نتایج پست ها برای عبارت :

زمستان گذشت بها آمد

عکسهایی از زمستان 97 روستای سوچلما
عکسهایی از زمستان 97 روستای سوچلما  گلچینی از عکسهای زیبای روستای سوچلما در زمستان 1397 را برای شما اماده کردیم که بسیار زیبا و دیدنی هستند.برای دیدن عکس در ابعاد بزرگتر روی انها کلیک کنید.
#سوچلما #روستای_سوچلما
سوچلما | وبسایت رسمی روستای سوچلما | عکس سوچلما
جشن سده ازجمله جشن های سنتی ایرانیان بوده که درمیانه زمستان روزدهم بهمن که چهل روزاول زمستان یعنی چله بزرگ تمام وچله کوچک شروع شد، برگزارمی گردید. شیوه اجرای آن همانند چهارشنبه سوری بود. هریک ازخانواده ها مقداری هیزم تهیه وبرپشت بامها آتشی روشن کرده با پریدن ازروی آتش به سروروشادمانی می پرداختند. وچنین می خوانند.
آی سده، سده، سوز
آی صد روزبه غله
پنجه به نوروز
زنان بی شو،چله بدرشو
زنان شودار، به غم گرفتار
دخترون دخونه
بی شو ممونه
آی سده، سد
دقیقا چند سال پیش بود‌‌.
بهمن ماه.
تعداد خواب های واقعی یا به نگاه دین، رویاهای صادقانه، بیشتر شده بود.
با مرگ دوستم شروع شد و به.
یادم نیست به چی ختم شد.
اون زمان دانشجو بودم، حاج اقای دانشگاه میگفت احتمالا غلبه شیطانی هست که خواب های واقعی میبینی، خواب هایی که واقعا اذیتم میکرد.
گذشت و گذشت و گذشت تا با یه سری از ادعیه و این چیزها بهتر شدم، تا این چند روز.
انگار دوباره رویاهای صادقه برگشتند.
آب و هوای استرالیا بیشتر مواقع سال معتدل است اما به خاطر وسعت این قاره می تواند متشکل از چند اقلیم متفاوت باشد.
ایالت های شمالی بیشتر مواقع هوایی گرم دارند؛ ایالت های جنوبی زمستان های خنک تری را تجربه می کنند.فاصله ی دسامبر تا فوریه تابستان، مارچ تا می پاییز، ژوئن تا آگوست زمستان و سپتامبر تا نوامبر بهار میباشد.
در این قسمت آب و هوای شهرهای مهم استرالیا را بررسی میکنیم:
آب و هوای سیدنی
سیدنی آب و هوای مدیترانه ای دارد و در طول سال از بیش از 340
مغزم، دلم، روحم، جسمم مدام طعنه می‌زنند که ۲۸ام هم گذشت، پس چه شد آن وعده و وعیدها و من خودم را به کوچه علی چپ زده و طعنه‌ها را بی پاسخ گذاشته و به باقی کارهای مانده مشغول می‌شوم. به "خود" قول داده‌ام، تیر نگذرد، جهادیِ تیر نگذرد.تا یار که را خواهد!
مامان عکس فرستاده از حیاط پر از برف و ماشینی که تبدیل به ماشین برفی شده است و پایینش نوشته "فصلا عوض شدن" می خندم. ذوق می کنم. خب تا جایی که یادم است برف آمدن تا خود اردیبهشت زیاد برای شهری که در آن بزرگ شدم عجیب نیست. ولی انگار اینبار واقعا فصل ها عوض شدند. اینبار انگار یکهو تقویم ورق خورده و افتاده وسط بهمن! کولاک و قندیل های آویزان از سقف ها و مه و هر آنچه که شهری در حوالی دامنه ی کوهستان وسط زمستان می تواند به خود ببیند الان  در دومین ماه از فصل
 
 
 
من، شباهت های دردآلود با در» داشتماز فشار بی کسی دیوار، در بر داشتمتکیه ام بر شانه ی دیوار بود و مثل دراز عبور او دلی در سینه پرپر داشتممی گذشت از من، عبورش درد و درمان بود و منسخت بر اعجاز چشمی ناز، باور داشتمدست در دست یکی که من نبود، از من گذشتقژقژی در سینه انگاری ترک برداشتمچینی قلبم ترک برداشت، ویران تر شدمدردهایی بود و من، یک درد دیگر داشتممی رود با یاری جز من، می رود با رفتنشمثل زلف او به باد آنچه که در سر داشتممن گذرگاهی برایش
تو دوران سربازی اموزشی که بودم لحظه شماری میکردبم که تموم شه و بریم یگانبهمون گفته بودن هشت هفته طول میکشهآخر هفته ها که میرفتیم مرخصی میگفتیم خب یه هفته اش گذشت ولی مگه تموم میشدخلاصه با همه سختی هاش تموم شد ولی نرفتیم یگان چون دوره کد خوردیمخیلی برامون زور داشتدو سه تا از بچه ها فرار کردندوره کد مثل این میموند که بهمون گفته باشن دوباره از اول بیاید آموزشیولی انقدر این دوره کد راحت گذشت که حد نداره اونم تو تیپ زرهییکی از دلایلی که دوره کد ب
اونور آبیا میگن هر آدمی یه  the one دارهیکی که مثل یه نبات میفته تو چای زندگی آدم و بیشتر از هرکسی زندگی رو شیرین میکنه.همونی که بهترین قطعه پازله برای کامل کردن  آدم.همونی که گمه.همونی که همیشه نیست.همونی که همه عالم و آدم دنبالشن و چپ و راست واسش شعر سرودن و داستان گفتن و فیلم ساختن و ساختن و سرودن و . در وضعیتی هستم که اگه این عزیز گمگشته از در اتاقم بیاد تو و بگه " های هانی! من اومدم! "  اونوقت پامیشم زانومو میارم بالا و همینجوری لی لی میرم
یوقتایی که یجایی میرم ازم سنمو میپرسن و میگم یهو بنظر خودم چقدر عجیب میاد انگار همین دیروز بود که پونزده شونزده سالم بود که از همه کوچیک تر بودم و ناراحت بودم :/ البته اون موقع ها دلم نمیخواست بزرگ بشما مثه الان که دلم نمیخواد زمان بگذره مثه این چند سال که گذشت و من نفهمیدم چطوری گذشت نه تفریح کردم نه اونطوری خواستم پیش رفت .ینی داستان زندگی من چجوری پیش میره ؟ :/ خودم باید عوضش کنم .
سال‌های دانش‌آموزی همیشه دوست داشتم تولدم ایام مدرسه‌ها می‌بود و تبریک دوستان و همکلاسی‌هایم رو‌ هم می‌شنیدم، ایامی چند گذشت و هر سال خوش‌حال تر که متولد تابستانم و دوستان واقعیم فقط تبریک می‌گویند، که خب این امر هم سال‌های آخر دبیرستان و حضور گوشی‌های همراه محقق می‌شد، بعدتر اما دیدم فقط دوستانی که بعد از تولد هم میبینمشون و مرتبطم باهاشون تبریک می‌گویند و هر سال فراری‌تر می‌شدم از تبریک‌های زبانی و در یاد تقویم‌های گوشی!!! در
سلام
یکسال از شروع دوباره وبلاگ گذشت
نمیدونم وبعد دوسال پاسخ اصلی ترین سوالم چرا از طریق فضای مجازی کلای درس.
حالا بعد از سختی دوسال و با بعضی خاطرات خوب.
تغییر جدید و راه جدید و تلاش های بسیار بایستی شروع کنم
به توکل نام عظمت بسم الله الرحمن الرحیم
هفته ی قبل که صبح ها کارآموزی غدد بودم چند تا عصر هم شیفت داشتم تو بیمارستان
کاردانشجویی،  این هفته هم که گذشت از یکشنبه تا خود امروز صبح ها تمام بیمارستان
کاردانشجویی بودم عصر ها هم غیر 2 روز کارآموزی ccu .
دلم میخواد دقیق و با همه ی جزییات بنویسم ولی خواب چشمامو پر کرده !
فقط میگم ابن هفته جدید قراره خونه خواهر باشم ، فردا بلیط داریم از شهر ما به مقصد شهر خواهر
پاورپوینت اقلیم سرد و کوهستانی، معتدل و مرطوب
اقلیم سرد: کوهستان‌های غربی که دامنه‌های غربی رشته کوه‌های فلات مرکزی ایران و سراسر کوه‌های زاگرس را در بر می‌گیرند، از مناطق سردسیر کشور به شمار می‌آیند.سرمای شدید در زمستان و هوای معتدل در تابستان اختلاف بسیار زیاد درجه حرارت هوا بین دمای شب وروز بارش برف سنگین رطوبت کم هوا میانگین دمای هوا در گرم‌ترین ماه سال در این اقلیم بیش از ۱۰ درجه سانتی‌گراد و متوسط دمای هوا در سردتر
اقامتگاه بوم گردی
اقامتگاه بوم گردی فصل سفر واقع در ۷ کیلومتری اتوبان رشت تهران از خانه های بوگردی شمال ایران می باشد. این خانه گلی بوم گردی در دل جنگل و در میان خانه های روستایی زنده در محیطی بسیار زیبا و شاد با هوایی خوب واقع شده است این خانه بوم گردی هم مرز با رودخانه و جنگلهای بکر می باشد و تورهای مختلفی از این خانه گلی قابل اجرا می باشد که شامل بازدید و کوهنوردی تا آبشار، چشمه اویج، موزه بومگردی شمال ایران(گیلان) که در فاصله ۱۵ کیلیومتری
کولر اتاقم را خاموش کرده ام. پنجره را باز کرده ام.چه قدر گرم شده هوا ! دلم می خواست زمستان می بود. هفت و پنجاه و هفت دقیقه ی زمستان، حتما شب می بود. دلم می خواست یکی از آن شب های استخوان سوز زمستان می بود. از همان هایی که من در خانه هم که هستم، کاپشن می پوشم و کلاه بافت سرم می گذارم. دلم می خواست شب استخوان سوزی می بود.  تابستان ها همیشه هوس ِ زمستان سراغم می آید. نه این که زمستان را بیشتر دوست داشته باشم. نه . زمستان اما انگار به ذات آدم نزدیک تر است
بهار دارد تمام می شود. ماه این روزها عجیب زیبا شده است. ساری گلین گوش می دهم و از هزاران حرف ناگفته در گلو رنج می برم. کاش می توانستم سازی بنوازم، نقشی بکشم، آوازی بخوانم. روزها را با سر اومد زمستون زمزمه کردن می گذرانم و شب ها را با گوش دادن به بندر تهران صبح می کنم. بهار سختی بود و گذشت. خوب که گذشت. سال ها بعد از این بهار یاد می کنم. بهاری که ماهش ماه شده بود، که بی نهایت پروانه داشت، بابونه هایش با طروات بود، با مریم و محسن گوجه پلو خوردیم و من ز
یکی از سؤالات مهم در فصول گرم سال این است که؛ افراد گرم‌مزاج در تابستان چه باید بخورند؟ مهم‌ترین اقدام برای این افراد، پرهیز از خوردن و نوشیدن خوراکی‌هایی با مزاج گرم است.
به گزارش بهداشت نیوز به نقل از تسنیم، غذای مناسب آنها در این فصل، آب‌دوغ‌خیار است‌ و حلیم و کباب را باید در فصل زمستان میل کنند همچنین نوشیدن چای زعفران و دارچین که مزاج گرم دارد در این فصل باید کم مصرف ‌شود.
 
در این فصل بهتر است کاهو و سکنجبین خورده شود
نه زود گذشت، نه ساده.تلخ ِ تلخ بود، ندیدنت.نداشتنت.نبودنت.سخت گذشت، بی تویی هایم.
این چندمین شب است که من با تو نیستماین چندمین شب است که در شعله زیستماین عکس اول است که با هم گرفته‌ایممن بی‌قرار مستی لبخند کیستم؟!‏این عکس دوم است در آغاز تشنگیهم بغض آب قمقمه‌ات را گریستماین عکس آخر است که لبخند می‌زنماین‌جا کمی شبیه به زخم تو نیستم؟ ‏این عکس آخر است که با هم گرفته‌ایماز ترس مرگ نیست که در عکس نیستمبر سنگ تابناک تو رمزی نوشته استدی
من کمم، کوچکم، ضعیفم، تنهام. خلاصه که درخور نیستم که با دبدبه و کبکبه ی خدایی ات بیایی بایستی مقابلم به زور آزمایی.
از پا افتادن من به افتادن ِ برگِ خشکیده ی زمستان زده‌ی درخت می‌ماند از شاخه . چه بسا سهل تر . به نسیمی که به خیالش آمده است که دست نوازش بر سرم بکشد، می‌افتم از شاخه ام .
کوتاه بیا کمی. خسته ام!
             
سلاااااااام تااااابستووووون
کنکور۹۷ هم گذشت،دیگه مهم نیست نتیجه چی میشه، من بهش فکر نمیکنم، هر چی که بود گذشت، مهم اینه از تعطیلاتم استفاده کنم.
به قول بابام یا اینوری میشم یا اونوری، تهش مرگ که نیست:))
از مهر باید درس بخونم چه درس دانشگاه چه کنکور، پس باید از تعطیلاتم بهترین استفاده رو کنم:)
+ممنون از دعاهای همتون و ممنون واسه اینکه این چند ماه غرغرای منو تحمل کردید؛)
شادی آمد و رفت چه زود گذشت آن شادی
غمی آمد و رفت
و چه زود گذشت
سر راهی ماندم
آسمان را بنشستم به نگاه
پاهایم سست
سرم سنگین است
نتوان رفت به راهی که در آن
آسمان غمگین است
دختری در طرف دیگر راه
دست هایش را به خاک می مالد
بر زمین می خوابد
در خیال از ابر ها پنجره ای می سازد رو به فضای ابدی
من در اندیشه ی او
پی بازی می گردم
آه .
من چقدر نادانم
همچنان اول راه
شعر پر رازی می سازم درون سر خویش
و رها می کنمش در نسیم پشت آن سنگ سیاه
دخترک می خندد
نکند راز مرا م
دغدغه ای که این روزها ذهنمو مشغول کرده اینه که 
من هیچ وقت از زندگیم راضی نیستم . شاید میشه گفت روزهای رو گذروندم که ارزوی 
یه سری چیزهای رو داشتم و سالیانی گذشت و بهشون هم رسیدم ولی !!
تا چندین سال پیش یه ارزوی بزرگ داشتم .وقتی هر چیزی رو بدست می اوردم غیر
از اون ارزوی بزرگ برام خوشحالی نداشت چون فکر می کردم من فقط با رسیدن به 
ارزوی قلبیمه که خوشحال میشم
سالها گذشت و من بالاخره به ارزوی قلبیم رسیدم چند ماه اول خوشحال بودم ولی باز .
دوباره
بخشی از کتاب حکایت زمستان









متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.






param name="AutoStart" value="False">
در خانه‌ی مادربزرگم، یک خانه‌ی قدیمی در یکی از محله‌های قدیمی یک شهر کوچک قدیمی، زمستان است. شب است. نیمه‌شب است. بیرون باران می‌بارد. از همان باران‌ها که گلی توی در دنیای تو ساعت چند است بهشان می‌گفت بارش. نور زرد رنگ یک آباژور قدیمی، دیوارهای کهنه‌ی ترک برداشته، قالیچه‌ی دستباف قدیمی، بخاری گازی که شعله‌هایش نارنجی می‌سوزد، کتری چدنی ته سوز و قهوه جوش مسی روی بخاری، یک تلوزیون ناسیونال قدیمی خاموش و خاک گرفته گوشه‌ی اتاق، یک چمدان
نحوه ی عملکرد پکیج در زمستان تابستان
نحوه ی عملکرد پکیج در زمستان :
این دستگاه در فصل زمستان آبگرم مدار گرم کننده را فراهم سازی میکند . وقتی شیر آبگرم مصرفی باز شود با عبور جریان آب از سنسور فشار میکروسوِئیچ این سنسورفعال شده با ارسال فرمان به شیر سه طرفه ی برقی از طریق برد بازرسی الکترونیک مدار رادیاتور ها موقتا قطع شده آب مدار گرم کننده به مبدل حرارتی ثانویه پوسته – لوله هدایت میشود .
آبگرم مصرفی به صورت فوری فراهم سازی می‌گردد . بلافاصله
دریا دریا تباین است میان مکانی که ایستاده‌ام و قله‌ای که گمان می‌کردم خواهم ایستاد. دبیرستانی بودم، آن روزها که حقیقت بر دیوار آرزو‌ها تکیه داده‌بود اما رفته‌رفته خود را تاراند تا هر چه بیشتر از خواسته‌ها فاصله بگیرد و من دانش‌گاهی شدم. انگار که بهار دبیرستان، تابستان و پاییز را نادیده‌گرفت و صاف به زمستان رسید. من را با وعدهٔ آینده‌ به دانش‌گاه آوردند، نگذاشتن رشته‌ای که دوست داشتم را بروم و حالا بعد از چهار سال حس می‌کنم که هیچ آی
سلام دوستان.
اینم از اولین مطلب وبلاگ با شعر بی نظیرر زمستان از مهدی اخوان ثالث :)

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفتسرها در گریبان استکسی سربرنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران رانگه جز پیش پا را دید نتواندکه ره تاریک و لغزان استوگر دست محبت سوی کس یازی،به اکراه آورد دست از بغل بیرونکه سرما سخت سوزان استنفس کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریکچو دیوار ایستد در پیش چشمانتنفس کاینست، پس دیگر چه داری چشمز چشم دوستان دور یا نزدیک؟


ادامه مطلب
حُکم دلــــــم چیست؟که در این روزگار بی تویی، چون چشم دوختم به آسمان.اما. در این میان، من ماندم و موجِ خروشانی که از چشم ها جاریست.و جانی که همچون درختی بی برگ و بار، در خزانِ عمر، غرق در انجمادی تلخ و در انقباضی سرد است!و حتی فصلِ بهارش، همه تاریک و چون شبِ یلدای زمستان است.حکمت را، آهسته تر بخوان دلــــــم.بگذار چون یک عمر خستگی و دلتنگی ام، کسی نداند و نفهمد که،آن سویش نوشته:من مانده ام و اندوهی سیراب نشدنی به نامِ تنهایی.
پولامونو خرج کردیم و خیلى خوش گذشت!!
لذتى که در خرج کردن پول هست خیلى مهیجه!
و اینکه من براى توى راه و زمان خریدمون ساندویچ درست کرده بودم که خیلى خوشمزه بود! ساندویچ کوکوى لوبیاسبز بدون گوشت ، کاهو و گوجه و فلفل دلمه اى هم زدم تنگش، خیلى بهم مى چسبید وقتى مى خوردم! بعدشم آب پرتقال زدیم که خیلى حال داد!
آهان یه تیکه از راه هم با آهنگ ادا درمیاوردیم؛ اداى ریتمش رو یک صدا باهم! اونم خیلى خوش گذشت!
ولى از همه بیشتر پول خرج کردن کیف داد، خیلى
اوایل دهه شصت تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود. تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می كردیم و اگر شانس یارمان بود و از همان شامپوها یك عدد صورتی رنگش كه رایحه سیب داشت گیرمان می آمد حسابی كیف می كردیم. سس مایونز كالایی لوكس به حساب می آمد و پفک نمکی و ویفر شكلاتی یام یام تنها دلخوشی كودكی بود. صف های طولانی در نیمه شب سرد زمستان برای 20 لیتر نفت! بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كامیون در محله ها توزیع می شد، خالی كردن گازوئیل با
هوالرئوف الرحیم
دیگه روز سوم کم آوردم.
رفتم با فسقلک که تو بلغم بودم خودمو انداختم تو حرم و د زااااارررررر.
کلی شکایتش رو به امام رضا کردم. کلی. الان فکر می کنم که گریه م تموم شد ولی آروم نشدم. قاطی کردم. حسابی.
برگشتیم خونه و اون شب هم گذشت و فرداش تغییرات رو دیدم. کم. ولی بود. یادم به مدینه افتاده بود. شکایتم و نتیجه ش. ولی تحول گنده ندیدم. شاید زود بود. شاید. چون برای اربعین به عمو جان که سپردم، فعلا که تحولی ندیدم. 
خلاصه. گذشت.
روز آخر سفر از تو
روز آخر است.بعد از ظهر ان شاالله به سمت
ولایت برمیگردم.
دیروز رفته بودم قم-جمکران.خیلی خوش گذشت.به
خصوص اینکه با یکی از عزیزام بودم.
همش میخوام بنویسم از اون حس  وحالمکه
چطور مثل برق و باد میگذشتن و همش میخواستم که تموم نشن ولی.
هنوز نرفته بود که دلم براش تنگ شده بود.
بیخیال.
جمکران خیلی خوب بوداین دفعه سوم هست که 
میرم جمکران و ربع ساعت بیشتر سهمم نمیشه.
ولی این بار خیلی خوب بود.
روز آخر دارم به خواهرم کمک میکنم که برای عید
آماده بش
این همه سال گذشت و تارهای سپید لابلای موهایم با سماجت تمام خودشان را به رخم میکشند.تازه توی این دوسال که خیلی سخت گذشت فهمیدم فقط تو هستی که مرا میفهمی و فقط تویی که ارزش گذراندن همه لحظه ها رو با یاد و ذکر و ارتباط برقرار کردن داریشاید این دوسال درس سختی بود که فکر میکردم پیش نیاز نیست و در ترمهای آخر میتوان گذرانداما غافل بودم و خودت یه جایی بهم تذکر دادی.ممنون
اوایل دهه شصت تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود. تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می کردیم و اگر شانس یارمان بود و از همان شامپوها یک عدد صورتی رنگش که رایحه سیب داشت گیرمان می آمد حسابی کیف می کردیم. سس مایونز کالایی لوکس به حساب می آمد و پفک نمکی و ویفر شکلاتی یام یام تنها دلخوشی کودکی بود. صف های طولانی در نیمه شب سرد زمستان برای 20 لیتر نفت! بگو مگو ها سر کپسول گاز که با کامیون در محله ها توزیع می شد، خالی کردن گازوئیل با
   اس ام اس تبریک شب یلدا 92(سری اول)
www.Loveha.irبرای ورود به صفحه اس ام اس شب یلدا کلیک کنیدیادمان باشد با آمدن زمستان ، اجاق خاطره ها را روشن بگذاریمتا دچار سردی فاصله ها نشویم . . .یلدا مبارک.اس ام اس های جدید شب یلداچنین با شور و نغمه – شعر و دستانخرامان می رســــــد از ره زمستانشمردم مــــن ز چلّــــــــه تا به نـــوروزنمانده هیچ؛ جز هشتاد و نه روز !کنـــــون معکــــــــــوس بشمارید یارانکه در راه است فصــــــــل نوبهاران . . شعرشب
سلام سلام:))با گوشی مامانم در حال نوشتن این پست ام.پ.ن همین اول متن:قطعا دیلیت هیستوری میزنم بعدش و دلیل اینکه گوشی مامانم دستمه اینه ک امروز صبح با گوشیم ی زنگ زدم،بعدش دیگه صفحه اش روشن نشد:/ ینی صدا داره حتی معلومه ک تاچش هم کار میکنه اما تصویر نداشت و گوشی رو بردن برا تعمیر گفته بود از ی قطعه اشه و ببرید شیراز بدید درست کنه. امسدوارم ب سررررعت درست بشه:( !خب دیشب رسیدیم فسا تو راه خوووش گذشت بهم! و دیگه رسیدیم،  قبلش هم کارامو کرردم:)))از دیش
ماه بانوی عزیزم
چقدر ما دو تا انحصار طلب بودیم مگر می شود تمامیت یک شخص را متعلق به خود دانست؟
ما دو نفر تمامیت خواه بودیم بدون کمترین گذشت و ایثار
با وجودیکه شیی نبودیم که کسی بخواهد تملکمان کند ما تنها به دنبال تملک همدیگر بودیم و این خاصیت عشق است
ما با تمام وجود عاشق هم بودیم با تمام جان همدیگر را می خواستیم باید ابرها را می شکستیم و با هم به آسمانها می رفتیم.
اصلاً زمین جای مناسبی برای عشق نیست خالق زیبائیها وقتی من و تو را می آف
اسفناج Spinach گیاه بومی ایران است و از اوائل قرن اول میلادی کم کم به نقاط دیگر دنیا راه یافت. بطوریکه در تاریخ مسطور است اسفناج در قرن هفتم در چین و در قرن دوازدهم در اسپانیا کشت می‌شده است. کشت اسفناج در سال 1806 در آمریکا شروع شد. اسفناج گیاهی است یکساله دارای ساقه‌ای راست به ارتفاع نیم متر که برگهای آن پخن و نرم مثلثی شکل برنگ سبز می‌باشد. اسفناج نسبت به سرمای زمستان مقاوم است. دو نوع اسفناج وجود دارد که بنام
ادامه مطلب
معشوق پاییزی من، سلام!
حال که این نامه را می‌خوانی من احتمالا در اتاقِ کار کوچکم، در کلبه‌ای زمستانی وسطِ آنگلبرگ، روی صندلی راحتی‌ام لم‌ داده‌ام، به تو فکر می‌کنم و برای صدمین بار "آیدای بی‌شاملو"یم را می‌خوانم و با تک‌تکِ جملاتش جنبش زندگی را در شریان‌هایم احساس می‌کنم!
راستی امروز چند شنبه است؟ ما حالا در کدام ورق تاریخ ایستاده‌ایم؟ چند تار موی سیاهِ یادگار روزهای جوانی بر سرمان باقی مانده؟ چند زمستان از نوشتن این نامه سپری شده ت
بابای محمدرضا بعضی موقع ها این شعر رو میخونه
 
صبحدم رفتم به اطراف چمنبلبلی با جفت خود گفت این سخن ما ز سرمای زمستان رسته ایم دل به امید گلستان بسته ایم هر دو بودند گرم اندر این سخن باشه ای آمد ربودش بر دهن در دهان باشه با سوز و گداز عمر کوته بین و امید دراز
 
https://www.cloob.com/u/jjonne/44223190
"ما برای آن‌که ایران گوهری تابان شود خونِ دل‌ها خورده‌ایم."او همیشه برای وطنش خواند.امروز نهمین سالروز درگذشت استاد محمد نوری» صدای ماندگاری است که رنجِ دوران بُرد.استاد
محمد نوری» موسیقی را زبانی جهانی و از آنِ تمام اقوام و ملت‌ها
می‌دانست. وی طی پنج دهه بیش از سیصد قطعه‌ی آوازی اجرا کرد او همچنین به
تقریر و ترجمه‌ی مقالات و سرودن اشعاری برای ترانه پرداخت و در سال‌های
پایانی عمرش چندین اجرا به نفع بیماران خاص داشت.صدای او برای ن
آموزش ریست کردن کولر گازی
 
جهت ریست کردن کولر گازی در ابتدا شما باید کولر گازی را خاموش کرده
و برق اصلی کولر گازی را نیز از فیوز اصلی قطع نمایید.
 
و حتما دقت نمایید که برق کولر گازی به صورت کامل قطع شده باشد؛
چنان چه فیوز مینیاتوری کولر گازی قابل شناسایی نباشد
در این صورت بایستی برق اصلی واحد را قطع نمایید.
 
 
در مرحله ی بعدی شما می بایست باطری ریموت کنترل کولر گازی را در آورده
و به مدت پانزده دقیقه صبر نمایید.
 
بعد از گذشت
کریستف نه تنها با گفتگو ، بلکه با سکوت و حتی با نگاه خود در دیگران اثر می گذاشت . بعضی انسانهای نیک نفس با صفای درونی خود فضای اطرافشان را روشن می سازند . کریستف نیز روشنایی قلب و روح خود را در اطراف می پراکند و این روشنایی مثل حرارت جانبخش بهار ، حتی از دیوارها و درهای بسته ی خانه ها می گذشت و در دل و جان کسانی که اندوه تنهایی و ناتوانی آزارشان می داد تاثیر می گذاشت و راستی که انسانها چه قدر می توانند در همدیگر تاثیر بگذارند . هم کسی که اثر می گذا
وای جزا اینقد تابستون زود میگذره من اصلا نفهمیدم کی تیرماه تموم شد
یکی جلوی تعطیلات تابستونی رو بگیرهامروز چهار مرداده نمیدونم این سه روزی چجوری گذشت.
.روزا مث برق و بار میگذرند وایسا دنیاااآاا:).بسلامتی همه کنکوریا
ک تابستونم درس خوندن تا سربلند بشن:)
 
زمستان گذشته است
گل ها شکفته اند
باز زمان نغمه سرایی فرا رسیده است
و تو ای کبوتر من که در شکاف صخره ها و پشت سنگها پنهان هستی
بیرون بیا و بگذار صدای شیرین تو را بشنوم و صورت زیبای تو را ببینم
زیرا اکنون دیگر زمستان به پایان رسیده است
 
***
 
تو را دوست می‌دارم
تو رابه جای همه زنانی که نشناخته‌ام دوست می‌دارم
تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته‌ام دوست می‌دارمبرای خاطر عطر گسترده بیکران و برای خاطر عطر نان گرمبرای خاطر برفی که آب می شود،
دانلود دوبله فارسی انیمیشن Ploey You Never Fly Alone 2018
ژانر : انیمیشن | ماجراجویی | خانوادگی
محصول : ۲۰۱۸ ایسلند
امتیاز : ۱۰/۵٫۴
زبان: دوبله فارسی/ انگلیسی
کیفیت: BluRay
 
خلاصه داستان : یک جوجه سلیم هنگامی که خانواده‎اش در پاییز مهاجرت می‌‎کنند ، برای یادگیری پرواز به مشکل می‌خورد و نمی‌تواند یاد بگیرد. او باید از زمستان سرد و دشمنان خبیث جان سالم به در ببرد تا…twin rozblog
دیشب با هفت نفر از دوستان یک دورهمی خودمانی داشتیم. اگر خستگی ناشی از به تنهایی تمیز کردن یک خانه و سرخ کردن 35 کوکو زیر برق افتاب ساعت سه بعد از ظهر را نادیده بگیریم، بله به من هم بسیار خوش گذشت. اگر گلی مدام حرف‌های آزاردهنده نمی‌زد بهتر بود ولی خب. ما همیشه در بهترین وضعیت ممکن قرار نداریم.
حواسم هست،از نیمه رمضان برایت نگفته‌ام،
از شب‌های قدر،
از آن روزی که بر پروژه و بر من گذشت،
از آن امام‌زاده علی اکبر رفتن ناگهانی،
از مرقد مطهر امام،
از نیمه خرداد،
از آن چهارشنبه عجیب،
از او و آن‌یکی و آن دیگری.
هیچ کدام را نگفته‌ام.
حوصله کن.
سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه و سرما باهاتون بدرفتاری نکرده باشه :)
آذری که گذشت برای بنده همراه با بیماری بود. هفته دوم آذر فقط سرفه بود. خیلی عادی بعد از چند روز تبدیل شد به گرفتگی صدا و بینی که کیپ می شد و رسماً شدم سرماخورده. هفته ی بعدش راس جمعه سردرد رحم نکرد، فکر کردم روز بعد میره ولی روز بعد نرفت که هیچ تبدیل شد به لرز و بعد تب و کلاً تا دوشنبه درگیرش بود. سه شنبه بفهمی نفهمی خوب شدم ولی سردرد به قوه خودش باقی ماند. راس یلدا هم سردرد داشتم،
کاش معماری غربی به این گستردگی وارد ایران نمی شد. 
معماری غربی بر اساس فرهنگ و جغرافیای اروپا ساخته شده، اروپا قاره ای پر آب است، در فرهنگ مسیحی فضاهای کم نور در کلیسا ها مرسوم بوده که به تدریج در کاخ ها و قلعه ها هم این نوع معماری نفوذ کرده. از طرفی به دلیل جغرافیای کوهستانی در اکثر مناطق اروپا مصالح اولیه در آنجا سنگ بوده است. با ورود معماری غربی به ایران مشکلات گسترده ای به وجود آمد که متاسفانه الان بعد از گذشت نزدیک به صد سال از ورودش ما دچ
با مداد رنگی هایم آمدنت را نقاشی و جاده ی رفتنت را خط خطی کرده امگذر عمر با کسی تعارف ندارد.دیدی آنچه نمی خواستی بگذرد،گذشت.اما ببین قلب بهانه گیرم چگونه لجوجانه پای بر زمین می کوبدو هر روز تو را از من می خواهد و بادکنک بغضم را می ترکاندو به هر بهانه باران تمنا را روی صورتم می ریزد
خواب بودم که صدایم زدندکه15دقیقه بیشترنمانده که سال کهنه رو بدن وسال جدید رو تحویل بگیرن.
تنهاکاری که تونستم بکنم قران رو برداشتم ودر قلبم فشردمش وبه خداهزاران بار گفتم فقط سلامتی بده،فقط سلامتی،اخر بعد ازان زمستان سرد و سیاه ومصیبت بار یک عمر ارامش وسلامتی رو میخواستم برای امسال نه بلکه برای تااخر عمر،نه فقط برای خودم بلکه برای خانواده م.
راستش را بگو امسال از ته قلبت چه ارزویی کردی؟
امسال رو باید خیلی سبزوبه رنگ سلامتی شروع کنی وبه پای
با علی تصمیم به صعود بدر داشتیم، آقای میرانی زحمت بردن ما تا روستا رو کشیدن عصر روز پنج شنبه  بود، از همان ابتدائ کار با باد سرد پذیرایی شدیم، ٦ ماهی بود که کوه نرفته بودم و از تابستان وارد زمستانی سرد اما بی برف شدم، روستای پیر سلیمان را ترک کردیم و از مسیر جاده راه مَی رفتیم، در محل اخرین باغ با اضافه شدن سگی که گرسنه بود تیم ما سه نفره شد! هوا رو به تاریکی مَی رفت، چنار های سمت چپ جاده که زمستان ها نشانه ای بود برای گم نکردن مسیر از بین رفته ب
یکی از اولین غزل هایم : کسی یادت افتاد و بر باد رفت جهان برده از یاد و از یاد رفت ز عالم که بیچاره بیگانه بود چون از چشم یک دوست افتاد رفت جفا کرد و کار از تحمل گذشت چو از من به قدری که فریاد رفت به ره توشه اش برده با خود خیال غریبی که با قلب ناشاد رفت سکوتت مرا کشت , حرفی نماند چه گویم به ما از تو بیداد رفت تو خوش می خرامی نداری خبر ز صیدی که در دام و صیاد رفت . #الهام_ملک_محمدی
دلم گرفته، برایم بهار بفرستیدز شهر کودکیم یادگار بفرستیددلم گرفته پدر! روزگار با من نیستدعای خیر و صدای دوتار بفرستیداگر چه زحمتتان می‌شود ولی این باربرای من قرار» بفرستیدغم از ستاره تهی کرد آسمانم راکمی ستاره‌ی دنباله دار بفرستیدبه اعتبار گذشته دو خوشه‌ی لبخنددر این زمانه‌ی بی‌اعتبار بفرستیدتمام روز و شب من پُر از زمستان استدلم گرفته برایم بهار بفرستید. .منیژه درتومیان
.
وقتی در ریسرچت کانهو حمار در گل گیر کرده ای و کم مانده که سر به بیابان نهی! و جناب حافظ اینگونه دلداری می دهد: 

ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی
من نگویم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی :(  
بوی یک رنگی از این نقش نمی‌آید خیز
دلق آلوده صوفی به می ناب بشوی
سفله طبع است جهان بر کرمش تکیه مکن
ای جهان دیده ثبات قدم از سفله مجوی
دو نصیحت کنمت بشنو و صد گنج ببر
از در عیش درآ و به ره عیب مپوی
شکر آن را که دگربار رسیدی به بهار (حافظ جان اینجا زمستان است و در د
دختر عزیزم
همیشه دوستت داشته و دارم و عاشقت هستم
دلم میخواد این متن همیشه یادت بمونه .
جایی که باید ببخشی راحت ببخش .
گذشت کنی
دیگران رو به حال خودشون بگذاری
بزرگمنش باشی نه متکبر 
کم مقدار نباشی ولی ارزشمند
تحصیل کرده ای با اخلاق
متفاوت با خیلی ها
دوست داشتنی تر
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
 عزیزم .
         وقتى می شود دقایق عمرت را با آدم هاى خوب بگذرانى، چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایى کنى که با دل هاى کوچکشان مدام درگیر حسادت ها و کینه ورزى هاى
تصمیم گرفتم  بنویسم،این چند روز که نمینوشتم خیلی سخت گذشت،دوست نداشتم زیر حرفم بزنم ولی انگار تا ننویسم آروم نمیشم:(
ناراحتم برگشتم،حس میکنم ارادم ضعیفه:/
ولی نمیتونم از وسوسه ی نوشتن بگذرم،شایدم کامنت ها رو ببندم که اینحا مثل دفتر خاطرات بشه فقط بنویسم و آروم شم .
از فروردین که خیری ندیدیم
نه آن که رفته بود برگشت 
نه آن که بود وفا کرد 
بهار بود جانم ولی رنگ خزان داشت.
حالا اردیبهشت آمده.
کاش حداقل اردیبهشت کمی منصف باشد 
سفر کرده‌ای را باز گرداند 
عاشقی را به معشوق برساند 
مرگ نباشد، تولد باشد 
از فروردین که گذشتیم 
کاش اردیبهشت 
اردیبعشق شود.!
سلام
حال و روز این روزها خوب است، برای خود سرخوش هستند و برای من سرمست. غروب‌های زمستان را دوست دارم، نمی دانم چه تعلق خاطری به آن دارم، ولی همین قدر می دانم روزهای بچگی را برایم زنده می کند. باور کن بی راه نگفتم.
وقتی آسمان رنگ می بازد دوست دارم در آن لحظه در اوج آسمان پرواز کنم و خورشید را بدرقه کنم، ولی چه کنم که بی بال هستم.
راستی، کی نوبت من می شود؟، خیلی وقت است منتظر هستم. هر بار که پرسیدم جوابم را با سکوت دادی. بنظرت وقت آن نشده که تمامش کن
 
۱۱ماه گذشت!!!!
 
بعضیا دلشون شکست.بعضیا دل شدن
 
خیلیا عاشق شدن. خیلیا تنها موندن
 
خیلیا از بینمون رفتن.خیلیا بینمون اومدن
 
گریه کردیم . خندیدیم
 
زندگی بر خلاف ارزو هامون گذشت
 
۳ روز مونده تا سال جدیدامید وارم روزهای سال ۹۲ بر خلاف ارزوهاتون نباشه
 
سال ۹۲ مبارک
آرزو داشتم معلم زبان شم که وسواس اونم تو سال کنکور و اون انتخاب رشته ی داغون آرزوم را سوزوند 
رویای نوجوونیم این بود که جایی که هستم همه منو میشناسن و محبوب و مشهورم 
اما وارونه شد همه منو میشناسن اما نه به محبوب بودن :| و من هم کسیو نمیشناسم 
 
 
 
 
 
هدف ندارم 
۳۴ سال بی هدف 
۳۴ سال بی ثمر 
امسال نیز خواهد گذشت 
فقط تا کی؟ 
نمی دونم 
ما تقریبا زیاد اهل تفریح و بیرون رفتنیم ولی معمولا اونقدرا بهم خوش نمیگذره چون هم صحبت خاصی ندارم و یجورایی تنهام ‌.
 امسال شرایط یجوری شد که دور تر رفتیم برا در کردن سیزدهمون و مثل سالای قبل نشد ، نزدیکای ظهر شد رفتیم چادر هارو برپا کردیم بعدشم به گشتن و عکس و. گذشت .
 قسمتای باحال ۱۳ بدر ۹۸ :
ادامه مطلب
ترشی آلبالو
ترشی آلبالو یکی از ترشی های خوشمزه و فصلی مخصوص تابستان است که برخی از کدبانوهای آینده نگر ایرانی، تابستان این ترشی خوشمزه را تهیه می کنند و در فصل 
زمستان و شب یلدا از این ترشی رونمایی می کنند و از اعضای خانواده و میهمانهای ویژه دل می برند.
دوستان عزیز با ما همراه باشید تا طرز تهیه ترشی آلبالو را به شما آموزش دهیم.

ادامه مطلب
سلامی به گرمیه آفتاببه زیبایی فرزادم و از این حرفا خوبین خوشین ؟من و عشقمم خدا رو شكر خوبیمپنجشنبه روز كنكور ارشد بود كه رفتیم كنكورو دادیم بعدش با عشقولی كه من قربووونش برم رفتیم ایل گلیواقعا خیلی عالی بود و خیلییییی خوش گذشت با كلی خنده و شوخی و ترسای مهتابی رفتیم گشتیم و بعدشمفرزاد گلی نامت یه برف برداشت و زد تو صورتم اصن این آقای ما به حدی ملاحضه صورت و مقنعه و تیپ ما رو میكنه كه بیا و ببین بلی داشتم میگفتم بعدش محبتش قلنبه كرد دوباره ی
عجب آشفته بازاری شده ست اما مثل پری که در مقابل باد است ایستاده ام نه آن گونه که تو تصور میکنی محکم ایستاده ام پر قدرت ایستاده ام و برنامه ها دارم خدامن همیشه هست همیشه کنارمه و حتی زمانی که من بچگانه قهرمیکنم اوعاشقانه به من می نگرد و چقدر زیباست در اوج دلخوری با صدای اذان بیدار شی و از شرمندگی نتونی بخوابی نتونی بی اعتنا باشی دشمن آدمم براش دعوت نامه نمیفرسته که وقتی با خدا قهرم برام میفرسته روزگارم ارومه امروز بعد از مدتها از آذوقه ی که بر
بسم الله النور
این سلاممم از جنس خوشحالی خبری است که به تازگی شنیدم و آن خبر داشتن فرزند از رفیقی که خیلی فرزند دوست دارد
که من را هم بینهایت خوشحال کرد
خب باید بگویم از این دو ماه و دوازده روزی که گذشت از خانه جدید و شهر جدید و زندگی جدید.
در پست های بعد از اول خدمتتان میگویم
امید کاذب از برجام زاده شد، من نمیدانم چرا و داردسته اش انقدر اعتیادشان به این توافق نامه زیاد است، خب مردم رو انقد سرکیسه کردین ‌و تو و سیف و جهانگیری و نهاوندیان و بقیه فراماسونهای چند لایه مثل پیاز. الان یه توسری لازم دارید، ماه رمضان ماه جنگ است نه گذشت .
دریافت ( سوره مبارکه احزاب» )
پریروز داشتم میرفتم خونهروز 2شنبه بود و واسه نفس پیراشكی گرفته بودم كه سمیر بهم زنگ زد كجایی؟ فقط خودتو برسون كه نفس افتاده.نفهیمدم چجوری رفتم،بدنم نمیكشید اما رسیدم.رفتیم بیمارستان علی اصغر،امكانات نداشتن و گفتن برین بیمارستان رسول اكرم شهرآراحتی ویزیت نكردن.یكی نگاه نكرد هیچترافیك بود و نفس بیحال بود و نا نداشت و حرف به زور میزد و هی میفتاد.سخت بود.سخت بود ، تمام بدنم درد داشت،جوونی نداشتم.دوست داشتم همونجا بمیرم.نایی توی ب
بنام خالق هستی
 مقاله ۱-۹۸
یک سال دیگر هم گذشت:
سال ۹۷ ۱۳را پشت سر گذاشتیم
۳۶۵روز گذشت
چقدر سن داریم ؟
نباید بگوییم چقدر سن داریم؟ باید بگوییم اینقدر دیگه سن نداریم یعنی عمر نداریم نه اینکه اینقدر سن داریم
بگذریم
خب بیایم سر وقت خودمون:
چه کردیم در یک سال جاری؟
چقدر جمع کردیم ؟ چی فرستادیم؟
چندبار نماز را به جماعت خواندیم؟
چند جزء قرآن خواندیم؟ اصن خواندیم؟
دعا چی؟ ندبه ای؟  کمیلی؟ توسلی؟ چند بار؟
صلوات چی؟ روزی صد تاهم فرستاده باشیم باید ۳
۲۲ بهمن سال ۵۷ حماسه بزرگ بر تارک تاریخ نظام جمهوری اسلامی ایران است که با حماسه سازی حماسه سازان ایران اسلامی درج گردیده است ، این انقلاب که با بهای خون شهیدان جاوید به دست آمده پس از گذشت ۳۶ سال از آن هر روز نقش آن در جامعه ملی و بین المللی رنگین تر می شود.MARAGHEHEI.IR
لقمان کنار چشمه‌ای نشسته بود. مردی که از آنجا می‌گذشت از وی پرسید: چند ساعت دیگر تا به ده بعدی راه است؟!»
لقمان گفت: راه برو.»
آن مرد پنداشت لقمان نشنیده دوباره رو کرد: مگر نشنیدی؟ پرسیدم چند ساعت دیگر تا ده بعدی راه است؟»
گفت: راه برو.»
گمان کرد که لقمان دیوانه است و رفتن را پیشه کرد. چند قدمی بیشتر نرفته بود که لقمان بانگ برآورد: ای مرد! یک ساعت دیگر بدان ده خواهی رسید.»
مرد گفت: چرا از اول جوابم نگفتی؟»
گفت: چون راه رفتن تو را ندیده ب
از آدمای دورم خسته شدم، و ازشون حالم بهم میخوره! جمله تکراریه؟ به درک. وقتی ده سال دیگه برگشتم اینارو بخونم عمقشو میفهمم (:
امروز با یکی که فکر میکردم ازم بدش میاد بیرون بودیم، و بعد که میخواستیم جدا شیم نمیدونستیم بریم کافه یا نه (باورم نمیشه! حاضر بود باهام بره کافه! کن یو بیلیو ایت؟) ولی خب اینقدر کارا کرده که باعث شه منم چندان باهاش اوکی نباشم! بعد که خواستیم جدا شیم گفت خوش گذشت! من تو شوک بودم و فقط بهش چشمک زدم. کل مسیری که تنها بودمو داشتم
طر مردانه خوب دنیا که باید بشناسیم
اگر اهل خرید عطر و ادکلن مردانه باشید، حتما به خوبی می دانید که برای خرید یک ادکلن خوب باید هزینه بالایی بپردازید. هزینه بالایی که هرگز به شما باز نخواهد گشت؛ اما اگر در نهایت از بوی آن راضی نبودید چه؟
برای اجتناب از چنین رویداد هایی با ما همراه باشید لیستی از ادکلن های خوب مردانه را ببینید و تصمیم بهتری اتخاذ نمایید.
عطر مردانه خوب ادکلن آمواژ مدل Memoir
رایحه تند و تلخاین ادکلن مناسب برای آقایان جسور و با ا
•امروز كه به مامان گفتم به مامان بزرگ سلام منو برسونهیك آن از سرم گذشت كه من اونیم كه هنوز فرصتِ زندگى دارهو مامان بزرگ اونیه كه فرصت زندگیش به فرصت تماشا تبدیل شدهخودمو گذاشتم جاش و دلم خواست از جهانِ تماشا به نوه ام یه نصیحت كنم:"هیچ چیز،تاكید میكنم هیچ چیز ارزش اینو نداره كه از عشق غافل بشى؛حتى زندگى."
به دلیل اینکه در تمام ایام کدو حلوایی در دسترس نیست این سوپ یک نوع
سوپ فصلی محسوب می شود. این سوپ مقوی به دلیل استفاده از سبزیجات متنوع یک
غذای خوشمزه و کامل است. این سوپ خوشمزه را می توانیم در پاییز و زمستان
طبخ کنیم.
ادامه مطلب
طر مردانه خوب دنیا که باید بشناسیم
اگر اهل خرید عطر و ادکلن مردانه باشید، حتما به خوبی می دانید که برای خرید یک ادکلن خوب باید هزینه بالایی بپردازید. هزینه بالایی که هرگز به شما باز نخواهد گشت؛ اما اگر در نهایت از بوی آن راضی نبودید چه؟
برای اجتناب از چنین رویداد هایی با ما همراه باشید لیستی از ادکلن های خوب مردانه را ببینید و تصمیم بهتری اتخاذ نمایید.
عطر مردانه خوب ادکلن آمواژ مدل Memoir
رایحه تند و تلخاین ادکلن مناسب برای آقایان جسور و با ا
من اومدم از امتحاااان. فکر میکنی چند شدم؟ ۸۱ ! همیشه باید متوسط باشم یعنی معلمم گفت خوبه ولی مها شد ۹۷ عالی شد. حالا نمیدونم مجموعش با کلاسیام چند میشه یا چجوری ۸۱ رو حساب کرده چون ۶۰ تا سوال بود نه ۱۰۰ تا. بیخیال مهم اینه این ترم بخیر گذشت ترم دیگه بیشتر تلاش میکنم. هرچیم بگه انجام میدم. امروز بالاخره بعد چند روز میتونم کتابمو دوباره دست بگیرم هوووورااااا. 
امروز عصر رفتم باشگاه . خیلی عالی بود. ۱۴ کیلومتر . از بالا رفتن سن این که گذشت زمانی که پسرهای اطرافم سنشون بالاتر بود. الان اکثرا همه کم سن ترن. چه خوب شد صبر کردم هاهاها. امشب با ل مقاله رو فرستادیم واسه کری که ادیت کنه و خوشگل تر بشه. از فردا کار ک رو شروع می کنم تا تموم بشه. امشب احساس کنم خروارها خروار احساس به چه سرعتی امد بالا. وای چقدر اکوییلو رو دوست دارم . چقدر ارامش دارن این دو تا. 
دانلود قسمت هفدهم عصر جدید | قسمت 17 عصر جدید شنبه 10 فروردین 98 دانلود برنامه عصر جدید قسمت ۱۵ پانزدهم دانلود برنامه عصر جدید قسمت ۱۵ پانزدهم با کیفیت عالی
دانلود قسمت هفدهم عصر جدید
دانلود برنامه عصر جدید
تهیه کننده و مجری: احسان علیخانی
ژانر: سرگرمی،مسابقه استعدادیابی
سال تولید: ۱۳۹۷
تاریخ انتشار: زمستان ۱۳۹۷
تعداد قسمت ها: ۵۲ قسمت
مدت زمان هر قسمت: ۷۰ دقیقه
ادامه مطلب
توی همین وبلاگ بود که همدیگر را شناختیم. از خوانندگان وبلاگم بود و برایم کامنت می‌گذشت. مدتی گذشت و گاهی توی تلگرم با هم صحبت می‌کردیم. قبلا نوشته بودم که چه طور سورپرایزم کرده ---> برای خواندن کلیک کنید! بعضی آدم‌ها دوست داشتنشان را فریاد نمی‌زنند. حتی به زبان هم نمی‌آورند. همین که وقتی در طول سربازی به مرخصی می‌آید و برایم پیام می‌فرستد و حالم را می‌پرسد می‌دانم که به یادم بوده. همانطور که من به یادش بودم. همانطور که سال گذشته وقتی فهم
پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم. ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم. سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود. اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم.
می دونستیم بچه دار نمی شیم. ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست. اولاش نمی خواستیم بدونیم. با خودمون می گفتیم، عشقمون واسه یه زندگی رویایی کافیه. بچه میخوایم چی کار؟ اما در واقع خودمونو گول می زدیم. هم من هم اون، چون هر دومون عاشق بچه بودیم.


ادامه مطلب
امشب به یُمن ِدیدنت قفل ازدلم وا میکنم جشنی به استقبال ِتو درکوچه برپا میکنم درب ِدلم را بعدتو بر روی ِهرکس بسته ام ماندم به دیدار ِتو و امروز و فردا میکنم
گردو غبار رفتنت خوابیده روی شیشه ها روی غبار ِ شیشه ها از شوق تو ها میکنم
قلبم درون سینه ام بی تاب ِدیدارت شده چندان فشارم میدهداین پا و آن پا میکنم چندین زمستان میشود دلتنگِ دیدارِ توام پیشم بمانی جان به تو،جانانه اهدامیکنم
ششدانگ ِقلبم رافقط بهرِتو پنهان کرده ام اکنون که برگشتی سَنَد
توی تصوراتم،
همیشه یه نیمه شب رو تصور کردم ،
که ساعت از ۱۲ گذشته.
نشستی و من
با دوتا فنجون #شکلاتِ_داغ
میام کنارت.
همونجور که موهای بلندمو دست میکشی 
دستات رو باز میکنی تا منو به خودت نزدیک تر کنی،
لبخند میزنی منو به خودت میچسبونی.
دراز میکشم
سرمو میزارم روی پات و با چشمهای بسته،
از سالهایی میگم که چقدر بهمون سخت گذشت
وتو
از سالهایی میگی که چقدر قراره خوشبخت بشیم.
:)
پاورپوینت استهلاک و کاهش ارزش دارایی ها


کاهش ارزش یک کالا یا دارایی فیزیکی که به علت گذشت
زمان یا تولید محصولات جدیدتر و مدرن‌تر برای کالاهای قدیمی اتفاق می‌افتد،
استهلاک گفته می‌شود اما می‌توان از آن دو تعریف زیر را ارایه کرد: نخست.دوم.عواملی
مانند گذشت زمان، فرسودگی و فرسایش موجب کاهش ارزش دارایی‏‌‌های ثابت
می‌شوند و به تدریج دارایی‏‌‌های ثابت کارایی خود را از دست می‌دهند، این کاهش ارزش دارایی
ثابت را استهلاک( به انگلیسی Deprec
دارم فکر می‌کنم که هیچ‌کس من رو نمی‌فهمه و زودتر دلم می‌خواد یکی پیدا شه که وقتی دارم باهاش حرف می‌زنم تاییدم کنه،ادامه بده و وسط صحبت‌هام حرف بی‌ربط نزنه یا نره یا خداحافظی نکنه.
+ ۴ مرداد بسیار روز عجیبی بود،کلیدواژه‌های روزی که گذشت،آتش‌نشانی،بهت‌زدگی و دیدن بچه‌ها باشه.
-زیرا که من وقتی تلاشی برای نوشتن نکنم بیشتر نوشتنم می آید!-
 
من زمستان را دوست ندارم.اصلا دوست ندارم.نه فقط چون سرمایی‌م و زمستان دائم پهلو درد دارم یا در حال لرزیدنم، چون زمستان زود شب می‌شود و قلبم میخواهد ساعت ۵ غروب بایستد از فرط گرفتگی.من شب را دوست دارم.خیلی زیاد.اما بیشتر از آن که باید به آن نیازی ندارم.سه چهار ساعت شب کافی‌ست.از ۱ تا ۴. آن طور که شب است و واقعا شب است و حتی ویژ ویژ گاه به گاه ماشین ها هم باعث نمیشود شک کنی که شاید کسی جز
سلام
امشب دومین شب از شب های قدره
ماه رمضون امسال برای من خیلی سریع گذشت ، شاید امسال توفیقم اینقدر کم شده که نتونستم اونطور که باید از این ماه استفاده کنم.
وبلاگ جدید رو برای نوشتن انتخاب کردم اما مهمه نوشتن برای خودم یا همه اونهایی که میبینن.
ویژگی های اینجا امنیت و پایداریشه.
باید برم ، برای نوشتن بر میگردم
۵ خرداد ۹۸ ساعت ۲۲:۱۶
حمید
داشتیم جرات حقیقت بازی میکردیم که ف ازم پرسید اخرین باری که گریه کردی کی بود و واسه چی بود؟!ببین چی از خودم ساختم در نظرش که اینو به عنوان سوال مهم پرسیده و البته دلیل دیگه اش این بود که میخواست بدونه من خوب شدم یا نه
اخه اون روز شوم که داشتم گریه میکردم اومد تو اتاق و من رو دید
جواب دادم آخرین بار رو خودت دیدی.
پرسید خب واسه چی گریه میکردی
گفتم بخاطر مامان!
زمان گذشت اما .
لاغری سریع در 3 روز با یک میوه خوشمزه به نام موزآیا موز باعث چاقی شما می شود؟شما احتمالا بارها از متخصصین تغذیه شنیده باشید، که باید از خوردن موز ،به خصوص هنگامی که در رژیم غذایی برای کاهش وزن هستید، اجتناب کنید چون حاوی مقادیر زیادی از قند است و من می دانم که مردم زیادی، از خوردن موز دچار هراس می شوند، rashid
در این مقاله قصد داریم اقداماتی که از طرف سازمان پارکهای تهران برای باغبانی در فصل زمستان مورد تایید است اشاره می‌کنیم:
۱- زیرو رو کردن خاک
دقت کنید پیش ازغرقابی شدن و یخ زدن زمین در اثر بارندگی و سرمای زمستان، خاک باغچه را زیر و رو کرده و با اضافه و مخلوط کردن مقداری کود دامی کاملاً پوسیده برای کاشت در بهار آماده کنید.
۲-برف تکانی درختان
هنگام بارش برف های سنگین باید با آمادگی قبلی به وسیله چوب های بلند دو شاخه و یا با استفاده از وسایل مکانی
بهله و در اولین روز چهله ی ترک گناه با وجود اینکه سعی کردیم حالا به قول خودمون کلی دعا بخونیمو از این حرفا ما چن تا هم اتاقی با چن تا دیگه بحثمون شد که خداروشکر بخیر گذشت .
امیدوارم خداوند مهربان در تمام لحظات یار همگی ما باشه.
بیشتر از این براتون نمیتونم بنویسم صبح باید برم بیمارستان .
نزدیک ۹ شب است. امروز هوا، همانند اکثر روزهای قبل، خیلی دلنشین بود. اواخر زمستان و اوایل بهار تهران، به مراتب از هوای دلنشینِ رشت، دلنشین‌تر است. امروز، استثنائاً، راضی بودم. و این برای من، بسیار ترسناک است. سال‌ها می‌گذرد از روزهایی که از خودم راضی بوده‌ام. نوشتن را تا حدودی از یاد برده‌ام. این را وقتی فهمیدم، که این آهنگ چارتار را شنیدم، و بعدش، از نوشتن لبریز بودم، از خاطره‌ی او، خاطره‌ی پاک او، لبریز بودم، اما انگار که سد بزرگی مانع ب
پاورپوینت استهلاک و کاهش ارزش دارایی ها
کاهش ارزش یک کالا یا دارایی فیزیکی که به علت گذشت زمان یا تولید محصولات جدیدتر و مدرن‌تر برای کالاهای قدیمی اتفاق می‌افتد، استهلاک گفته می‌شود اما می‌توان از آن دو تعریف زیر را ارایه کرد: نخست.دوم.عواملی مانند گذشت زمان، فرسودگی و فرسایش موجب کاهش ارزش دارایی‏‌‌های ثابت می‌شوند و به تدریج دارایی‏‌‌های ثابت کارایی خود را از دست می‌دهند، این کاهش ارزش دارایی ثابت را استهلاک(
موراجون و دنیای بعدی: آموزش درک درست مفهوم زندگی از دیدگاه دین.
موراجون و دنیای بعدی : حمیدرضا اشترانی و سعیده روشن ضمیر ، نشر عهدمانا
معرفی:
مجموعه داستان مورچه متفکر شیوه تفکر در مسیر درک اعتقادات درست دینی را به کودک شما می آموزد.و آنان می توانند حقایق عالم و وجود خودشان را به درستی درک کنند.این روش تربیتی، خودکشفانه نام دارد.این داستان مسیری در چینش مواد تفکری در پیش روی کودک قرار می دهد تا او بتواند جهانی را که در آن زندگی می‌کند به شکل ص
به نام آنکه به ما گفتن آموخت
نیامده بود که برای همیشه بماند
آمده بود تا فرصتی دوباره بدهد
آنقدر زود گذشت که ندانستیم تمام شدنش را
کاش دوباره بیاید و باز به یادمان بیاورد حال بینوایان را، روزگار فقرا را و حال گرسنگان را.
کاش باز هم بیاید
زندگی مثل یک سفر طولانی به هم پیوسته در چهار فصل سال است. هر منطقه‌ای به فراخور شرایطی که دارد و آب و هوایش، رفتاری را می‌طلبد. کوه در زمستان یک اقتضایی دارد، دریا در تابستان، یا جنگل در هوای بارانی چیز دیگری. منطق ما اگر حرکت بر طبق عقلانیت و منطق باشد، برای هر کدام فکری می‌کنیم و آماده می‌شویم. فکر نمی‌کنم دیگران در مورد کسی که با لباس شنا می‌رود کوه و با کیف کوهنوردی می‌پرد توی دریا قضاوت جالبی داشته باشند، گذشته از آن، وقتی همه جا پوشی
در این مدت گذشته چند ده بار هی نوشتم و هی پاک کردم، نمیدونم چم شده بود.
11 روز از سال 98 گذشت و باورم نمیشه که در این مدت فقط و فقط یک کتاب خوندم.
دوست دارم مثل چندین سال پیش دوباره اینقدر انرژی داشته باشم که بتونم ایده های جدید رو تست کنم و شروع کنم به یادگیری چیزهایی که بهشون علاقه دارم اما یه حسی از درون داره منو به ورطه ی هولناک تنبلی میکشونه.
فکر میکنم اگه این تلگرام و انبوه کانال خبری کپی ش رو بزارم کنار بهتر میتونم خودم رو جمع و جور کنم.

#ببین
آنگاه که، شکوفه از شاخه های خشک دمید،و از میان ذراتِ خاکِ زمین،بهار، سر برکشید.کاش رویای روشن تو،چون خورشید بر هستی من می تابید.افسوس که،در فراقِ بهاری که بی تو رسید.گویی دگرباره روح امیدهمچون تمام  سالی که گذشت؛پر کشید.
آلبوکا مارپیچ . در این مقاله به معرفی گیاه البوکا میپردازیم و نحوه نگهداری و تکثیر و قیمت گل آلبوکا را برای شما عزیزان شرح میدهیم.
Albuca spiralis ‘Frizzle Sizzle’
آلبوکا مارپیچی عصای دریایی
نام های دیگر: گل فنری , گل مار , گل پیچی و …
خانواده : آسپاراگوس
زیر خانواده : سنبلیان
گونه : آلبوکا
 
معرفی
آلبوکا مارپیچی یک پیاز است که در زمان رشد خصوصا در شب معطر است.پس از مدتی با بلند شدن ساقه 20 سانتی متری از پیاز آن با تشکیل ساقه هایی کوچک تر گل ها
امروز بالاخره اولین قرار وبلاگیم رو رفتم و یه دوست خیلی خوب رو ملاقات کردم.
خیلی خیلی خیلی خوش گذشت و کلی ذوق کردم*__*
کل دانشکده و دانشگاهش رو نشونم داد و من یه عالمه انگیزه گرفتم واسه درس خوندن.
انقدرخوشحال وذوق زدم که نمیدونم چجور باید بنویسمش،فقط می نویسم تاشیرینیش برای همیشه برام موندگار بشه.
ممنون دوست جونم:*
+آقا برید دوستای وبلاگیتون رو ببینید، خیلی خوووووووبه:-P 
در این مقاله قصد داریم اقداماتی که از طرف سازمان پارکهای تهران برای باغبانی در فصل زمستان مورد تایید است اشاره می‌کنیم:
۱- زیرو رو کردن خاک
دقت کنید پیش ازغرقابی شدن و یخ زدن زمین در اثر بارندگی و سرمای زمستان، خاک باغچه را زیر و رو کرده و با اضافه و مخلوط کردن مقداری کود دامی کاملاً پوسیده برای کاشت در بهار آماده کنید.
۲-برف تکانی درختان
هنگام بارش برف های سنگین باید با آمادگی قبلی به وسیله چوب های بلند دو شاخه و یا با استفاده از وسایل مکانی
اگر شما هم قصد سفر به کشور کوچک اما جذاب پرتقال دارید ، راهنمای سفر به این کشور حتما مطالعه کنید
پرتغال اگرچه یک کشور کوچک اروپایی است اما دارای تعداد زیادی جاذبه های زیبا است ، ولی با توجه به وسعت کم آن به راحتی می توانید اکثر جاهای خوب آنرا بازدید کنید . شهر لیسبون مرکز روستاهای سنتی است و همچنین در فصل تابستان مسفاران زیادی به خاطر  سواحل زیادش آنرا به عنوان مقصد خود انتخاب می کنند ، اما از جاذبه های فرهنگی و معماری پرتغال هم
کتاب "کوچولوی اضافی" یه داستان واقعی و البته جالب.
وقتی این کتاب را می خوندم یادم اومد که برای خاله گرامی ما هم، چنین اتفاقی افتاده بود و البته خدا را شکر به خیر گذشت.امان از این دکترهای صرفاً آمپول زن!(لبخند)
کتاب خوبیه.پیشنهاد می کنم بخونید.
نصف روزه تموه.
خصوصا برای کسانی که اهل خاطره نویسی هستند، خواندنش خالی از لطف نیست.

از اینجا می تونید دانلود کنید
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب