نتایج پست ها برای عبارت :

کد لا لا ماما بمیر

یه بار هم تو سمینار ماهانه پزشک و ماما، یکی از دوستان میکروفون رو روشن کرد و رو به پزشک ها گفت: شما الان باید فرمایشات منو یادداشت کنید چون قراره وقتی تشریف آوردم مراکزتون کاری که ازتون خواستم رو تحویل بگیرم، تکرار هم نمیکنم.
پروسه زایمان انننقدر جداب و زیبا به نظرم میومد که اصلا دلم نمی خواست خودم رو بسپرم به تیغ جراحی
نظر من با مجموع شرایطی که دیدم و بررسی کردم این بود که هرچیزی راهی داره و از راه خودش رفتن خیلی بهتر از دستکاری کردنه. من سزارین رو دستکاری می دونم! و خلقت خدا رو ارجح دونستم به سزارین!
برای همین به انتخاب و اصرار خودم خواستم که طبیعی باشه.
با همه چیزهایی که خونده بودم و آمادگی هایی که داشتم، اما کل پروسه خیلی سخت تر از چیزی بود که فکر می کردم. با این
دانلود اهنگ محسن لرستانی دل بیچاره بمير نازت خریدار نداره (لیلای جان) کیفیت 320 لینک مستقیم
دانلود محسن لرستانی دل بیچاره بمير نازت خریدار نداره
دانلود اهنگ دل بیچاره بمير نازت خریدار نداره
دانلود آهنگ قدیمی محسن لرستانی لیلا جان مادرت ♫ آهنگ شنیدنی و جذاب لیلا جان مادرت با صدای محسن لرستانی . دلِ بیچاره، بمير! نازت، خریدار نداره… دانلود آهنگ کردی با موضوع : محسن لرستانی با نام شاهزاده و گدا با دو کیفیت mp3 128 و mp3 320 برای . حاجتم روا بشه درد د
بسم رب الشهدا
.
#قسمت_هشتاد_و_هشتم
#قسمت_آخر
.
سر عقد بعد بله دلم از تموم دنیا برید و فقط گره خورد به دل محمد
اونقدر که اگه می گفت بمير در لحظه واسش جون می دادم
قبل دست کردن حلقه کف دستش رو باز کرد
- الوعده وفا زینب خانوم
تسبیح رو گذاشتم کف دستش
دستم هنوز از کنار دستش دور نشده بود که برای اولین بار دستم رو گرفت و بوسید
ادامه مطلب
دستت را روی کافکا میکشی، اشک هایت حیران مانده اند که روی دردهای کدام یک ببارند، یک طرف کاغذهای مچاله ‌شده و دفترخاطرات ، طرف دیگر تکه های ورق های سیاه.
‌دستت روی کافکا خشک شده. این یکی را خیلی دوست داشتی. این را نگو! ببین! آن را بالاتر را کامو چسبانده ای. من هم نمی‌دانم  کی اشک هایت می ریزد، اما جایی بین صدای فرهاد و فرخزاد  سیاهی روی صورت کافکا پخش می شود.
آنقدر می مانی تا مطمئن شوی که نور رفته است و برای کسی می نویسی
 " کاش آن روز از پل پایی
خانمی چقدر قشنگ گفت:
حق حضانت برای تو درد زایمان برای من 
نام خانوادگی برای تو  زحمت خانواده برای من 
سند خانه برای تو بیگاری خانه برای من 
 چهار عقد برای تو حسرت عشق برای من
هزارصیغه برای تو حکم سنگسار برای من
 هوس برای تو عفاف برای من 
این بود آزادی و برابری حقوق برای زن و مرد. . . زنها حق اعتراض ندارند!!!
 آرام بمير بانو كه حتی عكست را پس از مردن بر روی آگهی  ترحیمت نمی زنند!!!
ﻧﺎﻣــــــــــﻢ زن ﺍﺳــــــــــــــــــــﺖ …
زمانی زنده به
خسته ام . خیلی خسته . از زندگی و همه ی آدمها خسته ام . دیگه نمی خوام برای زندگی تلاشی بکنم . حتی آینده ی بچه هام هم دیگه برام مهم نیست . دیگه اینهمه زحمت و تلاش و بدو بدو بسه . وقتی آدم اینهمه زحمت می کشه و همش بی نتیجه می مونه . وقتی حتی نزدیک ترین آدمهای اطرافمون هم قدر نمی دونند و نمی فهمند . یعنی فاتحه همه چی خونده شده . 
از قدیم و ندیم گفتند برای کسی بمير که برات تب کنه . و من توی این دنیا هیچ کسی رو ندارم که برام تب کنه ! هیشکی رو ندارم .
تو کیستی، که من اینگونه بی تو بی تابم؟شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم .تو چیستی، که من از موج هر تبسم توبسان قایق، سرگشته، روی گردابم!
 
تو در کدام سحر، بر کدام اسب سپید؟تو را کدام خدا؟تو از کدام جهان؟تو در کدام کرانه، تو از کدام صدف؟تو در کدام چمن، همره کدام نسیم؟تو از کدام سبو؟
 
من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه!چه کرد با دل من آن نگاه شیرین، آه!مدام پیش نگاهی، مدام پیش نگاه!کدام نشاه دویده است از تو در تن من؟
 
که ذره های وجودم تو را که می بینند،ب
یه دسته از کتابخونا معتقدن، گاهی باید اجازه بدیم کتابا خواننده شون رو انتخاب کنن. راستش منم بدم نمیاد جز این دسته باشم. به همین دلیل وقتی توی کتابخونه دنبال گتسبی بزرگ اثر فیتزجرالد با ترجمه رضا رضایی بودم، (با اینکه کتابدار آدرس قفسه و ردیف رو داده بود ولی هر چه می گشتم پیدا نمیشد) چشمم افتاد به این کتاب و عنوانش دعوتم کرد برش دارم و منم رد نکردم. جلد کتاب رو که دیدم، اولش حدس زدم با کتاب نوجوانان مواجه باشم. اما با اینکه شخصیت اول داستان یه د
خب اول مراجعه کنید به خط اول پست "2_3"
خوندیدش؟!
خب؟واقعا الان چی بگم موقع شروع؟!
بلاخره کمر همت بستم و امروز رفتم و فتوشاپ ثبت نام کردم،فعلا واسه روزای یکشنبه و سه شنبه طرفای عصر
به احتمال زیاد ساعتش رو عوض کنم چون صبح های چهارشنبه کلاس دارم نمیتونم رسیدگی کنم به همه شون
واسه یه مرور کردن فکر میکنم کافی باشه
اونقدررر راه رفتم و دویدم که به بدترین شکل ممکن خسته ام
توی راه که میومدم سمت خونه داشتم به این فکر میکردم که چه قدر بده کسی تو خونه منتظرت
ریتم: 6/8            گام: A
Am   Dm              B                            A    Dm             B      Am
گل بارون زده ی من گل یاس نازنینم . میشکنم پژمرده میشم نذار اشکاتو ببینم
Am     Dm           B                               A     Dm              B        Am
تا همیشه تو رو داشتن داشتن تمام دنیاست . از تو و اسم تو گفتن بهترینِ همه حرفاست
Am           E          G                                Am          E               G      Am
با تو با تو اگه باشم وحشت از مردن ندارم . لحظه هام پر میشه از
دیگر نباید.
نباید فکر کنم! فکر این و آن فکر اینکه مبادا کسی از دستم ناراحت شده باشد.
باید تمام این تشویش ها و دلهره ها و دلباختگی ها را. همه شان را ببوسم و بگذارم کنار.
باید تمام کنمو بگویم دیگر بس است!.
باید مسافرتی بروم‌ تنها به هیچ کس هم نگویم. یک مسافرتبه مقصدی طولانی. خیلی طولانی جایی که دست هیچکس به من نرسد
باید چند شبی را در یک روستا بگذرانم. و تا صبح به ستارگان و ماهش خیره شوم. 
میخواهم مثل بچگی هایم بنشینم و بی هیچ دغد
رعد و برق که زد به دنبالش شرشر باران راه افتاد.برخلاف زمستان که تا باران شروع به باریدن میکرد ترس و دلهره سراغم می امد از ترس خبری نبود.از خانه بیرون زدیم تا به بهانه باران باران را تماشا کنیم.ادمها و بیشتر مردها و پسرهای جوان سوار بر ماشین و موتور به تماشای سیلاب و رودهای فصلی امده بودند.من چادر سیاه گلدار سرم بود و لباس نخی بلوچی تنم کرده بودم.یادم رفته بود سبب و نسب در نقطه کوری مرا با ملاها گره زده است.از تماشای رودخانه که خسته شدیم.کناری ن
از آبان 96 هی این کتاب رو میگیرم به دست که بخونم و نمیشد.تلاش اول
تلاش دوم،تلاش اولم خیلی خنده داره!با توجه به اینکه "نامه به فرزندی که هرگز زاده نشد"زودتر از"از دو که حرف میزنم از چه حرف میزنم"تموم شد.
بعد از ویس گوش خراشم (تلاش سوم) موراکامی اینگار که بگه:برو بمير یعنی با این صدات.
رفتم و مُردم و کتاب رو بستم تا اینکه دیروز بازم از صفحه های 30 و خورده ای به بعد استارت زدم!
دیروز به طرز دیوانه واری تا 100 خوندم و شاید 120 خاطرم نیست!
و صبحه نزدیک به ظهر
ب رو میشناسید؟ ب همون دختر خاله امه که یه کمی مشکل ذهنی داره و دقیقا همسن منه.
مادر ب یک ماه قبل خونه کلنگی رو سپرد به بساز و بفروش که براشون بسازه .وقتی کل اسباب کشی تموم شد و مستقر شدن بابای من تو خیابون دیده بودشون که دارن خرده ریز میبرن بالاخره گفته بودن آره یهویی شد دادیم خونه رو بساز بفروش بسازه برامون! 
خواهر ب ما رو عروسیش دعوت نکرد.خواهر ب ما رو برای جشن سیسمونی و جهازش دعوت نکرد. ب وقتی تازه رفته بود سر کار هر وقت سراغش رو میگرفتیم ماما
با مامان رو مبل نشسته بودیم.گفت امروز چه روز بدی بود خیلی کسل بودم دلم به کار نمیرفت.
آروم گفتم خیلی هم بد نبود.
حرف زد از اینکه چرا هیچکدوم مون از زندگی لذت نمیبریم،بهش گفتم مامان تو خسته نشدی؟گفت:به نظر میاد تو از منم خسته تری،تو خیلی دپرس و آشفته به نظر میای من نمیدونم چه کاری میشه برات کرد.
آروم گفتم اره من از زندگی لذت نمیبرم.
گفت چرا؟دوستداری چطوری باشه؟چی میخوای؟
دیگه نتونستم هیچی بگم،چیزی که سریع توی چشمای من برابر میاد همش اشکِ و اشک،
خودت را اذیت کرده‌ای. من نمی‌توانم از زندان این "طرز فکر کردن"هام آزاد شوم. بیماری به سرعت مشغول ویران کردن تن و روان منست. حالا تنم شاید یک سی چهل سالی زمان ببرد که بهتر می‌شود اگر نبرد. مامان می‌گوید این‌همه آدم مثل تو می‌رن خوابگاه، همه درماتیت نمی‌دونم چی می‌گیرن؟ این‌قدر بیماری‌های روانتو تنی نکن.» اولین بار است که حس می‌کنم یک چیزیش می‌شود. ایستاده بالای سرم و فریاد می‌کشد. من خودم فریادش می‌شوم، فرود می‌آیم روی سر خودم، دیوان
یک عصر پاییزی بود جایی اواسط آبان ماه، عطر کیک اسفنجی (که تمام شکر توی کابینت و مصرف کرده بود و آنچنان دل خوشی ازش نداشتم) ترکیب شده با مربای آلبالو که با گذر زمان کمتر میشد، فضای خانه رو پر کرده بود. ساعت ها بود در حالی که روی کاناپه سبز رنگی که همان روزها موقع تغییر دکوراسیون گفته بودم : یه کاناپه شبیه اونی که توی فیلم "اینجا بدون من" بود، باشه اما سبز لجنی. گفته بودی: اما سبز لجنی. و جا خوش کرد بین پذیرایی دلبرانه‌ی خانه‌ی دنجی که حالا دیگر خا
مدینه صحن و کبوتر دوس دارم


مدینه
صحن و کبوتر دوس دارم
بگن
بمير واسه مادر دوس دارم
غلام
گل پسرای فاطمه ام
ولی
حسینشو بیشتر دوس دارم
دوس
دارم دوستای حسینو
این
بزم زیبای حسینو
رؤیای سیمای حسینو
حضرت
زهرایی حسینی ام
عمریه
بین الحرمینی ام
.
ثاراللّهیم ، اباعبداللّهیم .
یه دنیا توی دلم بی
تابیه
غمی که داره پُره از
شادیه
گدای این درم و دارم
یقین
نوکری واسه شما
اربابیه
آی دنیا اربابم حسینه
اربابم شاه عالمینه
دربارش بین الحرمینه
حضرت
زهرایی حسینی
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب