوع میریم جلو و در همین حین به امید معجزه هیچ تلاشی نمیکنیم:)
بعدا نویس:همین الان به استادم پیام دادم که بپرسم فردا کلاس داریم یا نه که خب ازونجايی که مرز هاي گرامر زبان مذکور رو درهم شکستم یه پیامم فارسی بهش دادم که اصلن منظورمو متوجه شه
حتما می دانید که آموزش رانندگی با
کلاس هاي تئوری شروع می شود. ساعت کلاس تئوری رانندگی در مقايسه با ساعت کلاس عملی
رانندگی کمتر است و معمولا به صورت مختصر و مفید برگزار می شود؛ 6 جلسه دو ساعته، معمولی
ترین شکل از برگزاری کلاس هاي تئوری رانندگی است که در اختیار یک داوطلب قرار می
گیرد تا او براي شرکت در جلسات عملی رانندگی آماده شود و از پس آزمون هاي رانندگی
برآید. گاهی تعداد اين جلسات به 5 جلسه تقلیل می یابد و گاهی نیز تا 8 جلسه هم می
رسد. به طور کلی
کلیه دانش آموزان دختر ترم 9 زیست شناسی به همراه یکی از والدین خود روز 3 شنبه ساعت 9 صبح در دفتر المپیاد جهت تعیین تکلیف ادامه کلاس یا تعطیلی آن مم به شرکت در جلسه میباشند.
عدم حضور دانش پژوه و اولیاء وی انصراف از کلاس تلقی میگردد.مرکز المپیاد شهر
CSS استاندارد از تودرتوسازی پشتیبانی نمی‌کند. ما نمی‌توانیم یک کلاس را درون کلاس دیگر بنویسیم. همان طور که پروژه بزرگ‌تر می‌شود، اين امر موجب مشکل خوانايی می‌شود و ساختار چندان جالب به نظر نمی‌رسد.کمیته علمی کامپیوتر و فناوری اطلاعات آموزشکده فنی ابن حسام
خدمت دانشجویان محترم موسسه آموزش عالی فردوس
سلام و آرزوی موفقیت در نیمسال تحصیلی جدید 961
همانطور که در کلاس هاي درس عنوان شد
قرار است هر یک از دانشجویان از مباحث مطرح شده در هرجلسه تعداد 7 تا 10 پرسش چهارگزینه اي طرح و به نماينده کلاس براي تحویل به اينجانب اقدام نمايند. با اين توضیح لازم است پیش از شروع کلاس هفته بعدی مجموعه سوالات طرح شده دانشجویان توسط شخص نماينده ارسال شود. بی تردید از میان سوالات شما در آزمون میان و پايان ترم تحصیلی استفاد
امن‌ترین خودروهاي سال ۲۰۱۹
مرسدس بنز مدل کلاس A ـ بهترین خودرو خانوادگی کوچک
در میان "خودروهاي خانوادگی کوچک"مرسدس بنز کلاس A به عنوان بهترین خودرو در رتبه اول قرار گرفته است. فن‌آوری ايمنی اين خودرو در سوانح رانندگی با ضریب ۹۶درصد حافظ جان سرنشین بزرگسال است. علاوه بر آن بنز کلاس A داراي فن‌آوری پیشرفته ترمز، فن‌آوری اخطار همیار راننده به هنگام انحراف از خطوط یا خستگی راننده می‌باشد.
ادامه مطلب
سنگ از سنگ 
جرقه از جرقه 
آتش از آتش 
فراز می‌آید 
انسان 
از فروافتادن پیاپی.
 
"محمدعلی سپانلو"
اين تابستان با بچه هاي تجربی و انسانی کلاس کنکور دارم. اتفاقی که براي نخستین بار در اين مدرسه می افتد. تعدادشان زیاد نیست و تجربی ها بیشترند. تقریبا نصفشان سر کار می روند و به همین خاطر کلاس از هفت صبح شروع می شود که گاهی با غر غر خانم سرايدار رو به رو می شویم.
 هفت صبح که می رسم، باد خنکی می آید و خبری از گرما نیست. بچه هايی که زودتر آمده اند می دانند
سپاس گزاریم از صدا و سیما که خیلی ریز و مویرگی جهت منافع و خواسته هاي جناب پرزیدنت و دوستان و دوست دارانش اقدام و عمل می کند. یک نمونه اش کلاس هاي کنکور! از دیروز که نتايج کنکور اعلام شده تا همین لحظه ده ها مصاحبه با نفرات اول شده، مبنی بر اين که از کتاب هاي کنکور استفاده کرده ايم از کلاس هاي کنکور نه. خوب! اين به چه دردی می خورد؟! اين دقیقا به همان دردی می خورد که جناب پرزیدنت می خواهد!
حالم کمی گرفته، خشم دارم از عین و چس کلاس‌هاش. چیا هربار و هربار میشینه واسه ما کلاس میذاره و بايد بشینم و تماشا کنم و گوش بدم. امیدوارم کارشون درست نشه هیچ‌وقت حالا یا برن یا بمونن دیگه فرقی برام نداره.
حالم کمی گرفته، خواب س رو دیدم که باهاش در رابطه‌ام و دوسم داره ولی بهم خیانت می‌کنه و من رنج می‌برم و سکوت می‌کنم. خواب ش رو دیدم و مادرجون و گربه.
حالم کمی گرفته ولی بايد امروز هرجور شده کار پايان‌نامه‌ام رو تموم کنم.
حالم کمی که چه عرض کن
دکتر شریعتی :
کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که براي من مظهر تمام چیزهاي چندش آور بود ، آن هم به سه دلیل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اينکه سیگار می کشید و سوم که از همه تهوع آورتر بود اينکه در آن سن و سال، زن داشت. !.
چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم . »
پناه»
میبرم به خدا»،
از عیبی که،
امروز» در خود می بینم،
و
دیروز»
بخوام برم بوژان تنها م، یه همکار دعوت کرده براي بدرقه ی خودش 
خونه ش رفتم هفته ی پیش با مامان. امروز براي اهالی بوژان (که خودش اصالتش از اونجاست) گرفته 
دیروز همکارم گفت میام 
امروز صبح زنگ زده که نمیام 
پس من تنهام 
دقیقا همون ساعت هم زمان کلاس نقاشی بیخودمه 
فردا آفم 
برم مشهد؟ اعصابشو ندارم 
هوا گرمه 
روز فرده 
ولی براي چشمم بايد برم 
تنهام بازم 
امان از تو مامان 
آمدم برايت عاشقانه بنویسم
اما
بغضم گرفت
نه اينکه اين روزها بغض نداشته ام اصلا نه
اين روزها پر بغض می گذرد اما
خودت می دانی که چه می گویم ؟
از همان بغض هايی که یکهو می آید
دلت را خالی می کند
و آدم احساس می کند چقدر تنهاست
آمدم برايت بنویسم نشسته ام به راهت
دیدم می دانی
آمدم بنویسم دلتنگِ بودنم
دیدم می دانی
آمدم بنویسم
بیا ! شمعدانی ها دارند بی جان می شوند
دیدم کار از کار گذشته است
بی رحمی نکن بیش از اين
صبر هم حدی دارد
داری می خندی لابد به اين
شهروز انزلچی بود

بخاطر همین حس خوبی بهش نداشتم
سر کلاس ها دیر میومد

همیشه هم ته کلاس مینشست ،ازکنارمم که رد میشد بوی سیگارش سرمو میبرد.
و.
تو امتحان آخر ترم ،تو یک سالن بزرگ که 300 نفر جا میشدن ،از شانس بد، جاش بغل دستم افتاد:|
اعصابم خورد شد تو دلم گفتم :حتما تقلبم میخواد:((
اصلا نگاش نکردم رومم به سمت چپم کردم که چشم تو چشم نشیم.
آخراي امتحان یک باری صدام کرد اما جواب ندادم.
براي بار دوم که صدام کرد ،تو دلم گفتم حالا فوقش یک سوال نشونش میدم
تا ن
سوالی که برام پیش میاد اينه که هنوز هستن آدمايی که وبلاگ بنویسن و وبلاگ بخونن؟ یا همه توعیتر و اينستاگرام باز شدن؟ اين خاصیت نسل ماست که زود به زود یه چیزايی دلمون رو میزنه؟ 
گوشیاي قدیمی دلمون رو میزنه! راه هاي ارتباطی قدیمی برامون راه ارتباطی املی اي محسوب میشه. با کلاس اونیه که فالوعر بالاي اينستاگرام داشته باشه! با کلاس اونیه که توعیت هاش ریتوعیت بشه هزاران بار. با کلاس اونیه که رابطه هاش به روز باشه! نه فقط شکلش حتی فرد مقابل ش. 
اين خاصی
توجه  توجه
شروع ثبت نام کلاس آموزش سیاه قلم سبک هايپررئال/رده سنی بالاي ۱۵ سال
براي اولین بار در گچساران 
یک ترم مقدماتی/یک ترم حرفه ايی
هزینه هر ترم: ۳۰۰ هزار تومان
هرجلسه: ۳۰ هزار تومان
شروع کلاسها: اول مهرماه
تلفن تماس: ۰٩۰٣٣٨۵٢۴٣٨
⚜⚜⚜⚜⚜
#دیوارگچساران_کلاس_نقاشی_سیاه_قلم
سلام خدمت استاد فرهیخته گرامی، شرکت در دوره هاي آنلاين زبان ايتالیايی واقعا به من کمک کرد تا زبان ايتالیايی را با کمترین هزینه و واقعا با بالاترین کیفیت یادبگیرم. من کسی بودم که با شرکت در کلاس هاي آنلاين با استاد خیلی مخالفت داشتم. اما ايشون خیلی زحمت کشیدند و با راهنمايی هاي واقعا مفیدشون من را در مسیر درست قرار دادند. باورم نمیشه که یکجا تونستم به معناي حقیقی کلاس هاي آنلاين را تجربه کنم. 
کلاس هاي آموزش نرم افزار 3D Max
کلاس هاي آموزش نرم افزار 3D Max در موسسات مختلف آموزشی برگزار می شود که یکی از اين موسسات مجتمع فنی تهران نمايندگی انقلاب می باشد.
اکثر هنرجویان به اين دلیل مجتمع فنی تهران را انتخاب می کنند که معتبرترین مدرک در کشور را دارد و همچنین دوره هاي متعددی در اين مجتمع برگزار می شود.
یکی از اين دوره ها که هر ساله به دلیل استقبال هنرجویان برگزار می شود، کلاس هاي آموزش نرم افزار 3D Max می باشد.
کلاس هاي آموزش نرم افزار 3D Max در یک
یکشنبه بیست و سوم تیر ماهامروز با هانا رفتیم کلاس نقاشی توی مهد کودکی که قراره بره مهد کودک   روز اول خوبی داشت. یه زنبور و یه قورباغه کشید      البته با کمک مربی    امیدوارم یه روزی برسه که شاهد پیشرفتش باشم 

دوشنبه بیست و چهارم 
جلسه دوم با یه مربی دیگه بود. اين خانمه مربی نقاشی ثابته  اون دیروزی خاله کلاسشون بود    مربی از هانا پرسید میخوايی زرافه یاد بگیری؟  و هانا بعد از چندین دقیقه که سعی داشتم مجابش کنم که بايد همکاری بکنه جواب داد که
صبح که وارد جلسه شدم،تو خواب و بیداری صندلیم رو پیدا کردم چون شب قبلش، بی خوابی داشتم و ۴صبح خوابیدم.
قبل از آزمون،از یه نفر راجع به کلاس هاي کنکوری اينجا پرسیدم،یه جايی رو معرفی کرد گفت اساتیدش پروازی ان و هر کلاس حدود۸۰ نفرن:/
هیچی دیگه کلا از کلاس رفتن پشیمون شدم، چون من بايد همش سوال بپرسم از استاد و خب مسلما تو یه کلاس۸۰ نفری همچین چیزی امکان نداره.بايد بگردم یه آموزشگاه دیگه پیدا کنم.
سوالا رو تا حدی که بلد بودم جواب دادم و خواستم از جلسه
سلام
ثبت نام برنامه هاي شاد تابستان امسال اتحادیه انجمن هاي اسلامی دانش آموزان شروع شد.
یکشنبه هر هفته کلاس هاي آموزی و سه شنبه هر هفته برنامه تفریحی براي کل تابستان فقط 135000 تومان
براي آگاهی دقیق تر از برنامه ها و ثبت نام با شماره
09171063200
تماس بگیرید
محل برگزاری کلاس ها هم شیراز خیابان زند هست
اولش که وارد شدم و رفتم قسمت اساتید نشستم چشمم افتاد بهش
مادرش بدون توجه به من با منشی حرف میزدیه چیزايی شنیدم ولی سرمو کردم تو گوشیم و حواسمو ازونا پرت کردم
بعد که گذشت دیدم رفتن پیش پسرا و راهنمايیش کردن به سمت کلاس مناول بلند اعتراض کرد نمیخوام!
من نمیرم،بعد بهش گفتن ببین اين یه کلاس دیگست معلمتونم یکی دیگست
و بعد یکم بعد خانم منشی اومد و گفت: رامین آوردم سرکلاس شمایکم مشکل ذهنی داره سر اونیکی کلاس بوده گویا یه چیزیو بد میگه،بچه ها ب
بعد از چهار ماه زنگ زدن و پیامک بازی با استاد،بالاخره ترم دوم کلاس شروع شد. وقتی کلاس تمام شد و من و الهه گیج و خسته بودیم.با خودم میگفتم اين وسط یک چیزی تغییر کرده.استاد و حرف هايش که همان قبلی ها هستند ،شايد من تغییر کرده ام.جنس نگاهم،جنس شنیدنم
منتظر اتوبوس بودیم که به الهه گفتم: فکر نمیکنی حال کلاس عوض شده؟ انگار یکی به داد فکرهايش رسیده با کلی هیجان گفت چراااا،اصلا خوب نیست.تمام مسیر باهم حرف زدیم از برو باباهايی که استاد پاي نظراتمون درب
یکی از استادام دوستِ "فرزند "خالمه .حالا استاد یه درس احمقانه .بیخود !همش پسر خاله ام میگه استادتون فلان .استادتون بیسار .!هی میگه سر کلاس فلانی نروها .‌!اتفاقا دیروز با فلانی بودم .فلانی گفت .فلان!
خالم هم گفت اتفاقا استادتون دیروز اومد ناهار خونمون.آبگوشت داشتیم و اينا.!
امروز استاد محترم تو گروه پیام داده که هفته دیگه نیايد کلاس.میگم حتما خونه خاله صدیقه دعوته .
مامان یه جوری بهم چشم غره رفت که تا دو ساعت فقط گلهاي قالی رو میشمرد
-من دیروز دو بار آشپزی کردم و آخرش حوصله نداشتم ظرف بشورم. به پدرم گفتم آقايی کن اين ظرف هارو بشور شما. گذاشت تا آخر شب، آخر شب گفت حوصله ندارم فردا میشورم. من هم ناامید شدم. ولی امروز بیدار شدم دیدم صبح ظرف ها را شسته، براي من اسنک درست کرده، و بعد رفته سر کار. اسنک را میدانستم درست میکند، ولی ظرف ها را فکر میکردم.(خودم میدانم "میشویم" درست است نه "میشورم")
-مادرم و خاله ام دارند تلفنی صحبت میکنند و حرص میخورند. من با اينکه کامل مکالمه را نمیشنوم،
آموزش موسیقی سرنا در کرج
در آموزشگاه موسیقی سرنا زمینه هاي ذیل به صورت تخصصی آموزش داده می شود
(برنامه کلاس هاي موسیقی):
- پیانو
- دف
- گیتار
- ویولن
- تار و سه تار
- نی نوازی
- بربط (عود)
- تنبور
- ساز دهنی
- تنبک
- آواز پاپ و صداسازی
- سنتور
- سلفژ
- آواز کلاسیک صداسازی و فن بیان
کلاس تئوری موسیقی هارمونی وفنون آهنگسازی
- سازهاي کوبه اي ( پرکاشن ) کاخن ( دف)
- کمانچه -دروس تئوری و شناخت موسیقی کلاس هاي گروه نوازی کلاسیک
همچنین در اين آموزشگاه به صورت ت
آفتاب آب پخش،کلاس‌هاي فنی و حرفه اي و ثبت نام هاي انجام شده در رشته هاي(دوزنده کیف با چرم طبیعی،دوزنده کیف با چرم مصنوعی،بافنده عروسک هاي تزیینی،حصیربافی،قالیبافی،گبه بافی،گلیم بافی،میوه آرايی)با توجه به تکمیل شدن فرآیند ثبت نام، در هنرستان پردیس شهر آب پخش  برگزار شد
پايگاه خبری تحلیلی آفتاب آبپخش
 یکی از روزهاي اسفند پارسال که تازه وارد کلاس شدم،همزمان که رفتم پالتوم رو آویزان کنم "س" اومد کنارمیواش حرف می زد گفت میخوام یه چیز بگم به کسی نگو!گفتم چی؟ گفت راستش نمی دونستم اين رو به کی بگم؟
گفتم الان استاد میاد بیا بریم بشینیم. "س" روی صندلی رو به دیوار نشست و مثلا من را صدا زد که نگاه نقاشی اش کنم و جوری که تلاش می کرد لب هايش تکان نخورد حرف میزد و من با بدبختی می شنیدم گفت جلسه قبل که کلاس آمدم تنها بودم و استاد قصد داشته لپم را بکشد و اذی
خلاصه رمان معلول:

سارا دبیر درس الهیات و فلسفه در یکی از دبیرستان هاي مذهبی واتیکان است او ۳ سال است که وارد اين حرفه شده و کلاس هايش به شدت جذاب و پر مخاطب است تا اينکه در اواسط سال تحصیلی شاگردی جدید به جمع دانش آموزان او می پیوندد شاگردی با نام مارگاریتا ، او فلج است و حتی نمی تواند صحبت کند خانواده ی او می گویند او در ۱۰ سالگی زمانی که در اتاقش تنها بود خود را از ساختمان پايین انداخته و به اين روز افتاده است ، مارگاریتا با اينکه فلج است اما
دارم اين تابستونو واقعا زندگی میکنم 
نه اينکه مشکلات و فکر و غصه نباشنا ،نه ، فقط به قول و قرارام با خودم پايبندم 
یکشنبه میرم کلاس موسیقی ثبت نام میکنم و هنر مورد علاقمو شروع میکنم
هر روز کتاب میخونم ، زبان میخونم ،ورزش میکنم 
دنبال پیدا کردن کلاس هندبالم که برم، چون از وقتی توی دانشگاه دنبالش کردم بشدت بهش علاقمند شدم :)))))) 
مرداد باز بايد برگردم تهران و برم پیش دکتر ببینم چی پیش میاد :))) و خب اگه اين تابستون کارم راه بیوفته یه مدت بايد از ور
زنگ اخر درس فیزیک داشتیم و چون چیزی یاد نمیگرفتیم بايد کلاس رو تعطیل میکردیم. چن نمونه میگم. مثلا یه بار یه جارو بزرگ اوردیم تو کلاس و اينقدر گرد وخاک بلند کردیم که معلم خودش نیومد. یه بار دیگه من گفتم همه فرار کنیم و همه در رفتیم. یه بار دیگه پسر خالم گفت بیا روی صندلی معلم پنس بزاریم و وقتی دبیر نشت یهو بلند شدو دعوا و دفترو تعطیلی. یه دوست دیگم یه کاری کرد که جواب نداد. اومدیم یه ترقه با سیم وصل کردیم که وقتی کبریت رو روشن کردیم تو نصفه راه خام
هر کسی عاشق نشد ديوانه نبست !!!
هر که ديوانه نشد پروانه نیست .♥
در پی عشق تو دل ديوانه شد .
شمع گشتی و دلم پروانه شد♡
از لهیب عشق تو افروختم♥
عشق را به سادگی نفروختم.
ناگهان .
           ناگهان .
ناگهان در بی کسی ها گم شدم .
رفتی . رفتی و افسانه ی مردم شدم♥
♥♥♥
تاکی چشم انتظاری ؟؟؟
تاکی ؟؟؟
بس که چشم را به راهت دوختم  سوختم.
اصلا تا  به کی دیدار چشمت در خیال ؟
زندگی با آرزوهاي محال♡ 
اما حیف زندگی را باختم 
زندگی را به هیچ باختم.
# اکرم  رشنو
زنگ تفریح بود که به مدرسه رسیدم. چندتا از بچه‌ها در جنب و جوش بودند و بحث کمک به سیل‌زده ها در آن‌ها گُل گرفته بود. تصمیم گرفته بودند از چاشت روزانه و پول توجیبی خودشون بزنند و به مردم سیل‌زده کمک کنند. دور معاون تربیتی خودشون جمع شده بودند و یکی یکی پول‌هاشون رو به ايشون می‌دادند. همان زنگ با کارتون، صندوقی درست کردند و از معاونین و معلمان خواستند در کلاس‌ها بچرخند. ايده قشنگ اين چند نوجوان کلاس پنجمی شهرک غربی تبدیل شد به #سیل_محبت و مهرب
سلام
امروز با آموزش Inline small CSS در GTmetrix در خدمت شما عزیزان هستم.
در ابتدا بگویم که معنی Inline small CSS به فارسی معادل فراخوانی فايل‌هاي استايل کوچک از داخل سايت میباشد.
براي رفع خطاي Inline small CSS از سايت ما بايد استايل هايی که در کد قالب استفاده شده است را حذف کنیم و با استفاده از class ها استايل ها را نگاشت کنیم.براي بهتر فهمیدن اين موضوع یک مثال میزنم :
کد :
<div style="color:red;border:2px;"></div>
کد اصلاح شده(حذف استايل و انتقال به فايل CSS):
مرحله اول انتقال استايل ب
یک نفر دارد امید اينکه درمانش کنینوشدارویی دهی، یک بوسه مهمانش کنیهر چه بوده بین ما و مو و دست و نقطه چینبهتر است از چشم و گوش خلق پنهانش کنیکودتاي مخملی یعنی تو در یک کوچه ايشال برداری و موها را نمايانش کنیاين همه اعجاز داری وقت آن است اي عزیزاين لب آتش پرستم را مسلمانش کنیدست تو زنجیر و من ديوانه ی دیوانگیدر بغل ديوانه را بايد گروگانش کنی
یک وقت هايی با تو حرف می زنم توی اتاقم توی پارک توی خیابان اما نمی دانم چرا وقتی با تو حرف می زنم مردم طوری که انگار ديوانه دیده اند به من نگاه می کنند . آی مردم : کسی که با خودش حرف می زند ديوانه نیست او کسی را همراهش دارد که با چشم دیده نمی شود . #الهام_ملک_محمدی
سر کلاس دوست نداشتنی فیزیک ۲ با استاد سخت گیرمون بودیم که وسط مبحثاي پیچیده برگشت گفت کیا اين فیزیک رو دوس دارن؟ پنج نمره میدم به کسايی که بگن دوس دارن. بار اول یک نفر دستش رو برد بالا و استاد گفت ۵ نمره بهت میدم. بار دوم گفت یه فرصت دیگه میدم هرکی بگه دوست داره ۵ نمره میگیره. اينبار نصف کلاس دستاشون بالا بود. بار سوم پرسید و تعداد بیشتری به دروغ دستشون رو بالا برده بودن تا نمره بگیرن و بغل دستیم در حالی که دستش رو بالا گرفته بود توی گوشم زمزمه م
مامانم برام وام گرفته!!حالا فکر نکنین خدا تومن هااپول ده تا چیپس و پفکانقدر لباس و هیچ چی  ندارم که دیگه تصمیم گرفتن برام وام بگیرنپول تو جیبی و اينام جواب نمیده :)))
بعد کلی کتاب درسی و کتاب غیر درسی نخریده دارم
مداد و مداد رنگی و رنگ روغن هم که ندارم
پول یه کلاس هم که بايد برم رو ندارم.
پول کلاس نقاشیمم دو ترمه ندادم
مامانم میگه: دیگه خودت میدونی. یکیشونو انتخاب کن بخر حالا.
منم گفتم:نه مامان جان دستت درد نکنه، نمیخوام.(آخه یک کدوم از اي
بسم الله مهربون :)
6 صبح بیدار شدم رفتم ورزش. کلی دوییدم و از خودم کار کشیدم، به همون اندازه هم کلی سرحال شدم و انرژی گرفتم *_* برگشتم خونه، اهل منزل داشتن نون پنیر چاي شیرین میخوردن، منم که عاشق اين صبحانه! یه دور دیگه خیلی مفصل صبحانه خوردم!
نکاتی که هفته ی گذشته طی درس خوندن نوشته بودم رو مرور کردم. چندتا نمونه سوال حل کردم، الانم بايد برم هدیه اي که براي "م" خریدم جینگیل پینگیل کنم :)) شايد بعد امتحان با بچه ها ناهار بریم بیرون. شايدم بهشون بگم ف
براساس جدول زمان بندی ثبت سفارش اينترنتی کتب درسی، نام نویسی کتاب درسی کلاس اولی‌ها از امروز (یکشنبه) آغاز می‌شود.ثبت سفارش اينترنتی کتب درسی پايه اول ابتدايی، دهم دوره دوم متوسطه و پايه هفتم استعداد‌هاي درخشان از ۲۳ تیرماه آغاز و ۱۶ شهریور به پايان می‌رسد.براي ورود به سامانه کد ملی دانش‌آموز، نام کاربری و شش رقم سمت راست شماره سریال شناسنامه دانش‌آموز، رمز عبور، ورود به سامانه است.دانش‌آموزان و اولیا در صورت تمايل می‌ت
با سلام
اول مهر سال 82 بود که رفتم اول دبیرستان و دیدم که 6 تا کلاس اول هستیم و هر کلاس 30 نفر. بعدش من افتادم تو کلاس اول پنج و سه روز اول هفته شیفت ظهر بودم و سه روز بعدی صبح که بايد هر روز صبح 3 شنبه دبیر زیست سوال میکرد ازمون و استرس داشتیم چون خیلی ترسناک و عصبی بود. کلا از زیست متنفر شدم. یه دبیر ریاضی هم داشتیم که تازه معلم شده بود و اصلا بلد نبود درس بده. مجبور شدم دفتر قدیمی برادرم رو بر دارم و از روی اون بخونم تا بتونم نمره خوبی بگیرم. دبیر فیز
بسم الله مهربون :)
واقعا خسته شدم از اين چرخه ی درس و امتحان. بی صبرانه منتظرم ترم تموم شه و تعطیلات برسه. وارد سال چهارم شدم دیگه ولی هنوزم دارم فکر میکنم اگه من مهندسی میخوندم الان چی شده بود و کجاي زندگی بودم!
امروز کلاس زبان دارم ولی نمیرم. شنبه یه امتحان سخت دارم که هنوزم کلی نخونده دارم، فرصت کلاس رفتن ندارم. جدیدا فرندز رو هم دانلود کردم، امروز قسمت اولش رو دیدم ولی خب یه جاهايی اصلا متوجه نمیشدم چی میگن :| بايد چند بار گوشش بدم تا متوجه بش
تو اتاق کامپیوتر مدرسه هستم و ساعت 12:03 و صداي ناقوس کلیسا و باد و پرنده ها از پنجره باز اتاق به گوش میرسه,هیچ دانش آموزی غیر از من اينجا نیست و تا الان تنها مدیر و ناظم و معلم روسی رو دیدم.همه امروز آخرین اردوی سال تحصیلی رو رفتن و کلاس ما قرار شد یک جشن کوچیک براي پايان سال بگیریم یه دوره همیه یه جورايی که از ساعت 13:00 شروع میشه و من از همه زود تر اومدم.فردا آخرین روزه و کارنامه هامون رو میدن
سال دیگه یه دانش آموز کلاس دهمی ام ,سال دیگه نه 6 ه
+صندلی عقب تاکسی نشسته بودم و به آرمان فکر میکردم. دلم شور میزد. امروز هم سر کلاس نیومده بود.
درحالی که از شیشه به بیرون خیره شده بودم، گوشه ذهنم صداي گفتگوی راننده و مسافر جلویی رو می شنیدم :مسافر : اونجا دارن چه کار میکنن؟ راننده : دارن براي سیل زده ها پول جمع می‌کنند. همه اش مسخره بازیه! میلیارد میلیارد پول جمع میکنن جلوی اين مسجدها، و بعد هم همه اش رو میکشن بالا، کثافتا. اصلا چه معنی داره کمک جمع کنن؟ مسافر : آقا سیل زده منم، من!. پول رو بايد ب
بسم الله مهربون :)
 
اعلام نتايج شده و من دارم به اون سال و به ترم اولی که رفتم دانشگاه فکر میکنم. سال 95 نتايج نهايی 29 یا 30 شهریور بود که اعلام شدن. خب من دبیرستان که بودم به جز فیزیک و شیمی بقیه ی درس ها رو کلاس نمیرفتم. اين عادت در من نهادینه (!) شده بود، ترم اول دانشگاه هم 70 درصد اوقات نمیرفتم! طوری بود که بچه هاي ورودی نمیشناختنم اصن، اگه منو میدیدن میگفتن نه بابا، اين همکلاسی ما نیست :|| تا امتحانات میان ترم و ترمِ، ترم اول، که دیدن یه دختری هست ب
ثبت نام کلاس‌هاي اعتقادات اسلامی
ثبت نام کلاس‌هاي اعتقادات اسلامی ویژه برادران شعبه مرکزی به مدت یک هفته روزهاي زوج و پنج‌شنبه از ساعت 4 بعدازظهر تا 9 شب
شروع کلاس دوشنبه 98/4/3 از ساعت 19:15 تا 20:15
آدرس: شعبه حضرت ولیعصر (عج) - مرکزی
تهران، میدان قزوین، خیابان قزوین شرقی، خیابان شهید جوادیان(خ قلمستان) پلاک 167تلفن: 55370517 - 55390144 - 021فکس: 55394972 - 021
سلام
یکی از معضلات ما تو دوره ارشد اين بود که ما سابقه کار صنعتی داشتیم و بالتبع نوع نگاه و سوالامون هم صنعتی بود،‌ ولی تعداد استادايی که کار صنعتی کرده بودن و از صنعت چیزی سرشون میشد بسیار کم.

یه بار با یکی از اساتید تو یکی از کلاس ارشد بحثمون شد!
هرچی سوال ازش میکردیم بلد نبود! کلی هم مدعی بود واس خودش. بعد نیم ساعت بحث علمی و جواب ندادن بی دلیل  شروع کرد به نق زدن و غر زدن که شرايط فلانه و براتون کار نیس و بايد ازین مملکت رفت و جوونا با چه امید
دیروز یگانه‌اينا (همون که تو مرود آخر اينجا گفتم.) ناهار مهمونمون بودن و چقدر همه‌چی حوصله سر بر بود -_- 
ظهر کلاس داشتن همه‌شون (میرن کلاس فرانسه، زبان تو مونترال فرانسویه و میخوان برن همه‌شون.) واسه همین دیر اومدن و منم حسابی گشنه‌م بود! بعد کلی دلمو صابون زده‌بودم که آخجان الان کلی غذاي خوشمزه میخورم؛ بعد اينا اينقدر کم ریختن که من دیگه خجالت میکشیدم چیزی بخورم :| فکر کن در حد دو سه قاشق همش برنج کشیدن و منم اصلا روم نمیشد بخوام خیلی بکشم :
1. امروز زنگ تفریح توی اون فضاي خالی پشت کلاس عمو زنجیرباف و آلیسا آلیسا بازی کردیم D= بعد موقع بله گفتن تو عمو زنجیر باف همچین صدا میپیچید و باحال میشد D= قبلشم تو راهرو خاله بزغاله بازی میکردیم :دی #کنکور‌ی‌هاي_خل D= 
2. دبیر ادبیاتمون رو گفتم جریمه میده دیگه خب، امروز همون اول کلاس وقتی داشت جریمه بچه‌ها رو چک میکرد و ما ریز ریز باهم حرف میزدیم گفت که سر و صدا میکنید، پس کل کلاس جریمه از فلان صفحه ۲ بار :| بعد حالا فکر نکنید خیلی شلوغ بودیما :/ نه
اهنگ مریم چرا با ناز متن کیفیت بالا 320 و لینک مستقیم : مریم چرا با ناز و با افسون و لبخندی به جانم شعله افکندی مرا ديوانه کردی امشب چه با ناله غم از هر دیده می بارد دلم در سینه می نالد مرا ديوانه کردی مرا ديوانه .
اهنگ مریم چرا با ناز متن کیفیت بالا 320 و لینک مستقیم 
مریم چرا با ناز و با افسون و لبخندی
به جانم شعله افکندی مرا ديوانه کردی
امشب چه با ناله
غم از هر دیده می بارد
دلم در سینه می نالد
مرا ديوانه کردی مرا ديوانه کردی
رفتی مرا تنها به دست غم
یه استاد داشتیم که فامیلیش انیران بود. اواسط ترم مادرش فوت کرد و دقیقا اولین روز کاریش بعد از سوگواری، جلسه‌ی ما بود. توی فتوکپی دانشگاه بودم که چندتا از دانشجوهاي ارشدش داشتن آگهی تسلیت چاپ می‌کردن تا مراتب احترام و همدردی خودشون رو ابراز کنن. مسئول دستگاه به خاطر شلوغی و سر و صدا نتونست درست و واضح اسم مورد نظر رو بشنوه و تايپ کرده بود امیران. پرینت که گرفت پسرا دادشون دراومد که آقا اشتباه زدی، انیران نه امیران، ولی اون همچنان باور داشت ک
در روز سه شنبه 98/3/7 راس ساعت 11 ظهر جلسه اي با حضور آقاي فرهادی رئس اداره آموزش و پرورش شهرستان الشتر و یوسفوند معاونت پرورشی و فرهنگی،کارشناسان فرهنگی هنری و قرآن و عترت اداره آموزش و پرورش،  در  محل اتاق مدیریت اداره  آموزش و پرورش اين شهرستان جهت فعالیت هاي اوقات فراغت دانش آموزان در تابستان 98-97برگزار گردیددر مجموع تعداد 12 پايگاه تابستانی شامل کلاس هاي قرآنی ، فرهنگی و هنری و ورزشی در ايام تابستان 1398 در قالب کلاس هاي اوقات فراغت فعالیت خو
 اون دیویست و چهل ساعت کوفتیو با دعوا و زور تمومش کردم و خب اصلنشم هر نمره اي میخوان بهم بدن ،بدن' آی دونت گیو شت 'همینقدر صریح:/
کنار شیش روز کار در هفته هفته اي ام شیش ساعت کلاس زبان میرفتم و خب هر طوری حساب کنی اينکه من  الان جايی ام که از سرماي طبیعی هوا قراره زیر پتو بخوابم کاملن حقمه:/
اينکه دیروز طی یه حرکت انتحاری ساعت هشت شب چمدونمو بستم و ساعت یازده راهی شدم اونم بدون هیچ برنامه ریزی حقمه
اصلنشم من حق دارم همه برنامه هامو یه هفته بخوابو
همیشه از رشته‌ی دانشگاهیم ناراضی بودم و از تمام مشتقاتش گریزون: اساتیدم، ساختمون سه، تمرین‌هاي تحویلی، پروژه‌هاي زوری، آزمايشگاه‌ها، روپوش سفید، مقاومت و مولتی‌متر، جزوه‌هايی که مثل پوست پیاز برگه برگه شده بودند و حضور و غیاب.
مجموعه‌ی اين‌ها براي من شده بود یک تبعیدگاه. بجاي بودن در حوزه‌هايی که توش خوبم، تبعید میشدم به کلاس‌هاي بی‌جان کامپیوتر‌. آدم‌هاي کامپیوتری با منطق صفر و یک خو گرفته بودند و توی اون محیط، هنر که نه صفره و ن
کانال تلگرام اول دبستان 
 
براي ورود به کانال تلگرام اول دبستان بر روی تصویر کلیک کنید
 
سپس join را بزنید
 
 کانال تلگرام کلاس اول
کانال تلگرام کلاس اول ابتدايی
تلگرام کلاس اول 
 تلگرام کلاس اول دبستان
 تدریس خصوصی اول دبستان
از همین حالا هوش و استعداد فرزندانتان را پرورش دهید
با سلام خدمت همشهری هاي عزیز
شروع ثبت نام
کلاس هاي چرتکه (محاسبات ذهنی ریاضی)
و کلاس فریزبی (زبان انگلیسی)
ویژه کودکان ۳ تا ۱۲ سال آغاز شد
آموزش تندخوانی و تقویت حافظه
➖مهارت تندخوانی و نحوه صحیح مطالعه
➖مهارتهاي ویژه یادگیری صحیح و درک مطلب
➖راهکارهاي افزايش تمرکز و تقویت حافظه
➖آموزش حرفه اي نقشه ذهنی
➖شخصیت شناسی در مطالعه و برنامه ریزی
➖همراه با انجام تمرین هاي عملی و کاربردی
مدرس:
دوازده‌سال پیش. اسمش مرجان بود. لاغر و قدبلند؛ رنگ پوستش تیره بود و چشم‌هايش، خسته. یک فرقی با بقیه‌ی بچه‌هاي کلاس داشت اما چه فرقی؟ نفهمیدم. حداقل اين را می‌دانم شور و شوق یک دختر کلاس اولی را نداشت. دلش می‌خواست بخندد اما توان نداشت؛ درعوض نگاه‌هاي نافذش آدم را می‌ترساند. انگار که حقی گردنش داشته باشی یا چنین چیزی. همیشه از چشم‌هايش فرار می‌کردم. 
دوستش داشتم؛ ولی زبان عربی‌اش مانع نزدیک‌شدن‌مان می‌شد. زبان هم را نمی‌فهمیدیم. به‌
یک معلم می تواند :
با برگزاری مسابقات مرتبط با غدیر در کلاسش مبلغ غدیر باشد
با اجراي مسابقات تزئینات بین کلاس ها مبلغ غدیر باشد
با اختصاص دادن بخشی از کلاسش به مباحث غدیری مبلغ غدیر باشد
با دادن موضوعات تحقیقی پیرامون غدیر  باعث افزايش دانش شاگردانش در زمینه غدیر باشد
با کمک دانش اموزانش جشن کوچکی در کلاس برگزار نمايد .
یک دانش آموز می تواند:
ادامه مطلب
از ساعت دو تا هشت شب کلاس زبان بودم و اگه سال بعد اين موقع اونجايی که میخوام ،نباشم همتونو به توپ میبندم که خب درسته شما حتی یک سر سوزن مقصر نیستید اما خب نبايد اولین آخرین تابستون هیفده سالگیم انقدر سخت بگذره تا آخرشم شکست بخورم:d)
به خدا اگه فهمیده باشید چی گفتم-__-
سن کلاس زبان چه سنی است ؟ کلاس زبان را از چند سالگی شروع کنیم؟ بهترین سن براي آموزش زبان دوم چه موقع است؟ اينها سوالاتی است که از ابتداي آموزش کودکان براي پدر و مادر بوجود می‌آید. بسیاری از والدین براي فرزندان وقت زیادی می‌گذارند و می‌خواهند فرزندشان‌شان تمام مهارت‌ها را از جمله یادگیری زبان دوم به سرعت فرا بگیرد. بسیاری از والدین نیز نمی‌دانند در چه سنی بهتراست فرزند خود را به کلاس زبان بفرستند. نکته مهم اين است که براي یادگیری زبان دو
من واقعا نمیدونم چه رابطه ی مستقیمی هست بین نیمه ی دوم سال !  باحس دل تنگی و زیر شاخه هاي  اون اصلا اب و هوا و همه چی داره میگه آهاي از اين به بعد ساعت 8 صبح بايد  بری بشینی باز سر کلاس :) البته مال ما جزء زیر شاخه ها حساب میشه  دل تنگی رو خاطره دار ها عرض میکردن امروز
خیلی بد است که برنامه ات را بنویسی اما نتوانی به آن عمل کنی. اعصابم خورد است از اينکه هر روز مینویسم اما نمیشود یک روز تمام و کمال آنچه راکه نوشتم انجام دهم . اينکه آدم برنامه ی روزش را بنویسد و یکسره با تنبلی هیچ کدام از آنها را انجام ندهد خیلی بد است . بد بد بد 
اما خب به غیراز کار هاي  انجام نشده  اي که خیلی  به خاطرشان به خودم غر میزنم و بیشتر به چشم می آید خییلی کار ها راا انجام دادم که فکرش را هم نمیکردم  همین وبلاگ نویسی را در خودم نمی دیدم
 متن آهنگ هوروش باند تو مرا ديوانه کردی
رفتم از قلب تو انگار فکرتم هرشبو هرجا میره اين دل واست هر بار تو مرا ديوانه کردیکاشکی نداشتم تورو از اولشم نبودی تو کاشکی که پیدات نمیشد بد دلمو شدی تو نموندی تورفتم از قلب تو انگار فکرتم هرشبو هرجا میره اين دل واست هر بار تو مرا ديوانه کردیماهی برکه برقص کام دنیام شده تلخ بیخیال هرچی غصه اس دل به دریا بزناون همه خاطره رو میبرم غرق کنم به چه درد میخوره دریا با کی خلوت کنم.کاشکی نداشتم تورو از اولشم ن
خیلی وقت بودازدیدارهاي فیزیکی پرهیزمیکردم.حوصله فیس وافاده هاي جنس مونث رانداشتم.اصلاباجنس مونث نیازعاطفی من حل نمیشدبلکه بیشترمشکل معده پیدامیکردم.گاهی وقت هاجنس مونث اونقدرروی معده من اثرمنفی میگذاشت که دلم میخواست تاابدالدهرقرص خواب بخورم ومعتادبه خواب بشوم.
اينکه معتادبه خواب بودم دلیل هاي بیشتری داشت دارايی گنجینه لغات من درحدیک بچه کلاس اولی بود.اگربه من میگفتندجاه طلب نمیفهمیدم یعنی چه یااگربجاي کلمه سلمانی ازکلمه آرايشگاه
اين می‌تواند شروع هذیان هاي ذهن یک ديوانه باشد.یا شايد پايان دربه در گشتن ها براي یک صفحه‌ی سفید که گنجايش لااقل کمی از حرف هايش را داشته باشد.
به هر حال آغاز باشد یا پايان وصلش کرده‌ام به تو.مثل همیشه‌ی خودم که مدام میدوم سمت تو.حالا تو هم مثل همیشه‌ی خودت باش، انگار نه انگار.
اينجا تازه شروع شب است.شروع حرف هاي ناتمام.
-نیمه‌ی‌پنهان‌ماه
-فقط‌به‌سفارش‌"تو‌"می‌نویسم
*موقعیت:سر جلسه ی امتحان ریاضی 
+پیس پیس،نلی؟
_ها؟
+برگت رو بده جوابا رو چک کنم بریم.
_باشه.
(برگه ی امتحانیم رو به باران که پشت سرم بود،دادم و خودم با برگه ی باطله ام مشغول شدم)
دبیر اومد بالاي سرم:نلی برگت رو ببینم؟میخوام ببینم فلان سوال رو تونستی حل،کنی یا نه؟
_اه خانم الان نه،دارم یه مسئله رو حل می کنم حواسمو پرت نکنید.(داشتم از استرس می می مردم:/)
دبیرکه رفت برگم رو پس گرفتم و از جلسه اومدیم بیرون.
*زمان اعلام نمرات:
من و باران: خانوم ما مطمئنیم
۱. سوم راهنمايی که بودم رفتم کانون زبان. اون زمان اکثر دوستام کلاس‌هاي موسسه‌هاي دیگه رو شرکت می‌کردن. من هم روزی که وارد کانون شدم خیلی زبانم قوی نبود ولی با اين وجود توی آزمون تعیین سطح pre1 قبول شدم. pre1 جزء سطح بزرگسالان محسوب می‌شه. توی اون کلاس فقط من دانش‌آموز بودم! یکی پرستار بود، یکی استاد دانشگاه و… بین اين همه فاطمه پارتنر من شد. فاطمه دانشجوی سال دوم مهندسی پتروشیمی تهران بود. اون ترم تابستون بود و اومده بود شهر خودش. خواهر فاطمه ه
1. سلام اقا. ببخشید من جواب کامنتاي پستاي قبلو ندادم. من از اون دسته ادمام که موقع ناراحتی مث لاکپشت میشم میرم تو لاکم :| ( نه که چند میلیون کامنت بود برا همین گفتم طرفدارا، فن پیجا نگران نشن:)))
2. میدونید چقدددد امروز گند زدم؟ سوتی دادم؟؟
اول دیروزو بگم به "طبقه بالا" گفتم "فردا" :| #مغز_خلاق
امروز هم معلوم نیست حواسم کجا بود اصن. ظرف غذامو انداختم تو سطلللل اشغااااال :|||| بعد خودم نفهمیدم فکر کردم به دوستم دادم ببره تو کلاس. رفتم بالا بهش گفتم حاجی ظ
سلام
-بله درسته میارزید اين گردن درد رو تحمل کنی ولی بجاش از صبح تا ظهر همش تو آب باشی و سرسره هاي مختلف و جذاب رو امتحان کنی. اُ پارک رو میگم. پنجشنبه با دوستان عزیزم رفتیم اونجا و از هشت صبح تا سه و نیم بعد از ظهر اونجا بودیم. اولین بارم بود و بايد بگم بسیار بهم خوش گذشت، بسیار تمیز و لذت بخش بود برام فقط موقع بازی قیف ( اون قرمزه ) گردنم ضربه خورد و الان از تمام زوايا درد میکنه ، درد به حدی زیاده که کوفتگی هاي دستم اصلا برام معنی و مفهومی نداره. خ
رفتم کلاس نقاشی 
بعدش گفتم خوووووب حالا چی کار کنیم؟ 
رفتم سمت طلافروشی ها
قیمت طلا هر گرم ۴۰۸۶۰۰ تومان 
کارت پولدارم (همون که دست مامانه!) همراهم نبود 
وگرنه احتمالا می خریدم :) 
اين قیمت طلا الآن بالاست یا نه؟ (همکارام یه هفته پیش بود فکر کنم گفتن طلا باز رفته بالا) 
ها راستی قائدگی؟ نه واقعا می خوام بدونم! قائدگی؟ :| بعد تو تايپ کردی چاپ رنگی گرفتی اونی که اومده پشت شیشه مغازه ش چسبونده هم نفهمید غلطه؟ ظهر هم تو اخبارنوشته بیمارستان صد و شصت
دیروز وقتی مطمئن شدم مامان اومد خونه زود خوابیدم و بعد بیدار شدم و ناهار خوردم و .حدود ساعت چهار حالا نوبت مانیاستبراي اولین بار دندانش درد می کند
من قرار است کلاس برومآهنگ، غمی که نداره چاره،نگفتنش بهتره  را می خواند و من تند تند نقاشی می کشمقبل از اينکه حاضر شوم براي "س" پیام می فرستم.[من: امروز میاي کلاس دیگه؟  و "س"جواب می دهد:فااااطمهههه کلاس صبح بود!!!!!]
جلسه قبل به استادل گفتم شايد من پنج شنبه نیايم چون قرار بود برویم سفر و اگر نشد رو
خیلى روز الکى اى به نظر میاد
اگرچه کارهاى قشنگى انجام دادم
مثلاً با بابا مامانم صبح رفتیم پیاده روى و کلاس کتابخوانى توى پارک!
یا مثلاً صبحانه رو باهاشون خوردیم و کلى خندیدیم
یا اتفاق خیلى باحال امروز اين بود که با سینا رفتیم یکى از حسابهاى دوران کودکیمون رو که مامانمون برامون باز کرده بود تا پولدار شیم و وام بگیریم و خونه بخریم و چه و چه، ببندیم
کلى با مسئولى که کارمون رو راه مینداخت گفتیم و خندیدیم انقدر که آقاهه آخرش گفت بالاخره دو نفر مث
مسئول کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهر حبیب آباد از کلاس هاي تابستانه اين کانون گفت.

به گزارش عصرحباد؛ سرکار خانم فاتحی، مسئول کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهر حبیب آباد در گفت و گو با عصرحباد اظهار کرد: ما در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که مجهز به کتابخانه ی تخصصی کودک و نوجوان است علاوه بر امانت کتاب و فعالیتهاي کتاب محور و بیش از چهل نوع فعالیت فرهنگی، هنری، ادبی، علمی و اسلامی در راستاي استعداد یابی، پرورش استعداد ه
جدیدترین قیمت کلاس هاي تدریس خصوصی در سال 98 در اين بخش توضیح داده شده است. در اين مقاله در رابطه با قیمت هاي جدید کلاس هاي خصوصی ریاضی، فیزیک، شیمی، زبان انگلیسی و توضیحات کاملی ارائه شده است. تعدادی از قیمت هاي ارائه شده براي کلاس هاي خصوصی فیزیک در سال 98 که توسط مدرسین در سايت ايران مدرس ثبت شده است به صورت زیر می باشد:
براي مشاهده لیست کامل مدرسین خصوصی و قیمت کلاس ها کلیک کنید: ايران مدرس
200000 تومان براي هر جلسه
جلسه یک ساعت و نیم از 100 تا 2
عین سگ براي کلاس فردا استرس دارم به خاطر همینم هر چی میکشم عین هیولا میشه
هفته ی پیشم نرفتم ولی احساس میکنم 10 جلسه نرفتم 
جمعیت کلاسم اين دو سه جلسه بیشتر شده و شت منو مدل نکنه منو مدل نکنه منو مدل نکنه ااااا
شیطونه میگه دیگه نرم :(
بخونید : دانشجوی پزشکی ! 
چه تصویری تو ذهنتون اومد؟ دختر یا پسری با روپوش سفید و عینک احتمالا گوشی پزشکی به دوش یا کتاب به دست که مرتب میره و میاد و سر کلاسا با دقت گوش میده و شايد دنبال سرچ و ریسرچه . به مریض ها با دقت میرسه و .
اگه تا اينجاي تصوراتتون رو درست حدس زدم بايد بگم همینجا وايسید ! واقعیت امر یه ادمه که صبح با توجه به مسافتش از کلاس درس تايم بیدار شدنش رو تنظیم میکنه و تا جايی که بتونه کلاساي بی ربط به رشته اش رو میپیچونه و عبارت " حاضر
حون میکنم تا هفته رو آخر برسونم اين روزا. هر روزی که میاد میگم کاش تموم نشه و میگم کاش تموم شه. به پايان بخش و پايان ترم اطفال نزدیک میشیم. امتحانی که یادم نیست گفتم یا نگفتم، امتحانی که تو سه روز و در سه مرحله گرفته میشه. یک روز تستی و یک روز تشریحی و یک روز آسکی. شیش هف روزه که علاوه بر بخش اطفال و کلاس هاي تئوریش، کلاس هاي تئوری روان هم شروع شده. آبجی جون اومده مشهد که همزمان به کار هاي دندونمم برسم. دیروز بالاخره کشیدمش. اما پلن درمانو به پیشنه
حقیقتش حالا که اينستا و تلگرام و توییترم بلاکه:( دلم میخواد اينجا بیشتر حرف بزنم. حرف خاصی ندارم. ولی همش اينجا رو باز میکنم و از کامنتاي شما ذوق میکنم:)
مرسی که همچنان هستید و میخونید. 
امروز از صبح کسلم! ساعت ۱۱ به زور بیدارم کردن! و تنها کاری که انجام دادم، خوندن مثلث فمورال و اجزاش مثل شاخه هاي شریان و عصب فمورال بوده:/ اين هفته بايد آناتومی اندام رو تموم میکردم ولی حتی اندام فوقانی رو شروع نکردم:/ و اندام تحتانی رو هم حتی نصف نکردم:| . فیزیولو
حالا داستان پیچیده تر شده
ماه مهر می آید
و اين بار بايد آب بابا را
خودم به بچه ها یاد بدهم
براي بچه ها شیرینی ِ خواندن
و براي من روضه
اشک شوق خواندن ِ  دانش آموزانم
بهانه ی خوبیست براي اشک ریختن در کلاس  برايت
نه؟
ماه مهر می آید
ماه ِ من
در میان اين آب. بابا.
مِهر ِ تورا چطور یاد ِ بچه ها بدهم؟
سریع گذشت. حالا دو روز است که ترم اولم تمام شده و دو روز دیگر ترم بعدی شروع می‌شود. دو سال و نیم بود که سر هیچ کلاسی ننشسته بودم. دو سال و نیم بود که از هرگونه فضاي آموزشی فاصله داشتم. راستش براي دومین بار هم بود که توی عمرم کلاس زبان می‌رفتم. یک‌بار 10 سال پیش یک ترم رفتم یک موسسه‌اي و حوصله‌ام سر رفت از کندی کار و دیگر نرفتم. اين دفعه اما فرق می‌کرد. توی اين دو سال و نیم دوره‌هاي آنلاين اي-دی-ايکس و گهگاه کورسرا بود. ولی کلاس و همکلاسی و اين حرف
مدارس هوشمند داراي انواع مختلفی از فن آوری هستند، اما همه آن ها در مواردی با هم مشترک می باشند. در یک کلاس هوشمند، شما معمولا پروژکتور، تخته هوشمند و کامپیوتر می بینید اما اين فقط تجهیزات نیست که متفاوت است، چنین کلاس هايی از سیستم هاي دیجیتال براي یادگیری بهتر دانش آموزان چه داخل کلاس و چه خارج از آن براي ايجاد ارتباطات مؤثرتر بین معلمان، دانش آموزان و والدین، استفاده می کنند. کلاس هاي هوشمند هم تغییرات قابل توجهی در سبک آموزش به وجود آورد
بچه که بودم ابتدايی اينا کلاس زبان میرفتم . از مارکت در اومدم یهو سه تا خانوم دیدم یکیش اشنا میزد منم نگاه میکرد معلم زبانم بود . بد پیر شده بودا . داغان :|
♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧
بهش پیام دادن : عاشقتم باي 
میگیم اين چیه؟ کیه ؟ چه خبر؟
میگه به من چه ؟ خط به اسم چنگیز 
اقا ما غلط کردیم برات خط گرفتیم ؟:|
تو داری از خط استفاده میکنی بعد چون خط به اسم من به من پیام دادن ؟ :|
 
به نام خدا
چند سال پیش بود؟
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه، ده، یازده، دوازده، سیزده، چهارده، پونزده سال پیش. 
یه دختری پاشو گذاشت تو اين دنیا. 
چند سال بعد از اون بود؟
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش سال بعدش. 
اون دختره پا شد رفت کلاس ژیمناستیک. حواسش به تمریناش بود و دختری که از اون ور کلاس با چندش نگاهش می‌کرد رو نمی‌دید. نمی‌دونست دختره داره تو سرش می‌گه ايیییی، اين چه‌قدر لوسه! وقتی داشت تو مدرسه ثبت‌نام می‌کرد نمی‌دونست قراره هم
دبیر شیمی دبیرستانم بود، تقریبا همسن مادرم ولی مجرد و ریزجثه بود.
علااقه اي که به هم داشتیم زبانزد همه بود. دبیری که که هیچکس دوستش نداشت چون سخت گیر بود ولی من به خاطرش عاشق شیمی شدم.
جوری من رو دوست داشت که کافی بود بگم تاریخ امتحان رو عوض کن، اونوقت دبیری که به هیچ وجه برنامش رو عوض نمی کرد به خاطر من اين کارو میکرد.
شنیدید میگن(حواسم به صدات بود، متوجه حرفات نشدم)؟ سال پیش دانشگاهی دقیقا همین حالم بود، سر زنگ شیمی محو صداش می شدم، می خواستم
امروز با معلم پژوهشمون قرار داشتم ر اينکه بخوام مکاسیستم درس بدم و اين حرفا
کلی کار کردیم و صحبت و اينجور چیزا گفت خیلی دوس دارم معلم وايسی و میدونم که میتونی
ولی میدونی مشکل چیه؟
گفتم چی؟
گفت چهرت :|
خیلی بچه میزنی D:
اولشم رفتم تو فکر کردن یه بچه 14-15 ساله م D:
خلاصه که یه فرصت یه هفته اي خواستم فکر کنم ببینم چه میشه کرد
اين روز ها اونقدر دارم تلاش میکنم و سرم شلوغه که دیگه حتی به خودمم وقت نمیکنم یه دستی بکشم :) یهویی تو اين گرماي تابستون تا چهار پنج روز حموم نمیرم مگه اينکه جناب مادر یا پدر یک امری بکنن.گاهی حتی بابا و مامانم رو هم نمیبینم.
به شدت هم عصبی شدم و گاها سر خانوادم داد میزنم که چرا صداشون بلنده تا اتاق من میاد.
+شرمنده همه بیانی ها و بلاگراي عزیز هستم که وقت نمیکنم مطالبشون رو بخونم ولی باز از همه ممنونم که میان و حالم رو میپرسن.
حتی پروژه اي رو که قر
یک روز که به یک ديوانه رسیده بودم به او گفتم :
ما (من و تو)یک شباهت داریم و یک تفاوت !!!
ديوانه دهنش رو طوری باز گذاشته بود که انگار با گلویش حرفهاي مرا می شنوید.
گفتم:اينکه هر دوی ما رنج می بریم اين شباهت بین ماست و اينکه من خودم با اراده خودم رنج رو انتخاب کردم ولی تو انتخاب شدی و سهمی در انتخاب نداشتی و گناهی نداری اين تفاوت ماست .
ديوانه گفت :بگذار چیزی را به تو بگویم .گفتم :می شنوم .گفت :بهتر است که بفهمی !!
و بلافاصله گفت :اينهايی که تو گفتی تفاوت
کلاساي آخر هر هفته در نهايت خستگی با خودش خواب هم به همراه می آورد.وهر دقیقه خواب سر کلاس معادل اس با:1ساعت خواب مفید روزانه بدون هیچگونه عوارض جانبی !
اين کلاساي آخر هفته به طور معمول کلاساي فیزیک وبه طور غیر معمول.همچنان کلاسهاي فیزیک بود.
تو اين تايم دیگه عفت کلام نداشته بچه ها از بین رفته و یه جور فاتحه هايی به ارواح سرگردان فرد مدرس.فرد مدیر.فرد معاون.وحتی به افرادی که هیچ دخالتی در اين موضوع خطیر نداشتن می دادن که با 140000صلوات هم ده
    دو سه سال پیش بود که ششم رو درس می دادم. چند روز  مانده بود به امتحانـات خرداد و . بچه ها اصـرار داشتند که در کـلاس درسشـان رو دوره کنـنـد، چون خارج از کـلاس که تـنهـا  می شونـد، تمـايلـی به درس ندارنـد. از خود من مثل می زدند که گفته بودم: اشتها، زیر گاز است». می گفتنـد حالا که سر  سفره نشسته ايم اشتهاي درس خواندن داریـم، بعدش معلوم نیست.   القصه چون اون زنگ ادبیات داشتیم، گفتم هر یک از شما توی  دفتر املاش 5 صفحه از کتاب بخوانیم» رو و
یکی از پدیده هاي عجیب غریب امروز سریال ریک و مورتیه. سریالی که تو اپیزود هاي ۲۰ دقیقه ايش یک ساعت و نیم محتوا داره و ديوانه وار ترین ايده ها رو دور هم جمع می کنه و به شما نشون میده و بعد از دیدن همه قسمتايی که اومده مختون سوت میکشه اگر بگم گوینده ریک و مورتی یک آدمه. جاستین رویلند و اين آدم تو واقعیت هم کم کسری از دیوانگی توی سریال نداره.
در حالی یکی از تفریحات اين روزهام شده ولگردی توی یوتیوب، به اين ویدیو رسیدم. ویدیوی که جز سریال نیست ولی صدا گ
بعد از سال‌ها امسال اولین تابستونیه که کلاس‌هاي موسیقی فرهنگ‌سرا را از سايتشان یا تلفنی چک نکردم. عملا تابستونی وجود نداره و تا اخرش درس دارم و از طرفی قبول کردم پول زیادی براي هزینه کردن در اين راه ندارم. شايد یک وقت دیگه. هر زمان که داراتر شدم. تا اون موقع امیدوارم معنویت رو بتونم از راه‌هاي دیگه اي به دست بیارم.
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب