نتایج پست ها برای عبارت :

نمیگم برگرد تتلو

دانلود اهنگ تتلو هر وقت نبودی من فقط زدم غر همراه با متن کیفیت خوب جدیدترین آهنگ امیر تتلو به نام هر وقت که بودی هر وقت که بودی همه چی قشنگ شد انقده . هر وقت نبودی من فقط زدم غر هر کجا زدم تو خاکی زدی یه تلنگر
دانلود آهنگ امیر تتلو » هروقت که بودی | Amir Tataloo Harvaght Ke Boodi دانلود آهنگ . قشنگ شد انقده تو خوبی میره بالا توقع هر وقت نبودی من فقط زدم غر هر کجا زدم تو .
دانلود اهنگ هر وقت که بودی از امیر تتلو با لینک مستقیم و پخش آنلاین از رادیو جوان . هر وقت
ولی انصافا وقتی میرید هدفون میخرید تنها نرید، یه نفر رو با خودتون ببرید و امتحانش کنید، که اینجور نباشه که کله ی صبح تتلو تو گوش شما هوار بکشه "من در اختیار تو، بیا این تنو ببر تیمارش کن" ما هم فیض ببریم.
+ ولی سلیقه ی مردم تو مترو بهتر شده، به جای سریال ترکی this is us میبینن با گوشی، جای ملت عشق گاری کوپر و چشم‌هایش و جز از کل میخونن، ولی همچنان تتلو گوش میکنن -_- :)))
پنهان شدی در برف ها ، بدجور بی تابم

من کودکی کز شوق بُردن ، دست می سابم

یک ، دو ، سه . ، ده ، حالا تمام حدس هایم را .

امّا تو را هر قدر می گردم نمی یابم

برگرد ، باشد ، باز هم این بار بردی تو

برگرد من سردم شده ، برگرد ، دریابم

اصلاً تو رفتی تا که خیلی زود برگردی

شوخی نکن ، برگرد ، می بینی که بی تابم

.

.

.

بی تابی ام دست خودم که نیست می دانی

من کشته ی این خنده هایِ زنده ی قابم

تو رفتی و چشمان من بی تاب از گریه

تو رفتی و عمریست من از غصّه بی خوابم

.

.
دوستم میگه نوسانات روحی ولی من بهش میگم تجربه؛
اینکه دیگه دلم جمع های بزرگ و شلوغ و دوستای زیاد نمیخواد.
همین که یه عده کم باشن ولی همیشه بهم آرامش میده.
*این عکسُ که میگرفتم ،
رستاک میخوند؛
رعنا تی تومان گلِه کشیه رعنا
تی غوصه آخر مره کوشی رعنا
دیل دَبستی کردآجان رعنا
حنا بنی تی دستانه رعنا
آی روسیای رعناجان برگرد بیا رعنا
(رعنا شلوارت رو زمین کشیده میشه
غصه ت آخر منو میکُشه
به کرد جان دل بستی
دستاتو حنا گذاشتی(نامزد کردی باهاش!)
ای رعنای روسی
دانلود آهنگ جدید کیان اکبری برگرد
Download new Music Kian Akbari Bargard
آهنگ جدید کیان اکبری بنام برگرد
همه میگن که چشات یه غرور خاصی داره صدای
نم نم بارون تورو یاد من میاره چه شبای که تا صب خیره به عکس تو بودم دفتر خاطره ها را من به آخر نرسوندم
 
 
 
دانلود آهنگ با کیفیت 320
 
متن آهنگ برگرد
 
آهنگ های کیان اکبری
دانلود آهنگ جدید امیر تتلو به نام تردمیل
متن آهنگ جدید امیر تتلو به نام تردمیل
ببخشید من فارسیم یکم ضعیف شده
یه وقتایی هم بحث نیازه یه چی مثل غذا
شماره یک بیداره بیدار ترین آ
بگو از خونه ی گرم و بهشتیمون منو از خود سنگینم بکش بیرون
بگو دنیا وزنشو از من برداره بزار برسم به هوا و حرف عشقمون
بگو خسته ام از تکرار این درسا بگو که تیکه پاره ام من زا این بحثا
من از دلشوره و دلتنگی مرده ام دلم لک زده واسه گرمیه دستات
منو یه عالمه از بودنت
همه نشدن‌ها با تو آغاز شد. بعد از تو دیگر هیچ چیزی نشد. دست به خاکستر زدم طلا که نشد هیچ، به طلا هم که دستم خورد، خاکستری شد و بر باد رفت. حکایت عمر و جوانیمان هم همین‌گونه رقم خورد. بانو پس از تو، هر روز نمی‌شود. بیا برگرد، و مسبب شدن‌ها باش!
دانلود آهنگ جدید علی اصحابی بنام عاشق قدیمی با بالاترین کیفیت











Download New MusicAli Ashabi – Asheghe Ghadimi
ترانه: اشکان جعفر نژاد , تنظیم: شاهین طاها
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …










 
متن آهنگ جدید علی اصحابی بنام عاشق قدیمی :
دلم عاشقه قدیمیته خرابه چشمای مشکیته دوست دارم مگه حالیته آخه دیوونه فقط با تو عاشقی میشه اگه تو بیای چی میشه بی تو مگه زندگی میشه آخه دیوونه دونه دونه نم نم بارونه دل کندن از من چرا واست آسونه برگرد خو
دانلود اهنگ وراوا warawa از نوید زردی + متن و ترجمه آهنگ 
دانلود اهنگ کردی وره وه وره وه – وراوا با صدای نوید زردی
Download New Mp3 Music Navid Zardi Warawa
این اهنگ به دو زبان کردی و انگلیسی خونده شده است .
 
متن آهنگ وه‌ره‌وه از نوید زردی 
وەرەوە وەرەوە وەرەوەوەرەو دیسان دەستی خۆتم بەرەوەوەرەوە وەرەوە وەرەوەتۆ ئەم جارە وەرەو ئاشتم کەرەوەبە تەنیایی فێرم وانەزانی تێرمتۆ تەنیا ئەو کەسەی دڵمت پێ ئەسپێرم
هەستی دەستی تۆم نەبێ ئازی
دانلود اهنگ وراوا warawa از نوید زردی + متن و ترجمه آهنگ 
دانلود اهنگ کردی وره وه وره وه – وراوا با صدای نوید زردی
Download New Mp3 Music Navid Zardi Warawa
این اهنگ به دو زبان کردی و انگلیسی خونده شده است .

متن آهنگ وه‌ره‌وه از نوید زردی 
وەرەوە وەرەوە وەرەوەوەرەو دیسان دەستی خۆتم بەرەوەوەرەوە وەرەوە وەرەوەتۆ ئەم جارە وەرەو ئاشتم کەرەوەبە تەنیایی فێرم وانەزانی تێرمتۆ تەنیا ئەو کەسەی دڵمت پێ ئەسپێرم
هەستی دەستی تۆم نەبێ ئازیزموا بزانە لە دوونیا هیچم نەدی
دانلود آهنگ جدید وقتش شد از مهدی مقدم با بهترین کیفیت + پخش آنلاین
خیال نکن که من بهت بگم دوباره برگرد
تویی که بی دلیل فقط شدی باعث سردرد
منه ساده رو باش که واس تو زدم به هر در
آره سخته ولی بالاخره میفتی از سر
Mehdi Moghaddam – Vaghtesh Shod
دانلود آهنگ مهدی مقدم به نام وقتش شد با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
 
متن و ترانه آهنگ مهدی مقدم – وقتش شد
چقدر ساده گذشتی از آدمی که پات وایساده
جدی جدی حالم بی تو خیلی حاده
برو وقتی فکرم ازسرت افتاده
دیگه بسه هرچی که بوده خس
یک عصر پاییزی بود جایی اواسط آبان ماه، عطر کیک اسفنجی (که تمام شکر توی کابینت و مصرف کرده بود و آنچنان دل خوشی ازش نداشتم) ترکیب شده با مربای آلبالو که با گذر زمان کمتر میشد، فضای خانه رو پر کرده بود. ساعت ها بود در حالی که روی کاناپه سبز رنگی که همان روزها موقع تغییر دکوراسیون گفته بودم : یه کاناپه شبیه اونی که توی فیلم "اینجا بدون من" بود، باشه اما سبز لجنی. گفته بودی: اما سبز لجنی. و جا خوش کرد بین پذیرایی دلبرانه‌ی خانه‌ی دنجی که حالا دیگر خا
دانلود آهنگ جدید مرتضی اشرفی برگرد
Download New Music Morteza Ashrafi Bargard
آهنگ جدید مرتضی اشرفی بنام برگرد
اگه راه داره خب برگرد آخه دیوونه چی باهات بد کرد  ای قرار بی قراریام …
همه رفتن اما تو با من موندی دیدی میرم منو برگردوندی برگردوندی

ادامه مطلب
+ من بی مایه که باشم که خریدار تو باشم؟!
- خسته است. شبها دیر میخوابه!
× آدم فقط تو آغوش مادرش تنها نیست!
+ حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم.
× دیالوگ حمید جبلی‌ـه!
- سرش شلوغه!
+ شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی.؟!
- ولی خدایی بیکاره! بی کار، بی عار، خسته، مشغول.!
× پ بده!
- حالا یهویی همین وسط؟! دارن نگامون میکنن!
+ پروانه‌ی او باشم و او شمع جماعت.
~ استعاره است.
- پِ یا پَ ؟!
+ تو ز ما فارغ و 
ما از تو پریشان
تا چند؟!
~ تا نیمه‌ی شب!
- زدی تو کار نو
یکی از خصلت های بنیامین ناز کردن و لوس بودنش هست اونم بخاطر اینکه 
بچه آخر خانوادشونه، پیش پدر و مادرش خودشو لوس کرده گفته تو این شرایط نمی خوام برم ایران و می خوام با چنور بهم بزنم(اینا همش الکی گفته فقط خواسته واکنششون رو بسنجه)
اونا هم دعواش کردن گفتن زر نزن ، برو ایران با عروسمان برگرد (دقیقا تم حرف زدنشون عین منه برای همین بنیامین همیشه میگه تو چرا عین اینا صحبت می کنی خخخخخ)
بنده های خدا نمیدونن ترامپ چ سنگ بزرگی پای ما گذاشته و همینجوری
مهربان ارباب.
برگرد ب گذشته ها
اون صفحه رو بخون 
این درد خیلی سنگین شده
میشه بپرسم چرا ب عزیزم ضد حال زدی مهربان اربابم؟
شما که میدونی من فقط یه دلخوشی دارم
و یه دنیا مخالف!
و یه حجم بزرگ ناامیدی
میشه اینبار ضد حال نزنی به عزیزم؟
هر چند که شما مهربان اربابی ضد حال نمیزنی اما.
مراقب روح و قلب عزیزم باش مهربان ارباب.
میدونی که یه دنیا با ما مخالفن
میدونی که ما هیچکسو نداریم
امید عزیزمو ناامید نکن
گفتم : کبوترِ بوسه
گفتی : پَر
گفتم ‍: گنجشکِ آن همه آسودگی
گفتی : پَر
گفتم : پروانه پرسه های بی پایان
گفتی : پَر
گفتم : التماسِ علاقه،
بیتابیِ ترانه،
بیداریِ بی حساب
نگاهم کردی
نه انگشتت از زمینِ زندگی ام بلند شد،
نه واژه پر» از بامِ لبانِ تو پر کشید
سکوت کردی که چشمه ی شبنم،
از شنزارِ انتظار من بجوشد
عاشقم کردی ! همبازیِ ناماندگارِ این همه گریه
و آخرین نگاه تو،
هنوز در درگاهِ گریه های من ایستاده است
حالا بدونِ تو
رو به روی آینه می ایستم
م
دوستی ازم پرسید: ازش خبر داری؟گفتم: نه هیچیگفت: تو هم ازش خبر نگرفتی؟سراغی ازش نگرفتی؟گفتم‌: نه! وقتی که رفته، دیگه سراغش رفتن نداره. دوست داشتن که زورکی نمیشهبا تعجب پرسید: برای برگشتنش هیچ کاری نکردی؟ براش نجنگیدی؟با خودم فکر کردم جواب سوالشو چی بدمفکر کردم جنگیدن برای یه آدم چه شکلیه؟ آدم چطور برای برگشتن یکی می جنگه؟ اصلا میشه برای عشق یه نفر جنگید؟ مگه نه اینکه عشق، صلحه آرامشه آزادیه، پس عشق و جنگ با هم جور در نمیان چند مدت پیش زندگی ن
از مرز خوابم می‌گذشتم،
سایه تاریک یک نیلوفر
روی همه این ویرانه فرو افتاده بود.
کدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟

در پس درهای شیشه‌ای رویاها،
در مرداب بی ته آیینه‌ها،
هر جا که من گوشه‌ای از خودم را مرده بودم
یک نیلوفر روییده بود.
گویی او لحظه لحظه در تهی من می‌ریخت
و من در صدای شکفتن او
لحظه لحظه خودم را می‌مردم.

بام ایوان فرو می‌ریزد
و ساقه نیلوفر برگرد همه ستون‌ها می‌پیچد.
کدامین باد بی‌پروا
دانه این نیلوفر
امروز فهمیدم وقتی میام و اینجا مینویسم(فقط اینجا)دلم آروم میشه.
بهم میگه تو خودت خودتو عذاب میدی خودت همش چیزای بی ارزش بزرگ کردی پیش چشمت،آدمای بی ارزش اتفاقای بی ارزش.
درست میگه.
گفت بشین کتابای نخونده ت تموم کن بیا برامون از جذابیت هاش بگو،بیا بگو کدوم خط و کدوم صفحه ش تورو تحت تاثیر قرارداد!
بیا برگرد به خودِ قبلیت؛
خودِ هفته ی قبلُ و ماه قبلُ و سالِ قبلت نه!خودِ سالها قبلت!
خودِ سرخوشُ و شادت خودِ خودت!
اینکه این همه توانمندم تحسین برانگی
ساعت‌های ششِ باغ را که یادت هست؟ درست پشت سرمان. و دیگر ساعات را!؟ اینکه با هم می‌دویدیم تا تهی فضا را به تکاپو بیندازیم و سرازیری لاله زار را به لرز. و آن نسیم را که دستم بود. و محیط را که موهایت. موهایت. صد آه. هزار افسوس. .
می‌دانی؟ بوی اسفند شنیده‌ام. یقینا نفس کم‌ می‌آورم اما جرأت کرده‌ام قدر قدحی قلم‌زنی کنم. باری، بدمستی‌ام را دیده‌ای و می‌دانی که چه آرامم اکنون. و آن نسیم که آرام گیرد را بیندیش.
اما بنای شکوه نمی‌گذارم. شاید هنو
بِ من كششِ اینهمه بی مهریُ نداره، عینِ برجِ زهرما میمونه، یه جو منطق تو وجودش نیست، همه یِ حرف هاشُ براساسِ نظریه هایِ شخصی با تحكم میخواد به كرسی بنشونه، دِ هركس یه اعتقادی داره پدرِ من، ولم كن، كاری نكن عینِ بعضی ها ارزویِ مرگتُ كنم، تو باید ازون دخترهایی میداشتی كه پدرشونُ میشورن میذارن كنار، نه منِ بدخت كه هرچی تا الان گفتی گفتم چشم، چشممُ رو همه یِ علایقم بستم، بازیگری نمونه یِ بارزشِ، كه به خاطرِ افكارِ پوسیده یِ تو كه هر كی بازیگر بش
بِ من كششِ اینهمه بی مهریُ نداره، عینِ برجِ زهرمار میمونه، یه جو منطق تو وجودش نیست، همه یِ حرف هاشُ براساسِ نظریه هایِ شخصی با تحكم میخواد به كرسی بنشونه، دِ هركس یه اعتقادی داره پدرِ من، ولم كن، كاری نكن عینِ بعضی ها ارزویِ مرگتُ كنم، تو باید ازون دخترهایی میداشتی كه پدرشونُ میشورن میذارن كنار، نه منِ بدخت كه هرچی تا الان گفتی گفتم چشم، چشممُ رو همه یِ علایقم بستم، بازیگری نمونه یِ بارزشِ، كه به خاطرِ افكارِ پوسیده یِ تو كه هر كی بازیگر ب
از وقتی که وبلاگ داشتم ،همون قدیم قدیما که تو بلاگفا بودم ،با هیجان میومدم پست مینوشتم نظر میخوندم نظر مینوشتم، همون موقع ها که یه عالمه دوست خوب ِ وبلاگی داشتم و کلی چیز ازشون یاد گرفتم ،حتی بعدش که بلاگفا توی ِ یه تیر ماهی  یهو زد تموم خاطراتمو پروند و یه بخش خیلی زیادی از آرشیو م پرید  و دیگه ماه به ماهم به وبلاگم سر نمیزدم ،بعد ترش که دیدم نه کلا این وبلاگ نصفه و نیمه که یه بخشی از خاطراتم توش هست و خیلیاش نیست رو نمیخوام و دیگه دست و دلم ب
این فشار ترک اینستاگرام اذیت که میکنه 
 دوباره نصب میکنم ازش خسته میشم باز حدفش میکنم
منی که عاشقه مَمَد بودم اما وقتی بود، حوصلشو نداشتم میپروندمش بره
منی که عاشق زبان یاد گرفتنم اما چن روزه حالم بهم میخوره  دلم میخواد بذارم کنار کلاً
حتی گاهی از آهنگ هایی که عااااششقشونم هم خسته میشم و عق میزنم
دو هفتس هیییچی زبان نخوندم
کلاس هامم یه خط درمیون میرم
دیگه لپ تاپ و اینترنت و چت و فوتوشاپ و با کدها ور رفتن و اینا بم حال نمیده
کاش حداقل  هوا ان
ای ارحم الراحمین! ای غفار الذنوب ! ای خدای مشرقین و مغربین !
ای که میگفتند شکسته های دلمان که نزد بازار تو بیاید خودت با دل و جان میخریشان. کجایی؟؟
شکسته های قلبم دارد خودم را تکه تکه میکند! نفس هایم همچون طناب داری دست بر گلویم انداخته اند خدا جان! دارند جانم را میدرند!
کاش نجاتم دهی از منجلابی که در آن دست و پا میزنم، خدای تنهایی هایم، خدای خستگی هایم ، خدای  دلتنگی هایم راست بگو، دل کدام بنده ات را شکسته ام که دلم را به بند تازیانه گرفتار کرد
(به سبک میخانه دگر جای من بی سرو پا نیست)
ایوان نجف! باز دلم کرده هوایت
رحمت به خلیلی که چنین کرده بنایت
ای کاش کنم روبروی صحن تو سر خم
مستانه به دور سر آقام بچرخم
ای کعبه ی من، روی حیدر
بهتر از وطن، کوی حیدر
****
با بوی گنه آب و گلم ریخته برهم
آقا نظری کن که دلم ریخته برهم
دور از نجفت غرق بلا شد، شب و روزم
تا کی من از این داغ نفسگیر بسوزم
بر من خراب کن نگاهی
یا ابوتراب کن نگاهی
****
گیرم که دلم عصمت دیدار ندارد
اصلا تو بگو باغ مگر خار ندارد؟!
باشد دل من
چند روزه دوباره شروع کردم کار کنم این خاطره یادم افتاد خواستم بنویسماون اوایل که شروع کرده بودم کار کنم بهم گفتن منتظر باش تا طرح وبرات بفرستیمبا نیما رفته بودم بیرون تو کافی شاپ بودیم رو گوشیم ی پیام اومد ب ایمیلم از طرف همون شرکت . به شدت ذوق زده شدم همونجا بند و بساط لپ تاپ و باز کردم شروع کردم نقشه کشیدناون طرح هم ساده بود و قرار بود که 120 تومن بگیرم برا اون نقشه من که مشغول نقشه بوم نیما فقط داشت غر میزد که مگه تو محتاج 120 تمنی؟اصلا مگه تو
مدتی بود که احساس میکردم مثل قبل نیست. خیلی خوب کار نمیکرد، میدونستم یه چیزیشه ولی هی خودمو به اون راه میزدم، نه من به روی خودم میآوردم نه اون، ولی میدونستم یه چیزیشه.
یخچالمونو میگم!
 مریض احوالیشو میشد از شیرهای ترشیده، میوه های کپک زده و نون سنگکای بیات شده توی فریزر فهمید، تا اینکه پنجشنبه دل رو زدیم به دریا و دکتر آوردیم بالا سرش.
دکتر گفت این از تو برفک داره، باید تا شنبه صبر کنید که برفکاش آب بشه. حضرت آقا گفت ما تا یه ساعت دیگه برفکا
به سوال های یه جای کار میلنگه و یه چیزی درست نیست این سوال "داری با خودت چیکار میکنی  " هم اضافه شده .عمیقا قلبم درد میکنه . و دختر بدی میشم اگه بگم . بیخیال نميگم !ببین ارزش ریسک کردن و داره ؟ اره ؟برو بریم از اول!برای بار آخر . 
دانلود آهنگ جدید مهدی عباسی ماه من
دانلود آهنگ مهدی عباسی به نام ماه من کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده ماه من با صدای مهدی عباسی از جوان ریمیکس
Download New Music Mehdi Abbasi – Mahe Man

آهنگ جدید مهدی عباسی در تاریخ ۶ مرداد ماه منتشر شد.
این موزیک در سبک پاپ قرار دارد.
ساخته جدید مهدی عباسی، ماه من نام گرفته است.
هم اکنون می توانید موزیک پیشنهادی مدیر سایت را از لینک زیر دانلود نمایید :
دانلود آهنگ فاطمه
دانلود آهنگ جدید راحتی باهاش از یوسف همراه متن آهنگ
 
 
متن آهنگ راحتی باهاش از یوسف
از عشق این روزات بگو میخوادت اصلا که یهو جدا شدی دور شدی ازمن
از عشق این روزات بگو که جدامو پر کرد منتظرتم هنوز سختمه برگرد
راحتی باهاش مثل من عاشقت میمونه همراهته
واسش مهمه انتخاب این رابطه مواظبته
میمونه باهاتمثل ی عاشق دیوونه با خنده هاش
دانلود آهنگ جدید یوسف راحتی باهاش با لینک مستقیم
اسمتو دم به دم میاره تو جمله هاش راحتی باهاش
جات هنوز تو دل
یا من لا مفر الا الیه.
"دنبال دعایی می‌گردم که آرامم‌ کند. کتاب دعا را بسته‌ و نبسته نگاهم می‌افتد به صفحه سفید آخرش. جایی که با خودکاری ‌کم‌رمق نوشته‌ام 'حدیث قدسی.بخوانش. همیشه' ؛ 
"ای کسی که وصال ما را ترک کرده‌ای، برگرد و ای کسی که بر جدایی از ما سوگند خورده‌ای، سوگند خود را بشکن. ما ابلیس را برای این از خود راندیم که بر تو سجده نکرد"
 انگار که خدا پایین آمده، دستش را ‌گذاشته روی شانه‌هایت که سرت را برگردانی نگاهش کنی. اصلا انگاری
Pedi_I:
من نشستم و فیری تو جلو اون خوابیدی
رو مخم را میری تا میگی داری وید
حالیت نی میگی دستمه
صدنشه لش پخش فرش زده حشره رد کرده مصرفت از حد دوز
تنت شدی از همه تَرد
فکت قفل حرف مفت میگی اَ همه بَد
بسه فحش نده دختر تخس تو همونی بودی که گفتی زیادی از سر من
برگرد پیش همونا که تورو به لجن کشیدنت
من که محل نمیدمت
قدیم میگفتم یه تار موت کم نشه
ولی الان دیگه مهم نی اگه حتی تورو کچل ببینمت
الان ی آدم دیگه‌ام پر شهوت و عنم
توام سمتم نیا نه نه تو نخند







 ی
سرم رو تکیه دادم به شیشه اتوبوس،هنذفری توی گوشم هست و محمد معتمدی میخونه"جا ماندی آه ای دل، ای موجِ بی ساحل"
با ت خوردنِ بغل دستیم به زمان حال برمیگردم و میبینم دوتا پسر بچه ی تخس کنارم نشستن،خسته تر از اونیم که ذوق کنم و باهاشون معاشرت کنم!
دوباره سرم رو تکیه میدم به پنجره و دل میدم به محمد معتمدی"حالا که میروی همراهِ جاده ها،برگرد و پس بده تنهایی مرا"
از گوشه ی چشم میبینم که پسرک بزرگتر زرورقِ شکلات رو میندازه کفِ اتوبوس،سریع واکنش نشون م
ای باب حاجت همه ای قبلۀ مرادنور الهُدی، ولیِّ خدا، سید العِبادخیرالامم، محیط کرم، آسمان جودابن الرضا، امام نهم، حضرت جوادباب عطا و مظهر جود خدا توییمولا تویی، امام تویی، مقتدا توییقرآن بُوَد ز مدح و ثنای تو شمّه ایجز مهر تو به گردن ما نیست ضمّه ایبحر سه گوهری گهر عرش بحر نورکل ائمه را تو جواد الائمه ایروح رضا، روان رضا، در وجود توستتا روز حشر جود اگر هست جود توستدشمن خجل ز لطف و عطا و کرامتتاز کودکی به عالم خلقت امامتتاز ماه عارضت شده شرمند
توهمات برخی ایرانیان ! ما بهترینیم !  ایا نباید مردم بهتری شویم ؟
چرا به خودمان دروغ می‌گوییم و فکر میکنیم ایرانیان هیچ ایرادی ندارد ؟ 
چرا مثل مردمان دیگر کشورها پشت هم دیگه نیستیم و بجای حمایت همدیگه رو تخریب میکنیم ؟ چرا وقتی خبر بدبختی یه ایرانی رو میشنویم میگوییم : خوب شد ! حقش بود ! مرتیکه دزد معلوم نیست چیکار کرده ؟
چرا همدیگه رو قضاوت میکنیم ؟ این است فرهنگ اریایی ؟
چرا میگیم عربها سوسمار خورند !
عربها هیچ کدوم از این کارهای ما ایرانی ه
سلام دوستان . من یه دختر نوجوونم  ٬ اومدم تو این سایت تا بگم چرا همه ی دوستام یه دوست صمیمی تر از من دارن؟
بین دوستایی که دارم با دو تا خیلی صمیمی ام اما اونا دوست صمیمی تر از من هم دارن. من نميگم اگه یکی باهام دوسته فقط با من باشه با بقیه حرف نزنه اما منم دلم یه دوستی رو میخواد که هر موقع منو میبینه خیلی خوشحال شه بغلم کنه و .
نميگم دوستام این طوری نیستن و همو بغل و . نمیکنیم ( اینطوری هست ولی کم) ٬ میخوام یه رابطه باشه بین دو نفر فقط . حتی خواه
پریروز صبح ساعت 5:30 صبح برای شنا از خونه خارج شدم. وقتی پاهام شن‌های ساحل رو لمس می‌کرد هوا گرگ و میش بود و من هنوز گیج خواب بودم. عده‌ای شنای شبانگاهی خودشون رو به پایان رسونده بودن و به خانواده‌هاشون که لب ساحل نشسته بودن ملحق می‌شدن که به خانه‌هاشون برگردند. تقریباً یک سالی می‌شد که به دریا نرفته بودم آب خیلی سرد بود و همچنین باد سردی می‌وزید. دریا هم مثل دخترهایی که قهر کرده باشند با موج‌های بلندش می‌گفت این همه مدت نیومدی حالا هم برگ
سلام سلام.
امروز اومدیم که براتون اصطلاحات بازی وارکرافت یا همون دوتا 1 را که خیلی ها بهش نیاز دارن را براتون بذاریم.این اصطلاحات مربوط به بازی وارکرافت انلاین با گیم رنجر یا گارنا است.چون ممکنه شما وارد بازی شی و در بازی این اصطلاحات به کار برده شود و شما متوجه ان نشوید و در اخر سر ان ها شما را از بازی خارج میکنند یا به اصطلاح بلاک میکنند که دیگر نمی توانی با ان ها بازی کنی.خب من امروز تقریبا همه ی ان ها را به شما یاد میدم نگران نباشید.با ما همر
صفورایِ عزیزم! هزار و دویست و سی و هفتمین روز از آخرین دیدارمان هم گذشت، یک ساعت پیش که حساب کردم و به این عدد رسیدم به نظرم مضحک و خنده دار آمد، من تا امروز فکر می کردم هزار سال است که ندیدمت، بعد خاطرات یکی یکی پررنگ شدند و حجم گرفتند. زخم های کهنه سر باز کردند و از هر روزنی رخنه کردند به درونم. این حجم گرفتن ها و رخنه کردن ها هر ازچندگاهی می آیند به سراغم و هربار به شکلی تکرار می شوند، یادم نیست آخرین بار کی بود، این هزارسال ندیدنت، خودت و خاطر
سلام عزیزان وبلاگی
امیدوارم حالتون خوب باشه :)
دانشگاه فرهنگیان و تمامی رشته ها و 
دبیری شهید رجایی تهران مجاز شدم
ولی رتبم چهار رقمیه زیر پنج هزار ولی نميگم چیه چون اصلا راضی نبودم و کلی گریه کردم
دعا کنید ان شإالله انتخاب رشته خوبی داشته باشم و تربیت معلم قبول بشم ممنونم 
پ ن:ممنونم از نگرانی هاتون
هاپ هاپ
من امروووووووووز
خیییییییییییلیییی
خوووووووووووش
حااااااااااااااااالللممم
من امروز صاحب دار شدم
یعنی دیگه ولگرد نیستم
تازشمممم صاحب نگو چ صااحبی
هممممممه جوووورههه عااالییه
از هرررررررر انگشتشون یه هنر میریزه
الان نميگم بعدا جداگانه میگم خخخ
خلاصه الان من باکلاس ترین سگ شهرم
تاززززززززه اسمم برام انتخاب کردنننن
از این به بعد من سگ بانوی بزرگ، ٫سوبارو٫ هستممم احترام بگذارررید
خخخ
من الاااان خییییلییی ذووووق مرررگمممم
⁦️⁩
دانلود آهنگ جدید رها مرتضوی بادبادک ها
دانلود آهنگ رها مرتضوی به نام بادبادک ها کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده بادبادک ها با صدای رها مرتضوی از جوان ریمیکس
Download New Music Raha Mortazavi – Badbadak Ha

آهنگ جدید رها مرتضوی منتشر شد.
این موزیک جدید رها، بادبادک ها نام گرفت و در تاریخ ۳۰ تیر منتشر شد.
امیدوارم شنوندگان از موزیک رضایت داشته باشند.
هم اکنون می توانید موزیک پیشنهادی ادمین سایت را از لینک زی
هیچ وقت به خاطر هیچ کسی از ارزشهای اساسی تون نگذرید!
اطمینان صد درصد بهتون میدم که پشیمون میشید
نميگم تغییر نکنید یا تغییرات و نپذیرید
اما تغییرات عقلانی و منطقی رو بپذیرید و با چشم باز به سمت تغییر برید مطالعه تحقیقیا دست کم با دلایل درست خودتون نه تنها بر اساس احساسات و خواست دیگران!! و تحت تاثیر مسائل زود گذر و ادمهای اطراف
دیگرانی که معلوم نیست تا کی هستن و مهمتر اینکه تو قبر ما نمیخوابن و جای ما هم قرار نیست جواب پس بدن
مادر بزرگوار شهید سید سجاد خلیلی :
پنهان شدن را همیشه دوست داشتی
قایم باشک بازی میکردی
توی کمد!
پشتِ لباس ها!
تو حیاط خانه!
بین گل ها و درخت های خانه پدربزرگ
یادت می آید حتی
برای همان چند لحظه که خودت را نشان بدهی چه بی تاب می شدم ؟!. 
سجاد جان! 
برگرد مادر
بی قرار آمدنت هستم.
این بار اسپند آماده می کنم و دورت می گردم ، که پسرم مدافع حرم عمه جانش بوده
بوی خوش برگشتنت را حس میکنم مادر
بیا دوباره علَم به دست بگیر و صدای ابوالفضل گفتنت مازندران ر
سلام. 
خوبید؟
امروز می خواهم یکم درد و دل کنم. شایدم درد دل نیستا . از یک حس می خواهم بگم. البته از این حس ها که واسه ما دخترا زیاد هست . :)))))))))))))
من الان 33 سالمه هااا. اما هنوزم بعضی وقتها یکهویی از یکی خوشم میاد. اما خوبیش اینه تو دلم نگهش میدارم و به کسی هم نميگم
من کلا هر سال یکبار از یکی خوشم میاد ، دو سه ماه بهش فکر میکنم و بعد دو سه ماه هم میفهمم یکی تو زندگیشه و بنده خدا اصلا به من فکر نمیکرده :))))))))))))))))))
بعد یک دو هفته طول میکشه تا فراموشش کنم
با صدای زنگ تلفن بیدار شدم، همسر بود، ازم خواست حاضر شوم که با هم برای صرف صبحانه به طبقه پایین برویم. تا حاضر شوم و از اتاق خارج شوم همسر دم در ایستاده بود، وقتی مرا دید چنان ذوق کرد که حس کردم چند سالی‌ست از هم دور بوده‌ایم. بعد از صرف صبحانه وسایل را برداشتیم و از آنجا بیرون زدیم. طبق آدرسی که بلاگر سوم به ما داده بود باید می‌رفتیم سراغ BRT، تازه فرصتی شد خیابان را ببینیم، از جلوی دانشگاه امیرکبیر گذشتیم و به طرف میدان ولیعصر رفتیم.
کمی پیاد
بسم الله الرحمن الرحیم

 مسئله خیلی مهمی که خیلی جاها به گوشم خورده و برام عجیب بوده مسئله ازدواج و آگاهی های اونه!
استاد شجاعی توی یکی از سخنرانیاشون خیلی جالب به این قضیه اشاره کردن که توی دنیا همه چیز بر طبق معادلات و قوانینه! یعنی چی یعنی اینکه برای یه ازدواج موفق شما نیازمند آگاهی هستی،این آگاهی نباشه نتیجش شکسته! بی برو برگرد!
متاسفانه متاسفانه انقدر این شناخت کمه،که خودش دلیل اصلی این ازدواج های نا موفقه،بازم طبق صحبتای استاد تنها کم
دانلود آهنگ جدید علی مسعود حس آرامش
دانلود آهنگ علی مسعود به نام حس آرامش کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده حس آرامش با صدای علی مسعود از جوان ریمیکس
موزیک : مهرداد نصرتی, ترانه : حسین غیاثی, تنظیم : سعید رضایی
Download New Music Ali Masoud – Hesse Aramesh

علی مسعود عزیز، خواننده نوظهور موزیک جدید خود را منتشر کرد.
آهنگ جدید علی مسعود، حس آرامش نام گرفته است.
این موزیک در سبک پاپ قرار دارد.
ترانه این موزیک از،
درد دل ما به درد هیچ کس نمیخوره واسه این میام اینجا.
راستش اهل درد دل کردن هم نیستم  شاید به همین خاطره ک به کسی چیزی نميگم جز روزمرگی ها هوا خوب شده ها اخ اخ دیدی چقدر وسایل گرون شده .گوشت رو دیدی قیمتش چقد زیاد شد .اخی  چقدر زمونه ی بدی شده .خسته شدم از شب وروز های تکراری از زندگی بی هدف ازبی برنامگی از بی ایمانی جدی از این اخری بیشتر خسته شدم من مسلمانم اما ایمانم .ایمان ندارم جدی میگم ازخودم بیزارم که چی بشه دارم زندگی میکنم و بی برنامه جلو
نه نگو نه دیگه به من که میگیره قلب من با تو آروم میشم♬♫ من دلمو میدم به تو باشه پیش قلب تو تا بمونی پیشم تو همونی که تا ازت یه حرفی میاد وسط دل من می ه♬♫ واسه بودنت کنار من اگه جونم بدم به خدا می ارزه دست خودم نیست تو رو میبینم ببین دل تو دلم نیست♬♫ گشتم این دنیا رو مثل تو هم نیستآهنگ این خود عشقه حسین توکلی
آهنگ دیگه توی دنیا به چی اعتباره
آهنگ دوتایی حسین توکلی
آهنگ امید آمری و مهدی مقدم برگرد
آهنگ فرزین کاتب دیوونه میشم
آهنگ هونیاک مرسی ک
چه برایم به جا گذاشته‌ای؟ همه‌ی آنچه هست دور و برم
این تمام غنیمتم از توست: نامه‌هایت، امید مختصرم
همه را از برم، قلم به قلم، واژه‌های تو آسمان من است
گفته‌ای از گذشته‌ها بگذر من ولی با تو باز همسفرم
می‌کشم بر تنی که می‌لرزد، یک به یک این حروف روشن را
چه حقیرند پیش این خورشید، همه ابرهای روی سرم
واژه هایت مرا بغل شده‌ و در دلم لحظه لحظه حل شده‌ و
قطره قطره مرا عسل شده‌اند، در گلوگاه بغض‌های ترم
این که تکثیر می‌شود در من، سرطان طلایی کلم
این لحظاتِ به ظاهر خاص رو در تنهاییِ خوبی سپری میکنم.
برعکس هر سال که دم دمای عید خبر از یه آدمی میرسید امسال عید جدایی بود.
برعکس همیشه ی عمرم آخرای امسال نگاه ها رو روی خودم حس کردم.
نگاهای شیرینی که بوی نجات میدن.
یک بار میگم سال بدی بود یک بار میگم خیلی خوب بود!! دروغ هم نميگم.
من بدترینِ خودم بودم امسال ولی بقیه باهام بهترین ها بودن.
شکر.
امیدوارم توی سال جدید حال امام زمانمون رو نگیریم.
امیدوارم حال به شیطون ندیم.
امیدوارم راه سوم رو که
موفقیت فقط تو کنکور و صرفا ی رشته ی خاص تعریف نشده 
موفقیت توی طرز فکر توعه که از راهی ک جلو روته راه موفقیت پیدا کنی 
انقد خودتون پشت سد کنکور تلف نکنید 
یکم هم ب خدا اعتماد کنید 
وقتی یکسال تلاش نکردی دوسال  موندی تلاش نکردی رفتی رو سیکل معیوب نميگم نمون ولی ی اراده ی فولادی میخواد موندن ی روحیه ی آهنی
وقتی ادم پشت کنکوری بودن نیستی روحیه ات ضعیفه خودت تلف نکن 
موفقیت فقط در کنکور نیست 
زنگ اون یکی درم بزن
چیزی که من خودم تا قبل رفتن دانشگاه
یه روز یکی میگف ساعت و دقیقه که یکی میشه یعنی یکی به یادته.
مسخره ترین حرف عالم بود حرفش میدونم.
ولی ما باورمون شد همین جوری الکی.
میدونی که دنیا همونیه که باور داشته باشی نه؟
میخوام بگم حالا که ساعت گوشیم خود به خود رفته رو طاعت دمشق و هر بار که نگاهش میکنم ساعت و دقیقه ش یکیه ته دلم قرص میشه واقعنی.
میدونی که دنیا همونیه که ته دلت بگه مگه نه؟
ته دل من این روزا آشوبه که تو کی هستی که از دمشق به یاد منی.
میدونی حاجتم چیه.
میدونی خدا گفته بخوانید ت
عصبیم
بی دلیل و با دلیلشو نمیدونم
نفسم میون راه گیر میکنه دستام میلرزه دمای بدنم بالاست
و حس میکنم یکی داره مغزمو اره میکنه
عصبیم
به شدت و توان بالا 
انقدر که از صبح دلم نمیخواست جواب هیشکیو بدم
انقد که مطمئنم اگه دهنمو باز کنم چیزای خوبی نميگم 
گمونم این قضیه عصبانیت از خواب شبم شروع شده
خوابی که خوب بود و اصلا حاوی کابوس و محتوای مجرمانه نبود :))
عصبیم
از خودم و خونواده ای که تموم برنامه هاش به چهارشنبه و کنکور بستگی داره
عصبیم 
از این نامر
سلام این ماه رمضون که گذشت  به شدت کسل کننده بود یک امتحانم توش بود. امتحاناش توش بود. خلاصه تشنه گشنه بودیم. و غیره و ذالک. 
از یه جایی خوب بود پیش خانوادم بودم. پارسال که با برو بچ زده بودیم ددر. ولی امسال ور دل مادر. خوب این خوبه ولی بدیش اینه اونی که باید باشه نیست. 
نميگم کی فضول نشید. 
یه چیزایی خیلی رو مخ بود. از بستنی خودن بعضیا تو خیابون. از روزه خوری بعضیا از دندون درد لعنتی تا گرما و دوری و این کتابای کثافط. 
خوب چرا کصافط چون جا ندارم نگه
این نوشته رو براى شما مى نویسم؛ براى شما که خارج از من زندگى مى کنید
تا برایتان توصیف کنم زندگى در اینجا چگونه است؛ زندگى در این نقطه.
همه چیز رنگى ست اما بى تفاوت است، اکنون در پیرامون من.
محیطتان را با وسایل رنگى و زیبا تخیل کنید؛ آرامترین رنگ، نه بسیار خلوت نه بسیار شلوغ، دقیقاً در نقطه وسط کمى حایل به سمت خلوت. وسایل همگى ساده اما زیبا و کوچ و باسلیقه. با کمى آشفتگى ظاهرى مثل ظرف هاى شسته نشده و لباس روى مبل. خانه اى آرام و پر نور.
این پیرامون
یه پسر جوون و پدر تقریبا پیری یه خوونه قدیمی دارن، اینا میوه میفروشن جلو خونشون، فروششونم بد نیست امشب با مرده حرف میزدم ملکت چقد میارزه، میگه متری ۵۰ تومنم بخوان نمیدمش! آخرش گفت دو تومن میخواستنش ولی ندادم، منم دیگه چیزی نگفتم اما واقعا اینا دیگه کین ؟؟؟خونه کلنگی و داغون، خودت و پسرت تا صب بیدار باشی که میوه هاتو دزد نزنه (۲۴ ساعته بازه) آخرش که چی؟ این واقعا زندگیه؟دو تومن بگیر، با ۱۴۰۰ یه آپارتمان خووب بخر، ۱۰۰ تومن بده یه ماشین بنداز
+اینجایی؟
-همیشه همینجام:)
+بهم گفتن، بهت بگم چرا کم حرف شدی:/
البته میدونم چرا، اما خوب قبلا بیشتر حرف میزدی
-الان میخوای حرف بزنم؟
+اوهوم، راجع  چی؟
-اومممممممم، "بادکنک" خوبه؟
+بادکنک؟؟؟!!! گرفتی مارو؟
-نه جدی میگم:)
+مثلا میخوای چی بگی، چطور بادکنک باد کنیم؟؟؟
-نه، اگه نمیخوای نميگم خوب:!
+برو خودتو مسخره کن
-عجبا
+اصن شب بخیر، نخواستیم حرف بزنی
همون لال بمونی بهتره
-چشم:)
هرچی شما بگی
+معلومه
-اوهوم
سین سکوت محض
:) :(
تا حالا به لیست شماره های توی گوشیت نگاه کردی؟؟؟؟هر کدوم چیو یادت میارن؟؟؟تا حالا پرسیدی چرا شماره این باید توی گوشی باشه؟؟؟فکر میکنم گاهی وقتا ما دوستامون رو موضوع بندی میکنیم.اگر نگاه اقتصادی داشته باشیم، میگیم فلان دوست موقع بی پولی میتونه قرض بده.اگه نگاه هنری داشته باشیم، میگیم فلان دوست در این زمینه میتونه کمک کنه.اگه . اگه . اگه .همش خوبه، نميگم بد.ولی کاش لا به لای اون همه شماره، حداقل باشه شماره ای که مواقع دلتنگی و دلگیری ا
حق الناس شبیه این میمونه که شما همه کارهاتون رو کرده باشید و در فکر رفتن هستید رفتن به طرف رستگاری به طرف هر چیزی که همیشه آرزوشو داشتید و فکر میکردیدهمیشه  اگه یه زمانی چنین روزی برسه و چنین دری باز بشه ما که عاشق چنین جانبازی  هایی هستیم بی درنگ و بی معطلی میریم و خودمونو میرسونیم به قافله عشق و سعادت مند میشیم، چون همیشه تشنه ی راه حق بودیم و دیگه به راحتی آخرین مرحله رو هم که دادن جان هست، فدا میکنید و چیزی نیست که میگذرونیم و تمام.
اما شا
دانلود آهنگ جدید امین حبیبی تو دنیامو عوض کردی
دانلود آهنگ امین حبیبی به نام تو دنیامو عوض کردی کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده تو دنیامو عوض کردی با صدای امین حبیبی از جوان ریمیکس
ترانه, موزیک و تنظیم: امین حبیبی
Download New Music Amin Habibi – To Donyamo Avaz Kardi

امید حبیبی عزیز موزیک جدید خود را منتشر کرد.
ساخته جدید امین حبیبی در تاریخ، ۳۰ تیر منتشر شد.
این موزیک، تو دنیامو عوض کردی نام گرفته است و در سب
مخاطبای گوشیمو که میگردم،دلم میگیره.
یعنی چی که عکس تکی شوهرت رو میذاری پروفایلت؟ یا پروفایلتو پر میکنی از طرح های گرافیکی اسم شوهرت!!
یه گروه عضوم که همه ی اعضاش خانومن، حالا وقتی پیام میاد چی مینویسه؟
امیر می پرسه: عزیزای دل، چیکار کنم ته دیگم خوب بشه؟
علی میگه: بیا پی وی بهت یاد بدم:/
یا مثلا اصغر(مرد تنها) عکس لباس شبش رو میذاره، میگه فروشیه، بخدا فقط یه بار پوشیدم:/
من نميگم همه باید عکس خودشون رو بذارن،نه.منم همیشه عکس خودم رو پروفایلم نی
خب
نميگم ادم خیلی موفقی بودم خودم و اینا رو اصلا و ابدا به عنوان یه مشاور نميگم به عنوان  یه دوست یا یه نفری ک پارسال شرایط شما رو داشته میگم
1
ته دلتون میدونم ممکنه نگرانی داشته باشید  ولی در جهت منفی زیاد نباشه لطفا
ازمون هایی که تا الان دادی ن کنکور بوده نه جایی از ایندت ثبت میشه اون ازمون ها صرفا واسه تست خودت بوده ک ببینی شرایط چجوریه
ولی تو کنکور قرار نیست صرفا همون نتیجه رو بگیری! 
به قول یکی از هم دانشگاهی ها هیچ کس تا روز کنکور نمی
سرانه‌ی گوش دادن به موسیقی یکهو چند ساعتی زیاد شد، همه‌ـش هم تقصیر شماست! لذا یک دنیا ممنون و متشکر!
به عنوان زکات، همه‌ـشون را اینجا میذارم که بقیه هم لذت ببرند! گفتن نداره که این آهنگها بهترین آهنگهایی هستند که دوستان گوش میدن، پس احتمال اینکه دوست‌ـشون داشته باشید خیلی زیاده! شاید فکر کنید دروغ میگم، ولی خودم بلا استثنا همه‌ـشون رو دوست داشتم؛ فقط یکسری را بیشتر، که رنگی کردم! :))
طعم شیرین خیال - دال | از سرزمین‌ـهای شرقی - پالت | دل یار -
سلاااام چند وقته انرژی ازام میباره البته بگما انرژی که با خستگی همراه دیدین یه کاریو انجام میدید که بهش علاقه دارید وقتی تموم میشه هم خوشحالید هم خستم خداروصدمرتبه شکر گوشه چشمیم به من نگاه کردن ان شاءالله همه رو شامل رحمت قرار بدند .
من گاه گاهی سرمیزنم به اینجااما دوستان میخوننو هیچ رد پایم نمیزارند ماهم میایم بی انگیزه برمیگردیم .
راسی یه چیزی دلم کنار اومد .گذشت ازاش .بیشتر نميگم مثل قبلاناراحت کننده ننویسم این یه تیکم جهت اطلاع بود ه
بین ملغمه ای از دردهای زنانه، درد فهمیده نشدن کارد رو به استخون فرو میکنه. چاره تخفیف این دردها چیه؟ شناخت نیازهات و دونستن فیزیولوژی بدنت. باید بدونی که هیچ کس جز خودت جواب دردهات نیست! 
من اهل چالشم. اگر خوندن درسی برام مشکل باشه داوطلب میشم برای جزوه نوشتنش، اگه کاری رو نتونم انجام بدم به دیگری پیشنهادش میکنم که باهم جلو بریم.
حالا ایمیل من شده مملو از ژورنال های پزشکی و زنان، که نخونده ام یا نگاهی گذرا کرده ام که چیزی یادم نمونده. 
حالا
 
من آدم ساده ایی هستم.
اصلا بزار ببینم به شما بگن 5 تا از نقصها و اخلاقای بدتون رو بنویسید میتونید بنویسید؟
اگه نتونستین پس خودتون رو نشناختین!اما من فهمیدم خیلی ساده ام.نميگم مهربونم اما هر کاری تونستم کردم بدون منت و چشم داشت.
برای این میگم ساده ام چون براحتی حرفای ادما رو باور میکنم.متوجه منظور واقعی نمیشم اینو نفهمیدم هر کی دنبال یه چیزی هست از گفتگو.
چیزایی دیدم که دیدم رو به همه بد کرده لااقلش گاردم رو کاملا میبندم و دیگه به هیچ کس اجا
در گذر این سال‌ها، من هزاران بار من بوده‌ام.یکی از این هزار من کودک بود. با چیدن چند میز پذیرایی کوتاه و بلند پشت سر هم و طی کردن آن‌ها از ابتدا تا انتها و یک پرش کوچک خوش می‌گذراند. اما از همان پریدن از بالای یک میز پذیرایی کوتاه هم می‌ترسید. آخرش‌ هم همین ترس کار دستش داد؛ شپلق! از پشت با سر به زمین خورده بود.یکی از این هزار من، نشسته بود و شعر می‌خواند که کبوتل قشنگم، خوشگل و شوخ و شنگم، وقتی می‌‌شینه لو دوشم، نوک می‌زنه به گوشم، از دست
آقا چه می‌کنه این تعارف با آدم!
رفته بودیم مهمونی، باد کولر مستقیم می‌زد رو ساق پای من. حالا ملت همه خوشحال و خنک و اینا، صاحبخونه سه بار به من گفت اگه سردت میشه بگو کولر رو خاموش کنیم. مگه من روم می‌شد بگم جفت ساق پاهام خشک شده و داره میفته؟!(:دی)
الان فک کنم باید تو چله‌ی تابستون، جوراب کلفت بپوشم بخوابم که تا صبح دردشون خوب شه:))
+ ولی من واقعا نمی‌دونم چله‌ی تاستون کِیه
+ بی‌ربط: این دوست عزیز اندروید ۵ ای از وقتی تو این پست بهش اشاره کردم یه
تو این مدتی که گذشت فهمیدم آدما راحت تر از اونی که فکرشو میکردم پشتمو خالی میکنن راحت قضاوت میکنن راحت محکوم میکنن و راحت تر از اون طلبکارن و انتظار دارن حالا دیگه اما میدونم سکوتم از خریتم نیست فقط حرفم نمیاد وقتی این رفتار هارو میبینم آدمها خودخواه ترین و منفعت طلب ترین موجوداتین که ممکن بود به وجود بیاد و اومد اره دلم پره از همه میدونم کم کم بارکردم که برم میدونم دیگه نمیخوام حتی بگم که میرم میدونم به خودشونم بیان نمیفهمن تارایی بوده مید
چه بهار دلگیری.اصلا بهار همیشه دلگیر بوده، نمیدونم چرا بقیه انقدر ذوق اومدنش رو دارن‌.چه ذوقی داره شروع یه سالِ دیگه بدونِ تو؟!
چقدر رنگ سبزِ این روزهای شهر تو چشم میزنه و حالمو بد میکنه‌.
راستی بهت گفته بودم فصل بهار اذیتم میکنه؟ بهار هیچوقت مالِ من نبوده، درست مثل تو.
اگه یه روز خواستی بیای، بهار نیا پاییز بیا، وقتی دارم پا به پای طبیعت برات میبارم بیا، وقتی امید مثل پرنده ها از دلم کوچ میکنه بیا، وقتی هوای دلم ابری و تیره است بیا‌.
بذا
سلام
من همیشه نسبت به قوی تر کردن شخصیتم تعلل میکردم ولی بالاخره یکم ازین ویدئو های به قولی انگیزشی که ماه ها بود یوتیوب بهم پیشنهاد میداد رو دیدم. ویدئویی از آقای Jordan Perterson بود. انقدر خوب صحبت میکنه این شخص که شاید 10 تا ویدئو نیم ساعته ازش رو تو همین چند روز دیده باشم. 
آدم مغرور همینه دیگه. فکر میکنه خودش بیشتر از بقیه میدونه و نمیتونه بپذیره که یه فیلدی هست که هر روز باهاش درگیره ولی نسبت به درست کردنش اقدام نمیکنه. 
ممکنه بعضی عقایدش یکم را
یک وقت هایی با دیدن یک ماجرا یا شنیدنش ،زودی نقشه میکشد و میگوید: اگر
امروز توی اتوبوس تا نگاهش به خانم تقریبا هفتاد ساله ای افتاد قیافش تغییر کرد و منتظر یکی از آن اگرهایش بودم.تا از اتوبوس پیاده شدیم
گفت: من که هیچ قدرتی ندارم اما اگر یک روز بهم یک قدرت بدهند،توی شهر برای خانم های بالای شصت سال یک گشت ارشاد میگذارم.
خندیدم و با تعجب گفتم: چرا اونا؟
سرش را انداخت پایین و گفت: حیف نیست این چروک های روی صورتشان و خط های کنار لب و چشمشان را زیر چند
می‌گفت:
ببین من آدم دروغ و دغل بافتن نیستم.
نميگم تو اولیمی، بودن!
قبلِ تو خیلیا بودن، همه شونم وقتی اومدن گمون می‌کردم عشقن، کنارشونم بدک نبود حالم، می گفتم، می‌شنیدم، روزگار می‌گذروندم خلاصه.
نبودناشونم یه چند صباحی حالمو بد می‌کرد اما هرچی بود می‌گذشت!
اما تو نبودنات نمی‌گذره.
تو نبودنات حالمو بد نمی‌کنه، می‌کُشه فقط!
من با خیلیا خندیدم، اما فقط برا توئه که چشمام تر می‌شه، فقط رفتن توئه که به گریه م میندازه حتی فکر و خیالش!
ببین
سلام
ادامه سفرنامه بنیامین جانم رو از زبان چنور میخونید .
خب داشتم می گفتم رفتیم بازار طلا فروشی ها و شاید بگم بالای 30 تا مغازه رو نگاه کردم و از تقریبا از هر مغازه ای از یه سرویس خوشم اومده بود .
یه سرویس بود خیلی قشنگ بود و یه دختر و یه مادر هم اونجا بودن که همزمان با هم به سرویسی که انتخاب کردم گفتن خیلی قشنگه ولی قیمتش زیاد بود و منم به بنی قول داده بودم جوری طلا بردارم که بهش فشار نیاد و تقریبا مشابه همون سرویس خیلی شیک تر و ساده ترش و خی
دیروز!
راجع به مسایل جنسى در این کشور مجاز به صحبت در فضاى عمومى نیستیم؛ مسائل مربوط به خانم الکسیس تگزاس و . 
اما شادى دیروز عبارت بود از:
١. لوبیا پلو با سالاد شیرازى و شربت آبلیمو و شربت آلبالو (زیرا ما همسرى تشنه داریم که در صحراى کربلا نتوانست ادامه حیات بدهد و به نزد ما فرستادندش تا شربت آبلیمو برایش سرو کنیم تا زنده بماند )
٢. تحول بزرگ. که چون بخش خصوصیه زندگیمونه نميگم . اما براى ساختن یه ازدواج خوب شما هر چندوقت یه بار لازم دارید که تحو
سلام
احتمالا شما هم بارها و بارها شنیدید که برای لاغر شدن و چربی سوزی میگن عسل و دارچین بخور، فلفل به غذات اضافه کن، سرکه سیب بخور، زیاد آب بخور و . .
نميگم این ها تاثیر نداره اما تاثیرشون معجزه آسا نیست. این طور نیست که شما هر چی دل تون بخواد بخورید و بعد بگید سرکه سیب می خورم مشکلی پیش نمیاد!
کاهش وزن یه اصل ثابت داره؛
بدن شما در طول روز به مقدار مشخصی غذا نیاز داره، اگه میزان غذایی که می خورید از مقدار مورد نیاز بدن بیشتر باشه، شما چاق تر، و ا
من عاشق فیلمای ترسناکم ولی خب این بیشتر هیجان انگیز بود تا ترسناک
دیدن این ژانر فیلم تو تاریکی شب حدودا 1 به بعد چیزیه که آدرنالین خونتونو به شدت بالا میبره
و خب من و داداشم دیشب این فیلمو ساعت 2 شب دیدیم
بریم که ادامه مطلب نقدش کنیم
البته دیدم کلمه نقد اشتباهه چون من نکات منفی فیلمو تقریبا میشه گفت نميگم
پس اسمشو میذارم نقد کوتاهِ مثبت
ادامه مطلب
شخصیت های اصلی 
پارک مین یانگ  ولی مین هو 
معرفی همهی شخصیت ها : 
خانواده پارک :

پارک سو جون :برادر مین یانگ و شین هه و همسرش هان هیو جو = آرام و مهربون و عاشق خانواده بازیگر و خواننده ولی تو شرکت باباش هم کار میکنه !=۳۲
پارک مین یانگ : مهربون خوش اخلاق باهوش / آدم صمیمی / باهمه دوست و همه دوسش دارند  با این حال با مین هو بیشتر صمیمی / بازیگر و خواننده ولی بیشتر ترجیح میده بازیگر باشه تا خواننده (۲۳)
پارک شین هه : خواهر مین یانگ =احساسی / زود رنج / اندک
کلا نمیتونم بگم که سال خوبی بود یا نه همه چی داشت 
از یه نظر یه جورایی خیلی رفتم جلو  ولی از یه نظر تو یه مورد دیگه هنوز موفق نشدم به این شکل!! 
جلوتر های زیادی مونده 
آدم تا زندست اصلا نمیتونه امیدوار نباشه 
خلاصه مثل همه و مثل همه ی سال های قبل و سال هایی که خواهند آمد زندگی پر از اتفاقات ریز و درشت است  که جاشون فقط تو ذهنه نه تو پست و کاغذ و قلم اصلا گفتنش یعنی چی! 
:) مگه نه؟ 
اما سال جدید اگر خدا فرصت و اجازه ش رو بده با قدرت پیش به جلو خواهیم
سلام .
فرض کنید که شما یه بیماری/مشکل دارید که تو زندگی باهاش دست و پنجه نرم میکنید یا کردید و الان رفع شده .
و کمک ( به هرشکلی) به افراد شبیه خودتون که اون مشکل رو دارن ، جزو دغدغه هاتون باشه و
حتی گاهی بعضی هم به این کار (قدمی برداشتن برای افراد با این مشکل در جامعه) تشویقتون کردن .
و فرض کنید شما الان دو سالی هست که جدیتر از قبل تو این فضا(بلاگ) فعالیت میکنید و خب قاعدتاً با خیلیها آشنا شدید و دوستانی هم پیدا کردید.و همچنین همیشه سعی کردید که
امروز خیلی وقته شروع شده. از وقتی بیدار شدم نشستم پای زبان از اول همه رو دارم میخونم خدا کنه نمرم خوب بشه. بی دقتی نکنم یه خورده هم استرس دارم چون تا قبل این کلاس هرچی امتحان زبان دادم افتضاح بودم فقط یه بار ۱۹ شدم اونم فاطمه کنارم نشسته بود همه چیو از رو اون نوشتم:دی معلمم اینقدر سر بود که نفهمید. دانشگاهم یه بار پنج شدم ! دوباره برش داشتم پاسم کرد این یکی استاده. میخوام بگم ادم ممکن واقعا ندونه یا بلد نباشه فقط باید تلاش کنه تغییر بده وضعیت رو.
صبح قبل بیدار شدنم خواب میدیدم با مردی هستم که ظاهرش جذابه و خیلی با لطافت و دقت و محبت باهاش برخورد میکردم اما میدیدم با دخترای دیگس(توی جمعی پر دختر وارد شدیم یهو گف شما همتون همو میشناسید؟ گفتیم اره یه ترس تو چهرش اومد  واز جمع فرار کرد! دنبالش میرفتم و دروغاش رو میشد برام و وقتی منو میدید ماست متلیش میکرد و دوباره یکم بعدش دروغی میگفت و دوباره دستش پیشم رو میشد. یه جا رسیدم رفتم داخلش مث اتاق بود و با یک دره نیمه واردش شدم دنبالم اومد که با
میخواستم وبلاگ رو پاک کنم، توو یه آدرس جدید بنویسم، دلم نمیخواد و هیچوقتم نخواسته که با کسی از مشکلاتم حرف بزنم، اونم مشکل به این شگفت انگیزی.
عجیبه لابد.‌.
میدونم گفتن مشکلاتت به دیگران هیچ دردی ازت دوا نمیکنه، نه میتونن کمکت کنن و نه براشون مهمه.
همه درگیر مسائل خودشونن، همه فقط میدوئن که مشکلات خودشون رو حل کنن.
اینو میدونم و بخاطر همینم هیچ چیز رو توو زندگیم به هیچکس نميگم، مگر به کسی که میدونم کارش حل کردن مشکلاته
من با درد و دل کردن ار
حدودا بیشتر از چهل روزی میشه که چیزی اینجا به یادگار نزاشتم و نتونستم بنویسم.هر بار که میاومدم بنویسم تقلایی برای نوشتنم نبود و نمیتونستم زورکی چیزی رو بنویسم که درونم ازش چندان دلخوشی نداره و نمیتونه خوب منو به خواننده خودم منتقل کنه.وقتی خودم از خودم مهم تر هستم نمیتونم درونم رو به آشوبی بی انتها بکشم.نمیتونم تقلای درونم رو با کلماتی آروم کنم که هیچ حس تعلقی بهشون ندارم.تو نظرات دوستان و پیام هایی که بهم فرستاده میشد خیلی درخواست داشتم ک
اولین چیزی که ساده ترین راه ابراز علاقه رو دشوار میکنه یک چیز مضخرف به اسم ،غروره
اگر غرور نبود 98.94درصد سختی های روی زمین بر داشته و زندگی قابل تحمل تری رو همه تجربه میکردن.این غرور از کوچکترین مسائل تا بزرگترین و سرنوشت ساز ترین مسائل یا حتی مسائل حاشیه که درست میشن قطعا پای این غرور به درد نخور و زندگی سوز وسطه.
اولین چیزی که شیرین ترین زندگی ها رو بهم میزنه غروره
اولین چیزی که بزرگترین کار ها رو خراب میکنه غروره
اخه کجا این غرور به دردتون خ
رد کردن خواستگار به خاطر ظاهر و قیافه

خواستگار مناسبی دارم ولی به دلم ننشسته


دوشنبه ۵ آذر ۹۷
۰۰:۰۹

25 سالمه خواستگار زیاد داشتم. الان مدتی هست خواستگاری برام اومده. وضع مالی و شغل و اخلاقش مورد تایید خودم و خانوادم است. ولی مسئله اینجاست من وقتی ایشون رو دیدم ظاهر و قیافشون به دلم ننشست. البته اینم بگم ایشون ممکنه از نظر خیلیا خیلیم خوب و خوش قیافه و دلنشین باشه. البته من نميگم ظاهرشون بده خرابه یا. ایشون فقط به دلم ننشست همین
خب من هم ج
سلام دوستان
خوب سردرگمی من قبلا این بود که نمیتونستم وارد بورس بشم، الان که سه تا پیشنهادکار دارم که هرسه در نوع خودشون برای منی که هیچ سابقه کاری در بورس ندارم خیلی اوکی هست و وسوسه انگیز، تصمیم گیری و انتخاب بینشون خیلی میتونه سخت باشه، حالاست که میفهمم قسمت همون چیزی که تو تصمیمشو میگیری و این بار مسولیت خیلی سنگین یجورایی بعدا فقط خودتو میتونی شماتت کنی، که من مدتی دارم سعی میکنم با خودم درست صحبت کنم اگر اشتباهی میکنم طبیعی چون ادمم،
آنجا، هیچکس جز خدا - فقط خدا- سلطنت نخواهد داشتخوش دارم که در نیمه های شبدر سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم . با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم .آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم .محو عالم بی نهایت شوم .از مرزهای علم وجود در گذرمو در وادی ثنا غوطه ور شومو جز خدا چیزی را احساس نکنم .
شهید دکتر چمران
+چقدر جالب چند روز پیش بود که یه پستی نوشتم ولی منتشر نکردم
که مضمونش قدرت مطلق خدا بود و رب العالمین بو
به نظر میرسه که رضایت داشتن هر فرد از ظاهر خودش، یکی از نعمتهایی هست که باید به خاطرش شکرگذار خداوند باشه. لطفا به جمله من خوب دقت کنید، منظور من این نیست که شخصی خودش رو بی نهایت زیبا بدونه، چون به نوعی خود شیفتگی محسوب میشه و همینطور این امکان هست که شخصی در نگاه بقیه خیلی هم زیبا باشه ولی از چهره خودش اون رضایتی رو که باید نداشته باشه و مدام سعی کنه که چهره ش رو تغییر بده. منظور من اینه که آدمها توی این شرایطی که در جامعه وجود داره و امکان تغی
شبها و غروبها میرم پیاده روی کنار اقیانوس،
و فروب آفتاب رو تماشا میکنم،
و اینقدر پشه منو زده که تمام دستام دون دونه.
ببینین،
اینجور ادمها، آدمهایی که "پیر درون" دارن،
آدمهای خوبی هستن معمولا، خوبن، سالمن، کاملا میدونن چی درسته و چی غلطه، معمولا آدمهای تنهایی هستن،
معمولا سطح فکر خوبی دارن،
معمولا سعی میکنن خلاف جریان حرکت کنن، خیلی فکر میکنن، توی تنهاییای خودشونن،
کنار خونه شون ممکنه بهترین و زیباترین بارها و کلاب ها باشه ولی اینها اونجا
خب حالم زیاد خوش نیست و نمیدونم چمه شاید واسه اینه که قرصامو جا به جا خوردم! یه ذره دیگه مونده دکارت تموم بشه. من ازش خوشم میاد. توی بدایة الحکمة راجع بهش چیزایی گفته بود اما من ربطی بهش ندیدم یعنی نتمیتونم اون نوشته ای که اونجا از دکارت نوشته بودو توی دکارت و هدفش ببینم به نظرم چرت نوشته بود. به هر حال هنوز اول راهمو زوده که بخوام اظهارر نظر کنم. رفتم دنبال کتابش که ببینم ترجمه شده یا نه دیدم نه ترجمه نشده یاد حرف ارش افتادم که گفته بود از یه جا
سهمیه دادن ! تقلب شد ! تراز مشترک ! و . بسه دیگه این حرفا ! 
به جا اینکارو بشین فکر کن ببین اونایی که امسال زیر 1000 شدن از فضا اومدن آیا؟! به این فکرکن که اونی که پارسال شده 150 هزار امسال شده 800 بدون هیچ سهمیه ای چیکار کرده؟! مگه تراز مشترک واسه اونم نبود؟! مگه تقلب به رتبه ی اونم ضربه نزده!
من امروز بغضم گرفت چند دیقه ولی اشک گریه و زاری و ناراحتی رو ریختم دوررر !
امسال سوالات آسون بود و نمیشه انکار کرد ! خب همه خوب زده بودن مشخصه رتبه ها بد میشه بخاط
امتحانا دو‌ روز پیش تموم شدن.من گفته بودم هفته آخر امتحانام آسونن؟من غلط کردم‍♀️ولی دیگه از فاجعشون نميگم همینکه تموم شدن برام کافیه.
زود برنگشتم.سر حوصله وسایلمو جمع کردم و یه روزم موندم خونه خالم و امروز صبح رسیدم خونه.یه جور حس خستگیِ بزرگی دارم که فقط دلم میخواد بخوابم.واقعا خستم و نمیخوام فعلا زود شروع کنم برای خوندن علوم پایه.پوستم نابود شده و موهام ریزش شدید گرفته بود این مدت و باید برم دکتر یه فکری به حالش کنم.باید برم سراغ تحقیق ب
برای دخترش خواستگار آمده بود، گویا خودش هم راضی بود اما دختر و پدرش نه!
رو کرد سمت "ص" و گفت "تو باهاش حرف بزن بلکه راضی بشه" !
"ص" هم بلند شد و رفت! 
وقتی برگشت پرسیدن چه خبر؟ چکار کردی؟ ، گفت :
《 پسره ۳۰ و خرده‌ای سالشه، یه‌ بار قبلا ازدواج کرده و یکی، دوتا بچه داره ولی پولداره، خونه داره، ماشین داره، کار داره، همه چی داره، بهش گفتم واسه چی میگی نه؟ نکبت گرفتَتِت مگه؟ یه مرد باید خونه و پول داشته باشه که داره، چی میخوای دیگه؟!" همه‌ی این‌ها را وق
پارسال جوابا ساعت نزدیک 12 شب اومد، من خودم نمیدونستم و دوستم زنگ زد ک اومده برو ببین، بعد ب فاصله 5 دقیقه ک من تازه فهمیدم خاله ام زنگ زده ب مامانم ک سارا چیکار کردو دیگه از فرداش هم زنگ و اس ام اس همه شروع شد و کلی سوال و جوابامسال تعداد نفراتی ک منتظرن جواب های من بیاد بسیار بیشتر از پارساله!!! و راستشو بخواید نگران این نیستم ک خیلی صریح بهشون بگم: به تو چه! ک خب قطعا نميگم ، اما ترجیحا نمیذارم تماسی برقرار بشه ک کسی چیزی بپرسه!اینستا ک ندارم کل
خدایا یه کم درد و دل کنیم خدایا از مهر79با من سر نساختن گذاشتییادته یادته چه بلاهایی سرم اوردی؟لازم نیست بگم خودت میدونی بهتراز منم میدونی بعد چندوقتتتتتتت داشتم ادم سابق میشدم که باز زندگیم از این رو به اون رو شدش اونم نميگم چون خودت میدونی جه بدبختی هایی سرم اوردی کفتم اشکال نداره دوستمه ولی نذاشتی این حس مزخرفو به وجود اوردی واقعا نمیخام دیگه بسمه خدایا سنمو ببین یه نگاه به منو هم سنام بنداز این همه درد برام زیاد نیستش این همه بدبختی ا
در رو باز میکنم و میام تو، فضای خونه نیمه تاریکه و یکمم خفه، کولر رو روشن میکنم، تلویزیون رو روشن میکنم و رمز گوشیم که تو شارژ هست رو میزنم، تلگرام رو باز میکنم، تو یه کانالی یه چیزی میخونم و دلم میخواد بیام تو وبلاگ در مورد حسی که بهم منتقل کرد بنویسم. میرم از تو اتاق لپ تاب رو میارم و میشینم تو پذیرایی نیمه تاریکمون پست رو مینویسم، همین پستی که الان درحال خوندش هستین. امشب قراره چندین صفحه از دفترچه یادداشتم با جملاتی که یه عالمه بار سنگین ب
سال 86 که وارد دانشگاه شدم، یه همکلاسی داشتیم که دوران دبیرستانشو مدرسه شبانه روزی درس خونده بود. خونه‌شون توی محله‌های متوسط به پایین شهر بود و ازدواج کرده بود. یه پسر سه چهار ساله داشت و شوهرش مکانیک بود. از همون روز اول یه جوری سر کلاسا درخشید که هممون فهمیدیم حال گیر کلاسمون اونه.
یه روز از طرف دانشگاه رفتیم اردو* ، پسرشو همراهش آورده بود و برای اولین بار یکی منو خاله صدا زد! (من خاله نمیشم چون! گرچه تا الان شیش بار خاله شدم سر دوستام!!) بچه
*امروز رفتیم دکتر واسه مامان و سیم سازم که بریده بود رو انداختم و خرید و کلی کار دیگهآخرم رفتیم نمایشگاه و با دوتا تشک واسه تخت هامون و دوتا محافظ تشک و سه تا بالش برگشتیم و جالبش اینه که نمایشگاهش هیچ ربطی به تشک نداشت :/

*بابا داره یه کارایی می کنه
یه چیزهایی تو سرشه
حدس میزدم ها اما نمی فهمیدم
تا امروز خودشم اقرار کرد گفت آره یه چیزایی هست ولی به شماها نميگم
بعدم به شوخی واسه در آوردن لج مامان گفت نارنج به تو اعتماد دارما بهت میگم اما به ماما
یک
خواهرزاده‌م امروز رفت اجباری. نميگم سربازی چون‌ اجباری واژه‌ی خیلی بهتریه. همون چیزی که قدیمی‌ترها می‌گفتن. اونا خیلی پیش‌تر از اینکه 《مقدس》 بشه به ماهیتش پی برده بودن. اجبار ظالمانه‌ای برای پسرا که نزدیک دو سال از بهترین روزای زندگی‌شون رو بر باد میده و جز افسردگی و فقدان و اندوه چیزی براشون نداره. پشت هیچ (باید برن تا مرد بشن) و ( سربازی برای پسرا لازمه) و (حالا‌ مگه میخوان هسته‌ی اتم بشکافن) و هیچ گزاره‌ی دیگری هم نمیشه مخفیش کرد.
وسط حرفام دیدم یهو کلافه شد. مثل اینکه توی حرفام یه خاطره قدیمی رو یادآوری کرده باشم. با یه حالت ناراحتی گفت میخوای بازم هوایی بشم؟گفتم چطور؟گفت: با یادآوری خاطرات قدیمی! مثل کسی که یه برگ برنده پیدا کرده باشه ادامه داد:اگه خودتم اینقدر خاطراتمون رو یادآوری نکرده بودی، الان فراموشم کرده بودی.یه نگاهی بهش انداختم و گفتم: یعنی تو فکر میکنی اگه هنوز دوستت دارم، بخاطر اینه که خاطراتمون رو یادآوری میکنم؟گفت: پس چی؟با خودم فکر کردم شاید همین درک
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب