نتایج پست ها برای عبارت :

کد پیش اواز

دلم واسه سالهایی که میگفتم اره، این کار رو میکنم و بعد میرفتم میکردم، تنگ شده. نه به کسی میگفتم نه استرسی داشتم و نه چیزی، چون میدونستم که اره میرم انجامش میدم
الان چی؟ به عالم و ادم خبر میدم اره تو فکر فلان و فلان و فلان کارم. انجامش میدم؟ نه. به این فکر میکنم که به کلی ادم گفتم و هی داره جلوشون بد میشه. نه اینکه برام مهم باشه اونا الان چه فکری میکنن. بلکه واسه خودم ثابت میشه چقدر حرفام بی اعتبار شدن.
حالا اولین بخش برنامه، اواز خوندنه.
من صدای خ
رستاک جان ِحلاج میخاند:
بهم گفت این صندلی خالیه؟
بهش گفتم این صندلی مال تو.
و فقد این ادمه ک میتونه این جمله ی بشدت معمولی رو 
با این حس بگه! عاخه چرا اینجوری بهش میگه مال تو؟

نشدن هم گودال عمیقه،که جای خالیش پر نمیشه با بودن هرچیزی.
مثلا من الان دلم بغل ملیکا رو میخواد
بلند بلند اواز خوندنو میخواد
بیرون رفتن از این اسارتگاهو-- میخاد
حیاط خونمونو میخاد
یخ در بهشت میخاد
یه خواب مفید و عمیق میخاد
و خب هیچکدوم حاصل نمیشه دیه!
دیشب خواب پسرخالمو
وقتی فیلم گاندو را نگاه کردم که چطور این هم نفوذ در بدنه اصلی ترین کشور
ایجاد شده .


یاد جمله ای افتادم که خیلی وقت پيش  مطالعه کرده بودم برای شما هم بیان می کنم


تا با دقت بهش فکر کنیم  که چرا؟


این همه بعضی ها دلشهان خالی شده که به راحتی در آنها نفوذ می کنند.
--------------------


ابوسعید خراز.


او می گوید:شبی ابلیس را به خواب دیدم .عصایم را برگرفت تا او را بزنم
هاتفی فریاد کشید، که اواز عصای تو نمی ترسد.


او فقط از نوری که در دل تو است می گریزد.


به شیطا
خب انیو اونی های گلم واسه همتون شعر بگفتم ککک امیدوارم دوست داشته باشین هر چند چرتو پرته.هر کی رو یادم رفته بگه حتماااااااا چون خیلی واسم مهمه پس بگین فدای شما
من در غیاب تو همچون گلی شکوفه زن(در وصف اونی سیما کک).

اونی انا:
همعن گه که تو را دیدم از مهر تو خندیدم

اونی عسل:
عسل عسل ضرب المثلهر قطره اش خود یک مث
تقدیم به اونی عسل عسل گروهمون

رفتیو با رفتن تو شکوفه ها بریختندبرگرد که با برگشتنت همه بهارها شوداونی محدثه

تو در هما
فقط کافیست باد بوزد،باد گرم شرجی اطرافم را پر کند و در اغوش بکشد تمام اجرهای خانه مان را تا ایمان بیاورم به تو باری دیگر.ایمان به رویدنت در لابلای کاشی‌های خانه در کالبد یک شاخه سبز.تصویرت در اسمان سنت پیتر،در کیف خانم تماشاچیِ گنبد اهنین واتیکان.در شیرینی اب‌نباتِ بوفه مدرسه‌ایی با مختصات جنوبی‌ترین نقطه شهر در سلول‌های مغزم است.
اینقدر جاری هستی که بی تو نفس نتوان کشیدن.مدیون ملکول‌های هوایت‌ام،در یانکی سیتیِ نیویورک میان اختلاف طب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب