نتایج پست ها برای عبارت :

ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم

■ آن دروغ بزرگ در باب نامیرایی فرد، هر خرد، هر سرشت نهفته در غریزه را نابود می‌سازد و هر آنچه در غریزه‌ای نیک خواهانه، ياري رساندن به زندگی و تضمین گر آینده است، از آن زمان به بعد تنها تردید برمی‌انگیزد. چنین شیوه‌ای زندگی که هیچ مفهومی ندارد، بدل به مفهوم زندگی می‌شود … دیگر حسن ياري رسانی، سپاس از نیاکان و اجداد، همکاری، اعتماد و ياري رساندن به رفاه همگانی و توجه به آنچه فایده‌ای دارد؟ (تنها یک امر ضروری است) .»
■ این که هر کس چون رو
مهاجرت را از خانه شروع کنید. از جایی که فکر میکنید می توانید دور شوید از همه کس و همه چیز. از تمام تعلقات و از هر آنچه بدان محکم دل بسته اید. 
دل نبندبد هیچ وقت به هیچ شی و هیچ موودی. تنها به ذات کائنات می شود دل بست. به آنچه که در همه چیز جاریست در خوبی و بدی در زشتی و زیبایی. او در همه چیز حاریست.
نشسته بود از تجربه های رنگی زندگیش طرح میزد. گاهی رنگ را میگرفت و سیاه و سفید میکشید. مثل نقاشی های رنگامیزی کودکانه. آخر اینطوری حجمش کم میشد و توی یک قوطی کبریت کوچولو جا میگرفت. 
بچه ها آمدند، طرح ها را بردند، با ماژیک و آبرنگ و مداد رنگی، رنگ وارنگ، رنگ زدند. بهشان مزه داد. خودش را هم از خودش گرفتند و بردند رنگش کردند. هر روز، یک رنگ. به رنگی که همان روز، باد هوا و هوسشان میوزید و منافعشان اقتضا می کرد.
+ آدم را ملامت نمی کنند که چرا حقش را دیر
تولد هر یک از اعضای ياران جان که نزدیک باشد بهانه ای است برای یک دورهمی ساده و صمیمی‌. تولد اعظم سادات بود و قرار برنامه ی کیک خوران و عصرانه را گذاشتیم پارک جهان نما در اتوبان کرج.
نه_به_پلاستیک شعار این دورهمی امان بود و سعی کردیم کمتر از ظروف یک بار مصرف استفاده کنیم و دوستان هر یک پیش دستی و لیوان و قاشق و چنگال شخصی خود را آورده بودند.
کار فرهنگی دیگری که صورت گرفت اهدای کتاب از سوی اعظم سادات به بچه ها بود و کلی کیف کردند.
+ "ياران جان" یک گر
هرجا قلبت باشد ؛گنجت هم همانجاستقلب تو زنده است .همچنان به آنچه برای گفتن داردگوش بسپار .هرگز نمی توانی قلبت را خاموش کنیو حتی اگر وانمود کنیبه او گوش نمی دهی .باز همیشه در درون سینه اتبه تکرار نظرش درباره زندگیو جهان ادامه می دهد.هیچ کس نمی تواند از قلبش بگریزد.برای همین بهتر است آنچه راکه می گوید ؛ بشنوی.در این صورت هرگز ضربه ای رادریافت نمی کنی کهانتظارش را نداشته باشی .
آنچه می‌ماند به یک جا خوشنیست، مرده‌ است به حاشا خوش
ذرّه‌ی حق همیشه در گردش گه به صحرا و گه به دریا خوش
تو ستاره‌ای، خیال شر سوزان وین ولایت به سودا خوش 
گر به ضرب چرخ همی رقصی زاده‌ی چرخی و به بلوا خوش
ورنه تو عمودِ بیداری بر فراز زیر و زیرا خوش 
شاهد دلم دوش می‌گفت حلمیا این دم دمیرا خوش
موسیقی: Tomaso Albinoni - Adagio in G Minor
روز گذشته برخی منابع شایعاتی در مورد باتری که به نظر آخرین نکته مبهم در مورد گلکسی نوت 10 است منتشر کرده بودند اما به نظر آنچه در نهایت از سامسونگ در این گوشی خواهیم دید آن چیزی خواهد بود که ایوان بلاس در پست جدید حساب کاربری خود منتشر کرده و به سوالات ما پاسخ می‌دهد.آموزشی گیم وآی تی
چه حفره‌ی عمیق افتاده بین آنچه که من شده است ، با آنچه که من ‌دلش میخواست که بشود و حالا گم و کمرنگ شده پشت سالها حرف و فکر و دروغ . من هرروز صبح که بیدار میشود ، از خود روز گذشته‌اش، از حرفهایی که زده و کارهایی که کرده ، حتی از تمام فکرهای به زبان نیاورده‌اش متنفر است . از خودش عذاب میکشد ، از خودش درد می‌شود، به خودش زخم میزند . انگار که چیزی ، تعارضی ، یک چیز لعنتیِ نامشخص، بزرگ شده باشد و ریشه دوانده باشد و خودش را چپانده باشد میان روحش .
چه می جویی؟ عشق؟ همین جاست. چه می جویی؟ انسان؟ این جاست. آری، ما از این موهبت برخوردار بودیم که انسان دیدیم. ما یافتیم آنچه را که دیگران نیافتند. ما همه ی افق های معنوی انسانیت را در شهدا تجربه کردیم. ما ایثار را دیدیم که چگونه تمثل می یابد؛ عشق را هم، امید را هم، زهد را هم، شجاعت را هم، کرامت را هم، عزت را هم، شوق را هم، و همه ی آنچه را که دیگران جز در مقام لفظ نشنیدند، ما به چشم دیدیم. ما دیدیم که چگونه کرامات انسانی در عرصه ی مبارزه به فعلیت می ر
گفتم: نمی دانم چه کنم، تو بگو؟پرسید: از چه؟گفتم: از همه تقلاهایم، از همه خواسته هایم، از همه رویاها، از همه از دست دادن ها، از همه. او فقط میخندید.گفت: گاهی از دست می دهی که بدست آوری و گاهی بدست می آوری که از دست بدهی.خنده ام چیزی شبیه به کنایه بود، گفتم: ولی از دست دادن همیشه بدست آوردن نیست، گاهی باختن است که با هیچ بردی نمی توان جبران کرد.انتظار نداشت این حرف را بزنم، بلند شد، آفتاب را با چشم هایش بدرقه کرد، گفت: آنچه به تو داده می شود مصلحت د
این روزها حالی دارم که نمی دانم به مناسبت افزایش سن است و گذر عمر یا معلمی کردن و کسب تجربه.چقدر نیاموخته دارم و چقدر بیهوده و کم عمق است آنچه که خیال میکردم آموخته ام و در دست دارم.کاش آن زمان که خام بودم و بی تجربه و به دنبال بطالت و لذت، میفهمیدم و میدانستم آنچه امروز میدانم و میفهمم را.آن زمان دلسوز خودم نبودم و امروز هم.آن زمان سر به هوا بودم و امروز هم.درس زندگی باید آموخت. درسی برای تمام عمر و تمام ابعاد زندگی، که غیر ازین بی حاصلی و بی خبر
خدایا! آخرین باری که به ملاقات پدرم رفتم، چهارده معصوم را به نام خواندم و پدرم را به تو سپردم. و نمیدانستم آخرین بار است. دانسته بودم همه چیز در ید قدرت توست و به جای دست و پا زدن در راه حلهای زمینی، تسلیم اراده تو شدم. الان هم که به خیال خودم راهکارها، و به علم تو دست و پا زدنهایم ته کشیده، باز تو را میخوانم و خودم را به تو میسپارم. دانستم که تا تو نخواهی هیچ چیز به سرانجام نمیرسد. و اگر تو اراده کنی، هیچ چیز مانع تحقق اراده ات نخواهد بود. توان و ا
چه غم که #عشق به جایی رسید یا نرسیدکه آنچه زنده و زیباست نفس این #سفر است. حسین منزوی . خاطره :از میان ازدحام جمعیت در مسیر به سختی عبور میکرد، مرد جوان خواست کمکش کند و دسته های ویلچر را گرفت تا از بلندی میان جاده عبورش دهد.اما او به سرعت و با سختی به سمت عقب برگشت و دست ياري رسان را کناری زد.راستش را بخواهی، همه میخواهند قدم به قدم این راه را خودشان بروند، تنها با نگاه تو #یاحسین
آنان که از اتفاقات ناگوار زندگی خود چیزی نمی آموزند ،
وجدان هستی را مجبور می کنند تا آن اتفاقات را
تا آنجا که نیاز باشد تکرار کند تا
به فرد آن چیزی را که آن اتفاقات ناگوار می خواهند
آموزش دهند، یاد بگیرد !
آنچه که انکار می کنید ، شما را شکست میدهد !
آنچه که قبول می کنید ، شما را تغییر می دهد!
ادامه مطلب
رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِینا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً کَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرِینَپیامبر و مؤمنان می گویند: پروردگارا، اگر دستورهایت را فراموش کردیم، یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه نکن. پروردگارا، تکلیف دشواری را بر دوش ما نگذار؛ هما
یکی از اتهامات مسیحیان به دین مبین اسلام ، این است که دین اسلام ، دین خشونت و پیامبر آن ، مروج خشونت است ما برای بررسی درستی و یا نادرستی این اتهام ، دو فتح را با هم مقایسه می کنیم . یکی داستان فتح مکه توسط حضرت محمد علیه و آله السلام مطابق آنچه که در کتب تاریخی آمده است و دیگری فتح کنعان مطابق آنچه که در کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان آمده و مورد تمجید و تائید قرار گرفته است .
ادامه مطلب
امروز فیلمی دیدم از دوربین مداربسته‌‌ای، که در آن زنی می‌خواهد از خیابانی رد شود. و اگر توضیحات پایین فیلم را نمی‌خواندم، شاید هیچ‌گاه تا انتها نگاهش نمی‌کردم. چرا که هیچ‌ مسئله‌ی حیرت‌آوری در فیلم نبود.
زن دیگری از آن سوی خیابان می‌آمد این‌ور. رسید کنار زنی که ما فقط حجم سیاهی از او می‌دیدیم. انگار که آشنای دوری باشند یا همسایه‌ای. و شاید هم سری تکان دادند به هم که سلام. زنی که می‌آمد، خارج شد از کادرِ بی‌کیفیت تصویر.
و زنی که باد کم
خیلی حس خوبی دارم :)
خیلی به آینده خوش بینم :)
سه روز دیگر تا پایان تیر مانده. و آن وقت یک ماه از تابستان تمام می شود. احساس می کنم در آغاز رویاهایم ایستاده ام. احساس می کنم آن حس آسان گیری‌یی که آدم را به سطح می کشاند و درم نفوذ کرده بود دارد می رود. دارم برمی گردم به آنچه که باید باشم. دارم می روم به سوی آنچه که باید باشم.
هیچ احساسی بهتر از رضایت درونی نیست. نمی ترسم. همانطور که تا حالا انجامش دادم باز هم خواهم داد :)
برایم کاری ندارد. لذت بخش است. ه
دیشبش داشتيم فکر میکردیم که فردا کجا بریم باهم.
فرداش داشتيم از جلوی آکادمی هنر ولیعصر رد میشدیم، یه نگاه انداختم گفتم عه اونموقع که داشتيم دنبال مکان میگشتیم هی اینجا میومد تو ذهنم.
دستش رو انداخت دور گردنم سرش رو آورد پایین کنار گوشم گفت: باشه عزیزم ولی از این به بعد انقدر بلند نگو دنبال مکان میگشتیم.
از نامهٔ ۳۱ نهج‌البلاغه؛ نامهٔ امیرمؤمنان به فرزندشان امام حسن علیهماالسلام
آغاز نامه: آبادانی جانفرزندم! اینک تو را سفارش می‌کنم به مراعات تقوای خداوند.دل و جان خویش را با موعظه، زنده و بالنده گردان و با زهد، بمیرانش (و سر هوس‌های ناروایش را با پتک ریاضت» بکوبان!) و با یقین، توانمندش کن و با مرگ‌اندیشی، نرم و رامَش ساز. میزان کردار فرزندم! میان خود و دیگران، خویشتن را میزان» کردار گذار! آنگاه: آنچه را برای خود دوست داری، برای دیگران نیز
به بهانه دهمین همایش اختصاصی رشته‌مان بر آن شدم تا تجربیاتم از همایش‌هایی که حضور داشتم را بنویسم و البته روایتی از آغاز تا فرجام آنچه که در پیش داریم را بازگو کنم؛
در میان سرک کشیدن‌هایم در انتخاب مسیر به وبلاگ قصه یک همایش» برخوردم (که الحق سنت پسندیده‌ای بود) و با خواندن هر پستش با واقعیت برگزاری یک همایش بیشتر آشنا شدم، گذشت و اولین حضورم در همایش در اردیبهشت ۹۵ رقم خورد، همایشی که حضور آدم‌هایش برایم ارزشمندتر بود تا موضوع آن، دوست
گاهی مسیر جاده به بن‌بست می‌رودگاهی تمام حادثه از دست می‌رودگاهی همان کسی که دم از عقل می‌زنددر راه هوشياري خود، مست می‌رودگاهی غریبه‌ای که به سختی به دل نشستوقتی که قلب خون شده بشکست می‌روداول اگر چه با سخن از عشق آمدهآخر خلاف آنچه که گفته است می‌رودوای از غرور تازه به دوران رسیده‌ایوقتی میان طایفه‌ای پست می‌رودهر چند مضحک است و پر از خنده‌های تلخبر ما هر آنچه لایقمان هست می‌رودگاهی کسی نشسته که غوغا به پا کندوقتی غبار معرکه بنشس
 
ما واسه چیزی که حقمونه و واسه ی روزی مون که دست خداست و برای عزت و منزلتمون که از عمق شخصیتمون شکل گرفته احتیاجی ب خواست و اراده ی کسی نداریم هر آنچه حق ماست ب ما برمیگرده و هر آنچه حق شما نباشد ، " خرج ناتوانیتون خواهد شد! "
 
 
 
 
 
من، شباهت های دردآلود با در» داشتماز فشار بی کسی دیوار، در بر داشتمتکیه ام بر شانه ی دیوار بود و مثل دراز عبور او دلی در سینه پرپر داشتممی گذشت از من، عبورش درد و درمان بود و منسخت بر اعجاز چشمی ناز، باور داشتمدست در دست یکی که من نبود، از من گذشتقژقژی در سینه انگاری ترک برداشتمچینی قلبم ترک برداشت، ویران تر شدمدردهایی بود و من، یک درد دیگر داشتممی رود با ياري جز من، می رود با رفتنشمثل زلف او به باد آنچه که در سر داشتممن گذرگاهی برایش
به خیال آمده بودی که تو را وصف کنم دوشم از بار غمت خست و قلم در شوک رفت حال یک کشتی بشکسته ز طوفان بلاست آنچه از گریه سر کاغذ دل نازک رفت من که با خلق و سوا از همه عالم هستم از نوازده رود سازی اگر نا کک رفت شوق دیدار چه کم رنگ کند فاصله را خبر مرگ پسر چون که به مادر رک رفت #الهام_ملک_محمدی
ورزش تی آر ایکس

با وجود انواع مختلف برنامه ها و سیستم های بدنسازی ، تصمیم گیری در مورد اینکه کدام یک برای شما مناسب است دشوار است. بسته به اهداف تناسب اندام یا آنچه از خانواده ، دوستان و همکاران شنیده اید ، ممکن است مدتی طول بکشد تا آنچه را که می خواهید پیدا کنید.
یکی از برنامه های تناسب اندام که باید در نظر بگیرید سیستم آموزش تعلیق تی آر ایکس است که توسط نیروی دریایی ساخته شده است. این نه تنها در نیروی دریایی بلکه در تمام شاخه های دیگر ارتش ای
این روزگاران تلخ، چه حکایتها دارد از بارانم.

این شب های دلتنگ اردیبهشت، شبی هزار مرتبه جان را _ به لب میرساند و آهسته نجوا میکند هنوز صبـر.



راستی می دانی چقدر حرف دارم؟ به اندازه حجم سکوت تمام عالم.

اما این شب هـا سکوت هم فراوان تر شده.

و دلِ تنگ من، در حبس تردید اسیر.

دیروز یا امروز حتی تا فرداها .

هیچ چیزی مرا به تو نزدیک نمی کند، حتی دل.

فقط می دانم آنچه رو به پایان است عمریست رفته.

و آنچه افزود از این رفتن عمر همه تردید من است
.باسمه تعالی
چهل حدیث
پایداری
غزل ۶
مردم کوفه نمودند دعوت از خون خدا
لیک در وقت عمل ، تنها بماند مقتدا
می کند یزدان شرایط را چنان در زندگی
تا که گویی نیست فرد و حامی ما جز خدا
گر مصیبت یا غمی آید مشو افسرده حال
چونکه آن باشد تو را یک آزمون و اعتلا
سخت باشد در ره یزدان بمانی پایدار
بین قیام و دعوت ياران ، زمین کربلا
در وفا و عهد و پیمان با خدا اقدام کن
نقض عهد با ولایت، موجب رنج و بلا
پایداری و لجاجت در ره باطل خطاست
موجب انواع شر است و بگردی مبتلا
در حالی که کشورهای همسایه ما با رونق دادن گردشگری شان در حال رقابت بر سر بازار توریسم جهانی اند، هنوز در خواب ناز به سر میبریم و انتظار داریم که همه دنیا برای دیدن ایران ما به صف شوند!
با پتانسیل جغرافیایی و فرهنگ و تاریخی که ایران دارد، با یک طرح بلند مدت می توان بازار گردشگری کشورهایی مثل ترکیه  و دبی را تصاحب کرد.
ایران از نظر جغرافیایی و طبیعتگردی چیزی از ترکیه کم ندارد، اما آنچه که باعث شده ترکیه صد سالی از ما جلو بزند، نداشتن برنامه و زی
می خرامی در خیالم ، میکنی شرمنده ام زین خیال و مهر توکی بگردم  بیخیال ؟! کی ، کجا، اصلا چرامن رها گردم ز تو ؟! من که مجنونت شدمعاشق رویت شدممن که جز تو هیچ کسهمدمی  نگزیده امکی شوم سیر از نگاهتکی شوم دور از تو من بنده روی  تو هستم بی گلایه بی سخن،لطف تو از حد فراتر  ودستانم  وه چه  کوتاه   جز تو عاشقتر کجا  یابم  بگو ؟!جز تو صادقتر که را بینم بگو ؟! نه نگو ،  هیچم نگو جز تو ياري من نمی خواهم ، نگو 
خانواده
بارها این جمله را شنیده‌ام که بچه‌ها آنچه که مى‌خواهید نمى‌شوند، بلکه آنچه که هستید مى‌شوند.»این جمله، به‌طور طبیعى، با هر دیدگاهى، تأیید مى‌شود؛ چون بدیهى است. تربیت‌یافتگى والدین، امر تربیت را سهل و نتیجه را مطلوب مى‌کند. اگر بتوان از روحیهٔ تقلید فرزندان - در دورهٔ قبل از مدرسه، بسیار متأثر از والدین است - استفاده نیکو کرد، نگرانى کمترى برای دوره‌های دیگر زندگی‌شان وجود خواهد داشت.دیگر این‌که وجود فرزند و روحیه تأثیرپذ
امام مهدی(حجت بن الحسن): هر آنچه درباره امام زمان و علت غیبت آن حضرت باید بدانی.
امام مهدی (حجت بن الحسن) : حجت الاسلام هادی قطبی، نشر بهار دلها
 
معرفی:
خیلی سوالات درباره ی امام زمان در ذهنها موج می زند. اگر چرایی قبل و بعد از ظهور روحت را بی تاب کرده ؟اگر حوصله ی کتاب سنگین و سخت و طولانی نداری این کتاب کمک خوبی است.
بریده کتاب:
البته در زمان حضرت، به همان میزان که شیطان نیست، امتحانات هم سخت تر خواهد شد. مانند حاضر شدن در جلسه امتحان با کتاب است.
باید دنیا را کمی بهتر از آنچه تحویل گرفته ای تحویل دهی
خواه با فرزندی خوب ،
خواه با باغچه ای سرسبز ،
خواه با اندکی بهبود شرایط اجتماعی
و اینکه بدانی حتی فقط یک نفر با بودن تو ساده تر نفس کشیده است یعنی تو موفق شده ای
#گابریل_گارسیا_مارکز
پرده‌ی ذهن من تبدیل به عرصه فرمانروایی و حکمرانی فیلم‌ها و کتاب‌هایی شده است که می‌بینم و می‌خوانم، و از آن‌جایی که هیچ‌گاه دو پادشاه در یک قلمرو نمی‌گنجند، مدام میان آن‌ها دست به دست می‌شود.
کتابی که امروز می‌خوانم، احتمالا در نبرد با کتاب قبلی پیروز می‌شود و اولین فیلم نابی را که ببینم، به عنوان ملکه سرزمین ذهنم و هم‌خوابه خودش برمی‌گزیند. مطابق توضیح اخیر واضح است که فرمانروایانِ عرصه اندیشه‌ی من، همواره نوعی دون ژوان هستند، ب
چهل و یک) آنچه
تو را در راه مسئولیت به تردید می افکند،آنچه تو را به خود بسته است و نگه
داشته است،آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا پیام را بشنوی،تا حقیقت را
اعتراف کنی،آنچه تو را به فرار می خواند،آنچه تو را به توجیه و تأویل های
مصلحت جویانه می کشاند،و عشق به او،کور و کرت می کند؛ابراهیمی ای و ضعف
اسماعیلی ات،تو را بازیچهء ابلیس می سازد.در قلهء بلند شرفی و سراپا
فضیلت،در زندگی ات تنها یک چیز هست که برای به دست آوردنش،از بلند فرود می
آیی،برای ا
با مداد رنگی هایم آمدنت را نقاشی و جاده ی رفتنت را خط خطی کرده امگذر عمر با کسی تعارف ندارد.دیدی آنچه نمی خواستی بگذرد،گذشت.اما ببین قلب بهانه گیرم چگونه لجوجانه پای بر زمین می کوبدو هر روز تو را از من می خواهد و بادکنک بغضم را می ترکاندو به هر بهانه باران تمنا را روی صورتم می ریزد
با
عرض تسلیت بمناسب شهادت سالار و سرور شهیدان امام حسین (ع) و ياران ایشان و
ایام سوگواری تاسوعا و عاشورای حسینی خدمت تمامی کاربران و بازدید کنندگان
وبلاگ علوم ماوراآبروی حسین به کهکشان می ارزد
یک موی حسین بر دو جهان می ارزد
گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست
گفتا که حسین بیش از آن می ارزد
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
از تو و طفلان تو ياري کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیمایام سوگواری حسینی تسلیت باد
بنام خالق هستی
جایگاه و ارزش نیت
نیت کن نیکی ببرما هنوز جایگاه و ارزش نیت را در سرای آخرت را درک نکرده ایمنیت از اصولی ترین معارف دینی ما است و درواقع عملی بدون نیت فایده ای ندارددر روایات معصومین نیت به روح عمل تعبیر شده استبرای روشن شدن مطلب به داستان زیر که در نهج البلاغه شریف است توجه نماییدو من کلام له علیه السلام لما أظفره الله بأصحاب الجملوَ قَدْ قَالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ وَدِدْتُ أَنَّ أَخِی فُلَاناً کَانَ شَاهِدَنَا لِیَرَى م
سلام 
اگر اشتباه نکنم همین سلسله مقالات روم بود که فشار زیادی بر ف ب » آورد و مرا مسدود کرد و همه‌ی آنچه را که با زحمت نوشته بودم از دست دادم.
برای بیان و قلم در حوزه ی اندیشه ارزش آزادی ندانند ؛ همین می‌شود.
همچنین بعید است که عقده ها اینجوری بخوابد چون منهم  بخاطر رفتار بد تو ،همانند خود تو به جمع عقده ای ها می پیوندم.
 نوشتم : نام روم از جبل‌الطارق تا روم در خراسان جاریست.
نوشتم : روم همیشه آن روم سقوط کرده در ۱۴۵۳ میلادی یا روم غربی نیست بل
سلام 
اگر اشتباه نکنم همین سلسله مقالات روم بود که فشار زیادی بر ف ب » آورد و مرا مسدود کرد و همه‌ی آنچه را که با زحمت نوشته بودم از دست دادم.
برای بیان و قلم در حوزه ی اندیشه ارزش آزادی ندانند ؛ همین می‌شود.
همچنین بعید است که عقده ها اینجوری بخوابد چون منهم  بخاطر رفتار بد تو ،همانند خود تو به جمع عقده ای ها می پیوندم.
 نوشتم : نام روم از جبل‌الطارق تا روم در خراسان جاریست.
نوشتم : روم همیشه آن روم سقوط کرده در ۱۴۵۳ میلادی یا روم غربی نیست بل
ما چگونه به خدا میرسم؟
معمولی ترین و طبیعی ترین راه همان توجه به "اثر" و پی بردن به "موثر" است.اثر چیست؟آنچه در جهان وجود دارد.میتوانیم اسمش را "پدیده و مخلوق" هم بگذاریم.هرچیزی که نشانه ای برای تفکر و تدبر باشد.یعنی به آن نگاه کنیم و باعث ایجاد یک سئوال برای ما بشود که این چیست،از کجا آمده است؟
موثر چیست؟عاملی که باعث خلق و ظاهر شدن "اثر" شده باشد.مثلا به آتش نگاه کنیم و برای ما سئوال شود که چطور درست شده است؟عاملی که باعث ایجاد آتش شده باشد میشو
روانشناسان، روانشناسی کودک والدین را در چگونگی تربیت کودک به سه دسته اساسی تقسیم می کنند:
• والدین مقتدر
این گروه از والدین از بهترین روش و صحیح ترین الگو تربیت کودک استفاده می کنند. با انعطاف پذیری و عنایت به احساسات کودک، او را در اتخاذ تصمیمات مربوط به خود، ياري می دهند. البته این امر به بیشتر شدن اعتماد به نفس کودک کمک می کند.
والدین آنچه را که از کودک می خواهند بطور واضح به او می گویند. برای پرورش شخصیت کودک برای او ارزش قائلند و در همه حا
یازده نکته از مرحوم رجبعلی خیاط رحمه الله علیه 
نکته۱- اگر به قدر ترسیدن از یک عقرب، از عِقاب خدا بترسیم، عالَم اصلاح می شود. 
 
نکته۲- تو برای خدا باش، خدا و همه ملائکه اش برای تو خواهند بود. مَن کانَ لله، کان الله لَه» 
 
نکته۳- سعی کنید صفات خدایی در شما زنده شود؛ خداوند کریم است، شما هم کریم باشید. رحیم است، رحیم باشید. ستاّر است، ستار باشید. 
 
نکته۴- دل جای خداست، صاحب این خانه خداست. آن را اجاره ندهید. 
 
نکته۵- کار را فقط برای رضای خدا
من فکر می‌کنم آدم شاید نباید خیلی دغدغه‌هایش را و خاطراتش را و آنچه را می‌فهمد فریاد بزند، حتی بین دوستان و نزدیکان و شاید خانواده. فکر می‌کنم اگر آدم خیلی خیلی خود حقیقی‌اش را برملا کند،‌ یکسری دغدغه‌ها و مسایل هست که مال خود خود آدم است،‌ درون یک جعبه‌‌ی اسرار درون سینه‌ی آدم یا جایی در قلب یا چنین جایی که انقدر شخصی است که وقتی بازشان می‌کنیم اصلا برای هیچ‌کس به جز خودمان معنا ندارند. اطرافیان حالا فکر می‌کنند که آنچه می‌گوییم اص
در این روزهایی که از همیشه عجیب‌تر هستند، اولین بار است که حالم این چنین عادی می‌نماید. می‌خواهم این لحظه‌ها را ثبت کنم. این‌ها باید بمانند. اولین بار است که دلم نمی‌خواهد چیزی را بفهمم یا کشف کنم. فقط می‌خواهم باشم. با تمام وجودم، هر چقدر که توانستم. می خواهم یادم بماند که چه ساده تا اوج می‌روم اما نمی‌خواهم معنی این را بدانم. می‌خواهم احساس کنم این را که با تمام وجودم دارم احساس می‌کنم. اولین بار است که پیشیمان نیستم، حسرت‌زده نیستم،
با سلام و درود به همه فرزندان ایران زمین.
از امروز و با آغاز پانزدهمین ماه زندگی پسر عزیزم طاها ، تصمیم براین گذاشته ام که آنچه می نویسم خطاب به فرزندم باشد.
فرزندی که 14 ماهه شده و چند سالی باید منتظر بمانیم تا خواندن را بیاموزد و آنچه را که می نویسم بخواند.
پس بریم که رفتیم.
طاها جونم 17 تیرماه 98 هم گذشت و وارد پانزدهمین ماه تولدت شدی. نمیدانم چه زمانی این مطالب را خواهی خواند. نمیدانم خوشحال خواهی شد یا غمگین. نمی دانم سر شوق خواهی آمد یا عبوس
جدول زیر محل های اسامی گیاهان و هر آنچه را که ارتباطی به گیاهان در
قرآن کریم دارد، نشان می دهد:

نام سوره

شماره
آیه

نام گیاهان و آنچه
بدان ها مربوط است

ابتدای آیه و بخش هایی از آن


بقره

22

ثمرات

الذی جعل لکم. فاخرج به من الثمرات رزقا»


بقره

25

ثمرة

و بشر الذین آمنوا. کلما رزقوا منها من ثمرة رزقا»


بقره

35

شجرة

و قلنا یا آدم اسکن. و لاتقربا هذه الشجرة»


ب
گاهی بزرگ شدن در کوچک شدن است، اگر می خواهی بزرگ شوی در صدر مجلس ننشین، صدر مجلس بزرگ را تعیین نمی کند هر جا بزرگ بنشیند آنجا صدر مجلس است. مثل آب باش به دور از تکبر، آب با اینکه می داند عنصر حیات است ولی هیچگاه بر طبیعت سخت نگرفت و به قله نرفت، همیشه سر به زیر انداخت و در پستی منزل کرد رود شد و به دریا رسید. انسان بزرگ این را می داند که اگر دنیا جاودانه بود مردان خدا به آن شایسته تر بودند. باور کن راه رسیدن به بزرگی سخت نیست، سخت آن ست که برای رسید
از گذر ایام راصی هستین؟
بذارین بهتر بپرسم
از آنچه تا امروز زیسته اید راضی هستید؟
خوب زندگی کردین؟
چه شادی ها چه غم ها چه ابتلائات چه . در مجموع برآیند بردار عمرتون راضی تون میکنه؟
ا ز ایده آل تون چقدر فاصله دارین؟
برنامه ای برای رسیدن بهش دارین؟ به همون خود و زیستن ایده آل تون
 امیر المومنین علیه السلام فرمود علامت مشتاق بثواب ا خ ر ت بی رغبتی زاهد نسبت بدنیا  از آنچه خدای عزوجل  برایش از از دنیا قسمت کرده  کاهش ندهد   اگرچه زهد کند و حرص شخص حریص بر شکوفه دنیای نقد برایش افزونی  نیاورد اگرچه حرص زند  پس مغبون کسی است که از بهره  آخرت خود محروم ماند 
سلامقَالَ علی علیه السلام :مَنْ أَصْلَحَ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَابَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ * وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِأَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْیَاهُ * وَ مَنْ كَانَ لَهُ مِنْنَفْسِهِ وَاعِظٌ كَانَ عَلَیْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌعلی علیه السلام فرمود:هر كس آنچه را میان او و خداست اصلاح نماید،خداوند آنچه را بین او و مردم است اصلاح كند.و هر كس كار آخرتش را به اصلاح آورد،خداوندكار دنیایش را اصلا
و می‌رسیم به ترس. ترس از تغییر کردن. ممکن است آنچه امروز برایش می‌جنگم فردا کنار بگذارم؟ این جنگ تا کجا ادامه دارد؟ 
خدایا مرا در راهم ثابت قدم بگردان. تنها تو از نیتم آگاهی و تنها به تو پناه می‌برم. از تو می‌خواهم جانم را از من بگیری، پیش از آنکه بخواهم تردید کنم؛ و سختی‌های دنیا را به من بچشانی، پیش از آنکه خوشی‌ها اراده‌ام را سست کنند. 
مرگ شیرین است، اگر با زنده ماندن بخواهی آدمی شوی که نمیشناختی‌.
ما تنها یک‌بار در این دنیا زندگی می‌کنیم، که آن هم در چشم به هم‌زدنی به پایان می‌رسد. همه‌ی ما به شکل‌های مختلف خودمان را مجبور می‌کنیم در شرایطی که دوستش نداریم بمانیم اما ریسک ِ تغییر را به جان نخریم.
کاش یادم بماند که؛ اگر غذایی را دوست ندارم، از خوردنش دست بکشم.
اگر اسمم را دوست ندارم، با انتخاب ِ اسم جدید از تمام اطرافیان بخواهم مرا آن‌گونه که خودم می‌خواهم صدا بزنند.
اگر شغلم را دوست ندارم، در اولین فرصت نامه‌ی استعفایم را روی می
ای عاشقان ای عاشقان زنجیر پای خود منم
تن خسته ام همچون شرر شوق فنای خود منم
راه گریز از این قفس بر من نمی بندد کسی
بر پای تاول دیده ام بند وفای خود منم
آئینه چشمان او صد رنگ بازی میکند
گر من سیه روزم بدان رنگ بلای خود منم
چشم امید از ياري ياران جانی بسته ام
در خلوتی بی مدعا دست بدعای خود منم
در بی نیازی های من همت اگر نازد روا
در خلوت بی خویشتن درد آشنای خود منم
آئینه چشمان او صد رنگ بازی می کند
گر من سیه روزم بدان رنگ بلای خود منم
آئینه چشمان او ص
 
 
 غبطه می خورم
به لبخند زدنش.
به خندیدنش.
وقتی که نگاهش می کنم حس می کنم آنچه از قلبش می جوشد
آنچه که در چشمانش موج می زند
الان است که خنده اش را بدل به بندنیامدنی ترین گریه ها کند.
اما
باز هم می خندد.
باز هم لبخند می زند.
 
 
 
پ.ن: به خنده های تلخ، به اینطوری بودن هم می شود غبطه خورد.
 
 
 
روی یک موضوع خیلی مهم تمرکز کرده‌ام؛ اینکه افسار فکرم به دست خودم باشد. رنج می‌کشم از اینکه حرف‌ها و قضاوت‌های آدم‌‌ها می‌تواند روحم را خسته کند. که به آنها، ورای آنچه سزاوارش باشند، اهمیت می‌دهم. شاید کم‌فعالیتی و خلوت بیشتر این روزها هم، به این حساسیت‌ها دامن زده است. ولی نباید، نباید ضعیف باشم. نباید کم ظرفیت باشم.
معبودم ای خالق بی همتا از من بگیر هر آنچه که تو را از من میگیرد
این روزها هر چه تنهاتر میشوم به تو نزدیکتر می شوم،این روزها من هستم و قلمم و یاد تو.
تو را سپاس می دارم که قلمم توانست با زبانم یکی باشد،قلم که بر دست می گیرم ن و القلم و ما یسطرون زمزمه می شود در دهانم ،خورشید حق طلوع میکند ازمشرق جغرافیای کاغذم تا مغرب نگاهم پربکشد به سوی آسمان تو
شب که می شود مهتاب در ارامش است و من آرام تر از مهتاب والیل اذا سجی این گونه است که تو با منی از طلوع
آمریکاییها نتوانستند مقاصدشان را از راه فشارها به دست بیاورند. میگویند بیایید با ما مذاکره کنید تا پیشرفت کنید. بله! ما پیشرفت میکنیم اما بدون شما/ مذاکره یک فریب است بر سر آنچه که او میخواهد. اسلحه دست شماست و او جرئت نمیکند جلو بیاید؛ میگوید اسلحه را بینداز تا من بتوانم هر بلایی خواستم سرت بیاورم. مذاکره این است. اگر حرف او را قبول کنی پدرت درآمده اگر هم قبول نکنی باز همین سروصداها و دعواهای حقوق بشر خواهد بود.
چه جالب است !!!
ناز را می کشیم .
آه را می کشیم .
انتظار را می کشیم.
فریاد را می کشیم .
درد را می کشیم .
ولی بعد از این همه سال آنقدر نقاشی خوبی نشده ایم که بتوانیم دست بکشیم 
از هر آنچه که آزارمان می دهد .
آخر یکی نیست به او بگوید ما که می دانیم دوستمان نداری پس چرا 
با حرف ها و نگاه هایت کنایه مان میزنی 
اما خدایا گله ای دارم گناه من چیست ؟
خودش اول نگاهم کرد خدایا
به خواهش صدایم کرد خدایا 
گناه این غم و جدایی گردن اوست
که او آخر رهایم کرد خدایا
#
من در لحظاتی از زندگی ام دچار حسرت بوده ام ، مثل همه ی آدمهای دنیا . چند روز قبل به کامک برای داشتن چیز های که داشتنشان دستاورد خودش نبود ، حسودی میکردم. ولی حالا  انگار هیچوقت  آن حس وجود نداشته.چون فکر میکنم همه چیز به خود ادم برمیگردد و چیزی که باعث میشود احساس خوبی داشته باشم چیزهاییست که خودم ساخته ام.شاید برای من سخت تر باشد ولی به من ثابت شده که هر کاری را کهبخواهم» میتوانم با ضرب و زور انجام دهم .ب.ن: منظور از ضرب و زور ، مجبور کردن دیگرا
هوا بد است، تو با کدام باد می‌روی؟» این بخش از شعر زندگی» هوشنگ ابتهاج را موقع خواندن این یادداشت گوشه ذهن داشته باشید. چون هر آنچه می‌گویم را باید بشکن‌زنان بیامیزیم با این بخش از شعر ناصرالدین‌شاه که تا قمر در عقربه حال ما چنینه». این توضیح ضروری و اولیه را گفتم که اگر ذکر مصیبت شد نگویید نویسنده بی‌انصافی کرد؛ چون خوب می‌دانم چنان ابر تیره‌ای سینه علم را در ایران گرفته که با بارش هزار ساله هم انگار قصد خالی شدن ندارد.
وقتی تحصیلات
استاد درس تاریخ افشار و زندمان می‌گفت: نادر به همان اندازه‌ای که از نظر نظامی نابغه بود، از نظر ی احمق بود! لیست کسانی را که می‌خواست بکشد از قبل تهیّه کرده بود و داده بود دست ندیمش که من می‌خواهم اینها را بکشم. خب، بکش دیگه! چرا از قبل اعلام می‌کنی؟ آخر سر هم همین باعث قتل او شد و به قول شاعر:
سر شب به سر قصد تاراج داشت.سحرگه نه تن سر، نه سر تاج داشت.
گربه، قبل از شکار کمین کرده و با سکوت طعمه را رصد می‌کند تا در فرصت مناسب به حساب
دوستی با آدم‌ها ، وقت گذراندن با یک عده ، ازدواج کردن ، بچه‌دار شدن ، همه و همه برای من تداعی کننده‌ی یک عذاب ناتمام است . من دلم میخواهد تنها باشم . در این ساعت از این تاریخ، دلم میخواهد ساکن طبقه‌‌های آخر یک ساختمان بلند باشم ، روی بالکن خانه‌ام بایستم و به هیاهوی بیهوده‌ی آدمها،زیر پایم خیره شوم . به گروه‌های دوستیشان،به اعتمادهای کورکورانه‌ای که به رفاقت هم دارند ، به انتظار معجزه‌ای که از عشق دارند ، به شهوت دیده‌شدن ، مورد قبول بو
 امنیت، بزرگترین نعمتی است که خداوند شامل حال متقین کرده است. متقیان، پرهیزگارانی‌اند که از کار‌ها‌ی حرام خود را محفوظ می‌دارند و با دست‌کشیدن از هوای نفس، خود را به رنجی جان‌پذیر می‌افکنند. امنیت نتیجهٔ آسایش نیست، نتیجهٔ سختی است! ایشان از رنج و سختی خودخواسته، پروایی ندارند و شکیبانه، بر حق استوارند. امیر مومنان علی - علیه‌السلام - در خطبهٔ 129 نهج‌البلاغه می‌فرمایند: آیا با این حال زار می‌خواهید در جوار اقدس الهی جای گیرید و عزیزت
مثل یه عروسک خوشگل توی رختخوابت خوابیدی، دز آغوش کشیدنت برای من به عجیب ترین و شیرین ترین در آغوش کشیدن ها تبدیل شده.
عشق من به تو، عطیه ای الهی به من و توست
به من از حیث اینکه فرصت مادری کردن و رشد در این عرصه رو پیدا میکنم با اون
و به تو از این حیث که طفلی هستی که مهرت با گوشت و خونت مادرت عجین شده، جوری که بی منت به پست ترین کار های تو تن میده و بالیدن تو از خوشی خودش براش شیرین تره، و در طفولیت تو رو مورد رحمت قرار داده
زحمتی شبیه آنچه نزد خدا ه
 ساعت را نگاه می کنم دل شب است و باز من بیدارم.چیزی در درونت بی خوابت کرده اصلا چند وقت است زیاد معنای خواب شب را درک نمی کنی.چند صباحی فاصله افتاد فکر کردی دیگر تمام شد و اما نشده بود.کتاب را دستت می گیری اما هنوز نقطه رهایی را نمی فهمی باید خسی شوی تا بخوانیش.خس نشده میقاتم آرزوست.دلم نوشتن می خواهد. بنویسم برایت خوب است؟ رهایش کن .باز هم در بند خویش.چقدر این تعلق آزارت می دهد تا کجا؟ فکر می کنی چرا چنین شده؟بی ربط نمی نویسی؟یاد سحرهای
در قرآن بجز نام الله نامهای متعددی برای خداوند ذکر شده و حتی دعوت به این هم شده که خدا را با نامهای نیکش بخوانید:
وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَاو برای خدا نامهای نیکی است خدا را با آن بخوانیداستفاده از واژه "الله" برای خدا در قرآن بخاطر جامعیت این اسم هست.یعنی همه آن اسمهای نیکی که در قرآن برای خدا منظور شده در کلمه الله جمع و خلاصه میشود و به این دلیل به آن "اسم اعظم" یا "اسم جلاله" هم می گویند.این نامهای نیک (اسماء الحسنی)
ما حتی با خودمان هم رو راست نیستیم! میگوییم برایمان اهمیت ندارددرصورتی که همان مسئله ، ساعتها یا حتی روزها ، ذهنمان را در بر میگیرد، مسئله ای که مهم نیست، انقدر تفکر میخواهد؟ همیشه از خودمان فرار میکنیم، درمورد خودمان دروغ میگوییم ، به آنچه نیستیم ادعا میکنیم و آنچه را که هستیم انکار . خودمان ، خودمان را نمی‌پذیریم به خود اعتماد ندارییم و تردید در سلول به سلول تنمان ساکن شده است با همه ی اینها ، از دیگران اعتماد میخواهیم ، دروغ میگو
شامپو رنگ مو چیست و چگونه استفاده می شود؟
آنچه درباره شامپو رنگ مو‎ باید بدانید!
گاهی رویش موهای سفید از نوجوانی آغاز می‌شود و جوگندمی بودن موها آن هم در سنین بین 15 تا 25 سالگی روی اعتماد به نفس به شدت اثر منفی می‌گذارد. از سوی دیگر حتی مردانی که پا به میانسالی می‌گذارند هم از رویش موی سفید ناراحت‌اند و به دنبال راهی برای پوشاندن این موها یا انکار سفید شدن موهایشان هستند. آمارها نشان می‌دهد 15 درصد آقایان برای پوشاندن سفیدی مو و ح
دوست من
یکشنبه، 23 مهرماه 1351
پری مهربانم، تو هرگز از من نخواسته بودی که برایت چیزی بنویسم.
ولی امروز با وجود کسالتی که دارم، دلم می خواهد بنویسم و ناچارم این نیازم را اغنا کنم.
فکر کردم این بار برای تو بنویسم. برای مهربان ترین مهربان ها، برای کسی که با تمام وجود دوستش دارم.
من نیلوفری کوچک بودم که در کنار شط زلال محبت می زیستم؛ ولی برگهای درختان تنومندی که در کنار آن وجود داشتند، مانع از این می شدند که بتوانم از آفتاب، این نیروی حیاتی استفاده ک
شبیه کشتی در گل نشسته آرامم به دست موج بلایت به میل خود رامم من آن کسم که خودم را نمی شناسم هم و بی تو پاک شد از ذهن عالمی نامم برایم ارزشی افزون تر از خودم داری به جان خریدمت ای تلخی سرانجامم اگر که رفته ای از یاد دوست یعنی مرگ به خاک سرد غریبی فرو شد اندامم ز رنگ موی سیاه تو شب پدید آمد که مثل هم شده اوقات صبح و هر شامم دریغ هر چه سرم رفته از دل خود رفت زمانه خون دل تنگ ریخت در جامم تنم سلامت و روحم هزار تکه شده ز , زهر تلخ است
با سلام
اول مهر سال 82 بود که رفتم اول دبیرستان و دیدم که 6 تا کلاس اول هستیم و هر کلاس 30 نفر. بعدش من افتادم تو کلاس اول پنج و سه روز اول هفته شیفت ظهر بودم و سه روز بعدی صبح که باید هر روز صبح 3 شنبه دبیر زیست سوال میکرد ازمون و استرس داشتيم چون خیلی ترسناک و عصبی بود. کلا از زیست متنفر شدم. یه دبیر ریاضی هم داشتيم که تازه معلم شده بود و اصلا بلد نبود درس بده. مجبور شدم دفتر قدیمی برادرم رو بر دارم و از روی اون بخونم تا بتونم نمره خوبی بگیرم. دبیر فیز
 گاه در زندگی، موقعیت هایی پیش میآید که انسانباید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد. به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشداما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: "مگه کوری؟" مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی،بدان که زندگی می کنی … هیچ انتظاری از کسی ندارم!و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !مسئله، خستگی از اعتمادهای شکسته است برای زنده ماندن دو خورشید لازم است؛یکی در آسمان و یکی در قلب …  در جستجوی قلبِ زیبا باش نه صورتِ
حرف آخر»
‌من نبض شعر» خویش گرفتمتبش از چهل گذشتبیهوده‌ است کوششتان، رفتنی‌ست اوتا فرصت این میانه نشسته‌ستپاشویه‌اش کنید_شاید بدل درین دم آخراو را ترانه‌ایستوندر ترانه‌اشاز آنچه تاکنون نسروده‌ستاو را نشانه‌ایست! 

‌او آن زمان که رنگ سلامت بروی داشتتابوت آنچه قالب» شعر استچون کاسه‌ای شکست!از این مریضحتی پس از هزاره‌ی میلاد بانگ منعیسی شدن، ز گور پریدن، عجیب نیست!_زیرا که او منادی راه نجات بودزین‌رو در ابتدای رسالتسد بزرگ قا
زندگی سلااااااااامعنوان اولین مطلبم را زندگی سلام گذاشتم تا به تو دوست خوبم نوید بدهم که میشود هر لحظه به زندگی سلامی دوباره داد و غرق در سلامتی و خوشبختی بود اگر یاد بگیریم از هرآنچه خداوند رحمان در اختیارمان قرار داده درست استفاده کنیم و همسو باشیم با طبیعت وجودی خودمان و بیرون از خودمان؛ در واقع کافیست آداب صحیح استفاده از هر آنچه هست را بیاموزیم و به کار ببندیم، آنگاه شاهد بارش معجزه های بزرگ الهی در زندگی مان خواهیم بود.
به زندگی ام می اندیشم،ایستاده در سایه ی شهر ستارگانِ بالا سرم،به فراموش می اندیشم،من دیگر تو را فراموش کردم! نه بخاطر اشتباه تو،بخاطر اشتباه خودم.تو آدمِ اشتباهیِ زندگی من بودی و همچنان هستی
به زندگی ام می اندیشم،ستاره ها چشمک می زنند و این من هستم که می شنوم آوای city of stars را در سرم،به زندگی ام می اندیشم.به آنچه پایان یافته
این منم و ثانیه هایی می گذرند،این منم،شروع کننده ی زندگی جدید!
City of stars,are you shining just for me?:)
درست می‌گوید.اما آنچه می‌بیند، قضاوت می‌کند و می‌گوید نشان دهنده تمام حقیقت نیست.حق دارد. از آنجایی که او ایستاده، غیر از این هم، چیزی دیده نمی‌شود.حق دارد.آنچه او می‌بیند غیر از این هم معنا نمی‌دهد.این سایه‌ها، جز آن‌چه او فکر می‌کند را معنی نمی‌دهند.اما، حقیقت این نیست.واقعیت‌ها با آنچه دیده می‌شود، تفاوت دارد.سایه‌ها، نقش‌اند. نقشی حاصل از نوری که بر اصل تابیده می‌شود.این مائیم که تعیین کننده نقش خودیم، آفرینده سایه خویشتنی
دریافت‌های ما از فیلتر تفکرات ما می‌گذرد و این امکان وجود دارد که پس از مدتی که یک تفکر نسبتا سازگار یافتیم در همان تفکر بمانیم. این یک تهدید برای نوع بشر است. بشری که عادت دارد کانال‌هایی را دنبال کند که حرف‌های معقول (بخوانید مطابق آنچه فکر می‌کنیم) می‌زنند. در دنیایی که اخبار متناقض اطراف ما را گرفته است چنین رویکردی اصلا نمی‌تواند مفید باشد. در ادامه با رسم شکل این مفهوم را نشان می‌دهیم.
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ
تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لاَ نَوْمٌ
خداست که معبودى جز او نیست؛ زنده و برپادارنده است؛
نه خوابى سبک او را فرو مى‌گیرد و نه خوابى گران
لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ
آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آنِ اوست
مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ
یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ
 کیست آن کس که جز به اذن او در
پیش
اصرار کردن و من گفتم نه الان لازم نیست انجامش بدیم، عجله ای نداریم، سر فرصت بسته بندی شون می کنم؛
راستش دلیل داشتم!
یکی اینکه تجربه کرده بودم تو کارهایی که من با یه وسواس خاصی انجامش میدم، دستپاچه ام می کنن،
یکی دیگه اینکه ممکن بود حتی برای کمک کردن بیان که به دلایل کاملا موجه دوست نداشتم کمکی دریافت کنم!
ولی باز به اصرار اونها و گفتن یه جمله که حالم رو دگرگون کرد، کوتاه اومدم و بسته بندی شون کردم، و حتی دلایلی که بهش اشاره کردم پیش اومد و من ب
مشخصات فنی ترمومتر لیزری مدل IRT659K ساخت Generaltools

دارای یک ترموکوپل تماسی نوع K با بازه اندازه گیری 99- تا 1370 درجه سانتیگراد (146- تا 2498 درجه فارنهایت)
این دماسنج لیزری دارای دقت اندازه گیری 2± درجه سانتیگراد (3.6± درجه فارنهایت) از آنچه خوانده شده (هر کدام بزرگتر است) بالای 0 درجه سانتیگراد (32 درجه فارنهایت) و ±3 درجه سانتیگراد (5.4± درجه فارنهایت) از آنچه خوانده شده (هر کدام بزرگتر است) زیر 0 درجه سانتیگراد (32 درجه فارنهایت)
دارای دقت صفحه نمایش 0.1 درجه زی
در تضرعها و دعاها، از خدای متعال بخواهید گرفتاریهای امت اسلامی برطرف شود و شر دشمنان اسلام را از سر مسلمین کم کند/ دشمنی واقعی مستکبرین و آمریکا با حقایق اسلامی است. هرچه پایبندی بیشتر به مبانی اسلام نشان دادیم، کمک خدا بیشتر شامل حال ما شد و آنجا که غفلت کردیم، چوب غفلت خود را خوردیم/ دشمنان بالاخره مجبور خواهند شد در مقابل اسلام زانو بزنند و بتوفیق الهی آنچه در آینده پیش خواهد آمد، عزت و پیشرفت اسلام و مسلمین است؛ منتها تلاش لازم دارد.
به طور تخمینی میتوانم بنویسم لعنت خدا بر آنچه که تو را از نوشتن منع کند. حالا که این صفحه را باز کرده‌ام پی برده‌ام. اینجا را دوباره باید سروسامان بدهم. همانطور که خودم را. همانطور که با نوشتن، خودم را. دست‌ها و انگشت‌هایم را به کیبورد سابق، به لغات، به نیم‌فاصله‌ها، به رهایی. این حجم از اجحاف در حق فضایی که پنجره‌ام رو به زیبایی‌ها و دایره‌های دوستی‌ست، به دور از انصاف است. حالا که کنترلی نیست. حالا که من اینجا خود خود سین هستم. اینجا که
به نام او.
به طرز خیلی فیلسوفانه‌ای سلول‌های مغزم خسته است.
چیزی که از من دیده می‌شود دویدن است و دویدن، چیزی که واقعاً درون من است دردیست آغشته در تنهایی های مکرر و پیاپی که از پس تمام شلوغی‌های اطرافم سر بیرون می‌آورد.
آنچه که باقیست یک من با یک دنیا سکوت و فهمیده نشدن است.
/:
به طرز خیلی فیلسوفانه‌ای ذهنم بسیار نادان و نافهم،گوشه ای کز کرده است!
به هر طریقی که وارد وبلاگ "تازه‌های بیان" شده باشید، شاید برای لحظاتی مهمان مطالب و پست‌های ما در "تازه‌های بیان" شوید. با دیدن وضعیت این وبلاگ، حتما نظری در ذهن شما نسبت به فعالیت ما شکل می‌گیرد. یکی از مهمترین اهداف نگارنده مطلب حاضر، کسب اطلاع از نظر شما خواننده و مخاطب گرامی است. نظر شما هر چه باشد؛ خواه مثبت یا سازنده و خواه انتقادی و منفی، آگاهی از آن مایه افتخار ما خواهد بود. همین پیشنهادات و انتقادات شما است که انگیزه ادامه راه توسط م
دانلود فونت فراز | Mj_Faraz
شاید «فراز»، برگرفته از دستخط باشد اما آنچه قابل درک است زیبایی این فونت است.
برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.
پرتال جامع ترولیا | سرگرمی، طنز، کلیپ، دانلود، فونت، سلامت، عکس، آشپزی
رهبرانقلاب در دیدار اخیر، خطاب به مسئولان قوه قضائیه: باید بفهمند قوّه‌ی قضائیّه دارای #اقتدار است، آنچه را تشخیص میدهد، به آن قاطعاً عمل میکند. این ماندن پرونده‌ها که بنده بارها در همین جلسه‌ی دیدار با قوّه‌ی قضائیّه این را تکرار کرده‌ام، لگد به این حالت است. وقتی پرونده یک سال، دو سال، پنج سال، ده سال میماند، معنایش این است که دستگاه قضائی در این مسئله دچار چه کنم - چه کنم» است، نمیداند چه کار باید بکند؛ این نمیشود؛ به هر نتیجه‌ای که ر
"دوست داشتنِ " تو از جانبِ من  فقط و فقط مربوط به خودم است .به کسی دیگر ربط ندارد .با عرض معذرت از رویِ مهربانت ،حتی به خودِ تو نیز ربط ندارد.میتوانی هر کاری بخواهی بکنی با "دوست داشتنِ" من ،میتوانی بی تعهد باشی به آن ،میتوانی بپذیرش و شاد شوی،میتوانی نشنوی و از آن بگذری.هرکاری بخواهی میتوانی انجام دهی در موردِ خودت ،ولی نمی توانی مرا از این اوج ،از این "دوست داشتن "پایین بکشی.نمی توانی درگیرِ لجنزارِ حسد و وابستگی ام کنی .آنقدر آزادت میگذارم که
اگه اشتباه نکنم کتاب دوم دبستان بود. یه عده تو صف نونوایی سنگکی بودن و یه پسر بدون صف میرفت که نون بگیره .
یادمه تو اون داستان یه حدیث از مولا علی بود که آنچه برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند».
تو همون دوران بچگی اینقدر جالب بود این جمله برام که می تونم بگم در تمام سال های بعد از اون همیشه تو ذهنم بود و البته کم هم نمیشنیدم این حدیث رو در این مدت.
وقتی بعد از مدرسه وارد محیط بزرگتر دانشگاه شدم، دیدم همیشه هم آدم ها اون چیزی که برای خودشون
 رمان عاشقانه، خود محصول دوره و زمانه و جامعه‌ای هستند که در آن زندگی می‌کنند.» این گفته روشن می‌کند که با تغییرات جامعه، رمان نیز تغییر می‌کند و شکل تازه‌ای به خود می‌گیرد.
کارلوس فوئنتس در آغاز مقاله‌ی سروانتس و نقد خواندن می‌گوید:

اگر از من بپرسند عصر جدید از چه زمانی آغاز شد، می‌گویم از آن زمانی که دن کیشوت لامانچا در سال 1605 میلادی دهکده‌ی خود را ترک گفت، به میان دنیا رفت و کشف کرد که دنیا به آنچه او درباره‌اش خوانده، شباهتی ندار
راههای زیادی را طی کرده اند همین تحریم ها در زمان پیامبر هم بود ولی ياران پیامبر وفاددار بودند و باصبر و استقامت آنان بود که که خ80 درصد ظلم و فشار از طرف داخل است تازمانی که ما شیوه بر خورد و قانون اسلام را یاد نگیریم  فضداوند هم از طریق امداد های غیبی به ياري آنان شتافت اگر ما وضعیت کنونی را با آن زمان مقایسه کنیم متاسفانه فشار دشمن  از طریق اقتصاد معنا دار است احتکار ، کم فروشی ، غش در معامله ، ربا از مصادیق شیطان است که توسط دشمن با نفوذ
سلامسلام اسم خداستبا نام خودش شروع می‌کنم و عاقبتش رو هم میسپارم به خود خودششروع همیشه خیلی سخته. برای من سخت تریه سری قائده همیشگی میتونه کارو راحت تر کنه"آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند" :pاینجا چرا اسمایلی نداره؟؟ ://وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنکَ سُلْطَانًا نَّصِیرًا
شهر سوال ـ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَلِیمُ الْکَرِیمُ لَا إِلَهَ
إِلَّا اللَّهُ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ سُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ
السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضِینَ السَّبْعِ وَ مَا فِیهِنَّ
وَ مَا بَیْنَهُنَّ وَ مَا تَحْتَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ وَ
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین‏[۱] یعنى هیچ معبودى نیست که در خور
پرستش باشد جز ذات واجب الوجودى که مستجمع جمیع صفات کمالیّه و حلیم و
بردبار و کریم اس
سلام
یادمه تو دوران راهنمایی انشا داشتيم و من همش 17 اینا میگرفتم. پسر همسایمون که پنج سال ازم بزرگتر بود برام یه بار نوشت تا نمره بهتری بگیرم اینبار 13 گرفتم. اصلا شاخ دراوردم چون واقعا زیبا بود. چند ماه پیش گفتم بهش که اون انشایی که برام نوشتی 13 شدم گفت دبیرش کی بود گفتم فلانی. گفت اون به انشاهای خوب نمره خوب نمیده. یه روز که باهاش کلاس داشتيم من تو موقع درس داددنش یه کم حرف زدم منو کشید بیرون و من فهمیدم که الان تو گوشی بهم میزنه سرمو انداختم زی
اگردر سایت های فارسی کمی درباره تابلو مونالیزا جستجو کنید مطالب متنوع زیادی را خواهید دید…به همین دلیل از تکرار مطالبی که در وبسایت های ایرانی آمده خودداری میکنم.هر آنچه که در بالاست همان است که در پایین است و هر آنچه که در پایین است همان است که در بالاستاین جمله ای است که در میان دستنوشته های داوینچی پیدا شده است…همچنین اگر این جمله را در کنار علاقه داوینچی به روش آیینه ای نوشتن بگزاریم احتمالا روش کار محققین برای بررسی رازهای مونالی
آنقدر 
"دوستت دارم"ها
"دلتنگى"ها
"خاطرات"
به زبان هاى گوناگون 
روى قلم ها چرخیده
که ترجیح می دهم 
قلم را زمین بگذارم و
تمامِ آشوب هاى دلم را 
کنارِ گوشَ ت نجوا کنم
بودنت را لازم دارم، 
براى چند دقیقه ابرازِ دلتنگى.
دیگر کافی ست،
هر آنچه خواندى و به رویَت نیاوردى!

''علی قاضی نظام''
مادر از طبقه‌ی پایین صدامون کرد.
ما هم به رسم کمی فراموش شده‌ای، روی پله‌ها شروع کردیم دویدن. که انگشت شست پامون همراهی نکرد و زیر تنمون پیچید و، شد آنچه شد :)
داداش هم که پشت سر ما بود گفت، این حرکتا از سن شما گذشته دیگه.
و راستش شدید به فکر فرو بردم.
27 سال.
یعنی نیمی از فرصتم رو از دست دادم، تازه اگه عمرم طبیعی باشه و .
و حالا که فکر می‌کنم هنوز دست‌آورد مهمی کسب نکردم.
آدم خوبی نیستم
و وقتی هم باقی نمونده
چه حس بدیه.
چه برایم به جا گذاشته‌ای؟ همه‌ی آنچه هست دور و برم
این تمام غنیمتم از توست: نامه‌هایت، امید مختصرم
همه را از برم، قلم به قلم، واژه‌های تو آسمان من است
گفته‌ای از گذشته‌ها بگذر من ولی با تو باز همسفرم
می‌کشم بر تنی که می‌لرزد، یک به یک این حروف روشن را
چه حقیرند پیش این خورشید، همه ابرهای روی سرم
واژه هایت مرا بغل شده‌ و در دلم لحظه لحظه حل شده‌ و
قطره قطره مرا عسل شده‌اند، در گلوگاه بغض‌های ترم
این که تکثیر می‌شود در من، سرطان طلایی کلم
وقتی برادران برای بردن یوسف نزد یعقوب آمدند یعقوب گفت:می‌ترسم گرگ او را بدرد. مفسرین می گویند که اینها از کلام یعقوب یاد گرفتند که چه عذری پیدا کنند. آمدند و گفتند گرگ او را درید! برای متنبه کردن کودک، خیلی نباید راه های زیادی را جلوی پایش قرار دهید. مثلا به بچه می‌گویید: این توپ را نینداز، به لامپ می‌خورد. بچه در ذهنش تا به حال این نبود که توپ به لامپ می‌خورد. حال در ذهنش می‌گوید که اگر به لامپ بزنم چه می‌شود.؟حضرت رسول(صلوات الله علیه):هما
من یاد گرفته ام قدم هایم را آهسته بر دارم چون قرار نیست اتفاقی نو بیافتد

من یاد گرفته ام به پشت سر نگاه نکنم از خاطر ببرم آنچه که گذشت تا خاطرم برای آینده ای تکراری جا باز کند

من در چرخش زمین گیر افتاده ام آینده ام همان گذشته ام است
واسه بهراد دنبال كار هستم،هنوز جور نشدهعذاب وجدان دارم،باید توی این سه سال كه بابا فوت شده یه كاری براش میكردم.دو جا كار جور كردم كه یكی 4 ماه و یكی 2 ماه و چند روز سركار بود و بعدش دنبال پولش بدو.هنوز از عروجی پول كاركرد پاییز و زمستون پارسال رو نتونستم بگیرم.سمیر چند جا سپرده.به رضا پروین هم سپردم و هفته پیش كلی باهاش حرف زدم.الان درگیر پایان نامه ش است بهرادزبان رو هم باید دوباره شروع كنه.با قرقی (پرایدمون)میره دانشگاه و میاد.امروز ص
 رشد کار:  آنچه در پی می خوانید گزارشی است که خبرگزاری فارس ازگفتار یکی از فعالینِ سازمان هایِ فعال در زمینه کودکان کار و یکی از مسئولینِ دولتی فراهم کرده است.  ما از این گزارش تنها  آن بخش را برای انعکاس مجدد برگزیده ایم  که حاویِ اظهار نظرِ دو  شخص یاد شده است .یادآوریِ این نکته بجا است که : اگر خط مشی رسانه هائی همچون خبرگزاری فارس و جناح ِیِ متبوعِ ایشان را انقلابی» و  منجر به عدالت»  تصور کنیم ،اشتباه بزرگی کرده ایم.
ادامه مطلب
معاونت آموزش و پرورش متوسطه دوره دوم، دوره‌های آموزشی در راستای توانمندسازی دبیران متوسطه دوره دوم شهر تهران در مدرسه البرز ماندگار برگزار می‌کند.
خبرنگار مرکز ترویج علوم انسانی گزارشی از این دوره‌ها ارائه داد.‌
سید احمد میربلند به عنوان سخنران روز شنبه ۲۹ تیر تجربه زیسته خویش را در سال‌هایی که در مدرسه البرز ماندگار داشت را با دبیران حاضر به اشتراک گذاشت.
میربلند در ابتدای جلسه جزوه مطالعاتی با عنوان مدیریت و رهبری» در بین دبیران ت
حدس بزنید چی شده؟!
به مناسبت تولدم، واران جان برام کادو فرستاده ^_^
 
 
یه تابلوی قشنگ، دو تا کتاب خوب، و یه پین گوگولی ^_^
با دستخط خودش هم تو صفحه اول کتابا و پشت تابلو برام یادگاری نوشته ❤
ممنونم ازت واران بامحبت و عزیزم که از دوستای دنیای واقعیم بیشتر بهم لطف داری :**
 
پ.ن: من که مشکلی برای نوشتن پست و آپلود عکس نداشتم
غذاها از دیر باز مورد توجه بشر بوده اند چه برای قشر ثروتمند و چه قشر ضعیف دنیا نسبت به آنچه می خورند .
توجه نسبی دارند قشر ضعیف به دریافت حداقل مواد غذایی با حداقل قیمت ؟
و قشر ثروتمند به غذایی خوشمزه تر و شکیل تر در عین حال مفید تر علاقه مند هستند.
برای همین جالب توجه بودن "غذا" باعث شد انسانها از زمانی که دریافت پول و سودجویی  رسم شد یکی از اصلی ترین روش سودجویی را در فروش غذا و تهیه غذا ببیند.کاظم سعیدزاده
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب