نتایج پست ها برای عبارت :

يامدهردادا وداد

ادم به کی دیگه میتونه اعتمادکنه؟هرکی اومد که کمکم کنه به جای فرشته بودن،ادم پَست صِفت شد و تیشه بدست ایستاده بودکه به ریشه م بزنه وریشه هام رو قطع کنه، قضیه بهار کم بود اون خانم هم اضافه شد،خداروشکرمیکنم که پیش ازاینکه باادمی واردرابطه یا معامله بشم خدازودتر از زندگیم حذفش میکنه.جاداره اینجا یه تشکری هم بکنم از دشمنانم که باوجوداینکه گهگاهی بدنم رو زخمی میکنن امابازم باحرفاشون و رفتاراشون من رو قویتر میکنن که تو این راه جا نزنم،خداروشکر
هی سارا ؛ می بینی چه قدر ازت رد شدم؟! از کجا اومدم کجا؟!از اون جایی که توی زل آفتاب نشسته بودم رو نیمکت حیاط و تو اومدی کنارم و بدون این که خیلی نگام کنی باهام حرف می زدی ؛ می خواستی ببینی چمه. همه چیز هم با سپیده ربط داده بودین به رومینا. البته که ربط داشت ؛ اون روز خیلی همه چیز روی اعصابم بود؛رومینا بیش تر . رومینا یه روز اومد و فرداش دیدم رابطه داره کجا می ره؛بست فرند سیو بود به جانِ شما ؛ نمی دونم چی شد تهش دستاش قرمز شد.خیلی جالبه که اگه همین رو
شادی خانم لباس پوشید که بره سراغ فالگیر بادوستاش که دید دردونه هم لباس پوشیده منتظر وایستاده گفت
 
شما کجا ؟
 
دردونه گفت منم میام .
 
شادی خانم:لازم نکرده تو بمون همینجا مواظب بابات باش یه وقت نره بیرون آبرو ریزی میشه .
 
دردونه خودشو لوس کرد وگفت نوموخوام منم مویام .
 
شادی خانم قولی بازی در اورد باجیغ جیغ گفت لازم نکرده بتمرگ همینجا اینقدر هم لوس بازی
 
درنیاردرست هم صحبت کن .
 
دردونه اخماشو تو هم کشید وگفت من میترسم خب.
 
شادی خانم گفت از چی
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب