نتایج پست ها برای عبارت :

ژکان اوا 4 برادر

بچه که بودم حسرت یه برادر بزرگتر رو داشتم. به نظرم یه برادر برای اینکه حامی باشه، باید بچه ی اول باشه یا حداقل چند سالی بزرگتر.
اما کم کم بهم ثابت شد برادر برای حامی بودن، نیازی به بچه ی اول یا بزرگتر بودن نداره . برادر تو هر سنی و هر شرایطی، میتونه یه حامی و دوست خوب باشه.
نمیدونم کی این موضوع رو فهمیدمشاید وقتی تو اولین اردوی دانش آموزیش برام کتاب خرید یا شایدم روزی که گوشواره های گل رو خرید یا روزی که باهم گل گفتیم و گل شنفتیم
عید ام
 "بسم ربِّ الضعفا "
نمی دانم پدر خواست فرار کند که او را کشتند، یا شکنجه اش دادند و بعد او را کشتند، یا او را به الریاضیه بردند و داخل کامیون هایی بوده که مردم را به جای نامعلوم و بی بازگشتی می برده. غیر از پدر، دو پزشک دیگر هم بودند که هیچ اثری از آنها پیدا نشد. دکتر سامی الخطیب دکتر محمد عثمان. عده ای دیده اند که در استخر شهر الریاضیه 4 جسد با روپوش سفید را غسل داده اند اما نمی دانیم پدر هم بین آنها.
(صفحه 259)
_____________________________
پ.ن : یادی کنیم از مردم
تمامِ من به ناتمامِ کجا می‌ریزد وقتی که دریا دیگر ظرفیتِ خود را
ندارد و آفتابِ کبود سرریز کرده‌است ای غافل! بگذار تا بیاید آن که
نمی‌آید.
و لمس اشاره‌ای است به تمامی. کجاست به ناکجا. بودن است به نبودن. حاضر است و مستقبل. چیزی از خود دارد، چیزی از دیگری.
در
لمسِ تو، دستِ من، دستِ مرا لمس می‌کند. لمس، آیینه‌دارِ دست من است. زیرا
که لمس منعکس نمی‌شود مگر در غیرِ خود و غیرت از غیریت می‌آید ای برادر.
بگذار تا غیر باشیم وقتی دیگر چیزی ظرفیتِ خو
دو برادر بودن که یکی از انها 17 سال داشت و مترس نامیده شوده بود و برادر دیگری10  سال بیشتر نداشت داریس نام نهاده شده بود.
روزی برادر بزرگتر که داشت در مرزعه کار میکرد از دوستش خبر جنگی را در مرز شنید و بعد از چند روز به کمک لشکریان شتافت.او را از دشمن هیچ باک نبود و شجاعانه در برابر دشمن ایستاد که در همین راه جانش را باخت.
خبر به گوش برادر کوچک تر که رسید روز ها گریه کرد و در غم افسردگی اسیر شد ولی معتقد بود برادرش زندست.
او به خانه که می امد با نگاه
چند روز پیش، خواستگاری دختری رفتم، که سخت دل بسته من بود. مرا بخاطر ایمان و اعتقاداتم انتخاب کرد و من نیز شخصیت او را دوست داشتم، زنانگی داشت.خواستگاری مختصری بود، از طرف ما خواهرم نبود و برادر ارشدم. از طرف عروس هم، خواهرش نبود و دو برادر بزرگترش. خواهرش و مادرش هم مرا پسندیده بودند.من یک کارمند حقوقی و او نیز یک دبیر، بحث ها از خواستگاری کشیده شد به ی و اعتقاداتی. گویا خدا می خواست، چشم من زا همین اول کار باز کند. بحث تا جایی پیش رفت، که م
تست هوش تصویری | زمین دو برادر!
زمینی مستطیلی به دو برادر ارث رسیده است. در قسمت پایین زمین یک کوچه از نقطه M به زمین میرسد. آنها برای اینکه همه چیز بین آنها درست تقسیم شود، تصمیم می‌گیرند که از نقطه M زمین را به دو قسمت مساوی تقسیم کنند. برای همین مرزی مورب در زمین تعیین میکنند « خط فرضی MN ». حالا این دوبرادر توانسته‌اند که زمین را به دو قسمت مساوی تقسیم کنند. شما با توجه اطلاعات روی شکل بگویید فاصله N از B چگونه باید در نظر گرفته‌شود
من ۳۳ سال دارم و ۳ ساله که متاهلم و بچه نداریم. باشگاه رشته فوتسال ثبت نام کردم اما میترسم که پیشرفت نکنم. چون عینکی هستم و نمیشه با عینک دنبال توپ دوید. تازه عینک جدید گرفته ام و برای عمل لیزیک باید حداقل یک سال عینک بزنم تا شماره چشمم ثابت بشه. ضمنا میترسم در این مدت باردار بشم و مجبور بشم ورزش رو بذارم به کنار و افسرده بشم.
کمی ناامید شده ام بهم روحیه بدهید تو رو خدا.، مجرد که بودم برادر معتاد داشتم نمیذاشت سراغ چیزی برم، اذیتم میکرد، اذیت ها
پیوند کلیه
حدود 26 سال از اولین پیوند کلیه در بیمارستان شهید دکتر لبافی‌نژاد می‌گذرد. یک برادر کلیه خود را به برادر بیمارش هدیه کرده بود؛ آقای  بهروزی. او هنوز زنده است و با گذشت 
این مدت به زندگی خود ادامه می‌‌دهد. در طول سال‌های پیاپی تجارب گران‌قیمتی در عرصه جراحی پیوند اعضا در کشور به وجود آمده اما پیوند کلیه یک سر و گردن از سایر پیوندها 
بالاتر و موفقیت آن افزون‌تر است.

ادامه مطلب
هفت سال پیش آقای ب از یکی از دوستاش میخواد که براش یه وام 20 میلیونی بگیره و قول میده خودش اقساطش رو پرداخت کنه و در ازای اون وام یه چک 20 میلیونی هم به دوستش میده. آقای ب نمیتونه اقساط رو پرداخت کنه و اون دوست شروع میکنه به پرداخت اقساط. بعد یه مدت یه پولی دست آقای ب میاد و میاد به دوستش میگه بیا شریکی یه کاری رو راه بندازیم. - دوستش همچنان در حال پرداخت اقساط آقای ب بوده-  خلاصه شریک میشن و یه کاری رو راه میندازن و آقای ب یه چک 60 میلیونی میده دست کس
به گزارش پایگاه خبری صدای جویا از اصفهان، اینجانب مهدی اکبرزاده به همراه سه برادر خود به نام های خداخواست اکبرزاده، میثم اکبرزاده و هادی اکبرزاده از شهرستان مرودشت استان فارس در تاریخ 11 مرداد 98 موفق به صعود به بام ایران از جبهه شمالی شدیم. نکته مهم این صعود این است که این اولین بار می باشد که 4 برادر ایرانی قله دماوند را فتح کرده اند. لازم به ذکر است بنده و یکی از برادران سال 97 از جبهه شمالی شرقی و سال 96 از جبهه جنوبی نیز به قله دماوند صعود داش
شهرستان کاشمر - ترشیز اسپورت
بنا به گزارش روابط عمومی هیات فوتبال شهرستان کاشمر ؛ این نشست که با محوریت پیشنهادات و انتقادات سازنده در جهت پیشرفت داوری استان ،در محل هیات فوتبال استان ساعت ۱۷ روز سه شنبه گذشته برگزار گردید . که به نمایندگی از رئیس کمیته داوران کاشمر برادر دانش دوست که نتوانستند در جلسه حضور بهم برسانند برادر مهدی یوسف پور مسئول کمیته اجرایی مسابقات حضور پیدا نمودند که خبر نگاز ترشیز اسپرت در گفتگو با ایشان به شرح شرح گفتگو
1) ۵ یا ۶ ساله بودم که برادر بزرگم‌ راهی سربازی شد، آن‌ روزها هر سربازی را در هر کجا می‌دیدم با ذوق فریاد می‌کشیدم "دوستِ عباس" آخر در خیال‌های کودکانه‌ام همه‌ی سربازها همدیگر را می‌شناختند و با هم رفیق‌‌ بودند،‌ چندین سال بعد برادر دیگرم راهی سربازی شد،‌با وجود اینکه بزرگتر شده بودم ولی گویا ضمیر‌ ناخودآگاهم نمی‌خواست واقعیت را بپذیرد. حالا ۱۴، ۱۵ سال از آن روزها می‌گذرد ولی انگار‌ هنوز هم در ضمیر ناخود‌آگاهم ثبت است که همه‌ی سرب
s





عکس ارسالی : از برادر گرامی آقای حسن - ضمن تشکر از ایشانعکس ارسالی : از برادر گرامی آقای حسن - ضمن تشکر از ایشان
عکس ارسالی : از برادر گرامی آقای حسن - ضمن تشکر از ایشان

عکس ارسالی : از برادر گرامی آقای حسن - ضمن تشکر از ایشان
عکس ارسالی : از برادر گرامی آقای حسن - ضمن تشکر از ایشان



ایجاد سکو جهت نشستن زائرین شهریور 91 با همتآقای حاج ابراهیم و جوانان عکاس : آقای حسین ملکیبا تشکر از آقای ولی الله جهت ارس
سلام دوستان
من یه دخترم که یه ساله ازدواج کردم، یه برادر بزرگتر از خودم دارم که اون هم متاهله و برادر *2 ساله دارم که مجرده، مشکل خونواده ی ما همین برادر کوچیکه است، ایشون تو بچگی به خاطر تشنج و زردی دچار اختلال ذهنی شدند، البته از نوع خفیف، به لحاظ حرکتی مشکلی نذارن ولی خب یه مقدار شیرین عقله.
تا سوم راهنمایی هم بیشتر نتونست بخونه، کاری هم که بلد نیست، نه راننده است نه خیلی اجتماعیه، فقط در این حد که بره از سر مغازه برای خونه وسیله بخره، البت
هم خونه هام میخان مهمون دعوت کنن اونم پسرالبته پسره برادر یکیشونه  صاحب کار اون یکیولی من راحت نیسم حس بدی دارم گفتن منم باید باشم ولی دنبال ی راه فرارم ی راهی که بتونم بپیچونم و شب برم بیرون خب شب تا صبح کجا باشم. من ک کسیو ندارمشاید برم پارک نمیدونم
گاهی آرزوی خوبی و موفقیت برای دیگران(از پدر و مادر و خواهر و برادر گرفته تا دوست و همکار و حتی باجناق) آنچنان دلم را  وا» می کند، که هرگز گردش و سیاحت و دیدن رخ گل و تماشای بلندای آسمان و نظاره گستره ی دریا و شنیدن شرشر آب چنان با دلم نکرده اند. 
گاهی آرزوی خوبی و موفقیت برای دیگران(از پدر و مادر و خواهر و برادر گرفته تا دوست و همکار و حتی باجناق) آنچنان دلم را  وا» می کند، که هرگز گردش و سیاحت و دیدن رخ گل و تماشای بلندای آسمان و نظاره گستره ی دریا و شنیدن شرشر آب چنان با دلم نکرده اند. 
تنهایی را با تمام وجود حس کردم و چون ارگ بمی که از زله تاریخ فرو ریخت، وقتی نه برادری برای خواستگاری همراهم باشد و نه خواهری، که دلگرمی دهد و نقش مادر نداشته را ایفا کند.راستش، دلم برای خودم می سوزد، امروز مثل هر روز دیگر دلم پر کشید، تا مقبره شهدای تپه، گفتم می روم و حرف می زنم، انها که کمکی از دستشان بر نمی اید، تنها به این بهانه که تا سبک شبک شوم و ارام ارام.نزدیکی های تپه چند دختر دلگیرتر از من، با حال غریب دیدم، که بر سنگ شهید سر گذاشته
آقای صفایی نژاد پویشی را ایجاد کردند برای درخواست از مجموعه بیان برای توسعه خدمات وبلاگ که با دعوت نویسنده فیشنگار وارد این پویش میشوم و درخواست های زیر را مطرح می کنم:
۱. امکان پاسخ دادن به نظرات توسط مخاطبان وبلاگ اضافه شود.
۲. رفع مشکل نظر دادن در وبلاگ های که دامنه اختصاصی دارند (برای نظر دادن باید مجددا وارد بیان شد که جدا از اتلاف حجم و زمان، احتمالا باعث کاهش مشارکت در نظردهی می شود)
۳. رفع مشکل لینک دهی به متن نظر (ابزار دادن لینک به بخش
چرا مردم ایران که هفدهمین جمعیت جهان هستند و از قضا ادعای بافرهنگ‌ترین ملت بودن را دارند، در  ردهٔ پنجم مصرف پلاستیک دنیا قرار دارند؟
خواهر و برادر اصطلاحاً ارزشی، شما چه پاسخی دارید؟ آیا این برایتان ارزش محسوب نمی‌شود؟
 
به خانه برادر شوهرم رفتم و وسایل کمی که داشتم، جمع کردم و گفتم: ممنون. دیگر باید بروم به خانه خودم. خانه ام ساخته شد». برادر شوهرم و زنش، در حالی که می خندیدند، همراهم آمدند. هنوز از دیدن این اتاق روی کوه تعجب می کردند . هم عروسم کشور، مقداری وسایل همراه خودش آورده بود. کنار اتاق گذاشت و گفت: این سوغات و هدیه برای خانه جدیدت. منزل مبارک!».
وقتی گفت منزل مبارک، قلبم گرفت. هم خوشحال بودم هم یاد قدیم افتادم و اشک ریختم. وسایلم را چیدم و با شادی ب
نام مانهوا : Mr Luژانر: #عاشقانه ، #کمدیوضعیت: #در_حال_انتشارخلاصه: دختری که مجبوره بخاطر ورشکست نشدن شرکت پدرش خودش رو جای برادر دوقلوی گمدش جا بزنه و سعی کنه با رئیس یکی از بزرگترین شرکت ها رابطه دوستی برقرار کنه.

ادامه مطلب
یک بار
تابستان برادرم حامد خونه نبود، من که رسیدم خونه مادرم گفت حامد رفته تو یه باغ
نگهبانی بده، گفته شب هم نمیاد. عصبانی شدم و خون به مغزم نرسید. گفتم چرا اجازه
دادین همچین کاری بکنه؟ گفت به حرف من گوش نکرد، تو اگر بهش زنگ بزنی میاد. عصبانی
بودم، حامد رو از دست داده بودم. تصور اینکه شب اونجا بمونه، یکی سیگاری چیزی دستش
بده و حامدی که چند روز بعد برمی‌گرده همون حامد نباشه، برادر کوچک باهوش و
بااستعداد من. کوچکترین امیدی نداشتم با زنگ زدن من ب
 دوشنبه ی محنت 
دو روز روزه داری متصل با یک استکان آب 
سرگشته در خیابان و بیابان 
به زور پیدا شدن هلال ماه 
زنده شدن خاطرات سخت فطر گذشته در فطری رنجبارتر
تعطیلات همواره بدشگون خرداد
بختک افتادن به زندگی
بی خبری و رها شدگی ِ ناگهان
چشم انتظاری هولناک
باز رفتن شان به سواحل شمالی نقشه
ماندن در سیاهچال شمال شرقی نقشه
پیدا شدن مزاحم یا مزاحمان تلفنی 
بیماری . تهوع . تهوع . لکه های خون 
اضطراب
حالتی متوسع تر از مرگ
در رفتگی انگشت اشاره ی دست چپ
سومین دوره مسابقه فوتبال دیجیتال در مسجد اهرا (س) برگزار شد. این مسابقه که در قالب چهارمین دوره مسابقات ورزشی اهالی مسجد انجام شد، توسط جناب آقای سید محمد قادری و برادر امید صندوقدار طراحی و اجرایی شد. سِمَنیون پاتوق
امروز یه خبر خوندم که یکی از مسئولین عزیزدل برادر گفته که هرکسی میخواد پاسپورت پنج ساله ی ایران رو بگیره میتونه بیاد دویست هزار دلار سرمایه گذاری کنه،یکی نیس بگه اخه مرد مومن طرف مگه خر کاسه سرشو گاز گرفته که بیاد تو کشوری که تمام دنیا(اغراق نکنم،تقریبا تمام دنیا) تحریمش کردن سرمایه گذاری کنه.این به کنار اینم یه مساله دیگه که از یه طرف به مهاجران افغانستانی که فقط تو مشهد پونزده هزار میلیارد سرمایه گذاری دارن میگن باید جمع کنین برین#تناقض
سلام
-به خودم قول داده بودم که امسال خیلی کتاب بخونم و از دیشب خوندن کتاب ششم رو آغاز کردم و خیلی از این بابت خوشحالم، کتاب هایی که دارم میخونم اکثرا روانشناسی هستن، یعنی باید حتما دوباره و شاید چند باره بخونمشون، یکسری هاشون با هربار خوندن مطالب جدید بهت میفهمونن، آگاه ترت میکنن و این خیلی جالب و جذابه برای من.
- گفتم ترم قبل 100 شدم امتحانم رو یا یادم رفت؟ خلاصه که بعله من و یکی دیگه از دوستام که بقول خودش همه رو از روی من نوشته بود 100 شدیم و تا
 
داستان نشانه ص صاد
تو هتل شهرک الفبا دو مهمان اومده بود که تاجر و برادر بودند و برای تجارت به شهرک الفبا اومده بودند. این مهمانها صداشون شبیه س بود .صـ  ص  اجناس خاصی برای فروش به شهرک آورده بود مثل صابون، صندوق، صندلی، قرص، قصّه و…… ریئس شهرک الفبا به سفارش اعضای شهرک از آقایون صـ  ص دعوت کردند که تو شهرشون بمونن و بین کشورهای همسایه رفت وآمد کنند و مواد مورد نیاز شهرک را فراهم کنند. دو برادر صـ ص قبول کردند و یک خانه تو شهرک
عشق هر روز از یک جا سرِ آغازیدن می‌گیرد. یک روز از عطر خوش لوبیاهای سبز تازه که آهسته در تابه سرخ می‌شوند. گاهی از بوی بادمجان کبابی. یک روز از تماشای عاشقانه تابلوی خوشنویسی برادر جان، با نور ملایمی که به خطوطش تابیده. وقتی از حرارت دلچسب یک استکان چای شیرین شده با عسل. یک روز از قدم‌های سنگین و آهسته میان سبزیجات تازه و معطر چیده شده در تره‌بار. گاهی از نوازش شورانگیز برگ نوی یک گیاه در گلدان یا خنکای مطبوع صبحگاه جمعه‌ی اتوبان وقتی حاشیه
با سلام خدمت دوستان عزیز 
بنده 6 ماه هست با خانومم عقد کردم، من 33 ایشان 26 سال دارن، با اینکه از لحاظ مالی به شدت پایین تر از من بودن ولی به دلیل اخلاق بسیار خوب و خود ساخته بودن، جوری که عمرشون به بطالت نگذرونده بودن و تفاهم افکاری داریم، به همین خاطر من مسائل مالی رو نادیده گرفتم، ایشون پدر و مادرشون فوت شدن و 6 تا برادر و 4 تا خواهر دارن که همگی بزرگتر هستن. 
بنده قصد دارم که با تمام شون قطع رابطه کنم، حالم ازشون بهم میخوره، دلایلی هم که دارم
نسخه نهایی و کامل بازی A Plague Tale: Innocence برای پلتفرم PC بالاخره منتشر شد. این بازی یک اثر ماجراجویانه، مخفی کاری و خشونت آمیز بی نظیر است که با قیمت بالای ۴۴٫۹۹دلاری خود در شبکه استیم توسط کمپانی Focus Home Interactive منتشر شده است. بازی داستان دو خواهر و برادر را روایت می‌کند که هر دو بی‌سرپرست هستند و باید از شهری که از طرفی توسط طاعون و از طرفی دیگر توسط سربازان و موش‌های وحشی تهدید می‌شود، جان سالم به در ببرند. تا کنون نمایش‌های خیره‌کنند
سید شهاب الدین حسینی تنکابنی درسال 1352 در تهران متولد شد. او اولین فرزند خانواده اش است و یک برادر و دو خواهر دارد. تحصیلات دانشگاهی او در رشته روانشناسی دانشگاه تهران بود که آن را به قصد مهاجرت به کانادا ناتمام گذاشت.
تأسیس گروه موسیقی هفت توسط شهاب حسینی و برادرش
حسینی به همراه چندی از دوستانش و همچنین برادرش سید مهدی حسینی، گروه موسیقی هفت را تاسیس کردند. تا کنون چهار مجموعه آهنگ از این گروه منتشر شده است که شهاب حسینی در آلبوم یک و دو به دک
نمی دونم از چه بنویسم ولی دوست دارم بنویسم.
یکی از خبرای خوب اینکه دیشب جشن فارق التحصیلیم رو گرفتم تمام اعضای خانواده پدرم رو دعوت کردیم به صرف شام و شیرینی تمام مراسم هم توی حیاط بود .
طی این جشن بعد از ده سال از فوت مادربزرگم عمه ام هم کینه ده سالش از من رو کنار گذاشته بود و با یک جعبه شکلات همراه عروس و پسرش اومد.
و اینکه یکی برادر شوهر دختر دوست پدرم از یک شهر دیگه اجازه گرفتن بیان خونمون برای آشنایی که بعد مثلا اون اقا و من با هم صحبت کنیم خ
من یک برادر کوچک‌تر از خودم دارم، علی. علی سه
ساله‌ است و تازه یاد گرفته که تقریبا تمام معانی مد نظرش را با کلمات منتقل کند.
سه شب پیش مثلا جایی حوالی ساعت سه نیمه شب نشسته بودم و داشتم در تاریکی کارهایم
را می‌کردم که قد علی را کنار میزم دیدم. ایستاده بود برابر من و دست‌هایش را قلاب
کرده بود به هم. "می‌ترسم" و توی چشم‌هایش معلوم بود که واقعا می‌ترسد.
بغلش کردم، بعد از چند دقیقه با هم رفتیم آشپزخانه و شیشه شیرش را پر کردیم، بعد
برگشتیم، از توی
دو زوج کانال نویس رو می خونم که از طریق وبلاگ با عشقشون آشنا شدن، یکیشون بعد از ۵ سال،الان دو ساله که با هم ازدواج کردن و زوج دیگه هنوز موفق به ازدواج نشدن:)
انقدر عشقشون زیباست و انقدر عاشقانه همو دوست دارن که ذوق می کنم از خوندنشون*__*
چه خوبه که میان تو کانال قربون صدقه ی هم میرن، چه خوبه که متن های خوب و عاشقونه برای هم می نویسن:)
چقدر سخته حتی تصور این که ۵ سال،۳۶۵کیلومتر از عشقت دور باشی.
نوشته بود الان که فاصلمون شده دو وجب، هر صبح خدا رو شکر
سوال مطرح شده در تاریخ 01 خرداد 1398 ساعت 22:17 توسط ایمان جارزاده اردبیلی:یه سلام گرم خدمت همه افسرای عزیز، بخصوص جناب احسانی، طاعات و عباداتت قبول باشه برادرتابه الان از نسخه 2008 ویژوال استودیو استفاده می کردم، ولی الانکه نسخه 2015 رو نصب کردم rdlc یا همون گزارش گیری شخصی رو نمی تونم پیدا کنم، کلی جارو هم گشتم هیچی پیدا نکردم این شد که مزاحم وقت شما شدم، ممنون میشم از طریق ایمیل جوابم رو بدی، یدونه و بخدا می سپارمت.
+پاسخ کارشناس: عرض سلام و ادب و احت
روزی بود و روزگاری .
سرزمینی در آن سوی ابرها وجود داشت که همه آنجا پاستیلی بودند .
شش نفر از این پاستیل ها ؛ خیلی معروف بودند . می دانید چرا ؟!!
چون آنها مشاورین ملکه شهر پاستیلی بودند . 
حدود 40 سال می گذشت که ملکه شهر پاستیلی گم شده بود .
راستی اسامی این 6 مشاور این بود : کلوچه ،‌ ملوچه ،‌ الوچه ،‌ تربجه ،‌ پیازچه و پریچه بود .
می دانید اسم آنها چرا با هم ،‌ هم آواست ؟ چون آنها با هم خواهر و برادر هستند . پریچه خواهر کوچک تر آنها بود .
5 برادر بزرگتر
چند شب پیش تا خود صبح کابوس دیدم حالم بد بود صبحش . ساعت 12 ظهر بابام زنگ زد گفتم سلام خوبی ؟؟؟ 
گفت نه .
گفتم چی شده ؟؟؟ و همه چیزو برام گفت و دیگه نتونست حرف بزنه گریش گرفت قطع کرد .
زنگ زدم مادرم کامل برام گفت . خودم و مادرم پشت گوشی زار زار گریه کردیم . بعد از قطع کردن من 1 روز تمام اشک ریختم برای داداشم .
نمیتونم بگم چی شده ولی دوستای عزیزم ازتون میخوام برای برادر 2 دعا کنید و انرژی مثبت بفرستید .
من آدمی نیستم که اعتقادات مذهبی داشته باشم ولی به
انا لله و انا الیه راجعون 

درگذشت مرحومه ی مغفوره شادروان اشرف آغا بنی هاشمی متعلقه ی مرحوم حاج عباس سعیدی جهانگرد و خواهر برادر ارجمند سید دخیل بنی هاشمی نایب رئیس شورای اسلامی شهر خالدآباد را به اطلاع همشهریان عزیز می رسانیم ، مراسم تشییع و تدفین متعاقبا به اطلاع خواهد رسید 
دانلود مداحی مجید بنی فاطمه غریب و تنها نیمه جونه
شهادت امام جواد (ع) ۱۳۹۷نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحی
غریب و تنها نیمه جونه
آسمونم روضه خونه
اشک چشم هاش مثل بارونه
روی خاکا سر میزاره
هیچ کس رو اینجا نداره
بی حبیبه حتی تو خونه
روی خاک حجره دلش گرفته از این زمونه
من براش بمیرم سنی نداره هنوز جوونه
شبا و روزاش تاره امون ای دل امون ای دل
چه حال زاری داره امون ای دل امون ای دل
هلهله کردن نانجیبا
ناله میزد وا غریبا
مردم شهر به گوشید .؟
امشب همه ی میکده را سیر بنوشید .
با مردم این کوچه و آن کوچه بجوشید .

دیوانه و عاقل همگی جامه بپوشید .
در شادی این کودک و آن پیر زمینگیر و فلان بسته به زنجیر و زن و مرد بکوشید .
امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال که بر باد فنا رفت .
نخور جان برادر به خدا حسرت دیروز عذاب است . مردم شهر به هوشید .؟
هر چه دارید و ندارید بپوشید و برقصید و بخندید که امشب سر هر کوچه خدا هست .
روی دیوار دل خود بنویسید خ
به نام خدا
مشغول کار داخل خونه ای بودیم که آب تا سقفش رسیده بود و الان توی حیاطش پر از گِل بود.بعد از چند ساعت کار خسته شده بودیم که گفتن یه گروه کوه نورد از تهران اومدن، الان میان کمک شما؛ و این شاید جالب ترین صحنه ای بود که قبل از سفر تصورش رو نکرده بودم.چهار مرد و یک زن. با لباس هایی که بیشتر به لباس مهمونی و تفریح می خورد تا لباس کار! 
اما با همان لباس ها بیل برداشتند و مشغول شدند.حتی خانم همراه شون هم شروع کرد به بیل زدن!
یکی از مردها که دی
اقایون محترم یا نسبتا محترم یا هر چی اصلا.انقدر به یه خانم نگید بانو.زندگیم.عشق.نفس.زیبا.گلی. .یا هرکوفت دیگه ای.بابا یه چیزیم نگه دارین شاید یه روز عاشق شدین با یکی خواستین برای تمام عمر زندگی کنید به اون بگید.بله ما خانما میدونیم نه زندگیتونیم نه عشق نه بانو نه هر کوفت دیگه ای ولی متاسفانه وقتی پریود باشیم انقدر این هرمونای کوفتی بالا میره که باور میکنیم.اونوقت عاشق میشیم.بعد خر بیار باقالی بار کن.نگو برادر من.نگو پسر من.اسمش چه ای
 
آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ
چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آ
 
ای شاه عشق پرور مانند شیر مادر
ای شیرجوش دررو جان پدر به رقص آ 
  
(کلیک) 


  

بلاخره بعد از ماهها دوری یوسف به آغوش پدرش  یعقوب پیوست.
 

برادر زاده ام بلاخره آمد
کویری با
خورشیدی کبود و آسمانی به رنگ شرم و صحرائی افق در افق،پوشیده از خون،و
شبحی روئیده از دریای سرخ،سینهء صحرائی بی کس،و در زیر ابر دردبار،شبحی یا
مجسمه ای،تندیسی در خون ایستاده،سندانی در زیر ضربه های دشمن و
دوست،مجروح،خون آلود،شکسته،خاموش،با دستی بر قبضهء شمشیری که با همهء
تعصبش،می کوشید تا همچنان نگه اش دارد و دستی دیگر،همچنان بلاتکلیف!

نه
می جنگد،که با چه؟ نه سخن می گوید،که با که؟نه می رود،که به کجا؟نه باز
می گردد،که چگون
بگذار برایت بگویم، هربار پایم را از چارچوب در خوابگاه رد می‌کنم و میگذارم روی موزاییک حیاط، دلم تنگ می‌شود. غمم قد می‌کشد تا فرق سرم.
پرسیده بود که الان دلتنگی که از خانه دوباره برگشته‌ای به خوابگاه؟
گفتم ببین من هر بار که وارد این خوابگاه می‌شوم دلم تنگ می‌شود.
دلم نه برای خانه و خانواده و مهر‌ مادر و حمایت پدر و برادر زیادی عاقلم، که دلم برای هر چیزی که بیرون از این ساختمان هست تنگ می‌شود.
برای تمام اتفاقات خوب و بدی که می‌افتد.
برای تو
خببب امروز روز عجیبی بودبه خوبی دیروز نبود ولی باز خداروشکرصبح که شیر تو شیر بود تو بخش. طول میکشه تا رابطه بین کارمندا و اخلاقشونو یاد بگیرم.بعدم ک برگشتم داداشم رفته بود کلیدارم برده بود قرار بود بده مغازه بغل خونه که نداده بود منم از همسایه نردبون گرفتم رفتم تو حیاط تا شش عصر تو یکی از اتاقای حیاط با ارایش و لباس بیرون خابیدم تا برادر گرامی برگشتبعدم ورزش کردم و شام یعنی تنها وعده ای که امروز خوردم رو درست کردمو خوردم. بعدم رفتم حموم و رف
مشکلات فرزندان طلاق
هشدارهایی درباره مشکلات فرزندان طلاقبه گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری میزان، خانواده یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین نظام‌هایی است که اغلب انسان‌ها از ابتدای
 زندگی، آن را تجربه می‌کنند، اما گاهی مشکلاتی پیش می‌آید که باعث ازهم‌گسستگی اعضای خانواده می‌شود، مثلا پس از جدایی والدین بچه‌ها نیز مجبورند یکی از 
والدینشان را انتخاب کنند یا اینکه خواهر و برادر‌ها از هم جدا شوند. در مورد این مسائل و راه‌های برخورد با آنه
مغزم درد میکنه، انگار دارم توو مه راه میرم، جلوی چشمام تاره، فشار اقتصادی، وضعیت زندگی
صد میلیونی که باید جور کنیم تا پول زمین رو تسویه کنیم
بچه ی نق نقو و اعصاب خرد کن
دیشب خواب دیدم موهام شپش گرفته و برادر علاقه داره میتراشدشون
یه زندگی راحت میخوام، یه زندگی بدون فکر و خیال
الهی رخصت.میخواهم برایت از دلواپسی هایم بگویمبگویم که نگران خونتان هستمگناه سرتا پای جامعه را فراگرفته و همه را به سم گناهکار بودن مسموم ساخته"صدایـــتان""نگـــــاهتان""حرفهــایتان"حتی"وصیـــــیتتان "هم دیگر دستخوش تغییرات شده
آری ای برادر شهیدم
ادامه مطلب
در جواب عاشق بارون درباره ی این پست: آیا همچین چیزی هم وجود داره؟
با چیزی که گفتی به صورت کلی موافقم اما منظور دیگه ای داشتم.
میدونی، همه چیز قابل از دست دادنه. خانواده، خواهر، برادر، فرزند، همسر، عشق زندگیت، دوستانت، تحصیلت، شغل، خونه، پول، علاقمندی ها، تنفرها، احساسات، افکار، عقاید، اعتماد، عقل، عضوی از بدن، و در نهایت وقتی هم داری از این دنیا میری، جسمت. داشتم فکر میکردم آدم گاهی احساس میکنه روحش رو هم از دست داده اما بر اساس قوانین این ج
 
عاقا من عاشق شدم :))
عاشق شیرین زبونی های برادر زاده ام شدم :)))
روزی بیش از ۴ - ۵  ساعت فقط با من حرف میزنه و از من نظر میخواد :))
و هی مرتب میگه عمه از خاطرات خوبتون بگین :)
خاطرات تون خیلی جالب و قشنگه و البته  هیجانی :))) 
امشب (دیشب)  باباش بخاطر اینکه دلش تنگ شده بود واسش :)
 مرخصی گرفت اومد خونه ولی ( بزنم به تخته )بچمون به باباش گفت :
شما برین من امشب دوست دارم پیش عمو و عمه و بابا حاجی بمونم :)))
بقول پری بچه مون (بزنیم به تخته) بهش خدا رو شکر این دو ر
تا ۲۵ تیر روزا به طور mp3 فشرده هستن‌.
اوضاع اینجوریه که:
_درس، درس و درس!
(تو این گرونی ، ۲۱ هزارتومن عضویت کتابخونه رو تمدید کردم.آخه واقعا چخبره؟؟! .همش هم برای یه ساله و من در طول یکسال ، حداکثر روی هم رفته دو ، سه ماه میرم کتابخونه و از سالن مطالعه استفاده میکنم.خلاصه درصدد این برآمدم که نهایت استفاده رو ببرم.فردای روزیی که این پول گزاف! رو واسه عضویت دادم ، درحالی پا به کتابخونه گذاشتم که یه لیست با ۱۲ عنوان کتاب دستم بود تا امانت بیارم
بسم اللهسخت دلتنگم ، دلتنگم ، دلتنگ از شهربار کن تا بگریزیم به فرسنگ از شهربار کن ، بار کن ، این دخمه طراران استبار کن ، گر همه برف است اگر باران استبار کن ، دیو نِیَم ، طاقت دیوارم نیستماهی گول نیم ، تاب خشنسارم نیستمن بیابانیم ، این بیشه مرا راحت نیستبار کن ، عرصه جولان من این ساحت نیستکم ِ خود گیر ، به خیل و رمه بر می گردیمبار کن جان برادر ! همه بر می گردیماشتران را یله سازید ، ستوران را همکاهلان را بگذارید ، شروران را همهان که بی تاب و هوس با
بیشتر ما اطلاعات کمی درباره رابطه بین خواهرم و برادران و نحوه تاثیر آنها بر خویش دارند.
 
وقتی تصمیم گرفتم درباره رابطه بین برادر و خواهر صحبت کنم.
 
متوجه شدم که تحقیقات کمی در مورد این موضوع وجود دارد.
 
م رابطه دارم
بیشتر تحقیقات در مورد مسائل خانوادگی در اطراف مشکلات والدین و خواهرم است که به نوبه خود بسیار مهم است.
 
بنابراین تصمیم گرفتیم که رابطه ی بین برادران و خواهران را با داستان ما تحت تاثیر قرار دهیم.
 
چرا
 زندگی دو سردار شهید برادران 1- سردار شهید  علامه حاج شیخ علی لطفیان خراسانی (سرگزی ) و سردار شهید آیت الله محمد علی لطفیان قمی (سرگزی )فرزندان آیت الله  حاج ملک لطفیان سرگزی امام خمینی  ره   من  واقعا متاسف شدم از این که این برادر (ملامحمد علی لطفیان ) و همانطور برادر شهیدش از دست ما رفت   منبع  :مقاله سردار عشق   و نشریه  رمز موفقیت در فرماندهی    حضرت  استاد آیت الله العظمی حکیم  علامه حاج شیخ  میرزا لطفیان سرگزی  قسمت127--مستندات مربوط به
دانلود فصل چهاردهم سریال Supernaturalنام اثر : ماورا طبیعه – Supernaturalژانر : درام | فانتزی | ترسناک | معمایی | هیجان انگیزامتیاز : ۸٫۷/۱۰شبکه : CWبازیگران : Jared Padalecki, Jensen Ackles and Jim Beaverخلاصه داستان : دو برادر به دنبال پدر گمشده شان هستند، مردی که آنها را بزرگ کرده و به آن دو آموزش داده که چگونه در مقابل نیروهای ماورای طبیعی بجنگند…
twin rozblog
در این عصر جدیدی که هوا خیلی گرم و مردادی است و همه نشسته اند و عصر جدید میبینند من اما درجاهایی از تاریخ گیر افتاده ام و چای مینوشم که شاید با حسرت فراموشش کنم این درد را
من اما یک تنه در دو سه جای تاریخ گیر افتاده ام شاید دلم میخواست جلال یا نادر باشم همانی که امروز نادر است و از خان زدگی میگفتم شاید هم دلم میخواست روسو بودم و انقلابی برپا میکردم در اندیشه ها انقلابی که ولتر آن را ندزدد و بدست عوام مستبد نیافتد و تقدیم ناپلئون نشودخب اگر روسو
786
دعای زبان بندی مجرب
دعای زبان بندی مخالفان بدگویان دشمنان
اگر در اموری شخصی بدگویی و مخالفت با شما میکند و اینکه برای ازدواج مادر یا پدر و خواهر و برادر شما یا مادر و برادر و خواهر و پدر شخص مد نظرتون مخالف دارند و از شما بدگویی میکنند و نیز برای رهایی از شر سخن چینان و افرادی که پشت سر شما بدگویی شما را میکنند و بسیاری موارد دیگر میتوانید این دعا را با توجه به ساعات سعد طالعتون از استاد عامل اذن بگیرید و بنویسید و همراهتون نمایید تا زبان ه
خوب که نگاه میکنم دل‌گیری از کسی جز "من" نیست. پاییز فصل من نیست. برادر میگه فصل اون هم نیست. مامان هم میگه دوستش نداره. دست می‌جنبونی که چیزی از روشنایی گیرت بیاد. تاریکی اجازه نمیده. تمامِ تو رو میگیره. هوا دل‌گیر، درها بسته، سر ها در گریبان، دست‌ها پنهان، نفس‌ها ابر، دل‌ها خسته و غمگین. بین آدم ها چشم می‌گردونم. گاهی اشتباه هم می‌کنم. خیلی مهم نیست. شبِ پاییز تو ژرفای خودش از هر شبی تاریک تره. اونقدر که میشه ترسید‌. از اینکه نشه ازون تار
برادران حضرت یوسف وقتی میخواستند یوسف را در چاه بیندازند، یوسف لبخندی زدبرادر یوسف (یهودا) از او پرسید: چرا میخندی؟ اینجا که جای خنده نیست!
یوسف گفت: روزی در این فکر بودم که چه کسی میتواند به من اظهار دشمنی کند با وجود اینکه برادران نیرومندی مانند شما دارم! و اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد تا بدانم که غیر از خدا تکیه گاهی نیست واین چاه نشینی امروز من، تاوان تکیه کردن به خلق خداست.
و من یتوکل علی الله فهو حسبه / الهی و ربی من لی غیرک
سلکتورها (یا گزینشگرها) بخش مهمی از دستورات CSS را تشکیل می دهند. سلکتور، الگویی است که به عنصر HTML که می خواهیم طراحی کنیم اشاره می کند. سلکتورها به پنج بخش مختلف تقسیم می شوند که هر بخش شامل انواع متفاوتی از سلکتورهاست.


سلکتور
توضیحات

سلکتورهای پایه
*
سلکتور جهانی (Universal)، کلیه ی عناصر صفحه را انتخاب می کند

E
سلکتور نوع (Type) کلیه عناصر E را انتخاب می کند

test.
کلیه ی عناصر با کلاس test را انتخاب می کند (class="test")

demo#
کلیه ی عناصر با آی دی demo را انتخاب می
ما اهالی نهور سیستان بازدید شمارا از روستای نهور را به فال نیک گرفته و از جناب سرتیپ آب سالان و فرمانده بسیج مهندسین سیستان حاج آقا کوهکن بی نهایت از شما تقدیر و تشکر میشود انشاء الله با درایت و مسئولیت شما بزرگواران مشکلات  جانباز برادر شهید فرهنگی باز نشسته علی آزاد خواجه داد حل شود مطمئنا  با پگیریهای شما بزرگواران محرومیت از منطقه رخ بر بندد و متاسفانه سنگ اندازی های بانک کار آفرینان امید در منطقه رخ بر بندد
      &nbs
بیوگرافی و زندگینامه امینه گولشه
امینه گولشه به انگلیسی Amine Gülşe در 30 آوریل 1993 در گوتنبرگ، سوئد متولد شد.
مادر گولشه متولد شهر ازمیر ترکیه و پدرش از اهالی کرکوک عراق است.
او یک برادر به نام شاهان گولشه دارد.
قد او 178 سانتیمتر و وزن او 55 کیلوگرم است.
او فارغ التحصیل دبیرستان بین المللی منطقه گوتنبرگ است و در سال 2014 در مسابقات دختر شایسته ترکیه مقام اول را به دست آورد.
سریال های امینه گولشه
از سریال های معروف او می توان به سریال هرگز تسلیم نمی شوم
رسانه ها: جهاد کشاورزی فارس از خرید و امحاء 1700
تن سیب زمینی برای تنظیم بازار خبر داد!

برادر ابلیس!

دیشب

در
میان ریزش برگ های عاطفه
و یخ بندان احساس آدم بودن
در بلاتکلیفی عشق

زیر
بارانی

از سیب
زمینی های طلا

آقای مدیر
جهاد

با
ابلیس

عقد
اخوت بست!

شکمِ
گرسنه های شهر

به تبریک
این پیوند

سمفونی
درد نواختند
و با استخوان های چسبیده به گونه شان
میان کوچه ها
بر طبل پوک عدالت کوفتند!

و
کودکان گل فروش

با پای


روبروی
پنجره های سازمان
-چنان که خوا
هنوز دو روز از زندگی مشترکمان نگذشته بود که برادر همسرم با یک مشکل مالی روبرو شد. از ما کمک خواست. ما تازه رسیده بودیم و با ذهنیتی که از قبل داشتم دوست نداشتم کمکی بکنیم. استدلال می‌آوردم که "همه ما رو تنها گذاشتن، الان چرا باید روی ما حساب کنن برای کمک؟". خوب می‌دانستیم که این حرف‌ها خداپسندانه نیست. دلمان را به دریا زدیم و مبلغی که لازم داشت را دادیم.
حاشیه:
نزدیک می‌شویم به یک‌سالگی‌مان. داشتیم الطاف خدا را مرور می‌کردیم. رسیدیم به ای
سریال گلپری یکی از سریال های پرمخاطب کشور ترکیه محصول سال ۲۰۱۸ است این سریال در ژانری درام از شبکه شو تی وی ترکیه Show tv ترکیه پخش می شود.
خلاصه داستان سریال ترکی گلپری
بازیگر نقش گل پری، نورگل یشیلچای است که قبلا در سریال گوزل و عشق جزا بازی کرده بود و در ایران هم به دلیل بازی در جن زیبا معروف شده است.
نورگل در نقش مادر زجردیده در این سریال به خوبی ایفای نقش کرده است و مورد تحسین منتقدین ترک قرار گرفته است. او در این سریال نقش یک مادر ستم دیده را
بسم رب القلم
- هیس!!!کمی آرام تربه دور از شلوغی های زندگیبه دور از ناراحتی هایی که بعضی ها برایمان میگذارندبه دور از چیزهایی که به دل گرفتمبیخیال.به دور از این دنیا، کمی گوش کنهیس!!!چیزی سکوت دنیا را شکسته است!نمیدانم چیستشاید هم میدانمصدایش را شنیدم یک بارشاید اما.+صدای چیه؟-یادته؟+چیو؟-گوش کنخیلی شبیه استشبیه صدایی که توی کوچه ای خلوت به گوش میرسید+وای! یادم آمد.اما آن که صدای خانومی جوان بود-هیس!!!یادت هست آن صدای ناله های آرام که از فرط کوچ
کتزیاس(طبیب یونانى اردشیر دوّم) می گوید: ترتیب خفه کردن در خاکستر چنین بود، که اطاق یا برجى را پر از خاکستر می کردند و بعد محکوم باعدام را در آن می انداختند و او خردخرد در خاکستر فرو میرفت، تا اینکه خفه می شد. سغدیان توسط برادرش (داریوش دوم) اینگونه کشته شد.(1)
در وقایع بعدیِ زمان داریوش دوم، همسرش پروشات (که خاله یا خواهرش) بود وی را به قتل برادر دیگرش آرسی تس و فرمانده یاغیش که هر دو به شرط امان تسلیم شده بودند به وعده خود وفا نکرده یک شب هر دو را
هادی امروز بعد از نمازش دعا کرد. برای خودش، خانوادش ودوستش سعید. گفت: خدایا دوستم سعید
رو خیلی کمکش کن در مسابقه دو اول بشه. خدایا کمکش کن درساشو خوب بخونه. خدایا
بچه ها، پدر و مادر ها، وقتی هادی برای خانوادش و دوستش دعا می کرد، خدا یه فرشته ای رو مامور
کردبرای دعاهای هادی امین بگه.اون فرشته می گه: افرین هر دعایی که برای دیگران می کنی برای 
خودت هم بر اورده می شه.
در همین رابطه پیامبر(ص) فرمودند: دعایی که کسی پشت سر برادر دینی خود می کند، با هفت
دلم خیلی گرفته
بدترین چیز تو این دنیا اینه بخاطر یه چی مورد حسادت قرار بگیری و نتونی بگی آهای فلانی من به خاطر همین چیزی که تو داری حسرتشو میخوری  خیلی اذیت شدم اذیت میشم و خواهم شد .چون اگر هم بگی آبروی خودت میره، به قول دوستی زندگی ما از بیرون دیگران رو سوزانده و از درون خودمون رو.
کی روز خواستگاریش خودش میره خرید میوه انجام میده 
کی روز نامزدیش تنهایی میره کفش میخره تنهایی آرایشگاه میره و تنهایی بر می گرده.(بخاطر فوت پسر عمه م خیلی بی
سلام دوستان 
یه هفته دیگه بنیامین رو دیدم و نظرمان راجع به همدیگه مشخص شده 
هر چند میدونم همدیگه رو می پسندیم ولی بنیامین استرس این رو داره نپسندیم منم دچار وحشت می کنه ، یک آن فکر می کنم اگه ازش خوشم نیاد چکار کنم .اگه اون نپسنده سعی میکنم منطقی باشم و مث یک مهمان باهاش برخورد کنم مث یک دوست عادی (البته این تئوری گفتنش راحته ، عملیش ممکنه حتی گریه دار هم باشه )
خب موهامو به درخواست یگانه محبوبم بردم صافی ژاپنی کردم و در حد یک عمل بینی قیافه م ع
دیروز مهمون اردبیل بودیم، با اینکه خیلی نزدیکیم و حتی همزبان ولی من همیشه یه حس غریبه بودن شدیدی اونجا دارم که دیروز اون حسه همراهم نبود. همه همکلاسی های داداش، استاد راهنما و استاد داورهاش با تمام وجود دعوتمون میکردن خونه هاشون، حتی یکیشون خیلی بامزه طور گفت: من مجردم برا خودم خونه ندارم دعوت کنم ولی میتونم خواهش کنم تشریف ببرید خونه خانم اصلانی. آغاز نوشته ام گواه بر اینه که از آخر به اول تعریف میکنم. از شلاله خواستم شعر آغازین برا ارائه پ
من را نگاهی کن که محتاج نگاهم
غیر از تو را در این جهان هرگز نخواهم
بیچاره ای هستم که از تو دور ماندم
آقا ببین افتاده ای در عمق چاهم
خوبان همه خود را کنار تو رساندند
راهم بده آقای خوبم، روسیاهم
آلوده ای غرق گناه وشرمگینم
بی تو علی موسی الرضا من بی پناهم
من از گدایان در باب الجوادم
در انتظار لطف بی پایان شاهم
از زهر ، خیلی ناتوان گشتی بمیرم
تا صبح محشر از غم تو غرق آهم
خواهر نبود اما پسر آمد کنارت
باناله می فرمود : رفتی تکیه گاهم؟
اما نبودی کربلا ج
به نظرم بچه‌ها موجودات عجیب الخلقه‌ای هستند، موجوداتی که نه معنی گرما را درک می‌کنند و نه سرما!
بچه که بودیم تابستان‌های گرم تیر و مرداد و شهریور که از مدرسه فارغ می شدیم با بقیه‌ی هم سن و سال‌ها وسط کوچه بازی می‌کردیم، اکثریت بچه‌های هم سن و سال من پسر بودند، از این سر کوچه بگیر تا آن سرش شش تا هفت پسر ریز و درشت بودند که فاصله‌ی سنی‌شان با من بین ۱ تا ۳ سال بود پس به ناچار من هم به جای خاله‌بازی و عروسک‌بازی‌های‌هر روزه هم‌بازی پسرها
دلم بسی گرفته 
دوست داشتم خانواده متحدتری داشته باشیم 
خانواده ما خیلی دلمون پاکه، فقط از اشتباهات همدیگه نمی تونیم بگذریم و خیلی راحت قط رابطه می کنیم و طبعا مردم پشت سر ما حرف می زنند.
میدانید بعد از فوت مادرم و قبل از رفتن به دانشگاه رسم مادرم رو حفظ کردم و هفته ای یه بار خانواده برادر مرحومم و یکبار هم خواهرامو دعوت می کردم هر چند اوضاع بابام خیلی بد بود و اصلا غذا ب راحتی از گلوی آدم پایین نمی رفت،  یادمه روزایی رو که آرزو داشتم تو یک اتا
 سلام .من بهرزوم .دوست بابام امروز اومد خونه ما. بابام خیلی بهش احترام گذاشت. خوش امد
 گفت.موقعی که می خواست بشینه، بابام سریع به پشتی براش اورد که راحت باشه و به دیوار 
تکیه نده.
بچه ها، پدر ها ومادرها خدا خیلی کار بابای بهروز رو دوست داره. چون بابای بهروز به یه مسلمان 
احترام گذاشته وبرای اینکه اذیت نشه براش پشتی گذاشته. خدا به خاطر این کار گناهان بابای بهروز 
رو می بخشه
چون پیامبر(ص) فرمودند: هیچ مسلمانی نیست که برادر مسلمانش بر او وارد شود و
دانلود دوبله فارسی فیلم Aquaman 2018
نام فیلم: آکوامن – Aquaman
ژانر: اکشن، ماجراجویی، فانتزی، علمی تخیلی
انتشار: 2018
زبان: انگلیسی / فارسی
مدت زمان: 143 دقیقه
زیرنویس فارسی: دارد
کیفیت: WEB-DL
فرمت: MKV
محصول کشور آمریکا
امتیاز: 7.3 از 10
 
خلاصه داستان:
آرتور کری وارث امپراتوری زیر آب آتلانتیس، باید حرکت بزرگی را در مقابل برادر ناتنی‌اش اُورم انجام دهد تا مردمش را رهبری کرده و به قهرمان دنیا تبدیل شود…
 
عوامل دوبله اول:
دوبله شده در استود
سلام
یه سوال از دختران دارم؛
اگه خواستگاری رو رد کرده باشید، اما اون بیاد مجلس ختم یکی از اعضای خانواده تون نسبت بهش نرم میشین یا ازش عصبانی میشید؟، من دو بار ازشون جواب رد شنیدم. مقصرش خانواده م بودن. خودم میدونم.
از اقوام شنیدم یکی از برادرانش تصادف کرده فوت شده، جمعه مجلس ختمش هست به بابام گفتم بیا بریم. شاید خدا خواست و نظرشون عوض شد. بابام میگه نمیاد. مجبورم تنها برم. بالاخره از اقوام دور ما هستن. فکر نکنم ایرادی داشته باشه، داداش خدا بیام
Halsey – Colors

Colorsرنگ ها

برای دانلود موزیک کلیک کنید!

[Verse 1]


Your little brother never tells you but he loves you soبرادر کوچیکت هیچ بهت نمیگه ولی اون خیلی دوست دارهYou said your mother only smiled on her TV showتو میگی که مادرت فقط به سریال تلوزیونیش میخنده

برای مشاهده ادامه به لینک زیر مراجعه نماییدکلیک کنیدبرای مشاهده ادامه به لینک زیر مراجعه نماییدکلیک کنیدhttp://lyrichub.ir
ژوپیتر:
به من نگاه کن. به تو گفتم که تو همسان منی، هر دوی ما نظم را برقرار می
کنیم، تو در آرگوس، من در آسمان‌ها. و یک راز بر قلب های ما سنگینی می‌کند.اژیست: من رازی ندارم.
ژوپیتر:
چرا، همان راز من، راز دردناک خدایان و فرمانروایان: این که انسان ها
آزادند، آن ها آزادند اژیست، تو این را می‌دانی و آن ها نمی‌دانند.
اژیست: افسوس!ژوپیتر:
اژیست، مخلوق و برادر فانی من، به نام این نظم که هر دوی ما خدمتگزار آن
هستیم، به تو امر می‌کنم: اورست و خواهرش را ب
یک عدد نیمچه پست با عنوان فصل آخر و سورپرایزهاش
و اینکه کتاب بعد از اوخر مرداد شروع میشه برید خوش بگذرونید
اسم کتاب <فرود میستی > شخصیت الی داستان میستی  خواعر زاده کریستاله و برادر مورد نظر بندیکت که قراره با روح روباش آشنا بشه یوریله=^.^= 
ادامه مطلب
تصاویر هلیا امامی خرم سلطان ایرانی بازیگر زیبا و مشهور ایرانی که شباهت بسیاری به بازیگر نقش خرم سلطان در سریال حریم سلطان دارد که تصاویر جدیدی از خود به اشتراک گذاشت.هلیا امامی بازیگری که متولد مرداد 1366 است ,شباهت زیادی به بازیگر نقش خرم سلطان سریال ترکیه ای دارد و با بازی در نقش مهربانو خود را مطرح کرد.

هلیا امامی بازیگر جوان و خوش چهره سینما و تلویزیون فعالیت خودش را با حضور در کلاس های بازیگری مرحوم استاد سمندریان آغاز نمود و توسط او به چ
خرید و فروش Litecoin
Litecoin یا لایت کوین که به عنوان برادر کوچکتر بیت کوین نیز شناخته می شود یک ارز رمزگذاری شده نقطه به نقطه است که از سال 2011 که ساخته شد محبوبیت بسیاری بدست آورده است. درست مانند دیگر ارز های دیجیتالی، لایت کوین نیز با استفاده از فناوری Blockchain انجام معاملات تجاری و فردی را بدون نیاز به یک فرد یا موسسه واسطه مانند بانک یا سرویس پردازشگر پرداخت امکان پذیر می کند. با استفاده از سرویس خرید و فروش لایت کوین سامانه پی98 می توانید بدون درد
دانلود فیلم سرکوفت
کارگردان: کریم رجبی
ژانر: کمدی، خانوادگی
سال تولید: 1397
تاریخ انتشار: زمستان 1397
مـدت زمان: 90 دقیقه
کیفـیت: WEB-DL
فرمت: MP4
تهیه کننده: سی من سینما
 
خلاصه داستان:
مجید (وحید رحمتی) برای خواستگاری از فرشته (ویدا جوان) منتظر بازگشت پدر او از سفر خارج است،‌در صورتی که بر خلاف تصور او مظفرخان (سید مهرداد ضیایی) از زندان آزاد شده و به خانه باز می گردد. از آنجا که خانواده مجید کاملا موجه و متشخص بوده و بر خلاف آنها پدر،‌برادر
مراسم ولادت امام رضا علیه السلام 
سال 1396 (12 مرداد)
دریافت مولودی خوانی برادر سبزی

تصاویری از مراسم که جنب مسجد حضرت ابوالفضل علیه السلام برگزار شد. مراسم همراه با اجرای سرود و مولودی خوانی، تئاتر طنز، سخنرانی، اهدای جوایز به شرکت کنندگان، اهدای جوایز به اسامی هم نام با امام رضا علیه السلام همراه بود

ادامه مطلب
حواستون به خواهر برادر هاتون باشه
نزارید حرفاشونو بریزن تو خودشون.انقدر باهاشون صمیمی بشید که تمامی حرفاشونو به شما بگن .اونا الان شکننده تر از همیشه هستند و ممنکه دست به راه ها و کار های اشتباه بزنند واگه راهنمایی نداشته باشند مسیر زندگیشون عوض میشه 

سعی کنید اگه اشتباهی ازشون دید بجای سرزنش و دعوا کردنشون بالطافت و ارامش بهشون گوش زد کنید که کار اشتباه بوده و عواقب درستی نداره . اینطور برخورد ها باعث میشه اگر دفعات بعدی دچار اشتباه شدند
در خواب دیدم گشته پرهایم طلایی

آمد پیامک صبحدم : مشهد می آیی ؟

گفتم : کجا ؟ مشهد ؟ چه می گویی برادر ؟!

من ؟ مطمئنی باز پیغام اشتباهی . ؟

من سال های سال آن سمتی نرفتم

مشهد کجا و من کجا ، مرد حسابی !

آنجا فقط جای کبوترهای پاک است

من یک کلاغم ، پای تا سر روسیاهی
         ------------------
 آمد پیامک : " دعوتی ، بی اختیاری"

تو زائری حالا بیایی یا نیایی

 یادت می آید صحن سید ، جمعه پیش
با حسرتی کردی به کفترها نگاهی
آهسته زیر لب کشیدی آه گفتی
آیا برای این کلاغ
اول بگم جاتون خالی هم اکنون(7:30 دقیقه) داره بارون میاد ولی شدت بارش دیشب رو نداره. خدارو شکر دیشب با وجود سر و صدای بارندگی خواب آرامی داشتم.دیروز عصر دوبار روی همرفته 2 ساعت پیاده روی کردم در بازگشت که داستانش مفصله برای درست کردن رب 15 کیلو  گوجه فرنگی خریدم .به خونه که رسیدم با همون لباس یکراست رفتم حموم خودم و لباس هامو شستم سرحال نشستیم و گفتیم تا آرام آرام برادر مرگ یا همون جناب خواب از راه رسید بهش خوش آمد گفتیم مثل همه ی جونورا لالاگاه یا
یادم نمیاد توى هیچ دوره اى از زندگیم اینقدر دلسرد بوده باشم، انگار واقعا دیگه کارى ندارم توى این دنیا، نه امیدى و نه انگیزه اى. حالا میفهمم عصبانیت و هر واکنش تند منفى هم نشونه زنده بودنه، اما حالا تنها واکنش من بغل کردن پتو و جمع شدن توى خودمه و فکر به اینکه کى به تهش میرسه این شربت حیات.
حتى دیگه نا ندارم در برابر کسى که محکومم میکنه به اینکه تقصیر خودته و یه حرکتى بکن، از خودم دفاع کنم. رسیدم به جایى که به همه حق بدم که فقط دهنشونو ببندن. 
وق
تبریک دهه کرامت

 

دهه کرامت
از اول ذیقعده سالـروز میــلاد مسعود کــریمه اهل بیت حضـرت فاطمه
معصومه(س) تا دهم ذیقعده سالروز میلاد پر نور امام رضا(ع) می باشد.

دهه کرامت یادآور لطیف‌ترین علائق و مهر و وفای کم‌نظیر یک خواهر نسبت
به مقام شامخ و معنوی برادر است، مهر و وفایی که خواهر مهـربان و دلداده را
به هجــرت وادار نمـوده و غربت و بیـماری و مرگ را در فصـل جوانی برای او
آسـان کرده است. دهه کرامـت یادآور تحول آفرینی بانوان آسمـانی است

دهه کر
نام کتاب: فرار به موزه ی نیویورکنویسنده: ای ال کینگزبرگ
داستان در قالب نامه ای است که کل کتاب روایت میشود کلودیا شخصیت اصلی داستان از یکنواختی خسته شده و می خواهد فرار کند و با برادرش به نیویورک فرار می کند و طبق نقشه ای که داشته در موره هنر نیویورک زندگی می کند و تصمیم می گیرد گه کل موزه را بگردد در اولین روز که به تالار رنسانس ایتالیا رفته بودند متوجه میشوند که مجسمه جدیدی به اسم فرشته به موزه اضافه شده و کلودیا تصمیم می گیرد به جای گشتن موزه
همسایه طبقه پایینمون تمرین آواز داشت، بجز اونجاهایی که تمرن حنجره میکرد و هاهاها، هاهااهاهااهاهااه میخوند، و اونجایی که خواجه امیری میخوند و نمیشد داد زد دوباره دوباره! باهاش کنار اومده بودم :) هرچند دوسال آخر دبیرستانم بود و من کارشناسیم تموم کردم ولی بنده خدا خواننده نشد!
بعد یروز هفت صبح مامانش اومد دم خونمون که من بیماری اعصاب دارم و ال و بل و یه صداهای وحشتناکی از تو خونتون میاد جیر جیر های بلند و دارم دیونه میشم و این حرفا! که فهمیدیم
سلام دوستان
 من یه دختر 23 ساله هستم، لیسانسم گرفتم، حدودا 2 ماه پیش یه پسر که از آشنایان دور ماست و منو داخل مغازه پدرش دیده بود اومد خواستگاریم، ایشون فوق لیسانس جامعه شناسی داره، 27 سالشه و کارمند دولته با حقوق ماهی 3 میلیون تومان، چهره خوبی داره خانواده خوب و نجیبی هم هستند، وضع مالی شون خوبه.
با اجازه خانواده هامون چند جلسه ای برای آشنایی بیشتر همدیگه رو دیدیم، اخلاق و رفتارش رو پسندیدم ، پسر مهربونیه، روابط اجتماعیش قویه، اهل مطالعه هم ه
کمپانی پژو پس از موفقیت‌های بی‌شمار پژو 206،
تصمیم گرفت این خودرو را تحت نسخه فیس‌لیفت در کنار پژو 206 روانه بازار
کند. به همین دلیل دست به طراحی و تولید 207 زد و آن را از سال 2006 تا
2014 به تولید می‌رساند. پژو 207 برای مدتی با چهره‌ای متفاوت از نمونه
موجود در بازار جهانی در ایران به تولید رساند اما پس از اعمال تحریم‌ها
علیه کشورمان، تولید این خودرو متوقف شد. پس از این اتفاق ایران خودرو
تصمیم گرفت برای حفظ بازار پررونق این خودرو، 207 را با تکیه بر
مارگو رابی خوش لباس ترین زن سال شد به گزارش چفچفک این خانم بازیگر جوان به عنوان خوش لباس ترین زن سال 2018 انتخاب شده است . وی بخاطر زیبایی چهره و خوش تیپی اش به کار مدلینگ نیز مشغول است .مارگو رابی هنرپیشه و فیلم‌ساز ۲۸ ساله موفق استرالیایی است که جوایز متعددی را دریافت کرده است.
مجله تایم نام او را در فهرست ۱۰۰ چهره تأثیرگذار جهان در سال ۲۰۱۷ میلادی قرار داده و مجله فوربز نیز رابی را در فهرست ۳۰ Under 30 جای داده است.

این ستاره سینمای هالیوود فعالی
 
شهیداکبر مددی
فرزند: عباسعلی
متولد: 1341 نجف‌آباد
عضویت: بسیج
تاریخ شهادت: 11/8/1361
محل شهادت: موسیان (عملیات محرم)
محل خاک‌سپاری: نجف‌آباد
زندگی نامه
در یک خانواده مذهبی و زحمت‌کش به دنیا آمد. پدرش چوپان بود و به کسب روزیِ حلال خیلی مقیّد بود، با توجه به علاقه‌ای که به حضرت علی‌اکبر(ع) داشت، نام پسرش را اکبر گذاشت.
از کودکی همراه برادر بزرگش به مسجد می‌رفت و در کلاس قرآن شرکت می‌کرد. با این که جزء دانش‌آموزان ممتاز بود؛ اما تحصیلاتش را تا دو
تقویم شیعه
آخر ذی القعده
شهادت امام جواد علیه السلام
در این روز در سال ۲۲۰ هجری قمری امام جواد علیه السلام به زهر معتصم لعنت الله علیه به شهادت رسیدند، و هنگام شهادت از سن مبارکشان ۲۵ سال و سه ماه و ۱۲ روز گذشته بود. در شهادت آن حضرت ۵ ذی القعده، ۵ ذی الحجه سال ۲۱۹ هجری قمری، ۶ ذی الحجه ۲۵ ذی الحجه هم گفته شده است. بعد از شهادت حضرت رضا علیه السلام، مأمون لعنت الله علیه جواد الائمه علیه السلام، مأمون جواد الائمه علیه السلام را به بغداد طلبید و د
برادران آنتیگونه، پولونیکس و اتئوکلس فرزندان ادیپ در جنگ مخالفان هفتگانهٔ تب همدیگر را کشتند و کرئون دایی اشان و پدر همون، پادشاه تب تدفین پولونیکس را به جرم خیانت ممنوع کرد. آنتیگونه از این فرمان سرپیچی می‌کند و می‌گوید که از قلب فرمان می‌برد». او برادر را به خاک می‌سپارد و به دستور کرئون زنده در گور می‌شود.
••••
لینک دانلود کتاب افسانه های تبای
شاهکار ماندگار نمایشنامه نویس مشهور یونان سوفوکل
شامل سه نمایشنامه : ادیپوس شهریا
داستان قسمت آخر سریال فضیلت خانم
سریال فضیلت خانم و دخترانش fazilet Hanim ve Kizlari یکی از سریال های پربیننده 2017 کشور ترکیه و استار تی وی است که داستانی درام و عاشقانه دارد.
فضیلت خانم زنی میانسال است که دو دختر به نام خزان و اجه می باشد که هر کدام از این دخترها در زندگی خود دچار فراز و نشیب زیادی می شوند و فضیلت قصد دارد که اوضاع را بهبود بخشد. دختران او پس از اتفاقاتی سر از منزل اگه من ها در می آورند. عشق اجه و یاسین هم در اواسط سریال به بن بست می خورد و ا
مشکلات مردها، به چیزهایی مثل نژاد، پول و شغل برمیگرده؛ اما مشکل اصلی زن ها
فقط حول یه موضوع می گرده:
                         آن ها (زن) به دنیا آمده اند.
                                                         اوریانا فالاچی
_____________________________________________
حالِ این روزهام؟ بد، بدون هیچ دلخوشی.
چرا باید دختر به دنیا بیام؟ چرا تو این کشور؟ چرا تو این زمان؟
تو این کشور یه دختر، یه زن  هر چقدر هم مستقل باشه و تلاش کنه بازم جزو املاک شخصی مردها حساب میشه.
تا وقتی بچ
کتاب پرواز تا بی نهایت
 
وقتی سریال شهید بابایی رو دیدم فکر می کردم حسابی شهید بابایی رو می شناسم اما وقتی کتابش رو خوندم اونم با این قصه های کوتاه و کوچولو، تازه فهمیدم نمی شناسمش.شهید بابایی همون شهیدی است که حضرت آقا می فرمایند:  من به حال او غبطه می خورم.”شهید بابایی انقدر بزرگ بود که تو سریالش هم جاش نشد!!!
 
بریده ای از کتاب:یک ماشین بیوک و یک ماشین پیکان در فرماندهی وجود داشت اما شهید بابایی همیشه پیکان را ترجیح می دادند . در یکی از سفره
میرزا حسین علی، ملقب به بهاءالله پس از اعدام باب، بر سر جانشینی او با برادرش دچار اختلاف شد؛ این اختلاف منجر به تشکیل دو گروه به نام ازلی ها و بهائی ها شد. با بالا گرفتن اختلاف و قتل و کشتار بین دو برادر، دولت عثمانی آنها و پیروانش را از هم جدا کرد. بهاءالله و طرفدارانش را به شهر عکا در شمال غرب فلسطین و صبح ازل و پیروانش را به جزیره قبرس فرستاد.
 
سرانجام حسین علی نوری، در سال ۱۳۰۹ ق، در ۷۵ سالگی در اثر بیماری اسهال خونی در عکا در گذشت و در هم
فصل دوم انیمیشن بچه رئیس The Boss Baby Season 2 2018 WEB-DL
سریال The Boss Baby Season 2 با کیفیت 1080p & 720p & 480p
نام کارتون: بچه رئیس: بازگشت به کار فصل 2 | ژانر: انیمیشن، کمدی، خانوادگی | انتشار: 2018
زبان: انگلیسی | زیرنویس فارسی: دارد | تعداد قسمت ها: 13 اپیزود | کیفیت: WEB-DL
فرمت: MKV | حجم: متفاوت با هر کیفیت | محصول آمریکا | امتیاز: 6.3 از 10
خلاصه داستان: در مورد خانواده‌ای است که با ورود بچه‌ای عجیب و غریب به خانه اشان اتفاقات زیادی رخ می‌دهد. در حالی که خانواده انگشت ا
با آقای الف برای تدریس صجبت میکنم و میگم هرچی زنگ زدم برای مدرک TTS کسی جواب نداد،میگه منظورت TTC بود؟گنگ نگاش میکنم و میگم مگه نگفتم TTC؟
زنگ زدم آژانس بیادبرم باشگاه میخوام برم پشت اداره پستمیپرسه کجا میرید؟میگم پشت هتل پارس!میگه هتل پارس؟میگم اهان نه ببخشید منظورم اداره پسته پیش خودم میگم هتل پارس از کجا اومد تو دهن من؟
زنگ زدم بعد کل چرب زبونی راضیش کردم توی گروه مشاورشون عضوم کنه،میگه خانم ق کد بورسیتو بفرست برام میگم چشم چشم الان کد پست
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب