نتایج پست ها برای عبارت :

ظهر خانوم همسایه رو تو تراس با یه وضع ناجوری دیدم

عکس پروفایلش رو که باز کردم یاد خیلی چیزها افتادم، عکس دختربچه‌اش رو گذاشته که تو تراس برفی خونه ایستاده بود. تراس طبقۀ بالای خونۀ مامان‌جون.دو روز پیش سالگرد مامان‌جون بود. یازده سال گذشته و تو این مدت فقط خواب اون خونه رو ديدم و يه بار هم از کوچۀ جلوی تراس رد شدم. بعد از فوت مامان‌جون و فروختن خونه دیگه هیچ‌کدوم نتونستیم برگردیم اون خونه و محله که همسايه‌شون رو ببینیم. کی دل این کار رو داره؟ یازده سال گذشته و تو این مدت فقط خواب اون خونه
اون لحظه که پاپ کورن تعارف کرد به خانواده یِ صندلیِ کناری و زنِ بعدِ کلی تعارف بهش گفت شما پفک میخورین؟گفت نه ممنون
مَرده بهش گفت: ببینین حاج خانوم میخورن؟
برگشت پرسید:پفک میخوری؟گفتم نه ممنون.
بعد يه مکث کوتاه گفت "حاج خانوم" پفک میخوری و خندید.
یادتان هست؟ یکی از بازی های بچگی ما همین بازی از سر نو غزل خانوم بود. الآن که غرق در عوالم مدرنیته و تکنولوژی و عصر جدید شده ایم یادم نیست روال کار دقیقا چگونه بود و مراحل بازی چطور انجام می شدند. ولی یادم هست که هر بازی ما قواعد و اصول خودش را داشت. آخ! عاشق بازی خر-پلیس بودم! بعضی وقتها چنین با غیظ روی هم می پریدیم که آخر شب که به خانه برمیگشتیم و از توی کوچه ها جمع می شدیم کت و کول برامان نمی ماند، ولی مثل کسانی که دنیا را فتح کرده اند خوشحال بود
بعد از يه پیاده روی وحشتناک طولانی با کفش ها نا مناسب کنار نار نارک غر غرو ناز نازو که انگار صبح را از دنده چپ بلند شده است به سوی بازگشت به خانه برفتیم:| 
و در اخرم تصمیم گرفتیم کافه سرخیابانمان را افتتاح بنماییم :دی
بعد از نشستن و سفارش و همین داستانک ها که حال ندارم بگم :/ نارین خانوم به عمل آمد که اسم اینجا چيه :|||||||خواهرم داری اشتباه میزنی ناموسا :| 
بدیدیم دارن سفارشامونو میارن برای همین به زبان بی زبونی بدون اومدن هیچ صدای هی لب میزدم " ژیو
1-خوب با دکتره صحبت کردم بعد خانوم دکتر  میگه نه
اصلا به تو چه من دارم با دکتر خودش حرف میزنم چرا کاری میکنی که نشه ؟؟؟
يه جور حرف میزنه که انگار آقای دکتر شوهرشه ،،،وای آقای دکتر شما که نیستین :/ 
حالا دکتر راضی خانوم دکتر ناراضی :| 
آخرش نشد :|||
من تموم تلاشمو کردم نشد :((
و به این میرسم که جایگاهت همینه !!!!
#یکمی دلت به حال مریض بسوزه
2- داخل فروشگاه داشتم تنقلات می خریدم يه پسر بچه 6 الی 7 ساله اومد و رفت يه دونه از اون شکلات هایی که میریزن داخل شی
کاش میموندی خانوم کوچولو کاش حالا که بعد ده سال اومدی میموندی کاش حالا که قلب کوچولوت تشکیل شده بود میموندی کاش حالا که اروم با پاهای کوچولوت لگت میزدی میموندی کاش حالا که شده بودی همه ی دنیای مامان بابات میموندی کاش بودی چشمای مامان وبابات که فکر میکردن همه دنیا تو چشمای تو جمع شده میدیدی کاش میموندی ولباس چین چین صورتیدا میپوشیدی ودلشونا میبردی کاش فقط 3ماه دیگه تحمل میکردی. بمیرم که امشب اخرین شب سه نفر بودنتونه بمیرم که امشب باهم نشس
 واویلا. خودش بود؛ قتلگاه من! قلبم سر جاش بالا و پایین می پرید. بعد،
يهو تپشش رو توی زانوی پای چپم و بعد توی پاشنه پای راستم حس کردم. اون قدر
موضوع مهم برای فکر کردن داشتم که این یکی خیلی هم مهم نباشه.وارد
اتاق استادان شدیم. خانوم فراندون معرفی فرمودن: این هروه است، استاد
راهنمات. پاتریک و هانری هم از استادای ما هستن. این هم لورانس منشی دوم
لابراتوره.» و با هیجان خاص و لبخند چشمش رو دوخت به د َستای جماعت!هروه،
پاتریک، هانری و خانوم منشی
سیستم پنجره شیشه ای تاشو از محصولات شرکت آکات استیل است که ویزگی ها مثبت آن به شرح زیر است.
پنجره تاشو به روش آکاردئونی باز و بسته می شود و تمام فضای پنجره را پوشش می دهد.
پنجره بالکن تاشو در ابعاد متنوع قابل نصب و ساخت است.
پنجره تاشو به سبب سهولت در کاربرد امکان اجرا و استفاده در تمام ساختمان ها را دارد.
پنجره بالکن با پنجره دو جداره تفاوت دارد که به صورت موردی به توضیح آن می پردازیم:
در پنجر بالکن تاشو کليه پنل ها امکان باز و بسته شدن دارن
گاهی اوقات دربززخ گیر میکنیم و یادمون میره که باید قوی باشیم باید محکم قدم برداریم. دوهفته ای برزخ من طول کشید تا بتونم خودم رو جمع کنم.ولی حال خوب نعمته.حال خوب رو خانوم فسقل به من داد با یک دنیا محبت صادقانه ای که این فرشته داره حالم خوب شد و برزخ تمام شد.یادم افتاد که این خانوم کوچک حاصل اینهمه زحمت و درد سالهاست که روز به روز برناتر وفهمیده تر میشود. میوه ی زندگی من سرحال و پرنشاط رشد میکنه و با دانایی عجیبی درمسیر موفقیتی گام برمیدارد. معل
دانلود آهنگ علی عباسی غزل خانوم به همراه متن از رسانه رز موزیک با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین در قالب mp3.
از بخش آهنگ های علی عباسی بازدید کنید.
Download Song Ali Abbasi–Ghazal Khanoom + Lyrics
میشینم فقط روبرو تو نفس می کشم عطر و بو تو
عسل تر شدی خرابتر شدم حالا که نشستم پهلو تو

متن آهنگ غزل خانوم از علی عباسی
میشینم فقط روبرو تو نفس می کشم عطر و بو تو
عسل تر شدی خرابتر شدم حالا که نشستم پهلو تو
نمیخواد بگی من میدونم غزل خانومِ مهربونم 
تو هیچی نگو ته قلبتو د
بچه که بودم ابتدایی اینا کلاس زبان میرفتم . از مارکت در اومدم يهو سه تا خانوم ديدم یکیش اشنا میزد منم نگاه میکرد معلم زبانم بود . بد پیر شده بودا . داغان :|
♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧
بهش پیام دادن : عاشقتم بای 
میگیم این چيه؟ کيه ؟ چه خبر؟
میگه به من چه ؟ خط به اسم چنگیز 
اقا ما غلط کردیم برات خط گرفتیم ؟:|
تو داری از خط استفاده میکنی بعد چون خط به اسم من به من پیام دادن ؟ :|
 
روز آخر مدرسه ها امسال؛ یازده تیر ماه بغضم گرفت. تک تکشون رو بغل کردم. آخرین نفر پرنیا بود که گريه م گرفت وقت رفتنش.چهارشنبه 9 مرداد بود. داشتم لیست حضور غیاب پر میکردم یکباره کسی از پشت بغلم کرد. برگشتم ديدم الهام بود و کنارش تینا و پرنیا و حانيه و آتنا و مهرناز و بقيه. گفتن خانوم دیدین یک ماه نشده برگشتیم. دلم پر از نور شد با دیدنشون.
خواب ديدم که طی يه اتفاقاتی، ناخواسته وارد يه باند سرقت از موزه شدم. روز سرقت من و چند نفر دیگه وارد موزه شدیم و با شمارش ۱،۲،۳ رفتیم تو موقعیت هامون که در واقع همون نقاط کور دوربین های موزه بود.
غروب بود و موزه در حال تعطیل شدن.با موفقیت چند تا کوزه و وسیله ی عتیقه رو دزدیدیم و دویدیم بیرون.
اونجا يه مرد چاق منتظرمون بود و وسایلو از ما تحویل گرفت و گفت فرار کنید.من چون نمیدونستم کجا برم پشت دیوار قایم شدم ولی بقيه شروع به دویدن کردن.
یکهو يه مرد
برای اینکه بتوانید از فضای آزاد تراس خود استفاده کنید میبایست یک حفاظی داشته باشدتا در فصل تابستان از گرمای شدید در امان باشید . شما با سایبان برقی بالکن میتوانید مهمونی های خود را در تراس منزل برگزار کنید و مهمان ها را شگفت زده کنید. نگران  گرمای هوا نباشید شما با نصب آپشن مه پاش در سایبان برقی میتوانید هوای اطراف تراس خود را خنک کنید برای آشنایی بیشتر با سایبان برقی بالکن کلیک کنید.
سايه ایران ( سایبان متین )
قبلا راجب پسر همسايه گفتم براتون،که کل بچگیمون باهم بود،بعد کلا کودکی عاشقانه ای داشتم من
وقتی اهنگ کی بهتر از تو از عارف خیلییی رو بورس بود،ما هم در دوران جاهلیت به سر می بردیم-_-بعد با این اهنگ دوچرخه میروندیم دو تایی، يه روز قرار شد من و خانواده ی گرامی يه هفته بریم مشهد.منو علی رو غصه گرفته بووود که يه هفتهههه بازی نمیکنیییم،بعد اومدیم برا هم نامه بنویسیماین اهنگو باز کردیم شروع کردیم نوشتن،حالا متن نامه:
علی جانم،علی جانم،در این سفر د
چرا هر وبی میرم حالت افسردگی بهم دست میده :|
یکم انگیزه داشته باشین
شاد باشین اینجوری
#يه چیزی جدیدا فهمیدم همون قبلی  گفته آرام خوشگله وقتی خانوم خوشگل باشه بچه هم خوشگل میشه خانوم باید اینجوری باشه،، این شکلی باشه یعنی دلم میخواد يه راست بزنم تو گوشش فکر کرده چون درآمدش خوبه اجازه هر حرفی رو داره پسره گستاخ :/
منم گفتم اگه جوابم نصف و نیمه منفی بوده الان صد درصد منفيه !
تازه گفته میخوام باهاش حرف بزنم چندین سالم از من بزرگتره !!!
با خودش دقی
کارگاه تربیت جنسی کودک میریم
يه خانم خیلی مسن هم هست میاد 
حرف می‎زدیم یکی گفت حاج خانوم شما که بچه کوچیک ندارید چرا میاید؟
گفت نوه که دارم! يه روز نوه‎م کنارم بود براش سوال پیش اومد باید بدونم چکار کنم!
.
› یعنی میبینمش انرژی میگیرم :))
خاله کبری ۱۲ سالش بود که زن حاج احمدشد. خاله کبری وقتی از آن زمان حرف میزند غصه اش میگیرد، چشمهای 
ریزش پر ازغم میشود و چین های پیشانی اش بیشتر خودنمایی میکنند.می گوید:
خدابیامرزا چشم ک باز کردم منو داد به احمد. میدونی خاله جون زن سوم يه مرد ۳۰ ساله شدن خیلی سخته.از صبح که بیدار میشدم باید امرو نهی سکینه خانوم و قمر خانوم رو گوش میکردم. اگه کار نمیکردم گلایمو به حاج احمد میکردن و اوضاع بدتر میشد . اون وقت دیگه زیر کتک های اون سیاه و کبود میشدم.
خا
آپارتمان 42 متر 8شرقی
کد: 211
 
توضیحات :
42 متر  – طبقات اول  -تک خواب -5 سال ساخت – فول بازسازی – سند آماده
 
امکانات:
کف سرامیک
کابینت ام دی اف
گاز رومیزی
شیر آلات اهرمی
نور پردازی شده
تراس
آیفون تصویری
پکیج
رادیات
قیمت کل 302 میلیون + 60 میلیون وام به عهده خریدار
 
مشاوره در امور خریدآپارتمان در اندیشه،فروش،مشارکت در ساخت
آدرس : اندیشه فاز یک ابتدای خیابان ارغوان شاهد املاک خانی
+ یکی از فامیلامون خیلی تو درس باهام کل کل داره،يه سال ازم کوچیک تره.وقتی رتبش اومد به همه گفت ۸۰۰ شده،من چون میشناختمش گفتم این اگه واقعا۸۰۰شده بود الان منو نابود کرده بود،اما چون خودش بهم پیام نداده یعنی کلکی در کاره.
خلاصه مامانش هر جا منو میدید میگفت امسال هرچی شد برو،بخاطر پزشکی نمون.همه که نباید پزشک بشن،البته دخترم امسال خیلی سختی کشید تا این رتبه رو به درست آورد.
حالا صداش دراومده که خانوم،مامایی استان خودمون قبول شده
سوال اینه آیا
سلام
بنده دختر 17 ساله ای هستم که موندم سر دو راهی آینده م. از اول تو جو پسرونه بزرگ شدم و صمیمیت خاصی با پدرمم داشتم. خانواده پرجمعیت در هر دو طرف مادری و پدری داریم که بیشترشون پسرن. همین جو پسرونه باعث شده که من يه کم از سری ویژگی های دخترونه م دور بشم. 
اهل آرایش نیستم، عاشق نشدم، به جمع خانوم ها علاقه ای ندارم و واقعا از عروسی رفتن حرصم میگیره. من خانوم خونه بودن رو بلد نیستم. بچه داری و ازدواج رو دوست ندارم، من مشکلی مثل ترنس بودن ندارم. احسا
فاطمه خانوم اومده خونمون
واسه تمرین حفظ قران
ايه ۶۱ سوره بقره است.
بودنش واسه منم خوبه
مرور میکنم.
چند ماهه دیگه به سن تکلیف میرسه، اگه پولم برسه واسش يه چادر مشکی میخرم، خیلی دوست داره.
البته فکر کنم مامان باباش زودتر براش بخرند.
گفت خانوم فکر کنم شما خیلی مومن هستین؛ گفتم از کجا به چنین نتیجه ای رسیدین؟ گفت چادری هستین. گفتم خرقه پوشی من از غایت دین داری نیست؛ پرده ای بر سر صد عیب نهان می پوشم. گفت یعنی چی؟ گفتم ایمان يه جایگاه هست که با پنج متر و نیم پارچه نمیشه بهش رسید.
آپارتمان 69 متر 5 غربی
 
توضیحات :
69 متری –  طبقه اول – دوخواب – روبه نما – روبه آفتاب – خوش نقشه
امکانات :
پارکینگ اختصاصی
کابینت ام دی اف
پکیج رادیات
تراس
کچبری
نقاشی
کاغذ دیواری
کف سرامیک
 
شرایط پرداخت :
60 میلیون وام60 میلیون رهن400 میلیون نقد
 
مشاور خرید آپارتمان 69 متر 5 غربی
داریوش ضرابی :
09198070620
 
مشاوره در امور خریدآپارتمان در اندیشه،فروش،مشارکت در ساخت
آدرس : اندیشه فاز یک ابتدای خیابان ارغوان شاهد املاک خانی
150 متر اندیشه فاز 1
 
توضیحات :
150 متر اندیشه فاز 1 – ۸ واحدی – ۳خواب – نقشه نورگیر عالی – نقشه با کمترین پرتی – مشاعات آرام
 
امکانات :
کابینت هایگلاس
گازرومیزی
هود
گچبری
نقاشی
پکیج
نورپردازی
شیرالات اهرمی
تراس
کمددیواری
آسانسور
پارکینگ اختصاصی وميهمان
 
شرایط پرداخت :
۸۰میلیون وام بانکی۱۵۰میلیون رهن۷۷۰میلیون نقدی
 
مشاور :ابراهیم افتخاری۰۹۱۲۵۶۰۶۶۷۸۰۹۳۵۱۶۳۶۷۴۵
مشاوره در امور خریدآپارتمان در اندیشه،فروش،مشارکت در ساخت
آدرس : اندیشه فا
میگم من اگر برم حرم یک وقت بد نباشد نمی تونم از این مدل عکسا که تصویر گوشی در جوار حرم هست منتشر کنم ؟؟
اسکرین شات بگیرم قبوله؟؟
داشتم فکر میکردم اصلا یک روز مختص الوبلاگیون  برم حرم بعد داشتم تو ذهنم لیست میگرفتم اسم ها رو با حداکثر یک جمله:
رفیق جان راهشو پیدا کنه و نور خدا بتابه به زندگیش ، چند موردی که دلش میخواهد بهشون برسه
سرور جان آرامش گمشده اش رو پیدا کنه❤️
آلا خانوم سلامت و تندرست باشه و دوباره مستحکم باشم.
برادر معز (بقيه اش یادم ن
آپارتمان 60 متر 3 غربی
 
توضبحات :
60 متر -۲خواب – خوش نقشه – دوبر نورگیر – 10 سال ساخت – مشاعات  تمیز و آرام
 
امکانات :
کابینت هایگلاس
گاز رومیزی هود
گچبری
نقاشی
کاغذ دیواری
کناف
نورپردازی
تراس
کمددیواری
پارکینگ اختصاصی
 
شرایط پرداخت :
70 میلیون وام‌بانکی
60 میلیون رهن
230 میلیون نقدی
 
مشاور :ابراهیم افتخاری
۰۹۱۲۵۶۰۶۶۷۸
۰۹۳۵۱۶۳۶۷۴۵
مشاوره در امور خریدآپارتمان در اندیشه،فروش،مشارکت در ساخت
آدرس : اندیشه فاز یک ابتدای خیابان ارغوان شاهد امل
ساعت 02:50 شبه.
من هنوز بیدارم
و خوابم نمیبره
چشمام خیلی خستس و خودمم خیلی خوابم میاد
اما فکرم خیلی درگیره
مغزم نمیذاره بخوابم
هزارتا تب تو مغزم باز شده ، به هزارتا چیز باس فک کنه، واس همین هنگ کرده
و کلا دیگه نه میتونه فکر کنه نه بخوابه
نمیدونم چجور ذهنمو آزاد کنم
حس جنسی منسیم هم رفته چن وقته
کلا خیلی بی‌حسم
روزا هم منگم
همه صداها انگار بم شدن
نمیتونم رو هیچی تمرکز کنم
رو هیچی
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
کاش شب تموم شه سریع
~~~~~~~~~~~
گاهی يه چیز تو ذهنم بم میگه ک
نشستم توی ورکشاپ، خنکترین جایی که در این مجموعه وجود داره
و حس نمیکنی که داری دم میکشی، با يه لیوان چای تازه دم و لیست کارهایی که باید
انجام بشن و کمردردی که خوب دارم باهاش انس میگیرم.
امروز مادرم مهمون داره، لیلا خانوم که خانوم خوش برخورد و
خنده رو همسايه اس میان که با هم پنبه های داخل بالش ها رو جدا کنند یا يه همچین
کاری.
دوست داشتم کنارشون بودم، امروز صبح که روسری طوسی تیره رو
رو مانتو طوسی روشن پوشیدم، ساعت و حلقه ام رو دستم کردمو عطر معمول
114 متر مجتمع بهستان
 
توضیحات :
۱۱۴متر – ۳خواب – طبقه ۴ – روبنما – ویو ابدی – دسترسی عالی  – فاز۴ مجتمع بهستان
 
امکانات:
شوفاژ
کابینت هایگلاس
گازرومیزی
هود لمسی
نقاشی
کاغذ دیواری
کمددیواری بزرگ
تراس
آسانسور
پارکینگ اختصاصی
پارکینگ ميهمان
نگهبانی ۲۴ ساعته
دوربین مدار بسته
 
شرابط پرداخت
۱۸۰میلیون رهن۸۰میلیون وام بانکی۶۰۰میلیون نقدی
 
مشاور : ابراهیم افتخاری۰۹۱۲۵۶۰۶۶۷۸۰۹۳۵۱۶۳۶۷۴۵
مشاوره در امور خریدآپارتمان در اندیشه،فروش،مشارکت د
یکی از فامیلای زنداداش کوچیکه که خیلی هم خانوم مهربون و محترميه به زنداداش گفته بود دلم میخواد به محمد ابراهیم همیشه بگم ابراهیم و من تنها کسی باشم که اینجوری صداش میزنه:)
زنداداش گفته بود اتفاقا عمه ی کوچیکشم(که من باشم) همینو میگه
 
برام قشنگ بود. که اندازه ی من خالص و زلال ابراهیم منو دوست داره.این حرفش نشونه ی بزرگيه دلشه:)
دیدید وقتی برای ابرو برداشتن میرید پیش شهین خانوم اولین جمله ای که میگه اینه: وای ابروهاتو دفعه قبل کی برداشته؟! خیلی خرابشون کرده!!!
فکر کنم دندونپزشکا هم بین خودشون همچین چیزی دارن، یعنی هیچ کدوم کار اون یکی رو قبول ندارن
مثلا دندون پیشت رو نشون میدی تا معاینه کنه، يهو میگه: عه دندون آسیات رو کی پر کرده؟ خیلی بده بیا خودم برات از اول پرش کنم:/
مورد داشتیم همراه مریض رو خوابوند رو یونیت تا معاینه اش کنه، توجيهشم این بود که تا اینجا اومدی حیفه
چند وقت پیش داشتم با یکی از دوستانم صحبت می‌کردم و می‌گفتم گاهی اوقات ت‌های زنانه برام خیلی آزاردهنده هستند. براش سوال بود ت‌های زنانه یعنی چی؟ اون زمان مثال خاصی براش نداشتم البته می‌شه يه مقدار اجمالی توضیحش داد و گفت این ت‌ها شبيه حرف زدنشون می‌مونه يه جمله عادی گفته می‌شه ولی درون اون جمله کلی نیش و کنايه وجود داره که انتظار داره متوجه بشی با این تفاوت که در خصوص رفتارهاشون انتظار ندارند متوجه بشی. مجموعه‌ای از رفتاره
چند روزه شروع کردم برم باشگاه بعد سه سال. و چقدر نشاط و طراوت به وجودم برگشته. بوضوح سرحالتر شدم و پشیمونم از اینکه خودمو چند سالی محدود کرده بودم به پیاده رويهای صبحگاهی. البته بین خودمون بمونه: شایعه شده که خانوم خونه داره به سلامت خودش بیشتر میرسه چونکه قراره نی نی بیاره [چشمک]
حالا این وسط آقامون حسودیشون شد و تصمیم گرفتن تو اون تایمی که من میرم باشگاه ، دوچرخه سواری بفرمایند! میره تا اون سر تهرون و نمازشو تو يه مسجد میخونه و برمیگرده. امشب
به تازگی در یک پروژه‌ٔ نقاشی دیواری دیگر مشغول به کار شدم. صبح‌ها از محل زندگی‌ام، جنوب شهر، به سمت محل پروژه‌ راه می‌افتم؛ جایی در شمال شهر، شاید هم بشود گفت شمالی‌ترین جای شهر؛ زعفرانيه. خط قرمز رنگ مترو را سوار بر قطار از آن‌ پایین‌ها طی می‌کنم و همین‌طور ایستگاه‌ها را بالا می‌روم تا آخرش، بعد، باز هم از کوه‌هایی که آن‌ها را شبيه به خیابان کرده‌اند، بالا می‌روم تا به ایستگاه تاکسی‌ برسم. اصولاً آدم تاکسی سواری نیستم. از فضای باز
 
پس از خدایان چند تن از آدمیان توانستند در هنر سرآمد روزگار خود شوند و در نوازندگی در ردیف نوازندگان آسمانی و ملکوتی قرار گیرند.اورفئوس بزرگترین و مشهورترینشان بود.او از تبار مادری والاگهر تر از آدمیان بود. او پسر یکی از موزها و شاهزاده ای اهل تراس بود.استعداد موسیقی را از مادر خود به ارث برده بود،و استعدادش را در تراس،یعنی در همان جایی که به بار آمده بود شکوفا کرد.مردم تراس بیش از یونانیان دیگر به موسیقی ارج می نهادند.امّا اورفئوس غیر از خ
بابا موسم گل رو گوش میده با صدای خانوم پوران و با خواننده همخوانی میکنه. من دارم قرمه سبزی و زرشک پلو درست میکنم؛ میگه خسته نکن خودتو. غذا از بیرون میگیریم؛ گفتم درست میکنم فردا که سرکارم بخوری بدونی خیلی دوستت دارم. گفت میدونم دوستم داری بیا چای بخوریم؛ چای دم کردم با گل محمدی و بهارنارنج و هل و زعفران و دارچین. چای خوردن رو با تو دوست دارم که بهترین رضای دنیای منی.
از
نقطه ضعف صحبت کردن بزرگترین نقطه ضعف من است. هنوز آنقدر قدرت آن را ندارم که
نقطه ضعف‌هایم را بگذارم پیش رویم و بگویم این من واقعی‌ست و در آغوشش بگیرم. من،
از این دست انسان‌های وارسته نیستم. نقطه ضعفم را می‌دانم. می‌شناسمش و آنقدر جالبم
که کتمان و حتی انکارشان می‌کنم! از آن روز اما، از آن روزیی که دایی را دیده‌ام
زندگی‌ام، یا بهتر است بگویم زمینه فکری‌ام، یک‌طوری غریبی دگرگون شد. آن‌طوری که
من را روبرویم نشاند آنقدر عجیب بود که همان ر
کیفیت یراق آلات در نحوه کارکرد صحیح سیستم شیشه بالکن اهمیت زیادی دارد. افزایش مدت زمان استفاده از این محصول و ضمانت آن  تنها با اطمینان از کیفیت یراق آلات ممکن است. با توجه به این موضوع کیفیت و سیستم یراق آلات بر قیمت شیشه بالکن موثر است. کليه سیستم های شیشه بالکن شرکت آکات استیل از مرغوب ترین یراق آلات درجه یک ساخته می شود. عامل دیگری که در قیمت شیشه بالکن تاثیر دارد، متراژ فضای بالکن و تراس است که در آن شیشه ریلی جمع شو در آن نصب می شود. سیس
دانلود آهنگ جدید علی عباسی غزل خانوم
Download New Music Ali Abbasi Ghazal Khanoom
آهنگ جدید علی عباسی بنام غزل خانوم
میشینم فقط روبرو تو نفس میکشم عطر و بوتو
عسل تر شدی,خراب تر شدم حالا که نشستم پهلو تو نمیخواد بگی من میدونم غزل خانومه مهربونم

ادامه مطلب
سهميه دادن ! تقلب شد ! تراز مشترک ! و . بسه دیگه این حرفا ! 
به جا اینکارو بشین فکر کن ببین اونایی که امسال زیر 1000 شدن از فضا اومدن آیا؟! به این فکرکن که اونی که پارسال شده 150 هزار امسال شده 800 بدون هیچ سهميه ای چیکار کرده؟! مگه تراز مشترک واسه اونم نبود؟! مگه تقلب به رتبه ی اونم ضربه نزده!
من امروز بغضم گرفت چند دیقه ولی اشک گريه و زاری و ناراحتی رو ریختم دوررر !
امسال سوالات آسون بود و نمیشه انکار کرد ! خب همه خوب زده بودن مشخصه رتبه ها بد میشه بخاط
سفارش يه عروس خانوم خوش سلیقه در خاص ترین شب زندگیشگلسرای فاطمه آماده ارائه بهترین مدل ها با کمترین هزینه برای شما عزیزان است 
در شب عروسیتان خاص باشید
برای اطلاعات بیشتر با ما تماس بگیرید و یا درتلگرام پیام بدهید  09388828068
پیج اینستاگرام مارو دنبال کنید mashin.aroos_dastegol.aroos 
برمیگردم؛

يه
روزی که نزدیک نیست!

این پست رو نوشتم چون دلم نمیخواست اگه روزی کسی فهمید
نیستم و به اینجا سر زد با يه صفحه ی خالی روبه رو بشه.
رفیقِ چتربازم امیدوارم به نتایج خوبی با اوشون گرامی برسی
و تا بینهایت احوالاتتون مثبت پیش بره. شاد و خندون بمونی همیشه و به جایی برسی که
با همه ی وجود احساس خوشبختی داشته باشی.
آرام عزیزم اون چیزی که قرار شد واست بفرستم رو همین روزا
برات ارسال میکنم.
آسمان جان خیلی وقته نمینویسی و ستاره ی وبلاگت روشن نمیش
95 متر فاز 2 خیابان مریم
 
توضیحات :
95 متر فاز 2 خیابان مریم – متراژ ٨۵،٩۵ – کلا ۶ واحد – تحویل برج ١٠-بسیار خوش نقشه با نور آفتاب عالی – نقشه مهندسی بروز و مدرن – با متریال برند و نورپردازی شب -موقعیت ملک ۳ بر – دسترسی محلی مناسب – مشاعات شیک – ۲ خواب مستر- استعلام از شهرداری و اداره ثبت – عقدقرارداد اتحاديه با کد رهگیری
 
امکانات:
آسانسور
نقاشی
گچبری
کف سرامیک
پارکینگ اختصاصی
پارکینگ مهمان
انباری
تراس
آیفون تصویری
درب ریموت دار
شرایط پرداخ
ساختمان مسی الهيه
 
توضیحات :در متراژ های 140 و 145 و 150 متری – سه خواب با یک خواب مستر – نوساز – خوش نقشه – دسترسی آسان به فروشگاه ها
 
امکانات :
کابینت هایگلاسگاز رومیزی هودلمسیشیرالات اهرمیگچبری- نقاشیکاغذ دیواریتراسکمددیواریدولاین اسانسورلابی مبله و تجهیز شدهسیستم اعلان حریق و اطفا حریقدوربین مداربستهآلاچیق و فضای بازی کودکپارکینگ اختصاصیلوله کشی اسپیلتلوله کشی پکیجسالن اجتماعات
شرایط پرداخت:400 میلیون عقد قرار داد80 میلیون تحویل80
گلسرای فاطمه رویایی ترین دسته گل را در خاص ترین شب زندگیتان برایتان رقم میزند 
مدل خاص و رویایی برای عروس خانوم خوش سلیقمون
برای اطلاعات بیشتر با ما تماس بگیرید و یا درتلگرام پیام بدهید  09388828068
پیج اینستاگرام مارو دنبال کنید mashin.aroos_dastegol.aroos 
لبخند کج و کوله ای میزنم
وروبه رویت میشینم
میگویم همه چیزو با کمک مادرت جمع کردم.
میگویی دستت طلا
لبم رو گاز میگیرم و میگم جدی 
جدی میخوای بری؟؟
چشم هایت رو به چشم هایم میدوزی.برق نگاهت خشکم میکند.
نچ خانوم شوخی شوخی دارم میرم!!
شرم زده میگم اخه تازه سه هفتس
عقد کردیم.
ادامه مطلب
چند وقته من ساعت هفت صبح رو نديدم اصلا؟! :)
از خوبی های صبح زود بیدار شدن اینه که، صبح زود هیچ کانالی یا بلاگی آپ نشده معمولا. آدم ترغیب میشه همون چند تا کانالی که نگاه میکنه(من جوین نمیشم معمولا) رو هم دیگه کلا ول کنه و بگه اه اصلا چه کاريه؟ چرا این همه بطالت؟! من کارای مهم تری دارم (دو نقطه قلب قلب)
امروز میخوام برم یکی از دوستان دوره دبیرستانم رو ببینم. راستش احساس خاصی ندارم، خوشحالم. صرفا میگم اون اضطرابی که قبلا برای بیرون رفتن داشتم رو ندار
دزد به ساختمان مان زده بود. همسايه ی طبقه ی اول مان رفته بود مسافرت. دزدها زیر نظر داشتند خانه اش را. نیمه شب از نبودنش سوءاستفاده کرده بودند و زده بودند به خانه اش. من خواب بودم. ساعت 3:15 بود که بیدار شدم. ساعت را نگاه کردم ديدم زودتر از روزهای دیگر بیدار شده ام. بعد فهمیدم که از سروصدا بیدار شده ام. فکر کردم باز همسايه طبقه پایینی نصفه شبی از بندر برایش بار آمده دارد خالی می کند. دوباره دراز کشیدم بخوابم که ديدم باز صدای کوبیدن می آید. 
رفتم از پن
4خرداد 98هر روز توی زندگیم اتفاقاتی میفته كه من قبلا" خوابشو ديدم.يه دوره های پرفشار كه بیشتر میشه و بعضی وقتها لحظه لحظه شو خواب ديدم.انگار توی يه دوره دیگه توی زندگیم همه اینها رخ داده،حتی بعد از اون لحظه رو یادم میاد كه چی میشد.فشار كار شركت و كار بیرون و بورس و بچه ها روی من زیاده و گوشیم كه زنگ میخوره میترسم.ترسامروز سه شنبه 4 خرداد است و من مثل 16 سال گذشته اومدم شركتامسال هم مثل باد گذشت،مثل ماهها و سالهای پیش.خدا،چرا اینجوريه؟ شب و
ف هف هش ده تا استوری گذاشت واسه تبریک تولدم از گندکاریا و خیره بازیام :/
ولی خب درکل با نمک بود خوشم اومد
 
استاد استوری گذاشت و ل و گلگلی هم پست گذاشتن اونا آبرومندانه بود باز
 
قلی دو صفحه متن تبریک برام نوشته
قشنگ نود و نه درصدش رو رید بهم :/
گفتم شب تولدم کظم غیظ میکنم نادیده میگیرم ولی بعدا حالتو می گیرم
فقط کم مونده بود تهش يه آرزوی مرگ کنه برام :/
 
یکی دیگه از بچه هام استوری گذاشته بود اونم باز با نمک بازی قشششنگ رید بهم و ابرو بری کرد
 
و ا
بعد از يه مدتی ديدم تو مدرسه نماز جماعت برگزار میشه منم گفتم بزار شرکت کنم که برم خونه انقد میلمبونم که در حال م .باز زورم میاد بخونم!.آینده نگری به این میگن!
مشاور دینی مدرسه هم معمولن پیش نماز بود.در نتیجه ارادت خاصی پس از مشاهده من بهم پیدا کرد!.ولی نیتمو نمی دونست که همون ناهار خوردن بی دغدغه بود!
يه مدتی گذشتو منم هی میرفتم که ديدم يه برگه چسبوندن به دیوار که ینی اسمتونو بنویسین!
روشم يه همچین چیزی نوشته بود "میدونم نمی خوای ریا ک
فروش ویلا 500 متری ویو دار املشفروش ویلا کرسی بلند 120 متری 2 خواب - حدود 500 متر زمیننزدیک خیابان آسفالت با ویوی عالی کوهستانی- تراس بزرگ رو به ویویکوه -  مکانی دنج و آرام با امنیت بالا - مقداری از بازسازی مانده کهتکمیل و به خریدار تحویل میدهد - کف سرامیک. دارای امتیازات اببرق گاز- مدارک معتبر سند در دست اقدام تایید شورا با پروانه ساختو واقع در شهرستان املش قیمت توافقی
املاک گیلان خرید و فروش زمین باغ هکتاری خانه ویلا آپارتمان در گیلان
نهم فروردین ماه سال 1398، مراسم عروسی آخرین دختر مش حسین و زیبنده خانوم بود! مش حسین حالا 15 ساله که دیگه پیش ما نیست و همه ما به احترام همسرش و آخرین دختر خانواده، از گوشه کنار دنیا دور هم جمع شدیم تا این اتفاق را جشن بگیریم. همه چیز همانطور پیش رفت که باید! 
زمان مثل برق و باد گذشت و  شب آخر رسید، صبح روز بعد همه راه خودشون را میرن و ننه حالا بعد از عمری برای اولین بار تنهای تنها میشه، بدون مش حسین و بدون بچه ها! آخر شب وقتی دختر کوچیکه پتو را میکشی
1- آقا دیروز. مامان منو اینا میواستن برن شهر کاغذ دیواری ببینن. و بعد برن نمایشگاه مبل و دکوراسیون داخلی. منم میخواستم نرم. هرچقدرم يه صدایی تو مغزم میگفت میخوای بمونی خونه چیکار کنی؟ ممانعت میورزیدم و میگفتم خوش نمیگذره که. (دوباره خر شده بودم :|) بعد یوهوع! مامان عزیزم درومد بهم گفت که آره هی میگی مسافرت مسافرت، دو ساعتم با ما نمیای بیرون و اصلا تو نیای من راحت ترم و اینا، و اون جمله آخریو که گفت من بسار پوکر گشتم. و گفتم آخه وات د هل. بعد گفت آره
يه نوه عمو دارم.که يه دختر تقریبا ۳و نیم ساله اس.
نیم سال یا بیشتره که واسه همه عروسکاش اسم گذاشته و عروسکاش شدن دخترا و پسراش .زهرا‌خانوم.آقا نیما.آنا و السا .و هر موقع بهش میگی اسم بابای این بچه ها چيه .میگه اسمش" کیلی کته رررررر" است .با فتحه روی کاف دومی و ر های آخری را به لهجه ایتالیایی بخوانید .هر موقع بهش میگی کجاس بابای بچه ها میگه سرکار !خلاصه از شمال که برگشتن گوشی مامانشو خواسته .مامانش گفته واسه چیته گوشی؟گفته يه زنگ بزنم‌ "ک
اپیزود اول:
امروز تو گمرک به خانومه گفتم من خانوادم تهران نیستن، گوشیم از کار افتاده، من دیگه باید چیکار کنم کجا برم که حل شه و فلان. ديدم يه پسره هم کنار من تو نوبت وایساده بود بعد که جیغ جیغ ام تموم شد گفت ببخشید خانوم منم مشکل شمارو داشتم، تو ساعتای اخرشب اگه برید تو سایت بهتره دیگه سر صحبتمون باز شد اون برا رجیستر چیزی اومده بود که يه شرکت معتبر خارجی بهش هديه داده بود اسم شرکته رو هم نمیگم چون همه دنیا میشناسنش دیگه هی صحبت کردیم در
داخل خط يه پیرزن ديدم 60 داشت» 
خوشگل  و خوشتیپ بود  :)
رفتم جلو گفتم :
+ببخشید میشه يه چیزی بگم ؟D: فکر کنم شما خیلی خوشگل بودین البته الانم خوشگلین ولی خب من خیلی کم به يه نفر میگم خوشگل ، دلم نیومد نیام بهتون بگم :)
-مرسی شما هم خوشگل و بانمکی :)) 
کلی هم لبخند زد
#باور میکنم 5 سال جوون تر شد آخه میگن اگه به يه خانم بگی چقدر شما خوشگلی چند سال از سن واقعی عمرش جوون تر میشه به نظرم همون منظور حس جوانی روح هست نه جسم. 
اما از شما چه پنهون يه نفر بهم بگه
سلام
امروز بیشترش رو تو راه بودم.تو کل روز حس میکردم کف پام زخم شده و شکافتع شده و کلی درد داشتم.رسیدم خونه ديدم پف کرده برا همین انقدر درد داشتم و اذیت بودم.
امروز رفتم به استادم گفتم نمره ای که میخوای بدی رو بهم بده امروز که باز من يه روز گیر نمره این درس نشم.قبول نکرد و میگف باید هفته بعد هم باز بیای گزارش کارا رو تحویل بدی منم گفتم خب اون دختره که از من عقبتره باز میاد و بهش میدم برات بیاره جوابش این بود که ایشونم تموم شده آزمایشاشون نمیشه که
بسم رب الشهدا
.
#قسمت_هشتاد_و_هشتم
#قسمت_آخر
.
سر عقد بعد بله دلم از تموم دنیا برید و فقط گره خورد به دل محمد
اونقدر که اگه می گفت بمیر در لحظه واسش جون می دادم
قبل دست کردن حلقه کف دستش رو باز کرد
- الوعده وفا زینب خانوم
تسبیح رو گذاشتم کف دستش
دستم هنوز از کنار دستش دور نشده بود که برای اولین بار دستم رو گرفت و بوسید
ادامه مطلب
یکی از لذت های فصل تابستان دورهمی های عصرانه در کنار خانواده و دوستان است. این لذت زمانی بیش تر خواهد شد بتوانیم به بهترین شکل از بالکن یا حیاط خانه خودمان استفاده نماییم. اما شاید این کار با آفتاب تابستان عملی نشده و مجبور باشیم فقط شب ها از فضای بیرون بهره ببریم. اگر بدانیم که برای بالکن، حیاط و یا فضایی در کنار استخر چه نوع سایبانی را می توانیم به کار ببریم قطعا این مشکل را حل کرده و آفتاب دیگر برایمان آزار دهنده نخواهد بود. در ادامه چند اید
خبببامروز روز عجیبی بودصبح که از هشت بیدار شدم عین دیوونه ها بکوب زنگ زدم دانشگاه تا ساعت نه و نیم. به نتیجه نرسیدم کسی پاسخگو نبود که این نامه من کجا رفته. خیلی هم بی ادب و بی شخصیت  بودن يه سریاشون.باز خابیدم تا 12 از 12 بکوب زنگ زدم تا یک و نیماخرش انقد هی این گفت زنگ بزن اون و شوتم کردن این ور اونور که اعصابم خورد شد گريه م گرفت کلی به این سیستم دانشگاه و اینا فحش دادمبا وجود اینکه رئیس بخشم پا درمیونی کرده بود بازم مردک گفت که ممکنه یک هفته تا
مگه وکیل وصی مردمی. دلم می خوادداشتم از یکی از خیابون های مرکز شهرمون رد میشدم ديدم دختر خانومی يه ساپورت پوشیده با يه مانتوی نخی خیلی خیلی راحتی که همه وجناتش پیدا بود، من که يه خانوم بودم خجالت میکشیدم بهش نگاه کنم.آخه خیلی جلب توجه میکردرفتم جلو و با احترام بهش سلام دادم و روز بخیر گفتم. منو دید گفت. ها!!. چيه لابد اومدی بگی که این چه وضعشه؟ مگه وکیل وصی مردمی؟ولی من بهش گفتم که نه باهات کاری ندارم خواستم بپرسم که ساپو

.
عکس متعلق است به این بخش از کتاب #دلتنگ_نباش
.
وقتی برای عیددیدنی به خانۀ رضا رفته بودند، [روح‌الله]پیشنهاد داد همه با هم به خانۀ رسول بروند و عید را به پدر و مادرش تبریک بگویند. همه از پیشنهادش استقبال کردند. .
رضا با پدر رسول هماهنگ کرد و راهی خانۀ#شهید_رسول_خلیلی شدند. روح‌الله و زینب به‌همراه رضا و پدر و مادرش. زینب خیلی هیجان داشت. دوست داشت مجدداً مادر رسول را از نزدیک ببیند.
وارد خانه که شدند، عکس بزرگ رسول اولین چیزی بود که به چشم می
*موقعیت:سر جلسه ی امتحان ریاضی 
+پیس پیس،نلی؟
_ها؟
+برگت رو بده جوابا رو چک کنم بریم.
_باشه.
(برگه ی امتحانیم رو به باران که پشت سرم بود،دادم و خودم با برگه ی باطله ام مشغول شدم)
دبیر اومد بالای سرم:نلی برگت رو ببینم؟میخوام ببینم فلان سوال رو تونستی حل،کنی یا نه؟
_اه خانم الان نه،دارم يه مسئله رو حل می کنم حواسمو پرت نکنید.(داشتم از استرس می می مردم:/)
دبیرکه رفت برگم رو پس گرفتم و از جلسه اومدیم بیرون.
*زمان اعلام نمرات:
من و باران: خانوم ما مطمئنیم
بسم الله مهربون :)
دلم میخواد استاد پاتولوژی کنارم باشه، بگیرم بکشمش رو آسفالت بلکه کمی دلم خنک شه. آخه بی انصاف مگه زبان اصلی درس میدی که زبان اصلی امتحان میگیری؟ خب من زبانم خیلی قوی نیست، بلدم ولی نمیتونم جواب بدم ~_~
يه کیسی داده بود گفته بود يه خانوم جوونه که سابقه درمان با کورتون داره، حالا مفصلش ورم کرده، قرمز شده، درد داره، در همه ی جهات حرکتش محدوده، نمیتونه تش بده، تب هم داره! تشخیص و اقدامتون چيه؟
اولش فکر کردم نقرس داره، بعد فکر
معادن طلای ایران موجب خلق نقدینگی فراوانی میشدند.این به معنی یک ضامن برای یک ملت بود.
افرادکمی دنبال پول حاصل ازمعدن طلانبودند.بیشترازطلای ذخیره دردل کوهستان پرازطلابرای کاخ سفیدنشینان این اهمیت داشت که روس هاسمت ذخیره کردن طلای موجوددرکشورهمسايه خودنروند.
گویی طلادرخاورمیانه هم حکم قاتلی راداشت که درزیرخروارهاخاک خوابیده.داعش هم متصل به درآمدتصاحب ودزدی بودکه ایالات متحده درانتهامقصداین درآمدنامشروع بود.
همه فکرمینمودندکه سوئیس م
در پیک نیک ها و مسافرتهای ما اکثر اوقات کباب میچسبه . غذای راحتی که خیلی هم طرفدار داره و و اگه بتونیم هرچه سریعتر و با کیفیت تر آماده اش کنیم که چه بهتر .منقل ابزار مهميه هرچند که بعضی ها شاید بگویند با چهارتا آجر هم میشه در دامن طبیعت کباب کرد ولی اگر بفکر تمیزی و حفظ محیط زیست هستید وبراتون مهمه که سیخ ها را کجا میگذارید و فاصله اشون تا زغالها چقدر است و همه چیز تحت کنترل خودتون باشه ما به شما منقل مسافرتی تاشو و کیف داری معرفی می کنیم که طول
صدای غرش رعد و آوای خوش باران حواسش را پرت می کند. عینک را از روی چشمان دریایی اش بر میدارد و از پشت میز بلند می شود.
دو دل است که پشت پنجره به تماشا بنشیند یا به تراس برود و لمسش کند؟
تصمیمش را می گیرد،حقِ این باران نه با تماشا ادا می شود نه با لمس.حقِ این باران تنها با یکی شدن ، ادا می شود.
سرسری لباسی می پوشد و شالی بر سر میندازد و دوان دوان به سمت آسانسور می رود.
بالاخره انتظار به پایان رسید، با ذوق به سمت خیابان پرواز می کند.
دستانش را باز می ک
سالن زیبایی و آرایشگاه عروس
آرایش و زیبایی در نوبه خود یکی از دغدغه های امروزی دختر خانوم ها و عروس خانوم ها می باشد. انتخاب یک آرایشگاه و سالن زیبایی مناسب می تواند از نظر روانی و روحی بسیار تاثیر گذار باشد ، بطوریکه در صورت داشتن یک آرایش زیبا اعتماد به نفس نیز به طور قابل چشمگیری افزایش می یابد.
آرایشگاه و سالن زیبایی معتمد آریامن می تواند مشکلات و دغدغه های فکری شما را از بین ببرد. زیرا این موسسه در پی انتخاب حرفه ای ترین و متعهد
ساعت حدود دوازده ظهر است،آفتاب سوزان مرداد مستقیم می‌تابد و هر جانداری را بی‌جان می‌کند ،از خیابان وارد کوچه می‌شوم. جلوتر چشمم به اوستا نماکاری می‌افتد که دیوار بیرونی منزل همسايه‌ را سرامیک می‌زند ، چفيه‌ای را دور موهایش بسته و لباس‌های نازکش غرق در عرق خیسِ خیس است.
موتور پسر همسايه از کنارم می‌گذرد و در سمت دیگر کوچه، جلوی منزل‌شان می‌ایستد؛ صدای مکالمه‌یشان از دور به گوشم می‌رسد.
[پسر همسايه از دور فریاد می‌زند]_کار کردن تو ا
میدونم واقعی نیست. میدونم شدنی نیست. میدونم وقتی با خدا شوخی میکنم اون صدای خنده فقط توو ذهن خودمه. میدونم گرفتن دستت توو خواب نشونی بر دوست داشتن من نیست. میدونم وقتی به گربه ی شل و يه چشم خرابه بغل مارکتی که همیشه وقتی میگی سایز کوچیک دستکش ظرفشویی میخوام، سایز بزرگشو میده، میگم "به خدا نمیخوام اذیتت کنم" نمیفهمه چی میگم.میدونم وقتی به گنجشکهای گرسنه تووی تراس گفتم فردا بیان قول میدم براشون برنج بذارم، نباید انتظار داشته باشم بیان.مید
چند وقت پیشا نزدیک در حیاط نشسته بودم يهو ديدم از اسمون صدا اومد قووووداااااا و يه چیزی فرود اومد وسط حیاط، برگشتم رو به مامانم گفتم مامان يه چیزی افتاد:رفتم بیرون ديدم يه مرغ نوجوون تو باغچه است
مامانم اومد گفت چيه؟گفتم به حق چیزای ندیده از اسمون مرغ میباره:|
کمی بعد يه پسر بچه در زد گفت جوجه من افتاده تو حیاطتون؟گفتم بله:|
يه ساعت دنبالش کردیم تو حیاط این میگفت قود قود قود قداااااا و جاخالی میداد
سر آخر گرفتیم دادیمش
امروز داشتم از کلاس ب
از تنهاموندن تو خونه، بیزارم ولی خب این راهيه که خودم انتخاب کردم.
شب ها و روزهای اول خیلی سخت می گذشت اما دلم گرم بود به همسايه ای که گفته بود حواسش به خونه ی ما هست و هر وقت احتیاج داشتم کافيه يه زنگ بزنم، دلم گرم بود برای دوستی که گفته بود با يه زنگ خودش رو میرسونه.
امروز باز هم نوبت تنهاییمه، اما دلم گرم نیستهمسايه و دوست هر دو رفتن به خانواده هاشون سر بزنن و این یعنی تنها خونه ی دیوار به دیوارمون خاليه:(
امشب با دلگرمی شما و کتاب هام باید ص
خانوم خونه ت یعنی همونی که :) . اخرشب کرم مرطوب کننده
میزنه به دستاش ،،
چون از صبح که بیدار میشه
مشغول کار های خونه س و
دستاش خشک میشن و 
کرم نرم کننده میزنه ! 
و توی مرد فقط بوی اون
کرم رو متوجه میشی و
میگی چ بوی خوبی دارع این کرم
و متوجه درد و خشکی دستش
نیستی !! فقط دستای یک زن نیستک چروک و خشک میشن و با نرم کنندهمیپوشونه خشکی دستشو که مردش نفهمه :)قلب یک زن هم چروک و زخم میشهـ با محبت
 میپوشونه روشو ک مردش نفهمه ‌:)هیچ گاه یک مردمتوجه اندوه های پ
کد : 9860
ویلا لاکچری جنگلی در عربخیل چمستان

 
ویلا دوبلکس 3 خواب
300 متر زمین با 230 متر بنا
پایان کار و سند 6 دانگ
نمای عالی و ویوی زیبا
مستر ، 2 سالن ، تراس بزرگ
سرامیک ، کناف و نورپردازی
کمد ، کابینت و کاغذ دیواری
شهرکی با نگهبان
قیمت : 865 میلیون تومان
تماس با ما :
مهندس حیدرنژاد 09113203206
وب : melkinfo2.ir
تلگرام : melkinfo@
املاک حیدرنژاد ( آمل ، خ نور ، تقاطع فجر )
مشاور املاک حیدرنژاد
همسايه طبقه پایینمون تمرین آواز داشت، بجز اونجاهایی که تمرن حنجره میکرد و هاهاها، هاهااهاهااهاهااه میخوند، و اونجایی که خواجه امیری میخوند و نمیشد داد زد دوباره دوباره! باهاش کنار اومده بودم :) هرچند دوسال آخر دبیرستانم بود و من کارشناسیم تموم کردم ولی بنده خدا خواننده نشد!
بعد یروز هفت صبح مامانش اومد دم خونمون که من بیماری اعصاب دارم و ال و بل و يه صداهای وحشتناکی از تو خونتون میاد جیر جیر های بلند و دارم دیونه میشم و این حرفا! که فهمیدیم
خانم دکتر جعفری:
 
از هرده خانومی که به مرکز مشاوره مراجعه می کنند،
نه نفر دچار  غمباد و بغض ِ درونی هستند. و اگر کمی سربه‌سرشون بذارید چشم‌هاشون پر از اشک می‌شود!
 
از هر ده خانوم، هفت نفر عصبانی هستند و آماده‌ی پرخاشگری!
 
از هر ده خانوم، پنج نفر عفونت ِ ناحيه لگنی / مجاری اداری دارند!
 
از هر ده خانوم، سه نفر کیست ِ تخمدان، رحم یا سینه دارند!
 
غمباد.
غم‌هایی ست که روی هم انباشته می شود! بادی در بدن بوجود می آورد که از نظر طب چینی می‌تواند
دانلود آهنگ روبروم نشستی تو دورهمی من رو زمین نیستم باز مهرزاد امیرخانی
 
روبروم نشستی تو دورهمی من رو زمین نیستم باز
گیج میره سرم تو هم دور و ورم میچرخی با کلی ناز
میزنه رو صورتت نور چراغ تو تراس
مطمئنم کنی که با منی پشتم به عشقت قرصه
دیوونم میکنی تو يه چشم به هم زدن بازم یک دو سه
واسه عاشقتر شدن رنگ چشات واسم بسه
عاشقتم میدونی آخه انرژی منی
عاشقتم خوشگل لامصب دوست داشتنی
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
کد : 9866
ویلا دوبلکس لوکس حیاط دار در شمال.ایزدشهر

 
ویلا دوبلکس 4 خواب
925 متر زمین با 430 متر بنا
روف گاردن با ویوی دریا و جنگل
سند مالکیت
حیاط سازی ، آلاچیق و آبنما  و مشجر
سالن و تراس بزرگ
فول امکانات
قیمت : 4/3 میلیارد تومان
تماس با ما :
مهندس حیدرنژاد 09113203206
وب : melkinfo2.ir
تلگرام : melkinfo@
املاک حیدرنژاد ( آمل ، خ نور ، تقاطع فجر )
مشاور املاک حیدرنژاد
ساعت ۶/۳۰ غروب رسیدیم ویلا . بعد از يه چرته نیم ساعته کباب درست کردنمو با سوزوندن انگشت اشاره دست راستم تموم کردم .
ساعت ۱۱ شب بابام گفت: مریم برو داخل ماشین عینکمو بیار.
از پله های حیاط بالا رفتم  نزدیک پارکینگ ديدم سگ همسايه جلوی نرده های در ایستاده ، میدونستم  اگه برم جلو میاد سمت نرده سرشو میاره تو يه جای منو بگیره.  دمپاییمو درآوردم  به صورت نمایشی به سمتش گرفتم ،رفت
خم شدم دمپایی رو انداختم و پوشیدم تا سرمو آوردم بالا با صدای پارس سگ
 کد : 9870
خرید آپارتمان در ایزدشهر با استخر و جکوزی
 آپارتمان 24 واحدی
8 طبقه 3 واحدی
125 متری 2 خواب
پروانه ساخت و سند شش دانگ
استخر و جکوزی
سرامیک، کناف ، کابینت ، فرنگی
شوفازروشن
ویو ساحل و آب از تراس
فاصله 30 متری از دریا
قیمت : متری 6/500/000 تومان
زیر قیمت بازار
تماس با ما :
مهندس حیدرنژاد 09113203206
وب : melkinfo2.ir
تلگرام : melkinfo@
املاک حیدرنژاد ( آمل ، خ نور ، تقاطع فجر )
مشاور املاک حیدرنژاد
پام و که توی آرایشگاه گذاشتم بوی بهبود ز اوضاع موهام نمی‌آمد. از لحظه‌ی نشستن روی صندلی تا لحظه‌ی نگاه کردن توی آینه بعد از کوتاهی، لحظه به لحظه احساس زشت‌تر شدن و خراب‌تر شدن وضعیت و داشتم. بماند که با غم و چهره‌ی کدر توی آینه نگاه کردم و ادای راضیا رو درآوردم ولی توی دلم کلی غصم بود.
برای صورت و ابروم روی صندلی نشسته بودم و در حین انجام شدنش توی آینه به خودم، پوست تیره شدم، جوشای خیلی خیلی زیاد شدم و چشمای نیمه‌بازی که ازش غم دنیا میبارید
این روزا خسته م.
غمگینم.
هیچی انگار حالمو خوب نمیکنه.
وقتی دانشگاهم با بچه ها میخندم.
اما تهش خوشحال نیستم.
تهش انگار توی دنیای خودم تنهای تنهام.
این روزا يه عالمه نشونه دارن فقطو فقط يه چیزو بهم یادآوری میکنن.
که دلیل این حالِ خراب چيه.
که چرا انقدر خسته م و لذت نمیبرم و تمایلی به بیرون رفتن ندارم حتی.
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس،هیچ کس اینجا به تو مانند نشد.
#فاضل_نظری

+ آز بیوشیمی داشتیم.
موضوع آزمایش این بود که باید نور جذبی يه
صبح یعنی  ، يه سلام آبی که بوی زندگی بده. صبح یعنی،  مهر خورشید خانوم توی آسمون.  صبح یعنی ،  امید برای يه شروع قشنگ.
صبح یعنی، يه معجزه، صبح  یعنی ،يه ایمان دوباره به قدرت خدای باسلیقمون که چقدر خوشگل به هستی نظم داده.
+صبح بخیر*.*
+یادداشت شماره ۶
 
وَنسان وَن گوگ یا فینسِنت ویلم فان خوخ(زادهٔ ۳۰ مارس ۱۸۵۳ - درگذشتهٔ ۲۹ ژوئيهٔ ۱۸۹۰) یک نقاش پسادریافتگر هلندی بود، که کارش
تأثیر گسترده‌ای بر هنر قرن بیستم داشت. کار او شامل پرتره‌ها، خودنگاره‌ها، مناظر،
طبیعت بی‌جان، سروها، مزارع گندم و گل‌های آفتاب‌گردان است. او از کودکی به نقاشی علاقه
داشت ولی تا اواخر دههٔ دوم
زندگی‌اش نقاشی نکرد. او بسیاری از کارهای شناخته‌ شده‌اش را در دو سال آخر زندگی‌اش
تکمیل کرد. وی در یک دهه بیش از۲٬۱۰۰ کار
یکی از دلایلی که من فیلم ایرانی نگاه نمی
کنم کپی برداری و سرقت های هنری هستش که نه فقط در حوزه فیلم و سینما بلکه
در همه چیز شایع شده ، چه در نقاشی و طراحی و هنر ،موسیقی و خوانندگی و حتی
شعر و نویسندگی !نمیدونم واقعا يه عده چه فکری پیش خودشون می کنند
!هنرمندی که خلاقیت نداشته باشه که دیگه هنرمند نیست!یارو هر آلبومی که
منتشر کرده دقیقا و عینن از يه خواننده ترک کپی کرده آهنگ رو یا مثلا فیلم !
میدونید
خوشم نمیاد يه روز یک کلاسیک رو ببینم که مثلا
دامون و هیرمان یا الله گویان از در اتاق وارد شدند؛ آرازِ* کوچک خنده کنان خودش را به آغوش دامون انداخت و صدای "بیا بغل بابا"‌ی دامون در شلوغی افراد خانه گم شد.
آرمون* و آهو در کنار خود جایی برای دامون باز کردند و او در کنار همسرش آهو و هیرمان در گوشه‌ی دیگر سفره کنار سهند و احمد نشست‌.
دامون بسم الله سفره را گفت و همگی مشغول شدند، اما هنوز لقمه‌ی سوم را در دهان نگذاشته بودند که زلیخا رو به هیرمان گفت" امروز هاویر رو ديدم، از کوچه‌ی زهرا خانوم ای
ماشینی رو توی فیلم شبکه آی فیلم ديدم و اسمش یادم نیومد. هی به خودم گفتم: اینو که همسايه بغلی داره چندین ساله، فک کن ببین اسمش چيه؟ نتونستم. بالاخره رفتم توی گوگل سرچ کردم سری ماشین های رنو تا عکسش رو پیدا کردم و ديدم "مگان" بوده و اسمش نوک زبونم بوده و یادم نیومده. اسم اشخاص نه چندان نزدیک و مهم، برای دفعه های اولی که می بینمشون هم حتی به راحتی فراموشم میشه، کسی باید خیلی خاص باشه تا همون بار اول یادم بمونه. مکالمه ی اخیر من با پذیرش کلینیکی که دف
سلام امیر هستم  24 ساله از ایران.من عاشق سکس خانوادگی بخصوص سکس با مامی هستم ولی امروز می خوام از اولین سکس خودم بگم.
اولین سکس من با يه زن 37 ساله بود .از دوستای مامانم بود اکثرا بعدی که کارش تمام میشد سر راهش میومد خونه ما يه سری هم به مامانم بزنه.من سیما جون صداش میزدم و همیشه دوست داشتم يه بار خودمو خودش تنها تو خونه باشیم اخه خیلی اهل شوخی بود بر خلاف مامان من که سعی می کرد سنگین باشه.این سیما حانوم ما دو تا بچه داشت یکی 9 ساله یکی دیگه هم 12سال
hellooooooooooo everybody 
عاغا ما حالمان خیلی خوبس  
سه روزه که اومدم گرگان رفتم لیزر ، حیاط پشتی رو با حاج خانوم تمیز کردیم و سابیدیم و شستیم ، ازونجایی که نمیتونم برم باشگاه دارم تو خونه ورزش میکنم ، گشنگی نمیکشم و غذا درست میکنم میخورم :| ، فیلمامو میبینم ، خونرو جارو زدم ، قسمت دکلره شده ی موهامو آبی کردم ، سه شنبه تنهایی میخوام برم سینما ^^  ، جله درست کردم   باورتون میشه یک ساله خریدمش که درست کنم ولی حوصلم نمیکشید ؟ :| (تاریخ انقضاش دو ساله) 
با صا
  از خاطرات خوب 22 بهمنی یکی الله اکبر گفتن های ساعت 9 شبه قبل از 22 بهمنه و نور افشانی های این شب که هنوز از بچگی یادم مونده که با بچه ها میرفتیم رو پشت بوم خونه مادربزرگ و رو ب حرم حضرت معصومه سلام الله عليها می ایستادیم و الله اکبر می گفتیم و نورافشانی ها رو نگاه میکردیم و خوشحال می شدیم و البته من همیشه مواظب بودم بچه ها از خوشحالی نرن جلو و از پشت بوم بدون حفاظ ، ولو نشن کف حیاط :| درست فهمیدی همچین آدم مسئولیت پذیری بودم از ابتدا ینی :) میدونم ف
چند روزی هست که خبر گم شدن دوربین‌ِ فیلم‌برداری‌شان پیچیده ، همسايه‌‌ی تقریبا جديدمان را می‌گویم ، گویا دوربین در خانه و جایی جلوی دید قرار داشته است و کسی آمده و برده است! البته همه‌ی این‌ها را خودش می‌گوید؛ می‌گوید که دوربین کنار تلویزیون بوده است و حالا نیست ، تمام سوراخ سُمبه‌های خانه را زیر و رو کرده است ولی دریغ ، پول نقد هم در خانه داشته است اما حتما دزد محترم وقت پیدا کردن آن‌ها را نداشته و فقط دوربین را برداشته و متواری شده اس
از ابتدای کار این وبلاگ و انتشار مطالب ما در اون (یعنی 769 روز پیش تا به حال)،  بسیاری از دوستان لطف کردند و نطراتشون و حتی انتقاداتشون رو برای ما فرستادند. در ادامه توجه شما رو به خوندن اونها جلب می کنم.

دوستی از شهر دوست داشتنی یزد، در رابطه با مطلب  بیست تفاوت زندگی قبل از برجام و پسابرجام  برای ما فرستادند: 
   "خیلی ببخشیدا
ولی خیلی آدم احمقی هستی
این مزخرفات که از خودت در آوردی که هیچ
ولی از روی حرف خودت جالبه بدونی
هم لجوجی هم کوری و هم نا
کشاورزی جایزۀ مرغوب ترین ذرت را گرفتمتوجه شدند که او از بذرهای مرغوب ذرت،به همسايه هایش هم داده بود علت را از کشاورز پرسیدندگفت:باد،بذرهای ذرت را به مزرعه های دیگر منتقل میکنداگر همسايه های من ذرتهای خوبی نداشته باشندباد آن بذر های نامرغوب را به زمین من می آورد اگر بخواهیم زندگی شاد،سرخوش و آرامی داشته باشیمباید به دیگران کمک کنیم تا آنها هم خوب زندگی کنند.
My tiny doctor vs My great doctor.
My daughter and My father.
#Terminator
پ.ن:
سلام
دو تا چایی ریختم با قندون گذاشتم تو سینی و اومدم کنار بابام رو مبل نشستم و چایی رو گذاشتم رو میز!
مشغول صحبت کردن بودیم که ديدم بصورت نامحسوس داره بهمون نزدیک میشه!
حنانه صداش کرد که کجا میری؟
خیلی جدی برگشت اشاره کرد به ما و گفت: "اَند" (ینی قند)
به بابا گفتم باباجان بی زحمت آروم اون قندونو بذارید کنار خودتون که این نره سراغش!
تا حرکت بابامو دید خیلی سوسکی و ریز با کلی ناز و عشوه اومد بغل بابام
اون دختر ندید بدید که هیچی(البته خیلی هم بی تجربه بود)،
اون سلیطه هم؛
ولی ااون خانوم جاافتاده داشت حرف میزد. وسط حرفاش کلی از استقلال و حق انتخاب زنان میگفت. به شدت دوستش داشتم، نه به خاطر این حرفاش؛ به خاطر تمام حرف ها و رفتاراش. بعد آخرش گفت که مرد وظیفه داره خرج زن رو بده. من گفتم نه وظیفه نداره، اگر زن دنبال به دست آوردن استقلال خودشه و میخواد کار کنه، زن باید خرج خودش رو بده و مرد هم خرج خودش یجور شراکتی. گفت ببین، منطقی میگی، ولی يه چیزای
ديدم. خودم ديدم. همه‌ی دسته‌گل‌های پوسیده‌ای که برایش فرستادی را ديدم. سهم من از دسته‌گل‌هایت فقط برگ‌های زرد بود. او کاکتوس بود، درست مثل خودت. تو کاکتوس دوست داشتی و من گل مینا بودم. تو خارهای نداشته‌ام را هزار بار بر فرق سرم کوبیدی و با خارهای خودت زخمی‌ام کردی. من خونین و مالین جان دادم و از نو متولد شدم.
من ديدم،یک جوانه ی سبز رنگ برسرشاخه های درختان حیاط،مدتهابودن زیرمصیبت وسختی وسرما خفته بودند،من ديدم یک اشتیاق برای ماندن و هزاران بار سرود بهارراخواندن،من ديدم جوانه ای رو که صبح به من لبخند زد و ذرات شادی را به جان وروحم تزریق کرد،من ديدم یک روح پرقدرت و پرانرژی را در جوانه ی سبزرنگی که بعد ازاین همه مشقت هنوز زنده بودومیخندید،من ديدم ابرسیاهی که در اسمان ازشوق همین جوانه گریست،من ديدم پروانه ی کوچکی رو که پر غرور گرداگرد این جوانه می
خلاصه داستان : فیلم سینمایی خانوم یایا ، این فیلم داستان دو باجناق است که پس از فوت پدر زنشان راه او را پى گرفته و به بهانه تجارت در چین گریزى هم به پاتایا میزنند اما رویارویى آن ها با دوست قدیمى همه چیز را به هم میزند…



لینک دانلو:سروراصلی
لینک دانلود:سرور کمکی
خب دیروز رفتم کارگاه شعر ، مانتوی آبی که تازه دادم خیاط واسم بدوزه رو پوشیده بودم با شلوار جین
و روسری آبی سورمه ای و کیف سورمه ای ، مثل همیشه يه آرایش یواش هم داشتم ، تو کارگاه دختر
هم رشته و مستر کاف و خواهر ع و سرگروه و آقای "سنت و مدرنیته " بودن ، يه خانوم جدید هم بود
يه آقای دیگه ای هم که لهجه ی بسیار قشنگی داشت و من فقط جلسه اول و دوم کارگاه  (همون
پاییز 96) که تازه میرفتم دیده بودمش و کل این تقریبا دو سال نبودش ! و چقدر هم که آدم باسوادی بود
مط
بغ کرده بودم ک چرا از خواب بیدارم کرده عاخه؟بعد کظم غیظ نمودمک زشته بداخلاق باشی ـ
و اینگونه بود ک سعی نمودم بداخلاق نباشم و
 از خویش راضی گشتم:))
#بداخلاق_نباشا
الله اکبر از این همه برکت
ماشاالله،
یعنی همینطور خیره که داره به لطف خدا میریزه
#داره_میریزه
گف من روت خیلی حساب میکنما!
گفتم چرا؟
گفت چهره ی ادما باهات حرف میزنه.
حالا بیا ثابت کن نه باو،چهره ی من پرچونه اس توجه نکن
بعدترش حاج خانوم سپردنم دست خدا
 گفتن مراقب خوبیام باشم
حالا درسته ح
سلام 
دختری ۲۳ ساله هستم که چند ساله پشت کنکورم و امسال خدا رو شکر قبول میشم در رشته پزشکی، يه سوال دارم من تا الان چون دانشگاه نرفتم اطلاع درستی از زمان بندی های کلاس های دانشگاه ندارم ، سوالم این هستش که يه دانشجوی پزشکی آیا وقت آزاد برای ورزش خصوصا رشته های ورزشی رزمی داره؟
تا الان رشته های رزمی کار نکردم اما هفته ای سه بار رو تمرینات باشگاهی داشتم و هرگز ورزش رو تو زندگیم رها نکردم و دلم نمیخواد حالا که دانشگاه میرم ورزش رو رها کنم و تصمیم
حمید_و_فاطمه…ﺷﺎﻳﺪ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ لحظه هایی ﻛﻪ با ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ…
نمازای دو نفره مون بود…
ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﻧﻤﺎﺯاﻣﻮ ﺑﻬﺶ ﺍﻗﺘﺪﺍ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ…❤
ﺍﻪ ﺩﻭﺗﺎیی…
کنار ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻳﻢ…
ﺍﻣﻜﺎﻥ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻧﻤﺎﺯﺍﻣﻮنو ﺟﺪﺍ ﺑﺨﻮﻧﻴﻢ…
چقد ﺣﺲ ﺧﻮﺑﻴﻪ…
ﻛﻪ ﺩو نفر…
ﺍﻳﻨﻘﺪه همو ﻗﺒﻮﻝ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ…
منطقه که میرفت…
تحمل خونه بدون حمید…
واسم سخت بود…
.
وقتی_توباشی_چه_امیدی_به_بقایم…؟
این_خانه_ی_بی_نام_و_نشان_سهم_کلنگ_است…
.
میرﻓﺘﻢ ﺧﻮﺍﺑﺎﻩ ﻴﺶ
۱_یقین پیداکردم که اگه زمانی که تو يه مکان عمومی مخصوصا خیابون و بازار دارم راه میرم و يه آقا از رو به روم بیاد ، اگه من راهم رو عوض نکنم ، به احتمال ۹۸ درصد به هم برخورد میکنیم .دریغ از يه سانتی متر جا به جاشدنِ آقا
برادرم نگاهَت؟!  این چه وضعيه؟!

۲_هفته ی گذشته بالاخره یکی از دو دوست صمیمیم و سین رو ديدم
قرارِ خیلی مثبتی داشتیم : ساعت ۹ صبح ، دانشگاه : )
تو آفتاب و هوای گرم همینجور راه رفتیم و حرف زدیم(البته من کلی از حرفام مونده چون بیشتر ، میم
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب