نتایج پست ها برای عبارت :

هرجابرم باتوام

داشتم با پشمک حرف میزدم،بهم گفت تو که خیلی مهربونی تو که خیلی قشنگی گوگولی ای،هنوز داشت میگفت بهش گفتم پشمک میخوای گولم بزنی چی میخوای بگی،گفت تو دست منو همیشه رو میکنی گفتم هاهاها گفت ببین داری این مدت خودتو خر میکنی گفتم پشمک درست حرف بزن باتوام قهر میکنما گفت خب قهر کنی تنهاتر میشی که گفتم فاک پشمک توام دیگه یاد گرفتی گفت خب من که خودتم خب خودت که میدونی تنهای گفتم پشمک بس کن گفت ببین این همه کینه مینه ای نباش تقی به توقی میخوره قهرجون میک
خواستم بر گونه ات
خواستم بر شانه ام
خواستم باور کنم
بی خبر از آن که تو
خاستم کز چشم تو
خواستم کز عشق تو
خواستم از خود که من
خواستم من از خودم
بی خبر از ان که تو
این خواستن های من
بودنت با من را
حال تو نیستی ولی
این بودن را من
این نبودن های تو
خاطراتت من را
می دانم رفته ای
دوست می دارم تو  را



 


باز بکارم بوسه ای
باز بگذاری سری
تو دل و جان منی
پی یار دگری
باز جویم خویش را
وارهانم خویش را
باز نخواهم من تو را
ببرم از یا
دلم نمی خواهد دروغ بگویم. کاش تو را مست داشتم. می نشاندمت جلو رویم و همه چیز را برایت تعریف می کردم. از اینکه چقدر دارم زور میزنم که خوب باشم از اینکه عشق به تو مثل نسترن دور استخوان به استخوان بدن من پیچیده فکرم را تا ریشه سرباز تو ساخته و انگار کسی در من زاده شود، یک عاصی یک طغیانگر، مرا در هم شکسته. راستش خیلی هم بد نیست اینطور. در ذهنم دنیای قشنگی با تو ساخته ام. دنیایی که در آن روح من قدم به قدم با توست.جسم هایمان حفره های توخالی اند و ببین من
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب