نتایج پست ها برای عبارت :

روزگارانی در چکوراوا

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست میدارم
تو را به جای همه روزگاراني که نمی زیسته ام دوست میدارم
برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب میشود
و برای خاطر نخستین گناه
تو را به خاطر دوست داشتن دوست میدارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نمیدارم، دوست میدارم
پل الوار

سکانس مدار صفر درجه- شهاب حسینی
تو را به جای همه زنانی که نشناخته‌ام دوست می‌دارمتو را به جای همه روزگاراني که نمی‌زیسته‌ام دوست می‌دارمبرای خاطر عطر گسترده بیکران و برای خاطر عطر نان گرمبرای خاطر برفی که آب می‌شود، برای خاطر نخستین گلبرای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمی‌رماندشانتو را برای خاطر دوست داشتن دوست می‌دارمتو را به جای همه زنانی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم.جز تو، که مرا منعکس تواند کرد؟ من خود، خویشتن را بس اندک می‌بینم.بی تو جز گستره بی کرانه نمی‌بین
1. تو آسانسور بودیم یه دختر و پسر از شرکت بغلیمون هم بودن تو یکی از طبقات وقتی آسانسور باز شد نگهبان ساختمون جلوش وایساده بود دختره همچین بلند و با انرژی باهاش سلام و احوالپرسی کرد که منه ژولیده یهو از خواب پا شدم. یاد خودم افتادم روزگاراني که منم اینجوری بودم. پست هاش هم حتی هنوز تو وبلاگ هست

2. نینی دار شدن بنظر من فقط از روی خودخواهی و سرگرمیه آدم ها بعداز مدتی که رابطه زناشوییشون بورینگ میشه به فکر یه تنوع میفتن، یه اسباب بازی گوگولی
 
زمستان گذشته است
گل ها شکفته اند
باز زمان نغمه سرایی فرا رسیده است
و تو ای کبوتر من که در شکاف صخره ها و پشت سنگها پنهان هستی
بیرون بیا و بگذار صدای شیرین تو را بشنوم و صورت زیبای تو را ببینم
زیرا اکنون دیگر زمستان به پایان رسیده است
 
***
 
تو را دوست می‌دارم
تو رابه جای همه زنانی که نشناخته‌ام دوست می‌دارم
تو را به جای همه روزگاراني که نمی زیسته‌ام دوست می‌دارمبرای خاطر عطر گسترده بیکران و برای خاطر عطر نان گرمبرای خاطر برفی که آب می شود،
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب