نتایج پست ها برای عبارت :

چایت را من شیرین میکنم

دکتر نیستم.
اما برایت ده دقیقه راه رفتن، روى جدول کنار خیابان را تجویز ميکنم،
تا بفهمى عاقل بودن چیز خوبیست،
اما دیوانگى قشنگ تر است.
برایت لبخند زدن به کودکان وسط خیابان را تجویز ميکنم،
تا بفهمى هنوز هم، میشود بى منت محبت کرد.
به تو پیشنهاد ميکنم گاهى بلند بخندى، هرکجا که هستى،
یک نفر همیشه منتظر خنده هاى توست.
دکتر نیستم،
اما به تو پیشنهاد ميکنم که شاد باشى!
خورشید،
هر روز صبح،
بخاطر زنده بودن من و تو طلوع میکند!
هرگز، منتظر" فرداى خیالى
تو شيرين ترین گناه زندگیم هستی 
شيرين تر از گاز زدن سیب ِ سرخِ درخت همسایه که پا را از مرز دیوارها فراتر گذاشته و حلق آویز منتظر است دستی بچیندش
شيرين تر از بوییدن یواشکی مریمی که آقای گل فروش اول صبحی جلوی در گذاشته
 تو شيرين تری از اولین دانه برفی زمستانی که غروب هنگام، بر گونه ام می نشیند
تو شيرين تری از رنگ زردی که جنگل را در پاییز در می نوردد و میخواهد زیباترین نقش زمین را بنگارد
تو شيرين تری از صدای باران که سقف شیروانی را به نواختن وا می
مثل یه عروسک خوشگل توی رختخوابت خوابیدی، دز آغوش کشیدنت برای من به عجیب ترین و شيرين ترین در آغوش کشیدن ها تبدیل شده.
عشق من به تو، عطیه ای الهی به من و توست
به من از حیث اینکه فرصت مادری کردن و رشد در این عرصه رو پیدا ميکنم با اون
و به تو از این حیث که طفلی هستی که مهرت با گوشت و خونت مادرت عجین شده، جوری که بی منت به پست ترین کار های تو تن میده و بالیدن تو از خوشی خودش براش شيرين تره، و در طفولیت تو رو مورد رحمت قرار داده
زحمتی شبیه آنچه نزد خدا ه
حدود ۲ سال و نیم هست که با همسرم زیر یه سقف زندگی ميکنم، تواین مدت تجربه های تلخ و شيرين زیادی داشتم.
یک سال و نیمِ اولِ زندگیم، تلخیِ زننده ای داشت که بعضی از دوستام در جریانن.
تلخی ای که اگه تجربه ی الانم رو داشتم، حتما خیلی خیلی شيرين تر می گذشت.
بخاطر همین میخوام یه سری از تجربیاتم رو بنویسم،تا هم خودم استفاده کنم هم شاید به درد کسی خورد.
*پست طولانیه و حالت مشاوره ای داره،اگه نخواستید میتونید نخونید.
ادامه مطلب
قبل تر ها با خود می اندیشیدم که چرا مجنون بعد از مرگ لیلی عاشق شخص دیگری نشد.
یا اصلا چرا بعد از مرگ خسرو شيرين همان طور که خسرو مرده بود خودش را کشت.
حال جوابش را یافته ام.
انسان ها هیچگاه نمی توانند عشق زندگیشان را از یاد ببرند.
شيرين تا زمانی شيرين بود که خسرو در کنارش بود.بعد از خسرو دیگر چه فرقی به حالش می کرد زندگی یا مرگکاظم سعیدزاده
قبل تر ها با خود می اندیشیدم که چرا مجنون بعد از مرگ لیلی عاشق شخص دیگری نشد.
یا اصلا چرا بعد از مرگ خسرو شيرين همان طور که خسرو مرده بود خودش را کشت.
حال جوابش را یافته ام.
انسان ها هیچگاه نمی توانند عشق زندگیشان را از یاد ببرند.
شيرين تا زمانی شيرين بود که خسرو در کنارش بود.بعد از خسرو دیگر چه فرقی به حالش می کرد زندگی یا مرگ


ادامه مطلب
پاپ کورن6: معرفی فیلم قصر شيرينارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:پاپ کورن6: معرفی فیلم قصر شيرينپاپ کورن6: معرفی فیلم قصر شيرين . نقد فیلم قصر شيرين رضا میرکریمی توسط محمد رضا مقدسیان . . جشنواره 37/ معرفی فیلم قصر شيرين به کارگردانی سید رضا .فیلم قصر شيرين نهمین فیلم سید رضا میر‌کریمی است که در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر حضور پیدا کرده است. میرکریمی کار خود را به عنوان کارگردان با فیلم کودک و سرباز در سال 1378 آغاز کرد. فیلمهای م
خوب که نگاه ميکنم دل‌گیری از کسی جز "من" نیست. پاییز فصل من نیست. برادر میگه فصل اون هم نیست. مامان هم میگه دوستش نداره. دست می‌جنبونی که چیزی از روشنایی گیرت بیاد. تاریکی اجازه نمیده. تمامِ تو رو میگیره. هوا دل‌گیر، درها بسته، سر ها در گریبان، دست‌ها پنهان، نفس‌ها ابر، دل‌ها خسته و غمگین. بین آدم ها چشم می‌گردونم. گاهی اشتباه هم می‌کنم. خیلی مهم نیست. شبِ پاییز تو ژرفای خودش از هر شبی تاریک تره. اونقدر که میشه ترسید‌. از اینکه نشه ازون تار
گریه ام را در میان خنده پنهان ميکنمبودنش را در میان سینه اذعان ميکنم باز اگر دستم شود حلقه به دور گردنشمن برایش بیقراری عهد وپیمان ميکنم آه از آن لحظه نگاهش بر تنم جا خوش کندمن لبان مست اورا بوسه مهمان ميکنم عاشق قد قامت ِ او با صدایش جان دهممن برای خنده ی او عزم میدان ميکنم گفته بودم چون پرنده در هوایش می پرمبی حضورش این جهان را همچو زندان ميکنم خ سعادتی_پامچال
با نوازش های نور خورشید چشم باز می کنم و با یه لبخند روز تعطیلم رو شروع می کنم.
صدای پرنده ها که مستانه میخونن،مستم میکنه و تا نونوایی مستانه قدم میزنم.
یه صبحونه ی دلچسب میخورم و بساط نقاشیم رو تو بالکن پهن ميکنم.
با عشق نقاشی ميکنم و گربه ی عزیزم،Leo، کنارم بازی میکنه، بالاخره پرتره ام تموم میشه، با عشق نگاش ميکنم و امضا ميکنم: Nelii
وسایلم رو جمع ميکنم و لئو رو می بوسم و با هم به آشپرخونه میریم. 
بادمجان ها رو کباب ميکنم و همزمان شادمهر عزیز میخو
عسل می بارد از لب ها، چه شيرين ست مردن ها
دعا می جوشد از خیمه، میان چادر زن ها
تنی تب کرده در خیمه، سری بی تن شده آن سو
و قاسم میل میدان کرد که مولایش تک و تن ها
خلاصه بی زره آمد شبیه حضرت حیدر
به بابای حسن رفته، چه شيرين ست رفتن ها
میان رفت و آمد ها کسی ورد زبانش من
و قاسم بر زمینش زد، امان از کبر دشمن ها
خود ازرق به میدان شد که من جنگ آورِ رزمم
ذبیح دست قاسم شد، اسیر آن همه فن ها
دم میدان علمدار و صدای آفرین قاسم
همه محو تماشایش، چه شيرين ست دیدن ها
دارم به این فکر ميکنم کاش از همون بچگی خاطره نویسی میکردمثبت لحظات شيرين یاحتی نیمه شيرين:)
اگه نوشته بودم الان نوشتن یه خاطره از مشهد راحت تر بود برام
الان نمیدونم از چی بگماز کجای بهشتاز کدوم سفرم به بهشت
یعنی بهشت قشنگ و خوش حال و هواتر از این میخواد باشه؟!
قبل اولین سفرم به مشهد رو اصلا یادم نمیاد ارتباطم چطور بود با امام
اما دقیق تو اولین سفرم تو دلم یه معامله کردم باهاش خیلی طلبکار باهاش معامله کردمحتی  دستور دادم…معامله سنگین
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )

قسمت 52 سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی ^^^
سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات و خ
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )

قسمت 53 سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی ^^^
سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات و خ
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )

قسمت آخر سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی ^^^
سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی  - قسمت 56

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی  - قسمت 58

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی  - قسمت 57

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی  - قسمت 59

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی  - قسمت 60

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی  - قسمت 61

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی  - قسمت 55

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
قسمت 57 سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات و
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
قسمت 54 سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات و
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
قسمت 56 سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات و
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
قسمت 55 سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات و
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی  - قسمت 54

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
قسمت 58 سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات و
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
قسمت 59 سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات و
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
قسمت 60 سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات و
سریال تلخ شيرين ( اینجا کلیک کنید )
^^^
سریال تلخ و شيرين - دوبله فارسی  - قسمت 53

سریال تلخ و شيرين ترکی از شبکه جم تی وی هر شب پخش می شود. داستان سریال
تلخ و شيرين ترکی، معلمی به اسم حیات و خواهرش گزده که برای دفاع از
چیزهایی که میدونن اشتباه نیست هر بلایی به سرشون میاد. حیات بازیگر سریال
ترکی تلخ و شيرين که در یک مدرسه خصوصی درس می دهد از اونجا جدا میشه و در
یک دبیرستان در آنادولو شروع به تدریس می کنه ولی بازم مشکلات او را ترک
نخواهند کرد. حیات
چقدر دلگیره زندگی توی روزها و دنیایی که از رسیدن به عشقت نا امیدی میتونی  حس و حال فرهاد رو بعد از اینکه کوه رو کند و امیدوار به وصال  یهو خبر مرگ شيرين رو شنید و تیشه بر سر فرق سر زد رو  درک کرد.مثل شيرين فروخفته در آغوش کسیناله ی تیشه ی بی حاصل یک فرهادم
دانلود آهنگ عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای mp3 با لینک مستقیم همراه با متن موزیک زیبای عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای
دانلود آهنگ عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای
شب به کوی عشقم و روز هم به هر ویرانه ای
دل همی گوید بیا باهم بسازیم خانه ای
عاشقان کی خانه دارن
عاشقان کی خانه دارن
دل مگر دیوانه ای
وقتی با خیال تو
تک و تنها میشینم
به تو که فکر ميکنم رنگ عشق و میبینم
به تو که فکر ميکنم رنگ عشق و میبینم
به تو که فکر ميکنم
لحظه ه
رائحه : گرم و شيريننوع ادکلن : ادو تویلتحجم : 100میل
عطر ادکلن پاکو رابان وان میلیون لاکی-Paco Rabanne 1 Million Lucky عطری است گرم و شيرين.این عطر در سال ۲۰۱۸ به بازار عطر و ادکلن عرضه شد.عطر ادکلن پاکو رابان وان میلیون لاکی-Paco Rabanne ۱ Million Lucky عطری است مردانه و شیک  و دلنشین که شروعی شيرين و میوه ای از آلو با همراهی رایحه دلپذیری از فندق دارد که حسی خوشمزه و دوست داشتنی در عطر ایجاد می کند. با گذر زمان رایحه فندق محو شده و عطر گرم تر و شيرين تر می شود و همزمان را
. لحظه ها ، لحظه ها و لحظه هاهر لحظه، هر دقیقه، هر ثانیه، همه و همه منتظر اند.منتظر تر از هر منتظرند!.قرار است کسی متولد شود؛ کسی که امید هر ناامیدی ست.کسی که قرارِ هر بیقرار است!.نمیدانم کیست! ولی هر که هست، کار همه دست اوست، همینقدر را میدانم!.همینقدر را میدانم، که بدون او دیگر عشق و امید معنا ندارند، اصم مطلق میشوند، گنگ تر از هر گنگ!.بدون او جهان، ناقص است!بگذریم.هر گاه حالم از این دنیا سر تا سر نفرت، بهم میخورد، به او فکر ميکنم، با خو
بازگشت شيرين برده جنسی داعش به زادگاهش، یک زن ایزدی که بیش از دو سال در بند گروه تروریستی داعش بود اکنون به زادگاه خود شهر سنجار بازگشته است.
به گزارش چفچفک، شيرين که اکنون 25 سال دارد دو سال و هشت ماه به عنوان برده جنسی در دست گروه تروریستی داعش بود تا اینکه در جریان آزادسازی شهر موصل توسط نیروهای ارتش موفق به فرار شد.
پدر و مادر شيرين سال 2014 به دست عناصر تروریستی داعش کشته شدند قتل عامی که سازمان ملل از آن به عنوان نسل کشی ایزدی ها نام برده ا
استاندار بوشهر بر اتمام پروژه آب شيرين کن آب پخش در موعد مقرر تاکید کرد.به گزارش سفیر جنوب؛دکتر عبدالکریم گراوند صبح امروز در بازدید از پروژه در حال اجرای آب شيرين کن آب پخش اظهار داشت:با توجه به بروز مشکلات آب شرب در سطح شهرستان دشتستان،بر آن شدیم تا با احداث آب شيرين کن،تا حدودی مشکلات مردم در این حوزه را برطرف کنیم.
وی افزود:در همین راستا،پروژه آبشيرين کن آب پخش-سعدآباد را به عنوان ناحیه 1 دشتستان با ظرفیت 8500 متر مکعب تعریف کرده و انشالله
بسم الله مهربون :)
زندگی ميکنم، درس میخونم، میخندم، ورزش ميکنم، نقاشی میکشم، زبانم رو تقویت ميکنم، علایقم رو دنبال ميکنم، اما از درون دارم درد میکشم. این درد روز به روز درونم بزرگ تر میشه و منم متقابلا سعی ميکنم تحملم رو ببرم بالا. با این درد بزرگ شدم‌، روحم بزرگ شد، قد کشیدم، اما جدیدا به یه حدی رسیدم که احساس ميکنم دیگه قوی تر نمیشم، دارم میشکنم دیگه!
از ضعفی که داره بهم غلبه میکنه متنفرم. درمونده شدم. هزار تا غم و حسرت و ناراحتی حرص گوشه ی د
دلم برای دخترکوچولوی همسایه یه ذره شده! چند روزه یا مهمون داریم و یا من کار دارم:/ درنتیجه نمیتونم برم بیارمش. صداش همش تو گوشمه. بچم نمیتونه جمله بسازه هنوز*__*  کلمه به کلمه منظورشو میرسونه و خیلیی باحال و شيرين کلمه ها رو ادا میکنه. هر دفعه که میارمش خونه، یه چند کلمه به دایره لغاتش اضافه شده. 
فعلا با دیدن فیلماش سر ميکنم و از دیدنشون انرژی میگیرم.
این نی نی ها چه ها نمیکنن با دل آدم:) . هر حرکتشون یه دلبری محسوب میشه. 
در برخی مناطق که  از آب شور دریا برای مصرف خوراکی، کشاورزی و صنعتی استفاده میکنند که به این نوع دستگاه تصفیه آب صنعتی ، دستگاه آب شيرين کن نیز گفته میشود . با دستگاه آب شيرين کن میتوان آب شور دریا را تبدیل به آب شيرين و قابل استفاده کرد امروزه داخل کشتی ها و ناوهای پیشرفته انواع دستگاه آب شيرين کن طراحی شده که همان آب شور دریا را تبدیل به آب شيرين و قابل آشامیدن میکند شيرين کردن آب دریا به این صورت است که در چند مرحله املاح آب از آن جدامی شود که
دستگاه تصفیه آب کشاورزی
یکی دیگر از استفاده های دستگاه تصفیه آب استفاده آن در صنایع کشاورزی می باشد. از آنجایی که محصولات کشت شده در مزارع کشاورزی متفاوت می باشد از این رو نوع آب مورد نیاز آنها نیز متفاوت می باشد. به این منظورکه TDS موردنیازخروجی از دستگاه تصفیه آب کشاورزی  آنها هم متفاوت می باشد. درگلخانه های گشت گل و گیاه نوع آب مصرفی با باغات میوه و صیفی جات تفاوت زیادی دارد. اغلب آبهای خروجی از دستگاه آب شيرين کن گلخانه ای با TDSپایین تر از
پسرک از صبح که بیدار شده چهارتا بیسکویت شکلاتی خورده.
میخواستم برای صبحانه چای شيرين بیارم که نونهای خشک رو بخوریم و تموم بشه.
ولی با این وضعیت برای بچه‌ها خامه و عسل آوردم که پسرک بیش از این قند مصنوعی نخوره. 
به پسرک گفتم به خاطر اینکه امروز یه عالمه شکر و شکلات خوردی نمیتونی چای شيرين بخوری.
اما پسرک کوتاه نیومد. 
برای خودش چای ریخت و پنیر و شکر آورد و مشغول خوردن شد. 
فقط مخالفتم رو اعلام کردم و علت رو توضیح دادم.
فکر کردم که باید نقش رَب رو
گفت:
خوش‌به‌حالش که مامانش بهش اجازه می‌ده تا خیلی از کارهایی که لذت‌بخشه براش، انجام بده، بدون ترس. اون طعم بچگی رو بیشتر و کامل‌تر از ما می‌چشه، مگه نه؟!

جواب گرفت:
نه! این‌که راحت بتونی کارهایی که لذت‌بخشه رو انجام بدی، خوبه، اما وقتی مجوز نداری و انجام می‌دی چندبرابر شيرين‌تره! 
این قانون‌شکنیه‌ست که شيرين‌تره؛این رد کردن حصارها که فقط و فقط با اراده‌ی خودت اتفاق می‌افته، شيرين‌تره.
اون لذت شیطنت‌های مجوز دارش رو یادش نمی
از وضعیت الانم حس ميکنم منتظر نتیجه کنکور نود و هشتم. از این انتظار کشیدنم حس ميکنم چیزخلم. از این چیزخل بودنم حس ميکنم اواخر واقعا زیاد درس خوندم. از زیاد خوندنم این اواخر حس رضایت دارم.عی باوا داشتم چیزناله مینوشتم ولی تهش به اینجا رسیدم. اللهم اشف. اول همه من.
اونور آبیا میگن هر آدمی یه  the one دارهیکی که مثل یه نبات میفته تو چای زندگی آدم و بیشتر از هرکسی زندگی رو شيرين میکنه.همونی که بهترین قطعه پازله برای کامل کردن  آدم.همونی که گمه.همونی که همیشه نیست.همونی که همه عالم و آدم دنبالشن و چپ و راست واسش شعر سرودن و داستان گفتن و فیلم ساختن و ساختن و سرودن و . در وضعیتی هستم که اگه این عزیز گمگشته از در اتاقم بیاد تو و بگه " های هانی! من اومدم! "  اونوقت پامیشم زانومو میارم بالا و همینجوری لی لی میرم
وقتی مساله ای به قلبم فشار می آورد، سعی ميکنم حواسم را پرت ميکنم تا قلبم توی دهانم نیاید. با اینکه به هیچ وجه اعصاب ونگ ونگ بچه را ندارم، ولی آنقدر بچه های معصوم جاذبه دارند که دلم برایشان می‌رود. حالا دو سه تا بچه ی کوچک خوردنی توی خانه داشته باشی و چندماه نبینی شان، یعنی دلتنگی تا سرحد عذاب. 
مثل عاشق هایی که با یادآوری خاطرات معشوق، مرهمی بر دلتنگی شان می‌گذارند، سعی ميکنم گاهی اوقات شيرين کاری های الهه، امیر صالح و عارف را به یاد بیاورم ت
امشب به یُمن ِدیدنت قفل ازدلم وا ميکنم جشنی به استقبال ِتو درکوچه برپا ميکنم درب ِدلم را بعدتو بر روی ِهرکس بسته ام ماندم به دیدار ِتو و امروز و فردا ميکنم
گردو غبار رفتنت خوابیده روی شیشه ها روی غبار ِ شیشه ها از شوق تو ها ميکنم
قلبم درون سینه ام بی تاب ِدیدارت شده چندان فشارم میدهداین پا و آن پا ميکنم چندین زمستان میشود دلتنگِ دیدارِ توام پیشم بمانی جان به تو،جانانه اهداميکنم
ششدانگ ِقلبم رافقط بهرِتو پنهان کرده ام اکنون که برگشتی سَنَد
.دلم جنگل، دلم باران، دلم اصلا غلط کردهدلم بوسه، لب یاران، دلم اصلا غلط کردهدلم دریا، دلم ساحل، دلم یک کام پر حاصلدلم خلوت، دلم جانان، دلم اصلا غلط کردهدلم یک شب، دلم یک تب، به عشق یار شيرين لبدلم شاعر، دلم دیوان، دلم اصلا غلط کردهدلم خنده، دلم شادی، دلم فریاد آزادیدلم پروازی از زندان، دلم اصلا غلط کردهدلم مو را، شب او را، دلم آن چشم جادو رادلم یک صبح جاویدان، دلم اصلا غلط کردهدلم خواهش، دلم بارش، جواب ناب و بی پرسشاز آن شيرين لب خندان، دلم
اول از دستش ناراحت میشوم که چرا همچین رفتاری دارد بعد عصبانی میشوم که چرا اغلب اوقات همچین رفتاری دارد بعد فکر ميکنم فکر ميکنم میرسم به عامل این رفتارش دلم میشکند میگیرد اشکم بند نمی آید که نمی آید که نمی آید.
دیگه نه محبت آدم ها برام مهمه و نه دشمنیشون.
باهرکس حد و حدود رو رعایت ميکنم و هرگونه حس بدی رو رها ميکنم و همون لحظه که میخوام حرص بخورم میگم که خدا این جنگ کار من نیست سپردمش به خودت و سکوت ميکنم.
کتاب اسکاول شین اوایلش جذبم کرد وسطاش افت انرژی رو سبب شد و حالا در انتها داره تازه با جملات و فرهنگ و ادبیات ما همخوانی پیدا میکنه و میشه حرفاشو باور کرد.
ترس از زندگی باهامه.خیلی زیاد.خیلی چیزا عوض شده و من دارم هضمشون ميکنم تو خودم.دارم حلشون ميکنم.من دیگه نه آدم قبلم نه یه آدم جدید.اساس بی هویتی ميکنم.احساس ميکنم در سه سال گذشته اصلا وجود نداشتم و نمیخوام دنبال خاطره ای بگردم.دلم به هیچی چیزی دیگه نمیتونه خوش باشه.حالم نامساعدشده.راستش دارم فکر ميکنم چجوری زندگی کردم این مدت رو؟به امید کی؟وچرا گذاشتم با یه امید که اصلا اسمش امید نیست زندگی کنم؟احساس حماقت برای یک انسان گندترین اساس میتونه
چند وقت گذشته؟ حدود 6 ماه. یا دقیق تر بگم، 6ماه و 2 روز.
حالم؟ بد نیست. چطور گذشته؟ ای. راضیم؟ اووممم
این روزا ساکت تر شدم، آروم تر بیشتر وقتم رو کار ميکنم، با خانواده کمتر صحبت ميکنم، کلی علامت سوال و چرا توی ذهنم هست. گاهی شک ميکنم.
ترسیدم، واسه همین کاری نميکنم تا بگذره و ببینم چی میشه. میدونم راه حل این نیست اما خب نمیدونم چیکار کنم.
برم به بقیه کارا برسم که تازه اول صبحه
نام : لیدی میلیون لاکیرائحه : ملایم و شيريننوع ادکلن : ادو پرفیومحجم : 80میل
عطر ادکلن پاکو رابان لیدی میلیون لاکی-Paco Rabanne Lady Million Lucky عطری است گرم و شيرين.این عطر در سال ۲۰۱۸ به بازار عطر و ادکلن عرضه شد.عطر ادکلن پاکو رابان لیدی میلیون لاکی-Paco Rabanne Lady Million Lucky عطری است زنانه و جذاب و خوشبو با ساختاری میوه ای و گلی. رایحه ابتدایی عطر با ترکیب رایحه کاملا مشخص و قدرتمند میوه تمشک و همراهی رایحه مشخصی از گل ها خصوصا رز و کمی یاس شروع می شود که حسی زنان
:)) وای رفتم اومدم. مادرجان میفرمایند چرا اینقدر دیر اومدی؟  :ا خودش صب میگفت زود نیا :ا هرچند تمرینام زیاد بود تا یک طول کشید :))ولی کیف میده هاا آدم باید دوتا اعتیاد رو داشته باشه تو زندگیش 1.اعتیاد به کتاب خوندن2.اعتیاد به ورزشواقعا هم دوتاش اعتیاد آورهمخوصا الان که دارم ورزش ميکنم لذتی میبرم که با هیجی عوضش نميکنم :) البته چرا با یه چیزایی عوض ميکنم:)))حس نشاط ميکنم :))+الهی شکرت
بازم خدا بهار داد: طبیعت و نوروز از نگاه دین با زبان شيرين شعر.
 
بازم خدا بهار داد : سید محمد مهاجرانی، نشر جمال
معرفی:
نعمت زیبا و سرسبز پروردگار همان که همیشه صدای پایش شنیدنی، شکفتنش دیدنی و عطرش بوییدنی است، همان که همیشه با شادی به استقبالش می‌رویم و رسیدنش را جشن میگیریم.چه نعمت ارزشمند و نازنینیهمه چیز آن زیبا و پر از خیر و برکت استو زیبایی اش نشانه زیبایی خداستو پیامش این است: طبیعت پر از بهار شد، دل هایتان را هم سرشار از بهار کنید.بها
به روال زندگیم نگاه ميکنم
همیشه این موضوع که معلولیت خواهر بزرگترم باعث شده هنوز در خانه باشد آزارم میداد ، همه ما انسان ها به دنبال بهترین ها هستیم و غالبا هیچ وقت خواهر نخواهد توانست طعم یک زندگی شيرين و ناب را تجربه کند ، تا مدت ها دوست نداشتم زودتر از او ازدواج کنم یا در عالم کودکی با خودم مثال میزدم که دختر فلان خاله یا عمه همسن خواهرم هستندو هنوز خواستگاری نداشته اند و با این حرف ها باری از روی دوش خودم برمیداشتم اما هیچکس نمیتواند درک
روزها مثل فشنگ از اسلحه خارج و سپری میشن.اومدم عسلویه و الان حدود ۷ روز هست که سر کار هستم.همون کار قبلیه البته یه خورده چالش های عجیب تر.در کل بدک پیش نمیره.از خیلی از مشکلات هم از نظر مکانی فاصله گرفتم ولی از نظر ذهنی نه.!
الان یه پام توی بازرسی هست و یه پام توی دفتر فنی!!!دارم به هر دو واحد کمک ميکنم.
ته دلم ناراحت نیست.حس ميکنم آخرش آینده منو به طرف روشناییش میکشه.خبری نیستا!!!همینجوری الکی حس ميکنم.
اصلا دوست دارم حس کنم.فضولی؟؟؟!!!!
با یکی از فارغ‌التحصیلان تازه کنکور داده که قبلا توی اتوبوس هم‌مسیر بودیم صحبت می‌کردم. حرف زیاد زدیم، از همون بحث‌ـهای سابق منطقی، دینی، عقیدتی و بولشت! راستش عقایدش واسه‌ی من جالب نیست! دوست ندارم بهشون فکر کنم. دوست ندارم وقتی خدا رو انکار میکنه تاییدش کنم یا وقتی به مقدسات دینی توهین میکنه بهش نگم "خفه شو".
دیروز به یکی از بلاگرها هم گفتم "فقط آتئیست نشو!". نمیدونم! شاید فکر ميکنم باید یه خدایی باشه که وقتی رسیدی به pitch black بری تکیه بدی به
به نام الله
احساس ميکنم هیچ تلاشی برای تغییر نوع حرف زدنش نکرده و با هر باراینطور حرف زدن و ناراحت شدنم باز براش تجربه نشده.عجیبه
مرغ درست کردم عجب مرغی خیلی دوست داشت از حجم خوردن مرغ ها و اشتیاقش به غذا مشخص بود
بعد میگه ازین به بعد حرف وقت مرغ درست کردی اینجوری درست کن
آخه عزیز من نمیشه اینطوری بگی که برام انگیزه بشه بگی عزیزم عجب مرغ خوشمزه ای نزدیک بود انگشتامم بخورم
اونوقت من هروقت بخوام درست کنم کلی تلاش ميکنم و با شوق و ذوق غذا درست م
رائحه : خنک و شيريننوع ادکلن : ادو پرفیومحجم : 100میل
توضیحات :عطر ادکلن جنیفر لوپز استیل-Jennifer Lopez Still عطری است خنک و شيرين.این عطر در سال ۲۰۰۳ به بازار عطر و ادکلن عرضه شد.عطر ادکلن جنیفر لوپز استیل-Jennifer Lopez Still عطری است زنانه و جذاب که توسط Michel Girard ساخته شد عطری است شاداب، گیاهی و سبز بر پایه رایحه چای. روی بطری این عطر، نام Still و در پایین آن نشان تجاری جنیفر لوپز که با خطی زیبا چاپ شده را مشاهده می‌کنید. مایع طلایی‌رنگ درون بطری از روی شیشه‌ی شفا
از لحظه ای که خبرداده اند پسرک از دوچرخه پرت شده پایین تا امروز چند روز میگذرد ؟ پسرک هنوز روی تخت بیمارستان است و من هنوز احساس ميکنم در یکی از سریال های آبکی صدا و سیما گیرافتادم  و اینقدر سناریو اش آبکی ست که دکتر ها مثل همه ی دکتر های سینمایی میگویند فقط معجزه 
میشود برای پسرکمان دعا کنید؟ خواهش ميکنم :( 
+میترسم خیلی زیاد سین اگه چیزی برای داداشش اتفاق بی افته دووم نمیاره
با ع ب شوخی کشتی میگیرم و میخندیمتمام روز شيرينی میپزمبا بچه ها بازی ميکنماز گلای خونه نقاشی میکشمبا قمیشی آواز میخونمآخر شب که میشه به این فکر ميکنم کاش سرطان یا یه مریضی لاعلاج میگرفتم و تموم می شد این باتلاقی که از خودم پنهونش کردم.
بذارین بگم چی از هرچیز دیگه ای میتونه گیج کننده تر باشه، گم کردن هدف!وقتی که کلاس پنجم بودم و مامانم منو برد و کلاس زبان ثبت نامم کرد فکر نمیکردم که داره بهم هدف میده، داره یکی از مسیر های مهم زندگیمو برام درست میکنه. اگه به غر غرای من گوش میکرد و ثبت نامم نمد الان من شاغل نبودم، الان احتمالا هیچی از زبان بارم نبود و فقط یه مسیر رو به روم داشتم و احتمالا حسابی ناامید بودم با وجود وضع الان مملکت.
وقتی مامانم دست منو گرفت و منو برد که ثبت نامم ک
یه چیزی
این دنیا به طرز عجیبی همه چیزش به هم مربوطه!و هیچی ناآشنا یا غریب نیسهمه چی آشناسچرا به همه چی احساس نزدیکی ميکنم و همه رو به همون اندازه واقعی بودنشون واقعا حس ميکنم؟!
قضیه خیلی ترسناک تر از اونیه که همیشه فکرشو میکنید✋
     اخیرا متوجه میشم با پسرم چند مورد بد رفتاری داشتم! کجاها؟ جاهایی که سرسخت رو نظر مخالفش با خودم پافشاری کرده؛ بخصوص که اگر جایی مثل استخر جلوی دید دیگران بودیم و تایممون رو به اتمام بود!
     یادمه تو خونه پدری آنقدر حرفم و نظرم نادیده گرفته میشد تا جائیکه حق انتخاب پوشش و مدل لباس خودم رو نداشتم، که همیشه برای ساده ترین مسائلی شخصیت میبایست زور زیادی میزدم تا با عصبانیت تا بتونم کمی از حریم دفاع کنم و بخصوص که خودم و نظرم رو اثبات کنم!
 
صبر ميکنم صبر و صبر و صبرچشمام میخوره بهش:)))
خودشه! نکنه رویاس؟ خواب؟ توهم؟؟ :|
ولی نه خواب نیست!
خودمو کنترل ميکنم و یه ساعت بعد میگم قبوله!
هیچ حرکت دیگه ای نميکنم و فقط و فقط زل میزنم و نگاه ميکنم
بعدم میرم پیش خانوادم با شادی:/ جوگیر شدم باز! :)) خداروشکر ميکنم و اینبار از ته دل میخندم 
مونا بهم پیام میده و شوخی میکنه و منم و جوگیری دوباره و تمام و تمام
به وقتِ20ام! مینویسم ک یادم بمونه
 پ.ن: میدونم خیلیی گنگه این پست ولی من نمیتونم الان باز کنم
نام : ریحانا ربل فلوررائحه : گرم و شيريننوع ادکلن : ادو پرفیوم حجم : 100میل
عطر ادکلن ریحانا ربل فلور-Rihanna Reb’l Fleur عطری است گرم و شيرين. این عطر در سال ۲۰۱۰ به بازار عطر و ادکلن عرضه شد. عطر ادکلن ریحانا ربل فلور-Rihanna Reb’l Fleur عطری است زنانه و شیک که توسط Caroline Sabas و Marypierre Julien  خلق شد ، محصولی کاملا اغواکننده و به یاد ماندنی است و با رایحه ی جادویی خود نمادی از زندگی فعلی ریحانا در شهر نیویرک بوده و بسیار خاص ،   و فریبنده می باشد . بطری آن جذاب و م
دارم این تابستونو واقعا زندگی ميکنم 
نه اینکه مشکلات و فکر و غصه نباشنا ،نه ، فقط به قول و قرارام با خودم پایبندم 
یکشنبه میرم کلاس موسیقی ثبت نام ميکنم و هنر مورد علاقمو شروع ميکنم
هر روز کتاب میخونم ، زبان میخونم ،ورزش ميکنم 
دنبال پیدا کردن کلاس هندبالم که برم، چون از وقتی توی دانشگاه دنبالش کردم بشدت بهش علاقمند شدم :)))))) 
مرداد باز باید برگردم تهران و برم پیش دکتر ببینم چی پیش میاد :))) و خب اگه این تابستون کارم راه بیوفته یه مدت باید از ور
این که با اون فرد خاص مشکل داریم به شدت منو عصبی کرده. خواب آشتی کردن باهاش رو میبینم، هر ساعت بهش فکر ميکنم، تو فکرم باش دعوا می‌کنم. خلاصه که خیلی وضع بدیه و می‌خوام که یا برام مهم نباشه یا آشتی کنیم. حس ميکنم نیاز دارم کمک بگیرم.
اومد
الان که دارم مینویسم استخونای صورتم درد میکنه .
خراب بود حتی خیلی خراب تر از چیزیکه فکرشو میکردم
از اون موقه تا الان دارم گریه ميکنم . فکر کنم تا یه سال دیگه این وضع ادامه داره
از اون موقه تا الان نخندیدم  و فکر نکنم به هیچ دلیلی تا سال دیگه هم بخندم
(البته اینجوری شبیه کسی میشم که خیلی ازش بدم میاد ولی چیکار کنم ؟  حالم داغونه)
هرجور فکر ميکنم  هیچ اتفاق خوشحال کننده ای ممکن نیست بیوفته . اما نا راحتت کنندهه هاهیچ وقت تموم نمیشن
خودمو تو ا
وضع ما در گردش دنیا چه فرقی می کندزندگی یا مرگ، بعد از ما چه فرقی می کندماهیان روی خاک و ماهیان روی آبوقت مردن، ساحل و دریا چه فرقی می کندسهم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیستجای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی می کند؟یاد شيرين تو بر من زندگی را تلخ کردتلخ و شيرين جهان اما چه فرقی می کندهیچ کس هم صحبت تنهایی یک مرد نیستخانه من با خیابان ها چه فرقی می کندمثل سنگی زیر آب از خویش می پرسم مدامماه پایین است یا بالا چه فرقی می کند؟فرصت امروز هم با وعده فردا
سعید: روایتی شيرين و متفاوت از زندگانی نوجوانی سنی
سعید: نرجس شکوریان فرد
بریده کتاب(۱):
مادر در دلش، اعتقاد داشت به خانواده ی پیامبر؛ به اهل بیت. و الا که توسل و نذر در میان آن ها که اهل سنت بودند چندان رسم نبود.اما مادر در سال های پیش هم برای حال تب دار دخترش متوسل شده بود به حضرت اباالفضل.حتی بعضی مسیحی ها هم یک دل دارند که با حسین و ابالفضل مصفا می شود. و یک پنجره فولاد که خیلی ها دخیل بستن به آن را گشایش در کارشان می دانند.
 
ادامه مطلب
امروز روزم قشنگ بودبه قشنگی وقتی که به ایده‌ی تو دیوانه‌وار میخواستم پاهایم را در شن‌های کویر و خنکیِ آب‌های دریا فرو ببرم.به قشنگی وقتی که دل بستم به لقبِ شبدر سبزِ چهاربرگِ سحرآمیزی‌ که تو به من تحفه کردی.به قشنگی وقتی که کوفته‌های خاصِ دست پختِ دلپذیرت را زیر زبانم فراموش‌نشدنی دیدم.و به قشنگی وقتی که تو را دیدم.جیغ بزنم تا احساساتم دنیا را فرا بگیرید؟!من با دیدنِ تو،با خودم و‌ دنیا رفیق‌تر شدم و حالا چیزِ ارزشمندی برای محافظتی
دخترکی خرد سال ز من پرسید:چه میکشی در نوجوانی؟
 شيرين است ایا؟
در پاسخ گفتم:نوجوانی شيرين است گر مدارا کنی با چند چیز.دخترک کنجکاو خواست بداند آن چند چیز را.
بگفتم:برای خود قوانین تصویب کن ،برای خودت ارزش قائل باش،از لحظه لحظه زندگیت استفاده بِه کن و سخن بزرگان را راه نمای زندگیت قرار بده ابتدا بزرگان خود را بشناس.
کتاب بخوان ،کتاب بخوان و کتاب بخوان اما در کنار درست و بدان هرچه برای درست میکنی برای خودت میکنی ،به پدر و مادرت احترام بگذار و
Baran baran eباران است Baran baran e nim nim baran eLe îşqî şîrîn şêt bûm dêwane باران بارانه نم نم بارانهله عیشقی شيرين شێت بووم دێوانه(باران است باران، باران نم نم می‌بارداز عشق شيرين دیوانە و سرگردان شدم)Aw le şetawan, gull le gulzaranÇîmenan le say çetrî çinaran ئاو لە شەتاوان، گوڵ لە گوڵزارانچیمەنان لە سای چەتری چناران 
داشتم همینجور پستای جدیدتون رو میخوندم گفتم یه پست بزارم که وبلاگم دیگه کم کم داره میپوسه
شاید باورتون نشه ولی انقدر از قبولیم مطمئنم که حتی الان که رتبه ها هم نیومده ویس پزشکیا رو گیر اوردم نشستم گوش میدم =// داغون تر از اون اینه که پاورشون هم میبینم =|| و از اون داغون تر اینه که جزوه هم مینویسم =/ و حتی از این هم داغون تر اینه که جزوه م انگلیسی و با وسواس عجیبی مینویسم =//// و از همه ی اینا داغون تر اینه که از رفرنس های مختلف حتی مطالب اضافه هم وارد
دارم تمام سعی‌م رو ميکنم که حتی اسمش رو هم سرچ نکنم و افسار افکار و احساسات‌م رو ندم دستش. به هرحال همیشه باید برای بدترین چیزها آماده بود.انتظارِ کشنده‌ای‌یه رو دارم تجربه ميکنم.میدونم آخرش هم چیزی میشه که تو میخوای اما کمکم کن. خیلی.
همان طور که می دانید الوار همان چوب می باشد که روی آن پردازش هایی نیز صورت گرفته است و این الوارها برای تولید مبل راحتی نیز مورد استفاده قرار میگیرد برای تولید مبلمان نیز این الوارها وارد قسمت نجاری خواهد شد و با استفاده از دستگاه های مخصوص به تکه های مورد نیاز بریده خواهد شد. البته برای ساخت مبلمانی که دارای نقوش و طرح های مختلف هستند روی این الوارها طرح هایی نیز انجام خواهد شد.
اینگونه از نقش ها و طرح کاری ها معمولا روی مبلمان کلاسیک انجام
می روم ،می ایم 
چای میخورم در حیاط دانشگاه قدم میزنم
کتاب میخوانم .
با خودم صحبت ميکنم.اشک از گونه های خودم پاک ميکنم .
مثل پرنده ایی زندانی در قفس قلبم به دیوار سینه ام میکوبد و ارامش ميکنم یک قرص میخورم و او این بار اهسته ترمی کوبد.
رفقایم را که با معشوقه هایشان میبینم بغض ميکنم .بغضم را قورت می دهم و میخندم 
اه تنهایی عجب بازیگری از این دخترک نازک نارنجی ساخت
انجا که مادرم از من می پرسید 
خوبی؟
اشک از گونه هایم پاک ميکنم و می گوی
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست
چرا نمایشگاه کتاب را باز برگرداندند به مصلی؟ من یکی که خیلی خوشحال بودم از تغییر مکان نمایشگاه. خوشحالی من یک دلیل شخصی دارد و آن هم فرار از خاطرات تلخ است. با مصلی خیلی خاطرات تلخ و شيرين دارم اما نمیدانم چرا هر سال وقتی برای اولین بار پایم را میگذارم داخل شبستان و بوی کاغذ میخورد به دماغم خاطره های بد به ذهنم هجوم می‌آورند.
هر سال با خودم عهد ميکنم که امسال اصلا پایم را نمایشگاه نمیگذارم و بعد باز ماجرا طوری
من هروقت میخوام برم بیرون در خونه مونو قفل ميکنم
همسری: در رو چرا قفل میکنی؟
من : من همیشه درو قفل ميکنم!
همسری: عزت ممکنه ناراحت بشه ها!!!
من: وا ناراحت چرا؟
همسری:آخه اون درخونه شو قفل نمیکنه تو هم نکن
من: خواهشا از این حرفا مد نکن!ناراحت میشه  بهش برمیخوره!!! شاید اون دلش بخواد وسایلشو دو دستی تقدیم دزد بکنه به من چه!من نمیتونم قفل نکنم،شاید اونام بخوان برن بیرون من که نمیتونم به هوای اونا درخونمو قفل نکنم بگم اونا حواسشون هست
همسری: .
من: :دی
وا
دلم رو درس نمیره پ.ن: به بیتا میگم یعنی من 48 ساعت دیگه چیکار ميکنم میگه خوابی میگم نه نمیخوابم . به نظرت دیگه دارم چیکار ميکنم میگه من مجبورت ميکنم اتاقای خونه رو مرتب کنی :||| پ.ن : الان فهمیدمه تو خونه اصلا وسایل کیک نداریم . احتمالا جشن پایان کنکورم باید لواشک سیب درست کنم  
دوشبه زود میخوابم ساعت ده اما خوابای اشفته میبینم ساعت دو و پنج بیدار میشم چقدر سخته پنج وقتی بلند میشی کلی سرحال باشی حالا که فکرشو ميکنم من فقط دارم فرار ميکنم از کابوس از .
دلم براخودم تنگه نه هیچ کس دیگه ی دیروز خواب باباجون دیدم خدا بیامزردش هیییی.
انرژی و وقت، احساسات و راحتیِ زیادی خرج شد تا عمیقا فهمیدم ذهن دغدغه مند، چجور ذهنیه. درگیری با حجم زیادی از مشکلات طبقی بندی نشده که براشون راه حلی نداشتم و این در و اون در می زدم تا بفهمم و یه قدم برم جلو، مواجه با عریان ترین شيرينی که دیده بودم، احساسِ نقطه ضعف هام و سرزنش های بی شماری که شيرين واقعی رو هرچه بیشتر از ایده آل ها دور می کرد، اومدن این راه درازِ زجر آور و خسته کننده، در جا زدن در مسیر گذر،رفتن و برگشتن ها، چیز هایی که هنوز گوشه ا
بسم الله مهربون :)
6 صبح بیدار شدم رفتم ورزش. کلی دوییدم و از خودم کار کشیدم، به همون اندازه هم کلی سرحال شدم و انرژی گرفتم *_* برگشتم خونه، اهل منزل داشتن نون پنیر چای شيرين میخوردن، منم که عاشق این صبحانه! یه دور دیگه خیلی مفصل صبحانه خوردم!
نکاتی که هفته ی گذشته طی درس خوندن نوشته بودم رو مرور کردم. چندتا نمونه سوال حل کردم، الانم باید برم هدیه ای که برای "م" خریدم جینگیل پینگیل کنم :)) شاید بعد امتحان با بچه ها ناهار بریم بیرون. شایدم بهشون بگم ف
از طرف موسسه ای ک کار ميکنم، فردا ی عالمه برنامه های تفریحی گذاشتن و الان دارم میرم برای اون، دو جا میخایم بریم و ناهار و همه همکارا هم تقریبا هستن، ولی احساس ميکنم اونقد ک باید، خوشحال نیستم. نمیدونم چمه! این وضعیت رو دوست ندارم.
+ میخواستم با خودم پد بردارم چون نزدیک پریودمه ولی یادم رفت! اَه!
همه فک میکنن خودزنی کردم
همه میگن دیوونست
بعضیا میگن این زخمای رو دستش واسه جلب توجهه
هیچکس لمسش نمیکنه
اینا خلاصی از درده
دردی که زیر پوست من آتیشم میزنه
وقتی رگامو پاره ميکنم انگار دارم یه درد عمیقو از زیر وجود سیاهم میکشمش بیرون میکشمش رو پوستم
یه درد غیر قابل تحمل رو به یه درد قابل دیدن تبدیل ميکنم
بزار حداقل لمسش کنم
اینجوری سبک میشم وقتی دردشو حس ميکنم حداقل این قابل لمسه
وقتی قابل لمس میشه قابل تحمل میشه
."به یاد می آورم زمانی را که برایت ارزشمند بودم،نه اشتباه ميکنم!مگر اصلا روزی برایت ارزش داشته ام؟به خاطر دارم لحظاتی که مرا میخواستی،نه اشتباه ميکنم!مگر اصلا لحظه ای خواهان من بوده ای؟در خاطرات عاشقانه ای که باهم داشته ایم میپویم،نه اشتباه ميکنم!مگر خاطره ی عاشقانه ای باهم داشته ایم؟".
از ربکا میپرسم و میخواهم برایم بگوید دلیل این وصف های اشتباه چیست،ربکا لبخند میزند و آرام میگوید چه قدر بی رحمانه.
+چه قدر بی رحمانه؟همین؟دیوانه شدن آن ه
بوی کولر که بهم میخوره دلشوره میگیرم
فکر ميکنم باید با کسی حرف بزنم که نیست
فکر ميکنم شبهای تابستون رو باید عاشق میبودم و نیستم
شاید یه روزی اینطوری بوده و حالا داره یادم میاد

#همین
پ.ن: شبهای تابستون_پشه بند روی پشت بوم_قرارهای شبانه_خنده های یواشکی
خب دیروز وقتی به مامانم گفتم خواستگارو قراره ببینم خیلی استقبال کرد که برای من عجیب بود داداشم که میکفت بیشتر وقت بده.اصلا ادم من نیس ولی نمیدونم چرا حرف زدن باهاش برام جذابه.فکر ميکنم فقط بخاطر تنهایی باشه.طولانی تنها بودن من.روی همه چی اخلاف داریم .با من طوری حرف میزنه که انگار باشه حالا دور توه بعد ادمت ميکنم.میدونم منم خیلی همه چیو اول با دید بدمیبینم و گارد میگیرم.بهش همه چیو گفتم. هرچیزی که توش منفی بود برام ولی اینکه هیچکدوم ب
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

وضعیت سفید یعنی زندگیِ شيرينِ امیر! یعنی شيرينیِ رفتارِ امیر! یعنی شيرين کاری‌ها و شيرين زبانی های امیر برای شيرين! و در نهایت نرسیدن امیر به شيرين! و رسیدن امیر به شيرينی‌های بهتر زندگی!پ ن: پ
تموم شد یک سال پر هیاهو یک سال عجیب یک دوره ی جدید زندگیم یک سالش تموم شـد انگار هنوز دیروز بود که درگیر انتخاب رشته بودم انگار دیروز بود همه چی مثه برق گذشت اگه بخام از این یه سال بگم میگم که سخت بود اما شيرين اما جدید خیلی ماجراهای جدیدی رو با چشم خودم دیدم خیلی خیلی دیدم به همه چیز عوض شد بیشتر ترسیدم بیشتر خندیدم بیشتر حواسم رو به خودم به خودم به خودم و دنیام جمع کردم از ترس بگم ا از ترسـام که بیشتر شد امـا بعد یاد گرفتم
طی 10 روز گذشته وقت نشد که انگلیشیسم و این بلاگ رو آپدیت کنم . یکم سرم شلوغ بود . میخواستم به یه نیمچه ثباتی تو برنامه ریزیم برسم . فعلا که خوب پیش رفته فقط باید یجوری زبان رو تو برنامه قرار بدم . یکم این درسا فشار میارن اما خب میشه یکاریش کرد . زبان رو همون آخر شب بزارم بهتره با خیال راحت هم سریالو میبینم هم زبانو همزمان تمرین ميکنم . انگلیشیسم رو هم سعی ميکنم کم کم آپدیت کنم :)
در حال حاضر دارم روی شی گرایی با جاوااسکریپت کار ميکنم . درسا رو
سلام 
سلام ميکنم به اندازه تمام سال های دوری
با اینکه دوتا بچه دارم اما ته خوابهای خوشبختیم خواب بچه گی هامه
 
خواب وقتی که بچه بودیم،وقتی همه چیز چرخ میخورد تا به زمین برسه
فقط تو خداب بچه گی هامه که ضربان قلبم گلوم گلوم حس ميکنم
و برای آخرین روز شونزده سالگی قراره نه صبح برم کارآموزی ،ظهر که از سرکار برگشتم دو ساعت استراحت کنم بعد برم کلاس تا ساعت نه ده که تموم شه برگردم خونه و بازم تو راه درسارو با خودم دوره کنم و از سال دیگه اینموقع رویا ببفام.
فک کنم پایان قشنگی براش باشه چون تا ظهر با بهترین دوستام وقت میگذرونم و
از ظهر تا شبم برای آیندم تلاش ميکنم
و یه روز میاد که بابت این روزا از خودم تشکر ميکنم شاید اون روز دیر نباشه
شاید سال دیگه این موقع
و قرارم با خودم اینه سا
از ساختنهای الکی که یاد گرفتن به صورت دوره ای خراب شن خسته شدم دیگه
از تکرار ناملایمات
از صبر کردن
کاش بخوابیم و بیدار شیم ببینیم یه چیزایی عوض شده
خیلی وقت بود تو سرم بود دیگه اینجا هم ننویسم.هی خودم رو سینه خیز کشوندم
احساس ميکنم امروز دیگه وقتشه
اگه تا دوهفته دیگه نیومدم ، برای همیشه میرم و اینجا رو هم تخته ميکنم
اومده تو آشپزخونه میگه ( یادم نیست ی سوالی پرسید)
خندیدم بهش گفتم از اون یکی زنت بپرس
خیلی جدی میگه : من اگر بخام ی زن دیگه بگیرم اول به زن خودم میگم. بعدش طلاقش میدم بره پی زندگیش. بعدش میرم با یکی دیگه. اینجور نیستم ک خیانت کنم به زنم.
مسخره بازی ميکنم و بحثو عوض ميکنم.
مستیم بدان حد که ره خانه ندانیم.
امروز به خواسته ام فکر ميکنم ، سراسر شور و نشاط میشوم، من مزه رسیدن به آرزوهایم رو حس ميکنم، این حس معجزه میکند. 
خدایا شکرت ، که همین تجسم و احساس مرا برترین مخلوقت قرار داده. 
مهربانترینم، به من یادبده درناامیدی مطلق ، لبخند زدن را.
یادم بده در دلشکستگی و رنجش بخشندگی را.
یادم بده فراموشی را ،چنانکه از یاد ببرم همه ی بدیها را
من هر لحظه از هر لحاظ در حال پیشرفتم
خداوندا سپاسگزارم .
شست و شوی واژن با جوش شيرين برای رفع خارش، بوی بد، عفونت و تیرگی
 
جوش شيرين و واژن
جوش شيرين که به نام بی‌ کربنات سدیم هم شناخته می شود، یکی از انواع نمک های سدیم به رنگ سفید، بی بو و بدون طعم بوده و به عنوان جاذب رطوبت و یک دئودورانت طبیعی شناخته می شود.
در ادامه همراه ما باشید تا با فواید جوش شيرين برای شست و شوی واژن و روش های استفاده از آن برایرفع تیرگی، بوی بد، خارش و عفونت واژن بیشتر آشنا شوید؛
توجه : پیش از گذا
میخوای بگی من عجیبم؟ که تو اینجوری نیستی؟ هیچکس نیست؟ فقط منم که به عمل آدما عکس العمل نشون میدم و عین احمقا و آویزون ها رفتار نميکنم؟ که با کسی دوست بامعرفت میشم که اون معرفت نشونم میده، که عاشق کسی میشم که عشق بهم میده، که کسیو که قیدمو میزنه فراموش ميکنم، که کسیو که اذیتم میکنه. نه. اذیتش نميکنم. فقط عین بچه ها فرار ميکنم.
بسم الله
بالاخره بعد از کلی وقت برگشتم تهران.برگشتم و دوستامو دیدم و دیروز هم با مامان بابام اومدیم لواسون خونه ی خالم.باغِ بزرگ و باد خنک شب ها و بالکنِ خیلی بزرگ برایم یادآور حس های خوبِ از دست رفته است.دورهم جمع شدن های شلوغِ فامیل و بازی کردن تا دمِ صبح.ولی حالا صبح ها که بیدار میشوم کسی کنارم نخوابیده است.به آرامی رخت خواب خودم را جمع ميکنم و پای لپ تاپ مینشینم و بعد یکم در حیاط میگردم و گیلاس میخورم و عصر میشود و بعد هم دوباره برمیگردیم ت
سلام و شب همگی بخیر
الان که دارم شروع ميکنم به نوشتن ساعت۱۱:۱۷دقیقه است
امروز با یگانه رفتیم نان کافه،موزیکاش خیلی بد و سردرد آور بود ولی غذاش عالی
یه دسر هم خوردیم به اسم آفوگاتو نوتلا،چیز جالبی بود
نیم ساعت آخر دخترخاله ی یگانه،پرنیان هم اومد پیش ما و با ما دسر خورد
بعد اومدم خونه رفتم کلاس زومبا ولی چون نمی تونستم خودمو به سرعت با بقیه هماهنگ کنم،خیلی بهم نچسبید ولی فکر کنم که با گذر زمان خوشم بیاد
بعدش رفتیم با بابا و سینا فیلم قصر شيرين
چند روز قبل رفتم گنجینه #دفاع_مقدس در شهر #کرمان . حرم شهدای گمنام در بخش ورودی چند دقیقه‌ای نشستم و بعد رفتم برای #نماز_جمعه .موقع رفتن این بنرو رو دیدم #عقد #ازدواج
خداوند به فرد یا افرادی که چنین ایده زیبا و نابی رو انجام میدن خیر و خوبی و معنویت و شهادت و بهشت اعطا کنه ان شاالله . اونایی هم که فرمون زندگی شون رو خودشون به دست میگیرند و با اقناع خانواده هاشون ، یک عقد خوب و شيرين در کنار شهدا رو برای خودشون میسازن ان شاالله زندگی پر نشاطی داشته
همه ماها خاطره هایی داریم خاطرات خوب یا بد ولی برای من فقط یک خاطره خوب بود که مثل معجزه وقتی توی بدترین و سخت ترین موقعیت تمام عمرم اومد دنیامو رویایی کرد
واز وقتی که رفته یادم نمیاد هیچ چیزی از زندگیمو انگار همش یک خواب بوده
لطفا ناراحت نشو، دارم کاری ميکنم که روح و ذهنم بفهمه که تنهاشدم و باور کنه
این کارو ميکنم که بلند بشمچ
مربا شاه توت
شاه توت درختی گلدار از خانواده توت است که عمری طولاتی دارد. رنگ میوه شاه توت ارغوانی یا قرمز تیره است و مزه ی ترش، شيرين و مطبوع دارد. خواص شاه توت بسیار زیاد
 است و از جمله آن می توان به پتاسیم، منگنز و منیزیم اشاره کرد. این میوه سرشار از آنتی اکسیدان بوده و کم کالری است. این میوه  به صورت خام و پخته به شکل مارمالاد و 
مربا مصرف می شود. مصرف شاه توت برای رفع خستگی های ناشی از فعالیت های فکری بسیار توصیه می شود. با انواع توت میشود مرب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب