نتایج پست ها برای عبارت :

فرناد پیله چی

امروز کمی از فناوری و هیاهوی رسانه ها، گرانی دلار، برداشتن صفرهای پول ملی و . فاصله میگیریم و شما را به خوندن گزیده ای از اشعار سهراب سپهری دعوت میکنم.
چه کسی میداند؟
که تو در پيله ی تنهایی خود، تنهایی
چه کسی می داند؟
که تو در حسرت یک روزنه در فردایی
پيله ات را بگشا!
تو به اندازه ی پروانه شدن زیبایی
ازصدای گذر آب چنان فهمیدم: تندتر از آب روان، عمر گران میگذرد.
زندگی رانفسی، ارزش غم خوردن نیست!
آرزویم این است آنقدر سیر بخندی که ندانی غم چيست!

اد
ساختمان پيله‌ ای روزیخ
طراحی مارپیچ و متفاوت ساختمان پيله‌ای (Cocoon)، این ساختمان اداری را به شکل جالبی درآورده است.
این بنا در ناحیه‌ی سیفلد (Seefeld)  در میان درختان سرسبز واقع شده‌ است. در قمست داخلی این ساختمان، پلکان شیب‌دار در راستای طرح مارپیچِ بنا قرار گرفته و ظاهر جالبی به ساختمان بخشیده‌ است. در نگاه اول ممکن است تصور کنید دچار خطای دید و توهم شده‌اید.
پله پله ای بودن بنا و به سمت بیرون بودن آن، مشخصات فضای داخلی را می سازد. تمامی فضاه
چرخه زندگی مورچه
چرخه حیات مورچه بسیار جالب است. ماده‌های یک کلنی یعنی ملکه تا ارتفاع زیادی در آسمان به پرواز در می‌آیند و نرها نیز به دنبالشان می‌روند. پس از این پرواز جفت گیری ، 
نرها فورا می‌میرند و ملکه پایین می‌رود و به تنهایی آغازگر یک گروه یا دسته جدید می‌شود. او آشیانه‌ای حفر می‌کند و تخم می‌گذارد. پس از آن که کرمهایی که فاقد پا هستند، 
از تخم بیرون می‌آیند، ملکه مادر به آنها کمک می‌کند تا پيله‌ای به دور خود بتنند. هنگامی که مور
جای عروسک در بغل من تیله دارمدر مشت خود یک کاغذ پر حیله دارم دنیای ِ زندانِ پر از رنجِ دیانتمن ازجنون رقاصیِ بامیله دارم باآن زنی که مرد شد گاهی غریبهگاهی هوای آن زن بی شیله دارم من آرزوی مشک اب و نان ساجیسرکش دوان در کوه ها با سیله دارم چون دخترانِ عاشق کوه _ایلیاتیحتما که من همخونیِ بابیله دارم روزی دوباره تن کنم گلدار یاسیشاید بفهمی که زنم من پيله دارم خ سعادتی_پامچال
نگرانی از به حاشیه کشیده شدن هنر پارچه بافی ابریشم در جرگلانهنر در میان دختران و زنان شهرستان راز و جرگلان از جایگاه خاص و ویژه ای برخوردار است، رنگ و طرح در میان این افراد بسیار خاص بوده بطوریکه این بانوان این منطقه با ذوق و قریحه‌ای که دارند همیشه آثار جهانی همچون فرش دو رویه تمام ابریشم را خلق کرده اند.به گزارش ایسنا، تولید پارچه‌های ابریشم به صورت کاملاً سنتی از دیگر هنرهای زنان و دختران این منطقه است که تمام محصول تولید شده نیز به مصر
گاهی با خودت خلوت کن؛


نه فقط زمانی که خسته می شوی و درمانده، که نفس در سینه ات حبس می شود، که غمگین می شوی و دل تنگ.

گاهی با خویش خلوت کن؛ بی دلیل، بی بهانه.
حتی آن زمان که دلت از شوق لحظه ای آرام نمی گیرد، بنشین و خانه ی دل را به تماشا بنشین.
می بینی چقدر شلوغ است و آشفته؟! هیچ جای تعجب نیست وقتی که زود به زود خانه تکانی نمی کنی!!
آشیانه ی دلت پر شده از اشیای مزاحمی که روح بی کرانت را به اسارت می کشند.
دلت را به چيزهایی خوش کرده ای که بودنشان یک ج
امروز حالم خیلی بد بود در جریانید که وقتی از اتاق اومدم یکیشون پيله کرد که چته ولی چيزی نگفتم آماده شدم رفتیم بیرون ی جفت گوشواره و کیف خریدم دیگه بیخیالش شدم هر چي میخواد بشه بشه ولی چرا اینو صد دفعه گفتم با هر کیم حرف زدم گفتم چرا ی اتفاق باید تکرار بشه وقتی داشتم به شفق میگفتم داشتم با صدای لرزون حرف میزدم صددفعه گفتم بهش گفتم خودت دیدی حالمو دیدی ی سال زندگی نکردم دیدی ی سال مردم خودت دیدی دیدی چيشد دوباره گریه میکردم هی تکرار شد این دیالو
راحت بخواب ای شهر ! آن دیوانه مُرده‌ست در پيله‌ی ابریشمش پروانه مُرده‌ست در تُنگ، دیگر شور دریا غوطه‌ور نیست آن ماهی دلتنگ، خوشبختانه مُرده‌ست یک عمر زیر پا لگد کردند او را اکنون که می‌گیرند روی شانه، مُرده‌ست گنجشکها ! از شانه‌هایم برنخیزید روزی درختی زیر این ویرانه مُرده‌ست دیگر نخواهد شد کسی مهمان آتش آن شمع را خاموش کن! پروانه مُرده‌ست.
شاعر: فاضل نظری
بغض نوشت:
شعر های فاضل نظری بی نظیر هستند
تنها به دنبال توام؛ در انتهاهای ناکجا. کاج، فریاد ساکت زمین، آسمان را نشانه گرفته؛ آسمان بیدادگر را. و مدتهاست که دیگر دلبستهٔ آبی آسمان نیست. آب هنوز ساکت است اما باد هیاهویی بی سر و ته به‌پا کرده است: هیاهویی به رنگِ بی‌رنگیِ خود. اینجا ناکجاست و آب هنوز آبی است. اینجا سپیداری احساس سستی می‌کند. و شقایقی را آشنایم که در هر غروب، زیر باریکه‌های گرم شفق، همواره داغ خود را می‌فراموشد و تا فلقِ فردا- چه‌قدر بچگانه - خود را می‌فریبد.
ای نشان د
عشق شادیست ، عشق آزادیست عشق آغاز آدمی زادیست عشق آتش به سینه داشتن است دم همت بر او گماشتن است عشق شوری زخود فزاینده ست زایش کهکشان زاینده ست تپش نبض باغ در دانه ست در شب پيله رقص پروانه ست جنبشی در نهفت پرده ی جان در بن جان زندگی پنهان زندگی چيست ؟ عشق ورزیدن زندگی را به عشق بخشیدن زنده است آن که عشق می ورزد دل و جآنش به عشق می ارزد
♡♡
 
+ ابتهاج 
با تمام دنیایتان
و با تمام توانتان و به کمک تمام قدرت‌های شیطانی دنیا، علیه ما کار کردید ولی به
آنچه می‌خواستید نرسیدید. شما می‌خواستید از نیل تا فرات را تحت تصرّف داشته باشید
ولی مثل کرم ابریشم در پيله‌ی خود گرفتار شده‌اید و کارتان شده دفاع از وضع موجود.
ادامه مطلب
یکی از آدم‌هایی که در کارش خبره بود و حرفی برای گفتن داشت، به همه توصیه می‌کرد با آدم‌ها بیشتر در ارتباط باشید. بیشتر خودتان را به آشنایی بدهید. جایی به دردتان می‌خورند. شبکه‌ی‌ ارتباطی خود را گسترش دهید. دیده شوید. بیشتر و بیشتر. نامتان به گوش همه آشنا باشد. این یک جور وظیفه بود. اوایل از این که در کار به افراد مهم و جدید معرفی شوم برایم سختی نداشت. بعدها اما، این کار برایم دشوار شد. برای منی که همیشه خودم را، اسمم را از همه‌جا و همه‌کس مخفی
هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشقهم دعا کن گره تازه نیفزاید عشققایقی در طلب موج به دریا پیوستباید از مرگ نترسید، اگر باید عشقعاقبت راز دلم را به لبانش گفتمشاید این بوسه به نفرت برسد شاید عشقشمع روشن شد و پروانه در آتش گل کردمی توان سوخت! اگر امر بفرماید عشقپيله ی رنج من ابریشم پیراهن شدشمع حق داشت! به پروانه نمی آید عشق
فاضل عزیز
وقتی از خودت فاصله می گیری، نه یک سانت و نه یک متر و یک کیلومتر، که سال ها، سال های نوری، درست لحظه ای که باور می کنی این موجود عجیب و غریب "تو" هستی، معجزه ای می رسد که ناگهان به یادت می آورد که بودی، چه بودی، و چه می خواستی باشی
وقتی باور کرده بودی تنها نیستی، باور کرده بودی باید تلاش کرد و تنها نماند، غرق در دنیای دیگران شد، فرصتی برای "تو" بودن نداری، زمان کم است، درست در همان لحظه، خاطرات ورق می خورند، برمی گردند به چند سال قبل، و تو می شوی هم
نورالدین پسر ایران حقا روایت شیرین و دلچسبی دارد؛ روایتی که گاه با لهجه ترکی درهم آمیخته و صفحات هشت ساله دفاع مقدس را روایت میکند. قصه ی جانباز 70 درصدی که تمام بدنش سوخته ، چشمش آسیب دیده و کلی ترکش در بدن دارد و بسیاری آسیب دیگر؛ ولی با این همه 77 ماه در جبهه حضور داشته که این خود سبب روایت خطی و کاملی شده است.
کتاب پس از روایت کوتاهی از کودکی و نوجوانی به داستان اعزام به جبهه یک پسر 15 ساله میپردازد. سپس داستان اعزام به جبهه غرب و جنوب و خطوط عم
سلامدی زاغو برازجونی نویس: وژدانن حیف دو ساعت وخت که سی سی کردن فوتبال نهاده واوو. وختی که پاش ویمو دوازه هزار دور آدامس بکرچنی ، چار مرتبه دو پشته بری تا شازاوریم و واگردی ، دو تا فیلم دانلود کنی و هیژده تا کلیپ صوتی مانه گوش کنی و . آدم کمش درد میکنه فوتبال بی گل سی کنه!!!فوتبال هم فوتبالل قدیم.اصن از قدیم گفتنه: فوتبال بی گل مث آجیل بی پسته ی مث موتور بی بنزینهمث تیلویزون بی مجریهمث کار بی پيلهمث دو بی مشتریهمث خونه بی چراغهمث. نه واقعا ه
 
دانلود آهنگ جدید میثم ابراهیمی به نام از دستت
Download New Music Meysam Ebrahimi – Az Dastet
میثم ابراهیمی از دستت
ماه منی دور میزنی قلب منو لجبازی نکن خواهشا هیچ جا نرو خلاقم بده ولی دلم صافه ولی دل تو بی انصافه نگو حسی که بهت دارم حقیقت نیست لافه هی از دستت پيله میشم از قصد بهت میگی نمیخوای کوتاه نمیای ولی دلو دادم دستت
برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید .
دانلود آهنگ با کیفیت 320
از دستت دانلود آهنگ دانلود آهنگ از دستت دانلود آهنگ ایرانی دانلود آهنگ جد
شمس:

عشق حقیقی راه را بر استحاله های غیر منتظره می گشاید.
عشق نوعی میلاد است.
اگر پس از عشق » همان انسانی باشیم ک پیش از عشق » بودیم، ب این معناست ک ب قدر کافی دوست نداشته ایم. 
اگر کسی را دوست داشته باشی، با معناترین کاری ک می توانی ب خاطر او انجام بدهی، تغییر کردن است.
باید چنان تغییر کنی ک تو » از تو » بودن ب در آیی.
من تغییر کرده ام و تغییر می کنم. از هستی ب نیستی می روم؛ از موسمی ب موسمی. از مرتبه ای ب مرتبه ای. از زندگی ب مرگ می لغزم. 
یاد ا
Amir Tataloo
Begoo Key
#AmirTataloo
بگو کِی 
بگو کی 
بگو کو 
کجاست
بگو تو دهنت بگو 
تقصیر من نی تقصیر توئه
کاری کردی بهت بد پيله کنه 
انقده میکنی تبلیغ خودتو
یهو پر سگ میشه دورت هی 
دلم پر سنگ ریزه شده حیف
پاهام انگار زنجیر شله ولی کیف 
میکنم بالم سبکه نیستی
انگار کسی نیست سنگینش کنه 
بگو کی حالمو بد نکردی کی
راهمو سد نکردی بگو کی
 آ لعنتی بگو کِی
روزمو شب نکردی 
کی تو جمع منو معذب نکردی
بگو کی ها 
لعنتی بگو بگو کی 
مخو سوراخ میکنه حفاری 
مغزمو ایید و رفت خوا
سلام. 
امروز رفتیم خواستگاری
:D :D :D
 بعد از اون خواستگار بی ادبه (فکر کنم براتون نگفتم بعدا میگم ، بهش فکر میکنم اعصابم خرد میشه) ، دیگه قسم خوردم نرم واسه جلسه خواستگاری و کسی را قبول نکنم.
اما دوباره هفته پیش یکی از فامیلامون کسی را معرفی کرد و هی تعریف کرده بود واسه مامانم و خلاصه مامان منم که مستعد ، اومد پيله کرد به من. که مریم زهرا خانم میگه پسر خوبیههه.
مریم حالا یکبار بیا بینش . حالا کی خواست تو را شوهر بده ؟ حالا سریع که بهشون به نمیدیدم و
ادم به کی دیگه میتونه اعتمادکنه؟هرکی اومد که کمکم کنه به جای فرشته بودن،ادم پَست صِفت شد و تیشه بدست ایستاده بودکه به ریشه م بزنه وریشه هام رو قطع کنه، قضیه بهار کم بود اون خانم هم اضافه شد،خداروشکرمیکنم که پیش ازاینکه باادمی واردرابطه یا معامله بشم خدازودتر از زندگیم حذفش میکنه.جاداره اینجا یه تشکری هم بکنم از دشمنانم که باوجوداینکه گهگاهی بدنم رو زخمی میکنن امابازم باحرفاشون و رفتاراشون من رو قویتر میکنن که تو این راه جا نزنم،خداروشکر
روزی که تهیه ش کردم فراموش نمیکنم!حتی اگر روز مهمی نبوده باشه.و این کتاب (دقیقا عکس رو جایی گرفتم که آرامش داشت و به نحوی متروک به حساب میومد)جزو عجیب ترین ها و جذاب ترین ها بود و مثل همیشه مَنی که به پائولو کوئلیو پيله کردم از خوندن اثرش لذت بردم.
ایمان و اعتقاد و معرفت رو در انسان زنده میکرد و حتی یک لحظه کسل و خسته نشدم،دیروز شروع و امروز تموم شد.
دروغ چرا اما موقع خوندن"از دو که حرف میزنم از چه حرف میزنم" کلی خسته میشدم و منو عصبی میکرد که چرا
دوباره اشتباه کردم.اشتباه پشت اشتباه.از سر تعارف بود یا از سر دوستداشتن؟ولی واقعا دوستش داشتم.با تموم دور بودنش با تموم نداشتنش با تموم دیر به دیر جواب دادنش و یا اینکه اصلا خودش رو پيله کردن و بعد گفتن که سرم شلوغه نمیتونم یا دیر میشه یا هر چيزیچقدر شبها به زور بیدار موندن و قطره تو چشام کردم که بیدار بمونم تا بیاد وقتی می اومد که من نبودم و فرط خستگی خوابم برده بود.اصلا دوستداشتن آدمها این ارزش رو داره که تمام از وجود خودت بزنی و تمام وجود
متن آهنگ میثم ابراهیمی به نام از دستت
Text Music Meysam Ebrahimi Called Az Dastet
♫✿♬هی از دستت پيله میشم از قد بهت♫✿♬
♫✿♬میگی نمیخوای کوتاه نمیای ♫✿♬♫✿♬ولی دلو دادم دستت   ♫✿♬
به لینک زیر مراجعه نمایید 
متن آهنگ از دستت از میثم ابراهیمی
matnetaraneh.rozblog.com
اینکه من 27اردیبهشت عروسی کردم و 1خرداد اهالی محل از من میپرسیدن بچه نداری و زیاد جدی نگرفتم
ولی وقتی از همون روزهای اول بهم فشار میاوردن که بچه بیار بچه بیار و نمیفهمیدم و بازهم برام اهمیتی نداشت حرف هاشون
با همسرم اولِ زندگی مشکلات زیادی داشتیم تصمیم گرفتم از اوردن بچه خودداری کنم تا مشکلاتمون کمتر بشه بعد راجبش تصمیم بگیریم
حالا که دوسال از زندگی مشترکمون گذشته مردم بد پيله میکنن!!!
بچه بیاااار!!! چرا بچه نمیاری!!! با یه غضبی هااااا!!! انگار
اگه این سوال رو ازم بپرسید میگم بستگی داره.
یه روزهایی که میری تو پيله ی تنهاییت و نمیخوای کسی کنارت باشه، غربت خوبه. روزهایی که با شهر و فرهنگش آشنا میشی خیلی خوبه، مثل یه دنیای جدیده که هی کشفش می کنی و تموم نمیشه.
اما نگم از بقیه ی روزها
روزهایی که مریض میشی و همسرت هم سرکاره و کسی نیست برات سوپ داغ بیاره و ازت پرستاری کنه روزهایی که دلت خونه ی بابا رو میخواد و نمیتونی بری، فقط زل میزنی به تقویم و روزهای ندیدنشون رو میشماری. روزهایی
چرا درس نمی گیریم ؟؟؟!!!
بعضی وقت ها نباید سخت بگیری ، نباید پيله کنی … فقط باید رها کنی …
بگذار تا کائنات مورد دلخواهت را بیابد و تو را غافلگیر کند .
هر چه میخواهی درخواست کن … فهمیدی ؟ هر چه میخواهی هر چيزی که فکر میکنی نیاز داری درخواست کن.
به بزرگی و کوچکی خواسته ات نگاه نکن و مهمتر اینکه به روش چگونه برآوردن خواسته ات هم فکر نکن .
روش برآوردن خواسته ات به عهده کائنات است . مرگ من تو کار کائنات دخالت نکن…
چرا درس نمی گیریم ؟؟؟!!!
حس خوب
گاهی از
 
 
 
امام حسن (ع) تجلی مهر و کرامت
سید حبیب حبیب پور

کد خبر: ۸۰۳۷۸۳

تاریخ انتشار: ۰۹ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۸:۳۳ 30 May 2018

اول )ای اولین غنچه شکفته در دامان کوثر! ای مجتبی!میلادت میلاد خوبی هاست که تو حسن بودی و اسوه ی احسان.در ماه خدا آمدی که تجلی زیبایی او بودی. در ماه مهمانی حق متولد شدی تا میزبان همه ی دل های شکسته باشی . دل هایی که پیوند می خورند به تنهایی تو. در ماه آمرزش آمدی تا از دشمنانی که دشنامت دادند درگذری. در ماه عفو آمدی تا دوستان نادان را عفو
خیلی وقت است خودم را در پيله ای از جنس غم زندانی کرده ام.بی انکه دقت کنم چقدر زندگی زیبا است
این روزها که بیشتر با عشق به خودم مینگرم میتوانم عشق را در زندگی ام احساس کنم اکنون میتوانم شهری را ببینم شهری که سرشار زیبایی است
اینجا ادم های میخندند کودکان با خوشحالی به دنبال شاپرکی میگردند تا ارزوهایشان را به گوش او برسانند تاشاید در مسافرتی که با باد دارد نزد فرشتگان و خدابرود و برایشان بگوید از این ارزوها
شاید دور از واقعیت یا حتی دروغ باشد ا
دور تا دور جنگل را می چرخم. جنگل به این بزرگی، دریغ از یک روشنایی. روشنایی جز نور ماه و ستارگان نیست. پیدا نمیکنم. همه جا تاریک است، خیلی تاریک. دلم میگیرید. اما چاره ای نیست. باید دنبال روشنایی بگردم. 
از بین شاخ و برگ درختان می گذرم، به امید یک روشنایی. چون همه جا تاریک است چيزی را واضح نمی بینم و به درختان و برگ هایشان برخورد می کنم و بال های ظریفم درد می گیرد. لحظه ای صبر میکنم و دوباره به راه میافتم. به یاد دیشب که این موقع کنار مادرم بودم میاف
نوروزتان خجسته باد ایرانیان!
رعایت حدود
از میان محوطه ای نسبتا
بزرگ پوشیده از درختان کهنسال جنوبی کهور در حال عبورم که چشمم می خورد به ردیفها
یی عقرب زرد و سیاه که اختصاصی این مناطق 
هستند می ایستم و به
حرکات این جانوران نگاه می کنم و بعد یاد نیش عقرب می افتم که نه از روی کین است
سعی می کنم در مسیر پایی بر این جانوران زیبا نگذارم. .باید اجازه داد هر حیوانی
زندگی خود را داشته باشد این دنیا برای هیچکس تنگ و تاریک نیست اگر که حدود یکدیگر
را رعایت م
اولین باری که مُردم، ۱۸ سالم بود. حدود یک سال طول کشید و این خیلی زیاد بود. مردن به خودی خود پروسه‌ی سنگینی هست و وقتی به اندازه‌ی یک سال کش پیدا کنه واقعاً فرساینده می‌شه. بعد از اون یک سال درگیر چيزی شبیه به برزخ بودم تا دوباره متولد بشم. تصور کِرمی که درگیر خلاص شدن از پيله‌ست و در نهایت به شکل پروانه‌ای زیبا پر می‌کشه به سمت بالا، بیش از حد رویایی و به دور از واقعیته. آدمی که از ۲۰ سالگی متولد بشه، وضعیت ناجوری داره. نداشتن هویت، تجربه‌ی
چند وقت پیش  برای بازدید از کارخانه کامپوزیت همراه استاد مکانیکی که باهاش پروژه دارم به کارخانه رفتیم .بازدید خوبی بود و تونستم با ادوات مکانیکی به خوبی آشنا بشم. کامپوزیت هم چيز جالبی بود.
اردیبهشت ماه هم به نمایشگاه کتاب رفتم و تعدادی کتاب خریدم؛ کتاب های انگلیسی و آلمانی و تعدادی کتاب دانشگاهی تهیه کردم. امسال تنها بودم و هیچکس نبود که با هم عکس بندازیم :(
یکی از بچه‌های اتاق با دختری دوست شده است. بچه ها هم می خواهند از کار او سر در بیاور
#نقد_شعر_سپید شکوه شبدر هجمه ای از سکوت و سیاهیلرزان در بستر مرگدر جدالی تلخ با روسپیان آسمان تبلور مادینگیبر دیوارهای نیمه ی شهر هم نوا با ناله های دل آشوب سکوت پيله ی آتش و دودلابه لای شاخه های وحشتما کاشفان هزاره ی سوماین گونه تلخاین گونه سیاهآه .#حمیرا_خانجانی#نقد_شعر_سپید بنام خداوند مهر و مهربانی☑️از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود ،بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش
اقامتگاه بوم گردی | پيله بابا ، تالش ، گیلان
اقامتگاه بوم گردی
 
اقامتگاه بوم گردی
 
ذاتا همه انسانها زیبا پسند و دوستدار طبیعت هستند . عده ای عاشق دریا ، عده ای عاشق جنگل و کوه و عده ای عاشق کویر . درست است طبیعت بکر خود به تنهایی برای جذب گردشگران کافی است ولی عوامل دیگری وجود دارد که مناظر این طبیعت را جذابتر میکند . از نمونه های جذاب این مناظر می توان به خانه های سنتی شمال کشورمان اشاره کرد . خانه های گلی و زگالی که تقریبا تا اواخر قرن ب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب