نتایج پست ها برای عبارت :

رفیقم دردت به جونم تویی داداش مهربونم

متن آهنگ بابک مافی به عشق تو
میخوام که فکر کنم الان تو فکرمی میخوام که فکر کنم دلتنگی یه کمیمیخوام که فکر کنم دلگیر شدی ازم ولی دلت میخواد که برگردی بازمهنوز با عکس تو سرگرم سرگرمم رفتی نفهمیدم انگار هنوز گرمموقتی تو زندگیم انقدر اثر داری چه فکری میکنی که تنهام میذاریای عشقم ای جونم به عشق تو جوون میمونم.ای عشقم ای جونم به عشق تو جوون میمونممعروفم من به تنهایی معروفی تو به زیباییت معروفم من که دلتنگم نیستی ولی اینجاییصدات کردم نمیشنیدی نگا
مامانم خیلى زن خوبیه ! 
از اون خوبا که بابام دوستْ داره و هى قربونش میره و هى دورش میگرده !
چند سال پیش یه روز داداش بزرگم اومد و گفت عاشق شده !
میگفت طرف دختره خیلى خوبیه !
از اونا که تو دانشگاه جزء نمره اول هاست !
از اونا که ته منطقن و میشه یه عمر زندگیو باهاشون ساخت !
از اونا که حرف نمیزنن هرجا،هر چیزیو نمیگن !
خلاصه اینکه خیلى دختر خوبیه !
وقتى اینا رو تعریف میکرد داداش کوچیکم اخماش تو هم بود!
وقتى ازش پرسیدم چته، با حرص گفت خب آخه چه جورى میشه عا
امروز خوب بود خودش آخر شب من راضی بودم ولی تماس تصویری خانوادگی با داداش و دیدنش بعد بیست روز بهترش کردولی آخرشب که بعد خیلی وقت مامان رو مثل قدیما بغل کردم و به نفساش گوش دادم خیلی بهتر شد.+بابا هم اومد داداش رو دید و باهاش احوال پرسی کرد و رفت اونطرف وایساد.چشاش دلتنگیشو داد میزد++امروز مث مزه آلبالو خوب و دوسداشتنی بود
دانلود آهنگ جدید علیرضا طلیسچی به نام زندگی جونم

متن آهنگ جدید علیرضا طلیسچی به نام زندگی جونم
درست تويي که تونستی منو درست کنی
دیگه هیشکی تو دلم بجز تو نی بجز تو نیست
تو قلبمی عشق من شدی خودت بخوای نخوای
عشق من فقط خودت به من میای به من میای
خود ماه انقدر ماه نی که تو انقدر ماهی
دیگه هیچوقت با هیشکی نمیشه میمیرم من بی تو
توی قلبمی تو یکی چقدر میتونه زندگیش شه
زندگی جونم من بدون تو یه لحظه ام نمیتونم
قبل تو یادم نمیادش نمیدونم تو
روستا بودیم.با همسر و داداش رفتیم کوه باد خیییلی شدید بود چند بار نزدیک بود بیفتم.
 باد بدتر شد منم فقط چشمامو بستم و وایسادم حس کردم باد تموم شد ولی صداشو هنوز میشنیدم
چشامو بازکردم و دیدم داداشم روبروم وایساده
اینم از فوائد داداش 100 کیلویی :)
+ امشب هم از ساعت 8شب تا 1 شیفتم دیر رسیدم و با نیم ساعت تاخیر لاگین کردم ولی ساعت کاری خوبیه معلومه مردم هنوز از سیزده بدر برنگشتن یا خستن و زود خوابیدن :)
گاهی وقتا به خودم میگم خجالت نمیکشی بعد از رفتنش میخندی؟ شرمت نمیاد داری خوش میگذرونی؟»
نمیدونم. هیچی نمیدونم. 
من خجالت میکشم خوشحال باشم وقتی هنوز میبینم در خانواده م کسی از یاد داداش منفک نشده. 
من دلم میخواد خوشحال باشم که خانواده م بجای نبودن داداش دلشون به خنده های من خوش شه.
اما؛ نمیتونم. 
من نهایت 6 ساعت میتونم ممتد بگم و بخندم و در جمع باشم. امتحان کردم ک میگم. 
واقعا احساس می کنم بند بند وجودم از کش دادن این زندگی خسته س. 
خسته تر از
سلام
22 سالمه، فرزند آخر یه خانواده پرجمعیتم، بقیه به غیر از یه داداشم ازدواج کردن. راستش این چند وقته تو خونه مون یه جریاناتی پیش اومده که چند روزه دعا میکنم کاش بچه بودم و درکی از اوضاع دور و برم نداشتم، موضوع داداش دومم، این دفعه دومه که قهر کرده. 
دفعه اول سر اینکه میخواست با بابام شریک بشه مغازه بخره، بابام قبول نکرد و گفت دختر مجرد دارم شاید فردا شوهرش دادم و فلان بهش نداد، خودش رفت یه مغازه خرید، از قضا سرش کلاه گذاشتن بابام همه چک هاش ر
دانلود اهنگ ایمان غلامی اهای دنیا من خسته شدم جونمو بگیر mp3
کلیپ اهنگ اهای دنیا من خسته شدم جونمو بگیر با لینک مستقیم
دانلود آهنگ آهای دنیا من خسته شدم ♫ دانلود اهنگ آهای دنیا من خسته شدم جونمو بگیر به نام آدما با صدای ایمان غلامی به همراه تکست و بهترین کیفیت.
دانلود آهنگ ایمان غلامی بنام آدما Download Song Iman Gholami Adama . آهای دنیا من خسته شدم جونم و بگیر ک خیلی پــُرَم آهای دنیا. دانلود آهنگ با .
دانلود آهنگ جدید ایمان غلامی آدما دانلود آهنگ جد
دانلود اهنگ ایمان غلامی اهای دنیا من خسته شدم جونمو بگیر mp3
کلیپ اهنگ اهای دنیا من خسته شدم جونمو بگیر با لینک مستقیم
دانلود آهنگ آهای دنیا من خسته شدم ♫ دانلود اهنگ آهای دنیا من خسته شدم جونمو بگیر به نام آدما با صدای ایمان غلامی به همراه تکست و بهترین کیفیت.
دانلود آهنگ ایمان غلامی بنام آدما Download Song Iman Gholami Adama . آهای دنیا من خسته شدم جونم و بگیر ک خیلی پــُرَم آهای دنیا. دانلود آهنگ با .
دانلود آهنگ جدید ایمان غلامی آدما دانلود آهنگ جد
قدیما، همه چیز یه جور دیگه بوده!
اونهایی که میخواستن برن حج، اول میرفتن بدهکاریاشونو صاف میکردن، از همه حلالیت میطلبیدن، بعد با خیال راحت میرفتن حج.
الان انگار رسم و رسوم حج رفتن هم عوض شده!
زنگ زدم به مشتریمون، و این چندمین باری بوده که برای حساب و کتابش بهش زنگ میزدم. خودمو آماده کرده بودم که بهش بگم این چه وضعیه آقای فلانی؟ چندبار برا یه حساب باید زنگ زدت بهت؟ که ناگهان ازونور خط صدا اومد: بفرمایید.
_آقای فلانی سلام، فلانی هستم از شرکت فلان
ای آنکه بی تو با همه عالم غریبه‌امبا تو چه آشنایم و با غم غریبه‌امبی‌پرده دوست دارمت ای گل! ولی چه سود؟من با زبان روشن شبنم غریبه‌امدردت به جان عاشقم افتاده پس چرادر لحظه‌ی شنیدن آن هم غریبه‌ام؟!هم دارمت به ثانیه‌ای هم ندارمتعمری اگرچه با تو ندارم.؛ غریبه‌امدر من بمان و آینه را روسپید کنای با من ِ همیشه مجسم! غریبه‌ام!
امشب پرونده یک سال اعمالمون رو دست امام زمانمون دادن، خدایا برات کربلا رو نصیب همه آرزومندان کن، خدایا امیدوارم به کرمت که از گناهانم گذشته باشی، خدایا  من روسیاه هر سال با کوله باری از گناه میام به درگاهت، خدایا بگذر از گناهان منه ناسپاس. خدایا کرمت را شکر، خدایا داده هات رو شکر، خدایا نداده هات رو شکر. خدای مهربونم شکرت که تو قلبم محبت ائمه رو گذاشتی
گناهت هیچ  هست وگناه من فراوان است به جرم غفلت من, توشدی درگیر این دنیاتمام جرم عالم رابه جانم نوش میباشداگر دنیا رها سازددلت را از گناه منفدای چشم مست توفدای قلب پر صبرتکه گشته مبتلای غمز جرم و انتخاب مندلم میگیرد از دنیادلم از دست دل، خون استدلم بیتاب، بی تابی قلب مهربان توستپر از مهر و صفایی توعزیز جان جانی تو دعا کردم که تاجان هست نبینی هیچ دردی تو نشی هرگز تو در بندیهمه دردت بجان منهمه شادی برای تو همه شور و نشاط زندگی باشدنصیب قلب پا
- چند وقته که ننوشتم ؟ خودم حسابش از دستم در رفته ! این روزا درگیر یه چیزی ام که به من مربوط هم نیست ولی خب از فکرم بیرون نمیره و همه دارم پیش خودم حساب و کتاب میکنم که این دفعه اگه دیدمش اینو بهش میگم ، فلان حرف رو میزنم فلان مساله رو میگم و هربار که میبینمش به خودم میگم " سرت به کار خودت باشه و توی حریم شخصی دیگران فضولی نکن " . درسته که این دیگران موجود خیلی مهمیه برای من ولی اگه پیش ما هم معذب باشه دیگه کسی براش نمی مونه که بخواد پیششون راحت باشه
گاهی وقت‌ها، فهمیدن، درد دارد.
به عمد یا به سهو، پیدا یا نهان، چیزی می‌فهمی، یا موضوعی را متوجه می‌شوی، یا حتی تلاش می‌کنی که بفهمی و سر در بیاوری،
بعد از آن است که دردت شروع می‌شود.
می‌خواهی حرفی بزنی شاید راحت شوی، نمی‌توانی.
می‌خواهی بنویسی شاید آرام شوی، فقط کنایه و استعاره و ایهام است که به کمکت می‌آید.
می‌خواهی سکوت کنی و چیزی نگویی شاید فراموش کنی، گاه و بی‌گاه به سراغت می‌آید و ذهنت را درگیر می‌کند.
این است که فهمیدن، گاهی درد
دانلود آهنگ دم شاهچراغ علی عبداللهی
Ali Abdollahi - Dame Shacheragh
 
دم شاهچراغ زیر چهلچراغ وعده کردی
رفتی تو حرم پشیمون شدی توبه کردی
چشماتو سرمه کردی جونم خوب کردی
موهاتو شونه کردی جونم خوب کردی
ماره دیوونه کردی جونم خوب کردی
بی وفایی هم انداره داره کاکو دل گله داره
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
سلااااااااااام سلااااااااااام سلااااااااااام سلااااااااااام خوبید؟منم خوبم!جونم براتون بگه که به اینجا هم خییییییییییییییییلی خوش اومدید ایشالااااااااااااا که اینجا با همدیگه روز و روزگار خوشی داشته باشیم بلاگ .اسکای داره ادا درمی یاره و دیگه فک کنم وقتش بود که از اونجام کوچ کنیم خدا کنه این دیگه ادا درنیاره بذاره توش موندگار بشیم شدم مثل این مستاجرا که هی از این خونه به اون خونه اسباباشونو می کشند و همش خونه بر دوشند .ایشالا که دیگه
بسم الله الرحمن الرحیم ./
صبح جمعه مون شاد شروع شد و بعد از دو سه ساعت ، خورد تو برجکم. اما خدا نذاشت ضد حال همینجوری بمونه. خونواده و خواهربرادرا رو جمع کردیم و مهمونشون کردیم جنگل ، رفتیم محمد آباد بساطمونو لب آب زیر سایه ی درختا پهن کردیم ، کلی گفتیم و خندیدیم و عکس گرفتیم و خوشحال بودیم و لذت بردیم از زندگی ، از لحظه هامون  از خانواده ، از سلامتی و .
چه نعمتی ازین بالاتر ؟ 
اینکه بعد از دو سه سال ، خشک شدن یه سری از چشمه ها ، کم آب شدن رودخونه
سلام
من یه دختر 24 ساله هستم. از نظر دیگران زیبا هستم و خیلی هم به خودم می رسم. خانواده خوش نامی و ثروتمندی هم دارم، پدرم و برادرهام تو بازار مغازه دارن، اینا رو گفتم که از شرایطم آگاه بشید. 
اما مشکلی که دارم اینه که خیلی کم خواستگار دارم، یعنی تا حالا فقط سه نفر اومدن خواستگاری که اونم بعد شب خواستگاری رفتن و و پشت سرشون رو نگاه نکردن. من همیشه برام جای سوال بود با این شرایط چرا انقدر کم خواستگار دارم تا اینکه آقا پسری که تو دانشگاه باهاش آشنا
بعد از نماز صبح و قبل از طلوع آفتاب، افتادن به راه و رفتن، دور.
بعد اون مهمان های عزیز، همسر رفت
آخرین نفر هم داداش بود که رفت
حس کسی رو داشتم که توی قبر گذاشتندش و دارن او رو با خودش و حساب کتابش تنها می ذارن
غربت یه جورایی تمرین سکرات موته شاید.
توفیق اجباری به ترک تعلقات.
از کجا شروع کنم؟ 
از همینجا؟ 
که دوستم برادر حسین رو دید و چشماش برق زد و گفت حسین اینه؟ و گفتم نه داداششه خوشگله نه؟ گفت نه گفتم آره چشات داره برق می زنه 
گفتم این ۴۰ سالشه 
گفت عه! چه خوب مونده گفتم بله دو تا هم بچه داره 
چشم در چشم شده بودیم 
باباش نشسته بود 
مادرش کنارش وایستاده بود 
سلام کردم و انگار هر دوشون یا شایدم مادرش جواب داد 
اومدم نشستم که مادرش اومد جلو و احوالپرسی کرد! بعد دید به خودم نمیارم گفت کاری ندارین؟ 
که یهو گفتم بیام بب
همین الان داداشم اومد یه جعبه دستش بود، بازش کرد پر از چیزای دخترونه! گفت به کسی نگو ولی دارم برا خانومم از الان کادو جمع میکنم ! اول قند تو دلم آب شد! بعد با خودم گفتم بابا مسخره تو به فکر نتایج کنکورت باش! بعد دیدم به اون دختره حسودیم شد بابا :/ داداش خودمه اصلا!
به خودم قول دادم تنها بمونم ولی شکستن غرور و له شدن و انتظار بیخودی رو متحمل نشم  
گاهی اشک میریزم گاهی دلم بغل میخواد یه بغل از جنس دوس داشتن ولی خودمو نگه میدارم و تحمل میکنم  :(
دیگه نمیخوام اشتباه کنم و دیگه اشتباه نمیکنم
خدایا دستمو بگیر سفت تر دستمو بگیر خدا جونم :*
این سفر اخری رو دارم کاملا زمینی تجربه میکنم.مثل دوران دانشجویی.خیلی برام نوستالژیک و جذابه.سفرم خیلی بد داره پیش میره به علت گرونی بلیط هواپیما سفر زمینی انتخاب شد.بعد که رسیدم شهر غریب معلوم شد جشن چند روز عقب افتاده و من نمیرسم بهش .بعد که خواهر خواستگار نسبتا محترم زنگ زد.گرمای هوا خیلی برام ازار دهنده بود.کارای اداریم طول کشید.تو این شهر به این بزرگی یه دفتر خدمات پستی پسدا نمیشد.دوستم که مدارکشو برام فرستاده بود نصفه بود و کل
با سلام!
دوستان یکی با پست های که میذارم مخالفه ، یعنی میاد به جای اینکه بزنه موافقم ( همون فلش رو به بالا ) میزنه مخالفم ( همون فلش رو به پایین ) خب! شاید از یکی از پست هام خوشش نیاد ، بقیه پست هام چی . . . ؟؟؟ نمیدونم دشمنی داره ، یا میخواد اذیت کنه !!!
خب! یه حرفم با خودش دارم که داداش اگه پست هام عیب و ایراد داره ، بیا بگو اصلاحش کنم. چرا دزدکی مخالف رو میزنی و در میری؟
اگه من حرفی زدم که ناراحت شدی ، بگو معذرت خواهی کنم.
امروز بالاخره اولین قرار وبلاگیم رو رفتم و یه دوست خیلی خوب رو ملاقات کردم.
خیلی خیلی خیلی خوش گذشت و کلی ذوق کردم*__*
کل دانشکده و دانشگاهش رو نشونم داد و من یه عالمه انگیزه گرفتم واسه درس خوندن.
انقدرخوشحال وذوق زدم که نمیدونم چجور باید بنویسمش،فقط می نویسم تاشیرینیش برای همیشه برام موندگار بشه.
ممنون دوست جونم:*
+آقا برید دوستای وبلاگیتون رو ببینید، خیلی خوووووووبه:-P 
با پسرخاله کل انداخته بودم سر بازی! میگفت من و پسردایی همه رو میبریم. گفتم اگه من و پسردایی باهم تیم بشیم از تو و پسردایی قوی تر میشیم. گفت ما حتی از تو و داداشت هم میبریم! گفتم من بهت رحم کردم که اسم داداشمو نیاوردم! حالا که خودت خواستی پس مسابقه میدیم ببینیم کیا قوی ترن!
فکر میکنید چی شد؟
آخرش من و پسرخاله باهم گروه شدیم و از داداش و پسردایی بردیم! =))
 امشب عروسی پیمان، پسر بزرگ داداش ایرج است.
به اش گفتم باورم نمی شود دارد عروسی می کند. گفتم تولدش خیلی خوب یادم هست که در بهمن ماه بود.
 خه نه بندان (حنابندان) را خانواده ی عروس که از اقوام نزدیک اند، دو شب پیش در شهرستان گرفته بودند؛ البته که آن جا حال و هوای خودش را دارد.
 دیروز عصر چند ساعت با یوسف و عادل مشغول تزئین بودیم. بعد از شام منزل داداش هوشنگ بزن و برقص راه افتاد که چیزی نزدیک به ۳ ساعت یکبند ادامه داشت!
 صدای باندها هیراد را اذیت می
از فروردین ماه تا الان خیلی گذشته پیش خودم که فکر میکنم انگار همین دیروز بود که اومدم نوشتم ولی واقعا سه ماه گذشت .
دخترم رو بردم دکتر و خدا شکر شماره چشمش تغییر نکرده بود قرار شد دوباره مهرماه ببرمش چشم پزشک .
خودم هم چشم هام و معیانه کرد و عینک گرفتم البته برای مطالعه و TV و سیستم هست .
بعد از کلی تحقیق و تفحص بالاخره تصمیم گرفتم دخترم و بنویسم همون پیش دیبستانی مهدش هم هاش آشناس هم خیلی زوده فعلا توی محیط مدرسه قرار بگیره و

.
همسر شهید روح‌الله قربانی:
.
به محضر حضرت آقا، رهبر خوبان که رسیدیم بعد از درد و دلها به ایشان گفتم:
حضرت آقا، روح‌الله چند ماه قبل از شهادتش به من گفت:
_ صدای پای امام زمان میاد، می‌شنوی؟
باور کن که من صدای پای امام زمان رو میشنوم.
.
حضرت آقا لبخند زدند. لبخندی شیرین و عمیق که خیلی برایم جالب بود. سرشان را تکان دادند و فرمودند: خوش به سعادتش.
@shahid_roohollah_ghorbani
چه حسی دارید وقتی که دوساعت نشستید کتلت درست کردید سرخ کردید بعد میرید نماز مغرب و اعشا می خونید برمیگردید میبینید از 20 تا 2 تا کوچیک فقط براتون مونده و بقیه دادشتون خالی خالی خورده ؟!!!!
+ خستگی اش هنوز تو تنمه اخه چرا خدا ؟ 
+دیشب با کرسنگی خوابیدم :(
+ واقعا فاز پسرا چیه ؟ امروز صبح دوتا تخم مرغ اپز کردم تو 30 دقیقه بعد در انه واحد داداش شکموی من تخم مرغ درست گذاشت تو دهنش قروت داد :l 
داداشای شما هم این جوریند ؟
بین همه ی احساساتی که تو عمرم تجربه کردم ترس مخرب ترین و هولناک ترینشونه
از آذر پارسال  تا الان که مرداده خود احساس ترس آروم آروم وارد روحم شده و همه جای روحم رو فرا گرفته و من نمیدونم باید باهاش چیکار کنم .
حالا از همه چی میترسم سعی میکنم ازش فرار کنم نمیشه سعی میکنم باهاش روبه رو شم نمیشه و حتی نمیدونم چی از جونم میخواد :(
* عنوان مصرعی از فروغه که تغییرش دادم 
و یاسم از صبوری روحم وسیع تر شده بود
کاش می‌تونستم بعضی لحظه‌ها رو ذخیره کنم، اونموقع می‌شد گوشه‌ای تویِ همهمه‌های این دنیا وقتی بیقرارم حسشون کنم، درست مثل این روزای گرمِ   نفس گیر  ، اگه میشد  بتونم  اون حسو بگیرم میون دستام، چشمامُ ببندم و به جونم تزریق بشه. حتی تصور و فکر بهش هم هرچند گذرا اما حالمُ خوب میکنه.شاید اگه اینطور بود سخت‌ترین تصمیمات هم تو شرایط بد با خوش‌بینانه‌ترین حالت ممکن گرفته می‌شد. 
+یادداشت شماره ۷
مبارکهههههه مامی جونم ایشاله 654165352.3520.352.36.4152041524141414141414141414141412041.ساله بشی فدات شم♥

برای دانلود بزنید روی لینک زیر:
http://s8.picofile.com/file/8367849776/New_folder_7_.zip.html
سعی کردم چیزای خوبی باشن مامی جونم اگه کمی کاستی دارن ببخشید دیگه♥

سلاممو برسونین خدمت مانیا


جین خیره به مانیا :)


مانیا:اجرا چطور بود؟
جین:عالی عشقم ♥:)


برید کنار میخوام برم پیش مانیا ایششششش خبر نگارای سیریش


به به چه عکسایی از مانیا گرفتم 



هیونگا نگا کنین این عشقمه مانیا


افرین مانیااا
 
من آدم ساده ایی هستم.
اصلا بزار ببینم به شما بگن 5 تا از نقصها و اخلاقای بدتون رو بنویسید میتونید بنویسید؟
اگه نتونستین پس خودتون رو نشناختین!اما من فهمیدم خیلی ساده ام.نمیگم مهربونم اما هر کاری تونستم کردم بدون منت و چشم داشت.
برای این میگم ساده ام چون براحتی حرفای ادما رو باور میکنم.متوجه منظور واقعی نمیشم اینو نفهمیدم هر کی دنبال یه چیزی هست از گفتگو.
چیزایی دیدم که دیدم رو به همه بد کرده لااقلش گاردم رو کاملا میبندم و دیگه به هیچ کس اجا
امروز تا ظهر خدمت آقا امام رضا(ع) بودم بعد نماز خداحافظی کردم الآن دارم وسائلمو جمع می کنم البته هنوز ناهار نوش جونم نکردم ان شاءالله حدود یه ساعت دیگه در و پیکر رو قفل و بست می کنم  و یا علی مدد.
اگه جویای حال خوش گذشتن و بد گذشتن بنده هستید باید طول و عرض و پهنا کنم اییییی بدک نبود.ولی توصیه می کنم تنها سفر نکنید که خوشِ خوشِ خوش نمیگذره!
بیا بیا قرش بده هانی
مث اینکه امشبم واس ما نی
برو اونور تر خو جا نی!
واسه دوس نداشتنت راه نی.
بایسشو ببین جون بابا
اومدم دنبالت حالا
همه میگن هانی پاشو سوار پراید شو حالا
اسم من آنپان منه آنپان منه
هانی هم عشق منه عشق منه
اسم من آنپان منه آنپان منه
هانی هم عشق منه عشق منه
PT. 1‏

هانی هانی. جون بله روبات؟!
بیا بریم شام بخوریم الان جیسوگ میاد
شام چیه شام چیه
یه غذای نونیه یکم ماست و شیره واسه من و اونیه
PT. 2‏

کککک خودش گفت بزار هاااااا من قصدی ندا
وقتی بهی تو کافه بهم گفت: پنجشنبه ها که با توام تا آخر هفته بعد انرژی دارم از بس میگیم و میخندیم و شوخی میکنی و فراموش میکنم خیلی چیزارو،خوشحال شدم، خداروشکر که میتونم برای کسی تو یه سری شرایط انرژی باشم.وقتی همکار البته بیشتر دوست جونم فائزه، بعد از دیدن فایل های صوت ولحن که قسمت بندی کرده بودمش گفت: بغض کردم از خوشحالی معصومه،ان شاءاللّه قرآن جایی دستت رو بگیره که فکرشو نمیکنی، خوشحال شدم.خدایا خوشحالم که میتونم گاهی حال بعضی هارو خوب کنم.
با ح به تفاهم رسیدیم که من خودم رو کنترل کنم، کمتر باهاش ارتباط داشته باشم و فقط یه رفیق معمولی برای هم باشیم. حالا رفتم تو توييترش و دیدم دوباره اون دختره هی لایکش کرده و اون هم حالم خراب شده خیلی. چرا انقدر حسودم؟ چرا نمی‌تونم ببینم کسی رو دوست داره یا کسی اونو دوست داره؟ چرا با من اینجور نیست که با اون هست؟ چون من می‌خوام گریه کنم . لعنت به من. لعنت به این زندگی. هی دارم می‌گم گند نزن خودتو نگهدار هی می‌گم آدم باش نمی‌تونم الان
زندگی من؟الهی قوربونت بشم؟ الان که دارم این پست را تایپ میکنم ساعت 4:16 دقیقه صب نمیدونی خانمم چقدر الان عالیم دورت بگردم زندگیم؟ وقتی پیشم هستی اروممممم و وقتی واسع چن ساعت نیسی نا اروممممم به شدت الهی قوربونت بشم نازنینم خواب های قشنگی ببینی. .شبت بخیر زندگی من عاشقتمممممممممممممممممم خانممعشق بی همتای من؟ بهزادت دیونته و این بار هزارم قطعا دارم میگم از گفتنش خسته نمیشم الهی قوربونت بشم نازنینم تا فردا عاشقتمممممممممممممم
ایام ایام امتحانات بود.از اونجایی که از بچه های ورودی جدید بودم فقط به اول شدن فکر میکردم. آنقدر خودم رو غرق کتابها می کردم که فراموش میکردم بایستی غذایی می خوردم. به وضع ظاهرم هیچ توجهی نداشتم. امتحانات به پایان رسید؛ چند هفته بعدش دعوتنامه ای به دستم رسید که من رو به جشن دانشجویان ممتاز دعوت کرده بودن. به قدری درگیری واسه خودم درست کرده بودم که حتی توی اون مدت وقت نکرده بودم صورتم رو اصلاح کنم. جشن فردا بود و من امروز کلی کلاس داشتم. زمان گذش
بعد مدت ها امروز رفتم انجمن، با یه کادو برای استاد، مسئول انجمن می گه شیرینی ازدواجت رو آوردی؟ یه مدته نیستی نکنه ازدواج کردی.
رفتم وسایل الویه بخرم، میگم کالباس بده، یه دونه کالباس بزرگ بهم داده می گه بزار توی فریزر، بعدا دوتایی با هم می خورید، راستی نگفته بهت ذرتم بخر؟!
می گم داداش گرفتی مارو ها، من مجردم.
رفتم یه جا مصاحبه، طرف گفت سختت نیست با خانومت بیای تهران زندگی کنی؟ گفتم من که تو رزومه نوشتم مجردم.
میگم نکنه ما شوهر کردیم خودمون
شناختِ هویت»  آدمی، یعنی کیستی و چیستی خود» از دل‌مشغولی‌های اصلی اندیشمندان از گذشته تاکنون بوده است و آنها همواره کوشیده‌اند از زاویه‌های مختلف علمی و با رویکردهای متفاوت چارچوبی نظری برای این مسئله ترسیم کنند. در عرفان اسلامی این بحث زیر عنوانِ معرفت نفس» یا خودشناسی» مجال طرح یافته است.و مولانا :ای نسخه اسرار الهی که توييو ای آینه جمال شاهی که توييبیرون ز تو نیست هرچه در عالم هستاز خود بطلب آن چه خواهی که تويي
دفترش را برمیدارد و ورق میزند بر خاطراتش، آن روز ها شاید ، آن قدر که فکر میکرد هم بد نبود، شاید نیازی به آنهمه غصه خوردن نبود، شاید امسال غصه نخورد یا اگر میخورد، کمتر بخورد،به هر حال باید تفاوتی باشد میان سال های زندگانی اش، مدتی تصمیم داشت وبش را پاک کند، فکر می کرد بس است با این اسم نوشتن، بس است انقدر مزخرف نوشتن و تذکر شنیدن، پابوس آقا که رفت، برای همه دعا کرد، حتی آدم های مجازی، حتی آنهایی که رفته بودند و حتی آن هایی که بودند و نبودند، وق
مادر از طبقه‌ی پایین صدامون کرد.
ما هم به رسم کمی فراموش شده‌ای، روی پله‌ها شروع کردیم دویدن. که انگشت شست پامون همراهی نکرد و زیر تنمون پیچید و، شد آنچه شد :)
داداش هم که پشت سر ما بود گفت، این حرکتا از سن شما گذشته دیگه.
و راستش شدید به فکر فرو بردم.
27 سال.
یعنی نیمی از فرصتم رو از دست دادم، تازه اگه عمرم طبیعی باشه و .
و حالا که فکر می‌کنم هنوز دست‌آورد مهمی کسب نکردم.
آدم خوبی نیستم
و وقتی هم باقی نمونده
چه حس بدیه.
پس ازین که دختر نوجوان داداش کارفرما یه چیزی درمورد حجاب گفت که من از بدیهی بودن اشتباهش تعجب دهنم باز موند و نتونستم ذهنمو جمع کنم و از چیزایی که میدونم براش بگم، و فقط تونستم باتعجب بگم : وااا چه حرفا! ، به این نتیجه رسیدم که یه بار دیگه از اول سیر مطالعاتی شهید مطهری رو شروع کنم به خوندن، تا اگه پس فردا علی بزرگ شد و یه سوالی ازم کرد، حضور ذهن داشته باشم که راهنماییش کنم.
چه بلایی دارن سر نسل نوجوان ما میارن با این شبهه های آبکی؟؟ بچه ها رو وا
هیچکس باور نمیکنه من بابت تنها یک مریض بدحاله که عملا شدم فیکس اورژانس.!آدم هزارتا ویزیت خوشحال بخوره ولی یه مریض دیسترس تنفسی که به خط آخر درمان هم جواب نداده و تخت icu هم براش جور نمیشه به پستش نخوره!
*عوضش یه رزیدنت داریم امشب که مطمئنم اگه بذارمش زیر زبونم مثل شیرینی خامه ای حل میشه.دخترک فوق مهربونم:)
*بچه ها امروز اومدن بیمارستان که واسه جشن فارغ التحصیلی یه کلیپ تو فضای بیمارستان و مثلا در حال کشیک و cpr و تعویض پانسمان و غیره بسازن.یه قس
سلام
بعد از مدت ها خودم رو مجبور کردم بنویسم.هرچقدر که تونستم و از هر چیزی که به ذهنم اومد.
از همین حالا هم خسته شدم! اونقد حرف ننوشته و نگفته دارم که کلا قر وقاطی شده ذهنم ولی خب میشه نوشت کم کم.و از همین الانم هم بنویسم باز خوبه موضوع جدید دیگه اضافه نمیشه به نگفته ها
ده روزی میشه که داداش رفته تهران برای کارش و خب کار پیدا کرد و موندگار شد. دو سه روز پیش هم چمدون وسایلشو فرستادیم براش و این روزا هممون دلتنگشیم. این هم یه مرحله زندگی ما سه تا بو
مدح وسرود امام زمان ع ویژه عروسی
 بریز  ساقی دمادم می به جامم    مست مستم 
ازآن می که تولایش بنامم
مست،،،
که حُبّش برده از سر عقل هوشم،،،مست،،،
که مادر شیر به عشقش ریخته کامم
مست،،،

نخورده مست مستم،،بگیر مولا تودستم
شده عمری سر راهت نشستم  
مولا مولا حق پرستم
عزیزم زاروبیمار توهستم
جونِ جونم
بیا مولا هوادار توهستم
جون،،
ببخشا گر گنه کردم کم وبیش‌
جون،،
توگل باشی ومن خار توهستم
جون جونم
نخورده مست مستم،،بگیرمولا تودستم
شده عمری سرراهت نش
بسم الله الرحمن الرحیم
دور زندگی می کنیم، از همه ی خانواده
دیشب وقتی پدربزرگ و مامان جون و خاله هات داشتن با دخترک خداحافظی می کردن.
می گفت منم میخوام بیام گچساران
بهش می گفتن مامان نمیاد ها!
می گفت چرا میاد
شب که توی گهواره تش می ئادم باهام اتمام حجت می کرد که من فردا می خوام با پدر بزرگ و مامان جون و مامان ع برم گچساران
صبح بعد از نماز صبح راه افتادن همه و رفتن
دخترک توی گهواره خواااب.
چقدر ئل مامان جون و پدربزرگ نرفته براش تنگ شده بود
چقد
یکشنبه بیست و سوم تیر ماهامروز با هانا رفتیم کلاس نقاشی توی مهد کودکی که قراره بره مهد کودک   روز اول خوبی داشت. یه زنبور و یه قورباغه کشید      البته با کمک مربی    امیدوارم یه روزی برسه که شاهد پیشرفتش باشم 

دوشنبه بیست و چهارم 
جلسه دوم با یه مربی دیگه بود. این خانمه مربی نقاشی ثابته  اون دیروزی خاله کلاسشون بود    مربی از هانا پرسید میخوایی زرافه یاد بگیری؟  و هانا بعد از چندین دقیقه که سعی داشتم مجابش کنم که باید همکاری بکنه جواب داد که
سلااامم :)) 
من هدف بزرگی دارم و بخاطرش باید از خیلی چیزا دل بکنم :)) اینجا هم جزو چیزهاییه که باید ازش دل بکنم. به جونم بسته‌ست و سخته، اما باید بتونم :)) 
حرفی سخنی چیزی دارید بگید. تا آخر شب هستم فعلا :)) 
پی نوشت: امیدوارم بتونم سر قولم به خودم بمونم و چار روز دیه باز نیام '_' 
پی نوشت بعدی: دعام کنید که بتونم وقتی بعد کنکور برگشتم، سربلند باشم جلوتون [لبخند چپلوک]
  عروسی پیمان هم به خوشی تمام شد.
وقتی با ساقدوش هاش وارد سالن شد و یکی یکی با مهمان ها دست داد یا روبوسی کرد، بغضم گرفت. انگار تصویرهایی از گذشته تا حال پیش چشمم به سرعت مرور شد.
 شب خوبی بود؛ پیمان پرانرژی و شاداب بود و بچه ها از عادل و یوسف و رحمان و رامین و بقیه، سنگ تمام گذاشتند و لحظه های قشنگی شکل گرفت. خانواده ی داداش ایرج و داداش هوشنگ -که پسرعمو و دامادمان است- از قدیم یک خانه بودند و بچه هایشان با هم بزرگ شدند. از روزی که هر خانواده در یک
بسم الله الرحمن الرحیم./
بابا از خودت یاد گرفتم محبت به پدر رو ، از خودت یاد گرفتم عشق به همسر رو ، از تو یاد گرفتم بخشندگی رو ، تلاش رو ، شوخ طبعی در عین متانت رو . بابا فدای اون چشمای عسلیت بشم ! قربون خستگیات برم .
بابا جوونیت رو به پامون ریختی و حالا که چند تا خط کوچیک افتاده رو پیشونیت ، هنوزم حواست به تک تکمون هست . که کم نداشته باشیم ، که کم نیاریم . بابا شما خیلی بزرگی ! و من شاید خیلی دیر فهمیدم چقدر عاشقتم .
اما شما
بابا هنوز و تا همیش
طبیعتِ اینجا همون سبزی رو داره که من دوست دارم. سبزِ روشنِ اول اردی‌بهشت. یاد حرف چند سال پیشم میفتم که "هر سال اردی‌بهشت سفر کنیم". هم‌سفر ها سر و صدا راه انداختن و میخندن. دوست داشتنی‌ن. یه کم دور میشم ازشون. رو یه سنگ، وسط جنگل، تنها. هوا یه کم بادی‌ه. صدای درخت ها وحشت رو به جونم میندازه. پیش خودم میگم "من قوی هستم، من قوی هستم، من قوی هستم."بلند میشم، قدم برمیدارم. تپش قلبم رو حس میکنم. هر لحظه محکم تر. هر لحظه تندتر. مصمم هستم که جلو برم. نمی
بسم
الله الرّحمن الرّحیم»
خوب، راستش این است که در مورد بازگشت کتاب‌هایی که امانت می‌دهم چندان صبور
نیستم. نه این‌که خواندن کتاب‌هایم را به کسی پیشنهاد نکنم یا آن‌ها را امانت
ندهم، اما مثلاً چند هفته که از قرض دادن کتاب می‌گذرد، هی چشمم به جای خالی آن
کتاب در کتابخانه می‌افتد و با خودم می‌گویم: ای بابا! داداش بردار بیار دیگه
کتابو. چی‌کار می‌کنی؟» بدیهی است ‌که کسی که کتاب را امانت می‌گیرد، خوب است که
آن را در زمان معقولی بخواند و ب
بهار توييکه می آیی و دستهایمشکوفه می دهند ناغافل!تويي که با تمامِ خستگیباز هم آرامشی!باز هزار ستاره ی بی افولهزار پروانه ی بیقرارهزار شوق بی دلیل رادر خلوتِ آغوشِ من میریزی انگاربهار تويي. .شرح خستگی. یادش بخیر آن روزهای که نامش روزهای "خوب" بود.
روزهایی فارغ از هر تعلق.روزهای قلم به دست گرفتن های بی دغدغه، روزهای عاری از هرکپی و تایپ و.
چقدر خوب بود فقط و فقط برای تو نوشتن.از تو نوشتن روی کاغذ های کاهی  و به رخ کشیدن عطر ناب گل نرگس بر ب
این چند وقته کلی چیزا تو مغزم پر پر میزد که بنویسمشون.دلم میخواست بشینم یه گوشه و تمام ایده هامو منظم کنم و بنویسم.امروز بیشتر از هر روز دلم میخواد.ولی متاسفانه جمعه است و داداش خیلی فضولم خونس و نمیتونم بشینم و با خیال راحت بنویسم.دلم میخواست لپ تاپو بر میداشتم و میرفتم یه کافه ساکت و خلوت یه مدت زیادی تنها میموندم و مینوشتم.ولی خب مشکل اول اینه که صد نفرمیپرسن کجا میری با کی میری کی میای تنهایی ماهم میایم چرا تنها میری واز اون طرفم ن
دانلود آهنگ جدید پویا بیاتی بنام ماه ترین با بالاترین کیفیت










Download New Music Pouya Bayati – Maahtarin
ترانه و آهنگ : پویا بیاتی , تنظیم : وحید ادیب , میکس و مستر : مجتبی لطفی
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …










 
متن آهنگ جدید پویا بیاتی بنام ماه ترین :
یارا با دل ما کاش ندانی که چه ها کردی ما را با غم این عشق سراسیمه رها کردی بی تو عافیتی در طلب عمر نمیبینم بی تو جان به لبم آمده ای باور شیرینم مستم گرچه به دنبال می از وصل تو میگردم دس
تو مترو نشسته بودم ( بغل دستمم یه نفر نشسته بود )
داشتم تو برنامه گپ که یکی از دوستام گروه باز کرده بود چت می کردیم . . . ^_^
یه دفعه بغل دستیم بهم گفت:
به اون دوستت بگو مخ دختر رو نمیشه اونطوری زد . . . !!! O_o
حالا کاری به اون ندارم که از کجا فهمید اون دوستمه . . . +_+
برگشته میگه:
داداش به اون دوستت بگو اگه خواست براش کلاس آموزشی میذارم . . . @_@ دو جلسه اولم رایگان حساب میکنم.
با خودت هم که رفیقیم برا تو هم پنج جلسه رایگان میذارم. #_#
خلاصه اینکه نمیدونم چرا دوتا
گاهی فکر می کنم انیجا دنبال چیزی می گردم که اینجا نیست ، اما هنوزم منتظرم . یک ، دو ، سه ، چهار نفر تا حالا شمردم . نمی دونم چرا هرکی میاد طرف ما زود سیر میشه ! دوستان حقیقی که کمن ، این رفیق ما هم یه چند روزیه کم پیداست . گفتم شاید بتونم اینجا دوستان خوبی پیدا کنم .
بعضی از مجازی ها هستن که خیلی دوست دارم باهشون دوست بشم . بعضیاشون کلا سالی یه بار سر میزنن به وبلاگشون . چند تاشونم که نمی دونم چرا تا رفتم تو وبلاگشون و یه کامنت گذاشتم و سلام و احوال
متن آهنگ امین قباد به نام آره من دیوونم
Text Music Amin Ghobad Called Are Man Divoonam
با تمومه جونم منتظر می مونم آره من دیوونه م میدونم♩♪♬تو خیلی بد کردی اما برمیگیردی دنبالم میگردی میدونم♩♪♬♩♪♬با تمومه جونم منتظر می مونم آره من دیوونه م میدونم♩♪♬تو خیلی بد کردی اما برمیگیردی دنبالم میگردی میدونم
به لینک زیر مراجعه نمایید :
متن آهنگ آره من دیوونم از امین قباد
matnetaraneh.rozblog.com
دو سه روز مونده به امتحان و بخاطر تست زدن یکی از مسرا میرن خونه مامانم که خونه خلوت باشه وقتی هر دو با همند صدای بازیشون بلنده و نمیشه تمرکز کرد. امروز فسقلی جانم داوطلب شد بره مامانم خونه برادرم مهمون بودن و فسقلی هم خوش خوشانش شد و رفت اونجا. دوبار بهش زنگ زدم حرف زدم و الان که نه شب هست واقعا دیگه دلتنگیم اذیت میکنه انقدر دلتنگشم که ابدا نمیتونم تمرکز کنم. زنگ زدم که بچموو بیارین با دایی جونش رفته ددر. شازده هم بدتر از من هی میگه نمیخوام تنها
دانلود آهنگ جدید محمد طاهر چشمای خوشگلت
Download New Music Mohammad Taher Cheshmaye Khoshgelet
آهنگ جدید محمد طاهر بنام چشمای خوشگلت
چند وقت نبودم دردت به جونم چرا غم گرفتی بگو من که پیشت میمونم
گفتم حالم بده ولی من که دیگه خوبم ببین همه میگن این منم که میمونم

ادامه مطلب
۱سرچشمه بی نهایت عشق ، توييآغاز صفا، بدایت عشق ، توييجبریل به پابوس تو آمد ، زهرا !ای سوره کوثر ! آیت عشق ، تويي۲ معبود به صد کرشمه پرداخت تو رابا آب و گل بهشتی ات ساخت تو راای درد و دریغ هیچکس جز حیدرچون "  سوره قدر"، قدر نشناخت تو را۳ تا ام ابیهای پیمبر رفتهاز مصحف عشق ، نور کوثر رفتهتلخی غمش آمده امشب ، دیگرشیرینی زندگی حیدر ، رفته
https://www.instagram.com/p/BfMc23zBtCY/?taken-by=s.hhabibpour
 
تا خوابیدم شد ساعت7صبحمامان اینا ساعت9صب بیدارشدن و درحال جمع کردن وسایلا بودن حالا منم خوابم میمومد و هرکدوم شون از ی طرف منو صدا میکردن ک بیدارشد دیر شد دایی همش زنگ میزنه بیدارک شدم اصلا حوصله نداشتم چشام از بیخوابی پف کرده بود ابجی حاظرشد سریع و بادایی شون ساعت11رفت ماهم تا حاطرشدیم شد ساعت یک و طبق معمول همیشه دیر میرسیم یه جا توی راه یادمون افتاد ک قلیون و نیاوردیم روزش اصلا حوصله نداشتم ک ب مامان کمک کنم توی ماشینم بابا همش میگفت و
صبحش سنجش اعلامیه زد که امروز نتایجو میدیم.بعد چند دقیقه اون اعلامیه رو حذف کرد و اعلامیه جایگزینی زد با محتوای اینکه نه غلط کردیم فردا میذاریم! اکثر رفقا میگفتند که احتمالا همین امشب میزنن و واسه این گفتن فردا که سایت شلوغ نشه!! من هم از حدود ساعت هشت شب شروع کردم به رفرش زدن سایت سنجش!هر سی ثانیه یک رفرشاز جمله اعمال مشترک همه ی کنکوری ها در همه ی نسل ها!!» تا حدود ساعت ده شب این کار عبث و بیهوده رو تکرار کردم!دیگه بیخیالش شدم و گفتم بذار امشب
تنها تويي، که به تنهایی میخواهمتخم شده بر گیسوان نقره ای ستاره پوش تودر انتظار دست یافتن به عطر پیراهنت!ای دخترً بگو کجاست؟یخ پاره های چشمهای تو؟تنها، تويي که نقره پوش میخواهمت!تنها، در تنهایی خویش!تو تنهایی ات را در آغوش کشیده ای ومن تنهایی ام راآغوش هایمان را برای یکدیگر باز کنیمتا دلتنگی نفسی تازه کند!
سلام.
امروز
سه مرداده من سرکارم و از اینجا دارم برات می نویسم.هم برای خدای مهربونم
می نویسم هم برای اونی که امروز سیزدهمین سالگرد اولین آشناییمونه.سیزده
سال گذشت از اولین روز دیدارمون. از رویش جوانه عشقمون.عشقمون شده یه درخت
سیزده ساله. با اینکه ندارمت اما امروز حس خوبی دارم. انگار جشنه.
خوشحالم.میدونی خدارو شکر میکنم که تو سر راه من قرار گرفتی چون خیلی چیزا
بهم یاد دادی. و بودنت و حتی نیودنت باعث شد من سمت خیلیا نرم و خیلی
کارارو نکنم که ب
دانلود آهنگ تیتراژ سریال عطرعشق علی پارسا بمون واسم
در ادامه می توانید آهنگ سریال ترکی عطر عشق با صدای علی پارسا را دانلود کنید.
عشقت دنیامه؛ همه جا باهامه مهربونم هستم تا تهش با توبذار دستاتو روی شونمبارون بزنه نم نم؛ من و تو کم کم بشیم دیوونهحسم به تو بی اندازه ست یه امید تازه ست با تو توو خونه تو بمون واسم اگه روی تو حساسم
 دست من نیست که به تو پرته حواسمتو یه دنیایی؛ با اون چشمای رؤیایی تو بمون واسم اگه روی تو حساسمدست من نیست که به تو پر
دانلود اهنگ تو قلب من نشستی قلب منو شکستی تويي که راستی راستی (کیفیت عالی) لینک مستقیم

دانلود اهنگ تو قلب من نشستی قلب منو شکستی تويي

دانلود اهنگ تو قلب من نشستی قلب منو شکستی تويي
علی عبدالمالکی حرف نزن : دانلود آهنگ علی عبدالمالکی به نام . - نیک موزیک تو قلب من نشستی قلب منو شکستی تويي که راستی راستی گفتی منو میخواستی. با من از عشقت حرف نزن نزن نزن ابرای غم رو پس نزن نزن نزن
ادامه مطلب
الهے
"دردهایی" هست که با هیچ گوشی نمیتوان گفت.
گفتنی‌هایی" هست که هیچ قلبی محرم آن نیست.
الهے
"تلاش‌هایی" هست که جز به مدد تو ثمر نمی‌بخشد.
تغییراتی هست که جز به تقدیر تو ممکن نیست.
دعاهایی هست که جز به "آمین تو" اجابت نمی‌شود.
الهے
"قدم‌های گمشده‌ای" دارم که تنها هدایتگرش تويي.
"افکار آشفته‌ای "دارم، که تنها سامان دهنده‌اش تويي.
الهے
امروز مرا تو دعا کن .
برای من تو دعا کن .
بچه که بودم حسرت یه برادر بزرگتر رو داشتم. به نظرم یه برادر برای اینکه حامی باشه، باید بچه ی اول باشه یا حداقل چند سالی بزرگتر.
اما کم کم بهم ثابت شد برادر برای حامی بودن، نیازی به بچه ی اول یا بزرگتر بودن نداره . برادر تو هر سنی و هر شرایطی، میتونه یه حامی و دوست خوب باشه.
نمیدونم کی این موضوع رو فهمیدمشاید وقتی تو اولین اردوی دانش آموزیش برام کتاب خرید یا شایدم روزی که گوشواره های گل رو خرید یا روزی که باهم گل گفتیم و گل شنفتیم
عید ام
فامیلای عروس : یه اتاق خالی کنین و فرش وگل کاری کنین گل میاد خونه شما و گل نگهداری کنین
فامیلای داماد : چای تو چایدون / قند تو قندون / زن داداش خوش اومدی / حجله‌تو بالا ببندم از کدوم شهر اومدی 
راه بوشهر دور دور / آب بوشهر شور شور / ما میریم عروس بیاریم چشم دشمن بشه کور
فامیلای عروس: اومدیم اومدیم انشاله نگین دیر اومدیم راه دور و خرج سنگین یا بزرگون اومدیم 
خانم باربارا بیتز ۱۲۲۷ صفحه‌ کتاب نوشته با عنوان " معاینات بالینی و روش گرفتن شرح‌حال" که وقتی بخوانی اش _ تازه اگر کامل بخوانی _ یاد میگیری که چه طور از روی ظاهر مریض به مشکل درونی‌اش پی ببری. البته صرفا "یاد میگیری" و اینکه "بتوانی" هم خودش یک پروسه‌ی طولانی چند ساله‌ی سر و کله زدن با بیمارها را می‌خواهد. آن وقت ما ، انتظار داریم همه‌ی آدم‌های اطرافمان_بدون اینکه کتابی در مورد چگونگی شناخت ما خوانده باشند!_ از روی چهره‌مان بفهمند که دردما
پیام داد
+ سلام بابایی خوبی؟
- سلام چرا زنگ نزدید؟
+ بیرونم، امشب خونه بابا جونم نتونستم برم که ببینیشون ،ولی فردا حتما میرم.از اونجا زنگ‌میزنم بهت،خب چه خبرا؟
- هیچی مثل همیشه.
+ باشه پس اگه کاری نداری فعلا خداحافظی می کنم، اگه شد رفتم خونه بهت زنگ میزنم مفصل حرف میزنیم.
- باشه پس فعلا شبتون بخیر:)
- روز تو هم بخیر:)
---------------------------------------------------------------
زنگ نزد، حتما تا حالا دیگه خوابیده.
1. امروز حال نداشتم از ماشین پیاده شم داداشم رفت نون خرید بستنی نذری دادن بهش :| حالا اگه من میرفتم نون و خرما میدادن شانس نداریم که :|
بعد همزمان داداش من رفت تو صف اشتباهی جلو یه اقای رفتگر وایساد. بهش گفتم برو پشتش وایسا. رفت پشتش بعد پسره داداشمو فرستاد جلو. همچین چشمام قلبی شد :)) ادما هرچی هیچی ندارن مهربونترن :))
2. امروز همه تو خونه با هم دعوامون شد، بعد یهو تو اون فضای سنگین بابام زارت خورد زمین و همه پکیدیم :))
3. یه فیلم یافتم خیلی باحاله. Level 1
قطعه موسیقی جدید از محسن میرزازادهآهنگ اصیل (قِزا رَمِه دوکان دار)
.::: دانلود آهنگ  :::.
کەچکا کۆردانیتۆ سا مە جانی(ۆە رفش و هیژاشێرین زمانی)رەفشێ چاڤان لای لای لای لایخادی جان مالا مە دانیخادی جان مالا مه دانی((دختر کوردی .جان منی.زیبا و ارزشمند و شیرین زبان. زیبایی چشمات کاردستم داد))سیوا ئە غازیتۆ سرونازیلە ناۆ هە ڤالانتۆ سەر فرازیژە جانی من لای لای لای هەوالا من چە دخۆازیدلالا من چە دخۆازیای سیب اوغازی .ای سروناز.که بین دوستانت سرافرا
توی جمع هایی که خواسته ناخواسته الان باهاشون درگیرم( دانشگاه، فامیل، یه عدهی متفاوتی از دوستا، فامیلای دور) ، هی میگن کاش یکی بیاد از این وضع نجاتمون بده ( این وضع: وضعِ مسخره ی نارضایتی از استاد، وضعِ تعصب بیخود شوهر، وضعِ کنترل ببش از اندازه ی والدین و .)
اون لامصبی که شرایط رو تغییر میده، خودتی. اون لامصب تويي که جای یه کاری کردن، داری غر میزنی حالیته؟ نه جداً حالیته؟ تويي
متاسفم، تو به خودت نیاز داری
این روزا روزای خوبی ندارم


این روزا روزای خوی ندارم
روزگارم بی تو داره میگذره
باورت میشه تموم عمرمو
بیقرارم بی تو داره میگذره
فکر اینکه نبینم تورو یه وقت
مثل یک خوره به جونم افتاده
نکنه نیای نبینم نباشم
ترس و دلهره به جونم افتاده
. یابن الحسن کجایی ، کِی میشود بیایی .
فکر اینکه نبینم تورو یه وقت
مثل یک خوره به جونم افتاده
نکنه نیای نبینم نباشم
ترس و دلهره به جونم افتاده
اگه دنیا هم به کام من بشه
کمِ بی تو زیادم نمیشه
اگه اینجوری بخوای تموم ب
شب اول زندگی‌ام تو بیمارستان (امیر مازندرانی ساری) گذشت. البته من مشکلی نداشتم که بریم خونه، مامان جون بعد از عمل، شرایطش مساعد نبود.
شب اول بعد از بیمارستان، شیرگاه خونه بابابزرگ بودیم.من همه‌ش گریه می‌کردم. مهمونا رفتند، من با قدرت بیشتری ادامه دادم!
ساعت یک بامداد، دل بابا جونم برام (برای مامان جون؟) سوخت. گریه‌ام بند نمی‌اومد. گرسنه‌ بودم و نمی‌تونستم شیر بخورم. اومد بغلم کرد و یه دور تو خونه منو چرخوند و همه جا رو نشونم داد. خیلی زود ه
معجزه، معجزه، معجزه! معجزه محمد (ص)، معجزه عیسی (ع)، معجزه ابراهیم (ع)، معجزه موسی(ع)
تعریفمون از معجزه‌ها چیه؟ معجزه‌ها کی اتفاق می‌افتند؟ آیا تا به حال در زندگیتون معجزه رخ داده؟ 
تعریف من از معجزه در زندگی اینه: " افتادن یک اتفاق درست در زمانی که امیدی به رخ دادنش نیست!" 
به نظر من قرار نیست توی زندگی معمولی ما، عصایی تبدیل به اژدها بشه، ماه از وسط نصف بشه یا آب رودی شکافته بشه! چون من یک ولی نیستم، من یک آدم معمولی‌ام. همین که صبحت رو با صدای
امروز یک مرداد است :) تاریخی که در قلب من جای دارد نمیدانم برای اینکه یک روز خاص شود دقیقا چه اتفاقی باید بیفتد باید عاشق شد یا نمیدانم!
اما میدانم خاصی این روز برای من در زیباترین پارادوکس دنیا نهفته است!امروز من با یک گریه سرشار از زندگی خاص میشود:)❤همان روزی که زندگی را به بهانه ی گریه ای اغاز کردی :)گاهی وقتا خود را سرزنش میکنی و میگویی کاش پسر میشدم!اما نمیدانی که با دختر شدنت چه دنیایی را برای من بنا کردی:) 
شاعر نیستم که زیبا ترین شعر
سلام:)
خوب خسته وکوفته طوری با بدن درد برگشتم خونه، کارای حسابم رو دختر عمه سریع ردیف کرد و صنف هم برام امضا زدن که من توی بندر ساکن و مشغول کارم که دسته چکم هم بیاد، که بتونم باهاش اون چک ضمانتی مبلغ بالایی رو که شرکت ازم خاسته رو خودم بدم، چون مبلغ یک میلیارد تومن بود نمیتونستم از خانواده بخوام همچین ریسکی رو بکنن، برا همین تلاشم کردم که دسته چک به خودم بدن که خیلی هم سخت بودولی شکر خدا انجام شد، مثلا نوبتم شده بود توی بانک بعد باید یک معرف ام
پس کى تهران کنسرت میزارى داش گلم
sargol.azizianAliiii bodiiiieshqiiii❤️❤️❤️
7.avaaa_29چقدر قشنگ نگاهتون میکنه
saharmosafer683عـــــــــــــالیالان اون بچه نشسته وسط جمع فامیلاشو داره تعریف میکنه از دیشب،اخ ک چ پزی میده و پزم داااره واقعا
royagolriz20@vida.htc
alirezaalipour_22❤❤
yasamanezahraای جانم!
zeinab.afkari.78
alirezatalischi_farimaBehtrin jn
miss_samaneh_ss❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
shakilia3655عععععععششششققققققییییی
mobina.v23چقددد سفید بهتون میاااااادبهترین رنگه براتونننننو این مدل مو هم خیییییلى بهتون میااااد خی
یه دوستی دارم توی حوزه کاری ما و کلا تو زمینه کاری ترانسفرماتور غولیه برا خودش و همه به سرش قسم میخورن طوری که همه مدیرهای نیروگاهها شماره مستقیمشو دارن ،هم سن و سال خودمونه ولی یه استعداد ذاتی خاصی تو این زمینه داره و در رابطه با کارش همه نرم افزارهای مرتبط با کارشو بلده، چند روز پیش که باهاش سر یه پروژه بحث میکردیم بهم تعریف میکرد: یه وقتایی باید اینهمه مهارت و استعداد و دانش رو کنار بذاری و ادای گوسفند در بیاری تا بچه ت یه قاشق غذا بذاره ده
تمام روز به انتظار تبغزل تخت را بخوانم  شبگهی لیلی ،گهی مجنون بسترگهی دشمن به خون،گه تل خاکستر نیامدی،تر شدم ،عزیزبسان زهر،هلاهل شدم ،مریضنپرس از برای من هم؟آری! مقصر تويي!به خواب دیده امازدست رفته توييقسم به صبح صادق از خواب زود پریددلم که نام تورااز دهان همی شنیدتو یاد نمیکنی مرا ومن هردمبیاد تواشک میرود از هردودیدهآهِ پر دردم مرا زدست خود گرفته ای و برده ایبه دست غم دل من را سپرده ای؟نشد که این رسم عاشقی   ،تو.بگذریم   حضرت ع
من یه دخترم 
دختری که خدا رو شکر می کنه که تو شونزده هفده روز عادی ام خدا رحم می کنه و اگه تا لبه می رم پرت نمیشم پایین (اوایلی که حسین قطع کرده بود خیلی اوضاع خراب بود خیلی خیلی زیاد یادمه که دقیقا اول ماه رمضون بود و یادمه یه روز روزه ام نصف شد) 
صبح پاشدم 
رفتم دستشویی 
اینکه دستشویی ما کثیف میشه توسط داداش اول و پدر تقصیر منه؟ 
ولی اینکه تنبلیم میشه تمیز کنم چون وسواس دارم تقصیر منه باشه 
چون می دونم که اگه تمیز نکنم پشنگ و پشنگ و شستشوی بیشت
یادم نمیاد ثانیه ها چه ساعتی⏰ رو نشون میدادن فقط میدونم همه چیز از اون خندهکده شروع شد.از روزی که تو پاتو گذاشتی تو خنده کده و شدی یاور.ثانیه به ثانیه زمان میگذشت و همین ثانیه ها من رو بیشتر بهت نزدیک کردن.همین ثانیه ها باعث شدن دلیل نایستادن قلبم بشه وجود تو⁦‍❤️‍⁩.همین ثانیه هایی که گاهی وقتا ترس از دست دادنتو میندازه تو دلم.همین ثانیه هایی که باعث شدن تو بشی اولین دوست صمیمیم و اسمت تو خونمون بیشتر از اسم دوست های مدرسم به زبون بیاد.
قلب
رفیق خوب اونیه که در تمام لحظه های غم و شادی کنار تو باشه
حرفت رو بخونه قبل از اینکه خودت بخوای چیزی بگی
و حالت رو بهتر کنه فقط با بودن کنارت
روزتون مبارک قشنگای من :))
حنای عزیزم روزت مبارک عشقولم
ایمانی نمیدونم میخونی یا نه ولی روزت مبارک رفیق قشنگم
ماجده و یگاانه دوست داشتنیم روزتون مبارک
ارام و فائزه عزیزم روز شماهم مبارک ☺
مریم عزیزمم روز تو ویژه مبارک ☺
پریسا سادات گل ملینای عزیز روزتون مبارک
نیلو جان بهار جان روزتون مبارک
محمد جواد
این پست با حس زیبای موسیقی خاتون عزیزم نوشته شده. همزمان پلی کنید و بذارید موسیقی به پست من، روح بِدَمه :)
امشب ماه گرفت. مثل سال‌هایی که دبیرستانی بودم و هرشب ساعت‌ها محو آسمون شب می‌شدم، رفتم که بین ستاره‌ها دنبالت بگردم.
شهر پر از نور و چراغ‌های اضافه بود. ندیدمت. دلم برات پر کشید. دنیا تنگ تر شد.
میدونی! وقتی دل آدمیزاد قد یه سر سوزن می‌شه، هیچ دو دوتایی، چهارتا نمی‌شه. بیا امشب رو تا صبح زیر طاق آسمون کنار هم بمونیم. مثلا عطرت بپیچه تو
پست تیارا رو خوندم
یاد نوه خاله های خودم افتادم
سه تا نوه پسری داره با یدونه دختری
بچه دختر خاله م که ساکته
اما امان از دوتا بچه اولی های پسر خاله م
چند روز پیشا اومده بودن خونه مون
وحشیه وحشیه
با چشم غره بهشون نگاه می کردم
مامانشون انگار نه انگار
عاقا ما بچه کوچیک خونه مون نداریم خب وسایل دکوری زیاد تو خونه س
سعی هم میکنیم خوب نگه داری کنیم
اونوقت این وحشیا به هیچی رحم نمی کردن
من اگه سه تا کره خر زبون نفهم مثل اینا داشته باشم واقعا سعی میکنم ت
یکی از دوستان گفتن راجع به اون موزیک هایی که قرار شد رفيقم برام بیاره هم بنویسم . راستش این تعطیلی های لعنتی شروع شد و رفيقم هم رفت که رفت دیگه ندیدمش . به احتمال زیاد هفته آینده موزیکا به دستم برسه . اما تو این پست آهنگ No Surprises از Radiohead رو پیشنهاد میدم .
تکست رو هم تو ادامه مطلب قرار دادم :)


A heart that's full up like a landfill
A job that slowly kills you
Bruises that won't heal
You look so tired-unhappy
Bring down the government
They don't, they don't speak for us
I'll take a quiet life
A handshake of carbon monoxide
With no alarms and no surprises
No alarms
سلام خوبین خبری نیست ازتون
زندگی من خیلی تغیر کرده اصلا همه چی عوض شده خیلی هاگرگ شدن خیلی ها بد شدن
خود من رفيقم رو که وضع مالی خوب نداشت رو انقدر مسخره کردم و تحقیر شد حالا وضعشون داره تغیر میکنه ولی من گره افتاده به کارم تازه دارم خیلی چیز ها رو میفهمم 
E.A:خودت رو باور داشته باش
سلااااااااام سلاااااام سلااااااام سلااااااام خوبید؟منم خوبم!جونم براتون بگه که پریروز رفتیم دو کیلو سبزی قرمه و یک کیلو سبزی کوکو و یه کیلو هم سبزی آش گرفتیم و برگشتیم خونه یه چایی خوردیم ساعت سه و نیم بود شروع کردیم به پاک کردن سبزیها ، کوکو و قرمه رو که تموم کردیم من رفتم مشغول شستنشون شدم و آش رو هم پیمان تنهایی پاک کرد و اونم بعدا من شستم و بعدش همه رو پیمان جدا جدا خرد کرد و منم کیسه کردم و روشونو نوشتم و گذاشتمشون تو فریزر تا اینکه ده دق
 اکرم خانم امروز یه مقدار خرید کرده بود. زنبیلش سنگین بود و با زحمت اونو می برد. احمد داشت تو کوچه بازی می کرد. اکرم خانم رو دید که داره چقدر اذیت می شه. سریع دوید سمت اکرم خانم وگفت:
سلام اکرم خانم ،اجازه بدین من اینو تا خونه براتون میارم. اکرم خانم گفت: سلام به روی ماهت، خدا خیرت بده پسر مهربونم. ان شا الله دست به خاک بزنی طلا بشه. بگیر مادر که از نفس افتادم. احمد هم زنبیل رو گرفت و تا خونه اکرم خانم برد. اکرم خانم باز ازش تشکر کرد و یه دونه شکلات
یک پای ثابتِ حرف هایم تويي.اما میگذارمت کنار آینه ی غبار گرفته ی ایام و چند صباحی می خواهم خود را غرق کنم در ازدحام همین دنیا،اصلا می خواهم از خود تهی باشم و هجوم ببرم به پهنه ی لایتناهی امواجی که می گویند بی زاری از آن بی معناست!هی بال و پرم را بکوم به دسته ی قلمی لرزان و واژه های محبوسِ در اسارت را، جاری کنم روی سپید صفحات مجازی و حرف هایی را بنویسم کهبیشتر به کار مردم می آید تا جان اسیر خودم. شاید به پاس آزادی روح کلمات، از اینجا عبور کنم و م
4شنبه غروب رفتیم طالقانطالقان رو واسه استراحتش دوست دارم،چند هفته س قبل از طالقان رفتن كار اسكله و مصیبت های بنادر رو دارم و میرم طالقان فقط میخوام فراموشش كنم و بس.دوشب خوب خوابیدم و با پشه گزیدگی و خوردگی كنه برگشتم و تمام بدنم میخاره اما می ارزه.زمین رو هنوز درست نكردم و پول هم دستم نبوده اما ایشالله تا 2 هفته دیگه یه حركتهایی میزنم.5شنبه قربونی كشتیم واسه نفس و گوشتش رو قسمت كردیم،كله و سیرابی رو هم تمیز كردم اما دلم نبود خودمون بخوریم
Amir Tataloo
Khaar
#AmirTataloo
میدونی خار که میگین چیز بدی نیس
کارش محافظت از گل اما بازم خاره
میفهمی خار
تنها دعام اینه که بمونی برام
با حرفاتو صدات روحو نوازش میکنی
چشات دنیامه هر صبح تو همه دنیامو بازش میکنی
با خنده هام عشق میکنی
دلمو با خنده خامش میکنی
تو تنها دلخوشیم بودی
همیشه جون بهم میدن لبات
من فقط با تو زندگی نمیکنم
زندگی میدم برات زندگی میدم برات
دل من خون و داغونه برات
تو میدونی 
همه چیزو از تو این چشای خستم میخونی
بدنم روح نداره وقتی تو نیستی
همیشه یکی از سوال های مهم زندگیم درباره خودم این بود که:من چرا انقدر فوتبالی ام؟اول من داداش ندارم :)اصلا فوتبال بازی نکردم حالا نمیشه گفت اصلا ،خیلی زیاد دوبار اونم شاید .
بابام خیلی فوتبالی نیست و اصلا تیم مورد علاقش با من فرق داره:|
مامانم هم ضربه شدیدی از فوتبال دیدن من خورده .
یه بار فوتبال ایران و یادم نمیاد کجا رو داشت،من داشتم نگاه میکردم و گوشی مامانم هم دستم بود داشتم بهش ور میرفتم بعد یهو ایران گل زد من از شدت خوشحالی گوشی از دستم پرت
دانلود آهنگ جدید میثم ابراهیمی به نام سنگدل
Meysam Ebrahimi - Sangdel
تنظیم : مسعود جهانی ؛ ترانه سرا : مهدی دارابی ؛ گیتار : کیان دارات
+ متن ترانه سنگدل از میثم ابراهیمی
این حالی که دارم تو ساختی واسم / این کاره نبودم تو دادی یادم
که عاشقت باشم دلمو ببازم / بیشتر از جونم تورو میخواستم

ادامه مطلب
هر چی فکر می‌کنم نمیتونم خودم رو آروم کنم تنهایی.
مادر
سلام.
من باز اومدم اینجا. 
مصاحبه که تموم شد ته دلم گفتم کاش قبولم نکنن.
از بس که دودلم. کاش حداقل اونها منو نمی پذیرفتن تا از این فکر کردن ها راحت می شدم.
مادر، هنوز نمیدونم میخوام واقعا که کار کنم؟ اونم کارِ کارمندی؟
کاری که همیشه نقدش کردم و به آسیب هاش برای یه #خانم فکر کردم. 
بغض دارم، نمیدونم چرا.
به شدت دلتنگم.
تو مصاحبه دوم وقتی شرایط رو بیشتر و بهتر توضیح داد فهمیدم این کار چیزی نیس
1. آقا من بعد راه افتادن کارگاه علاقه مو به غذا پختن، غذا خوردن، ظرف شستن و سایر موارد خونه داری از دست دادم!!! و دست پختم به طرز فاجعه ای بد شده :(
2.خانمای شاغل! شماها واسه شام چی درست میکنید؟!! من وقتی برمیگردم اونقدرخسته م که جمله همیشگیم اینه: "خیییلی خسته م. حوصله ندارم شام درست کنم! نون و پنیر بخوریم؟!!"
3. گفتم خواهرزاده همسر منتقل شده یه شهری نزدیک اینجا. البته نزدیک از اون جهت که ما تا شیراز 1400 کیلومتر راه داریم! وگرنه 300 کیلومتر اصولا نزدیک
بخاطر یه سری اتفاق بین جلسه قبلی کلاس با این جلسه ای که فردا قراره برم یک هفته فاصله افتاد و خب مفتخرم به عنوان یک دقیقه نودی عرض کنم حتی یک صفحه از سنگین ترین تکلیف تاریخ ،رو هم ننوشتم
لیکن با شعار مکن ای صبح طلوع میریم جلو و در همین حین به امید معجزه هیچ تلاشی نمیکنیم:)
بعدا نویس:همین الان به استادم پیام دادم که بپرسم فردا کلاس داریم یا نه که خب ازونجایی که مرز های گرامر زبان مذکور رو درهم شکستم یه پیامم فارسی بهش دادم که اصلن منظورمو متوجه شه
چه دنیای کوچیک و عجیبیه! فکر نمیکردم دوسال از پست یکی مونده به اخرم گذشته باشه فکر نمیکردم بازم دوسال از زندگیمو حروم کرده باشم منی که هربار با خودم عهد میبندم. عزیزم شش سال زمان کمی نیست نمیدونم حسم بهت چیه به تويي که تاحالا یه بارم لمست نکردم به تويي که تو ذهنم بوی عطری یه بوی عطر تند که اصلا دوست ندارم، به تويي که سرتا پا تفاوتی با من به تويي که یه نقطه نظر مشترکم نداریم، نمیدونم چرا دوستت دارم نمیدونم چرا هربار میبخشمت نمیدونم چجوری یادم
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب