نتایج پست ها برای عبارت :

سن آقلا قلبیم سن اقلا

تو این لحظه بزرگترین آرزوم اینه که توی اتاق خودم باشم،در اتاقو مثل همیشه ببندم و توی خلوت خودم تموم کارامو انجام بدم و الان چقدر همچین چیز کوچیکی دور از دسترسه.اقلا دلم میخواست توی خوابگاه یه اتاق واسه خودم داشته باشم حتی اگه انقدر کوچیک باشه که نتونم توش اونقدرا حرکت کنم اما فقط تنها باشم و هیچکس رو نبینم.چقدر از اتاقم خستم.فشار روم زیاد بوده ایم مدت و خیلی حساستر شدم و از کوچکترین حرفی ناراحت میشم.چقدر دلم میخواست الان هیچکسی رو نبینم.
پروسه زایمان انننقدر جداب و زیبا به نظرم میومد که اصلا دلم نمی خواست خودم رو بسپرم به تیغ جراحی
نظر من با مجموع شرایطی که دیدم و بررسی کردم این بود که هرچیزی راهی داره و از راه خودش رفتن خیلی بهتر از دستکاری کردنه. من سزارین رو دستکاری می دونم! و خلقت خدا رو ارجح دونستم به سزارین!
برای همین به انتخاب و اصرار خودم خواستم که طبیعی باشه.
با همه چیزهایی که خونده بودم و آمادگی هایی که داشتم، اما کل پروسه خیلی سخت تر از چیزی بود که فکر می کردم. با این
چند سا ل پیش دوستم یه دفتر کاهی خوشگل بهم هدیه داد که صفحاتش خط کشی نبود و روی جلدش هم طرح ساده و زیبایی داشت
تصمیم گرفتم چیزایی توی اون بنویسم که هرگز از نوشتن اونا و بعدا اگر احیانا موند بعد از مرگم از افشا شدنش، شرمنده و یا پشیمان نشم.
این شد که دفتر دوسال خالی موند
دیدم اوراق زیبا دارن به بطالت می گذرونن
اومدم و نوشتم
گاهی خوشگل
گاهی خرچنگ قورباغه
گاهی قطرات اشک روش چکید
گاهی چیزایی نوشتم که پشیمان شدم
این دفتر عمرم که الآن اییییینهمه از ا
دوست دارم برم باشـ(ون) حرف بزنم ولی خب نمیشه، بیش از پیش بینمون دیواره
اقلا حالا حالا ها نمیشه، و خب بعد ازینم دیگه اونقد فاصله‌ست که نمیشه
حیف شد.
-
بابا هر وقت کلّه ظهر میخواستم برم بیرون همینو میگف، میگف آفتاب میخوره فرق سرت ازینی که هست خرابتر میشه :))
-
از حرفا و رفتارام میترسم گاهی، نشونه چند رنگی میبینم توشون چون شاید، خودمم با خودم غریبه‌م و نمیدونم چی منم چی نیستم
-
حس بر باد رفتگی هویت دارم 
کدوم هویت؟ :))

بدون وجود قواعد از هم می‌پاش
من یک برادر کوچک‌تر از خودم دارم، علی. علی سه
ساله‌ است و تازه یاد گرفته که تقریبا تمام معانی مد نظرش را با کلمات منتقل کند.
سه شب پیش مثلا جایی حوالی ساعت سه نیمه شب نشسته بودم و داشتم در تاریکی کارهایم
را می‌کردم که قد علی را کنار میزم دیدم. ایستاده بود برابر من و دست‌هایش را قلاب
کرده بود به هم. "می‌ترسم" و توی چشم‌هایش معلوم بود که واقعا می‌ترسد.
بغلش کردم، بعد از چند دقیقه با هم رفتیم آشپزخانه و شیشه شیرش را پر کردیم، بعد
برگشتیم، از توی
نتایج امسال هم اومد.یکی از فامیلمون یه دختر داره که امسال سال دوم کنکورش بود.این سال کنکور من هنوز ده دقیقه از اعلام نتایج نگذشته بود که زنگ زد به مامانم رتبمو بپرسهحالا الان مامانم گیر داده که باید براش زنگ بزنم رتبه دخترشو بپرسم.کلی براش حرف زدم که الان اون مامانش بی فرهنگ بوده دخترش چه گناهی داره و اگه خوب شده بود تا الان خبر میداد خودش.حالا جالب اینه که امسال به خاطر امکانات بیشتر!اومدن شهر ما و کلاسی که شخم نزده باشه نبود.خوبه اقلا بفهمن
کولر اتاقم را خاموش کرده ام. پنجره را باز کرده ام.چه قدر گرم شده هوا ! دلم می خواست زمستان می بود. هفت و پنجاه و هفت دقیقه ی زمستان، حتما شب می بود. دلم می خواست یکی از آن شب های استخوان سوز زمستان می بود. از همان هایی که من در خانه هم که هستم، کاپشن می پوشم و کلاه بافت سرم می گذارم. دلم می خواست شب استخوان سوزی می بود.  تابستان ها همیشه هوس ِ زمستان سراغم می آید. نه این که زمستان را بیشتر دوست داشته باشم. نه . زمستان اما انگار به ذات آدم نزدیک تر است
گزارش صوتی شبهای قدر سال۹۸بانوای کربلایی مهدی سلطانی ( عابس )دریافتعنوان: سنده گوزوم آغا قلبيم ده سنه چوخ دو سوزومحجم: 8.04 مگابایتدریافتعنوان: هیئتی دار والسفادیحجم: 4.87 مگابایتدریافتعنوان: شب های قدر اومدحجم: 3 مگابایتدریافتعنوان: یاعلیدین لرحجم: 14.4 مگابایتدریافتعنوان: سس لرم یاعلیحجم: 11 مگابایت
از گرفتاری های خدمت سربازی یکیش اینه که خودت که گرسنه ای و و هیچی بلد نیستی بماند باید بلند شی بری اشپزخونه وبرای چند گشنه ی دیگه شام تدارک ببینی
جالبتر از اون اینه که یکی هم ازت یه بار نمیپرسه که بلدی تا حالا غذا پختی همشون ازت انتظار دارن اونجا نقش سامان گلریز رو بازی کنی با اون امکاناتشون
اونا چیکار میکنن هیچی اون مسول شبه با یکی دیگه که ریلکس تو اتاقشون دراز کشیدن در کمال ارامش منتظرن که شام بیاد البته با سفره ی کامل که اون خودش یه بحث جدا
دغدغه ای که این روزها ذهنمو مشغول کرده اینه که 
من هیچ وقت از زندگیم راضی نیستم . شاید میشه گفت روزهای رو گذروندم که ارزوی 
یه سری چیزهای رو داشتم و سالیانی گذشت و بهشون هم رسیدم ولی !!
تا چندین سال پیش یه ارزوی بزرگ داشتم .وقتی هر چیزی رو بدست می اوردم غیر
از اون ارزوی بزرگ برام خوشحالی نداشت چون فکر می کردم من فقط با رسیدن به 
ارزوی قلبيمه که خوشحال میشم
سالها گذشت و من بالاخره به ارزوی قلبيم رسیدم چند ماه اول خوشحال بودم ولی باز .
دوباره
دانلود اهنگ بنگو کالبیم
دانلود اهنگ کالبیم الله
دانلود آهنگ agla kalbim از bengu

متن اهنگ اغلا کالبیم از بنگو

دانلود اهنگ ترکیه ای bengu agla kalbim
دانلود اهنگ ترکی الله کالبیم الله سن الله کالبیم الله
آغلا قلبيم آغلا
دانلود اهنگ ترکیه ای الله کالبیم الله
انرژی و وقت، احساسات و راحتیِ زیادی خرج شد تا عمیقا فهمیدم ذهن دغدغه مند، چجور ذهنیه. درگیری با حجم زیادی از مشکلات طبقی بندی نشده که براشون راه حلی نداشتم و این در و اون در می زدم تا بفهمم و یه قدم برم جلو، مواجه با عریان ترین شیرینی که دیده بودم، احساسِ نقطه ضعف هام و سرزنش های بی شماری که شیرین واقعی رو هرچه بیشتر از ایده آل ها دور می کرد، اومدن این راه درازِ زجر آور و خسته کننده، در جا زدن در مسیر گذر،رفتن و برگشتن ها، چیز هایی که هنوز گوشه ا
.
مدت زیادیه نمیدونم چرا می‌نویسم. اگر این مدت ادامه دادم واقعا تنها بودم. خیلی وقته به هیچ پستی حس خوب» ندارم. به خودم میگم خب که چی؟ چرا باید برای کسی مهم باشه؟ 
ترجیح میدم نباشم و احمقانست که دارم اینارو مینویسم. نیت قلبيم ذره‌ای احترام به مخاطب و مودب بودن نبود. 
احساس میکنم اونقدر نیاز به توجه دارم که هرجور خودمو کنترل کنم نمیتونم رابطه سالمی با هرچیز یا هرکسی داشته باشم.









متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فا
دیروز یک آروزی 15 ساله و شاید هم بیشترتر من به تحقق پیوست :)
وقتی کوچولو بودم و همه میگفتن میخواهی چی کاره بشی من میگفتم نقاش! بعد دست نوازشی رو سرم می کشیدن و میگفتن آخی!
بعدها به مدد خواهر و برادرای بزرگ تر و مثلا عاقل تر فهمیدم که شغل نقاشی اصلا خوب نیست.(چرا بچه های کوچک تر خانواده دستاویز بزرگ ترها میشن، چرا آخه)
بعد هر کی میپرسید میگفتم معلم! انگار بیشتر خوششون میومد و یه بارک الله هم نثارم می کردن.
اما من همیشه نقاشیم خوب بود و ته دلم می گفتم
دانلود آهنگ جدید دایان باند بو شهرین گوزلی
Download New Music Dayan Band Bu Shaharin Gozali
آهنگ جدید دایان بند بنام بو شهرین گوزلی
سنی گورنده قلبيم تیتیره ییر سینمده گوزل اولور حایاتیم منه باخیب گولنده
سنه ول ورمیشم اولما وفاسیز منه عاشیق اولان لوم هچ… جانیمی وئررم سنه

ادامه مطلب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب