نتایج پست ها برای عبارت :

نارشکن ای نارشکن زیر پاشه غالی مشکن Mp3

سلام
شب تولد امام رضاست
اما دل من ناآروم ترینه
تنهاي تنها
امشب رفتم هیات و توی مراسم مولودی براي دل غم زده خودم گریه کردم
ولی باز دلم داغونه
انگار با هر باد دلم ت میخوره
دلتنگی گاهی نفس رو توی سینم حبس میکنه
هنوز با آهنگ هاي قدیمی و یا غمگین بی هوا دل من می پاشه از هم.
رفتم داروخانه-!
امروز رفتیم واسه فروش و بد نبود
خیلی کلافه ام
خیلی دلم میخواد مسیری و دری برام باز بشه
سرده.حال دلمو میگمسرد و تاریکه
خیلی دیرهچرا خواب نمیرم.
بیخیال
دیروز غروب پارک بودم. دو تا گربه مقابل هم ايستاده بودن و براي هم غر غر می کردن. بعد کم کم حالت درگیری شد. پیشونی هاشون رو چسبونده بودن به هم و حالت دعوا گرفته بودن . چند دقیقه همین مدلی بودن و هی غرش ریز می رفتن. بعد یکیشون نشست. اون یکی هم نشست کنارش. یکیشون روبرو رو نگاه می کرد و اون یکی یه سمت دیگه رو. انگاری قهر بودن.
خیلی ناز و دوست داشتنی هستن گربه ها.
داشتم به همراهم می گفتم من گربه خیلی دوس دارم و از اين حرفا و کلی براي همین اتفاق ساده اي که اف
کودک آندلسی: داستانی عبرت آموز از نوجوانی به ظاهر مسیحی اما در باطن مسلمان.
 
کودک آندلسی : جواد محدثی, نشر بوستان کتاب قم
معرفی:
آندلس،یک سرزمین اروپايی که وسیعه!متمدنه! ثروتمنده! قدرتمنده! پیشرفته است!اما از هم می پاشه، نابود میشه. و تو وقتی می خونی دهنت بازمی مونه!
خلاصه:
کودک اندلسی داستان مهیج نوجوانی است از یک خانواده به ظاهر مسیحی اما در باطن مسلمان از سرزمین اندلس که پس از سقوط درد آور حکومت و تمدن مسلمانان در پی تهاجم فرهنگی و نظامی و م
شعر اگر از تو نگوید همه عصیان باشدزنده در گور غزلهاي فراوان باشدنظم افلاک سراسیمه به هم خواهد ریختنکند زلف تو یک وقت پریشان باشدسايه ی ابر پی توست دلش را مشکنمگذار اين همه خورشید هراسان باشدمگر اعجاز جز اين است که باران بهشتزادگاهش برهوت عربستان باشدچه نیازی ست به اعجاز، نگاهت کافی ستتا مسلمان شود انسان اگر انسان باشدفکر کن فلسفه ی خلقت عالم تنها
راز خندیدن یک کودک چوپان باشد
سید حمیدرضا برقعی
چرا مادر زن ها انقدر دومادشون رو دوست دارن؟ خیلی عجیبه ! یه ذوق و شوق عجیبی دارن برا دوماد، قبل از اينکه بخواد بیاد پا میشن با شوق همه جارو مرتب میکنن، غذاهايی که صد سال یبار میپزن بار میذارن، به دختر تشر میزنن که برو به خودت برس، هی میپرسن کجاست؟ پس چرا نمیاد؟احساس میکنم عقب گرد میزنن به دوران جوونی خودشون، شوق و ذوق هاي خودشون، یا شايد شوق و ذوق هايی که اون موقع تو دوران عقد کردگی خودشون از ترس چشم غره هاي باباها سرکوب میشد حالا میاد رو!
نمید
 
فرق بین مرداي قدیم و جدید: قدیمترها لحن مردها: گستاخی مکن زن! طعام را بیاور امــا اکنون : عسلم امشب ظرفا نوبت منه یا تو من نمیگم زن بشینه خونه ظرف بشوره ، خب پاشه تو خونه ظرف بشوره ! یه همچین آدمه دموکراتیم من اينا که یه تار موی همسرشون رو به یه دنیا نمیدن ، اگه همونو تو غذا پیدا کنن ؟؟؟؟؟؟؟ صداتونو نمیشنوم ؟! پشت هر مرد موفقی… بالاخره یه روز میخاره ! که هیچ زنی هم نمیدونه دقیقا کجاشه چگونه در کارهاي منزل به زنمان کمک کنیم !؟ ۱- در خوردن غذا ب
 
به دختران خود یاد دهیدقبل از ازدواج به آرزوهايشان برسند،‍‍مردان غول چراغ جادویی علاءالدین نیستند برتراند راسل

**
آقا به خانمش میگه: من خیلی بهت لطف کردم که بدون اينکه چهرتو ببینم باهات ازدواج کردم! خانمه میگه: ببین من چقدر بهت لطف کردم که چهرتو دیدمو باهات ازدواج کردم!! خب برادر من نکن اين کارو !!! با زبون اين خانما نمیشه درافتاد
 ** مرده زنگ میزنه خونه، میگه عزیزم من بعداز ظهر با دوستم میام خونه… زنش میگه خونه ریختو پاشه مرده:میدونم ز
چند وقت پیش داشتم با یکی از دوستانم صحبت می‌کردم و می‌گفتم گاهی اوقات ت‌هاي زنانه برام خیلی آزاردهنده هستند. براش سوال بود ت‌هاي زنانه یعنی چی؟ اون زمان مثال خاصی براش نداشتم البته می‌شه یه مقدار اجمالی توضیحش داد و گفت اين ت‌ها شبیه حرف زدنشون می‌مونه یه جمله عادی گفته می‌شه ولی درون اون جمله کلی نیش و کنايه وجود داره که انتظار داره متوجه بشی با اين تفاوت که در خصوص رفتارهاشون انتظار ندارند متوجه بشی. مجموعه‌اي از رفتاره
براساس یک پژوهش علمی، مردان بی‌ايمان سطح آی‌کیوی پائین‌تری دارند
براساس یافته‌هاي یک پژوهش، مردان یک سال از عمرشان را صرف نگاه‌کردن به زنان می‌کنند
نیمی از زنانی که در جهان به قتل می‌رسند توسط شوهران یا دوست‌پسرهاي خود به قتل رسیده‌اند
مردان ٦ بار در طول روز دروغ می‌گویند، که اين مقدار دو برابر زنان است
به طور متوسط شش ماه از زندگی هر مرد صرف تراشیدن ریشش می‌شود
مردانی با سر تراشیده بیشتر از مردانی که یک اينچ مو بر روی سر خود دارن
ظهر (فرداي آخرین روزی که در پست قبل نوشتم ) که رفتم خونه زکیه، دلم می‌خواست فقط حرفاي خوب بزنم ولی نشد. یه لحظه بغض کردم و زکیه دیگه ول کن قضیه نشد. منم تعریف کردم. از شرايط و آنچه هست و نیست. و زکیه خوب می‌فهمید من چی می‌گم. می‌فهمید اينکه من می‌گم من و مصطفی هیچ‌وقت با هم قهر نکردیم یعنی چی‌. می‌فهمید شرايطم رو: باردار و با یک بچه کوچولو که مرتب بايد ببرش دستشویی، همش تنها! خونه مامان و تحت فشار و از همه مهم‌تر "چشم انتظار". زکیه از همه چیز به
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب