نتایج پست ها برای عبارت :

على ىاسىنى اسمت چى دارھ

امروز که مامان رو بغل نکردم. با دوستهام سرد بودم و با دو نفر بحثم شد. امروز که دو بار بشقاب از دستم لیز خورد و هر بار فقط خیره شدم به تیکه هاش. مامان گفت اگه پیدا کنه کسی که من رو به این روز انداخته بیچاره اش میکنه.من که نمیذارم نازک تر از گل بهت بگه ولی تو هم حواست رو جمع کن مامان از تووی چشمهای من پیدات نکنه.
خیلی چیزها هست که میشود در موردش نوشت و اینکه چرا نمی نویسم هم دلیل خاصی ندارد :) کمی تنبلی و کمی از خیلی چیزهای دیگر :) 
زندگی به تندی خیلی کند! می چرخد :) 
از همه رویدادها که بگذریم می رسیم به حس خوبی که از شنیدن اسمم می گیرم :)  احساس میکنم یک جور آشتی و آشنایی با خود است. بس که همیشه با اسم فامیل خوانده شده بودم. 
شاید درک این موضوع برای بقیه کمی مشکل باشد، ولی وقتی اسمت از اسامی خاص هست که در کشور خودت هم روتین نیست ولی اینجا با آهنگ درست تلفظ می
بعضی اوقات زندگی ادم اونقدر خوب میشه که اصن باورت نمیشه که انقدر خوبه ^.^ 
خدایا .
به نامت که جان را در بدنم قرار داد 
به نامت که عشق را در وجودم نهاد
به نامت که قدرت داد تا اسمت را به زبان آورم
به نامت که بخشیدم به زندگی کردن  
به نامت ، به نام تو ، به نام خالقم ، به نام الله ، به نام تو .
زندگی به من آموخت که هیچ چیز از هیچکس بعید نیست .
و تو ، معبودم ، به من آموختی که غیر ممکن غیر ممکن نیست .
 
این نوشته ادامه دارد . :) 
دانلود مداحی جواد مقدم کرب و بلا غروب شده بارون می باره
جلسات هفتگی 92نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیکرب و بلا غروب شده بارون می بارهکوچه سینه زنی مان خیس است دوبارهکرب و بلا چه سِرّیه بازم جامانده اَممن چه شب هایی را با اشک به صُبح رشاندممن را شکسته است بالی بده به قلبم حالیدور ضریحت غوغا جای من امشب خالیحرم غروب کرب و بلا خوا خوب هر شبمحرم پُر از برو و بیا خواب خوب هر شبمحرم ضریخ کبوتر ها خواب خوب هر شبمبه اسم تو قسم
مخاطبای گوشیمو که میگردم،دلم میگیره.
یعنی چی که عکس تکی شوهرت رو میذاری پروفایلت؟ یا پروفایلتو پر میکنی از طرح های گرافیکی اسم شوهرت!!
یه گروه عضوم که همه ی اعضاش خانومن، حالا وقتی پیام میاد چی مینویسه؟
امیر می پرسه: عزیزای دل، چیکار کنم ته دیگم خوب بشه؟
علی میگه: بیا پی وی بهت یاد بدم:/
یا مثلا اصغر(مرد تنها) عکس لباس شبش رو میذاره، میگه فروشیه، بخدا فقط یه بار پوشیدم:/
من نمیگم همه باید عکس خودشون رو بذارن،نه.منم همیشه عکس خودم رو پروفایلم نی
عاقاااابسیار خوشحالمندیم خداروشکر نامه رسید بالاخرهاز هشت صبح که زنگ زدم دانشگاه تا کارمو راه ننداختن ول نکردم پدرشونو دراوردمبالاخره رسید نامه اصلا باورم نمیشد هی به مرده میگفتم خب دیگه کجا زنگ بزنم؟؟؟خداروشکر مجبور نشدم برم مرکز استانبعد عاقا عجله ای اماده شده رفتم شبکه بهداشت نامه رو دادم گفتن بدو برو بانک صادراتبعد برو بیمهرفتم بانک دو ساعت و نیم حساب و موبایل بانک و همه چیو فعال کردم اخر سر از در که میومدم بیرون دیدم عاقااا این که
گوشیش کنارم بود._میدونی اسمت چیه؟
_نه!
_زنگ بزن
زنگ زدم، اسمم افتاد، قلبم مچاله شد!
شش‌ سالم بود، تازه اومده بود، تازه داشتم حروف الفبا یاد می‌گرفتم، گفت بنویس "ق" ، سرِ گردِ ق رو نوشتم و پایینش رو مثل "خ" دور دادم! گفت "این چیه؟ ق پیچه؟" و قهقهه زد!
اسمم افتاده بود روی صفحه "ق پیچ " ؛ قهقهه‌هاش توی گوشم پیچید .
+ نمیدونم حالا اسمم چیه، دنیاست دیگه، حتی شاید نوشته باشه "خانم ع"!
++ می‌کَنَم الفبا را ، روی لوحه‌ی سنگی ‌‌‌. واو مثل ویرانی، دال مثل د
غرورِ کاذب، مگر غرور صادق و کاذب دارد؟ غرور یک خصلتِ اخلاقیِ بد است که هر چه هم رنگِ زرد رویش بپاشی قناری نمی‌شود. یک آقایی که با ما سرِ دعوا دارد دائما حرف از غرور کاذب و صادق می‌زد و حتی ابایی هم نداشت که بگوید: آره من مغرورم، چون این قدر کتاب خوندم»
آقای محترم که نمی‌خواهم اسمت را ببرم چون سعی می‌کنم اسمت را حافظه‌ام پاک کنم لازم است به شما عرض کنم که (ع) در نهج البلاغه می‌فرماید: اگر غرور خوب بود خداوند به پیامبرانش می‌گفت مغرو
Fereshteh
#BabakMafi
اسم ترانه هام هر اسمی که بشه 
منظور من تویی منظور خواهشه
اسمت برای من چه خواستنی شده 
دلم کنار تو شکستنی شده
فرشته نبودی ولی واسه من بهترینی 
واسه اخلاقای بد و خاص من بهترینی
هنوزم مث تو توی زندگیم پا نذاشته 
کسی مثل تو مهرشو تو دلم جا نذاشته
واسه ی من بمون واسه ی من بخون 
تو هنوزم برای من مثل گذشته ها دیوونگی کن
واسه من فکر تنهایی نباش و باز کنار من 
بمون و زندگی کن زندگی کن
فرشته نبودی ولی واسه من بهترینی 
واسه اخلاقای بد و خاص من
کتاب دختران خرمشهر : پنج روایت کوتاه از دخترانی بزرگ شده در جنگ
 
کتاب دختران خرمشهر : اختر دهقانی، نشر مجنون
بریده کتاب(۱):
با ناله گفت خدایا شکر، این همه دنبالت گشتم حالا باید پیدایت کنم.با صدای شرم آلود گفتم چه کارم داشتی؟ بعد تا برسیم اون ور کارون دیگه تحویلم نگرفت، وقتی پیاده شدیم گفت: آهای همگی برگردید.وقتی رفتیم پیش قایق رو به من کرد و گفت: اسمت چیه؟گفتم: سعیده.گفت: زن من میشی؟گفتم: آره.نادر: گفت همه تون دیدید که سعیده خانم با من نامزد کرد.
دیشب فهمیدم ششم سالگرد عروسیمون بوده ،بهش گفتم دیروز ک بچه ها خونمون بودن میشد سالگرد عروسیمون رو  برگزار کنیم و جشنی باشه ،گفتش ول کن بابا حوصله داری 
جواب دادم آره اون عروسی رو آدم یادش نیاد بهتره، گفت همه مشکل دارن تو زندگیشون گفتم اینطوری ؟ مثل من؟ 
گفتش تا حالا بی انصافی کردم باهات؟ ماجرای عیادت از مادر سکته ایش رو یادآور شدم بهش،ماجرای جشن زایمان نگرفتن و اینکه سر سوالی ک آبجی بزرگه‌ش ازم پرسیده بود و جواب دو جمله ای چ دعوایی باهام ک
 
 
دانلود
 
اسم تو می بارد از نفس باران
نور رخت دارد جلوه ی بی پایان
 
بر دل خسته
می دهد اسمت
 
لذت عشقی مدام
بر روح بلندت سلام
 
سلام ای گوهر دریای نور
ای آیه ی زیبای عشق
ریحانه ی روح خدا
 
سلام ای دار و ندار علی
ای بود و نبود حسن
ای مادر ارباب ما
 
ذکر لب نوکرها
سیدتی لبیکِ
 
یا فاطمه اهرا
صلی الله علیکِ
 
مهر تو در دل ها آیه ی توحید است
جلوه ای از نورت صورت خورشید است
 
آیه به آیه
از دل قرآن
 
داده خدا این پیام
بر روح بلندت سلام
 
سلام ای کوثر و ت
در خواب دیدم گشته پرهایم طلایی

آمد پیامک صبحدم : مشهد می آیی ؟

گفتم : کجا ؟ مشهد ؟ چه می گویی برادر ؟!

من ؟ مطمئنی باز پیغام اشتباهی . ؟

من سال های سال آن سمتی نرفتم

مشهد کجا و من کجا ، مرد حسابی !

آنجا فقط جای کبوترهای پاک است

من یک کلاغم ، پای تا سر روسیاهی
         ------------------
 آمد پیامک : " دعوتی ، بی اختیاری"

تو زائری حالا بیایی یا نیایی

 یادت می آید صحن سید ، جمعه پیش
با حسرتی کردی به کفترها نگاهی
آهسته زیر لب کشیدی آه گفتی
آیا برای این کلاغ
چند روز پیش کلافه بودم و داشتم سقفو می کاویدم که چرا من نمی تونم هیچ وقت یه اسم خوب پیدا کنم. شیشصد ساله دنبال یه اسمم که یه پیج بزنم که بهم انگیزه بده برای کارایی که دوستشون دارم
اما بالاخره پیداش کردم! دقیقا توی همون لحظه ها. البته یه اسم نیست یه جمله س! اما بهترین چیزی بود که می تونست باشه
امروز عکس پروفایلشو ساختم و اولین پستشم گذاشتم. فعلا دوست دارم کپشنام انگلیسی باشه. تا بعد
دوست دارم این روزها یه جا عکاسی هم برم. خیلی دلتنگم براش. البته ت
دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شده
برای شیطنت های بی وقفه،
بیخیالی های هر روزه،
ناز و کرشمه های من و آینه
خنده های بلند و بی دلیل،
برای آن احساسات مهار نشدنی،
حالا اما،
دخترک حساس و نازک نارنجی درونم چه بی هوا این همه بزرگ شده!
چه قدی کشیده طاقتم !
ضرباهنگ قلبم چه آرام و منطقی میزند !
چه شیشه ای بودم روزی،
حالا اما به سخت شدن هم رضا نمیدهم !
به سنگ شدن می اندیشم،
اینگونه اطمینانش بیشتر است !
جای بستنی یخی های دوران کودکی ام را
قهوه های تلخ و پر سکو
خاطره : تور کردن یک کتابخوان
 
تور کردن یک کتابخواناز بیرون می آمدم، دنبال کلید تو کیفم می گشتم .به کلید که دستم خورد تا در بیارم نگاهم به پیاده رو افتاد، دختری با یک پلاستیک سیب زمینی داشت از جلوی خانه مان رد می شد .شال رنگی روی سرش انداخته بود، اما شلوارش تنگ بود،جورابی هم نپوشیده بود؛تا حالا توی محل ندیده بودمش .گفتم باید تورش کنم!!!
دو سه قدم مانده بود تا بهم برسه، که با لبخند سلام کردم. خوبی ؟نگاهم کرد و جواب داد: سلام، بله.گفتم: دوست داری کت
عمن آدم قهر نیستم؛ 
همیشه خسرو شکیبایی درونم می‌ایستد روبروی عاطفه»ی وقت زندگی‌ام صدایش را می‌اندازد توی گلویش، دستش را توی هوا تکان‌تکان می‌دهد و می‌گوید: هر کاری می‌خوای بکنی بکن ولی .»، موهای مشکی لَخت ِبراقش را از روی پیشانی‌اش کنار می‌زند و با صدای آهسته‌تر و بغص‌آلودتر ادامه می‌دهد: قهر نکن».
قهر حقیقتا یک انتحار آرام و خودآگاهانه و طولانی‌ست. لحظات ممتد و بی‌پایان و سرشار از حس استیصال و اندوه، کشمکش‌های بی‌پایان درو
دیشب میل عجیبی پیدا کرده بودم تا با ابوالبشر نوین و جدیدی حرف بزنم . نمی دونم چرا فکر کردم چت روم می تونه جای خوبی باشه. تا لحظه آخر که عکس آلت تناسلی برام فرستادند سعی داشتم بمونم. آخر سر به همشون پورن هاب و پورن دات کام رو پیشنهاد کردم و اومدم بیرون.اما هنوز اون میل عجیب در من خیزابی به وجود می آورد که خودم داشتم غرق می شدم.رفتم توی تلگرام و لینک گروه پیدا کردم ؛ توی اولی دعوا بود ؛ سر چی ؟! هیچی . اون به اون گفته بود خفه شو (آن هم به دلیل نامعلوم)
حتما تاحالا پیش اومده که با دوستانتون صندلی داغ بازی کنید و سوال کم بیارید. در این پست میتونید 141 سوال پیدا کنید که از دوستان بپرسید. :) اگه سوال جالبی در ذهنتون هست بگید به لیست اضافه بکنیم. در ضمن اگر خواستید میتونید در نظرات به هرکدوم از سوالات هم خواستید جواب بدید. (^_-)

1. یه بیوگرافی از خودت میگی؟2. چقدر میتونی به شرق بری، بدون اینکه به غرب برسی؟3. اگه مجبور باشی یه کرم رو بخوری، چجوری میپزیش؟4. اگه یه ماهی بودی، دوست داشتی چه نوع ماهی باشی؟5. ا
 محمد علیزاده یارم باش
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده به نام یارم باش همراه با متن آهنگ و پخش آنلاین
ترانه و آهنگ : سینا پارسیان | تنظیم : میلاد ترابی
تو کی بودی که من موندم تو کارت دوباره همه چیزم شدیدا بستگی به تو داره

برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه نمایید

متن آهنگ جدید محمد علیزاده به نام یارم باش :
عزیزم عاشق باش
مث من وقتی برات میمیرم
تو فقط لب تر کن
بگو خوشبختی برات میمیرم
عزیزم عاشق باش دو روز دنیا سریع طی میشه من یه روز دنیام
گیتار برقی عزیزم
یکی از خنده دار ترین اشنایی های دنیا رو داشتیم تا برای هم دیگه کسی بشیم که بشه با خیال راحت پیشش هرجور دلمون میخواد باشیم؛خوشحال و خندون یا عصبانی و داغون و افسرده 
ازون معدود ادم های خوبی که فقط کافیه بگی حالت خوب نیست یا دلت گرفته تا سریع یه فوش بذاره بغل اسمت و بگه بیا پیشم .
خوشحالم که باعث شدم اولین ترکتو بدی بیرون و همه بفهمن که چقدر خفنی که بخوام پیش کامران رسول زاده باد به غبغب بندازم و بگم رفیقمه ها


امیدوارم بهترین ب
متن آهنگ علی منتظری به نام مهربانم
Text Music Ali Montazeri Called Mehrabanam
✿●✿ مهربانم جانم نبضم✿●✿✿●✿ ضربانم دست من نیست✿●✿✿●✿عشقت افتاده به جانم ✿●✿✿●✿ای پری رو اسمت شده ورد زبانم✿●✿
به لینک زیر مراجعه نمایید :
 
متن آهنگ علی منتظری مهربانم جانم نبضم ضربانم
matnetaraneh.rozblog.com
پنجره:
هر جا که میرم تو هستی 
چقد آخه منو میخوای 
من دیگه حتی نگاتو
پشت پنجرم نمیخوام
.
اسمتو خط زدم از 
توی قلب نیمه جونم
بس که داد زدم و هیچوقت
نرسید صدای قلبم
.
من از این روزگارو
از تموم آدماشو
از تموم کلکاشو
از تموم خبراش،
دردای قدیمی دارم 
بغضای شکسته دارم
.
تو که دردامو دیدی
آه قلبمو شنیدی
پس چرا تو اون شب تلخ
بلیط برگشت نگرفتی
.
تو این روزای خوشبختی
دلم گرم همین روزاس
که دیگه حتی اون شب رو
نمیبینم توی کابوس
.
حالا که میخوام نباشی
برو از دلم
تورو میشناسم از گریه


تورو
میشناسم از گریه ، تورو میشناسم از تکیه
خودت
رو از خودت دارم ، خودت دادی به من هدیه
تورو
میشناسم از بابا که تو هیئت بزرگم کرد
از
اون سینه زنی هایی که تا اینجا بزرگم کرد
تورو
میشناسم از گریه ، مصیبت روز عاشورا
توی
هر روز عشق من نوشته روز عاشورا
تورو
از محتشم های رو دیوار حسینیه
تورو
از پیرمردای گرفتار حسینیه
تورو
از گریه ی مادر که با اشکاش شیرم داد
از
اون اشکی که عشق تو به چشمای فقیرم داد
تورو
از روضه ی زینب که بدجوری تک
ماشینی رو توی فیلم شبکه آی فیلم دیدم و اسمش یادم نیومد. هی به خودم گفتم: اینو که همسایه بغلی داره چندین ساله، فک کن ببین اسمش چیه؟ نتونستم. بالاخره رفتم توی گوگل سرچ کردم سری ماشین های رنو تا عکسش رو پیدا کردم و دیدم "مگان" بوده و اسمش نوک زبونم بوده و یادم نیومده. اسم اشخاص نه چندان نزدیک و مهم، برای دفعه های اولی که می بینمشون هم حتی به راحتی فراموشم میشه، کسی باید خیلی خاص باشه تا همون بار اول یادم بمونه. مکالمه ی اخیر من با پذیرش کلینیکی که دف
یادم نمیاد ثانیه ها چه ساعتی⏰ رو نشون میدادن فقط میدونم همه چیز از اون خندهکده شروع شد.از روزی که تو پاتو گذاشتی تو خنده کده و شدی یاور.ثانیه به ثانیه زمان میگذشت و همین ثانیه ها من رو بیشتر بهت نزدیک کردن.همین ثانیه ها باعث شدن دلیل نایستادن قلبم بشه وجود تو⁦‍❤️‍⁩.همین ثانیه هایی که گاهی وقتا ترس از دست دادنتو میندازه تو دلم.همین ثانیه هایی که باعث شدن تو بشی اولین دوست صمیمیم و اسمت تو خونمون بیشتر از اسم دوست های مدرسم به زبون بیاد.
قلب
می گذارم اولین لقمه را او بردارد و زل می زنم به حالت چهره اش بعد از خوردن اولین لقمه ی کوکویی که نصفش زیادی سرخ شد و نصف دیگرش وا رفت:/ می پرسم  چطور شده؟» و می شنوم عالی». به خیالش من نمی دانم که این حرف ها را برای دلخوشک من می زند تا عذاب وجدان نگیرم که از همان روز اول سفر مامان، از پس یک کوکو هم برنیامدم. چند دقیقه ی بعد ظرف هارا می گذارم توی سینک و به آشپزخانه ای که در طی همان یک ساعت، زیر و رو شده و بوی روغن سرخ شده می دهد نگاهی میندازم و رهایش
جعبه میوه:
سال 1380 بود . برای کار به میدان تره بار رفتم. در آنجا خانمی را دیدم که جعبه میوه ای را در دست داشت . از او خواستم که کمکش کنم ، او پس از تعارف قبول کرد .
او زود با من آشنا شد و وقتی فهمید که  بیکارم گفت من نیاز به مستخدم دارم . با او به منزلش رفتیم . خانه بزرگی داشت .
او گفت حدود دو سال است که  شوهرش از وی جداشده و همسر دیگر گرفته . او تنوع طلب و خیانتکار بود و من هم به همین خاطر از او طلاق گرفتم .
او از من خواست نقش شوهر برایش بازی کنم و ماهانه
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب