نتایج پست ها برای عبارت :

رمان همخونه ای استاد

دانلود رمان عاشقانه همخونه از مریم ریاحی



دانلود رمان عاشقانه همخونه از مریم ریاحی


در
اين مطلب از سايت کافی نت ونوس ، رمان عاشقانه دیگری را براي دانلود شما
دوستان قرار داده ايم . رمان همخونه یکی از رمان هاي زیباي عاشقانه نوشته
خانم مریم ریاحی است


 


 





نام کتاب : همخونه


نویسنده : مریم ریاحی


تعداد صفحات : ۲۲۹ صفحه


زبان کتاب : فارسی


موضوع : رمان عاشقانه


نوع فايل : PDF
دانلود جدید ترین و بهترین و زیبا ترین و قشنگ ترین رمان هاي ايرانی و خارجی و دانلود رمان شفق
دانلود رمان شفق با فرمت هاي pdf  apk و دانلود رايگان کامل ترین نسخه هاي رمان شفق و دانلود رايگان
بهترین و جدید ترین و قشنگ ترین و زیبا ترین و باحال ترین و دانلود رمان شفق با فرمت هاي pdf  apk
زیبا ترین و جدید ترین رمان هاي سال اخیر و دانلود رايگان رمان شفق با فرمت هاي مختلف و دانلود رمان شفق
قشنگ ترین زمان هاي امروزه و دانلود رامان هاي جدید و باحال از نویسنده
 
قشنگ ترین و باحال و زیبا ترین رمان هاي ايرانی با فرمت هاي مختلف و دانلود رمان دژکوب با فرمت هاي pdf و apk
زیبا ترین و کامل ترین نسخه هاي رمان دژکوب و دانلود رايگان رمان هاي ايرانی و خورجی و دانلود رمان دژکوب
دانلود رمان دژکوب با فرمت هاي  pdf  apk و دانلود کامل ترین نسخه هاي رمان دژکوب و دانلود رايگان با لینک مستقیم
بهترین و جدید ترین و کتاب هاي ايرانی و خارجی با فرمت هاي مختلف و دانلود رمان دژکوب با فرمت هاي خوب

ادامه مطلب
سلام دوستان عزیز و علاقه مندان به کی پاپ و کی درام و رمان هاي اون ها !در حال حاظر من  در حال کامل کردن اولین رمان خود یعنی رمان عشق و حقیقت ( لی مین هو و پارک مین یانگ ) هستم .
علاقه مندان می تونند با مراجعه به وبلاگ  کافه وی درام و کی پاپ هم اين رمان و هم رمان هاي دیگر را دنبال کنند .
از اونجايی که اين پست قرار پست ثابت وب مون بشه من اخبار جدید اين رمان را همین جا به روز می کنم 
براي مشاهده کامل رمان اينجا کلیک کنید 
براي مشاهده فصل ۱ اينجا کلیک کنید
دانلود رمان همسر کوچک من با فرمت هاي pdf  apk و دانلود رايگان کتاب هاي ايرانی و خارجی و دانلود رايگان با لینک مستقیم
دانلود رمان هاي جدید و باحال ايرانی و خارجی و دانلود رمان همسر کوچک من با فرمت هاي عالی و خوب
قشنگ ترین و باحال ترین و جدید ترین و زیبا ترین و جالب ترین رمان هاي خارجی و ايرانی و دانلود رمان همسر کوچک من
دانلود رمان همسر کوچک من با فرمت هاي مختلف و دانلود رايگان رمان جدید همسر کوچک من با لینک مستقیم
بهترین و جدید ترینو زیبا ترین رما
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه یه خبر میخواستم بدم که تقریبا براي من و ترمه جون ( نویسنده رمان عشق نهفته ) مهمهمن و ترمه جان تصمیم گرفتیم یه رمان ماکانی رو باهم شروع به نوشتش کنیم و اين رمان ماکانی اصلا عاشقانه نیست و هیچ ربطی به خواننده بودن رهامیر نداره پیشنهاد میدم بخونید و مطمئنم لذت میبرین اين رمان اسمش ( افسار زندگی) هستش که با مشارکت مشاور وبلاگمون خانم رضوان نعیمی و به ما کمک میکنه !!ممنون میشم اگه طرفداراي رمان من و رمان عشق نهفته ب
همیشه واسه شروع پست دادن مشکل داشتم مثلا میدونستم وسطش چی بايد تايپ کنم یا اخرش اما اولش رو نه.
دیشب به اصرار هاي زیاد مادر مجبور شدم برم و توی مراسم هايی که اقوامش تدارک دیده بودن شرکت کنم
اونجا اونقدر زمان زیادی براي گریه کردن و ضجه زدن به مردم داده بودن که تونستم حدود 50 صفحه باقی مونده از کتاب "شیطان و دوشیزه پریم" رو بخونم.
کتاب خوبی بود و طبق معمول نتونستم عکس خوبی هنگام مطالعه ازش بگیرم
تنها بودن اين مشکلات رو هم داره
نه یه همجنسِ همخونِ
اينروزا در بین خانواده ی 7 نفره اي زندگی میکنم ک ساکن یکی از شهرستاناي لندنند. همخونه شدن با اين آدمها گاهی انچنان مات و متحیرم میکنه ک یادم میره تمام روز نت ندارم و دلم خوشه همین حس هاي کوتاهه. حسی ک خیلی زود جاشو ب تموم اون ساعات کسل کننده ی سابق میده.فعلا دلم خوشه ب همین خوشیاي کوچیک.#هعی
یعنی کاوه چکار کرده بود؟ چرا همچین بلايی سرش اورده بودن؟! کاوه هر چقدرم در حقم برادری نکرد. اما باز سايه  و تکیه گاهی بود که دلم حداقل به بودنش خوش بود. به اينکه اگر روزی، جايی گرفتار شدم لااقل برادرم هست. بلاخره که دستم را میگیرد. درسته کاوه براي ستايش پدری نکرد اما ستايش دلش به بودن پدرش خوش بود. اما کاوه بد کرد. نه به خانوادش ! بلکه به خودش، به زندگیش، به ايندش. چرا بعضی از ادمها با اينکه میدونن راه زندگیشون رو اشتباهی رفتن باز به اون راه ادام
سلام
یکی از همخونه اي هام میخواست بره پیش یکی از دوستاش تو خونه اون زندگی کنه ولی چون قراردادش تا آپریل سال بعد بود، بايد به یکی اجاره میداد. وقتی برگشتم از ايران، دیدم یه آقاي 40 ساله کچل با تاپ و شلوارک مشکی، کلا یه وضع ترسناکی اون اتاق رو اجاره کرده. در گام اول میخواستم همخونه اي رو خفه کنم چون انتظار داشتم به دانشجو اجاره بده. ولی خب کم کم دیدم آدم خوبیه. 
داستان اين رو بخوام بگم، با دوست دخترش(29ساله) تو شهر Quebec که نمیدونم، فکر کنم 6 ساعت با اي
تعدادی استاد دانشگاه رو دعوت کردن به فرودگاه و اونا رو توی یک هواپیمانشوندن و وقتی درهاي هواپیما رو بستن از بلندگو بهشون اعلام کردن که:اين هواپیما ساخت دانشجوهاي شما ست !وقتی اساتید اين خبرو شنیدن همه از دم اقدام به فرار کردن!همه رفتن به سمت در خروجی جز یه استاد که خیلی ریلکس نشسته بود !پرسیدن : چرا نشستی؟ نگو که نمی ترسی!!استاد با خونسردی گفت :اگه اين هواپیما ساخت دانشجوهاي من باشه عمرا اگه روشن بشه  :))))))))))))))خوب درس بخونید هواپیما بسازید :)
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست

دوست نادیده اي در اين صفحه براي بنده نظر گذاشته بود که درمورد مجموعه داستان "تخران" هم چیزی بنویسم.
ضمن تشکر از لطف آن عزیز بايد بگویم از انتشار تخران الآن بیش از 6 سال میگذرد و اگرچه هنوز قرص و محکم از آن مجموعه داستان دفاع میکنم اما به نظرم آنچه بايد درموردش گفته میشد گفته شده و هر کس مايل باشد میتواند نقد و نظرها را با یک جستجوی ساده بیابد.
حالا بیشتر دوست دارم خبر بدهم که انشاالله در کمتر از یک ماه دیگر قرار
پس از اعلام راه اندازی وبسايت شخصی استاد محمود مهرمحمدی» همزمان با مراسم نکوداشت ايشان در 13 مهر 1397، اکنون با تکمیل بارگذاری محتوا، اين سايت به طور کامل فعال شده است. علاقمندان می توانند از طریق لینک زیر به وبسايت استاد دسترسی داشته باشند.
استاد محمود مهرمحمدی
من هم مثل خیلی از شماها کتاب خوندن رو با داستان‌ها و قصه‌ها شروع کردم. بعد آروم آروم کشیده شدم سمت رمان‌هاي ايرانی و خارجی. دوران نوجوانی بیشتر به رمان‌ها و داستان‌هاي فانتزی و علمی تخیلی علاقه داشتم. بعدها گوش به زنگ بودم ببینم کی چه کتابی می‌خونه تا من هم اون رو بخونم. توی دانشگاه بیشتر از هرچیزی کتاب شعر و رمان می‌خوندم. تا اينکه یه روز به نظرم رسید چه کار بیهوده‌اي! چرا به جاي اين همه داستان ماجرايی، نبايد بشینم و یک کتاب علمی‌تر بخون
پیرمرد و دریاي ارنست همینگوی در نگاه اول یک رمان ساده است و داستان ساده‌اي دارد. به قدری ساده که وقتی کتاب را براي اولین بار تمام کردم، چند دقیقه‌اي ذهنم به اين پرسش مشغول بود که چرا بايد پیرمرد و دریا جايزۀ ادبی نوبل بگیرد؟ چه چیزی در کلمات پیرمرد و دریا جریان دارد که آن را در مقايسه با دیگر رمان‌هاي هم‌عصرش ممتاز می‌کند؟ چرا اين رمان از دیگر رمان‌هاي همینگوی بايد محبوب‌تر و معروف‌تر شود؟
حال که زادروز ارنست همینگوی است و نوشتن از او ب
فقط دلم می‌خواد اين چند روز یه نفر اسم اين نویسنده رو جلوم بیاره؛ الآن چند روزه درگیر ویرايش یه رمان ششصد صفحه‌اي از ايشون هستم که ورژن امریکايی رمان‌هاي کاربرهاي نودوهشتیاست؛ یعنی همون‌قدر مزخرف.
حالا اينش به من ربطی نداره؛ ولی کتاب مزبور استراحت، آرامش و سه تا دیدار دوستانه رو از بنده گرفته.
قبلا گفته بودم سرعت ویرايشم پايینه، خدا رو شکر خیلی خیلی بهتر شده؛ ولی براي اين کار هنوز زمانم کمه، احتمالا امشب و فردا شب خواب ندارم.
اين چند روز
تعداد صفحات : ۲۷۷
خلاصه اي از داستان رمان:داستان روايت‌گر زندگی (محسن)، پسری است که به دلايلی از شهر خود دور شده و در شرکتی مشغول به کار است. زندگی محسن در تنهايی و انزوا خلاصه می‌شود تا اينکه متوجه رازهاي پی در پی همین زندگی ساده و به ظاهر آرام می‌شود.رمان سنتر
سحر شده،خواب به چشمم نمی ايد.کتابها دور و برم پخش شده اما من چهار ساعت سرم در یک کانال اجتماعی بوده و یک رمان دنباله دار را بی هدف صفحه زده ام.دوران دبیرستان را سالهاست که پشت سر گذاشته ام.سالهاست که من بزرگ شده ام اما هنوز گرفتار رمان و داستان و زندگی نامه ها هستم.سرم که در کتابی فرو می رود .بلند شدنم سخت است.نه بی نظمی هال حالم را به هم می زند و نه اشپزخانه نامرتب.من چهار ساعت به همین نقطه میخکوب شده ام و کتاب خوانده ام.پیش ترها حال مادر را با کت
امروز بالاخره بعد یک ماه رفتم مطب استاد!آخراش بود که یه خانم و آقايی اومدن و شرح حال گرفتم و منتظر بودم استاد بیاد! خانمه بعد کلی خوش صحبتی پرسید دانشجویی؟ سال چندی!؟ قصد نداری از ايران بری؟!
گفتم سال پنج و چرا اتفاقا قصد دارم! داشتم با خودم میگفتم "کی قصد نداره آخه تو اين اوضاع" که یهویی گفت شمارتو به من بده.! ما یکی از آشناهامون تازه از امریکا اومده! سیتیزنه و استاد دانشگاه! دنبال یه دانشجوی پزشکی میگرده (عَجَب!) که باهم برن! قسمت بود شمارو دید
داستان کوتاه چیست؟ داستان کوتاه حجم خیلی کمی نسبت به رمان دارد در داستان کوتاه نویسنده نبايد به حاشیه پردازی کند. داستان کوتاه شامل  داستانک داستان بلند و داستان نیمه بلند است.  بحث  ما، داستان کوتاه است. داستان کوتاه معمولاً بین ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷  و ۸ صفحه است. داستان کوتاه ممکن است هزار کلمه دو هزار کلمه یا پنج هزار کلمه داشته باشد. داستان  کوتاه تنها یک شخصیت قهرمان دارد. یک شخصیت در تمامی حوادث حضور دارد. زندگی یک فرد یا نهايتا سه شخصیت
استاد عشق : داستان پرپیچ و خم زندگی نابغه ايرانی، پرفسور حسابی
 
استاد عشق ، ايرج حسابی
معرفی:پدرشان آنها را از ايران برد لبنان بعد هم رهايشان کرد. فقیر شدند و غریب، اما عجیب اينجاست که با هزاران بیچارگی دست و پنجه نرم کردند ولی اينقدر موفق بودند که همه ی ما را خجالت می دهند…فوق العاده جذاب است اين کتاب!
رمان نویسان، خود محصول دوره و زمانه و جامعه‌اي هستند که در آن زندگی می‌کنند.» اين گفته روشن می‌کند که با تغییرات جامعه، رمان نیز تغییر می‌کند و شکل تازه‌اي به خود می‌گیرد.
کارلوس فوئنتس در آغاز مقاله‌ی سروانتس و نقد خواندن می‌گوید:
اگر از من بپرسند عصر جدید از چه زمانی آغاز شد، می‌گویم از آن زمانی که دن کیشوت لامانچا در سال 1605 میلادی دهکده‌ی خود را ترک گفت، به میان دنیا رفت و کشف کرد که دنیا به آنچه او درباره‌اش خوانده، شباهتی ندارد.
ب
دانلود رمان عاشقانه حباب رنگی pdf + رايگان


دانلود رمان عاشقانه حباب رنگی


 دانلود رمان: حباب رنگی
  نوشته: الف_صاد
  ژانر: #عاشقانه#اجتماعی
  تعداد صفحات کتاب: پی دی اف 255


 


 







براي دانلود رايگان روی لینک زیر کلیک کنید

http://venusnet.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%b1%d9%86%da%af%db%8c/
دانلود رايگان نمونه سوالات راهنمايی و رانندگی 98 pdf, مهم ترین و پر تکرار ترین
مرشد و پیری که چشمان کم سویی داشت روزی از یکی از مریدانش، خواست که از طرف او به معشوقش نامه اي بنویسد ،مرید هر چه که استاد در وصف معشوق گفت را نوشت، فردا بازهم از او خواست همین کار را انجام دهد، اما نامه عاشقانه تر از روز قبل بود ، اين کار روزها پشت سر هم تکرار شد.آنچه مرید را به تعجب وا می داشت آن بود که استاد نامه ها را در گوشه اي نگاه می داشت و آنها را به معشوقش ارسال نمی کرد، اما  روزی رسید که استاد دیگر از شاگردش نخواست تا برايش نامه بنویسد،
بعد از چهار ماه زنگ زدن و پیامک بازی با استاد،بالاخره ترم دوم کلاس شروع شد. وقتی کلاس تمام شد و من و الهه گیج و خسته بودیم.با خودم میگفتم اين وسط یک چیزی تغییر کرده.استاد و حرف هايش که همان قبلی ها هستند ،شايد من تغییر کرده ام.جنس نگاهم،جنس شنیدنم
منتظر اتوبوس بودیم که به الهه گفتم: فکر نمیکنی حال کلاس عوض شده؟ انگار یکی به داد فکرهايش رسیده با کلی هیجان گفت چراااا،اصلا خوب نیست.تمام مسیر باهم حرف زدیم از برو باباهايی که استاد پاي نظراتمون درب
تعداد صفحات : 620
خلاصه رمان :  
داستان درباره دختری به اسم هلنا هستش که بعد از تحویل مادرش به اسايشگاه پسر صاحب خونه از خونش دزدی میکنه و با گفتن خبر دزدی به صاحب خونه , صاحب خونه اونو میندازه بیرون و تا اينکه با اشنا شدن با یک خانم….
رمان سنتر
آقاي سلمان محمودی، یکی از دانش آموختگان کارشناسی ارشد رشته مطالعات فلسطین دانشگاه تهران  در روز شنبه هفتم مهرماه ماه 1397 از پايان نامه خود دفاع کرد. "اسباب التقارب و الابتعاد فی العلاقات السعودیه الامریکیه" عنوان پايان نامه اين دانشجوی رشته مطالعات فلسطین بود. دکتر هادی برهانی: استاد راهنما؛ دکتر سلطان نژاد: استاد مشاور؛ دکتر اسماعیل اقبال استاد داور خارجی و دکتر رحماندوست استاد داور داخلی اين پايان نامه بعد از شنیدن دفاعیات دانشجو، آن ر
با کلی بگیر وببند وسختی بالاخره کلاس نقاشی استارت خورد.استاد دختری رو با انواع مدلها محک زد .دختری یه مدل دختر که درحال کتاب خوندن تو طبیعت بودانتخاب کرد.خیلی با دقت وحساسیت از رنگ وقلم مو ها استفاده میکرد که استاد گفت:اين یعنی مهارت و شروع موفقیت. خلاصه که خوب پیش رفت.جالب وهیجان انگیز بود.مهربان باشیم. 
تعداد صفحات : 304
خلاصه رمان : 
 داستان در مورد زندگی شمیمه.دختری که پدر و مادرش واز دست داده و باخاله اش زندگی میکنه. سختی هاي زندگی از یه طرف و سخت گیری هاي خاله اش هم از یه طرف دیگه باعث میشه که شمیم از اون خونه فراری بشه.ولی دست تقدیر سرنوشت دیگه اي روبراش رقم زده.زندگی میخواد روی خوبش و بهش نشون بده. روزگار اون و سر راه خانوم بزرگ قرار میده کسی که خونه اش قراره براي شمیم تبدیل به یه کلبه امن بشه و سرنوشتش طور دیگه اي رقم بخوره
پايان
تعداد صفحات : 468
خلاصه رمان :  
دختری به اسمِ الناز از خانواده اي معمولی با دغدغه هايِ یک زندگیه عادیدختر شیطون …سرِ یک دنده بودن، در یک بازیه کودکانه راهی رو انتخاب
میکنه که توش علامت سوال زیاد هست….
رمان سنتر
با خودم عهد کرده بودم که براي هر کتابی که می‌خوانم مفصل بنویسم تا اين طوری مجبور باشم دقیق‌تر بخوانم. اين مطلب نشانی از عهدشکنی‌ست. شايد پاری اوقات مجبور به اين کار شوم. و اما بعد؛

پايیز؛ نوشتهٔ الی اسمیث
اولین رمان جدی بعد از برگزیت که از اولین مجموعه از چهارگانهٔ فصل‌هاي سال اين نویسنده است (به گمانم دو فصل دیگر هم منتشر شده‌اند). رمان شاعرانه با جریان سیال خیال است. گاهی کلمات طنین دارند و آهنگین هستند (چیزی مانند سجع). یکی از نکات جالب د
استادی داشتم 
که دیگر رغبت نوشتن نداشت ولی دوست داشت مباحثت کند. 
شاگردان سوال می کردند و جواب نمی داد یا دعواي آن داشت که اين سوالات ساده چیست؟ مطلبی بگو و سوالی! 
آرام آرام ، دیگر کسی از او نپرسید و همه‌ی سوال کنندگان به طرفی دیگر می رفتند. و هیچکس از استاد سوالی نمی پرسید.
استاد را تنها دیدم ، گفت : بپرس. 
گفتم : هنوز به مطلب جدیدی نرسیدم تا بپرسم. 
گفت : بگو ، گفتم : والا ؟ چیزی ندارم. هم اکنون چیزی ندارم. 
گفت : اشکان فهمیدم! 
و از فردا قدر سوال
تعداد صفحات : 828
خلاصه رمان :  
اگر تمايل به خوندن اين رمان دارید،جلد اول رو از همین سايت می تونید دانلود کنید وبخونید با همین اسم "پاورقی زندگی" جلد اول رو حتما بخونید چون نصف داستان توی جلد اول اتفاق می افته .در جلد اول خوندید که پسری در اثر تصادف بینايی خود را از دست می دهد بعد از گذشت دو سال خانواده اش تصمیم می گیرند براي او همسری انتخاب کنند.
داستان به سمتی کشیده می شود که دختری به اسم مریم سر راه او قرار می گیرد و باقی ماجرا.
در جل
تعداد صفحات : ۳۳۴
خلاصه اي از داستان رمان:
 
بوفالو، نیویورک: آبشارهاي رعدآسا، تیم هاي ورزشی بزرگ و… لرد خون‌آشام‌ خائنی که به آرامی عقلش را ازدست می دهد.راجموند گرگر یک خون‌آشام‌ و ارباب بی چون و چراي نیویورک سیتی است. او مطیع هیچکس به جز ارباب خود نیست. کریستوف، لرد خون‌آشام‌ تمام شمال شرقی آمریکا است و پايگاهش در بوفالو و نیویورک سیتی است. او خون‌آشامی پیر است… خیلی پیر. فهمیدنش آسان است چون به آرامی درحال از دست د
یکی از استادامون برامون کتابی گرفتن که از خود نویسنده به دست ما رسیده؛ که از قضا خود ايشون داخل کتاب یه چیزايی یادداشت کرده؛ براي من خیلی هیجان انگیز بود که یادداشت مستقیم نویسنده رو بخونم. بنابراين اون کتاب که دست نوشته نویسنده رو داشت خودم برداشتم. و خدا رحم کرد که خودم برداشتم؛ چون یکی از همکلاسی هام گفت من اگه باشم پاکش میکنم خودم مینویسم. فکرشو کن میخاست دست خط نویسنده کتابو پاک کنه!!!! 
یه رسم خیلی خیلی خوبی تو کشورهاي اروپايی هست که نو
"ما براي آن‌که ايران گوهری تابان شود خونِ دل‌ها خورده‌ايم."او همیشه براي وطنش خواند.امروز نهمین سالروز درگذشت استاد محمد نوری» صداي ماندگاری است که رنجِ دوران بُرد.استاد
محمد نوری» موسیقی را زبانی جهانی و از آنِ تمام اقوام و ملت‌ها
می‌دانست. وی طی پنج دهه بیش از سیصد قطعه‌ی آوازی اجرا کرد او همچنین به
تقریر و ترجمه‌ی مقالات و سرودن اشعاری براي ترانه پرداخت و در سال‌هاي
پايانی عمرش چندین اجرا به نفع بیماران خاص داشت.صداي او براي ن
راستش خیلی دوست ندارم شخصی بنویسم؛ اما دیدم اگه بخوام همینطور پیش برم اصلا نمی‌نویسم. اين شد که گفتم حداقل با اتفاقاي سادۀ روزمره اينجا رو به‌روز کنم.
حرف‌هاي روزمره: شنبه رفتم پیش استاد ش و کل ناامیدیم رو توی یه سؤال نشون دادم؛ صادقانه بگم زود وا دادم. از نیمۀ بهمن توی مؤسسه مشغول کار شدم و تقریبا تمام اين مدت اوضاع سفارش‌ها همین‌طور بود. بدیش اينجاست که فرداش (یعنی دیروز) ظهر یه کار خوب بهمون دادن، شب که اومدم خونه یکی از مشتری‌ها که عید
نام کتاب: کلت طلايی
نویسنده: SILVERSEA HORSE
ژانر: پلیسی، عاشقانه
ناشر: رمانسرا
تعداد صفحات: 271
خلاصه‌ی داستان:
داستان در مورد دختری به اسم یگانه است که به اجبار، به راه خلاف کشیده شده و به یک قاتل تبدیل می‌شه و حالا می‌خواد انتقام بگیره و…
 
فرمت قابل دانلود: پی دی اف و اندروید
دانلود رمان کلت طلايی با فرمت پی دی اف
دانلود رمان کلت طلايی با فرمت اندروید
 
توضیحات:
۱- کاربر عزیز، براي دانلود کافی‌ است بر روی لینک هر فرمت کلیک نمايید.
۲- براي باز کردن
دستش را روی دهانم گذاشت و گفت: -تورو خدا دیگه نگو. من مقصرم. میدونم. اعتراف کردم. حالام حاضرم هرجوربخواي تنبیه بشم تا جبران بشه. از پشت پرده اشک به چشمانش خیره شدم و بعد خندیدم و گفتم: -تنبیه؟؟؟ هر چی که بگم؟ -آره. قسم میخورم قبول کنم. -تنبیهت اينه که از حالا تا دنیا آمدن بچه دیگه حق نداری تنها سفر بری. - اي به چشم. اصلا هر جا خواستم برم اول ازت اجازه میگیرم .خوبه قربونت برم؟؟؟ -حالاشد پايان امیدوارم از خواندن اين رمان لذت برده باشید.مو
دانلود کتاب رمان دختر خراب,دانلود رمان
عاشقانه,دانلود رايگانرمان دختر خراب,دانلود رمان دختر خراب بدون
سانسور,دانلود رمان دختر خراب,دانلود رمان ايرانی

خلاصه اي از رمان دختر خراب


نمیدونم بايد چی بگم و از کجا شروع کنم اما بهترین کلمه براي شروع بدبختی و بدشانسیه

دو تا بچه بودیم و البته تنی هم نبودیم من و برادرم کیوان…….پدرم عرق خور و معتاد و ……هر اشغالی

که نبايد باشه بود و مادر هم از اون بد تر یه زنیکه خیانت کار تمام عیار که وقتی بابام
دارم به اين فکر میکنم چقدر کار خوبی کردم که به حرف خواهرم گوش دادم و کتاب ملت عشق رو خوندم. گاهی اوقات  خیلی با الا همزاد پنداری میکنم. چقدر شبیه اين زن بودم! و چقدر نصیحت ها و حرفهاي شمس به من تلنگر زدند. چه خوب که بعضی از نویسنده ها همچین رمان هاي اموزنده و تکان دهنده اي مینویسند. یک جوری که فکر میکنی اين رمان فقط براي اينکه تو متحول بشی نوشته شده! گاهی اوقات بعضی از قانون هاي شمس چنان منو تو فکر فرو میبرد که واقعا زمان رو فراموش میکردم. وقتی دا
سر کلاس دوست نداشتنی فیزیک ۲ با استاد سخت گیرمون بودیم که وسط مبحثاي پیچیده برگشت گفت کیا اين فیزیک رو دوس دارن؟ پنج نمره میدم به کسايی که بگن دوس دارن. بار اول یک نفر دستش رو برد بالا و استاد گفت ۵ نمره بهت میدم. بار دوم گفت یه فرصت دیگه میدم هرکی بگه دوست داره ۵ نمره میگیره. اينبار نصف کلاس دستاشون بالا بود. بار سوم پرسید و تعداد بیشتری به دروغ دستشون رو بالا برده بودن تا نمره بگیرن و بغل دستیم در حالی که دستش رو بالا گرفته بود توی گوشم زمزمه م
محسن مشکلات خانوادگی فراوانی داشت مداوم دربیمارستان میخوابیدومستقیم به داروهاي اعتیادآوروصل میشد.وقتی کسی به اوسرنمیزدپروانه تنهافردی بود که سمتش میرفت.پروانه فردی داراي نفوذمالی بوداين نفوذمالی رابواسطه رمان هاي محسن دربازارزیرزمینی رمان بدست آورده بود براي محسن مهم اين بود که به فردی تکیه کند که اگربگویدنروآن فردنرودوپروانه اين خصوصیت را داشت ازهرلحاظ پروانه و محسن به یکدیگرتاابدالدهرمیآمدندچون هردوزیرقسم و سوگندی که یادکرده ب
هرمان هسه آلمانی را بسیار پسندیدم .عجیب و غریب انگار شخص خود من است! انقدر انگار شخص خود من است که احساس می کنم دندانهاي پیشین فک پائینش هم مثل مال من به جرمگیری  احتیاج دارد!
هیجان انگیز ترین چیزی که دمیان دارد می گوید اين است که در تو کسی هست که از همه چیز تو خبر دارد و ریز و درشت خطاهايی که از تو سر می زند از اراده او نشات می گیرد و او سعیش را می کند که تو را به شکل منحصر به خود شخص خود تو به راهی ببرد که دلش می خواهد. به راهی که نهايتا کل زندگی ت
یه استاد داشتیم که فامیلیش انیران بود. اواسط ترم مادرش فوت کرد و دقیقا اولین روز کاریش بعد از سوگواری، جلسه‌ی ما بود. توی فتوکپی دانشگاه بودم که چندتا از دانشجوهاي ارشدش داشتن آگهی تسلیت چاپ می‌کردن تا مراتب احترام و همدردی خودشون رو ابراز کنن. مسئول دستگاه به خاطر شلوغی و سر و صدا نتونست درست و واضح اسم مورد نظر رو بشنوه و تايپ کرده بود امیران. پرینت که گرفت پسرا دادشون دراومد که آقا اشتباه زدی، انیران نه امیران، ولی اون همچنان باور داشت ک
یه پست توی فیس بوک یه نفر دید که نوشته بود یکی از استادا، بعد دو سال تحمل بیماری به دیار باقی شتافت. 
تعجب زده شد! گویی هیچ وقت باخبر نشده بود.
تاریخشو نگاه کرد. خبر واسه سه سال پیشه!
یادش اومد کم کم که مراسم ترحیم هم توی دانشگاه با هم برگزار کردن. اينکه با دختر اون استاد حرف زده بود.
اينکه استادو توی دانشگاه توی اون دو سال دیده بود. اينکه یه درسو از بخش برق دانشکده گرفته بود و استاد بهش گفته بود که از من فرار کردی؟
.
انگار یه قسمتی از خاطره هاي ا
دوره کارشناسی یه استاد داشتیم کلاً هر کی میرفت اتاقش میگفت چی میخوری قهوه . چاي و. همه چیز داشت. میگفت هر چی میخوايد بردارید. تعارف نداشت . یه شکلاتاي سوئیسی هم داشت خواهر زادش براش میفرستاد شکلات تلخ98% .میخوردی دپینگ میکردی انگار . انقدر هشیاریت برمیگشت!!. خالص خالص بود :)))
الانم یه استاد داریم میری اتاقش؛ خودشون هر چی دارند تو کشو و روی میز تناول میکنند دریغ از یه تعارف :)))
خیلی خوبیه :)) البته دروغ نباشه رفت یه پارچ آب آورد گفت خواستی بخور
دیروز رفتم انجمن خوشنویسی شهر خودمون.
یه استاد خیلی خیلی کار درست پیدا کردم.
اوستاد سابقم به زور بهمون سرمشق میداد، میگفت برید خودتون یه چیز بنویسید.
ولی اين استاد، هر هفته سرمشق میده.
به علاوه خط خودکار هم کار میکنه.
بچه هايی که الان در نستعلیق هم سطح من هستن، خط خودکارشون در حد شکسته نستعلیقه، ولی من.
خلاصه که اوصیکم به اوستاد خوب.
در کلاس هاي آنلاين همانند کلاس هاي حضوری دقیقا ارتباط قوی و ماثر بین زبان آموز و مدرس ايتالیايی برقرار میشود. هیچ شکی در اين مورد نیست. به عنوان نمومنه ما در کلاس هاي حضوری، حضور فیزیکی استاد و زبان آموزان را درک میکنیم. در اين حضور فیزیکی استاد و زبان آموز با یکدیگیر صحبت میکنند و ارتباط آن دو برقرار می شود. اين اتفاق دقیقا همانچیزی است که به مراتب با هزینه بسیار کمتر در کلاس هاي آنلاين میان استاد و زبان آموز رخ میدهد. چراکه در کلاس هاي آنلاي
بالاخره کتاب صد سال تنهايی رو تموم کردم . با
اينکه چند فصل اول زیاد جذاب نبود چون بیشتر درگیر یادگیری اسامی شدم ولی به مرور
داستان جذاب شد . خب همونجور پشت جلد نوشته شده سرگذشت 6 نسل از خانواده بوئندیا
هست که محکوم به تنهايی هستن و جالبی داستان اينجا بود که سرگذشت اجداد براي نوه
ها هم تکرار میشد . تو اين رمان علاوه بر مسائل روزمره خانواده بوئندیا به مسائل
ی نیز پرداخته شده و نبرد بین حزب آزادیخواه و حزب محافظه کار و همچنین مبارزه
کارگرا
تا حدی دشوار می‌نمايد در مورد نویسنده‌اي که من‌او»یش مرا به رمان‌خوانی ترغیب کرد، و سیاهٔ صدتايی‌ رمان فارسی‌اش مرا به جهان کلاسیک رمان غربی آشنا کرد، و نشت‌نشا» و سرلوحه‌ها»یش مرا علاقه‌مند به مقالات فارسی کرد، تند و تیز نوشت. اگر بخواهم در مورد ر ه ش» صادقانه و خلاصه بگویم همین کافی است که تمام غلط‌هاي سادهٔ داستان‌نویسی را به سادگی می‌شود در اين رمان پیدا کرد. مثلاً چه؟ زنی که شبیه مردها حرف می‌زند (احتمالاً موی فرفری دارد،
آشنايی با شخصیت هاي داستان
نگین:نقش اول-دختر رضا بهرام و ریحانه سامانی-17 ساله-باهوش
رضا بهرام:رئیس شرکت خصوصی تبلیغات و بازرگانی نو-همسر ریحانه سامانی-پدر نگین و ايمان-51 ساله
ریحانه سامانی:32 ساله-مادر ايمانو نگین-تک دختر-دختر خانواده پولدار-دختر رئیس سابق شرکت تبلیغات و بازرگانی نو
نورا فرامرزیان:زن دوم رضا بهرام-27ساله-دختری از خانواده نامشخص اما از مادر پیرش نگهداری میکند.
ايمان:20 ساله-جوان-عاشق دختری که در اينترنت با او آشنا شده-دوست باز-
کلاس زیست ترم  5 دختران استاد طغیانی از روز یکشنبه 1398/05/20  به سه روز زودتر یعنی پنج شنبه 98/05/17  انتقال یافت .محل کلاس دفتر مرکز المپیاد است (نه مدرسه سلام) . ساعت برگزاری 8 تا 11:15            مرکز المپیاد شهر
بالاخره امتحاناي ترم چهارمم از یازدهمه تموم شده بالاخره یه تابستون دیگه اومد و اين تابستونم اول آخر تکرار ناپذیر میشه برا خودش با همه ی خوبی ها و بدیاش از بیستم دوره ی خودکاویم شروع میشه و سرم یکم گرم میشه طبق معمول از بیکاری خسته شدم و اطرافیانم متعجب مامان امروز میگف دختر تو کلا یه هفته تايم استراحت داری ولی همونم نمیتونی تحمل کنی راس میگه روز مرگی اذیتم میکنه اونم نه یکم خیلی خیلی زیاد دلم تنوع میخواد دلم تجربه هاي جدید میخواد و چال
تعداد صفحات : 1000
خلاصه رمان :  
 یک داستان عاشقانه است با تم ورزشی …ماجراي یه آدم که که مثه بقیه آدم ها دنبال آرزوهاشه …اما اينبار مشکلاتی سر راهش قرار گرفته که به خواست تنها ربطی نداره … اينبار بحثه بودنه … بحث اثبات کردن … بايد بگه “هســــــــــتم” تا بقیه هم بشنون و بدونن…پايان خوش
“راوی اول شخص و دختر هست”
 
رمان سنتر
سلام خدمت استاد فرهیخته گرامی، شرکت در دوره هاي آنلاين زبان ايتالیايی واقعا به من کمک کرد تا زبان ايتالیايی را با کمترین هزینه و واقعا با بالاترین کیفیت یادبگیرم. من کسی بودم که با شرکت در کلاس هاي آنلاين با استاد خیلی مخالفت داشتم. اما ايشون خیلی زحمت کشیدند و با راهنمايی هاي واقعا مفیدشون من را در مسیر درست قرار دادند. باورم نمیشه که یکجا تونستم به معناي حقیقی کلاس هاي آنلاين را تجربه کنم. 
الان دارم مقاله علمی- پژوهشی را که ماهها قبل نوشتم اصلاح میکنم. براي چند مجله فرستادم ریجکت شد، چاپ مجله رانت شده. بايد اسم یه استاد کنارش باشه و گرنه هیچ وقت چاپ نمیشه.
براي استاد راهنمام فرستادم گفت مقاله خوبی است در حد چاپ است. اصلاحیه داد.
تمرکز ندارم و گرنه خیلی وقت پیش تمام شده بود. امروز بايد هر جور شده داده هاي آماری را جمع و جور کنم و براي استادم بفرستمش.
دانلود:   دانلود نسخه موبايل    |    دانلود نسخه با کیفیت:       |    حجم فايل: 9 مگابايت
 



استاد رائفی پور - نفوذ یعنی» قسمت چهارم
09/05/1397



استاد رائفی پور - حمايت از کالاي ايرانی »
09/05/1397

 


استاد رائفی پور - حفظ نظام یا حفظ آبروی مفسدین ؟
09/05/1397

 


استاد رائفی پور - نفوذ یعنی» قسمت سوم
09/05/1397



استاد رائفی پوز - نفوذ یعنی» قسمت دوم
16/04/1397

 


استاد رائفی پوز - تحریف نامه 2 »
16/04/1397

 


استاد رائفی پوز - چرا آمریکا می‌خواهد قیمت نف
 رمان عاشقانه، خود محصول دوره و زمانه و جامعه‌اي هستند که در آن زندگی می‌کنند.» اين گفته روشن می‌کند که با تغییرات جامعه، رمان نیز تغییر می‌کند و شکل تازه‌اي به خود می‌گیرد.
کارلوس فوئنتس در آغاز مقاله‌ی سروانتس و نقد خواندن می‌گوید:

اگر از من بپرسند عصر جدید از چه زمانی آغاز شد، می‌گویم از آن زمانی که دن کیشوت لامانچا در سال 1605 میلادی دهکده‌ی خود را ترک گفت، به میان دنیا رفت و کشف کرد که دنیا به آنچه او درباره‌اش خوانده، شباهتی ندار
کلاس زیست ترم  1 پسران استاد طغیانی از روز دوشنبه 1398/05/21  به دو روز زودتر یعنی شنبه 98/05/19  انتقال یافت .محل کلاس دفتر مرکز المپیاد است  . ساعت برگزاری 8 تا 11:15    
و کلاس زیست ترم  5پسران استاد طغیانی از روز دوشنبه 1398/05/21  به دو روز زودتر یعنی شنبه 98/05/19  انتقال یافت .محل کلاس دفتر مرکز المپیاد است  . ساعت برگزاری 14:45 تا 11:30   مرکز المپیاد شهر
یکِ خردادِ یک هزارُ سیصدُ نودُ هشت
پیش بینی یه روز به خاک رفته
براي جلسه ی استاد یه بخش اعظم کار انجام ندادم !! پر واضح است که استاد باز گند میزنه به سرتاپامون .
براي کلاس ساعت 8 صبحمون دوتا مقااله نیاز داشتیم که اونم آماده نکردیم !! باز سرکلاس  بايد متوسل شیم به آیه الکرسی که استاد گیر نَدِ !!
جلد 1،2،3 بر جاده هاي آبی سرخ تموم کردم . یه تناقص عجیبی در کتاب دیده میشه !! میرمهنا زرت و زرت تو کتاب دزدی میکنه بعد آق نادر اصرار دار بگه اون دزد دری
​صفحۀ ۳۳۹ بودم، ۱۱ صفحه بیشتر نمونده بود کتاب تموم بشه که وسط‌هاي صفحه از حس طعم یه رمان خوب ايرانی مطمئن شدم. سبک و روايت و راوی و شخصیت‌پردازی و زمکان و بیان و کلی اصلاحات ادبی دیگه رو می‌تونم پشت‌سرهم زنجیر کنم و براي هرکدوم یه صفت بذارم؛ اما به‌جاي همه‌چی می‌گم اگه دنبال یه رمان خوب ايرانی هستید سمفونی مردگان نوشتۀ عباس معروفی رو بخونید.تیرگی‌هاي داستان چندبرابر روشنی‌هاشه و نویسنده هیچ رحمی به شخصیت‌هاي بی‌نواش نکرده، هیچ رحم
من در شهرستان بودم و حدود دوتا مدرس ايتالیايی عوض کردم. یکبار با آگهی استاد آشنا شدم و مشکلم رو به ايشون گفتم. در کنار ساير راهنمايی هاشون شرکت در کلاس هاي آنلاين رو به من پیشنهاد دادن. چون دیدن من خیلی روی کلاس هام وسواس دارم شرکت در جلسه آنلاين رو به من پیشنهاد دادن. بازخورد خوبی از کلاس گرفتم و تصمیم گرفتم در جلسات بعدیش هم شرکت کنم. البته خود استاد واقعا خوب درس میدادن و منم دیگه اصلا مدرس عوض نکردم. جالبه بدونین که آزمون استرنی رو با نمره 80
اولش یه جوی بود که ما رو گرفت رفتیم پیش استاد که آهاي استادِ جان ،فلان کنفرانس در دیارم برگزار میشه یه مقاله بدیم دورهمی و بریم  شهرمون . استاد یه نگاه عاقل اندر سفیه به من کرد و گفت : جوجه فکلی دو هفته دیگه بیشتر وقت نمونده چه جوری وقت میکنی برو رد کارت (صد البته که استاد زیباتر گفتن ولی اينجانب مضمونش فرمودم). خلاصه ما رفتیم رد کارمون . 
یه هفته به انتهاي تايم ، استاد ايمیلی زدن که فلانی جویاي مقاله ی کنفرانس شهرتون ، بیا که برات یه سورپر
یکی از استادام دوستِ "فرزند "خالمه .حالا استاد یه درس احمقانه .بیخود !همش پسر خاله ام میگه استادتون فلان .استادتون بیسار .!هی میگه سر کلاس فلانی نروها .‌!اتفاقا دیروز با فلانی بودم .فلانی گفت .فلان!
خالم هم گفت اتفاقا استادتون دیروز اومد ناهار خونمون.آبگوشت داشتیم و اينا.!
امروز استاد محترم تو گروه پیام داده که هفته دیگه نیايد کلاس.میگم حتما خونه خاله صدیقه دعوته .
مامان یه جوری بهم چشم غره رفت که تا دو ساعت فقط گلهاي قالی رو میشمرد
تعداد صفحات : 775
خلاصه رمان :  
گاهی قسم می خوری به خاطر مردمت از جون مايه بزاری و گاهی توسط همین مردم قضاوت می شی ،قضاوتی که درد داره و کمر خم می کنه از مردانی که داغ هاي زیادی تو سینه دارن به خاطر همین قسم ،قسمی که زندگی رو زیر و رو خواهد کرد و بی رحمانه به اخرین داشته هات چنگ خواهد زد
اين قصه، قصه دو مرده که زندگیشون گره خورده به گروهی که خلاف هاشون رگ غیرت مردان شهر و شادابی جوونه هاي سرزمین رو هدف گرفته 
دومرد با دودیدگاه متفاوت که
بتلفیلد ۵ یک بازی ویدئویی در سبک تیراندازی اول شخص است که توسط استودیوی دايس وابسته به الکترونیک آرتز ساخته و توسط الکترونیک آرتس در ۲۰ نوامبر ۲۰۱۸ براي پلتفرم‌هاي پلی‌استیشن ۴، مايکروسافت ویندوز و اکس‌باکس وان منتشر شد.رمان سنتر
روز ۲۴ مهر۹۷ شنونده سخنان استاد حسن عباسی عزیز بودیم . موضوع برنامه .زندگی دوم جامعه دوم بود و بخشی از جلسات ۳۰۰تا۴۰۰ کلبه کرامت یا موضوع سبک زندگی و زناي ذهنی ارائه شد . کلبه کرامتهاي کامل رو از سايتشان دریافت کنین
اين جلسه در سالن اجتماعات مجموعه انجمن اسلامی دانش آموزان در خیابان ابوحامد کرمان برگزار شد . 
کارگاه تخصصی رايتینگ و اسپیکینگ رايگان آیلتس کرج 
گروه آیلتس استاد مهدی شهبازی با همکاری موسسه زبان البرز اقدام به برگزاری کارگاه تخصصی آیلتس به منظور پاسخ به نیاز همشهریان کرجی نموده است. مدرس دوره : استاد مهدی شهبازیتاریخ دوره : هفته سوم خرداد ماه 
 
براي ثبت نام ، آدرس و اطلاعات بیشتر با شماره 09128350891 تماس حاصل فرمايید. 
http://mahdishahbazi.ir/
دوستان عزیز اين رمان به زودی در اين وب قرار داده خواهدشد
نام:عشق ابدی ولیعهد
نویسنده:خودم
موضوع:روايت زندگی یک ولیعهد که عاشق یک دختر فقیر و یتیم میشود
توضیحات کلی رمان:

ولیعهد روزی به شکار میرود و طی یک اتفاق سوریا را می بیند و به او
علاقه مند میشود و با روشی خود را به سوریا نزدیک میکند تا بتواند دل او را به دست
بیارد


نقش ها:
سئو وو در نقش:سوریا(ممکن است تغییرکند/شخصیت اصلی)
در مورد شخصیت عشق ابدی ولیعهد:

اين دختر جوان 21ساله پدر و مادر خود را
+تو سطحی‌یی.تو سطحی‌یی. نمی تونی. نمی تونی.الان نشستی و به خیال خودت داری فکر میکنی، اما نمی تونی. 
÷چرا میتونم. اونقدر بهش فکر می کنم تا بتونم.
+کِی اون وقت؟ تا شنبه میخواي دست دست کنی؟ نمیشه که. معلوم نیست.
÷میشینم کتاباي مورد علاقه‌مو دور می کنم؛ میشینم رو کاغذ ویژگی هاشو مینویسم.از دل شخصیت هام شخصیت خودمو در میارم.
+هی کتاب. کتاب. اره خب. کتاب نسبتا زیاد خوندی. ولی چه فايده وقتی نشستی قلم بزنی. عرق بریزی. اون همه ايده ی در نطفه مرده. اون ه
سلام
یکی از معضلات ما تو دوره ارشد اين بود که ما سابقه کار صنعتی داشتیم و بالتبع نوع نگاه و سوالامون هم صنعتی بود،‌ ولی تعداد استادايی که کار صنعتی کرده بودن و از صنعت چیزی سرشون میشد بسیار کم.

یه بار با یکی از اساتید تو یکی از کلاس ارشد بحثمون شد!
هرچی سوال ازش میکردیم بلد نبود! کلی هم مدعی بود واس خودش. بعد نیم ساعت بحث علمی و جواب ندادن بی دلیل  شروع کرد به نق زدن و غر زدن که شرايط فلانه و براتون کار نیس و بايد ازین مملکت رفت و جوونا با چه امید
× با دانشگاه تهران حرف یه همکاریهايی شده، اگر خدا بخواد فعالیت‌هام رو اونجا بايد کم کم شروع کنم. هفته ی بعد با اهرايی ها قرار دارم، با استادم، قرار شد براي استاد دیگری تولد بگیریم و سورپرايزش کنیم و بعد بشینیم در مورد طرحی که قراره آغاز کنیم، صحبت کنیم. البته با حفظ موقعیت در تربیت مدرس. یاد حرف آن استاد بزرگوار در شهید بهشتی میفتم که میگفت تو یک اهرايی نفوذی هستی.
×× مامان رفته پیش دکترش و دکتر بهش گفته که سرکار خانمممممممممممممم چه
میدونم واقعی نیست. میدونم شدنی نیست. میدونم وقتی با خدا شوخی میکنم اون صداي خنده فقط توو ذهن خودمه. میدونم گرفتن دستت توو خواب نشونی بر دوست داشتن من نیست. میدونم وقتی به گربه ی شل و یه چشم خرابه بغل مارکتی که همیشه وقتی میگی سايز کوچیک دستکش ظرفشویی میخوام، سايز بزرگشو میده، میگم "به خدا نمیخوام اذیتت کنم" نمیفهمه چی میگم.میدونم وقتی به گنجشکهاي گرسنه تووی تراس گفتم فردا بیان قول میدم براشون برنج بذارم، نبايد انتظار داشته باشم بیان.مید
ترم ۸ کارشناسی، دم امتحانا یه سری اتفاق برا من افتاد که حسابی رو نمره‌هام تاثیر گذاشت. اين جوری که بهتون بگم، انقلاب رو که کلا منبعش ۷ تا از نامه‌هاي امام خمینی بود، شدم ۱۲ :| (البته بعدا یه سری از اين کلاس مجازی‌ها به پیشنهاد استاد شرکت کردم و امتحانش رو دادم و شدم ۱۸)
همون ترم، سه واحد هم اقتصاد داشتم که البته مربوط می‌شد به دانشکده‌ی عمران و یه استاد خیلی خوبی هم داشت. یه روز صبح بیدار شدم و دیدم تو سايت آموزش نمره‌هاي اقتصاد رو ثبت کردن و
تعداد صفحات : 21
خلاصه داستان :
دیروزش را فریاد زدم شايد یادش بیايد ، ولی رفت و دیروز و امروز و فردا را با هم از یاد برد 
او به اغما رفت که شايد بازگردد ، من جايی میان عشق و باور معلق ماندم شايد بیايد و ببخشد دستهاي تردیدم را
رمان سنتر
درسته که اولاي مهرو داشتیم اسباب کشی میکردیمو بعدشم تقریبا تا آخراي مهر دانشجو بودم،ولی حس میکنم از اونوقت تا الآنمو یکم به بطالت گذروندم!
تا تقریبا آذر ماه شک داشتم که میخوام دوباره کنکور بدم یا نه و اين شک تقریبا داشت منو دیوانه میکرد!
تا بالاخره تصمیممو گرفتمو خواستم که دانشجو بشم.
جالبه اوايلش مصمم بودم که میخوام کنکور بدمو براي همینم خودداری شدیدی میکردم از خوندن کتاباي جدید.
اصلا کتابامو گذاشته بودم توی کارتون و کمد که چشمم بهشون نیف
پیشگفتار.
اين رمان صرفابراساس تخیل میباشدواحتمال اينکه دراين بازه زمانی رخ بدهدغیرممکن هست.تحلیلگران براين باورهستنداين اتفاق درآینده اي دوررخ میدهد.تمامی شخصیت هاوخصلت هاي اخلاقی افرادبرپايه تخیل نویسنده نوشته شده است.بااحترام به مخاطبان ازهرگونه کپی برداری ازسايت رمان ویژه بپرهیزید.

صبح شده بیدارشونورابیدارشونورا!!!
نوراچشمان آبی خودرابازکردوبه حال خمیازه کشیدن گفت عح من نمیخواهم مهدکودک بروم.اونجاخاله فاطمه وخا
درس امروزم الهه ی ناز بود از کتاب"  تار و ترانه " استاد یمین غفاری. 
هنگامی که استاد میثم عنوانش کرد گفتم عالیست! بهتر از اين نمیشود. ضبط موبايل را روشن کردم و  به نت جلوی رویم خیره شدم. استاد شروع به نواختن کرد و با اولین زخمه ها بر سیم هاي بی جان تار، به یکبار روحم جان گرفت. 
باز اي الهه ی ناز، با دل من بساز.
 شدم همان دختر بیست ساله ی عاشق که بارها و بارها اين ترانه را با صداي مرحوم بنان در نوار کاستی که به امانت گرفته بود گوش کرد و زمزمه کرد و ا
 یکی از روزهاي اسفند پارسال که تازه وارد کلاس شدم،همزمان که رفتم پالتوم رو آویزان کنم "س" اومد کنارمیواش حرف می زد گفت میخوام یه چیز بگم به کسی نگو!گفتم چی؟ گفت راستش نمی دونستم اين رو به کی بگم؟
گفتم الان استاد میاد بیا بریم بشینیم. "س" روی صندلی رو به دیوار نشست و مثلا من را صدا زد که نگاه نقاشی اش کنم و جوری که تلاش می کرد لب هايش تکان نخورد حرف میزد و من با بدبختی می شنیدم گفت جلسه قبل که کلاس آمدم تنها بودم و استاد قصد داشته لپم را بکشد و اذی
خلاصه رمان معلول:

سارا دبیر درس الهیات و فلسفه در یکی از دبیرستان هاي مذهبی واتیکان است او ۳ سال است که وارد اين حرفه شده و کلاس هايش به شدت جذاب و پر مخاطب است تا اينکه در اواسط سال تحصیلی شاگردی جدید به جمع دانش آموزان او می پیوندد شاگردی با نام مارگاریتا ، او فلج است و حتی نمی تواند صحبت کند خانواده ی او می گویند او در ۱۰ سالگی زمانی که در اتاقش تنها بود خود را از ساختمان پايین انداخته و به اين روز افتاده است ، مارگاریتا با اينکه فلج است اما
دارم ذخاير کتاب غیردرسیم رو پر میکنم (هری‌پاتر، رمان، شهید مطهری و کتاباي تربیتی )
ذخاير فیلمم رو هم پر میکنم (البته با یک سری محدودیت هاي زیاد که اشاره کردم :| )
اگه‌ قرار باشه ترم دیگه‌ رو مرخصی نگیرم و کج دار و مریز‌ خودمو برسونم، بايد ذخاير درسیم رو هم پر کنم!
امیدوارم اين ذخیره سازی ها، براي حداقل یکی دوسال مرخصی، کافی باشه.
+ چیزی‌ رو جا ننداختم؟ :)
سلام دوستان عزیز!قسمت اول رمان "عشق ابدی ولیعهد"
درضمن بگم من زیر15سال دارم و اين رمان رو در حد سنم مینویسم.
پ.ن:بخاطر کیفیت بعضی از تصاویر پوزش میخوام چون تو نت پیدا نکردم مجبور شدم اسکرین بگیرم

در گذشته ی دور
امپراطوری بر سرزمین باگجه حکومت می کرد.پسر امپراطور 23سال سن داشت اما تا به حال
به کسی علاقمند نشده بود و هیچ وقت قصد ازدواج نکرده بود تا اينکه . . . .


 

ادامه مطلب
آموزش زبان انگلیسی سطح مبتدی
بسته خودآموز زبان انگلیسی سطح مبتدی بهترین روش شروع آموزش زبان بدون نیاز به استاد میباشد. اين دوره (برعکس تمامی بسته هاي آموزش زبان) به صورت فارسی تدریس شده است که باعث میشود که زبان آموز همه نکات را ۱۰۰ درصد درک کند. همچنین در اين دوره تمامی لغات و جملات توسط استاد تلفظ میشوند که باعث اين میشود که زبان آموز با تلفظ صحیح تمامی لغات آشنا شود.
در بسته خودآموز زبان انگلیسی سطح مبتدی استاد عطايی شما گیج نخواهید شد و م
✅ همايش ویژه خانواده هاي عضو انجمن هاي اسلامی دانش آموزان در دوره دوم متوسطه برگزار شد. 
هدف از اين برنامه ▪️ آشنايی با فعالیت هاي اتحادیه در زمینه هاي مختلف و ارائه منظومه فکری تربیتی اتحادیه به اولیا گرامی و همچنین 
معرفی فعالیت هاي تابستانی پیش رو که در هفته دوم تیر ماه اجرا خواهد شد بود.
_ در اين همايش استاد حمیدی نیا (متخصص در مدیریت فضاي مجازی و بازی هاي رايانه اي) پیرامون مدیریت_دوره_نوجوانی_و_بلوغ / مدیریت نظام خانواده در عصر فضاي_مج
صبح شد هنوز نخوابیدم. اين والیبال هم مصیبتی شده ها . آخه هیچ کس نیست بگه آخه تو تا همین دوسال پیش نمیدونستی والیبال چیه.چی شده الان شدی طرفدار دو آتیشه اش فقط اعصاب آدم خورد میشه. حالا بازم به فوتبال حدقل اگه ببازیم بخاطر بازی قشنگ اينقدر آدم غصه اش نمیگیره . عه بسه تمومش کن
فردا ساعت ده کلاس دارم.میخواستم ۸ بیمارستان باشم تا لاگ بوکم رو تحویل بدم مثل اينکه احتمالا تا ۹ خوابم.تازه فردا بايد برم دنبال پروپوزال. هفته پیش رفتم و یک استاد مشاور خ
شانزده سال by منیژه آرمین
My rating: 3 of 5 stars
شخصیت هاي اين رمان اگرچه شخصیت هاي دو رمان قبلی آرمین یعنی "شب و قلندر" و شباویز هستند اما براي ارتباط برقرار کردن با اين اثر نیازی نیست ااما آن دو رمان را خوانده باشید.خب نویسنده در پرداخت شخصیت هايی که از رمان هاي قبلی آورده کمی مسامحه کرده اما چیز زیادی را از دست نخواهید داد "احمدشاه گریه می کرد و از آغوش مادر جدا نمی شد. محمدحسن میرزا تقریبا فراموش شده بود و اين فراموش شدگی را همواره به یاد داشت. وداع
جلسۀ آخر کلاس آنلاين مهارت رسانه بود. تکلیف اين بود که ارتباطی بین آیات 20 تا 30 سورۀ فرقان با مباحث تدریس شده و مرتبط با مهارت رسانه بنویسیم. یکی از بچه‌ها فی‌البداهه نکتۀ به‌جايی تايپ و ارسال کرد و استاد چون درگیر شرح آیۀ 30 بودند، در جوابش فرمودند: با قرآن مهجور باشید ان‌شاءالله!
اولش خنده‌دار بود. چند نفری هم به نشستن واژۀ مهجور به جاي محشور خندیدند.
استاد بعد از اعتراف به اشتباه املايی و معنايی گفتند، بد هم نیست با قرآن مهجور بودن. جايی ب
 
دیدید یه وقتايی با خوردن اتفاقی بادام تلخ چه حالی به آدم دست می‌ده؟ می‌خواي یه چیزی بخوری که زودتر اون طعم از بین بره، اما جرئتش رو نداری که دوباره بادام برداری؛ براي من قضیۀ قهوه‌ی سرد آقاي نویسنده همین‌طور بود. الآن نه می‌تونم برم سراغ یه رمان ايرانی، نه می‌تونم اين طعم تلخ رو تحمل کنم.
دربارۀ داستان بگم؛ رمانتیک لوس، جنايی آبکی، روايت متوسط، شخصیت‌پردازی افتضاح و معماي بی‌مزه‌اي که آخرش طرح شده بود؛ حتی غلط رايج هم داشت: همزاد پن
 
پیکت را بالا بگیر: بزن به سلامتی ارزوهايی که هیچ گاه لمس نکردی! بزن به سلامتی عشقی که طالعش باتو بودن نبود و هنوزم دوستش داری. لاویها - بهترین سايت عاشقانه | لاوی ها | رمان | چت روم | داستان | اس ام اس | عکس | آهنگ | کلیپ | کارت پستال | دانلود | لاو | Loveha.iR
بالاخره
بعد مدتها ، هفته پیش کتاب کوری رو تموم کردم و میخوام برداشتم از اين رمان رو با
شما دوستان اشتراک بذارم .
اولین چیزی که تو اين رمان جلب توجه میکنه اين هستش که هیچ کدوم از شخصیت ها اسمی ندارن و فقط با عناوینی نظیر دکتر ، زن دکتر ، پسرک لوچ و . سر و کار داریم بر خلاف رمان صد سال تنهايی که پر از اسامی مختلف بود و باعث گیج شدن خواننده میشد تو اين رمان با وجود اينکه عناوین زیاد هستن اما باعث گیج شدن خواننده نمیشه . همونجور که در مقدمه کتاب هم گف
پست ویژه!
در ترتیل اساتیدی چون استاد منشاوی، یکی از بارز ترین ویژگی هاي آن یکنواختی ترتیل، و کم تنوع بودن نغمات است. ولی ترتیل استاد پرهیزگار ، ترتیلی است که از تنوع نغمات بی نظیری برخوردار است. به نحوی که ايشان در ترتیلشان 357 بار از انتقال نغمه استفاده کرده اند. 
چندی پیش برايتان محدوده نغماتی که استاد پرهیزگار در جزءها خوانده بودند را مشخص و در قالب 30 عکس به اشتراک گذاشتیم که با کلیک در اينجا میتوانید آن را مشاهده و دانلود کنید.
اين بار پا ف
به جرم معرفی به استاد گرفتن و لب مرزی به علوم پايه رسیدن، خانم دکتر مرا شست، چلاند و گذاشت روی بند تا توی اين گرما جزغاله شوم‌!
همیشه از ترم بالايی ها شنیده بودیم که درس هاي علوم پايه چرت است و توی استاژری همه چیز را یاد میگیریم. حرفشان را حجت گرفته و پشتکار و تلاش قبل کنکور را بوسیدیم، گذاشتیم کنار تا وقتی استاژر شویم. 
حالا اين وسط یک عدد استاد آمده گوشم را کشیده، تلویحا می‌گوید: خیلی غلط کردی علوم پايه را شل گرفتی. پزشک بی سواد که بشوی، آه و
بخونید : دانشجوی پزشکی ! 
چه تصویری تو ذهنتون اومد؟ دختر یا پسری با روپوش سفید و عینک احتمالا گوشی پزشکی به دوش یا کتاب به دست که مرتب میره و میاد و سر کلاسا با دقت گوش میده و شايد دنبال سرچ و ریسرچه . به مریض ها با دقت میرسه و .
اگه تا اينجاي تصوراتتون رو درست حدس زدم بايد بگم همینجا وايسید ! واقعیت امر یه ادمه که صبح با توجه به مسافتش از کلاس درس تايم بیدار شدنش رو تنظیم میکنه و تا جايی که بتونه کلاساي بی ربط به رشته اش رو میپیچونه و عبارت " حاضر
خانم نعیمی به عنوان مشاور وب بنده هستش و افتخار مصاحبه با من رو داده امیدوارم لذت ببرید من به عنوان مشاور شما سوالاتی رو میخواستم بپرسم تا همه طرفدارا ازتون اطلاعات کافی داشته باشند وبتونند به راحتی به سايت شما اطمینان کنند !بله حتما در خدمتماول از همه لطفا خودتونو معرفی کنیدخب من رايا هستم 14 سالمه متولد 84 ماکانی ام علاقه خاصی به موسیقی هنر هاي نمايشی و کتاب دارم و خودمم دیگه معلومه در حد توان دست به قلم دارم و اهل تهرانمآیا رمان دیگه اي غ
به جرم معرفی به استاد گرفتن و لب مرزی به علوم پايه رسیدن، خانم دکتر مرا شست، چلاند و گذاشت روی بند تا توی اين گرما جزغاله شوم‌!
همیشه از ترم بالايی ها شنیده بودیم که درس هاي علوم پايه چرت است و توی استاژری همه چیز را یاد میگیریم. حرفشان را حجت گرفته و پشتکار و تلاش قبل کنکور را بوسیدیم، گذاشتیم کنار تا وقتی استاژر شویم. 
حالا اين وسط یک عدد استاد آمده گوشم را کشیده، تلویحا می‌گوید: خیلی غلط کردی علوم پايه را شل گرفتی. پزشک بی سواد که بشوی، آه و
دلم عجیب نوشتن می خواهد، نوشتن جوهر روح است. مگر میشود نوشتن را کنار گذاشت. دلم میخواهد ساعتا دست هايم روی اين کیبورد بچرخد و تق تق صدا کند اصلا چه نوايی قشنگ تر از اين صدا؟ خیلی وقت است آنطور که بايد ننوشتم. نه که حرف هايم تمام شده باشدها! نه. نمیدانم افسارش را کجا ول کرده ام . رشته ی کلامِ بخشِ نوشتنِ مغزم گم شده. بايد بگردم ، بايد جدی بگردمش. نمی شود که آدم حرف هايش ته بکشد نه! ما ناسلامتی انسانیم با یک مغز عجیب با یک قلب قدرتمند! اين ها را دارم
جلسه اول که رفتم کلاس گفتن خط تحریری کار کن به نظرم اما باز هم انتخاب با خودم بود،قلم نی رو انتخاب کردم.
امروز گفتن دستت روانه تا کی اينجايی ؟؟
تاریخ رو گفتم و پرسیدم به جايی میرسم؟؟
گفتن اره،خیالت راحت:))))
ب و دال و واو و نون رو مشکل آنچنانی ندارم اما با شونصد خط نوشتن باز هم نمیتونم الف رو بنویسم
یکی از شاگردا اومدن گفتن سرمشقت چقدر زیاده ،استاد دیگه گفتن براي الان نیست که ،گفتم همه براي امروزه !! از قیافه متعجبشون چیزی نگم:)
یک مبهم است بزر
786

ايجاد مهر و محبت

دوست داشته شدن و یا ايجاد مهر و محبت در شخص مد نظر

اگر
شخصی خاص را مد نظر دارید و تمايل دارید که مهر و محبت شما در دل ايشان
قرار گیرد و شخص شما را دوست داشته باشد البته به نیت ازدواج و درست و شرعی
دعايی در ادامه ذکر میگردد که بايد آنرا در ساعات سعد طالعتون و با داشتن
اذن از استاد واقعی داراي عاملیت بنویسید و همراه خود گردانید.
براي
بررسی مشکلات و رسیدن به خواسته و دونستن ساعات سعد و گرفتن اذن استاد
میتوانید مشخصات و خواست
بروجرد شهر ملی ورشو» شد  بروجرد- با انتخاب بروجرد به عنوان شهر ملی ورشو» موافقت شد.به گزارش خبرنگار مهر، در جلسه ارزیابی تعیین شهرهاي ملی صنايع دستی که امروز دوشنبه با حضور خانم محمودیان معاون صنايع دستی و هنرهاي سنتی سازمان میراث فرهنگی صنايع دستی و گردشگری کشور، علاءالدین بروجردی نماينده مردم بروجرد در مجلس شوراي اسلامی، سید امین قاسمی مدیرکل و باباحسینی معاون صنايع دستی اداره کل میراث فرهنگی، صنايع دستی و گردشگری استان لرستان د
اين روزها هر صفحه اي رو در تلگرام یا اينستا باز میکنی یا داره در مورد طلسم و جادو وانواع فال صحبت میکنه یا مراقبه و مدیتیشن و در قبال آموزش و یا انجام درمان یا جادو مبالغی رو بسته به عوامل مختلف از مردم طلب میکنن و واي به حال اونايی که تو دام اين جور افراد گیر میکنن . دوستان اين صرفا یه نصیحت برادرانه هستش ، باور کنید شمس براي آموزش ۲۴ ساعته ۷ روز هفته از مولوی پولی طلب نکرد باور کنید براي آموزش سرش منت نزاشت ، اينو بدونید که براي رسیدن به یگانه
فرهنگ و هنر | آیا داستان مغزهاي کوچک زنگ زده کپی است؟!
مطرح شدن اينکه آیا داستان فیلم معروف مغزهاي کوچک زنگ زده از یک رمان است، اين روزها به یکی از جنجال‌هاي رسانه‌اي تبدیل شده‌است!
در ادامه مطلب بخوانید .
پرتال جامع ترولیا | سرگرمی، طنز، کلیپ، دانلود، فونت، سلامت، عکس، آشپزی
به گزارش پايگاه اطلاع‌رسانی نهاد
کتابخانه‌هاي عمومی کشور، همزمان با فرارسیدن دومین ماه از بهار در سال ۱۳۹۷، طرح کتاب‌خوان اردیبهشت ماه با
معرفی ۴ اثر با موضوعات جهان‌بینی قرآنی،
دفاع مقدس، رمان ايرانی و کودک و نوجوان ارائه شد که بر اين اساس انسان‌شناسی قرآن»
مجموعه‌ سخنرانی‌هاي استاد شهید مرتضی مطهری از نشر صدرا، فرنگیس» نوشته مهناز
فتاحی از نشر سوره مهر، زايو» نوشته مصطفی رضايی کلورزی از نشر کتابستان معرفت و
داستان‌هاي موموش
محمد رضا لطفی در سال  1325 در گرگان متولد شد و از 15 سالگی  موسیقی را با ساز تار شروع کرد . و پس از عزیمت به تهران در کلاس هاي آزاد هنرستان موسیقی شرکت کرد و به فراگیری مکتب وزیری پرداخت . وی از محضر استادان بزرگی چون حبیب الله صالحی – علی اکبر خان شهنازی – نور علی خان بروند – سعید هرمزی – دکتر صفوت – دکتر مسعودیه – هرمز فرهت – استاد برکشلی بهره مند گردید . پس از آشنايی با استاد عبدالله دوامی نزد ايشان آموزش دید و براي ضبط آثار او تلاش کرد . وی فار
شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع وگریه و زاری بود.در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالاي سرش دید، که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند !استاد پرسید : براي چه اين همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟شاگرد گفت : براي طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و برخورداری از لطف خداوند!استاد گفت : سوالی می پرسم ، پاسخ ده؟شاگرد گفت : با کمال میل؛ استاد.استاد گفت : اگر مرغی را، پروش دهی ، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟شاگرد گفت:&n
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب