نتایج پست ها برای عبارت :

سن اولمایاندا ابراده مهری

نمونه ای از دوخت ذغره و گلهای نگینی با سرمه و مروارید را در زیر می بینید که توسط خانم مهري صالحانی از آموزشگاه شب افروز، بر روی پارچه ترمه؛ دوخته شده است. طرح مورد استفاده بر روی این ترمه ترکیبی از یک بته جقه با چند شاخه و گل می باشد که در دوسمت رومیزی به صورت رانر ؛ قرار گرفته و با استفاده از تکنیک های مختلف ذغره ، سرمه و مروارید دوخته شده است. 
شما نیز ببینید و لذت ببرید.

ادامه مطلب
اگر در دل کسی جایی نداری، فرش زیر پایش هم نباش.جایی که بودن و نبودنت هیچ فرقی ندارد،نبودنت را انتخاب کن. اینگونه به بودنت احترام گذاشتی.                                                                                   محبوب همه باش، معشوق یکی!مهرت را به همه هدیه کن، عشقت را به یکی. با هر رفتنی اشک نریز و با هر آمدنی لبخند نزن شاید آنکه رفته باز گردد و آنکه آمده برود، آنقدر محکم و مقتدر باش که با این محبت ها و بی مهري ها زمین گیر نشوی. لازم است گاهی د
همه چی تاریکه اونقد تاریک که حتی ماه نورشو از اتاق دریغ کرده. فقط نور صفحه ی گوشی من هست که داره تاریکی اتاق رو آزار میده و این تاریکی رو از وسط متلاشی میکنه.اما من، من فهمیدم که یار غار دیوارهای اتاقم.هر شب تو تنهایی، تو سکوت، و آرامش زجرآور کارم شده نوازش دیوار های این اتاق سرد. سردتر از یخ، سردتر از غم، سردتر از دوری و تنهایی. نمیخوام حس تنفر پیدا کنن.تنفر از بودن، از سختی، از بی ارزش بودن و از همه مهم ترحس تنفر درونی از دوست نداشته شدن.که م
نیازی کز هوس خیزد کدامش آبرو باشد// نیاز بلهوس همچون نماز بی وضو باشد
ز مستی آنکه می گوید اناالحق کی خبر دارد// که کرسی زیر پا یا ریسمان در گلو باشد
نهم در پای جان بندی که تا جاوید نگریزد// از آن کاکل که من دانم گرم یک تار مو باشد
به خون غلتیدم از عشق تو حد چون من نگرداند// به یک پیمانه آن ساقی کش این می در سبو باشد
نه صلحت باعثی دارد نه خشمت موجبی یا رب// چه خواند این طبیعت را کسی وین خو چه خو باشد
بدین بی مهري ظاهر مشو نومید ازو وحشی// چه می دانی تو؟!
مثل خنده که نشونۀ شادی نیست؛ مثل تنفس که نشونۀ زندگی نیست؛ مثل پرواز که نشونۀ عروج نیست؛ مثل موندن که نشونۀ تعهد نیست؛ مثل نگاه کردن که نشونۀ دیدن نیست؛ مثل حادثه که نشونۀ اجابت نیست؛ مثل رد شدن که نشونۀ بخشیدن نیست؛ مثل نگفتن که نشونۀ فراموش کردن نیست؛ مثل عُسر که نشونۀ یُسر نیست؛ مثل سکوت که نشونۀ آرامش نیست؛ مثل بزرگی دریا که نشونۀ مهربونی‌اش نیست؛ مثل کم‌نوری ستاره که نشونۀ کوچکی‌اش نیست؛ مثل خواستن که نشونۀ مهر نیست؛ مثل گذشتن که نش
این غزل در تاریخ 31/4/1377 و در زمان دانشجویی آقای حسن سعیدی خادم خالدی ، در گوهر دشت کرج سروده شده  و در روزنامه ی رایزن جوان کرج منتشر شده است .
چشمم نشسته در خون ای ماهرو کجایی صیدی اسیر بندم ، به دیدنم نیایی ؟ 
از خون شراب سازم گر عزم مِی نمایی جانم فدات سازم در خانه ام گر آیی
چشمم به در سیه شد ، شاید ز در درآیی حالی ز ما بپرسی ، مهري به ما نمایی 
عمری در انتظارت ، سر کرده ام که شاید با تو به سر نمایم ، ایام بینوایی 
خوار و زبون ز عشقت ، گردیده ام
چه اشتراک زیبایی؛ هر دو در کودکی به امامت رسیدند. اما چه وجه تمایز دردناکی! یکی در جوانی جام زهر نوشید و دیگری ۱۱۸۰ سال است که منتظر یاری شیعیانش است.
 
این است روایت تاریخ جریان امامت که همیشه از سمت شیعیان مورد بی مهري قرار گرفته است.
 
شهادت مظلومانه امام جواد علیه السلام را محضر امام زمان و شما عزیزان تسلیت عرض میکنیم.
.:: عــشق پـنـهان ::.
ساعت‌های ششِ باغ را که یادت هست؟ درست پشت سرمان. و دیگر ساعات را!؟ اینکه با هم می‌دویدیم تا تهی فضا را به تکاپو بیندازیم و سرازیری لاله زار را به لرز. و آن نسیم را که دستم بود. و محیط را که موهایت. موهایت. صد آه. هزار افسوس. .
می‌دانی؟ بوی اسفند شنیده‌ام. یقینا نفس کم‌ می‌آورم اما جرأت کرده‌ام قدر قدحی قلم‌زنی کنم. باری، بدمستی‌ام را دیده‌ای و می‌دانی که چه آرامم اکنون. و آن نسیم که آرام گیرد را بیندیش.
اما بنای شکوه نمی‌گذارم. شاید هنو
همینجا یک‌ پیش نویس دارم از نوشته ای که برای قلم نحیف من زیادی سنگین بود پس خلاصه اش را میگویم .
نوشته بودم سالها پیش وقتی برای اولین بار نامه ی امام به منتظری را میخواندم، چیزی در دلم چنگ میزد. غم نوشته تا استخوانم رسوخ کرده بود. 
بی آنکه بدانم منتظری کیست و چه کرده ! اما دل  من آنجایی سوخت که امام خطاب به منتظری نوشته بود : اکنون با دلی پرخون و گداخته از بی مهري ها چند کلمه ای برایتان مینویسم ، شما حاصل عمر من بودید »
شما حاصل عمر من بودید .
و
جزئیات مهم هستند
نمیدانم تا الان تجربه نوازندگی را داشتید یا نه؟ یا اگر داشتید استادتان چقدر به شما نکات مهم و اساسی را یادآوری کرده است ولی در هر صورت نوازندگی برای من فقط صرف یک تفریح یا یک مهارت برای پز دادن جلوی جمع نبود. 
هرچند استاد من از نظر رفتاری خشک بود و من نمیتوانستم خیلی مواقع باهاش ارتباط برقرار کنم ولی روی یک موضوع خاص خیلی تاکید داشت و آن هم جزئیات نوازندگی بود 
زمانی که به من گفت فرق یک نوازنده خوب با یک نوازنده متوسط در رعای
دانلود آهنگ جدید علی ارشدی بنام دون منه با بالاترین کیفیت










Download New Music Ali Arshadi – Don Mana
متن: مهري توانا , تهیه کننده: سعید مبرهان
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …










 
دانلود آهنگ جدید علی ارشدی بنام دون منه
فان وسرگرمی
دانلود فیلم سرکوفت
کارگردان: کریم رجبی
ژانر: کمدی، خانوادگی
سال تولید: 1397
تاریخ انتشار: زمستان 1397
مـدت زمان: 90 دقیقه
کیفـیت: WEB-DL
فرمت: MP4
تهیه کننده: سی من سینما
 
خلاصه داستان:
مجید (وحید رحمتی) برای خواستگاری از فرشته (ویدا جوان) منتظر بازگشت پدر او از سفر خارج است،‌در صورتی که بر خلاف تصور او مظفرخان (سید مهرداد ضیایی) از زندان آزاد شده و به خانه باز می گردد. از آنجا که خانواده مجید کاملا موجه و متشخص بوده و بر خلاف آنها پدر،‌برادر
چند روز پیش، خواستگاری دختری رفتم، که سخت دل بسته من بود. مرا بخاطر ایمان و اعتقاداتم انتخاب کرد و من نیز شخصیت او را دوست داشتم، زنانگی داشت.خواستگاری مختصری بود، از طرف ما خواهرم نبود و برادر ارشدم. از طرف عروس هم، خواهرش نبود و دو برادر بزرگترش. خواهرش و مادرش هم مرا پسندیده بودند.من یک کارمند حقوقی و او نیز یک دبیر، بحث ها از خواستگاری کشیده شد به ی و اعتقاداتی. گویا خدا می خواست، چشم من زا همین اول کار باز کند. بحث تا جایی پیش رفت، که م
چرا توسعه حرفه ای(آموزشگری) استادان در آموزش عالی در عین ضرورت مغفول است؟ 
به قلم استاد ارجمند آقای دکتر محمود مهرمحمدی

 پاسخ
به این سوال را از این نقطه آغاز می کنم که باید میان دانش تخصصی رشته ای و دانش
حرفه ای برای پشتیبانی از فرایند یاددهی یادگیری تمایز قایل شد که متاسفانه در میان
استادان ما نوعا چنین تمایزی در نظر و در عمل دیده نمی شود. بنابراین اگر برای این
تمایز بتوان توجیه عقلانی ارایه کرد امید می رود راه زیادی تا مقصود که همان جدی
گر
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست

دوست نادیده ای در این صفحه برای بنده نظر گذاشته بود که درمورد مجموعه داستان "تخران" هم چیزی بنویسم.
ضمن تشکر از لطف آن عزیز باید بگویم از انتشار تخران الآن بیش از 6 سال میگذرد و اگرچه هنوز قرص و محکم از آن مجموعه داستان دفاع میکنم اما به نظرم آنچه باید درموردش گفته میشد گفته شده و هر کس مایل باشد میتواند نقد و نظرها را با یک جستجوی ساده بیابد.
حالا بیشتر دوست دارم خبر بدهم که انشاالله در کمتر از یک ماه دیگر قرار
ننوشتم از تو و از عشقت. قلم به مُرکب نرسید این مُحرمی که گذشت.
و از جوهر غفلت روزگار من؛ نتراوید آنچه لایق باشد برای از تو نوشتن.
اما چنان با من آواره؛ بر سر مهر آمدی که، نه این حسرت بر دلم ماند و نه آن همه شیدایی و شوق دیدارت.
ای خوش حساب تر از هر که در عالم است. و ای مهربان ستاره ی شب های تار من.
سر بر #تربت کدام خاک بگذارم جز خاک بهشتی حرم تو؟ که سجده شکر بر این همه کرامت بی انتها مرا واجب است.

و اما مسیر عشقت. بگذار ننویسم از مهربانی نس
 
از دلبرِ ما نشان که دارد / در خانه مَهی نهان که دارد؟
 
**أللَّهُمَ عَجِّل لِوَلیکَ أَلفَرَج**
 
غربت‌ عجیب‌ است‌.
زمانی‌ علی‌ بن‌ موسی‌ را مجبور‌ کردند‌ که‌ از‌ مدینه هجرت‌ کند‌ تا‌ دور‌ از‌ شیعیانش‌ باشد‌،‌ تنها‌ بماند‌،‌ غریب‌ باشد‌‌ و‌.
اما‌ عجیب‌ تر‌ آن‌ که امامی‌ به هجرت مجبور نباشد‌ اما‌ بی مهري‌ شیعیان‌ او‌ را‌ مجبور‌ به‌ غیبت‌ کند تا‌ دور‌ از شیعیانش‌ باشد‌،‌ تنها‌ بماند‌،‌ غریب باشد‌ و‌.
و‌ این‌ اس
 
ببین اسکندر، من زیادی ناامیدم از زندگی‌ای که داشتم. هفتاد سال، تو خودت اصلا مگه چقدر عمر میکنی؟ من زیادی خستم واسه یه همچین شروعی. اصلا فکرشو که میکنم، میبینم حتی ترسناکه. ترسناک نیست ؟ متولد شدن خیلی ترسناکه. بی خبر از همه جا، چشم وا میکنی تو یه دنیای ناشناخته بین یه عالمه آدمای گنده که قیافه‌های مسخره برات درمیارن و برای اینکه ساکتشون کنی مجبوری بخندی و با قیافه‌ت بگی آره خوشم اومد تا ولت کنن تا با جغجغه‌ت تنها باشی و برن پی بحث های آدم
داشتم به ۳۰ سالگی ام فکر میکردمبه یک روز معمولی ام،که صبح بلند میشوم،میروم به دفتر انتشاراتم سر میزنم.دور میزها میچرخم و کارها را با ظرافت انجام میدهم.با اینکه تا نیمه های شب بیدار میمانم و مینویسم هنوز عینک به چشمهایم ننشسته.عصرها کنار کسی که عاشقانه میپرستمش روی صندلی راحتی لم میدهیم،من برایش از روزهایی میگویم که سرم باد داشت و دنبال دردسر میگشتم،یک دانشگاه را از دست خودم آسی کرده بودم.او میخندد و میگوید که هنوز هم بزرگ نشده ام.من شده ام
بی مهري انتشارات/مدارس و مشاوران و باعث شده تا شاهد اطلاعات بسیار محدود و بعضا اشتباه در زمینه ی هدایت تحصیلی گروه هنر باشیم برای جبران این کمبود بر آن شدیم تا در این کارگاه آموزشی بطور اختصاصی به تحلیل درس به درس دروس کنکور هنر بپردازیمو همچنین برای دوستانی که به تازگی مطالعه برای این رشته را آغاز کرده اند مباحث ارزشمند و تست خیزتر را معرفی کنیم دانلود کنید .کارگاه تخصصی رشته ی هنر علیرضا افشار مشاور کنکور با بیش از 10 سا
آمد محضر آیت الله حق شناس
رحمه الله علیه، ناراحت و سراسیمه که: حاج آقا چله معروف حاجتروایی زیارت عاشورا را
خواندم اما حاجتم روا نشد. آیت الله حق شناس که چشم برزخی اش زبانزد خاص و عام بود
و باطن آدمها را می شناخت، بغضش ترکید و گفت: حاجتت به مرز اجابت رسیده بود، فلان
گناه را که مرتکب شدی، قصه عوض شد.
گناه. گناه. گناه. این
لعنتی حال دلمان را خراب می کند، نعمت مان را منهدم می گرداند، قلب امام زمان مان را
می شکند، حاجتروا شدن مان را به تاخیر می ان
چند روز قبل که رادیو معارف گوش می کردم،
صحبت درباره ویژگی های یک کارمند خوب بود.
صحبت های مجری و کارشناس برنامه، مصاحبه
ها و پیام های مردمی و . همه و همه حول و حوش این مسائل بود که یک کارمند خوب کارمندی
است که:
رشوه نگیرد
کار ارباب رجوع را راه بیاندازد
پارتی بازی نکند
در منزل صبحانه بخورد تا مردم معطل نشوند
(حال بماند چگونه توقع داریم کارمندی که مثلاً ۶ صبح از منزل بیرون می آید، فرصت صرف
صبحانه را در منزل داشته باشد؟!)
و نظیر این مسائل پیش پا اف
 گاه در زندگی، موقعیت هایی پیش میآید که انسانباید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد. به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشداما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: "مگه کوری؟" مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی،بدان که زندگی می کنی … هیچ انتظاری از کسی ندارم!و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !مسئله، خستگی از اعتمادهای شکسته است برای زنده ماندن دو خورشید لازم است؛یکی در آسمان و یکی در قلب …  در جستجوی قلبِ زیبا باش نه صورتِ
 


دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت


آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد


اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهري یار

طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد


برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد


ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیب

نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد


آن که پرنقش زد این دایره مینایی

کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد


فکر عشق آتش غم در دل ح
دوست من
یکشنبه، 23 مهرماه 1351
پری مهربانم، تو هرگز از من نخواسته بودی که برایت چیزی بنویسم.
ولی امروز با وجود کسالتی که دارم، دلم می خواهد بنویسم و ناچارم این نیازم را اغنا کنم.
فکر کردم این بار برای تو بنویسم. برای مهربان ترین مهربان ها، برای کسی که با تمام وجود دوستش دارم.
من نیلوفری کوچک بودم که در کنار شط زلال محبت می زیستم؛ ولی برگهای درختان تنومندی که در کنار آن وجود داشتند، مانع از این می شدند که بتوانم از آفتاب، این نیروی حیاتی استفاده ک
دیروز مهمون اردبیل بودیم، با اینکه خیلی نزدیکیم و حتی همزبان ولی من همیشه یه حس غریبه بودن شدیدی اونجا دارم که دیروز اون حسه همراهم نبود. همه همکلاسی های داداش، استاد راهنما و استاد داورهاش با تمام وجود دعوتمون میکردن خونه هاشون، حتی یکیشون خیلی بامزه طور گفت: من مجردم برا خودم خونه ندارم دعوت کنم ولی میتونم خواهش کنم تشریف ببرید خونه خانم اصلانی. آغاز نوشته ام گواه بر اینه که از آخر به اول تعریف میکنم. از شلاله خواستم شعر آغازین برا ارائه پ
آهنگ جدید ایرانی
با دو کیفیت ۳۲۰ ،۱۲۸ و پخش انلاین و متن آهنگ  از رسانه داب موزیک
Download New Music Afshin Azari | Sio Chand Sale
ترانه : میترا مهري پور , تنظیم : افشین آذری , پرکاشن : مهران فرشباف میکس و مسترینگ : احسان جوادی گیتار : عظیم , کلارینت : هادی جداری

 
متن آهنگ جدید افشین آذری بنام سی و چند ساله :
به روت نیاوردم دروغاتو هی تو خودم ریختم سکوت کردم
با چنگ و دندون پای تو موندم شاید عوض شی کم شه از دردم
با چنگ و دندون پای تو موندم شاید عوض شی کم شه از درد
ارزش پول ملی سقوط می‌كند، سكه گران می‌شود و تعداد زندانیان مهريه هم افزایش پیدا می‌كند. این بخشی از داستان تلخ زندگی در ایران امروز است. هر لحظه افزایش قیمت سكه، حكم به مرز سكته رسیدن مردانی است كه در شرایط پرداخت مهريه قرار گرفته‌اند.
مهريه دیگر مهر مرد به زن نیست وتبدیل شده است به تك بازوی قدرت زنان برای دریافت حقوق پایمال شده خود در زندگی مشترك. وضع قانون و بگیر و ببند هم چاره كار نبوده و نیست. وقتی زنان تمامی حقوقی را كه در خانه پ
وقتی که دیدم عکس دوست‌دختر سابقش که آن همه پشت سرش بد گفته بود را از آرشیو به صفحه‌ی اینستا برگردانده و روی عکس تگش کرده و از همه مهمتر او را فالو هم کرده، به همه چیز شک کردم. با خودم می‌گفتم که دروغ بود! حرف‌هایش دروغ بود! رابطه‌ی ما دروغ بود! حرف‌های دوستانش که می‌گفتند با دخترهای دیگر لاس می‌زند؛ دروغ نبود، راست بود. این متلک‌ها واقعیت داشت. اگر فقط یک درصد به همه‌ی این ماجراها شک داشتم، بعد از صحبت کردن با دخترهایی که خودشان به من پیام
در دورانی که مشغول حفظ قرآن بودم، چه بسیار دوستانی داشتم که پس از سالها هم نشینی با قرآن لحظه ای درنگ کردند و از خود پرسیدند، من این همه قرآن حفظ کردم ؛ که چه؟! و چون جوابی برای این سوال نداشتند، به راحتی از حفظ قرآن، این سرمایه ی بی انتها، فاصله گرفتند و هر آنچه داشتند را به فراموشی سپردند. این موضوع، نقش مربی را در ایجاد انگیزه برای حفظ قرآن بسیار روشن میکند.
برای حفظ قرآن روایات زیادی نقل شده است. مانند اینکه پیامبر اکرم فرمودند قرآن بخوانی
هاجر. میگما حکم اینکه آدم بی اجازه از جیب شوورش پول برداره چیه؟ ل. هاجر. مثلا" وقتی حواسش نیست ورداریم اونم نفهمه الهام. ااااا هاجر توام ل. هاجر. بله منم الهام. من با همراه بانکش ب حسابم میریزم بعدم پیامک هاشو پاک میکنم هاجر. تو دیگه خیلی تیزی خیلی بزی ل. هاجر. حکمش چیه؟ ل. خودت چی فکر میکنی؟ هاجر. من فکر میکنم از شیر مادرم حلال تره نظر تو چیه؟ الهام. منم همینطور فکر میکنم ل. نه درست نیست الهام. کجاش ایراد داره هاجر. بیا پاسخگو باش ل. عه خب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب