نتایج پست ها برای عبارت :

هر وقت که بودی تتلو

دانلود اهنگ تتلو هر وقت نبودي من فقط زدم غر همراه با متن کیفیت خوب جدیدترین آهنگ امیر تتلو به نام هر وقت که بودي هر وقت که بودي همه چی قشنگ شد انقده . هر وقت نبودي من فقط زدم غر هر کجا زدم تو خاکی زدی یه تلنگر
دانلود آهنگ امیر تتلو » هروقت که بودي | Amir Tataloo Harvaght Ke Boodi دانلود آهنگ . قشنگ شد انقده تو خوبی میره بالا توقع هر وقت نبودي من فقط زدم غر هر کجا زدم تو .
دانلود اهنگ هر وقت که بودي از امیر تتلو با لینک مستقیم و پخش آنلاین از رادیو جوان . هر وقت
ولی انصافا وقتی میرید هدفون میخرید تنها نرید، یه نفر رو با خودتون ببرید و امتحانش کنید، که اینجور نباشه که کله ی صبح تتلو تو گوش شما هوار بکشه "من در اختیار تو، بیا این تنو ببر تیمارش کن" ما هم فیض ببریم.
+ ولی سلیقه ی مردم تو مترو بهتر شده، به جای سریال ترکی this is us میبینن با گوشی، جای ملت عشق گاری کوپر و چشم‌هایش و جز از کل میخونن، ولی همچنان تتلو گوش میکنن -_- :)))
دانلود آهنگ جدید امیر تتلو به نام تردمیل
متن آهنگ جدید امیر تتلو به نام تردمیل
ببخشید من فارسیم یکم ضعیف شده
یه وقتایی هم بحث نیازه یه چی مثل غذا
شماره یک بیداره بیدار ترین آ
بگو از خونه ی گرم و بهشتیمون منو از خود سنگینم بکش بیرون
بگو دنیا وزنشو از من برداره بزار برسم به هوا و حرف عشقمون
بگو خسته ام از تکرار این درسا بگو که تیکه پاره ام من زا این بحثا
من از دلشوره و دلتنگی مرده ام دلم لک زده واسه گرمیه دستات
منو یه عالمه از بودنت
تو رفتی رد پایت در دلم ماندشكوه خنده هایت در دلم مانددلم را با سحر خوش كرده بودمغروب ماجرایت در دلم ماندشریك درد هایم بودي اماغم بی انتهایت در دلم ماندهزارویك شبم چون باد بگذشتطنین غصه هایت در دلم ماندعلا رغم سكوت ساده منسفر كردی صدایت در دلم ماندوحالا مثل یك رویای برفیتو رفتی رد پایت در دلم ماند
هی فشار پشت فشار، گریه و درس و دوری، دلم میخواست وسط همه ی اینا تو بودي، تو بودي تا به جای این بالشو پتو سرمو بذارم رو بازوتو تو بغلت اروم بگیرم، دلم میخواست تو بودي وسط همه این شلوغیا، وسط بود و نبود ادما، تو بودي که صبح چشمام رو به تو باز شه نه دیوار زرد بی روح، دلم میخواست تو بودي و بغلم میکردی دستتو میبردی لای موهام و میذاشتی تو بغلت اروم بگیرم تو بغلت گریه کنم حتی شده بمیرمدلم میخواد باز بهم بگی دوستم داری بهم بگی خواستن تو چشماتو الکی نمی
- میدونی کی آمادگی ساختن آینده ات رو داری؟
+ از کجا بدونم؟ لابد هروقت ماهی رو از آب بگیری تازه است. از همین الان؟!
- نههه لحظه ای که با گذشته ات احساس رفاقت کنی و محکم بغلش کنی. مهم نیست اگه پر از اشتباه بودي مهم نیست اگه سردرگم بودي مهم نیست هر چی بودي به خدا مهم نیست چون گذشته در گذشته. با گذشته ات رفیق باش و با ساختن آینده رفیق های بهتری برای خودت دست و پا کن 
بِ من كششِ اینهمه بی مهریُ نداره، عینِ برجِ زهرما میمونه، یه جو منطق تو وجودش نیست، همه یِ حرف هاشُ براساسِ نظریه هایِ شخصی با تحكم میخواد به كرسی بنشونه، دِ هركس یه اعتقادی داره پدرِ من، ولم كن، كاری نكن عینِ بعضی ها ارزویِ مرگتُ كنم، تو باید ازون دخترهایی میداشتی كه پدرشونُ میشورن میذارن كنار، نه منِ بدخت كه هرچی تا الان گفتی گفتم چشم، چشممُ رو همه یِ علایقم بستم، بازیگری نمونه یِ بارزشِ، كه به خاطرِ افكارِ پوسیده یِ تو كه هر كی بازیگر بش
بِ من كششِ اینهمه بی مهریُ نداره، عینِ برجِ زهرمار میمونه، یه جو منطق تو وجودش نیست، همه یِ حرف هاشُ براساسِ نظریه هایِ شخصی با تحكم میخواد به كرسی بنشونه، دِ هركس یه اعتقادی داره پدرِ من، ولم كن، كاری نكن عینِ بعضی ها ارزویِ مرگتُ كنم، تو باید ازون دخترهایی میداشتی كه پدرشونُ میشورن میذارن كنار، نه منِ بدخت كه هرچی تا الان گفتی گفتم چشم، چشممُ رو همه یِ علایقم بستم، بازیگری نمونه یِ بارزشِ، كه به خاطرِ افكارِ پوسیده یِ تو كه هر كی بازیگر ب
میبینی از تو یادم رفت بنویسم؟ میبینی یادم رفت بنویسم كه چقدر كیف كردم از حرف هاُ رفتارهایِ دفعه یِ اخریِ خودم؟ راستش انقدر از اون روز از خودم راضی شدم كه دیه هیچوخت دلم نمیخواد ازش حرفی بزنم من اون روز ضربه یِ نهاییُ زدم تو اوج خداحافظی كردم نذاشتم یك كلمه حرف بزنه همه حرف هایی كه تو تمامِ این مدت رو دلم سنگینی كرده بودُ بهش زدم یك كلمه اضافه تر حرف نزدم یك كلمه كمتر حرف نزدم به ناحق حرف نزدم گذشتشُ اوردم جلویِ چشمشُ گفتم ببین این تو بودي پس ا
ای ز روی تو روی حق پیداآفتاب قدیمی دنیاای که دریاست پیش تو قطرهای نمی از کرامتت دریاای مسلمان چشم تو آدمشده روی تو قبله ی حوّاای به طفلی فقیه هر مرجعای امام تمام عالم هابه گمانم که حضرت موسینامتان را نوشته روی عصایا که اصلاً مسیح وقت شفامی برد یا جواد نام تو رااین همه جود و فضل و احسان راارث بردی ز مادرت زهرابا گدایی تو بزرگ شدیمیا علی اکبر امامِ رضاروز اول که یادمان کردندریزه خوار جوادمان کردندجود و بخشش برای تو هیچ استکلّ عالم ورای تو هیچ
دانلود آهنگ جدید رها مرتضوی بادبادک ها
دانلود آهنگ رها مرتضوی به نام بادبادک ها کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده بادبادک ها با صدای رها مرتضوی از جوان ریمیکس
Download New Music Raha Mortazavi – Badbadak Ha

آهنگ جدید رها مرتضوی منتشر شد.
این موزیک جدید رها، بادبادک ها نام گرفت و در تاریخ ۳۰ تیر منتشر شد.
امیدوارم شنوندگان از موزیک رضایت داشته باشند.
هم اکنون می توانید موزیک پیشنهادی ادمین سایت را از لینک زی
پر پرواز که گشتیتو که پروانه نبوديتو که در جهان عاشققدمی نگذاشته بوديتو که از عاشقان گریزانپی عمر رفته بوديتو که نامه ها نخواندهغزل نهان نخواندیتو به آسمان کجاییبه زمین ریشه کردیتو که با حدیث مردمهمه زندگی بکردیبرو ای غزل سرایمغزلی دگر بخوان توکه برای ما در عالمبود آسمان دیگر. 
بیا ببین ای برادرم خواهرت آمدزیارت ِ این تن ِ جدا از سرت آمدچهل منزل به دنبال سرت بودمپناه گریه های دخترت بودم (۲)من. به زبان ذکر یاعلی، امااو. فقط هرشب: کجایی ای بابا؟ (۲)یا ثارالله . اباعبدالله::برایت از شام غم فراوان سخن دارمهزار سوغات از این سفر بر بدن دارمدر این ره ماه شبهای حرم بوديولی چون سایبان، روی سرم بودي (۲)تو. به لبت آیه های قرآن بودمن. به دلم داغ چوب و دندان بود (۲)یا ثارالله . اباعبدالله::میان این خاک پربلا، ناله ها کردمکه هم عب
این فشار ترک اینستاگرام اذیت که میکنه 
 دوباره نصب میکنم ازش خسته میشم باز حدفش میکنم
منی که عاشقه مَمَد بودم اما وقتی بود، حوصلشو نداشتم میپروندمش بره
منی که عاشق زبان یاد گرفتنم اما چن روزه حالم بهم میخوره  دلم میخواد بذارم کنار کلاً
حتی گاهی از آهنگ هایی که عااااششقشونم هم خسته میشم و عق میزنم
دو هفتس هیییچی زبان نخوندم
کلاس هامم یه خط درمیون میرم
دیگه لپ تاپ و اینترنت و چت و فوتوشاپ و با کدها ور رفتن و اینا بم حال نمیده
کاش حداقل  هوا ان
دانلود آهنگ جدید امین حبیبی تو دنیامو عوض کردی
دانلود آهنگ امین حبیبی به نام تو دنیامو عوض کردی کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده تو دنیامو عوض کردی با صدای امین حبیبی از جوان ریمیکس
ترانه, موزیک و تنظیم: امین حبیبی
Download New Music Amin Habibi – To Donyamo Avaz Kardi

امید حبیبی عزیز موزیک جدید خود را منتشر کرد.
ساخته جدید امین حبیبی در تاریخ، ۳۰ تیر منتشر شد.
این موزیک، تو دنیامو عوض کردی نام گرفته است و در سب
دانلود آهنگ جدید علی مسعود حس آرامش
دانلود آهنگ علی مسعود به نام حس آرامش کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده حس آرامش با صدای علی مسعود از جوان ریمیکس
موزیک : مهرداد نصرتی, ترانه : حسین غیاثی, تنظیم : سعید رضایی
Download New Music Ali Masoud – Hesse Aramesh

علی مسعود عزیز، خواننده نوظهور موزیک جدید خود را منتشر کرد.
آهنگ جدید علی مسعود، حس آرامش نام گرفته است.
این موزیک در سبک پاپ قرار دارد.
ترانه این موزیک از،
دانلود آهنگ نگفته بودي چشات سگ داره هرزس میره دنبال همه
 
نگفته بودي چشات سگ داره هرزس میره دنبال همه
نگفته بودي رفیق نیمه راهی عشقم واست کمه
نمیدونستم دوریت منو انقد آزرده میکنه
نگفته بودي عشقت منو انقدر پیرم میکنه
نباید دل دل میکردم باید زودتر میرفتم
چرا بچگی کردم باید زودتر میرفتم
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
کاش میموندی خانوم کوچولو کاش حالا که بعد ده سال اومدی میموندی کاش حالا که قلب کوچولوت تشکیل شده بود میموندی کاش حالا که اروم با پاهای کوچولوت لگت میزدی میموندی کاش حالا که شده بودي همه ی دنیای مامان بابات میموندی کاش بودي چشمای مامان وبابات که فکر میکردن همه دنیا تو چشمای تو جمع شده میدیدی کاش میموندی ولباس چین چین صورتیدا میپوشیدی ودلشونا میبردی کاش فقط 3ماه دیگه تحمل میکردی. بمیرم که امشب اخرین شب سه نفر بودنتونه بمیرم که امشب باهم نشس
صبح خواب می دیدم بیمارستانیم و شما باید دوباره عمل کنی. مثل همان روزها شاد و سرحال بودي. با هم می خندیدیم. زن دایی خواست که ازمان عکس بگیرد. بغلم کردی و سرمان را به هم چسباندیم و باز خندیدیم بیدار که شدم هنوز شیرینی همان یک لحظه را با خودم داشتم. تمام روز چشم هایم پر از آب شد و خالی شد و دوباره. 
مثلا وقتی وسط کلاس قرآن، قرآن شما را برداشته بودم و خطت را روی آن دیدم که مثل همیشه حاشیه نویسی کرده بودي یادت می آید؟ می گفتی این کتاب برای خواندن و ی
دیشب خواب بدی دیدم. خواب دیدم تو غریبه بودي. با هم آشنا شدیم و تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم ولی کم کم تو عوض شدی. دیگه چهره‌ی اون آدم شبیه تو نبود ولی من هنوز فکر میکردم اون تویی. به اسم تو صداش می‌کردم و بهش عشق می ورزیدم. تو خواب دیدم که معتاد به کوکائین بود و من اینو میدونستم و با این وجود باهاش ازدواج کردم. تو مراسم عروسیمون هم یه لاین زده بود. بابام ازش بدش میومد. من عاشقش بودم ولی. یک هفته از ازدواجمون گذشت و شروع کرد به کتک زدن من. ترسیده بودم و
دستت را روی جلد همه شان کشیدی . این ها سوگولی هایت بودند . سهراب ، کتاب های مهدی و فاطمه ، سقوط ، سیزیف ، بیگانه ی عزیزت . روی این یکی مکث کردی ، آنقدر که یادت رفت بروی سراغ صدسال تنهایی . تو مگر چه بودي ؟ چیزی جز آمیزش بی رحمانه ی کلمات ؟ شاید حاصل صفحه ای به صفحه ای دیگر و یا جیغ های مقدمه در شبی تاریک و گریه های پیچیده در اتاق و کودکی که سهراب به آغوش کشیده بود
تو واژه ی ادراک » بودي در شعرهای سهراب ، تو ؛ آقای مورسو ، تکرار آئورلیانوها و ی
توهمات برخی ایرانیان ! ما بهترینیم !  ایا نباید مردم بهتری شویم ؟
چرا به خودمان دروغ می‌گوییم و فکر میکنیم ایرانیان هیچ ایرادی ندارد ؟ 
چرا مثل مردمان دیگر کشورها پشت هم دیگه نیستیم و بجای حمایت همدیگه رو تخریب میکنیم ؟ چرا وقتی خبر بدبختی یه ایرانی رو میشنویم میگوییم : خوب شد ! حقش بود ! مرتیکه دزد معلوم نیست چیکار کرده ؟
چرا همدیگه رو قضاوت میکنیم ؟ این است فرهنگ اریایی ؟
چرا میگیم عربها سوسمار خورند !
عربها هیچ کدوم از این کارهای ما ایرانی ه
شکوفه‌های هلو رسته روی پیرهنت
دوباره صورتیِ صورتی‌ست باغ تنت
دوباره خواب مرا می‌برد که تا برسم
به روز صورتی‌ات ـ رنگ مهربان‌شدنت ـ
چه روزی آه چه روزی! که هر نسیم وزید
گلی سپرد به من پیش رنگ پیرهنت
چه روزی آه چه روزی! که هر پرنده رسید
نکی به پنجره زد پیشباز درزدنت
تو آمدی و بهار آمد و درخت هلو
شکوفه کرد دوباره به شوق آمدنت
درخت شکل تو بود و تو مثل آینه‌اش
شکوفه‌های هلو رسته روی پیرهنت
و از بهشت‌ترین شاخه روی گونه‌ی چپ
شکوفه‌ای زده بودي به
همه ی حروف را درست نوشتم 
نقطه ها ، دندانه ها را 
اشتباهم کجا بود ؟ 
کجا بودي ، کجایی ؟ 
در کدام نقطه ی تاریکخانه پنهانی 
که هیچ خطی و صدایی 
هیچ نقشی از تو زنده نیست ؟
ببین تا کجا زشت بودي 
ناامن بودي 
همه ی پروانه ها در خواب تو مردند
پرستوها از سرمای آغوشت 
یخ شدند سپید شدند
من در دام تو افتادم و تو 
در دام هستی 
پر و بال شاهین بختت را تو سوزاندی ، 
مشق های زندگی را .
تو ! 
تو بی سایه !
تو سرگردان آسمان بی ستاره 
وقتی از خودت فاصله می گیری، نه یک سانت و نه یک متر و یک کیلومتر، که سال ها، سال های نوری، درست لحظه ای که باور می کنی این موجود عجیب و غریب "تو" هستی، معجزه ای می رسد که ناگهان به یادت می آورد که بودي، چه بودي، و چه می خواستی باشی
وقتی باور کرده بودي تنها نیستی، باور کرده بودي باید تلاش کرد و تنها نماند، غرق در دنیای دیگران شد، فرصتی برای "تو" بودن نداری، زمان کم است، درست در همان لحظه، خاطرات ورق می خورند، برمی گردند به چند سال قبل، و تو می شوی هم
بی تو تنهایی من مثل بهشت است بهشتبا تو این معرکه ی عشق چه زشت چه زشتتو پری چهره ولی دیو صفت بودي وایچه کسی با قلمش عقد مرا با تو نوشتبشکند آن قلمی که به تو پیوندم زدو چه بد کرد کسی که گل جان تو سرشتبه پرستاری من آمده بودي اماخانه ی قبر مرا ساخته ای خشت به خشتبذر نفرت که میان دل من میکاریمطمئنا نشود غیر علف چیزی کشتبه خدا مثل بهشت است جهنم بی توبی تو دنیای من از جنس بهشت است بهشت
بم میگفتی شِکرم. آخه من هر چی عکس می‌فرستادی میگفتم این خیلی نمکه. نه اون یکی نمک‌تره. این شد که تو شدی نمک و من شدم شکر. خواستم بمونی پیشم ولی کسی نگفت حلیم رو با جفتش نمیخورن. تو اون نمک بودي که پاشیدن کف دست و سه بار دور سر چرخوندن پرت کردن پشت سر. قربانی خرافات
به خیال آمده بودي که تو را وصف کنم دوشم از بار غمت خست و قلم در شوک رفت حال یک کشتی بشکسته ز طوفان بلاست آنچه از گریه سر کاغذ دل نازک رفت من که با خلق و سوا از همه عالم هستم از نوازده رود سازی اگر نا کک رفت شوق دیدار چه کم رنگ کند فاصله را خبر مرگ پسر چون که به مادر رک رفت #الهام_ملک_محمدی
 
کتاب ها »
یک ماه خون گرفته 7
»
نوحه حضرت عباس علیه السلام (2)
الله اکبر شـد جدا دسـت علمدارم          تنهاترین یارم
ماه بنی‌هاشم چراغ چشم خونبارم         تنهاترین یارم
 
ای دست بی‌دست حسین در بین دشمن‌ها
بـودی تـمام لشکـر مـن بــا تــن تنـهـــا
خون دل و اشک غمـت شـد وقـف دامن‌ها
بـی‌تو چگونـه یــا اخــا رو در حــــرم آرم
                                                     تنهاترین یارم
 
نقش زمیـن مُقطـع الاعضا شدی عباس
با زخم تن در موج خون زیبا ش
با هم نشسته بوديم روی یک بلندی ، پشت یک پارک پَرت ، یادم نیست آن خواننده ی اجنبی دقیقا چه میگفت ، اما ریتم غم آلود حرف هایش آنقدر فضا را رنج آور کرده بود که دو نخ باقی مانده را در آوردم و پاکت خالی را انداختم توی پلاستیکی که بینمان بود . نگاه مظلومی به تو انداختم ، تو هم مثل همیشه بی توجه و در سکوت یک نخ را از دستم بیرون کشیدی و برای بار نمیدانم چندم تکرار کردی که پنج نخ از تو بیشتر کشیده ام و زهرمارم بشود اگر همین امشب بدهی ام را ندهم
هنوز روشن نک
آن پاییز که تمام زندگی ام رفت زیر آب، نمیدانم کجا بودي. من هی خیره میشدم به زرد و نارنجی برگهایی که مقاومتشان در  برابر باد کم بود. بادی که هم قوی بود و هم زوزه کش ولی نه آنقدر که یاد تو را هم بکند و ببرد.
باد که شکست خورد، گذاشتم باران هم زور خودش را بزند.
پدربزرگ بودي. رفتی. آرام و نجیب و باعزت. همان‌طوری که همیشه دوست داشتی. خداحافظی‌ات را همان روز اول فروردین کردی که وصیت‌نامه را درآورده بودي برای اصلاح. می‌رفتم و می‌آمدم و مشغولت می‌کردم که دست از نوشتنش بکشی. برایت یک لیوان شیر گرم آوردم؛ ولی حتا متوجه حضورم نشدی. چهره‌ات آشفته بود. بعد از خواندن وصیت‌نامه، چرایی آشفتگی‌ات را فهمیدم. روز آخر گفتی:رقیق‌القلب شدم» آن‌قدری که قلبت نا نداشت بتپد؛ و یک‌هو، دم ظهر یکشنبه ایستاد.
شب اول
به نام او.
پیر است اما مرد است دیگر، نگاهم که می‌کند یک ذوق کودکانه‌ای درون چشمانش بالا و پایین می‌جهد. طُّ نیستی که بخوانی، طُّ اگر اینجا یا آنجا بودي داد و قال راه می‌انداختی که پیرمرد بیجا کرده نگاهت می‌کند.
من اما مثل پیرمرد عکسط را می‌بوسم. طّ که نیستی رگ غیرتت قل قل بزند!
یادت هست؟
شبی گفته بودي
که هیچ وقت نرو
که وقت میروی دلتنگ میشوم
همان موفع عهد کردم که اینجا پاک نخواهد شد
که مرگ من است روزی که اینجا ستاره اش برای همیشه خاموش شود
اما
تو رفتی
حالا چه کنم؟
عهد من پابرجاست
اما
رطب خورده منع رطب خوردن خطاست.
کاش تو بودي،
تا من،
با همان کلماتی که هر دم، با تو جان می گرفت،
هر شب برایت می نوشتم.
تا تمام نگاره ها،
همچون من، شیدایت شوند!
کاش بودي و در انجمادِ سخت این روزهای سرد،
با دمای خورشیدِ آسمان
گرم می شد، دفترِ سپیدِ گفته های من!
می نوشتم از عشقت،
از بودنت ،
و از ناگفته های روزگارِ با تو بودنم!
.
اما،
حالا که نیستی،
حرفی نمانده،
جز رنج هایی استوار و زخم هایی ماندگار.
تکست آهنگ سامان جلیلی فوق العاده
بگو چی اومده سرت اینا کین دورو برتکه میذاری میری منو نمیدونی کی شده بال و پرتکی از من دیوونه تره کی هی بگی برو نرهمگه میتونه پر کنه جامو کسی نمیتونه بگه که از منم عاشق ترهدوراتو زدی چی شده که باز اومدی میگی عاشق منی که من برگردمنیستمت تورو هرجا دوس داری برو آره ساده بودم هی تورو باور کردمدوراتو زدی چی شده که باز اومدی میگی عاشق منی که من برگردمنیستمت تورو هرجا دوس داری برو آره ساده بودم هی تورو باور کردمیک
کاش بودي.این را هر ساعت،اگر که از گره های فکری ام رها شوم توی دلم میگویم.
مثلا اینجا بودي و میبردم نشانت میدادم که کمربندی جدید شهر را طوری ساخته اند که وقتی ماشین از سرپایینیِ میان کوه ها به طرف شهر حرکت میکند،دیگر نمی توانم جلوه‌ی روشن شهر را ببینم و غرق رویا شوم.قبلا دیدن چراغ های همیشه روشن شهرم یکی از معدود کارهای دوست داشتنی زندگی ام بود؛شاید اصلا به همین خاطر بود که نمیتوانستم خودم را از جغرافیای اینجا رها کنم.هر کجا که می رفتم آخرش با
و ناگاه دل تنگ خودت میشوی.
دلتنگ همانی که زمانی خودت بودي ولی حالا.
دل تنگ، دلی تنگ میشوی!
احساسی که بعد از لمس باران در بچگی هایت داشتی
احساس بوییدن گل شب بویی سرخ!.
احساس نوازش گربه ای سفید.
و ناگاه دل تنگ احساسی پیر در نهایت جوانی میشوی!
که از هر چه هست خسته است
دل تنگ سفری کوتاه ولی طولانی، تنهایی، فقط خودت و همان دلِ تنگی که حالا نداری
احساس جاده ای طولانی که به لمس دستان دوستی قدیمی ختم میشود.
دل تنگ احساس صادقانه و بچه گانه میش
می تونم تو یه لحظه تمامت رو بالا بیارم. می تونم تو چند ثانیه باز عاشقت بشم. تو روی یه خطی که می تونم فوتت کنم این ور خط یا اون ور خط. یه طرف اوج ددگی و یه طرف ماورای دل تنگی .تو همونی بودي که می گفتی می تونی با یه دکمه احساساتت رو خاموش کنی . حالا می گی همش توی ذهنتم؟! مگه من دکمه نداشتم؟! پس چرا دکمه لعنتیم برات خراب شد؟!آفتابگردون زرد من. من؛ یه آدم عوضیم. انگار که گشتام رو توت زدم؛ شاید همه کوچه هات رو ندیدم اما بناهای معروفت رو دیدم. دیگه نمی خوا
دیر اومدی و داری
زود از بغلم می ری
تو عاشق من بودي؟ 
یا عاشق تغییری؟
آرامش من اون شب
وقتی که تو رفتی مُرد
تو رفتی و رویامو
طوفان تو با خود بُرد
بخت بد یعنی تو که قرار نداشتی
اختیاری واسه ی فرار نداشتی
حالا حال تو و حال من خرابِ
بی تو و با تو واسم دنیا سرابِ
باز اومدی اما نه
من در تو گرفتارم
با این که بدی بازم
من در پی اصرارم
دیر اومدی و داری
زود از بغلم می ری
تو عاشق من بودي؟
یا عاشق تغییری؟
محمد رحیمی
نوشته هامو پاک کردم، میدونین چرا؟ چون نمیتونم مثل قبل بنویسم، اصلا حس و حال نوشتنم مثل قبل نیست. یه جوری همه بلاگرایی که دوسشون داشتم دونه دونه آهنگ خداحافظی خوندن حس می کنم اینجا سوت و کور شده و هیچ خبری نیست.
شباهنگ مرسی که زیر قبّه به یاد ما بودي. نمیدونی تو چه لحظه و تو چه حالی پستت رو خوندم. واقعا ممنون
‏مامانه توی فروشگاه به بچش گفت چیپس و پفک نمیخرم برات







پسره چیپسو باز کرد گفت حالا مجبوری بخری
دهه نودیا واقعا گودزیلان
 
معلم به دانش آموزاش میگه : بچه ها شما دلتون پاکه دعاکنید بارون بیاد .





یکیشون پا میشه

میگه : ما اگه دلمون پاک بود تا حالا شما صد دفعه رفته بودي زیر تریلی
متن آهنگ بزار برو
تو خوب بودي هیچ شکی نیست میخوای بری خب حرفی نیست دیگه بهونه نیار بروخاطرات زود از بین میرن حرفاتم که بی تاثیرن پس معطل چی ایحالم از وقتی‌ رفتی‌ مثل آسمون گرفته داغونه داغونههوا هم که با ما قهره انگار پره باد و تگرگ و بارونه بارونهدل من هواتو کرده میون این همه ویرونی ویرونیتوی این شهر شلوغو تاریک مثل من دیگه داغون نیستتو خوب بودي هیچ شکی نیست میخوای بری خب حرفی نیستدیگه بهونه نیار بذار خوب تموم شه زودتر بذار بروخاطرات زود
مکتوب رو تموم کردم.
مجموعه ای از تجربه های پائولو بود و کلی ازش لذت بردم!
نوشته های کوتاه اما پر مفهوم.
نمیتونم چیز خاصی بگم ازش چون همه چیز به سلیقه و سبکی که علاقه داریم برمیگرده اما میتونم بگم،پائولو واقعا جذابه.
اگر نوشته های پائولو رو دوست ندارید بهم دلیلش رو بگید.
قسمت هایی که ازشون لذت بردم؛
《اگر هنوز زنده ای،به خاطر آن است که هنوز به آنجا که باید باشی،نرسیده ای.》ص۱۲
《اعمال خدا،به سانِ پژواک کردار ماست.》ص۱۷
《جایی که قدرت تنها نابودي
 
 
 
امام حسن (ع) تجلی مهر و کرامت
سید حبیب حبیب پور

کد خبر: ۸۰۳۷۸۳

تاریخ انتشار: ۰۹ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۸:۳۳ 30 May 2018

اول )ای اولین غنچه شکفته در دامان کوثر! ای مجتبی!میلادت میلاد خوبی هاست که تو حسن بودي و اسوه ی احسان.در ماه خدا آمدی که تجلی زیبایی او بودي. در ماه مهمانی حق متولد شدی تا میزبان همه ی دل های شکسته باشی . دل هایی که پیوند می خورند به تنهایی تو. در ماه آمرزش آمدی تا از دشمنانی که دشنامت دادند درگذری. در ماه عفو آمدی تا دوستان نادان را عفو
الان 2 روزه که بازی کامپیوتریم به دلایل نامعلومی خراب شده و بالا نمیاد و منم هرچی بازی رو پاک و نصب میکنم فایده نداره. حوصله هم ندارم ویندوز عوض کنم.
و در آخرین حرکت نمی‌دونم کی و چه موقع دستم به چه دکمه‌ای خورده ولی یه دفعه دیدم rosseta stone بعد از چند ماه اجرا شده. قشنگ لپ‌تاپم داره در نقش motivator عمل می‌کنه.
دوست عزیز چندین و چند ساله‌ام. می‌دونم نگرانی، خودم هم نگرانم دیگر اطرافیانم هم نگرانند :)) به هر حال قدردانی می‎کنم و تشکر می‌کنم بابت تما
تو بودي داشتم کم کم عارف میشدم . تو نیستی دیگه کسی نیست برام آهنگهای عارفانه و سنتی بفرسته دوباره شدم همون خانم قری سابق . برای خودم آهنگ قری میذارم میرقصم . 
اینم حال میده حداقلش اینه که با خودم خوشم احساس آویزون بودن و مزاحم خوشی دیگری بودن بهم دست نمیده . 
اسفند که عاشق شویسال را با بوسه تحویل می کنیحتی اگر سال #نو،نیمه #شب از راه برسدشاید تلفنت#عاشقانه تر از همیشه زنگ بزندکسی با یک سلامقبل از سپیدهء سال بعددیوانه ات کنداسفند که #عاشق شویتمام دروغ ها را باور می کنیو دلت غنج می زند.می دانم که در روزهای #آخر سالدسته کلیدت را گم می کنیگوشی ات را جا می گذاریو احساس می کنی که کسیبا لحن عاشقانه منصدایت می زند.تو عاشقم بوديدر اسفند ی که هرگزاز تقویمت پاک نمی شود
امروز دفترچه ای که در طول این یکسال فکرها و احساساتم رو توش مینوشتم، به صفحه آخر رسید. اندازه متوسط، شبیه یک نوار کاست، برای ضبط کردن صدای درونم.
براش نوشتم:

به نظر میاد که این یه خداحافظی باشه، اما نیست. چون من تموم نمیشم.
من ادامه دارم، توی هرچیزی که لمس کنم، بنویسم و بکِشم.
تو دوست خوبی بودي که دنیام رو باهاش به اشتراک گذاشتم. ممنونم.
آرام باش. نترس. این من هستم.
 من تو را دیدم.
آن وقت که تکه تکه ات می‌کردند و تکه هایت را طوری کنار هم می چیدند که گویی هیچگاه تکه تکه نشده بودي و تو لبخند میزدی و من شعر می خواندم.
من تو را دیدم.
وقتی که گیسوانت را به بدرقه ی باد حراج کرده بودي و فریاد میزدی کسی قاصدک ها را ربوده است.
وقتی که درد، پنجه می کشید و چشمانت در آرام ترین اقیانوس ها غرق می شدند؛ دیدم که قلبت را بین سطرهای شعر جا گذاشتی و هیچگاه پی اش نیامدی
وقتی که دستم را می فشردی و میخوا
قانون اول: به هیچکس هیچکس هیچکس تو زندگیت اعتماد نکن مگر خانواده ی نزدیکت!
بقیه پاش بیفته میندازنت جلو پاشون پل می سازن ازت! بقیه پاش بیفته تکه تکه ت می کنن گوشتت رو می خورن! بقیه تا وقتی باهاتن که بهت نیاز دارن! زورشون بیشتر بشه ازت اصلا یادشون می ره کی بودي و چی کارا کردی براشون! 
به هیچکس اعتماد نکن! به فکر هیچکس دیگه ای هم نباش! خودخواه باش! چون اونا هستن!
امشب خیلی دلم به حال خودم سوخت. وقتی خواستم دکمه های کیبردو بزنم واسه اعلام نتایج، بابارو میدیدم که چقد امید داشت. مامانو دیدم که چجوری دست به دعا برداشته بود. فاطیما چجوری زول زده بود به اون صفحه لعنتی کامپیوتر و خدا خدا میکرد. ولی وقت رتبمو دیدم کلا وا رفتم.فقط زدم زیرگریه و دویدم تو اتاق. نمیتونستم باورکنم این رتبه و این درصدا مال منن. بابا اومد تو اتاق، هی سرمو بغل گرفت. هی پیشونیمو بوسید. گفت من نگاه نکردما؛ چندشدی مگه؟. دوستم ن
 
واسه روزای بی دردی که دارممیون خون تو اوج درد بوديخدا میدونه که بی تو چی میشدتو تنهایی یه لشگر مرد بوديچقدر قدم زدی میدون مین وکه من هرجا قدم میذارم امنهچجوری خاکتو دیوار بستیکه حتی خونه بی دیوارم امنه
 
برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنیدکافه رگا
در ما خونی ریخته شده که بویش دست بر گلوگاه تهوع انداخته و می فشارد و می فشارد و ما بغض می کنیم. چیزی عجیب که نمی دانم تا به حال چیزی نامیده اندش یا نه. چیزی وحشی و رام نشدنی که می بایست شکسته شود. ما چیزی را جایی گذاشته ایم و هیچ گاه به خاطر نیاورده ایم چه را و کجا!
گویی فرزندی که هیچگاه زاده نشده را در جایی که هیچگاه نرفته ای گم کرده باشی و بخواهی پی اش بگردی. همینقدر تنها و غریب.
گویی کوچه به کوچه ی آسمان را پی چیزی بگردی که خدا می نامندش و کوه ها ر
بلاخره تموم شد. 
بدترین سال کنکور بودي که میتونست باشه حالا از هر لحاظ (به دنیا اومدن بچه زهرا وتایک ماه مهمون داشتن، افتادن مامان از پله ها ومراقبت چند ماهه، سکته قلبی باباجون(بابا مامان) و مریضی بابا بزرگ (بابا بابام) وعمل وبعدم فوتش درست 13فروردین،تکمیل پایان نامه کارشناسی) اما حس می کنم خوب از پسش براومدم با هر زور وفشاری که بود خوندم. من درحد خودم تلاش کردم فقط کاش بشه:)
الان من موندم و رها شدگی بعد کنکور  
باشه آقا باشه
گفته بودي هرکاری بگی باید بگیم چشم. ولی دیگه بیل بزنیم و سیمان تو کیسه کنیم؟
حاجی انصافا عنوان استخدامی ما این نیستا
حالا ما که بیلم زدیم و تو کیسه پر هم کردیم. ولی فقط چون بار اوله و نمیخوام بار اول نه بیارم که بگی نق نقو ام. ولی آخرین بارمه حالا از من گفتن. میدونی که میتونم ی جوری نه بیارم که تو شرمنده بشی خیر سرم روانشناسم.
همون خیر سرم!
یک عصر پاییزی بود جایی اواسط آبان ماه، عطر کیک اسفنجی (که تمام شکر توی کابینت و مصرف کرده بود و آنچنان دل خوشی ازش نداشتم) ترکیب شده با مربای آلبالو که با گذر زمان کمتر میشد، فضای خانه رو پر کرده بود. ساعت ها بود در حالی که روی کاناپه سبز رنگی که همان روزها موقع تغییر دکوراسیون گفته بودم : یه کاناپه شبیه اونی که توی فیلم "اینجا بدون من" بود، باشه اما سبز لجنی. گفته بودي: اما سبز لجنی. و جا خوش کرد بین پذیرایی دلبرانه‌ی خانه‌ی دنجی که حالا دیگر خا
چه بازی ای بود دیشب.
سر پنالتی پرتغال یه لحظه خودمو جای بیرانوند تصور کردم، تمام تنم لرزید. گرفتن پنالتی رونالدو چیز کمی نیست.
طارمی جان آخه چرا فرزندم؟چرااا؟(این فقط یه گله است وگرنه طارمی از وقتی که پرسپولیس بود، بازیکن محبوب منه)
همیشه رونالدو رو بیشتر از مسی دوست داشتم ولی دیشب تا تونستم فحشش دادم:||
کواریشما از کجا پیداش شد آخه؟ لامصب این دو بازی قبلی کجا بودي پس؟ گل طلاییت رو به مراکش میزدی خو:(
بعد از بازی سردرد وحشتناک داشتم و مثل ابر ب
دانلود آهنگ عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای mp3 با لینک مستقیم همراه با متن موزیک زیبای عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای
دانلود آهنگ عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای
شب به کوی عشقم و روز هم به هر ویرانه ای
دل همی گوید بیا باهم بسازیم خانه ای
عاشقان کی خانه دارن
عاشقان کی خانه دارن
دل مگر دیوانه ای
وقتی با خیال تو
تک و تنها میشینم
به تو که فکر میکنم رنگ عشق و میبینم
به تو که فکر میکنم رنگ عشق و میبینم
به تو که فکر میکنم
لحظه ه
شب دیر رسیدیم خونه و بی توجه به آلارم گوشی صبح گرفتم خوابیدم. فسقل رو بهونه کردم که شب دیر خوابیده و الان نمی تونه بیدار شه. تو این حال خوشم واسه بیشتر خوابیدن آقا شازده اومد بالای سرم که صبحه و پاشو بریم مهد. یک ور وجودم خواست غر بزنه که اه آسایش نداری از دست این بچه ها و اون طرف وجودم گفت هزاران هزار بار این اتفاق برای تو افتاده مثلا پارسال فلان روز و اصلن جزییات اون روز یادت نیست که چقدر خسته بودي و چقدر دلت میخواست بخوابی و وقتی نخوابیدی چه ح
به زندگی ام می اندیشم،ایستاده در سایه ی شهر ستارگانِ بالا سرم،به فراموش می اندیشم،من دیگر تو را فراموش کردم! نه بخاطر اشتباه تو،بخاطر اشتباه خودم.تو آدمِ اشتباهیِ زندگی من بودي و همچنان هستی
به زندگی ام می اندیشم،ستاره ها چشمک می زنند و این من هستم که می شنوم آوای city of stars را در سرم،به زندگی ام می اندیشم.به آنچه پایان یافته
این منم و ثانیه هایی می گذرند،این منم،شروع کننده ی زندگی جدید!
City of stars,are you shining just for me?:)
مشغولم به قانع کردن خودم،که لطفا غمبرک نزن که لطفا بازم تحمل کن تو ضعیف نیستی یکم فقط یکم حالت خوب نیست بیاه و سعی کن همونی شی که میخوای حالا این وسط اگه یکمم ناآروم و خسته بودي طوری نیست حق داری،من بازم دست و پا میزنم ببینم چی میشه.تاحالا واسه هیچکی اینقده دلتنگ نشده بودم.
هفته گذشته هفته خاصی بود. به قول خودم در رویا هم نمی‌دیدم که چنین اتفاقی بیفتد. سفر. خوابیدن زیر ستاره‌ها، چادر تاریک، آب‌انبار. قرار ملاقات در شهر خودش، پارک آبشار، اسلایدر، آهنگ شهرام شکوهی،مشاهده غروب خواجو، نماز مغرب و عشا، موبایل کافی، کوه‌صفه، دراز کشیدن روی چمن‌ها و صحبت در مورد نحوه آشنایی با همسر و دغدغه‌ها و . آبمیوه خوشمزه. 
خوابیدن لای چمن‌های پر گل در میان دشت. گرفتن عکس‌های متنوع. 
آخرین خداحافظی را یادت می‌آید؟ -آیا ا
حدود چهار ساله به خودم نگفتم ایول مریم خیلی خوب بودي!ذوق نکردم برای خودم.تو هیچی انتظار خودمو برآورده نکردم.الان پر از ترسم.تو شروع هر کاری میدونم اون چیزی که میخوام نمیشه و نصفه نیمه رها میشه یا به سختی تموم میشهتو نوشتن هم حتی اینجور شدم.حوصله ندارم مثل چندسال قبل اتقاقات رو با جزییات بنویسم و تحلیل کنمیک ماه دیگه باید برگردم خونه و هیچ برنامه ای ندارم که چجور زندگی کنم و میخوام چیکار کنم.راه زیاده ولی کی میره
اونچه ک مسلمه همیشه سعی براینه که یه باری یا غمی رو از رو شونه کسی ک یتیم شده برمیدارن وبه قولی غمخوارش میشن .یا بهش سر میزنن و تنها نمی زارنش .بهش محبت میکنن براش دلسوزی میکنن و خلاصه کلام هواشو دارن

اما اینجا تودل خونه ما همه چیز جور دیگه اس باری رو ، رو دوشت میزارن غمهاشون رو باهات تقسیم میکنن وگلایه پشت گلایه که چرا محبت نمیکنید!! وباید براشون دل سوزوند و همه جوره حمایتشون کرد.
پس من کجای این جهان ایستادم .نقش من تو زندگی چیه چرا نمیزاری
_ گاهی انقدر دلت گرفته که دوست داری یه مشت سنگ برداری و بزنی شیشه احساست را بشکنی.اصلا دنبال چی میگردی تو این قاب خالی، خب سنگ را بردار بزن خودتو خورد کن، تو که همش دنبال خودت اینجا می گردی؟
میدونی اگر آدمش بودي الان باید کجا بودي و حالا اینجایی؟؟؟
_ که چی؟ خسته ام چیه باز دارم راه را اشتباه میرم؟ با خودم بودم، بازم تو اومدی؟
چی که چی؟ من نرفته بودم که بیام، این تویی که یادت میره منو ببینی!
راستش را بخوایی دارم یقین پیدا می کنم  که نمیدونی، خ
نیستی،نبودنت آزاردهنده ترین درد دنیاست، کاش نبودنت درمان داشت اما دردِ بی درمانم شدی تو.
خودمو تو اتاق حبس کردم مثل قلبم که تو عشق تو حبس شده، در و دیوار اتاق هم نبودنت رو به رخم میکشه اما تنها چاره ام اشکه.اشک و اشک و اشک.اما نه.
تند تند اشکامو پاک میکنم،من نباید گریه کنم.تو عاشق مردای قوی بودي.نباید گریه کنم چون نمیخوام وقت اومدنت تار ببینمت‌.
آخ.گفتم اومدنت.کاش این محالِ ناممکن،ممکن می شد. اونوقت می دیدی که چجوری جونمو  فرش زیر پات
تو بودي،
من بودم و ماه، 
ستاره ها چشمک میزدن و
باد موهامونو موج وار توی آسمون مخملی شب می‌رقصوند.
 
تو بودي، 
من بودم و شیطنت هایمان،
لبخند و خنده های واقعی‌مان،
همچون الماس در صورتمان می‌درخشید.
 
تو بودي، 
من بودم و دنیای پر از سرخوشیمان
و قلب هایی که عاشقانه می‌تپید.
 
ماه بود،
من بودم و سکوت شبهای دلگیر.
 
ماه بود، 
من بودم و ستارگانی که مال ما نبود.
 
ماه بود،
من بودمو لبخندی که تلخ بود.
 
ماه بود،
من بودمو قلبی که از خاطرات درد می‌کرد.
 
یه شب سرد زمستون وقتی که فکر میکردم همه چی بینمون تموم شده این اهنگو پلی کردمو سرمو تکیه دادم به شیشه اتوبوس، شاید باورت نشه ولی کل شش ساعت راهو گوشش دادم. اگه من بتونم بگذرم از این شب تاریک، فردا صبح میام به دیدن تو. فکر میکردم اون شب تاریک هیچوقت تمومی نداره و هیچوقت دیگه نمیبینمت. همه چی خاکستری. ولی بعد از یه هفته نتونستی طاقت بیاری. تو میای از دور. رفتیم همو دیدیم خندیدیم یادمون رفت چی شده بود یادم رفت چی شده بود. این بهترین لحظه رو
تو بودي،
من بودم و ماه، 
و ستاره هایی که چشمک زنان در آسمان شب دلبری می‌کردند.
باد موها‌یمان را موج وار در آسمان مخملی شب به رقص در می‌آورد.
 
تو بودي، 
من بودم و شیطنت هایمان،
لبخند و خنده های واقعی‌مان،
 که همچون الماس در صورتمان می‌درخشید.
 
تو بودي، 
من بودم و دنیای پر از سرخوشیمان
و قلب هایی که عاشقانه می‌تپید.
 
ماه بود،
من بودم و سکوت شبهای دلگیر.
 
ماه بود، 
من بودم و ستارگانی که مال ما نبود.
 
ماه بود،
من بودمو لبخندی که تلخ بود.
 
ما
با سلام و درود به همه فرزندان ایران زمین.
از امروز و با آغاز پانزدهمین ماه زندگی پسر عزیزم طاها ، تصمیم براین گذاشته ام که آنچه می نویسم خطاب به فرزندم باشد.
فرزندی که 14 ماهه شده و چند سالی باید منتظر بمانیم تا خواندن را بیاموزد و آنچه را که می نویسم بخواند.
پس بریم که رفتیم.
طاها جونم 17 تیرماه 98 هم گذشت و وارد پانزدهمین ماه تولدت شدی. نمیدانم چه زمانی این مطالب را خواهی خواند. نمیدانم خوشحال خواهی شد یا غمگین. نمی دانم سر شوق خواهی آمد یا عبوس
 محسن جان ! دیروز که نمی دانم حوالیِ چه ساعتی بود آمدی کنارم.آمدی کنارم و من که مدت ها بود فقط شنونده ی خوبی شده بودم حرف می زدم و تو گوش می کردی.دیروز که بغض تا پشت پلکم آمده بود تو آمدی کنارم و آرام گفتی با من حرف بزن.نه که دور و برم پر باشد از آدم های بی معرفت که گوشی برای شنیدنِ حرف هایم نداشتند نه!خیلی وقت ها سراپا گوش بودند که من حرفی بزنم، خیلی وقت ها با بی تابی هایم بی تاب تر شده بودند تو که خوب می شناسی عزیزانِ مرا، ما جانمان برای هم می ر
تا اومدم بیرون چند قطره بارون افتاد روی صورتم. یاد حرف مریم افتادم. گفته بود احتمالا تو زندگی قبلیت یا ابر بودي یا بارون». اون موقع به حرفش خندیدم اما الان به این فکر می‌کنم که چقدر معجزه نیازه که هر وقت غمگینم بارون بیاد؟ می‌باره و قلبِ شکسته‌م رو تسکین می‌ده. سرقولش هست. همیشه. حتی تو یه عصرِ تابستونی.
به وقتِ بارونِ عصرگاهیِ بی‌وقتِ تهران
بیستِ
تیرِ
نود و هشت
.آنقدر خوب که شور وشعفی در تمام وجودت
ریشه میگیرد گوی جان تازه ای در تو پدیدار است و خود بیخبری.اما پیش می
رود.عادی میشود.صمیمی می شود وتکراری.مانند گذشته نیست و تن تو سنگینی
وجودی را حس میکند که با او بیگانه گشته است. و اینجا مختصاتی است که ادامه
دادن بسته به همان پی و ریشه ی فرو رفته در عمق جان و تن ات است.بی آن
ممکن نیست.نمی شود.و اینجاست که حسرت می آید به همان اوایل که دور بودي و
مشتاق.اکنون گفتن هر حرف ساده برایت سرگیجه ای است که سیاه میکند
جهانِ ما، جهانِ ارتباطات است.
ارتباطات نه به‌معنای مدرنیته شدن و سرعت گرفتنِ انتقال پیام‌ها، بل‌که به‌معنای
تاثیرگذاری و تاثیرپذیری بر محیط زیست و دنیای بیرون از خود. وقتی دروغی می‌گویی،
خیانتی می‌کنی، فسادی مرتکب می‌شوی، وظیفه‌ات را انجام نمی‌دهی، کلاه‌برداری می‌کنی،
مردم را گم‌راه می‌کنی، وقت این و آن را می‌گیری، حق بقیه را پای‌مال می‌کنی، ضرر
و زیانِ مالی و جانی به مردم می‌رسانی، بدقولی می‌کنی، انصاف را رعایت نمی‌کنی،
مر
یادتونه توی چند پست قبل راجع به درخت انگور خونه مون گفته بودم؟؟دیشب بالاخره انگور های درخت انگورمون رو چیدیم و خوردیمشون.جاتون خالی.هم ترش بودن وهم شیرین.هم رسیده بودن و هم نرسیده بودن.می دونید مزه ی این انگور ها به چیه به اینه که خودت ازشون مراقبت کردی،خودت بهشون آب دادی و خودت منتظر رسیدنشون بودي.
عاشقی دردسری بود نمی‌دانستیم/ حاصلش خون جگری بود نمی‌دانستیم/
پرگرفتیم، ولی باز به دام افتادیم/ شرط، بی بال و پری بود نمی‌دانستیم/
آسمان از تو خبر داشت، ولی ما از تو/ سهممان بی خبری بود نمی‌دانستیم/
آب و جاروی در خانه ما شاهد بود/ از تو بر ما گذری بود نمی‌دانستیم/
 این‌همه چشم به راهی نگرانم کرده/ عاشقی دردسری بود نمی‌دانستیم/
تا ظهورت چقدر فاصله داریم آقا؟/ آه از جمعه‌ی بی تو گله داریم آقا/
 رفته بودي که بیایی چقدر طول کشید؟/ عرض کردیم نبو
امروز دیدمت، بی آن که دیده شوم.
دست خودم نبود، تو تنها کسی هستی که هیچ‌گاه چشمانم از پیداکردنش در میان شلوغی باز نمی‌ایستد. باورت نمی‌شود اما حس کردم که چقدر دلم برای نداشتند تنگ شده. احمقانه نیست دل برای نداشتن کسی تنگ شود؟ دل‌تنگِ نبودنِ کسی هم مگر می‌توان بود؟ نمی‌دانم، فقط می‌دانم که اندازهٔ لغتی که در هیچ لغت‌نامه‌ای نیست دل‌تنگ شدم. سنگین از ثقل کلماتی که حتی نمی‌شود یک‌جا برای یک‌نفر تعریفشان کرد. قلبم برای باز شدن از این دل‌
پریروز برای اولین بار وقتی تئی بغلم بودي، دستاتو دور گردنم حلقه کردی، منو بوسیدی و گفتی (مامان دودت دارم)
فقط تونستم بگم الحمدلله خدایا شکرت، منم خیلی دوستت دارم دخترم
خداجان
این دخترک بنده ی خودته
ففط سر من منت گذاشتی، فرصت رشدی در اختیارم قرار دادی، لطفی کردی، ینده ت رو امانت دستم سپردی
عشقشم خودت کاشتی تو دلم تا براش مادری ای بکنم که شمه ای از محبت تو به خودش رو لمس کنه
حالا درسته بچم میدونمش و دوستش دارم
ولی بخاطر اینکه حیفه بنده ایت که م
Download New Music BY : Mehdi Jahani | Age Boodi With Text And 2 Quality 320 And 128 On Musica.asia
دانلود آهنگ زیبای اگه بودي حال و روزم با الانم خیلی فرق داشت با صدای مهدی جهانیدر دانلود آهنگ مهدی جهانی اگه بودي شما همراهان همیشگی سایت موزیکا می توانید آهنگ جدید مهدی جهانی را همراه با متن آهنگ اگه بودي دانلود کنید این آهنگ در دو کیفیت 320 و 128 همراه با لینک مستقیم قابل دانلود می باشد امیدوارم از دانلود این آهنگ نهایت لذت رو ببرید و …
دانلود آهنگ مهدی جهانی اگه بودي
متن آهنگ اگه بود
Download New Music BY : Mehdi Jahani | Age Boodi With Text And 2 Quality 320 And 128 On Musica.asia
دانلود آهنگ زیبای اگه بودي حال و روزم با الانم خیلی فرق داشت با صدای مهدی جهانیدر دانلود آهنگ مهدی جهانی اگه بودي شما همراهان همیشگی سایت موزیکا می توانید آهنگ جدید مهدی جهانی را همراه با متن آهنگ اگه بودي دانلود کنید این آهنگ در دو کیفیت 320 و 128 همراه با لینک مستقیم قابل دانلود می باشد امیدوارم از دانلود این آهنگ نهایت لذت رو ببرید و …
دانلود آهنگ مهدی جهانی اگه بودي
متن آهنگ اگه بود
اولین بار که تو را دیدم ، یازده سالم بود . مرا از آن مدرسه‌ی شلوغ و بی نظم آورده بودند به شاهد نمونه‌ی استان. آن هم اواخر سال . 
آمده بودند دنبالم ، زنگ سوم بود . گفتند می‌رویم جایی . بعد نشانده بودنم وسط آن کلاس قشنگ . چند بچه‌ی مؤدب . معلمی که خوب درس میداد و نمیشد مسخره اش کرد و یک مشاور سمج .
آن سال شروع سرکشی های من بود پسر . از فرار کردن هر روزه از مدرسه بگیر تا داد و بیداد های هرصبح که نمی‌ روم . از دعوا با بچه‌های مدرسه تا اعتراض علنی به اجبا
زمان میگذره و هنوز خیلی چیز ها منتظر
منتظره اراده
منتظر ما
.
.

میدونم روزی موقعی میرسه که برای بنده خیلی راحت ثابت میکنه که قسم به زمان که تو خسران بودي و میتونستی به راحتی اونرو تغییر بدی
ولی چه باعث شد که نشه یا امیدوارانه تر چی باعث شد که دیر بشه
و من جوابی ندارم جز توجیه
الان میدونم که چی خواهم گفت
جالبه
خوش به حال کسایی که فهمیدن و دارن اون رو با سختی و تلاش نگهش میدارن
قطعا قران کتابی اشکار برای هدایت هست
چه اوضاعی درست کرده که
امین! از اون روزی که با همون لحن سرد و خشک همیشگیت پیام دادی که داری میری سربازی و تا وقتی که برگردی نمیخوای کسی رو ببینی یا با کسی حرف بزنی یه سوال مثل یک جیرجیرک تنها وسط شب،  آرامش ذهنم رو به هم زده و هر کاری میکنم نمیتونم خفه اش کنم و هروقت میرم تا بگیرمش این یه جیرجیرک میشه هزارتا و خودم رو و محصور بین هزار تا علامت سوال پیدا میکنم.
اون جیرجیرک لعنتی مدام این سوال رو تکرار میکنه:  تا چه اندازه میشه به آدما بخاطر گذشته و رنج های ناخواسته شون
امشب دیدمت. خودت این قرار رو گذاشتی. می‌خواستی اولش همه چیز ناشناس باشه اما مگه چند نفر تو دنیا وجود دارن که دوس داری» رو دوسداری» می‌نویسن؟ می‌دونستم خودتی. همدیگه رو جایی دیدیم که اولین بار دیده بوديم. تو کافه ای نشستیم که اولین بار نشسته بوديم. قبل از رو به رو شدن چند دقیقه از دور نگاهت کردم. سرگردون بودي. موهات بلندتر شده بود و سبیل گذاشته بودي. اما صحنه آشنا بود. خیلی آشنا.دقیقه های اول نمی‌تونستم تو چشمات نگاه کنم. هفت ماه. هفت ماه شده
نیمكت كهنه باغ
خاطرات دورش را
در اولین باران زمستانی
از ذهن پاك كرده است
خاطره شعر هایی كه هرگز نسروده بودم
 
خاطره اوازهایی را كه هرگز نخوانده بودي
 
 
 
 
پس بیاین هر کدام ی عکس یادگار از مدرسمون داشته باشیم.برای دیدن عکسهای دبیرستان شاهد به ادامه مطلب مراجعه کنید.سامی یوسفی گلعذانی
ساعت 4 صبحه، نیم ساعت پیش با گریه ی امید بیدار شدم. طبق هر شب، گشنه اش بود،شیرش رو خورد و خوابید.
ولی من دیگه خوابم نبرد.نشستم پای لپتاپ و مثل همه ی وقتایی که دلم میگیره برات تایپ میکنم.نامه هایی که هیچوقت ارسال نمیشن.
میدونم این فکرا غلطه ولی چی میشد اگه تو پدر پسرم بودي؟ دنیا به آخر می رسید یا از بزرگی خدا کم می شد؟
راستی بهت گفتم چرا اسمش رو گذاشتم امید؟ چون بعد تو، تنها امیدم برای زندگیه.
عجیبه ولی گاهی نگاهش مثل توعه، همونقدر شیطون و دلر
این بار هم نشسته ام در خود کز کرده ام بی تو. فیلم زندگی تمام نمی شود. خودم را پرت می کنم در آغوش دعاهایت و اشک میریزم به پهنای صورت.دارم فکر می کنم اگر بودي دنیای من چیزی کم نداشت . اگر دوست داشتنت ادامه داشت . اگر بودي. اگر . اگر. اگر.خسته ام از این بخت و پیشانی. چشم های متورم و سرخم را نمی بندم وقتی پلک هایم شوره زده از این همه نبودنت.امروز فیلم آن روزهای شاد بودنت را مرور کردم. حس غریبی بود بغض جایی نداشت، در میان هق هق سینه سوخته ی من
از بچگی دلم می‌خواست که یه برادر بزرگ‌تر داشته باشم. هنوز هم همین‌طورم. به اونایی که برادرای باحال دارن حسودی‌م می‌شه. 
یه بار که کوچیک بودم اینو به مامانم گفتم. گفتم مامان، کاش یه داداش بزرگ داشتم، منو می‌برد مدرسه، برام خوراکی می‌خرید، باهم فیلم می‌دیدیم. حواسم نبود دایی هم اونجاست. حس کردم یه خرده ناراحت شد. گفت من مثل داداشت نبودم؟ این کارا رو برات نکردم؟ گفتم چرا، ولی.
 ولی‌ای وجود نداشت. تو مثل داداشم بودي. آره، خود داداشم نه، اما
اصلا بیا و این چند صباح را هم بیخیال من شو.
تو زندگی خودت را بکن و من
زندگی خودم را. انگار نه انگار که رونق جانم از توست.
راستش را بخواهی
اصلا گاهی فکر می کنم تو در منی اما با من نیستی .
هوا برم می دارد وقتی در خیالم،
خسته، روبرویت می نشینم و مبهوت نگاهت می شوم.
دست بر شقیقه ات میکشم و
موهای صبوری ات را از لابلای بپیشانی بیرون میکشم، چقدر مرا
تحمل می کنی؟
این روزها که بگذرد می ترسم. می ترسم تو هم بروی و تنهایم
بگذاری مثل.
اصلا آدم را ان
معشوق پاییزی من، سلام!
احتمالا هنگامی که این نامه به دستت می‌رسد اولین سئوالی که می‌پرسی "این دو هفته کجا بودي؟" خواهد بود! پس بگذار در همین ابتدا برایت از ماجرای صبح سه‌شنبه بگویم.
صبح سه‌شنبه در حالی که گرد و خاک نشسته بر قاب عکس‌ها و گلدان‌های کلبه‌ را می‌گرفتم دستم به گلدان سفالی یادگاری‌ات خورد، همان گلدان میخکی که در ۱۳ ژانویه هدیه داده بودي؛ قبل از انجام هر عکس‌العملی گلدان روی زمین افتاد و شکست، واقعه‌ی تلخی بود، احساس کردم نی
من کجا عاشقت شدم که  نفهمیدم ؟؟
نمیدانم کجا عاشقت شدم و حتی نمیدانم که کجا فراموشت کرده ام،از کجای داستان من دیگر نبوده ای ؟؟
مگر زندگی چی جز این است که باشی و دلخوش باشم به حضور تو؟؟
و تو شاه بیت تمام اشعار عاشقانه ی من بودي اما حیف که فقط کمی دیر کمی دیر به فکر پیدا کردن من افتاده ای و من تمام میکنم اساس آنچه را که تو را با من آشنا میسازد
بی رحمانه است که خودم را پنهان کنم تا مرا نبینی و بی رحمانه تر این که هیچگاه نابوديم از این پنهان شدن را ن
مهربان بودي و بی مهر گذشتی ز برم
حال من ماندم و آبان و دل محتضرم
مهر با آن که نمودی ، مه من رفت محاق
مه ، ربان مشکی قابی به مزار جگرم
                                                               "ع.شیرخانی.ابر"
هربان"
هر آبان"
هر با آن"
"مه ربان"
اشعار زیبا امروز صبح یکی از دوستانم برای من فرستاد 
که میگفتن زمان سرودن اشعار زیبا انگار بنده روبه رویشان بودم 
البته وقتی خودمم خوندم همچین حسی رو بهم داد 
سپاس گزارم عشق من 
دختری روبه روی آینه ها،
ضجه زد از خودش گریزان شد
گفته بودي که چادرت زیباست 
یادش آمد دوباره  ویران شد 
چند سالی اگرچه اورفته 
بازهم درعشق کوشیده 
چادرش راصبح هرروزی
گریه کرده ، بعد پوشیده
طبق عادت،عصرهرجمعه
برمزاری آب می پاشد 
می رود قلب خسته خودرا
در جوار شهید بسپ
 محمد علیزاده یارم باش
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده به نام یارم باش همراه با متن آهنگ و پخش آنلاین
ترانه و آهنگ : سینا پارسیان | تنظیم : میلاد ترابی
تو کی بودي که من موندم تو کارت دوباره همه چیزم شدیدا بستگی به تو داره

برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه نمایید

متن آهنگ جدید محمد علیزاده به نام یارم باش :
عزیزم عاشق باش
مث من وقتی برات میمیرم
تو فقط لب تر کن
بگو خوشبختی برات میمیرم
عزیزم عاشق باش دو روز دنیا سریع طی میشه من یه روز دنیام
بی مقدمه میگم ؛ سه سالی هست که رمز ورود به وبلاگم رو گم کرده بودم , و از قضا پسورد ایمیلم رو ! و برای تغییر رمز نیاز به وارد شدن به ایمیل بود!!!!
تا اینکه عزمم رو جزم کردم و رمز ورود هردو رو تغییر دادم !خسته نباشم واقعا:-)
البته تو این سه سال انگار همه چی عوض شده و دیگه با وجود اینستاگرام کسی دیگه با این فضاها کاری نداره!!!
من اینستاگرام ندارم ؛ یعنی واقعیتش با فضای مجازی نه حالم خوب میشه , نه می فهمم که قراره چه چیزی به علمم افزوده بشه(به قول مامان خان
هیچوقت، به زندگی هیچکس غبطه نخور.
تو نمیدونی اون چه سختی هایی رو توی زندگی از سر گذرونده
نمیدونی چه شبایی رو با اشک به صبح رسونده
نمیدونی چه لحظاتی رو ترسیده، یا چه سالهایی رو تنها مونده
شاید اون عادت نداره از رنج هاش برای کسی بگه
شاید اگه تو جای اون بودي، اونه مه رنج و غصه رو طاقت نمی آوردی.
هیچوقت ظاهر زندگی دیگران رو با باطن زندگی خودت مقایسه نکن.

وقتی دوستی رو که فک میکردم از خوشبخت ترین آدمای کره زمینه بعد از چندسال تو خیابون دیدم، چنا
متن آهنگ هی با توام جواد عشقی
(تو کی بودي دیگه دلمو بردی ای داد آی دل تیکه پارم یهو به تپش افتاد
میزون میکنم‌تا سر راه تو باشم راهشو یاد گرفتم که تو دل تو جاشم)۲
هی با توام هی سر می دوونی تا کی آخ دوست داری ای جان که عاشقت بشم هی
وای چه خنده رویی واسه من آرزوی دل نبر که بنده دلم به تار مویی
برای مشاهده متن آهنگ به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید
ادامه مطلب
اوه، بر من ببخش لب های کثیفم را، کلمات تلخ و زشتم را، خاطراتِ سیاهم را. بر من ببخش ک نبودم آدمِ توی خیال پردازی های ـت، اگر دهانم بو می داد، نگاهم اذیتت می کرد و کوه متحرکِ معذب بودم. بر من ببخش موهای خلوت شده ام را، لباس کهنه شده، چشم های غبار نشسته ام را. ببخش ک تجسمِ صحنه ی زیبای توی خاطرت نبوده ام، صدایم طنینِ دیالوگِ شاهکاری را نداشته است و اگر کلمات اشتباهی را انتخاب می کرده ام. ببخش، ک توی دنیای نفرت انگیزت، آن جزیره نجاتی بودم ک نا امیدت
از ۱۸ سالگی که رد می‌شی، دیگه می‌افتی تو سرازیری. انگار نه انگار که تا دیروز دبیرستانی بودي. انگار نه انگار که نیاز داشتی یکی مراقبت باشه. بعد یهو چشم باز می‌کنی می‌بینی نه تنها ۲۰ رو هم رد کردی، بلکه ۲۱ سالگیت هم تموم شده و وارد ۲۲ شدی. لحظه‌ی بدیه وقتی به این فکر می‌کنی که دیگه کم‌کم باید مسئولیت زندگیت رو قبول کنی و رو پای خودت بایستی، چون با هر دین و ملیتی حساب کنی دیگه بزرگسال به حساب میای!
اینا دیگه کلیشه شده از بس که گفتم. از بس گفتم ک
در نهایت باید بدونی که چیزهای جالب زیادی وجود داره. حتی اگه خبری از آستین‌های بلند ِ راه‌راه سفید، دست‌های آفتاب خورده، شاخه‌های نازک و سبز درخت‌های آزاد و نور جزیره نباشه. 
تو همیشه ساعت‌ها از چیزهای طلایی حرف میزدی. ذره‌های درخشنده. تلألو خورشید روی موج‌های مدیترانه. می‌گفتی حتی اگه کنار دریای شب راه بری دوست داری نورهای طلایی چراغ‌های شهر رو ببینی. نورهایی که همیشه رنگ‌های قشنگ و متفاوتی بینشون پیدا میشه. شهر کجاست؟ روی کاغذهای ب
فائزه رو شیر کردم که زنگ بزنه به روابط عمومی سیما و بهشون بگه تو شبکه پویا به جای پنگوئن پورورو، پونی کوچولو بذارن. 
هرچی من خجالتی‌ام تو مقوله زنگ زدن و حاضرم بمیرم و به جایی زنگ نزدم، این خواهر اصلا این جوری نیست. زنگ زد، سلام کرد، پیشنهادشو گفت، گفت ممنون و قطع کرد. البته جمله‌بندی پیشنهاد رو من بهش گفته بودم، اما بازم بهش افتخار می‌کنم که با اینکه می‌ترسید یه خرده زنگ زد گفت. 
بعد از چند دقیقه، می‌زنه تو صورتش و می‌گه: خاک تو سرم آبجی! ب
سخت گیری ، اون هم از نوع نابجاش باعث می شه که آدم به خیلی چیزا دست پیدا نکنه یا حتی ممکنه یک سری چیزها رو از دست بده پس همیشه سعی کن تعادل داشته باشی تا خودت رو از یه سری چیزها محروم نکنی !
فرض کن به خودت قول دادی که روزی یک صفحه قرآن بخونی ، اما هر روز و هر روز می گذره و تو می بینی که بخاطر بی حوصلگی و تنبلی اصلا اقدامی نکردی اما مطمئنا لحظه هایی بوده که می تونستی برای چند ثانیه هم که شده گوشیت رو برداری و روزی تنها یک آیه از قرآن رو بخونی اما با س
مثل گم شدن آن ذره ی نانو در وسعت کهکشان ،حس گمشدگی وسردرگمی دارم،میدانی اسفندماه هرسال داستان همین میشود که با حجم کثیری ازدلتنگی به بازارهای شهرمیروم واز میان هزاران ادمی که ازکنارم رد میشوند درجستجوی یک عدد اویِ من هستم،خیلی بی هدف از پشت شیشه های مغازه ها روسریها ولباسهای قشنگ قشنگ رو نگاه میکنم وبه ارامی سوی دیگر میروم،نمیدانم چی بخرم که دلت را باخودم ببرم وتو بازآیی،نمیدانم چه گلی رابرایت بخرم که با شمیمش راه خانه ام را بیابی،نمیدا
دوست داشتم اگر همه صبح به صبح یکبار زنگ میزدند و حالم را می‌پرسیدند، تو روزی سه بار زنگ میزدی تا جویای حالم بشوی!دوست
داشتم وقتی مریض میشوم اگر همه با یک پیام بهم توصیه میکردند که زودتر
دکتر بروم، تو سریع خودت را می‌رسوندی جلوی در خونه و زنگ میزدی میگفتی
"بیا پایین، با خودم میریم دکتر"
راستش دلم میخواست وقتی همه هفته‌ای یک بار از سر دلتنگی به من سر میزدند، تو هفته‌ای هفت بار دلتنگم میشدی و به دیدنم می‌آمدی!
دلم میخواست وقتی تولدم میشدبه ج
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب