نتایج پست ها برای عبارت :

مات ناپلئونی

آقا تو خواب و بیداری بودم دیدم سنپ فود کد تخفیف فرستاد رفتم پاستا بگیرم دیدم این همه آدمیم نمی صرفه در حرکتی انتحاری شیرینی تر سفارش دادم اووووف هلوووو الان از خودم و بچه زرنگ بودنم راضی ام. یک کیلو و نیم ناپلئوني و لطیفه و نون خامه ای رو همه ش ۱۳ تومن پاش دادم :)) خرید دیگه هم ندارم تا بعدن باز کد تخفیف بده فکر کردن منو می تونن خر کنن معتاد کنن غلط کردن من فقط با کد تخفیف خرید می کنم :))
از خانه با خودم دو تا شیرینی ناپلئوني آورده ام سر کار . یک دانه اش را الان خوردم یک دانه ی دیگرش را هم فکر کنم باید همین الان بخورم . اولی را چون گرسنه بودم خوردم و دومی را باید بخورم که نبینمش تا هی گلویم شور نشود و چشمم خیس ،آخر به عادت همه ی یک شنبه های اخیر که به نیت هانیه خوراکی و غذا می آوردم باز هم سهمیه اش را آورده ام با آن که یادم بود دوباره محل خدمتش را عوض کرده اند و امروز دیگر نمی آید و رفته به کتابخانه ای آن سر شهر نزدیکی های حرم ، با ماش
این مدت این‌قدر تلخ بودم و کلافه که با هفت-هشت من عسل هم نمی‌شد خورد منو، چه برسه به یه من. تلخِ تلخِ تلخ. به تلخی زهرمار. حتی یه پست هم داشتم می‌نوشتم راجع بهش، ولی این‌قدر تلخ بودم که حوصله‌م نگرفت تمومش کنم. به قول پائولو کوئیلو "ویتریول" خونم زیاد شده. یه فکری باید به حالش بکنم، دیگه زیادی داره حالمو می‌گیره.
استرس مشروطی هم اضافه شده بود به این داستانا و داشت من رو می‌کشت. استادا نمره‌هارو نمی‌زدند و کارم شده‌بود چک کردن گلستان هر پنج
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب